سوالات متداول درباره ی سرقت

همسر سابق بنده شکایتی علیه من مطرح کرده مبنی بر سرقت مستوجب تعزیر که اگاهی بنده رو خواست و منم توضیحات لازم رو گفتم و اینکه من در ان شهر ساکن نیستم . حال سوالم این است که نوع این سرقت چیست و چگونه از خودم دفاع کنم؟سرقت های تعزیری سرقت هایی هسستند که از سرقت مستوجب حد مجازات کمتری دارند و البته انواع مختلفی دارند . دفاع از پرونده شما با بررسی کامل پرونده و دلایل و مدارک امکان پذیر است.میخواستم به سفر بروم و کلید خانه را بنا به دلایلی به همسایه ام دادم حالا که برگشتم میبینم طلاها در گاوصندوق نیست مطمِئن هستم که همسایه ام که کلیدها را داشته طلاها را برداشته چه کاری باید انجام دهم ؟میتوانید بعنوان خیانت در امانت و یا سرقت طرح شکایت کنید ولی باتوجه به نداشتن شاهد و دلیل و مدرک امکان نتیجه گرفتن شما کم است.در خیابان شخصی از مغازه بیرون امد و یک تراول به من نشان داد و گفت ۵۰ تومان خورد داری ؟همین که پول را بهش دادم فرار کرد . ایا میتوانم اقدام کنم؟میتوانید به پلیس گزارش دهید و یا طرح شکایت در دادگستری نماید البته باتوجه به اینکه شناخت متشاکی عنه ندارد احتمال نتیجه گرفتن شما بسیار پایین است.ایا سرقت کارگر از کارفرما همیشه مشدد است یا گاهی خیانت در امانت؟سرقت توسط مستخدم و شاگرد سرقت مشدد است خیانت در امانت و سرقت دو عنوان کاملا متفاوت است که قابل جمع نیست ولی بسته به اتفاقی که رخ داده و شرح کامل میتوان عنوان کیفری شما را مشخص کرداگر جد پدری سرقت کند ایا سرقت حدی است یا تعزیری؟همواره این سرقت تعزیری است و از شمول حد خارج استاینجانب صاحب مغازه تزییناتی هستم . چند روز قبل شخصی به من مراجعه کرد و یک گلدان رابرداشت تا به ان نگاه کند . چهره این فرد درخاطرم هست . ازکجا باید شروع کنم؟از طرح شکایت در دادگستری و پیگیری ان در مراجع ذیربطاگر سارق هنگام سرقت از اپارتمان دچار اسیب شود باتوجه به اینکه مجرم است میتواند شکایت کند؟بستگی به نوع اسیب داردسامانه وکیل نوین در شهرهای اهواز, بندرعباس، تهران، مشهد،کرج،اصفهان، کرمان، کرمانشاه، اراک، گرگان، شیراز، یزد، قم، قزوین، اردبیل، تبریز،آبادان، اسلامشهر، بیرجند، بجنورد، همدان، زنجان، ساری ، رشت، هرمزگان، خرم آباد، ارومیه، لرستان، بوشهر، زابل، کیش، قشم وکلای متخص در زمینه ارث را به هموطنان عزیز معرفی می نماید.

موارد کاربردی تنظیم سند

 وقتی مالی مورد خرید و فروش قرار میگیرد، برای اینکه بتوان آن را متعلق به خریدار دانست، لازم است که سند آن به نام خریدار تنظیم شود. از نظر قانونی نیز معمولا دارنده یک مال همان شخصی است که سند مال به نام اوست. اما گاهی اتفاق می افتد که مالی مورد خرید و فروش قرار گرفته است و خریدار پول پرداخت کرده و حتی فروشنده هم مال را در اختیار خریدار قرار داده اما به هر دلیلی سند رسمی برای خریدار تنظیم نشده است. از جمله اینکه مثلا فروشنده مدام تنظیم سند را به تاخیر بیندازد یا خریدار فوت کند یا فروشنده فوت کند  و … در زیر به برخی پرسش و پاسخ ها در این زمینه اشاره می‌کنیم.یک ماشین ال ۹۰ خریده ام پولش را پرداخت کرده ام ولی برای من سند تنظیم نمیکند میتوانم شکایت کنم؟بله میتوانید از طریق مراجع قضایی پیگیری کنید.من یک سال و نیم پیش ماشین پراید کم کار بطور اتفاقی از یکی از اشناها خریدم و چون به ایشون اعنماد داشتم سند نزدم برگ سبز و سند برای مدتی برای مدتی دست ایشون ماند . روزی که ماشین از جلوی بیمارستان به پارکینگ منتقل شد من بهشون زنگ زدم و تقاضای برگ سبز و سند را داشتم تا ماشین رو ازاد کنم . مثل اینکه ایشون قبل از اینکه ماشین را به من بفروشد برگ سبز رو گم کرده بودند. الان نه وکالت میدهد و نه ماشین را ازاد میکند حدود ۲ماه هم هست که پدرشون فوت کرده و ماشین هم بنام پدرشون بوده ازکجا اقدام کنم برای سند؟جهت تنظیم سند و تحویل ماشین میتوانید علیه ایشان دادخواست بدهید و از این طریق ماشین و سند خود را دریافت کنیدماشینی از نمایشگاه خریداری شده و مراحل تعویض پلاک را انجام دادم و برگ شبز سند را هم گرفتم اما فروشنده میگوید همه مدارک را به من تحویل دهید تا من سند قطعی بزنم ایا درسته همه مدارک را بدم به ایشون ؟خیر ایشان باید همراه شما اقدام کند برای تنظیم سندزمینی در شهرستان داریم که سال ۵۹ خریداری شده و تنها دارای بنچاق است و کاربری کشاورزی دارد که در ان سهم هرنفر بصورت دانگ مشخص شده است اما محدوده برای هر شخص مشخص نشده که کدام قسمت ملک متعلق به چه کسی است و ما ۵ شریک هستیم حال چطور میتوان برای تفکیک و گرفتن سند ۶ دانگ برای هر سهم از شرکا اقدام نمایید؟میتوانید یک تقسیم نامه با توافق تمام شرکا تهیه کنید مطابق آن اقدام کنید درصورت عدم توافق باید به دادگاه جهت تقسیم اقدام نمایید.پنج سال پیش در منطقه شهرک رضویه خانه ای خریداری کردم که قولنامه در بنگاه معاملات ملکی ثبت و ۲۰ میلیون از پول باقی ماند برای روز انتقال سند که قرار بود فروردین ماه جاری سال پیش پرداخت بود متاسفانه هنوز این اتفاق نیفتاده است و با هربار پیگیری از مالک فقط زمان تلف شده راه حل چیست؟اظهارنامه ارسال کنید جهت تنظیم سند و سپس دادخواست علیه ایشان به دادگاه تقدیم کنید.سامانه وکیل نوین در شهرهای اهواز, بندرعباس، تهران، مشهد،کرج،اصفهان، کرمان، کرمانشاه، اراک، گرگان، شیراز، یزد، قم، قزوین، اردبیل، تبریز،آبادان، اسلامشهر، بیرجند، بجنورد، همدان، زنجان، ساری ، رشت، هرمزگان، خرم آباد، ارومیه، لرستان، بوشهر، زابل، کیش، قشم وکلای متخصص در زمینه ارث را به هموطنان عزیز معرفی می نماید.

سوالات حقوقی در مورد وصول مطالبات

اگر چک از کسی گرفته باشم و تاریخ نداشته باشد ولی پشت نویسی داشته باشد قابل وصول است؟بله چک را تاریخ بزنید و به بانک مراجعه کنیدایا سفته بدون اثر انگشت و آدرس و مشخصات قابل پیگیری است؟در صورتی که امضا داشته باشد میتوان پیگیری کردبنده مبلغ دو میلیون تومان (یک میلیون از طریق کارت به کارت و یک میلیون از طریق فروشگاه با کارت خودم) به یکی از دوستانم قرض دادم و مدرکی غیر از پرینت حساب ندارم ایا قابل پیگیری است؟ بله میتوان با پرینت حساب خود نسبت به ایشان دادخواست به دادگاه تقدیم کنید البته درمورد یک میلیون از فروشگاه باتوجه به اینکه دلیلی ندارید میتوانید ایشان را در دادگاه قسم دهیدایا مطالبه وجه چک اخذ خسارات دیرکرد و هزینه های دادرسی و حق الوکاله هم ممکن است؟بله امکان پذیر استاگر مستاجر بابت اجاره بها چک داده باشد و بدلیل نداشتن موجودی وصول نشود ایا میتوان تقاضای تخلیه ملک کرد؟بله میتوان جهت تخلیه اقدام کردبنده از طرفم ۳۰ میلیون تومان پول طلب کارم که پس از شکایت از وی و دریافت وجه او متواری شده چک را در زمان خودش برگشت بزنم یا راه حل دیگری وجود دارد؟میتوانید ایشان را ممنوع الخروج کنیددو ماه با خانمی ارتباط داشتنم با قصد ازدواج و مبلغ ۳۸ میلیون تومان پول بهش قرض دادم ولی الان متوجه شدم ازدواج کرده است ایا امکان شکایت وجود دارد؟بله میتوان بابت ۳۸ میلیون تومان دادخواست مطالبه وجه بدهید البته لازم است پرینت پرداخت ها دلایل و اسناد پرداخت خود را به دادگاه ارایه کندمن لپ تاپ خودم را به یکی از اقوامم فروختم مبلغ ۱۰ میلیون تومان و در ازای ان چک دادند و الان وصول نشده و پشت چک پدرش که فرهنگی است امضا کرده ایا امکان توقیف حساب ایشان وجود دارد؟بله میتوانید جهت توقیف حساب ایشان با تامین خواسته فوری همزمان با مطالبه وجه اقدام نمایدبنده قبلا مبلغی را بابت ساخت و ساز به سرمایه گذاری قرض دادم و الان هم پس از چندسال درخواست اصل پول و سود حاصل از نگهداری پول را دارم ایا امکان پذیر است؟بلافاصله اظهارنامه جهت مطالبه پول برای ایشان ارسال کنید و دادخواست مطالبه وجه را تقدیم دادگاه کنید توجه کنید که مطالبه سود امکان پذیر نیست مگر بعد از مطالبه رسمی از بدهکاری به همین دلیل فورا اظهارنامه را ارسال بفرمایداز اگهی دیوار جنس خریداری کردم و پول را کارت به کارت کردم . الان فقط ۱ شماره همراه دارم که خاموش است ایا امکان وصول وجود دارد؟از طریق اطلاعات کارت میتوانید طرح شکایت کلاهبرداری نماییدسامانه وکیل نوین در شهرهای اهواز, بندرعباس، تهران، مشهد،کرج،اصفهان، کرمان، کرمانشاه، اراک، گرگان، شیراز، یزد، قم، قزوین، اردبیل، تبریز،آبادان، اسلامشهر، بیرجند، بجنورد، همدان، زنجان، ساری ، رشت، هرمزگان، خرم آباد، ارومیه، لرستان، بوشهر، زابل، کیش، قشم وکلای متخصص در زمینه ارث را به هموطنان عزیز معرفی می نماید.

شما در این شیوه به راحتی میتوانید به صورت رایگان در سامانه وکیل نوین ثبت نام و مشخصات خود را ثبت نمایید .

ثبت وکیل در سایت فرم ثبت فرم ثبت مشخصات وکیل در سامانه وکیل نوین 2052994 2 300x271

شیوه ثبت مشخصات در وکیل نوین

وکلا محترم با ثبت نام در این شیوه به راحتی مشخصات خود را ثبت مینمایند و موکلین مستقیما با خود وکیل تماس حاصل مینماید و پرونده ای از ناحیه سامانه معرفی نمیگردد .

مزایا ثبت مشخصات در وکیل نوین

  • با جستوجوی نام شما توسط هموطنان در گوگل به راحتی صفحه شما را مشاهده ورزومه شما را مشاهده مینمایند .
  • درشهر شما چنانچه موکلی بدنبال وکیل بگردد لیست وکلای شهر را برایش نمایش و با آن ها تماس حاصل مینماید . ( اینجا هنر  و اطلاعات بالای وکیل است که موکل را مجاب به مراجعه حضوری مینماید .
  • حضور در دفتر وکالت خود ونه حضور در موسسات حقوقی
  • مستقل بودن در اعلام نرخ حق الوکاله
  • در این شیوه شما هیچ هزینه ای به سامانه پرداخت نمینمایید و تمامی حق الوکاله و حق المشاوره به وکیل تعلق میگیرد .
  • دریافت حق الوکاله مستقیما توسط وکیل
  • مسئولیت کامل پرونده تنها با وکیل میباشد .

تفاوت شیوه همکاری با شیوه ثبت مشخصات سامانه وکیل نوین

  • در شیوه ثبت مشخصات موکل مستقیما با خود وکیل تماس حاصل مینماید و از ناحیه سامانه موکلی معرفی نمیگردد .
  • بدست آوردن پرونده در این شیوه بسیار پایین بوده اما در شیوه همکاری با سامانه بصورت روزانه بسیار بالا صورت میپذیرد .
  • در شیوه همکاری مشاوره تلفنی توسط سامانه صورت میپذیرد و موکل از سامانه نوبت دهی میکند اما در مورد ثبت مشخصات وکیل مستقیما موکل با وکیل تماس حاصل مینماید .
  • در این شیوه مشخصات وکیل حداکثر در ۳ صفحه از این سایت قرار میگیرد اما در شیوه همکاری با سامانه در بیش از ۴۰۰ صفحه از سایت قرار میگیرد .
  • این شیوه تا ۴ ماه رایگان بوده و هزینه ای به سامانه پرداخت نمی نمایند اما در شیوه همکاری بایستی درصدی از مبلغ حق الوکاله و حق المشاوره به سامانه پرداخت نمایند .
  • مسئولیت مراجعین تماما به عهده وکیل میباشد

متقاضیان  از طریق فرم زیر اقدام به ثبت مشخصات نمایند .

برای ثبت فوری مشخصات اینجا را کلیک نمایید
  • تمامی شرایط همکاری قوانین را مطالعه و قبول دار بوده و مایل به درج نام و رزومه بنده در سامانه هستم .

ازدواج زوج صفر تا صد ازدواج ازدواج مجدد بدون اجازه همسر اول                       3
نویسنده وکیل نوین : فائزه صداقتی ازدواج ازدواج مجدد بدون اجازه همسر اول 0 234 1

نویسنده وکیل نوین : فائزه صداقتی

وکیل دادگستری وکیل خبره امور خانواده
عدم تمکین زوجه

همسر من اصلا از من تمکین نمیکنه . آیا میتونم ازدواج مجدد کنم؟

سلام و عرض ادب . باید خدمتتون عرض کنم درسته که مطابق شرع مرد میتواند ۴ زوجه دائم داشته باشه ولیکن مطابق قانون حمایت از خانواده ازدواج بیشتر از یک زوجه دائم منع شده است و در واقع محضرهای ازدواج مطابق ماده ۵۶ قانون حمایت از خانواده نمی توانند ازدواج دوم را بدون هیچ موجب قانونی ثبت کنند
عدم ثبت ازدواج مجدد از طرف زوج

اگر من شرعا ازدواج مجدد کنم و اون رو ثبت نکنم مشکلی پیش می آید؟

مطابق ماده ۴۹قانون حمایت خانواده ثبت واقعه ازدواج الزامی شناخته شده و اگر اقدام به ثبت ازدواج دائم نکنین ، جرم بوده و ممکنه به یکی از مجازات های قانونی حبس از ۹۱روز تا ۶ ماه و یا جزای نقدی هشتاد میلیون ریال تا صدو هشتاد میلیون ریال برای شما رو به دنبال داشته باشه
راه های قانونی اثبات عدم تمکین

همانطور که گفتم همسر من اصلااز من تمکین نداره و من خیلی از این اوضاع ناراحت هستم خواهش میکنم یک راه قانونی بهم نشون بدین

در ماده۱۶قانون حمایت خانواده در برخی موارد به زوج اجازه داده که بتونه ازدواج مجدد داشته باشه که اون موارد عبارتند از: ۱- رضایت همسر اول:یعنی همسر اولتون رضایت بدهند که شما مجدد ازدواج کنید.۲-عدم قدرت همسر اول به ایفای وظایف زناشویی :که این امرو باید ثابت کنید.۳-عدم تمکین زن از شوهر: این امر هم نیازمند اثبات هست در واقع نشوز زن رو باید اثبات کنید.۴-ابتلای زن به جنون یا امراض صعب العلاج۵- اعتیاد زن به هر گونه مواد مخدر و مضر۶- ترک زندگی خانوادگی از طرف زن :در واقع نباید همسرزوجه را بیرون کرده باشه.۷-غایب یا مفقودالاثرشدن زن :یعنی مدت طولانی از زوجه خبری نباشه و هیچ خبری هم ازش نباشه ، در واقع معلوم نباشه زوجه زنده هست یا فوت شده۸- محکومیت زن وفق بند ۸ ماده ۸ قانون حمایت خانواده (بیشتر از شش ماه حبس دارد )
وکیل خوب برای گرفتن اجازه ازدواج مجدد مرد

میشه لطفا یک وکیل متخصص بهم معرفی کنید؟

برای پیدا کردن وکیل متخصص در خصوص اذن ازدواج مجدد میتونید از سامانه وکیل نوین با شماره های ۰۹۱۵۱۰۲۶۸۹۷ و ۰۹۱۲۹۱۷۰۴۶۸ و ۰۵۱۳۶۱۴۴۶۴۴ و ۰۵۱۳۶۱۴۴۶۴۵ استفاده کنید. این سامانه بهترین وکلا رو شناسایی می کنه و با توجه به موضوع شما بهتون معرفی کنه. امیدوارم با بکارگیری یک وکیل خوب بتونید به خواستتون برسید.
مواردی که قانون اجازه ازدواج مجدد را به زوج می دهد

قانون در چه صورتی اجازه ازدواج مجدد را به مرد می دهد؟

راه اثبات با توجه به اینکه کدوم یکی از شرایط ازدواج مجدد را دارید متفاوت است ولی به طور کلی مثلا اگر همسر شما عقیم هست و یا بیماری صعب العلاج داره با درخواست گواهی پزشکی قانونی قابل اثبات هست و یا اگر منزل شما رو ترک کرده بهتر هست به دادگاه خانواده مراجعه کنی و دعوای تمکین مطرح کنی و بعد از اثبات نشوز میتونی دادخواست ازدواج مجدد بدی. و یا اگر همسر شما محکومیت به حبس بیش از ۶ ماه داره ، خود حکم محکومیت می تونه مجوزی باشد تا بتونی دادخواست ازدواج مجدد رو به دادگاه بدی.
ترک زندگی از طرف زوجه

الان همسر من دو هفته هست که از خونه رفته و هرچی باهاش تماس میگیرم برنمیگرده . الان باید چکار کنم؟

شما باید اول یک اظهارنامه برای همسرتون بفرستین و ازش بخواین که به منزل مشترکتون برگرده ، اگر برنگشت باید دادخواست الزام به تمکین رو ثبت کنید و از طریق دادگاه ایشونو ملزم کنید که به منزل مشترک برگرده ، در صورتی که همسرتون به منزل شما برنگشتند ناشزه محسوب میشه و مستحق نفقه هم نیست . به استناد این حکم شما میتونی دادخواست ازدواج مجدد بدید و از دادگاه حکم به اذن ازدواج مجدد بگیرید که برای گرفتن اذن ازدواج از طریق دادگاه باید اثبات کرد بهتر هست از وکیل متخصص موضوع کمک بگیرید.شما می تونی جهت کمک از وکیل با شماره های  ۰۵۱۳۶۱۴۴۶۴۴ و ۰۵۱۳۶۱۴۴۶۴۵ و ۰۹۱۲۹۱۷۰۴۶۸ تماس بگیری تا وکیل متخصص رو بهت معرفی کنن.
شرایط قانونی ازدواج مجدد

شرایط قانونی ازدواج مجدد چیه ؟

دادگاه یک سری شرایط رو بررسی میکنه که از اون موارد و در واقع مهمترین اونها عبارت هست از اینکه اولا: آیا زوج توانایی و امکان این امررو که بین همسر سابق و جدیدش عدالت برقرار کنه رو داره یا نه؟و دوما : آیا تمکن مالی برای اداره و گرداندن دو زندگی رو داره یا نه . که اگر هرکدام از این موارد اثبات نشه ، اذن ازدواج مجدد صادر نمیشه .پس بهتره با توجه به شرایط خودتون از یک وکیل متخصص کمک بگیرید که در این خصوص میتونید از سامانه وکیل نوین استفاده کنید.
ضمانت اجرای ازدواج مجدد زوج

من شنیدم اگر مرد بدون اذن همسر اولش ازدواج کنه ، همسر اولش علاوه بر اینکه میتونه طلاق بگیره ، میتونه مهریه رو هم مطالبه کنه .اگر دادگاه به من اذن ازدواج مجددبده آیا باز هم همسر اولم میتونه طلاق بگیره؟

در این صورت با تامین خواسته شما میتوانید کل لوازم را حتی اونهایی را که متعلق به همسرتون هستند را از منزل خارج کنی ، ولی وقتی جلسه رسیدگی تشکیل شد ، همسرتون می تونه تو جلسه رسیدگی ادله ای بیاره و ثابت کنه که اون لوازم متعلق به اون هست مثلا می تونه فاکتور خرید اقلامی را که خریده رو ، به دادگاه ارائه بده و حکم برگردوندن اون قسمت از اموال که متعلق به خودش هست را از دادگاه بگیره.در این خصوص ۲ دیدگاه مختلف وجود داره ولی اونکه تو رویه پذیرفته شده هست که در این خصوص چون اذن از دادگاه گرفته شده ، از مورد سوال شما خارجه و در واقع به همسرتون حق طلاق گرفتنو نمیده . البته که مهریه اش رو هر زمان که بخواد می تونه مطالبه کنه.
آیا ازدواج موقت زوج نیاز به اجازه دادگاه دارد ؟

آیا ازدواج موقت نیاز به اذن همسر اول دارد؟

ازدواج موقت نیاز به ثبت نداره و میشه صیغه شرعی رو خوند ولی همسرت می تونه طلاق بگیره چون اون چیزی که به همسرت وکالت در طلاق میده صرف ازدواج شما هست. حالا چه موقت باشه و چه دائم . البته این موضوع که آیا فرق بین نکاح دائم و موقت هست اختلافی بود که در مرداد سال ۸۱ یک نظریه مشورتی شماره ۳۹۰۲/۷ صادر شد که مطابق اون هیچ فرقی بین نکاح دائم و موقت قائل نشد. تنها تفاوتی که در ازدواج موقت و دائم وجود داره نحوه اثبات اون هست. چون نکاح موقت ثبت نمیشه همسر اول شما باید اول با صیغه نامه هر چند صیغه نامه دستی ای که ثبت نشده یا شهادت شهود یا گزارش پلیس زمانی که شما با همسرت دومتون در منزل هستید و یا اقرار خود شما ، ازدواج موقتتون رو ثابت کنه و بعد می تونه نسبت به ثبت دادخواست طلاق اقدام کنه.
مراحل رسیدگی ازدواج مجدد زوج

خیلی ممنون هستم از اطلاعاتی که بهم دادین. میشه لطفا مراحل دادرسی رو هم بهم بگین؟

اول از همه باید دادخواست بدید بعد از اون وقت رسیدگی تعیین میشه . در اولین جلسه قاضی محترم دادگاه قبل از هرچیز به بررسی وجود یا عدم وجود یکی از موجبات قانونی که مجوز صدور اذن ازدواج مجدد هست مثل عدم تمکین زوجه رو بررسی میکنه.بعد از اون به بررسی امکان اجرای عدالت توسط مرد و توانایی مالی ز.ج می پردازه که برای این منظور به بررسی وضعیت زوجه و سوابق زندگی و … از طرق مختلف از جمله تحقیق محلی میپردازه و بعد از بررسی ها و احراز شرایط صدور اذن ازدواج مجدد به صدور رای مبادرت میکنه.از اونجا که گرفتن اذن ازدواج مجدد کمی تخصصی هست و اگر نتونید اذن ازدواج رو بگیرید ممکن هست در درخواست اذن ازدواج مجدد شما بخواهید دوباره مطرح کنید، تاثیربذاره بهتر هست حتما از یک وکیل متخصص کمک بگیرید
نظر مردم از وکیل نوین

ممنون ازتون که به سوالاتم پاسخ دادین آیا وکیل نوین فقط برای دعاوی خانوادگی راهنمایی می کنه یا نه برای همه چیز هست ؟

خیر وکیل نوین سامانه ای هست که افراد تحت هر عنوان یا جرمی به مشکل بخورند می تونن وارد سامانه وکیل نوین بشن و موضوع پرونده خودشون رو انتخاب کنن اونجا آموزشش رو ببینن به رایگان و اگه هم بخوان می تونن مجانی تماس بگیرن و سوالشون رو بپرسن یا حتی توی شهر خودشون وکیل متخصصشون رو پیدا کنن و وکالتشون رو به اون بسپارن چون پیدا کردن وکیل متخصص کار راحتی نیست وکیل نوین وکلایی داره که فقط کارشون اینه و زیر و بم همه چیز رو بلدن و بدون دغدغه شما کل کار تو انجام میدن .

معرفی وکیل برای گرفتن مجوز ازدواج مجدد زوج

با تکمیل فرم زیر ظرف کمتر از ده دقیقه با شما تماس گرفته می شود و وکیل متخصص خانواده  را در شهر خود به شما معرفی میشود

برای دیدن مقالات مرتبط به لینک های زیر مراجعه کنید :

ازدواج ازدواج مجدد بدون اجازه همسر اول khanevade hastei
ازدواج ازدواج مجدد بدون اجازه همسر اول khanevade hastei
ازدواج ازدواج مجدد بدون اجازه همسر اول khanevade hastei
ازدواج ازدواج مجدد بدون اجازه همسر اول khanevade hastei
ازدواج ازدواج مجدد بدون اجازه همسر اول khanevade hastei
ازدواج ازدواج مجدد بدون اجازه همسر اول khanevade hastei
مطالبه مهریه انواع انواع مهریه و نحوه مطالبه ی آن photo 2018 02 26 13 19 26 300x300

انواع مهریه و نحوه مطالبه ی آن

 انواع مهر در قانون کدامند؟در چه صورتی مهر المسمی به زوجه تعلق می گیرد؟در چه زمانی زن مستحق دریافت مهرالمثل می شود؟به چند طریق می توان مهریه را دریافت نمود؟مرد به هنگام اجرای عقد ازدواج مال معین یا چیزی را بر ذمه ی خود قرار می دهد که در صورتی که عندالمطالبه باشد و زن مطالبه نماید موظف است آن را بپردازد که این حق ربطی به طلاق و نفقه ندارد، زیرا با جاری شدن صیغه عقد ، زن مالک مهر می شود و می تواند هر نوع تصرفی که بخواهد در آن بنماید.

انواع مهر در قانون

مهر المسمی

مهری است که زن و شوهر قبل از انعقاد عقد نسبت به مقدار و میزان آن توافق نموده و آن را در عقد ذکر می کنند.تعیین میزان مهر مطابق ماده۱۰۸۰ قانون مدنی منوط به توافق طرفین است و محدودیتی در این خصوص در قانون  پیش بینی نشده است .طبق ماده ۱۰۷۹ قانون مدنی مهر باید بین طرفین تا حدی که رفع جهالت آنها بشود ، معلوم بوده و ویژگیهای زیر را داشته باشد:۱ـ دارای ارزش مالی باشد.۲ـ قابل تملک و نقل و انتقال باشد.۳ـ مشخص و معلوم باشد.۴ـ شوهر قدرت پرداخت مهریه را داشته باشد.چنانچه مهریه وجه رایج باشد متناسب با تغییر شاخص قیمت سالانه زمان تادیه نسبت به سال اجرای عقد که توسط بانک مرکزی تعیین میگردد محاسبه و پرداخت خواهد شد، مگر اینکه زوجین در حین اجرای عقد به نحو دیگری توافق کرده باشند.

مهرالمثل

چنانچه در زمان انعقاد عقد راجع به مهریه توافق نشده باشد یا اینکه مهریه تعیین شده مطابق قانون نبوده ولی عمل زناشویی انجام شده باشد، در این حالت بر اساس عرف و عادت مانند تحصیلات و شغل و سن و غیره مهریه ای هم شان زنان مشابه وی تعیین میگردد که به این نوع مهریه مهرالمثل گفته می شود.ماده۱۰۹۱ قانون مدنی در این خصوص اینگونه بیان می دارد:برای تعیین مهرالمثل باید حال زن از حیث شرافت خانوادگی و سایر صفات و وضعیت او نسبت به اماثل و اقران و اقارب و همچنین معمول محل و غیره در نظر گرفته شود.مواردی که زن مستحق مهرالمثل می باشد به شرح ذیل است:_ اگر در نکاح دائم مهر ذکر نشده یا عدم مهر شرط شده باشد ازدواج صحیح است و طرفین می توانند بعد از عقد در مورد مهریه توافق کنند و اگر قبل از توافق در مهریه با هم نزدیکی کنند زوجه مستحق مهرالمثل خواهد بود._ در صورتی که مهرالمسمی مجهول باشد یا ارزش مالی نداشته باشد یا ملک مال دیگری باشد در صورت اول و دوم زن مستحق مهرالمثل خواهد بود و در صورت سوم مستحق مثل همان مهریه یا قیمت آن خواهد بود مگر اینکه صاحب آن مال اجازه بدهد.نکته: اگر اختیار تعیین مهریه به زن داده شود زن نمی تواند مهریه خود را بیشتر از مهرالمثل معین نماید.

مهرالمتعه

چنانچه در ازدواج دائم که مهریه در آن قید نشده باشد یا اینکه قید شده باشد که زوجه مهریه نداشته باشد و زوج در زمان طلاق حتی در صورتی که نزدیکی نکرده باشد مهریه زوجه را پرداخت نماید در اصطلاح مهرالمتعه گفته می شود.براساس ماده۱۰۹۳قانون مدنی : هرگاه مهریه در عقد قید نشده باشد و شوهر قبل از نزدیکی و تعیین مهر زن خود را طلاق بدهد زن مستحق کهرالمتعه خواهد بود و اگر بعد از آن طلاق دهد زن مستحق مهرالمثل است.برای تعیین مهرالمتعه وضعیت مالی مرد درنظر گرفته می شود.

طریقه گرفتن مهریه

با توجه به اینکه سند ازدواج جزء اسناد لازم الاجرا است بنابراین زوجه می تواند حسب مورد از طریق اجرای ثبت یا دادگاه خانواده برای دریافت مهریه اش اقدام نماید.

نحوه مطالبه مهریه از طریق اجرای ثبت

بر اساس ماده ۲آیین نامه اجرایی اسناد لازم الاجرا مصوب ۱۳۸۷، درخواست اجرای مفاد اسناد رسمی ، در مورد مهریه و تعهداتی که ضمن ثبت ازدواج و طلاق و رجوع شده نسبت به اموال منقول و سایر تعهدات به استثنای اموال غیر منقول از دفتری که سند تنظیم کرده است نسبت به اموال غیر منقول که در دفتر املاک به ثبت رسیده است از دفتر اسناد رسمی تنظیم کننده سند درخواست می شود.در این حالت زن قباله ازدواج خود را به دفترخانه محل ثبت ارائه و تقاضای صدور اجرائیه نماید. سپس با اجراائیه به اداره ثبت مراجعه نموده و اجرائیه به شوهر ابلاغ می شود و بعد از پایان مهلت قانونی برای پداخت دین، زوجه می تواند تقاضای توقیف اموال شوهر را بنماید یا در صورتی که به اموالش دسترسی نداشته باشد درخواست ممنوع الخروج شدن وی را بدهد.

مطالبه مهریه از طریق دادگاه خانواده

زوجه می توان با ارائه دادخواست حقوقی به دادگاه خانواده مهریه خود را مطالبه نماید و همزمان تقاضای توقیف اموال همسرش را نیز بنماید.در صورتی که زوجه توانایی پرداخت هزینه دادرسی را نداشته باشد می تواند دادخواست اعسار از هزینه دادرسی را به پیوست دادخواست مهریه ارائه دهد که دادگاه اول به این دادخواست رسیدگی میکند و بعد به دادخواست اصلی می پردازد. اگر زوجه بتواند اعسار خود را ثابت کند از پرداخت هزینه دادرسی معاف خواهد شد.دادگاه به دادخواست زوجه رسیدگی میکند درصورتی که زوجه مستحق دریافت مهریه باشد دادگاه حکم به پرداخت مهریه می دهد، در این صورت مرد موظف است از زمان تعیین شده توسط دادگاه ، مهریه همسرش را بپردازد.در صورتی که مرد مالی داشته باشدو زن احتمال بدهد که در طول مدتی که دادگاه تشکیل می شود مرد مال را میفروشد یا جا به جا میکند ،از دادگاه میخواهد که قرار تامین خواسته صادر نماید که در این حالت مال تا زمان صدور حکم توقیف می شود . از این مال توقیف شده میتوان مهریه را برداشت ودر غیر این صورت در صورت عدم پرداخت مهریه بعد از پایان مهلت ۲۰روزه برای تجدید نظر خواهی رای دادگاه قطعی خواهد شد زوجه می تواند ماده ۳نحوه اجرای محکومیت های مالی را اعمال میکند .یعنی اگر مرد معسر نباشد و بدهی خود را پرداخت نکند به زندان می رود ، اما اگر توسط دادگاه معسر شناخته شود دادگاه رای به تقسیط مهریه می دهد. اما بنا بر قانون حمایت خانواده مصوب۱۳۹۱ناتوانی در پرداخت مهریه های بالای۱۱۰سکه مشمول زندان رفتن مرد نمیشود و زندانی شدن مرد با توافق طرفین و تقسیط مهریه حذف می شود.نکته: فوت مرد در مهریه تاثیری ندارد و مهریه از ماترک شوهر و هرچه از وی باقی مانده برداشته می شود و اگر زن فوت کند مهریه از بین نمی رود و ه عنوان ارث به ورثه وی خواهد رسید.منابع:قانون مدنیقانون حمایت از خانوادهکتاب شیو های عملی طرح و دفاع از دعاوی خانواده از گروه پژوهشی چراغ دانش 
انتقال انتقال مال غیر | مجازات | مراحل رسیدگی ( سیر تا پیاز ) forosh male gheir
نویسنده وکیل نوین : کبری داودی انتقال انتقال مال غیر | مجازات | مراحل رسیدگی ( سیر تا پیاز ) 0 234 e1541846007489

نویسنده وکیل نوین : کبری داودی

وکیل پایه یک دادگستری وکیل خبره امور کیفری و حقوقی
شکایت انتقال مال غیر ماشین

با سلام شخصی ماشین من را بدون اطلاع من به دیگری انتقال داده من چه شکایتی می توانم علیه این شخص مطرح کنم؟

با سلام و احترام شما می توانید تحت عنوان کیفری انتقال مال غیر از ایشان شکایت کنید.
معنای انتقال مال غیر

انتقال مال غیر به چه معناست ؟

انتقال مال غیر یکی از موارد جرم کلاهبرداری هست که قانون گذار صراحتا اقدام به تعریف آن نکرده و لیکن با لحاظ قانون انتقال مال غیر مصوب ۱۳۰۸ و ماده ۱۱۷ قانون ثبت مصوب ۱۳۱۰ میتوان گفت جرم انتقال مال غیر زمانی محقق میشود که شخصی اقدام به انتقال یا ایجاد تعهد نسبت به مال دیگری بدون مجوز قانونی یا قراردادی به همراه سوء نیت نماید با لحاظ تعریف فوق اقدام شخص مورد ادعای شما به انتقال ماشین شما بدون اذن و مجوز شما جرم میباشد و تحت عنوان انتقال مال غیر قابل پیگرد در دادگستری است.
مراحل و روش شکایت انتقال مال غیر

برای طرح شکایت با عنوان انتقال مال غیر به کجا مراجعه کنم و چه مراحلی را باید طی کنم؟

اولا میبایست اقدام به تنظیم شکایت کنید نمونه ی متن شکایت را  در پایان مقاله ملاحظه کنید.برای تنظیم متن شکایت مشخصات کامل شاکی و شخص مشتکی عنه ، تاریخ وقوع جرم و محل وقوع جرم ادله و مدارک اثبات کننده جرم و شرح ما وقع لازم است.دوما شکایت تنظیم شده را به دادسرای محل وقوع جرم برده و ابتدا به واحد تمبر مراجعه میکنیم و تمبر هزینه دادرسی به مبلغ ده هزار تومان ابطال میکنیم و پس از آن شکایت خود را در واحد ارجاع تقدیم مینماییم
روند رسیدگی انتقال مال غیر

بعد از اینکه شکایت کردم چی میشه؟

بسته به تشخیص به یکی از سه ارگان ذیل ارجاع داده خواهد شد.الف ) ممکن است شکایت مستقیما به شعبه بازرسی ارجاع شودب ) ممکن است شکایت به اداره آگاهی ارجاع شودج ) ممکن است شکایت به کلانتری ارجاع شوددر هر سه حالت بالا اقدامات تحقیقاتی استارت خواهد خورد و بازجویی از متهم پرونده ، جمع آوری و بررسی مدارک آغاز خواهد شد با این تفاوت که اگر کار ابتدا به آگاهی یا کلانتری منتقل شود پس از اتمام تحقیقات آگاهی و یا کلانتری پرونده را به دادسرا عودت خواهد داد تا به شعبه بازپرسی مربوطه ارسال شود.
جرم انتقال مال غیر در کلانتری

روند کار در کلانتری رو میشه توضیح بدین؟

در کلانتری و آگاهی طرفین دعوت می شوند تا نسبت به شکایت و دلایل و مدارک اظهارتشان را ثبت کنند. پس از بازگشت پرونده به دادسرا طرفین دعوت میشوند ، اظهارتشان شنیده میشود مدارک ، شواهد و دلایل بررسی میشود هر میزان زمان لازم باشد و هر کاری که در راستای کشف حقیقت ضروری و لازم باشد مانند کارشناسی ، استماع شهادت شهود و … انجام خواهد شد و در نهایت پس از اخذ دفاع آخر براساس محتویات پرونده اتخاذ تصمیم میشود.
روش رسیدگی انتقال مال غیر در دادسرا

تو دادسرا چه اقداماتی انجام میشه؟

1 – در اولین حضور متهم در دادسرا ابتدا جرم به ایشان تفهیم میشود و حقوق قانونی به ایشان گوشزد میگردد و اقامتگاه ایشان سوال میشود ، اظهارات ایشان اخذ میشود و مهمترین مسئله اینکه مطابق قانون اقدام به صدور قرار تامین میشود به همین دلیل وقتی در مقام شخصی که از وی شکایت شده است  دعوت به دادسرا میشوید میبایست آمادگی لازم جهت قرار تامین را داشته باشید ، قرار تامین متناسب پرونده صادر میشود و در حال حاضر متداول ترین تامین ها کفالت و وثیقه میباشند که در صورت صدور هر کدام اگر امکان انجام آن را نداشته باشیم قرار ناگزیر به بازداشت تبدیل خواهد شد.۲ – شاکی در این مرحله می بایست تمامی دلایل و مدارک و شواهد خود را روشن و واضح ارائه کند و شکایت خود را دقیق و منظم پیگیری کند تا نتیجه مورد نظرش حاصل شود.۳ – پس از اخذ آخرین دفاع از متهم  قرار نهایی صادر می شود .
قرار نهایی انتقال مال غیر

قرار نهایی به چند شکل صادر می شود؟

الف ) در صورتی که دلایل و مدارک کافی باشد با صدور کیفرخواست پرونده به دادگاه ارسال میشود و متهم به دادرسی جلب میشود.ب ) در صورت ۱_عدم کفایت ادله ۲_ روشن شدن بیگناهی متهم ۳_ عدم پیگیری شکایت توسط شاکی قرار منع تعقیت صادر میشود که در این صورت شاکی ده روز مهلت اعتراض به این قرار را دارد.
قرار منع تعقیب انتقال مال غیر

اگر دلایل کافی نباشه چی میشه؟

در صورتی که منع تعقیب به دلیل فقدان دلایل صادر شود در صورت یافتن ادله با مجوز دادستان میتوان مجددا دعوی را برای یک بار دیگر مطرح کرد.
قرار موقوفی تعقیب انتقال مال غیر

به من گفتند شاید قرار موقوفی تعقیب صادر بشود این یعنی چی؟

قرار موقوفی تعقیب که به دلایل خاص مانند فوت متهم ، جنون وی در حین ارتکاب ، توبه متهم در موارد پیش بینی شده در قانون ، مصونیت سیاسی ماموران دیپلماتیک و …این قرار نیز مانند قرار منع تعقیب قابل اعتراض است و مدت اعتراض ده روز می باشد قرار موقوفی تعقیب تفاوتی با دیگر قرارها دارد و آن هم اینکه در هر مرحله از دادرسی که مورد باعث توقف رخ دهد یا محرز شود ، قرار موقوفی تعقیب صادر خواهد شد.نکته : اینکه در هر مورد قرار صادر شده صحیحا صادر شده یا خیر ؟ آیا اعتراض به آن مفید خواهد بود یا خیر ؟ اعتراض چگونه تنظیم و مطرح شود؟ برای پاسخ دادن به این سوال ها و مواردی از این قبیل ضروری است که ابتدا هر مورد به صورت تخصصی توسط وکیل بررسی شود و سپس نسبت به آن اظهار نظر شود.
نحوه رسیدگی انتقال مال غیر در دادگاه بدوی

رسیدگی در دادگاه بدوی چگونه است؟

دادگاه بدوی بعد از ورود پرونده به دادگاه ابتدا شعبه رسیدگی کننده تعیین میشود ، سپس با تعیین وقت اقدام به دعوت طرفین پرونده میشود و در تاریخ مذکور جلسه رسیدگی تشکیل میشود. در جلسات رسیدگی محتویات پرونده آماده شده در دادسرا و اظهارات طرفین بررسی میشود پس از اینکه تمام جوانب بررسی شده و دفاعیات اخذ شد رای صادر میشود.رای صادره یا قطعی است که در این صورت پرونده مختومه است و یا  غیر قطعی است و قابل تجدید نظر در دادگاه تجدیدنظر. 
پرونده انتقال مال غیر

رسیدگی در دادگاه تجدیدنظر چگونه است ؟

چنانچه یکی از طرفین به رای صادره در دادگاه بدوی معترض باشد، اعتراض مستدل خود را به دادگاه تجدیدنظر تقدیم میکند تا دادگاه تجدیدنظر در مرتبه ی عالی تر و با قضات بالاتر به مورد رسیدگی نموده و نهایتا صدور رای نماید. رای این دادگاه قطعی است.نکته : در صورت غیبت متهم رسیدگی به صورت غیابی انجام میشود و رای غیابا صادر میشود، شخصی که غیابی محکوم شده پس از اطلاع از رای امکان واخواهی از رای غیابی را دارد تا با حضور وی و استماع اظهارات و دفاعیات وی پرونده بررسی کامل شود و نهایتا رای عادلانه صادر شود.پس از صدور رای نهایی مرحله ی اجرا حکم آغاز میشود که در واحد اجرای احکام دادگستری پیگیری میشود و محتوی رای در آن به مرحله عمل و اجرا در می آید. 
وکیل خوب برای انتقال مال غیر

میشه لطفا یک وکیل خوب برای انتقا مال غیر به من معرفی کنید؟

عزیزم خیلی از وکلا دعاوی کیفری را قبول نمی کنند و یا اینکه تجربه یا تخصص کافی در این خصوص را ندارند . برای این امر بهتر است از اطرافیان خود پرس و جو کنید و یا اینکه به سامانه وکیل نوین تماس بگیری تا در شهر خودت وکیل متخصص موضوعیت را به شما معرفی کنند و از مزایای وکیل نوین هم استفاده کنی.از اونجایی که ، وکیل نوین در بین وکلا می گرده و از موکلین هم نظرسنجی میکنه و موفق ترین وکیل را به شما معرفی میکنه بهت پیشنهاد می کنم حتما یک تماس بگیر و ببین چه پیشنهادی را براتون دارن.
مدارک لازم انتقال مال غیر

برای شکایت انتقال مال غیر چه مدارکی لازم است؟

آنچه که بسیار مهم است وجود دلایل و مدارکی است که این انتقال را به اثبات برساند که مهمترین آن میتواند دلیل انتقال مورد ادعا باشد شامل قولنامه ، مبایع نامه و یا هرگونه سندی که ادعای شاکی را به اثبات برساند به علاوه شواهد دیگری چون شهادت شهود ، فیلم دوربین های مدار بسته ، متن پیامک و یا هر دلیل دیگر که وقوع جرم را محرز نماید.  
تفاوت انتقال مال غیر با فروش مال غیر

فرق انتقال مال غیر با فروش مال غیر چیست؟

در واقع فروش مال غیر یکی از اشکال انتقال مال غیر است. انتقال مال غیر میتواند به هر شکلی اتفاق بیفتد ممکن است شخصی مال غیر را به دیگری صلح کند یا هبه کند و یا بفروشد پس فروش در واقع فقط یکی از اشکال انتقال مال میباشد.نقل و انتقال مال غیر چه با فروش آن و چه به هرشکلی که حتی هدیه دادن آن به دیگری بدون مجوز قانونی و قرارداد و با قصد اضرار به غیر باشد جرم است و قابل پیگیری قانونی.
مواد قانونی انتقال مال غیر

اگر بخواهم در متن شکایتم از مواد قانونی استفاده کنم مستند قانونی انتقال مال غیر کدام است ؟

الف) قانون مجازات راجع به انتقال مال غیر مصوب ۱۳۰۸ب ) ماده یک قانون تشدید مجازات مرتکبین اختلاس ، ارتشاء و کلاهبرداری
مجازات انتقال مال غیر

مجازات جرم انتقال مال غیر چیست ؟

مطابق ماده یک قانون تشدید مجازات مرتکبین اختلاس ، ارتشاء و کلاهبرداری مجازات این عمل حبس از یک تا هفت سال و پرداخت جزای نقدی معادل مالی که اخذ شده  و رد مال به صاحبش می باشد، چنانچه مرتکب از کارکنان دولت باشد به انفصال ابد از خدمات دولتی نیز محکوم میشود و چنانچه متهم بنا به جهاتی مستحق تخفیف باشد مثل رضایت شاکی خصوصی ، کهولت سن و … محکمه نمیتواند مجازات حبس او را از یک سال کمتر نماید.
آیا حبس انتقال مال غیر قابل تبدیل به جزای نقدی است ؟

من تا به حال سابقه کیفری نداشتم آیا میتونم حبس مربوطه به جرم انتقال مال غیر رو تبدیل به جریمه و جزای نقدی کنم؟

خیر پاسخ منفی است و مطابق قانون مجازات اسلامی چنین تبدیلی امکان پذیر نیست.
شرایط تخفیف مجازات انتقال مال غیر

برای تخفیف مجازات چه شرایطی لازم است ؟

1 – گذشت شاکی یا مدعی خصوصی ۲ – همکاری موثر متهم در شناسایی شرکا یا معاونان ، تحصیل ادله یا کشف اموال و اشیاء حاصله از جرم یا بکار رفته برای ارتکاب آن۳ – اوضاع و احوال خاص موثر در ارتکاب جرم از قبیل رفتار یا گفتار تحریک آمیز بزه دیده یا وجود انگیزه شرافتمندانه در ارتکاب جرم۴ – اعلام متهم قبل از تعقیب یا اقرار موثر وی در حین تحقیق و رسیدگی۵ – ندامت ، حسن سابقه و یا وضع خاص متهم از قبیل کهولت سن یا بیماری۶ – کوشش متهم به منظور تخفیف آثار جرم یا اقدام وی برای جبران زیان ناشی از آن۷ – ضعیف بودن زیان وارده به بزه دیده یا نتایج زیانبار جرم۸ – مداخله ضعیف شریک یا معاون در وقوع جرمخیلی ممنونم از وقتی که گذاشتین .و راهنمایی عالتون*خواهش میکنم موفق باشید
روش تعلیق مجازات انتقال مال غیر

آیا در جرم انتقال مال غیر میشه تقاضای تعلیق مجازات نمود؟

مطابق ماده ۴۶ و ۴۷ قانون مجازات اسلامی در صورتی که جزای نقدی زیر ۱۰۰ میلیون تومان باشد میتوان تقاضای تعلیق نمود.
نظر مردم از وکیل نوین

ممنون ازتون که به سوالاتم پاسخ دادین آیا وکیل نوین فقط برای دعاوی کیفری راهنمایی می کنه یا نه برای همه چیز هست ؟

خیر وکیل نوین سامانه ای هست که افراد تحت هر عنوان یا جرمی به مشکل بخورند می تونن وارد سامانه وکیل نوین بشن و موضوع پرونده خودشون رو انتخاب کنن اونجا آموزشش رو ببینن به رایگان و اگه هم بخوان می تونن مجانی تماس بگیرن و سوالشون رو بپرسن یا حتی توی شهر خودشون وکیل متخصصشون رو پیدا کنن و وکالتشون رو به اون بسپارن چون پیدا کردن وکیل متخصص کار راحتی نیست مثلا برای همین انتقال مال غیر وکیل نوین وکلایی داره که فقط کارشون اینه و زیر و بم همه چیز رو بلدن و بدون دغدغه شما کل کار تو انجام میدن.

معرفی وکیل انتقال مال غیر

با تکمیل فرم زیر ظرف کمتر از ده دقیقه با شما تماس گرفته می شود و وکیل متخصص  انتقال مال غیر را در شهر خود به شما معرفی میشود

نمونه شکایت انتقال مال غیر
مدارک لازم جهت شکایت

معرفی وکیل انتقال مال غیر

فرم زیر را پر نمایید تا وکیل متخصص فروش مال غیر  را در شهرتان به شما معرفی نماییم…

زمان معرفی وکیل فقط بین ۱۰ الی ۶۰ دقیقه

انتقال انتقال مال غیر | مجازات | مراحل رسیدگی ( سیر تا پیاز ) team2 min 1

آدرس دفاتر خدمات الکترونیکی قضایی در هرمزگان

 

شهروندان گرامی باید برای تقدیم دادخواست (پرونده های حقوقی) و مچنین ثبت اظهارنامه و پیگیری آخرین وضعیت پرونده های خود در مراجع قضایی، به جای حضور در دادگستری شیراز  به یکی از دفاتر خدمات الکترونیک قضایی در سطح شهر مراجعه کنند.

در این دفاتر پس از بررسی مدارک موردنیاز، دادخواست یا اظهارنامه مراجعین ثبت شده و هزینه دادرسی بصورت الکترونیکی با استفاده از کارتهای بانکی دریافت می شود. علاوه بر هزینه دادرسی، حق الزحمه ثبت اوراق نیز دریافت میگردد. پس از مرحله پرداخت، مدارک به صورت الکترونیکی به دادگاه ارسال می شود. مدارک در دادگاه بار دیگر بررسی شده و به یکی از شعب ارجاع می شود و پیامک ثبت پرونده برای اشخاص پرونده فرستاده میشود و سایر مراحل رسیدگی پرونده مانند گذشته خواهد بود.

درصورت وجود نقص در مدارک، دادخواست به دفاتر بازگردانده می شود و همزمان پیامکی با عنوان “برگشت دادخواست به دفتر” به خواهان ارسال میگردد در صورت نیاز متصدیان دفاتر با آنها تماس گرفته تا اصلاح موردنظر صورت پذیرد.

برای ثبت دادخواست نیازی به برابر اصل شدن مدارک نیست و اصل مدارک نیز پس از اسکن به مراجعه کننده بازپس داده می شود.

بنابراین نیازی به تهیه کپی از مدارک نبوده و تنها مدارک بزرگتر از A4 باید توسط مراجعه کننده به اندازهA4 تبدیل شوند.

شهروندان گرامی همچنین می توانند برای ثبت اولیه دادخواست به سایت www.adliran.ir مراجعه کرده و سپس مدارک مربوطه را به یکی از دفاتر خدمات قضایی تحویل دهند  تا سایر مراحل طبق آنچه گفته شد انجام شود

تعریف سامانه ثنا : 

از آنجا که دادگستری با هدف تسریع در رسیدگی و کاهش دغدغه های روز مره مردم برای ثبت شکایات این ها سامانه ثنا را ایجاد نمود تا افراد بتوانند از طریق این سامانه دعاوی و شکایات خود را ثبت نمایند و در تمامی مراحل رسیدگی از روند پرونده خود آگاه شوند .لذا هم وطنان عزیز میتوانند با مراجعه به دفاتر خدمات الکترونیکی از ۷ شعبه شیراز در این سامانه ثبت نام و با دریافت رمز شخصی خود وارد سامانه ثنا شوند . در ذیل چند لینک کاربردی درج میگردد .

دفاتر خدمات الکترونیک قضایی هرمزگان :

هرمزگان _ بندرعباس _ دادگستری بندرعباس _ دفتر دادگستری بندرعباسهرمزگان _ بندرعباس _ بلوار امام خمینی ( ره ) روبروی بیمارستان خاتم الانبیا _ تلفن ۳۳۳۱۳۵۲۷ _ کد ۹۳۳۲۹۰۰۱هرمزگان _ بندرعباس _ خیابان امام خمینی ( ره ) بین سه راه دلگشا و چهارراه بلوکی مجتمع تجاری کیش طبقه اول دفتر اسناد رسمی ۳۶ _ تلفن ۳۲۲۳۴۲۱۶ _ کد ۹۳۳۲۹۰۰۲

جرم جعل و استفاده از سند مجعول|مجازات آن|مراحل رسیدگی

جعل یکی از جرایم بسیار مهم می باشد که در قانون مجازتهای سنگینی برای آن درنظر گرفته شده است .جعل در لغت به معنای دگرگون کردن و وضع کردن و قرار دادن و… بکار رفته است.در قانون تعریفی از جرم جعل ارائه نشده است ولی بعضی از اساتید حقوق در این مورد تعاریفی ارائه کرده اند که به ذکر بعضی از آنها اکتفا میکنیم.الف) جعل عبارتست از :ساختن نوشته هایی بر خلاف حقیقت یا اینکه امضایی مشابه امضای دیگری را در سندی زدن .هر خلاف حقیقتی را نمی توان جعل شمرد.ب) جعل یا سند سازی عبارتست از :ساختن نوشته ای بر خلاف واقع همراه با سوء نیت به طوری که به دیگری ضرر برساند چه به صورت تقلب مادی مانند تغییر و تبدیل و یا تقلید کلمات ، چه تقلب معنوی مانند تغییر در موضوع یک نوشته در زمان تنظیم .ج) جعل عبارتست از: ساختن و تغییر دادن یک نوشته به ضرر دیگری از روی حیله و نیرنگدکتر میر محمد صادقی درتعریف سند مجعول اینگونه گفته است :سند مجعول سندی است که در ظاهر امر در مورد تنظیم کننده خود یا مفاد خود به خواننده دروغ می گوید.

تعریف جرم استفاده از سند مجعول

منظور از استفاده از سند مجعول یعنی ارائه یا استناد به سند مجعول و به عبارت دیگر بکار بردن عالمانه نوشته یا سند و یا اشیاء دیگر مانند مهر،علامت و ….باعث تحقق جرم می شود و استفاده یا امتناع مادی یا معنوی مرتکب لازم نیست.ممکن است استفاده کننده از سند مجعول شخصی غیر از جاعل باشد و همچنین ممکن است استفاده کننده و جاعل یک شخص باشد در هر حال جرم جعل و استفاده از سند مجعول دو جرم مستقل و مجزا و دو عمل کیفری مختلف می باشد.یعنی هرکسی سندی را جعل کند و از آن استفاده نماید مرتکب دو جرم شده که به موجب قانون برای هر یک مجازات مستقلی در نظر گرفته شده است.

ارکان تشکیل دهنده جرم جعل و استفاده از سند مجعول

جرم جعل نیز مانند تمام جرایم دارای سه رکن اصلی می باشد:۱ـ رکن قانونی     ۲ـ رکن مادی    ۳ـ رکن معنویقانونگذار در ماده ۵۲۲قانون مجازات اسلامی جرم جعل را اینگومه تعریف نموده است:جعل و تزویر عبارتنداز:ساختن نوشته یا سند یا ساختن مهر یا امضای اشخاص رسمی یا غیر رسمی ، خراشیدن یا تراشیدن یا قلم بردن یا الحاق یا محو یا اثبات یا سیاه کردن یا تقدیم یا تاخیر تاریخ سند نسبت به تاریخ حقیقی یا الصاق نوشته ای به نوشته یدیگر یا بکار بردن مهر دیگری بدون اجازه صاحب آن و نظایر اینها به قصد تقلب در رکن مادی آن قسمت از جرم که ظهور و نمود بیرونی و خارجی پیدا کندتحت عنوان عنصر مادی جرم بشمار می رود که شامل رفتار مجرمانه و مرتکب جرم و موضوع جرم و شرایط و اوضاع و احوال لازم برای تحقق جرم است. رکن معنوی جرم جعل مانند بسیاری از جرائم عمدی نیازمند عنصر روانی است تا مرتکب آنها را بتوان مجازات کرد بنابراین سوء نیت از عناصر لازمه ی جرم جعل ب شمار می رود که بر دو نوع عام و خاص می باشد.

سوء نیت عام:

سوءنیت عام در جرم جعل همان عمد و آگاهی مرتکب در ساختن و یا تغییر دادن است یعنی عمل باید آگاهانه انجام شود و اگر در حالت مستی ،خواب و یا بی ارادگی انجام شود سوء نیت عام نخواهد بود.

سوء نیت خاص:

سوء نیت خاص نیز قصد فریب دادن افراد در پذیرفتن سند یا نوشته ی جعلی به جای اصل و از این طریق ورود ضرر به آنهاست یعنی قصد ایراد هر گونه ضرر مادی یا معنوی بدون اینکه نفع بردن شخص جاعل ضروری باشد.با این اوصاف قصد وارد کردن ضرر مادی و معنوی به دیگری برای تحقق عنصر روانی جرم جعل کافی خواهد بود .دیوان عالی کشور در یکی از آرای خود اینگونه بیان میدارد:در بزه جعل حتما شرط نیست که فرد مرتکب استفاده نماید بلکه با تحقق سایر ارکان و عناصر بزه مزبور اگر استفاده غیر هم، ولو به نحو امکان و قابلیت محرز گردد عمل جعل خواهد بود.

احکام حقوقی مربوط به جرم جعل و استفاده از سند مجعول

شروع به جرم جعل:شروع به جرم در حقوق کیفری اینگونه تعریف شده که هرگاه شخصی از مرحله تصمیم گیری عبور کرده و با فراهم نمودن وسایل جرم به مرحله ی اجرا وارد شود تا زمانی که جرم بطور کامل محقق نشده می توان شروع به جرم را جهت شخص مرتکب تصور نمود .یعنی در واقع در شروع به جرم عنصر مادی به طور ناقص اتفاق افتاده است.در ماده ۵۴۲قانون مجازات اسلامی به مجازات شروع به جعل و تزویر اشاره شده است :که در خصوص این جرم ظاهرا اعمال متقلبانه ای بر روی نوشته یا سند یا هر مدرک دیگری انجام می شود .ولی هنوز به اتمام نرسیده است را می توان به عنوان شروع به جرم جعل در نظر گرفت .مانند اینکه فردی اقدام به طراحی اسکناس تقلبی می کند ولی قبل از شروع به عملیات اجرایی توسط مامورین انتظامی شناسایی و دستگیر می شود. بر اساس ماده۵۴۲قانون مجازات اسلامی به جعل و تزویر حداقل مجازات تعیین شده همان مورد خواهد بود.

شروع به جرم استفاده از سند مجعول:

اصل بر این است که شروع به جرم هیچ جرمی ،جرم محسوب نمی شود مگر اینکه اقدامات انجام شده عنوان مجرمانه مستقل داشته باشند یا شروع به جرم آن جرم ، جرم انگاری شده باشد. با توجه به مستندات قانونی شروع به جرم استفاده از سند مجعول از سوی قانونگذارجرم محسوب نمی شود. بنابراین تحت تعقیب قرار دادن شخص به این دلیل امکان پذیر نخواهد بودمگر اینکه اقدامات انجام شده به خودی خود قابل مجازات باشد.

معاونت در جرم جعل و استفاده از سند مجعول

گاهی ممکن است شخصی بدون اینکه در عملیات اجرایی شرکت داشته باشد به روشهای مختلف دیگری را در ارتکاب به جرم یاری کرده باشد.به عبارت دیگر ، معاون غالبا در اجرای عملیات اجرایی شرکت ندارد چون در این صورت مباشر یا شریک خوهد بود.بنابراین چنانچه فردی دیگری را به طرق مختلف در انجام جرم جعل و استفاده از سند مجعول یاری کند تحت عنوان معاون جرم قابل تعقیب خواهد بود.

تشریفات رسیدگی به جرم جعل

شخص شاکی باید بداند که کدام مرجع قضایی صلاحیت رسیدگی به شکایت وی را دارد تا دعوای خود را به آن مرجع قضایی تقدیم نماید. مطابق ماده ۳۰۱ قانون آیین دادرسی کیفری مصوب ۱۳۹۲ که مقرر می دارد :دادگاه کیفری دو صلاحیت رسیدگی به تمام جرایم را دارد مگر اینکه به موجب قانون در صلاحیت مرجع دیگری باشد.همچنین بر اساس مواد۳۱۰و۳۱۱ قانون آیین دادرسی کیفری که مقرر می دارد : متهم در دادگاهی محاکمه می شود که جرم در آن حوزه واقع شده است و همچنین شرکا و معاونین جرم در دادگاهی محاکمه می شوند که صلاحیت رسیدگی به اتهام متهم اصلی را دارد. باید گفت دادگاه صالح برای رسیدگی به جرم جعل دادگاه محل وقوع جرم است.یعنی دادگاهی که رفتار مجرمانه در محل آن صورت گرفته است.

روش اعلام شکایت و هزینه های شکواییه

اعلام شکایت:برای اعلام شکایت نیازی به مکتوب کردن آن نیست هر چند در رویه ی عملی یک فرم از پیش طراحی شده به شاکی داده می شود و ایشان باید شکایت خود را بر روی آن توضیح دهد.ماده۶۹ آیین دادرسی کیفری در این مورد بیان میدارد که :دادستان مکلف است شکایت کتبی و شفاهی را همه وقت قبول کند . شکایت شفاهی در صورت مجلس قید و به امضا و اثر انگشت شاکی می رسد. هر گاه شاکی سواد نداشته باشد مراتب در صورتمجلس قید و انطباق شکایت با مندجات صورت مجلس تصدیق می شود. و حتی وجود ایام تعطیل و شب بودن نیز مانع طرح شکایت نیست.

هزینه های شکواییه

مطابق بند۱۷و۴ ماده۳ قانون وصول برخی از درآمدهای دولت و مصرف آن در موارد معین شاکی باید از بابت شکایت خود و تصدیق اوراق پیوستی شکواییه هزینه پرداخت نمایدکه به صورت الحاق تمبر ۵۰۰۰۰ریالی و ۵۰۰۰ریالی می باشد که با مراجعه به واحد تمبر دادگاه صالح این هزینه را پرداخت می کند.مقصود از جرم جعل چیست؟جرم استفاده از سند مجعول چگونه است؟ارکان تشکیل دهنده جرم جعل و استفاده از سند مجعول چیست؟احکام حقوقی مربوط به جرم جعل و استفاده از سند مجعول کدامند؟مقصود از معاونت در جرم جعل چیست؟نحوه رسیدگی به جرم جعل چگونه است؟چگونه می توان برای جرم جعل اعلام شکایت نمود؟منابعقانون مجازات اسلامیقانون آیین دادرسی مدنیکتاب شیوه های عملی طرح و دفاع از دعوای کیفری از گروه پژوهشی چراغ دانش[/vc_column_text][/vc_column][/vc_row]

روش گرفتن حضانت فرزند|مراحل رسیدگی

 

حضانت فرزند در قانون

مواد قانونی مربوط به حضانت مواد ۱۱۶۸ الی ۱۱۷۹ قانون مدنی می باشد . در زمانی که پدر و مادر زندگی مشترک دارند نگهداری و تربیت فرزند از جمله تکلیف و حق هر دوی آنهاست ولی زمانی که پدر و مادر از یکدیگر جدا زندگی می کنند فرزند تا سن هفت سالگی حضانتش با مادر است و بعد از آن با پدر.

در صورتی که بعد از هفت سالگی پدر و مادر نسبت به حضانت فرزند به اختلاف بربخورندبا توجه به مصلحت کودک حضانت فرزند به تشخیص دادگاه خواهد بود.

دادگاه صالح و شرایط رسیدگی :

حضانت و ملاقات فرزندان در صلاحیت دادگاه خانواده است. دادگاه در وهله ی اول باید گواهی عدمامکان سازش  را بررسی کند و بعد از آن با توجه به وضعیت مالی و اخلاقی زوجین و همچنین مصلحت فرزند حضانت فرزند را تعیین کند.

حضانت به موجب انحلال نکاح یا طلاق :

بعد ازاینکه انحلال نکاح یا جدایی والدین صورت گرفت حضانت کودک تا هفت سالگی با مادر و پس از آن با پدر خواهد بود مگر اینکه دادگاه مصلحت طفل را به گونه ای دیگر صلاح بداند طبق ماده ۴۳ قانون حمایت از خانواده فرزندانی که پدرشان فوت کرده اند حضانتشان با مادر است مگر اینکه دادگاه به درخواست ولی قهری یا دادستان دادن حضانترابه مادر مصلحت فرزند نداند ، ازدواج مجدد مادر حق حضانت را به نفع پدر صادر می کند و حضانت مادر را ساقط می کند ولی اگر پدر فوت شده باشد این حق از مادر ساقط نمی شود .

در صورت فوت والدین ( پدر و مادر ) حق حضانت وسرپرستی با جد پدری و بعد از آن با سایر خویشاوندان طفل می باشد .

مواردی که حضانت ساقط می شود :

۱_ اعتیاد زیان آور به الکل ، مواد مخدر و قمار

۲ _ مشهور به فساد اخلاق و فحشاء باشد

۳ _ ابتلا به بیماری های روانی با تشخیص پزشکی قانونی

۴ _ سوء استفاده از طفل یا اجبار او به ورود در مشاغل ضد اخلاقی نظیر فساد و فحشاء ، تکدی گری ،قاچاق

۵ _ تکرار ضرب و جرح خارج از حد متعارف

ضمانت اجرای حکم حضانت :

ماده ۶۲۳ قانون مجازات اسلامی :

اگر کسی از دادن اطفالی که به او سپرده شده است در موقع مطالبه اشخاص که قانونا حق مطالبه ندارند خودداری کند مجازات آن حبس از سه ماه تا شش ماه یا جزای نقدی از یک میلیون و پانصد هزار ریال تا سه میلیون ریال محکوم میشود.

ماده ۵۴ قانون حمایت از خانواده مصوب ۹۱ :

هرگاه کسی که مسئول حضانت است تکالیفی که به عهده اوست را انجام ندهد یا نسبت به ملاقات فرزند با اشخاص صاحب حق خودداری کند در مرتبه اول مجازات آن پرداخت جزای نقدی درجه هشت و در صورت تکرار به حداکثر مجازات مذکور محکوم می شود.

ماده ۱۱۷۲ قانون مدنی :

هیچ یک از والدین در مدتی که حضانت بر عهده اوست حق ندارند نسبت به نگهداری او خودداری کنند در صورت امتناع  یکی از والدین قانونگذار به درخواست قیم یا یکی از خویشاوندان یا به درخواست دادستان حضانت را نسبت به هر یک از والدین که بر عهده اوست الزام می کند .

طبق ماده ۴۰ قانون حمایت از خانواده :

هر کس نسبت به اجرای حکم دادگاه مربوط به حضانت طفل مانع شود یا از پس دادن طفل خودداری کند با توجه به  درخواست ذی نفع (صاحب حق) و به دستور دادگاه صادر کننده رای نخستین تا زمانی که حکم اجرا شود بازداشت می شود.

حضانت چیست ؟در چه صورتی حضانت از بین می رود ؟حضانت فرزند در چه صورتی با مادر است ؟مرجع صالح برای حضانت فرزند چه دادگاهی است ؟در صورتی که صاحب حق نسبت به حضانت امتناع کند تکلیف فرزند چه می شود ؟مجازات کسی که نسبت به حکم دادگاه مربوط به حضانت سرپیچی کند چیست ؟آیا ازدواج مجدد مادر موجب از بین رفتن حق حضانت می شود ؟اگر والدین هر دو فوت کرده باشند حضانت فرزند با چه کسی است ؟منابع :قانون حمایت خانوادهقانون مدنیشیوه های عملی طرح و دفاع از دعاوی خانواده

جرم افترا |مجازات|مراحل رسیدگی

جرم افترا

در اکثر قوانین و قواعد اخلاقی تهمت و افترا عملی مذموم و قبیح شناخته شده و در تعالیم اسلامی نیز بد اندیشی و سوء ظن در حق دیگران و بهتان و سخن چینی و فحاشی به دیگران از جمله گناهان کبیره و مخالف اخلاق معرفی شده است.

ارکان تشکیل دهنده جرم افترا

اهمیت بررسی جرم از این جهت است که تا هنگامی که این ارکان از سوی محاکم قضایی احراز نگردد امکان انتساب جرم به متهم و مجازات وی نخواهد بود

هرجرمی از سه رکن اساسی تشکیل شده:

۱ـ رکن قانونی۲ـ رکن مادی۳ـرکن معنوی

رکن قانونی جرم

بر اساس اصل قانونی بود مجازاتها و مطابق ماده ۲قانون مجازات اسلامی : هر فعل یا ترک فعلی که در قانون برای آن مجازات تعیین شده ،جرم محسوب میشود. وجود قانون برای مجرمانه دانستن عمل لازم است.

در ماده ۶۷۹ قانون اسلامی اینگونه آمده است:

هر کس بوسیله ی اوراق چاپی یا خطی یا به وسیله ی درج در روزنامه و جراید یا منطق در مجامع یا به هر وسیله ی دیگر به کسی امری را صراحتا نسبت دهد یا آنها را ثابت نماید جز در مواردی که موجب حد است به یک ماه تا یک سال حبس و تا ۷۴ ضربه شلاق یا یکی از آنها حسب مورد محکوم خواهد شد.با توجه به تعریف ماده ۶۷۹ متوجه می شویم  که جهت شدت جرم افترا باید فعل مثبت انجام پذیرد. دادگاه انتظامی قضات در یکی از آراء خود اظهار داشته است که: یک ورقه هم می تواند وسیله جرم باشد، چه منظور قانونگذار نوع وسایل مورد نظر بوده است ، نه تعداد .

ماده ۶۹۸ قانون تعزیرات مصوب ۱۳۷۵ نیز به اشاعه اکاذیب پرداخته و مقرر میدارد :

هر کس به قصد اضراریا تشویق اذهان عمومی یا مقامات رسمی به وسیله ی نامه یا شکواییه یا مراسلات یا عرایض یاگزارش یا توزیع هرگونه اوراق چاپی یا خطی با امضا اکاذیبی را اظهار نماید یا با همان مقاصد  اعمالی را برخلاف حقیقت است یا به عنوان نقل قول به شخص حقیقی  یا حقوقی یا مقامات رسمی تصریحا یا تلویحا نسبت دهد اعم از اینکه ازطریق مذبور به نحوی از انحاء ضرر مادی یا معنوی به غیر وارد شود یا نه علاوه براعاده حیثیت در صورت  امکان باید به حبس از دو ماه تا دوسال و یا شلاق تا ۷۴ ضربه  محکوم شود.

همچنین در ماده۶۹۹ قانون مجازات اسلامی آمده است :

هرکس عالما و عامدا به قصد متهم کردن دیگری آلات و ادوات جرم و یا اشیائی راکه یافت شدن آن در تصرف یک نفر موجب اتهام او میگردد، بدون اطلاع آن شخص در منزل یا محل کسب یا جیب یا اشیائی که متعلق به اوست بگذارد یا مخفی کند یابه نحوی متعلق به او قلمداد نماید و در اثراین عمل شخص مذبور تعقیب گردد پس از صدور قرار منع تعقیب و یا اعلام برائت قطعی آن شخص ، مرتکب به حبس از شش ماه تا سه سال و یا تا۷۴ ضربه شلاق محکوم می شود.

اداره حقوقی قوه قضاییه در یک نظریه مشورتی اینگونه بیان می دارد که :

اگر به وسیله اینترنت یا مشابه آن هم جرمی به کسی نسبت داده شود و نسبت دهنده نتواند صحت گفته خود را اثبات کند مورد مشمول ماده ۶۹۷ قانون مجازات اسلامی خواهد بود.

رکن مادی جرم

در رکن مادی جرم چند مورد موثر است که عبارتند از :۱ـ رفتار مجرمانه: در تعریف رفتار مجرمانه بیان شده است که : عمل یا رفتاری است که قانون حالات مختلف آن را از جمله انجام یا عدم انجام آن ، وضعیت یا حالت و…۲ـ شرایط و اوضاع و احوال لازم برای تحقق جرم : برای انجام جرم افترا شرط خاصی برای مرتکب درنظر گرفته  نشده است و هر کسی ممکن است مرتکب این جرم گردد.

رکن معنوی جرم

در عنصر معنوی جرم افترا داشتن سوء نیت و قصد و با توجه به اینکه علم به کذب و دروغ بودن موضوع ملاک عمل است آگاه باشد. عنصر معنوی جرم دو رکن دارد:۱ـ سوء نیت عام :در سوءنیت عام باید رفتار مجرمانه به طور ارادی انجام شده باشد و همچنین مرتکب جرم باید بداند  عملی که انجام میدهد جرم است.۲ـ سوء نیت خاص : زمانی که فرد قصد تحقق نتیجه مجرمانه را داشته باشد . در جرم افترا که یک جرم مطلق است تنها محرز بودن سوء نیت کافی خواهد بود و نیازی به سوء نیت خاص نیست.در رابطه با رکن معنوی جرم افترا ماده۶۹۹ قانون تعزیات مقرر می دارد :هرکس عالما و عامدا به قصد متهم نمودن دیگری آلات و ادوات جرم یا اشیائی را که یافت شدن آندر تصرف یک نفر موجب اتهام او می گردد بدون اطلاع آن شخص در منزل یا محل کسب یا جیب یا اشیائی که متعلق به اوست بگذارد یا مخفی کند یا به نحوی متعلق به او قلمدادنماید و در اثر این عمل شخص مزبور تعقیب گردد، پس از صدور قرار منع تعقیب یا اعلام برائت قطعی آن شخص، مرتکب به حبس از شش ماه تا سه سال و یا تا ۷۴ ضربه شلاق محکوم میشود.

تشریفات رسیدگی به جرم افترا

شخص شاکی باید بداند که کدام مرجع قضایی صلاحیت رسیدگی به شکایت وی را دارد تا دعوی خود را به آن مرجع قضایی تقدیم کند.مرجع قضایی در رسیدگی به جرم افترا بر اساس ماده ۳۰۱قانون آیین دادرسی کیفری مصوب ۱۳۹۲ مقرر می دارد:دادگاه کیفری دو صلاحیت رسیدگی به جرایم را دارد مگر اینکه به موجب قانون در صلاحیت مرجع دیگری باشد.همچنین با توجه به مواد ۳۱۰ و۳۱۱ قانون آیین دادرسی کیفری که مقرر می دارد:متهم در دادگاهی محاکمه می شود که جرم در حوزه آن واقع شده باشدو همچنین شرکا و معاونین جرم در  دادگاهی محاکمه می شوند که صلاحیت رسیدگی به اتهام متهم اصلی را دارد. باید گفت دادگاه صالح برای رسیدگی به جرم افترا دادگاه محل وقوع جرم می باشد، یعنی دادگاهی که فعل مادی افترا در آن صورت گرفته است.

نحوه شکایت جرم افترا و هزینه های قانونی آن

برای اعلام شکایت نیازی به مکتوب کردن آن نیست ولی رویه عملی به این صورت است که یک فرم چاپی در اختیار شاکی قرار  داده میشود تا شکایت خود را در  آن توضیح دهد.در این خصوص در ماده ۶۹ قانون مجازات اسلامی آمده است:دادستان مکلف است شکایت کتبی یا شفاهی را در هر زمانی قبول کند.شکایت شفاهی در صورت مجلس ثبت میشود و به امضای یا اثر انگشت شاکی می رسد.اگر شاکی سواد نداشته باشد مراتب در صورت جلسه قید می شود و با مندرجات صورت مجلس انطباق داده و تصدیق میشود.وجود ایام تعطیل و یا شب بودن مانعی برای طرح شکایت نیست.

هزینه های قانونی

مطابق بند های ۴ و۱۷ ماده۳ قانون وصول برخی ازدر آمد های دولت و مصرف آن در موارد معین شاکی باید از بابت شکایت خود و تصدیق اوراق پیوستی شکواییه هزینه پرداخت نماید که به صورت الحاق تمبر ۵۰۰۰۰ ریالی و ۵۰۰۰ ریالی می باشد.افترا به چه معناست؟ارکان تشکیل دهنده جرم افترا کدامند؟سوء نیت عام و سوء نیت خاص به چه معناست؟نحوه رسیدگی به جرم افترا به چه صورت است؟چگونه می توان برای جرم افترا شکایت کرد؟منابعقانون مجازات اسلامیقانون آیین دادرسی کیفریکتاب شیوه های عملی طرح و دفاع ازدعاوی کیفری  گروه پژوهشی انتشارات چراغ دانش 

جرم اختلاس|روند رسیدگی|مجازات جرم اختلاس

  

معرفی جرم اختلاس

اختلاس یکی از جرایم علیه اموال محسوب می شود و از مصادیق خیانت در امانت می باشد.  تنها تفاوت جرم اختلاس با جرم سرقت در این است که فرد اختلاس گر باید کارمند دولت باشد.دلیل اینکه اختلاس جرم محسوب می شود این است که جلوی سواستفاده کارمندان از سرمایه و اموال دولتی گرفته شود و منافع دولت و ملت بیشتر تضمین شود.

تعریف اختلاس:

اختلاس در لغت به معنای ربودن ، جدا کردن و برداشتن می باشد ولی در علم حقوق اختلاس عبارتست از:تصاحب و برداشتن عمدی اموال و اسناد دولتی یا اشخاص توسط مستخدمین و کارمندان قوای سه گانه و  ارگانهای عمومی که برحسب وظیفه در اختیار فرد قرار گرفته است.

ارکان تشکیل دهنده جرم اختلاس

عنصر قانونی جرم اختلاس

بر اساس ماده پنج قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشا در اختلاس و کلاهبرداری مصوب۱۳۶۷به عنوان  تنها عنصر قانونی جرم اختلاس و مستندا چنین جرایمی موجود بوده و به قول خود باقی است .متن ماده به شرح ذیل می باشد:هر یک از کارمندان ادارات و سازمانها و شوراها و یا شهرداری ها و موسسات و شرکتهای دولتی و یا وابسته به دولت و یا نهادهای انقلابی و دیوان محاسبات و موسساتی که به کمک مستمر دولت اداره می شوند و دارندگان پایه ی قضایی و به طور کلی قوای سه گانه و همچنین نیرو های مسلح و مامورین به خدمات عمومی اعم از رسمی یا غیر رسمی وجوه یا  مطالبات یا حواله ها یا سهام یا اسناد و اوراق بهادار و یا سایر اموال متعلق به هریک از سازمانها و موسسات فوق الذکر و یا اشخاص را که برحسب وظیفه به آنها سپرده شده است به نفع خود یا دیگری برداشت و تصاحب نماید مختلس محسوب می شود و به ترتیب زیر مجازات خواهد شد. در صورتی که میزان اختلاس تا پنجاه هزارریال باشد مرتکب به شش ماه تا سه سال حبس و همچنین شش ماه تا سه سال انفصال موقت و هرگاه بیش از این مبلغ باشد به دو تا ده سال حبس و انفصال دایم از خدمات دولتی و در هر مورد علاوه بر رد وجه یا مال مورد اختلاس به جزای نقدی معادل دو برابر محکوم می شود.

عنصر مادی جرم اختلاس

عنصر مادی قسمت فیزیکی یک جرم است که در جامعه مشهود است و جامعه را تحت تاثیر قرار می دهد که مشتمل بر رفتار مجرمانه ، مرتکب جرم ،موضوع جرم و شرایط و اوضاع و احوال لازم برای تحقق جرم می باشد

عنصر روانی جرم اختلاس

اختلاس از جمله جریم عمدی است و نیازمند وجود عنصر معنوی یا روانی در زمان ارتکاب آن از سوی متهم است که به دو صورت می باشد:۱-سوء نیت عام۲-سوءنیت خاص

تشریفات رسیدگی به جرم اختلاس

شاکی باید بداند کدام مرجع قضایی صلاحیت رسیدگی به شکایت وی را دارد تا دعوی خود را به آن مرجع قضایی تقدیم نماید، برای شناسایی مرجع صالح به بررسی صلاحیت می پردازیم.

صلاحیت ذاتی مراجع قضایی در رسیدگی به جرم اختلاس :

بر اساس ماده ۳۰۱ قانون آیین دادرسی کیفری مصوب ۱۳۹۲که مقرر می دارد : دادگاه کیفری دو صلاحیت رسیدگی به تمام جرایم را دارد مگر اینکه به موجب قانون در صلاحیت مرجع دیگری باشد و با توجه به مواد ۳۰۲ و۳۰۳ و ۳۰۴ که استثنائات وارده بر صلاحیت عام دادگاه کیفری دو می باشد مگر مجازات آن از نوع درجه سه یا بالاتر باشد که در این حالت دادگاه کیفری یک صالح به رسیدگی خواهد بود.

صلاحیت محلی مراجع قضایی در رسیدگی به جرم اختلاس

با توجه به مواد۳۱۰و۳۱۱قانون آیین دادرسی کیفری که مقرر میدارد : متهم در دادگاهی محاکمه می شود که جرم در حوزه ی آنواقع شده باشد. و همچنین شرکا و معاونین جرم در دادگاهی محاکمه می شوند که صلاحیت رسیدگی به اتهام متهم اصلی رادارد. دادگاه صالح برای رسیدگی به جرم اختلاس دادگاه محل وقوع جرم است یعنی دادگاهی که در محلی که رفتار مجرمانهصورت گرفته دادگاه صالح به رسیدگی است

نحوه تقدیم شکواییه و هزینه های آن

برای اعلام شکایت نیازی به مکتوب کردن آن نیست البته در رویه عملی یک فرم از پیش طراحی شده تحویل شاکی داده می شود تا وی شکایت خود را روی آن توضیح دهدماده ۶۹ قانون مجازات اسلامی اینگونه مقرر داشته است:دادستان مکلف است شکایت را چه کتب و چه شفاهی را در هر زمانی قبول کند. شکایت شفاهی در صورت مجلس قید و به امضایا اثر انگشت شاکی می رسد ،هر گاه شاکی سواد نداشته باشد مراتب در صورت مجلس قید و انطباق شکایت با مندرجات صورت مجلس تصدیق می شود وحتی وجود ایام تعطیل یا شب بودن مانع طرح شکایت نیست مطابق بند های ۴ و ۱۷ ماده ۳ قانون وصول برخی از درآمدهای دولت و مصرف آن در موارد معین شاکی بایداز بابت شکایت خود و تصدیق اوراق پیوستی شکواییه هزینه پرداخت نماید که به صورت الحاق تمبر ۵۰۰۰۰ریالی و۵۰۰۰ ریالی می باشد که با مراجعه به واحد تمبر دادسرای صالحه این هزینه را پرداخت می کند.

مدارک لازم برای شکایت

شاکی یا دادستان باید تعقیب و رسیدگی و جلب به دادرسی متهم یا مشتکی عنه را به دلیل ارتکاب جرم از مرجع قضایی تقاضا نماید و ادله و مدارک خود را پیوست شکواییه کند

مهمترین اسناد و مدارک عباتند از:

۱ـ دلایل و مدارک دال بر تصاحب و برداشت رسید دریافت ـ حساب واریزی مبلغ و….۲ـ دلایل و مدارک دال بر مالکیت شاکی از جمله سند مالکیت از جمله سند مالکیت ـمبایعه نامه قبلی ـ صلح نامه قبلی و….۳ـ دلایل و مدارک دال بر وجود رابطه امانی و سپرده شدن اموال به متهم حسب وظیفه از قبل توافقنامه ـ امانت نامه ـ رسید و …۴ـدلایل و مدارک دال بر وجود رابطه کارمندی با سازمان از جمله قرار داد کار ـ بیمه تامین اجتماعی و فیش حقوقی و…۵-اسامی شهود و مطلعین به همراه مشخصات کامل و نشانی آنها و…۶ـ درخواستهای برای استعلامات از ارگان های لازم مانند بانک ـ اداره ثبت ـ دفترخانه و…

تقدیم دادخواست به دادگاه کیفری

شاکی با توجه به ماده ۱۴ قانون آیین دادرسی کیفری می تواند جبران تمامی ضرر و زیان مادی و معنوی و منافع ممکن الحصول ناشی از جرم را به دو طریق درخواست کند:

الف) تقدیم دادخواست به دادگاه کیفری :

هرچند رسیدگی به ضرر و زیان و خسارات از ویژگیهای ذاتی محاکم کیفری نیست ولیکن قانونگذار برای اینکه سریع تر جبران خسارت و ضرر و زیان وارده بر شاکی و همچنین آگاهی دادگاه کیفری نسبت به موضوع پرونده تجویز نموده است که زیان دیده پس از آنکه متهم تحت تعقیب قرار گرفت تا قبل از ختم دادرسی درخواست ضرر و زیان خود را به دادگاه تسلیم نماید.

ب) تقدیم دادخواست به دادگاه حقوقی :

مطابق مقررات آیین دادرسی مدنی و قانون مدنی مطالبه خسارت و ضرر و زیان از مقصر یا مرتکب جرم از طریق محاکم حقوقی همیشه به عنوان یک راهکار اصلی موجود بوده و هست ، اما در این خصوص رعایت محدوده های قانونی مندرج در ماده ۱۶ قانون آیین دادرسی کیفری مصوب ۱۳۹۲ الزامی است متن ماده بدین شرح میباشد: هرگاه دعوای ضرر و زیان ابتدا در دادگاه حقوقی اقامه شود ،دعوای مذکور قابل طرح در دادگاه کیفری نیست مگر آنکهمدعی خصوصی  پس از اقامه دعوی در دادگاه حقوقی ، متوجه شود که موضوع واج دادگاه کیفری نیز بوده است که در این صورت می تواند با استرداد دعوی به دادگاه کیفری مراجعه کند ،اما چنانچه دعوای ضرر و زیان ابتدا در دادگاه کیفری مطرح وصدور حکم کیفری به جهتی از جهت قانونی با تاخیر مواجه شود مدعی خصوصی می تواند با استرداد دعوی ، برای مطالبه ضرر و زیان به دادگاه حقوقی مراجعه کند و چنانچه مدعی خصوصی قبلا هزینه دادرسی را پرداخته باشد نیازی به پرداخت مجدد آن نیست.منابع :قانون مجازات اسلامیقانون ایین دادرسی کیفریشیوه های عملی طرح و دفاع از دعاوی کیفری گروه پژوهشی انتشارات چراغ دانش

جرم تجاوزبه عنف|اثبات تجاوز|مجازات تجاوز به عنف

 

معنای تجاوز به عنف

تجاوز به عنف از جرایم کیفری می باشدو در تمام نقاط جهان مجازات بسیار شدیدی دارد و جنایت محسوب میشودو در قانون جمهوری اسلامی ایران در ماده ۸۲ قانون مجازات اسلامی مجازات تجاوز به عنف اعدام است.عنف در لغت به معنای زور و اجبار و خشونت و است . تجاوز به عنف در اصطلاح به معنای برقرار کردن رابطه جنسی با استفاده از زور و اجبار است به صورتی که زن رضایت نداشته باشد.

تفاوت تجاوز جنسی با رابطه جنسی

رابطه جنسی معمولا با رضایت دو طرف انجام مشود ولی در تجاوز زور و اجبار بکار میرود و معمولا زن رضایت ندارد. اثبات کردن تجاوز به عهده شخصی است مورد تجاوز قرار گرفته است و این مسئله مشکلات بسیاری را در روند رسیدگی به پرونده ها اینجاد نموده است .باید توجه داشت که تجاوز به عنف فقط در زمانی رسمیت دارد که بین زن و مردنامحرم باشد نه بین زن و  شوهر به بیان ساده تجاوز به عنف نوعی از زنا است که با نارضایتی قربانی انجام شود.نکته: توسل به خشونت جنسی در روابط میان زن و شوهر تجاوز به عنف محسوب نمی‌گردد.

ریشه های تجاوز به عنف

تجاوز جنسی نوعی انحراف جنسی است که چون فرد نمی‌تواند از روش عادی و با ایجاد رابطه ی مشروع و قانونی نیازهای خود را برطرف کند، با توسل به زور و خلاف میل طرف مقابل به دیگری دست درازی می‌کند.تجاوز جنسی حاصل یک اختلال شخصیت و ناشی از دوران کودکی و نوجوانی فرد بوده و در واقع به نوعی در دوران رشد روانی وی در او بوجود آمده است که در دوران جوانی و میانسالی خودنمایی می‌کند جرایم جنسی معمولا

رابطه نزدیکی با شرایط سنی ، فرهنگی و اقتصادی شخص مرتکب ارتباط دارد :

این نوع جرایم در اکثر کشورهای جهان وجود دارد . تجاوزات جنسی مخصوصا تجاوز به عنف از جمله جرایمی هستند که از گذشته های دور یعنی زمانی که بشر زندگی جمعی خود را آغاز کرد تا به امروز وجود داشته است . هم‌اکنون نیز در کشورها و جوامع مختلف با انگیزه‌های متفاوت در حال انجام است 

کودک آزاری :

تجاوز جنسی به صورتهای مختلف به شکل کودک‌آزاری از نوع آزار جنسی، زنای با محارم، سادیسم جنسی انجام می‌شود و در دو حالت خود‌آزاری و دیگرآزاری خودنمایی می‌کند. افرادی که دست به تجاوز جنسی می‌زنند تنها افرادی نیستند که نمی‌توانند رابطه جنسی با جنس مخالف یا حتی با جنس موافق برقرار کنند بلکه حتی در  میان افرادی که دارای همسر و فرزند هستند این نوع جرایم دیده می‌شود.  می‌توان گفت تجاوز جنسی محصول یک اختلال شخصیت و ناشی از دوران کودکی و نوجوانی فرد بوده و در واقع به نوعی در دوران رشد روانی او ایجاد شده است .تعرضات جنسی توسط افرادی انجام می‌شود که از لحاظ شخصیتی و روانی متعادل نیستند یا اینکه خود آن فرد  از قربانیان خشونت جنسی در دوران کودکی توسط افراد فامیل یا غریبه بوده‌اند یا اینکه مورد ضرب و شتم پدر و مادر قرار گرفته‌اند و از جنس مخالف کینه به دل دارند یا به دلیل آموزه‌ها یا آموزش‌های اعتقادی و باورهایی که به صورت غلط به آنها منتقل شده با دید این که جامعه را از این مفاسد پاک کنند، دست به ارتکاب این جرایم می‌زنند. بر اساس ماده ۸۲ قانون مجازات اسلامی،حد زنای به عنف اعدام است. این ماده که دارای چند بند است، می گوید:حد زنا در موارد زیر قتل است و فرقی بین جوان و غیر جوان و محصن و غیرمحصن نیست …. بند د – زنای به عنف و اکراه که موجب قتل زانی اکراه کننده است’

حکم تجاوز به عنف

فقه اسلام و قانون مجازات اسلامی، به صراحت مجازات ارتکاب چنین جرمی را ‘مرگ’ و ‘اعدام’ در نظر گرفته است. بر اساس ماده ۸۲ قانون مجازات اسلامی، حد زنای به عنف اعدام است. این ماده که دارای چند بند است، می گوید:حد زنا در موارد زیر قتل است و فرقی بین جوان و غیر جوان و محصن و غیرمحصن نیست ….  بند د – زنای به عنف و اکراه که موجب قتل زانی اکراه کننده است .  به این ترتیب قانونگذار، مجازات سنگینی برای این جرم تعیین کرده است.اثبات این موضوع نیز بر عهده قربانی است.  بنابراین،اگر چنانچه مرد زنا را انکار کند زن باید آن را اثبات کند و در عین حال باید ثابت کند که نزدیکی بدون رضایت وی رخ داده است.

اثبات جرم تجاوز به عنف

باید متهم در نزد قاضی ۴ بار اقرار کند و اقرارهای وی در نزد پلیس ملاک رای قاضی نیست. همچنین طبق ماده ۱۲۰ قانون مجازات اسلامی یکی از شرایط اثبات زنا، علم قاضی است که از طریق متعارف حاصل می شود،یعنی این که قاضی می تواند با توجه به اقرارهای کسانی که مورد تجاوز قرار گرفته اند و سایر قرائن و شواهد، جرم متهم را زنای به عنف تشخیص داده و حکم صادر کند. در صورتی که متهم در ابتدا نزد قاضی اقرار کند ولی بعد از آن انکار نماید قاضی میتواند با علم خودش حکم صادر کند. یکی از راههایی که میتوان جرم تجاوز را ثابت کرد این است که زنی که مورد تجاوز قرار گرفته ۴شاهد به دادگاه معرفی کند و خواهد بود . چنانچه شاهد وجود نداشته باشد قاضی با علم خود و وجود قرائن تصمیم گیری میکند. برابر حکم شرع و قانون اقرار هر فردی علیه خودش قابل قبول است ، اگر زنی که مورد تجاوز قرار گرفته اعتراف کند برای قاضی بسیار مهم است و جزو شواهد و قرائن موجود محسوب میشود.آیا اقرار زنانی که مورد تجاوز قرار گرفته اند، نمی تواند دلیلی محکم برای صدور حکم از سوی قاضی شود ؟مقصود از تجاوز به عنف چیست و چه نوع رابطه جنسی تجاوز محسوب می‌شود ؟ ریشه های تجاوز به عنف چیست ؟ حکم تجاوز به عنف چیست ؟ چگونه میتوان جرم تجاوز را اثبات کرد ؟

وضعیت حقوقی غایب مفقود الاثر

 

تعریف غایب مفقود الاثر

یکی از موضاعات مهم که امروزه بسیار مورد بحث قرار می گیرد وضعیت حقوقی غایب مفقود الاثر می باشد. در این مقاله سعی شده تا حدود زیادی وضعیت امور مالی غایب مفقود الاثر را مورد بررسی قرار دهیم.غایب مفقود الاثر شخصی است که مدت نسبتا طولانی محل زندگی خود را ترک کرده و هیچ یک از اقوام و آشنایان وی از او خبری نداشته باشند.قانونگذار در تعریف غایب مفقود الاثر اینگونه بیان می دارد که:غایب مفقود الاثر کسی است که از غیبت او مدت به نسبت زیادی گذشته و از او به هیچ وجه خبری نباشد.نکته:در حقوق مدنی به جای واژه غایب مفقود الاثر کلمه غایب را به کار می برند.که در واقع منظور از غایب همان غایب مفقود الاثر است  و به معنای خاص آن بکار رفته نه به معنای لغوی آن.

تفاوت غایب مفقود الاثر با مجهول المکان

مجهول المکان بودن با غیب مفقود الاثر فرق دارد به عنوان مثال فردی به کسی بدهکار است و برای فرار از دادن بدهی اش از محل سکونتش خارج می شود و بدون اینکه محل اقامتش را اطلاع دهد با اقوام و آشنایانش مکاتبه یا مکالمه می کند این  شخص را مجهول المکان می گویند. زیرا محل خود را مشخص نکرده است.

امور مالی غایب مفقود الاثر

هر گاه غایب مفقود الاثر اموالی از خود بجای بگذارد و شخصی را برای اداره اموالش مشخص کرده باشد، این شخص مسئولیت اموال غایب مفقودالاثر را تازمانی که وی برگردد و یا تا زمانی که خبر مرگ او را بیاورند یا دادگاه حکم فوت فرضی وی را صادر کند به عهده دارد. چنانچه شخصی که از طرف غایب مفقود الاثر برای حفاظت از اموالش مشخص شده فوت کند یا به هر دلیل دیگر صلاحیتش از بین برود مسئولیت اموال غایب به امین سپرده می شود.ماده ۱۴۰قانون امور حسبی مقرر میدارد :در صورتی که غایب برای اداره اموال خود کسی را معین کرده باشد و آن فرد فوت کند یا به جهت دیگری صلاحیتش برای اداره  اموال از بین برود امین برای اموال معین میگردد و اموال به تصرف ورثه داده میشود تا حکم موت فرضی فرد صادر شود. هرگاه غایب برای اداره اموالش کسی را معین نکرده باشد و کسی هم قانونا اداره اموال وی را به عهده نداشته باشد دادگاه تکلیف آن را مشخص میکند.

مراحل تعیین شده در مورد امور مالی غایب

قانونگذار چهار مرحله را در رابطه با امور مالی غایب مفقود الاثر پیش بینی کرده است که عبارتند از:۱-حفظ اموال غایب قبل از تعیین امین۲-نصب امین برای اداره اموال غایب۳-دادن اموال به تصرف موقت ورثه۴-حکم موت فرضی غایب و دادن اموال به تصرف قطعی ورثههرگاه غایب مفقودالاثر در خارج از ایران اموال و دارایی داشته باشد،حفظ و نظارت اموال مزبور تا تعیین امین به عهده مامورین  کنسولی خواهد بود  و مامورین کنسولی در این رابطه همان اختیارات و وظایفی خواهند داشت که قانونگذار به دادستان واگذار کرده است.ماده ۱۱۵ امورحسبی مقرر می دارد:وظایف و اختیاراتی که به موجب قانون و نظامات مربوطه در مورد دخالت دادستانها در امور محتاج به تعیین امین مقرر است در خارج ایران به عهده مامورین کنسولی خواهد بود.همچنین در ماده ۱۰۱۲ قانون مدنی چنین آمده است :اگر غایب مفقود الاثر برای اداره اموال خود تکلیفی معین نکرده باشد و کسی هم نباشد که قانونا حق تصدی امور را داشته باشد محکمه برای اداره اموال او یک نفر امین معین میکند و تقاضای تعیین امین فقط از طرف مدعی العموم و اشخاص ذینفع در این امر قبول می شود. اگر دو سال از تاریخ آخرین خبر غایب مفقودالاثر و از وی خبری نشود احتمال زنده بودن غایب کمتر از گذشته است لذا قانونگذار با در نظر گرفتن منافع وارث و با توجه به اینکه وارث را مالک شناخته به وارث حق داده است که از دادگاه تقاضا نماید که اموال غایب را به تصرف موقت آنها بدهد.مطابق ماده ۱۰۱۹  قانونی مدنی مقرر میدارد: حکم موت فرضی غایب و دادن اموال غایب در موردی صادر می شود که از تاریخ آخرین خبری که از حیات او رسیده است مدتی گذشته باشد که عادتا چنین شخصی زنده نمی ماند.

تکالیف ورثه بعد از تصرف اموال غایب مفقود الاثر

بعد از تصرف اموال غایب توسط ورثه، ورثه موظفند اقدامات زیر را انجام دهند:۱-فروش اموال ضایع شدنی۲-فروش اموال منقول غایب۳-پرداخت بدهی و نفقه اشخاص غایب مفقود الاثر۴-نمایندگی امین از طرف دعاوی غایب۵-منع فروش و رهن اموال غیر منقولماده ۱۵۸ امور حسبی در رابطه با ویژگی حکم موت فرضی مقرر میدارد حکم باید مشتمل بر امور زیر باشد :نام و نام خانوادگی درخواست کننده  ـ مشخصات غایب ـ دلایل و مستندات حکم ـ تاریخ صدور حکم موت فرضی و یا رد درخواست  طبق قانون و مقررات مربوط به آیین دادرسی مدنی به دادستان و درخواست کننده ابلاغ میگردد و قابل تجدید نظر است.ماده ۱۵۹ قانون امور حسبی در این مورد اینگونه بیان می دارد:درخواست کننده میتواند از رد درخواست خود و دادستان از حکم موت فرضی پژوهش بخواهد و رای پژوهش قابل فرجام نیست. و در همین مورد در ماده۱۶۰قانون امور حسبی چنین آمده است : بعد از قطعیت حکم موت فرضی تامیناتی که از امین یا ورثه گرفته شده است مرتفع می شود.

انحلال نکاح

یکی دیگر از آثار حکم موت فرضی انحلال نکاح بین غایب و زن اوست و فرق بین زن دائم یا موقت او نیست و زن باید عده وفات نگهدارد. در ماده ۱۱۵۴قانون مدنی آمده است : عده وفات چه در دائم و چه موقت در هر حال چهارماه و ده روز است مگر اینکه زن باردار باشد که در این صورت عده وفات تا زمان وضع حمل است مشروط بر اینکه فاصله بین فوت شوهر و وضع حمل از چهار ماه و ده روز بیشتر باشد وگرنه مدت عده همان چهارماه و ده روز خواهد بود.در ماده۱۶۱ قانون امور حسبی آمده است :در هر موقع که موت حقیقی یا زنده بودن غایب معلوم شود اقداماتی که راجع به موت فرضی او به  عمل آمده بلا اثر خواهد شد مگر اقداماتی که برای حفظ و اداره اموال غایب شده است.غایب مفقود الاثر از نظر قانون چه کسی است؟تفاوت غایب مفقود الاثر با مجهول المکان در چیست؟وضعیت امور مالی غایب مفقود الاثر به چه صورت است؟مراحل تعیین شده در امور غایب مفقود الاثر کدامند؟بعد از تصرف اموال غایب مفقود الاثر ورثه چه تکالیفی دارند؟وضعیت همسر غایب مفقود الاثر چگونه است؟منابعقانون امور حسبیقانون مدنیکتاب وضعیت حقوقی غایب مفقود الاثر از آقای منصور اباذری فومشی
رابطه نامشروع رابطه جرم رابطه نامشروع +مجازات+مراحل رسیدگی photo 2018 12 30 12 29 03 300x300رابطه نامشروع جزو جرایم منافی عفت می باشد. در اینگونه جرایم نیازی به شکایت شاکی خصوصی نیست و مدعی العموم (دادستان) میتواند بدون شکایت شاکی خصوصی به این جرم رسیدگی کند.

ارکان جرم رابطه نامشروع

عنصر قانونی

بر اساس ماده۶۳۷قانون تعزیرات در مورد رکن قانونی جرم رابطه نامشروع چنین مقرر میدارد :هرگاه زن و مردی که بین آنها رابطه زوجیت نباشد مرتکب رابطه نامشروع یا عمل منافی عفت غیر از زنا مانند همبستر شدن یابوسیدن شوند به شلاق تا نودونه ضربه محکوم خواهند شد و اگر عملبا عنف و اکراه باشد فقط اکراه کننده تعزیر میشود.نظریه مشورتی شماره ۲۴۵۲/۷-۱/۶/۱۳۷۸ بیان میدارد :صرف نوشتن نامه عاشقانه از مصادیق رابطه نامشروع محسوب نمی شود.

عنصر مادی

آن قسمت از جرم که آشکار است و جنبه ظاهری دارد به عنون عنصر مادی جرم به شمار می رود  که مشتمل بر رفتار مجرمانه ی مرتکب جرم و موضوع جرم و شرایط و اوضاع و احوال لازم برای تحقق جرم است.رفتار مجرمانهدر تعریف رفتار مجرمانه اینگونه میتوان گفت: عمل یا رفتاری است که قانون حالات مختلف آن را از جمله  انجام یا عدم انجام آن و وضعیت و حالت و… حسب جرم اعلام و برای آن مجازات تعیین نموده است .

شرایط و اوضاع و احوال برای تحقق جرم

۱-وجود رابطه بین زن و مرد۲-نا مشروع بودن رابطه۳-نبود علقه زوجیت (عقد نکاح)

عنصر معنوی

عنصر معنوی جرم رابطه نا مشروع،قصد ارتکاب آن و عمد در انجام عمل منافی عفت می باشد و جهت وقوع این جرم فقط نیاز به سوء نیت عام است و سوء نیت خاص جهت جرم رابطه نامشروع نیاز نخواهد بود.هر گاه زن و مرد بالغ بدون اینکه عقد شرعی و قانونی باشند با هم رابطه داشته باشند .  این رابطه نامشروع می باشد. حتی اگر این رابطه در حد ملاقات در رستوران یا خیابان و یا قدم زدن در پارک باشد. رابطه نامشروع  جزو جرایم منافی عفت می باشد. در اینگونه جرایم نیازی به شکایت شاکی خصوصی نیست و مدعی العموم (دادستان) میتواند بدون شکایت شاکی خصوصی به این جرم رسیدگی کند.

نحوه اثبات رابطه نامشروع

برای ثابت کردن رابطه نامشروع از هر طریقی می توان استفاده کرد مثلا پیامک و عکس و فیلم و شهادت شهود ارسال پیامک و عکس و فیلم را به علت اینکه امکان منتاژ کرد در دادگاه زیاد مورد قبول قاضی نیست ولی بین این موارد شهادت شهود دلیل بسیار محکمی برای اثبات رابطه نامشروع می باشد.

مجازات رابطه نامشروع

چنانچه زن و مردی بدون انجام عقد ازدواج و وجود رابطه زوجیت عملی که منافی عفت باشد را انجام دهند به شلاق تا ۹۹ضربه خواهند شد.نکته:منظور از عمل منافی عفت ایجاد رابطه فیزیکی است که منجر به نزدیکی نشود مانند لبخند یا چشمک زدن را حتی اگر از روی شهوت باشد را شامل نمیشود.

جرایم منافی عفت

جرایم منافی عفت عبارتند از :رابطه نامشروع غیر از زنازنا با اقرار کمتر از چهار مرتبهقرار گرفتن دو مرد یا دو زن لخت در جاییحضور زنان در مکانهای عمومی بدون حجابتظاهر به انجام کارهای حرام در معابر و مکانهای عمومیایجاد مکان برای فساد و فحشا و …..

نحوه رسیدگی به جرم رابطه نامشروع

برای رسیدگی به هر عنوان مجرمانه مراحل چهارگانه ای وجود دارد که شاکی باید از آنها آگاهی داشته باشد.اولین اقدام شاکی برای اعلام جرم و شکایت تنظیم شکواییه است. بر اساس ماده۶۸قانون آیین دادرسی کیفری شاکی یا مدعی خصوصی میتواند شخصا یا توسط وکیل متخصص شکایت کند.

نحوه تنظیم شکوائیه

مواردی که در شکواییه قید میشود به قرار زیر است:

۱-نام و نام خانوادگی و نام پدر و شغل و شماره شناسنامه و…۲-موضوع شکایت و تاریخ و محل وقوع جرم۳-ضرر و زیان وارده به شاکی۴-دلایل موجود برای اثبات وقوع جرم .اسامی شهود و آدرس آنها۵-مشخصات مشتکی عنه (مظنون)در صورت امکان

بعد از تنظیم شکواییه شاکی موظف است از دو جهت تمبر باطل نماید:

الف) تمبر از بابت تصدیق اوراقی که پیوست و ضمیمه شکواییه می شود.که هزینه این اوراق۵۰۰تومان می باشدب)تمبر هزینه شکایت کیفری که هزینه ی آن ۵۰۰۰تومان است.بعد از تنظیم شکواییه و پرداخت هزینه ها اقدام بعدی شاکی تقدیم دادخواست به دادسرای صالح برای رسیدگی است.

صلاحیت دادسراها برای رسیدگی به جرم به این صورت می باشد:

۱-دادسرای محل وقوع جرم۲-دادسرای محل کشف جرم یا دستگیری متهم۳-دادسرای محل اقامت متهمشاکی بعد از ابطال تمبر و تصدیق نمودن تمام اوراق کپی شکواییه خود را در دادسرا به قسمت معاونت ارجاع تقدیم می کند و معاونت ارجاع پس از بررسی پرونده در صورت نبودن مانع ممکن است با توجه به رویه موجود اقدام به ارجاع پرونده به کلانتری مربوطه یا یکی از شعب بازپرسی یا دادیاری نماید. بعد از بازگشت پرونده از کلانتری یا آگاهی مدیر دفتر موظف است بعد از بررسی پرونده و در صورتی که همه مفاد آن تکمیل باشد پرونده  را به شعب رسیدگی کننده تحویل خواهد داد. مقام رسیدگی کننده در جلسات دادگاه بعد از شنیدن اظهارات طرفین و شهود و مطلعین پرونده را بررسی نموده و رای مناسب را صادر میکند که این رای ظرف بیست روز قابل تجدید نظرخواهی خواهد بود و بعد از مدت معین شده حکم قطعی صادر میشود.

ارکان جرم رابطه نامشروع کدامند؟

مقصود از رفتار مجرمانه چیست؟

چگونه میتوان رابطه نامشروع را اثبات نمود؟

مجازات رابطه نامشروع چگونه است؟

مراحل رسیدگی به رابطه نامشروع به چه صورت است؟

منابعقانون مجازات اسلامیقانون آیین دادرسی کیفریکتاب شیوه های عملی طرح و دفاع از دعاوی کیفری از گروه پژوهشی انتشارات چراغ دانش 

پیش خرید آپارتمان و ملک|مراحل قانونی

پیش خرید آپارتمان و ملک

 درجامعه امروز شاهد هستیم که بسیاری ازافراددر مورد پیش خرید ملک با مشکل مواجه می شوند .مطابق قانون مدنی زمانی که عقد بیع انجام میشود مالی که مورد خرید و فروش قرار میگیرد باید وجود داشته باشد که این امر در مورد خرید آپارتمانی که آماده است صدق می کند ولی در مورد پیش خرید ملکی که هنوز ساخته نشده اعمال نمیشود و همین مسئله مشکلات زیادی را در پی دارد در سال ۱۳۸۹ قانونگذار برای جلوگیری از اختلافاتی که بابت خرید و فروش آپارتمان و آپارتمان های در حال ساخت قانون پیش فروش آپارتمان ها را تنظیم نموده تا از حجم مشکلات و دعاوی مطرح شده دردادگاه ها کاسته شود .

مراحل قانونی پیش خرید آپارتمان و ملک

مطابق قانون پیش فروش آپارتمانها پس از صدور پروانه ساختمان توسط شهرداری و تنظیم نمودن شناسنامه فنی مستقل برای هر واحد که در آن مشخصات دقیق ساختمان مطرح می شود .تنظیم قراردادپیش فروش باید در یکی از دفاتر اسناد رسمی صورت میگیرد و دفاتر املاک موظفند پس از انجام صحبت های مقدماتی طرفین معامله را به دفاتر اسناد رسمی ارجاع دهند و به هیچ عنوان مجاز نیستند خودشان اقدام به تنظیم قرارداد نمایند. در صورت انجام این عمل مجرم تلقی می شوند . بر اساس متن مندرج در قانون پیش فروش آپارتمانها چنانچه فرد سرمایه گذار بدون تنظیم سند اقدام به پیش فروش نماید به حبس از نود روز یا جریمه نقدی به میزان دو تا چهار برابر وجهی که دریافت نموده محکوم می شود

اوصاف و امکانات آپارتمان

در یک قرر داد پیش فروش کلیه امکاناتی که واحد آپارتمان خواهد داشت مانند شماره طبقه و واحد و متراژ واحد و تعداد اتاق ها .مشخص نمودن پارکینگ و انباری و مشخصات فنی ساختمان و….باید در متن قرارداد قید شود.

نحوه قیمت گذاری آپارتمان

قیمت گذاری آپارتمان با توجه به قوانین و مقرارات خاص مشخص می شود . در هنگام پیش فروش قیمت آپارتمان باید مشخص باشد و تعداد اقساط و نحوه پرداخت آن باید بر اساس توافق طرفین باشد و شخص پیش خرید کنندهمتناسب با اقساط پرداخت شده مالک واحد آپارتمان خواهد بود. چنانچه عملیات ساخت و ساز براساس مفاد مندرج در قرار داد پیشرفت نداشته باشد پیش خریدار می تواند تا زمان پیشرفت ملک متناسب با قرار داد به تعویق بیاندازد.

 چگونگی تحویل آپارتمان

زمان اتمام پروژه ساخت و ساز و زمان تحویل ملک باید به طور دقیق در قررداد قید شود .هر چند که ممکن است این زمان تغییراتی داشته باشد که متضمن خسارت تاخیر و تادیه خواهد بود. چنانچه فروشنده نتواند در تاریخ معین شده واحد را تحویل خریدار بدهد یا به تعهدات خود به درستی عمل نکند با توجه به مواد مندرج در قانون باید خسارت بپردازد مگر اینکه با خریدار توافق کنند .بعد از پایان کار ساختمان در مدت زمان پیش بینی شده در قرارداد و تایید مهندس ناظر و فرد پیش خرید کننده میتواند  به دفاتر اسناد رسمی مراجعه نموده وبا ارائه مدارک مبنی بر انجام کلیه تعهدات درخواست انتقال سند رسمی ملک را بدهد. اگر فروشنده ظرف مدت ده روز برای نتقال سند به دفترخانه مراجعه نکند . دفترخانه راسا برای انتقال سند به نام خریدار اقدام خواهد نمود و اداره ثبت اسناد و املاک هم موظف است که نسبت به تفکیک ملک اقدام نماید.

نکات مهم جهت پیش خرید آپارتمان و ملک

برای اینکه ملکی را پیش خرید کنیم بهتر است چند نکته را درباره قوانین خرید اپارتمان قبل از کامل شدن در  نظر داشته باشید:۱-سعی کنیدتا حد امکان از اعتماد کردن بیجا بپرهیزید و سعی کنید خودتان شخصا و با کمک گرفتن از وکلای متخص در این امر بررسی های لازم را انجام دهید.۲-گول چرب زبانی دلال ها را نخورید و حتما در مورد ملکی که تصمیم به پیش خرید آن دارید تحقیقات لازم را انجام دهید.۳- حتما به دفاتر اسناد رسمی مراجعه نموده و با ارائه پلاک ثبتی همه سوابق ملک را بدست آوردید.و مطمئن شوید که مال  در توقیف یا ممنوع المعامله نباشد.۴- با مالک اصلی ملک یا وکیل قانونی اش معامله کنید و فقط در دفاتر املاکی که دارای مجوز قانونی هستند معامله نمایید.۵-حتما همه تعهدات خریدار و فروشنده در متن قرارداد قید شود و همچنین تمام مبالغ پرداختی و چکها با قید تاریخ و مبلغ و شماره چک در قرارداد نوشته شود.۶- قرارداد حتما با شخص فروشنده و یا نماینده قانونی وی با ارائه مدارک ابتدا در دفاتر املاک و سپس در دفترخانه تنظیم شود.

بیع سلف یا سلم

بیع سلم یا سلف در لغت به معنای پیش پرداخت و قبول کردن و اطاعت کردن آمده است و دراصطلاح حقوقی بیعی است که در آن بها یا ثمن معامله نقدا پرداخت می شود.اگر از دید خریدار به موضوع بیع نگاه شود پیش خرید و اگر از دید فروشنده به آن نظر کنیم پیش فروش نامیده می شود.به عبارت دیگر بیع سلم یا سلف پیش خرید یا پیش فروش است. در بیع سلم انتقال مالکیت مبیع در زمان تسلیم است نه درزمان عقد قرارداد.

بیع سلم به چه معناست؟

برای پیش خرید یا پیش فروش آپارتمان چه اقدامات قانونی باید انجام داد؟

چه اوصافی از آپارتمان باید در قراردادقید شود؟

قیمت گذاری آپارتمان چگونه است؟

خریدار چگونه میتواند آپارتمان خود را تحویل بگیرد؟

برای پیش خرید یک ملک به چه نکاتی باید توجه داشت؟

چگونه می توان کسی را به انجام تعهد ملزم نمود؟

 

انجام تعهد

تعهد در لغت به معنای برعهده گرفتن و عهد و پیمان آمده است. در اصطلاح فقهی ناظر به رابطه ای است که بر اساس آن شخص ملزم به انتقال یا تقسیم مال و یا انجام دادن یا ندادن کاری می شود.تعهد چه از نظر مالی چه غیر مالی دارای سه رکن اساسی است:

۱-موضوع تعهد:

موضوع تعهد ممکن است مالی باشد مانند انتقال یک ملک و یا غیر مالی باشد مانند انجام یا عدم انجام کار.

۲-طرف تعهد :

ممکن است متعهد یا متعهدله یک یا چند نفر باشند.

۳-رابطه حقوقی:

سومین رکن تعهد نوع رابطه حقوقی است که طرف متعهد را ملزم به انجام امر یا خودداری از انجام امری به نفع متعهد له می کند که ممکن است ناشی از یک عقد یا یک الزام قانونی باشد. بنابراین باید گفت تعهد یکیاز آثار عقد است.

ارکان دعوای الزام به انجام تعهد

وجود الزام قانونی

اولین موضوع در دعوای الزام به انجام تعهد وجود یک عامل ایجاد کننده تعهدات یا الزامات می باشد البته منشاء این الزامات یا تعهدات ممکن است قرار دادیا قانون باشد که به شرح زیر است:۱-منشاء ایجاد تعهدات و الزامات «عقد» باشد:در این صورت شخص به موجب قرار دادمتعهد به انجام یا خودداری از انجام یا لزام به انتقال مال یا منفعت یا حق به ثالث می شود.مبنای این نقل و انتقال و انجام تعهد قرار داد بین دو طرف عقد می باشد نه حکم قانون.۲-منشاء ایجاد تعهدات و الزامات «ضمان قهری»باشد: ضمان قهری یا الزامات خارج از قرارداد زمانی معنا پیدامی کند که شخص به مال یا جان یا حیثیت فرد دیگر لطمه وارد کند در این صورت قانون مسبب و مقصر حادثهرا ملزم به جبران خسارت می کند بدون اینکه قراردادی بین زیان دیده یا مسبب حادثه باشد بنابراین مبنای ضمانت اجرای حکم قانون است نه قرارداد.قانونگذار در ماده ۳۰۷ قانون مدنی موارد زیر را از موجبات ضمان قهری می داند که به طور مختصر به شرح آنها میپردازیم:الف) غصب و آن چه در حکم غصب است:غصب در لغت به معنای گرفتن مال یا حق از راه ظلم است در حقوق مدنی این گونه تعریف شده است که غصب استیلا بر حق غیر است به نحوه عدوان به عبارت دیگر غصب تصرف بر مال دیگری از راه نامشروع و بدون رضایت مالک است .ب) اتلاف:اتلاف جمع تلف و به معنی از بین بردن و تخریب کردن و سوزاندن است و در اصطلاح حقوقی به  معنای این استکه شخصی عمداً یا سهواٌ اقدام به تخریب و نابودی مال غیر بدون اذن مالک میکند.درخواست انجام تعهد از سوی متعهدله یا تمام شدن مدت مقرر در قانون یا قرارداد متعهد به تعهد خود عمل ننموده است.

عدم سقوط تعهد موضوع دعوا

قانون مدنی عواملی که منجر به سقوط تعهدات می شود را برشمرده است که با تحقق هر کدام از  آنها  تعهد از بین رفته و متعهدله حق مطالبه مجدد آن یا طرح دعوای مربوطه راندارد.

وفای به عهد :

وفای به عهد زمانی محقق میشود که شخص متعد چیزی را که می دهد مالک یا نماینده قانونی مالک باشد و شخصاهم  اهلیت داشته باشد و تعهد نیز در صورتی انجام شده محسوب می شود که دین به شخص دائن یا به کسی که ازطرف وی وکالت یا حق قبض دارد تادیه گردد.

اقاله:

بعد از معامله طرفین یا وارث آنها با موافقت هم می توانند به تراضی آنرا اقاله کنند. اقاله به هر لفظ یا عملی کهدلالت بر به هم زدن معامله کند واقع می شود.موضوع اقاله ممکن است تمام معامله واقع شود یا فقط مقداری از مورد آن. تلف یکی از عوضین مانع اقاله نیست در این صورت به جای آن چیزی که تلف شده است مثل آن درصورتی که مثل آن وجود داشته باشدو قیمت آن در صورتی که بتوان برای آنقیمت مشخص کرد داده می شود.اگر مالک بعد از عقد در مورد مال مورد معامله تصرفاتی انجام دهد که باعث افزایش قیمت آن شود در حین اقاله به مقدار قیمتی که به سبب عمل او زیاد شده است مستحق خواهد بود.

خسارت ناشی از تاخیر در انجام یا عدم انجام تعهد

در دعوای مطالبه خسارت ناشی از تاخیر یا عدم انجام تعهد خواهان حق دارد ضمن تقدیم دادخواست یا در اثنای دادرسی و یا به طور مستقل جبران خسارت ناشی از دادرسی یا تاخیر انجام تعهد یا عدم انجام آن را به علت تقصیرخوانده نسبت به ادای حق یا  امتناع از آن به وی وارد شده را بخواهد و همچنین اجرت المثل را به لحاظ عدم تسلیم خواسته یا تاخیر در تسلیم آن از باب اتلاف از خوانده مطالبه کند.دادگاه در موارد گفته شده میزان خسارت را پس از رسیدگی با جلب نظر کارشناس معینکرده و ضمن حکم راجع به اصل دعوا یا به موجب حکم جداگانه محکوم علیه را به تادیه خسارت ملزمخواهد نمود . درصورتی که قرارداد خاصی راجع به خسارت بین طرفین منعقد شده باشد برابر قرارداد رفتار خواهد شد.

موضوع تعهد پرداخت وجه نقد :

در دعاویی که موضوع آن دین و از نوع وجه رایج بوده و مطالبه دائن و تمکن مدیون .مدیون امتناع از پرداخت نموده در صورت تغییر  فاحش قیمت سالانه از زمان سررسید تا هنگام پرداخت و پس از مطالبه طلبکار دادگاه با رعایت تناسب تغییر شاخص سالانه که توسط بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران تعیین میگردد محاسبه و مورد حکم قرار خواهدداد مگر اینکه طرفین به نحو دیگری مصالحه نماید.

شرایط مطالبه خسارت تاخیر تادیه به شرح زیر است:

۱-موضوع تعهد وجه رایج باشد یعنی پول قانونی کشور باشد۲-طلبکار بدهی خود را مطالبه کرده باشد.۳-مدیون توانایی پرداخت دین را داشته باشد ولی از پرداخت آن خودداری کرده باشد۴-ارزش وجه نقد تغییر فاحش داشته باشدموضوع تعهد انجام یا عدم انجام عمل :اگر موضوع تعهد پرداخت وجه نقد نباشد بلکه انجام یا عدم انجام تعهد مالی یا غیر مالی مانند انتقال ملک یا تنظیم سند موضوع قرارداد یا چیز دیگری غیر از وجه نقد باشد ولی متعهد در انجام  و اجرای آن تاخیر کند یا آنرا انجام ندهد متعهدلهمیتواند هم زمان یا مستقلا خسارت ناشی از عدم انجام تعهد یا اجرت المثل ایام عدم تسلیم موضوع قرارداد را با رعایت

شرایط ماده ۵۱۵ قانون آیین دادرسی مدنی مصوب ۱۳۷۹ که مقرر می دارد :

خواهان حق دارد ضمن تقدیم دادخواست یا در اثنای دادرسی و یا به طور مستقل جبران خسارت ناشی  از دادرسی یاتاخیر انجام تعهد یا عدم انجام آن را که به علت تقصیر خوانده نسبت به ادعای حق یا امتناع از آن به وی وارد شده یاخواهد شد همچنین اجرت المثل را به لحاظ عدم تسلیم خواسته یا تاخیر تسلیم آن از باب اتلاف و تسبیب از خوانده مطالبه نماید  را درخواست کند.

اقاله به چه معناست؟

ارکان اساسی تعهدات مالی و غیر مالی کدامند؟

مواردی که موجب ضمان قهری می شود چیست؟

در چه شرایطی می توان درخواست خسارت تاخیر و تادیه نمود؟

منابع :قانون مدنی –قانون آیین دادرسی مدنی –کتاب شیوه های عملی طرح و دفاع از دعاوی حقوقی  از گروه پژوهشی انتشارات چراغ دانش

نحوه مطالبه ی دیه بینی | روند رسیدگی

مطالبه ی دیه :

امروزه به دلایل مختلف دیه از اهمیت خاصی برخوردار است و درحقوق ایران پولی است که فرد بابت صدمه ای دیده از ضارب میگیرد.دیه در نظام حقوقی ایران به مال یا پولی گفته می شود که فردی که باعث بروز جنایتی نسبت به فرد دیگری شده باید به وی پرداخت کند دیه جنبه ی کیفری دارد.مطابق ماده ۵۴۹ قانون مجازات اسلامی مقادیر دیه در ابتدای هر سال مطابق نظر مقام رهبری مشخص می شود و توسط رئیس قوه قضائیه اعلام می شود.بر اساس ماده ۲۹۵ قانون مجازات اسلامی :قتل یا جرح و یا نقص عضو که به طور خطای شبه عمدی واقع شدو آن در صورتی است که شخص جانی قصد فعلی را که نوعا سبب جنایت نمی شود داشته و قصد جنایت نسبت به منجی علیه را نداشته باشد.در این مقاله برآن شدیم تا دیه ی شکستگی بینی را تشریح خواهیم نمود.

دیه شکستگی بینی : 

اگر شکستگی بینی باعث فاسد شدن بینی شود و باعث شود که بینی به طور کامل از بین برود مستحق دریافت دیه کامل خواهد بود. ولی اگر بدون هیچ عیبی درمان شود یک دهم دیه کامل را شامل می شود. با توجه به اینکه دیه کامل در سال ۱۳۹۷ معادل ۲۳۱ میلیون تومان می باشد یک دهم آن برابر ۲۳ میلیون و صدهزار تومان می باشد.  ولی اگر ترمیم بشود اما همچنان ایراد داشته باشد ارش به آن تعلق میگیرد. اگر بینی در زمان ترمیم کج شود یا استخوان بشکند ولی بینی فاسد نشود در این حالت هم ارش تعلق میگیرد. و در صورتی که پرده میان دو سوراخ بینی از بین برود دیه آن یک سوم دیه کامل است.اگر بینی فلج شود دو سوم دیه کامل و چنانچه بینی فلج باشد و بخاطر ضربه وارد شده از بین برود یک سوم دیه کامل به آن تعلق میگیرد. اگر هر دو طرف بینی و فاصله بین آنها سوراخ شود حتی اگر همراه با پارگی نباشد دیه کامل را شامل میشود .اگر دیه باعث از بین رفتن خود بینی یا نوک آن نشود یک سوم دیه به آن تعلق می گیرد و درصورتی که بهبود پیدا کند و ترمیم شود یک پنجم دیه کامل را در بر میگیرد. اگر یک طرف بینی سوراخ شود در صورتی که ترمیم نشود یک نهم دیه کامل ولی اگر ترمیم شود و بهبودی حاصل شود یک بیستم دیه کامل را شامل می شود.نکته۱: در قتل عمد و شبه عمدی مسئول پرداخت دیه شخص قاتل می باشدنکته ۲: جنایت عمد و یا شبه عمد نابالغ و دیوانه به منزله ی خطای محض است و بر عهده ی عاقله ی آنها می باشد.

نحوه مطالبه دیه در جنایات غیر عمدی :

جرائم غیر عمدی نوعی از جرم محسوب میشود که شخص مرتکب قصد کشتن فرد دیگری را ندارد و عملی که انجام می دهد به خودی خود کشنده نیست ولی نتیجه عمل وی کشته شدن فرد می باشد. قانونگذار برای این نوع قتل ها که غیر عمدی هستند مجازات دیه را در نظر گرفته است.

ادله اثبات دیه : 

قسامهادله اثباتضمانت مالیبرای اثبات دیه باید به مراجع صالح طرح دعوی شود و مستلزم طی مراحلی از جمله:تنظیم شکواییه و مراجعه به کلانتری و دادسرا و پزشکی قانونی است و در قانون مجازات موادی برای اثبات دیه مطرح شده است.

قسامه:

قتل عمدی که موجب دیه میشود و ادله کافی برای  اثبات ندارد با قسم پنجاه مرد و در قتل غیر عمدی با قسم بیست و پنج مرد اثبات میشود. جنایت بر اعضا و منافع(ضرب و شتم) چه عمدی باشد یا غیر عمدی در صورتی که دلیل محکمی برای اثبات وجود نداشته باشد ،منجی علیه(شخصی که ارتکاب جرم به وی آسیب رسانیده است)میتواند با اقامه قسامه جنایت مورد ادعا را ثابت و دیه آن را مطالبه کند .نکته: با قسامه حق قصاص ثابت نمیشود.

موارد و تعداد قسامه :

۱_شش قسم در جنایتی که دیه آن به مقدار دیه کامل است.۲_پنج قسم در جنایتی که دیه آن سه چهارم دیه کامل است.۳_چهار قسم در جنایتی که دیه آن دو سوم دیه کامل است.۴_سه قسم در جنایتی که دیه آن یک دوم دیه کامل است.۵_دو قسم در جنایتی که دیه آن یک سوم دیه کامل است.۶_یک قسم در جنایتی که دیه آن یک ششم دیه کامل یا کمتر از آن است.نکته۱_ در صورتی که هریک از بندهای ذکر شده در بالا، در صورت نبودن نفرات لازم، مجنی علیه خواه مرد باشد خواه زن ، میتواند به همان اندازه قسم را تکرار کند.نکته۲_ در صورتی که مدعی به ترتیب ذکر شده اقامه دعوی نکند مدعی علیه میتواند با قسامه تبرئه شود. یعنی مدعی علیه میتواند قسامه را انجام دهد و تبرئه گردد.

نحوه دادرسی مطالبه دیه در جرائم غیر عمدی

جرائم غیر عمدی که اغلب در حوادث رانندگی اتفاق می افتد با شکایت شاکی شروع می شود که این روند با شکایت مستقیم شاکی در دادسرا شروع می شود و یا با مراجعه به نیروی اتنظامی در خواست برای رسیدگی ارائه می شود و بعد از این مرحله رسیدگی در دادگاه یا دادسرا پیگیری می شود بهتر است برای دست یافتن به نتیجه مطلوب و تسریع در روند رسیدگی از وکلای مجرب کمک گرفت بعد از ارجاع پرونده به دادسرا بسته به نوع پرونده ابتدا اظهارات طرفین و شهود ثبت و بررسی می شود و در صورت نیاز به کارشناس ارجاع می شود بعد از رسیدگی در مرحله اول قرار صادر می شود که در این صورت دو حالت وجود دارد یا مدارک کافی نبوده و یا شاکی رضایت داده و در غیر این صورت بعد از رسیدگی به پرونده و شنیدن اخرین دفاعیات طرفین قرار تامین صادر میشود و در این صورت برای جلوگیری از فرار متهم یکی از قرار های زیر صادر می شود:

۱-قرار وجه التزام:

این مبلغ به حساب دادگستری واریز می شود و وجه تا پایان محاکمه و تا زمان اجرای حکم قابل پس گرفتن نیست.

۲-قرار وثیقه :

که شامل وجه نقد یا ضمانت بانکی یا اموال غیر منقول و منقول است.

۳-قرار بازداشت موقت:

در این حالت دستور بازداشت موقت متهم تا زمان صدور حکم قطعی صادر می شود.

۴- قرار مجرمیت :

به وسیله دادسرا به صورت قطعی صادر می شود و بعد از آن کیفرخواست صادر می شود و در پایان فرآیند رسیدگی پرونده به اجرای احکام ارجاع می شود.

مراحل رسیدگی به دعوا

مطابق ماده۳۰۱قانون آیین دادرسی کیفری مصوب۱۳۹۲که مقرر میدارد:دادگاه کیفری دو صلاحیت رسیدگی به تمام جرایم را دارد مگر اینکه به موجب قانون در صلاحیت مرجع دیگری باشد.با توجه به متن مواد ۳۱۰ و ۳۱۱ قانون آیین دادرسی :متهم در دادگاهی محاکمه می شود که جرم در حوزه آن واقع شده باشد و همچنین شرکا و معاونین جرم در دادگاهی محاکمه می شوند که صلاحیت رسیدگی به اتهام متهم اصلی را دارد.

نحوه تقدیم شکواییه و هزینه های قانونی آن

برای اعلام شکایت نیازی به مکتوب کردن آن نیست. البته در رویه عملی یک فرم از پیش طراحی شده تحویل شاکی داده میشود و ایشان بر روی آن شکایت خود را توضیح می دهددر این مورد درماده۶۹ چنین آمده است :دادستان مکلف است شکایت کتبی و شفاهی را همه وقت قبول کند. شکایت شفاهی در صورت مجلس قید و به امضا یا اثر انگشت شاکی می رسد. هرگاه شاکی سواد نداشته باشد مراتب را در صورت مجلس قید کرده و انطباق شکایت با مندرجات صورت مجلس تصدیق می شود. و حتی وجود ایام تعطیل یا شب بودن مانعی برای طرح شکایت نخواهد بود براساس بندهای ۴و۱۷قانون وصول برخی از درآمدهای دولت و مصرف آن در موارد معین شاکی باید بابت شکایت خود و تصدیق اوراق پیوستی شکواییه هزینه پرداخت نماید که به صورت الحاق تمبر ۵۰۰۰۰ریال و۵۰۰۰هزار ریالی می باشد که با مراجعه به واحد تمبر دادسرای صالحه این هزینه را پرداخت میکند.

اسناد و مدارک لازم برای طرح شکایت

۱-دلایل و مدارک دال بر وقوع درگیری۲-مدارک اورژانس و بیمارستان و نظریه پزشکی قانونی۳-اسامی شهود و مطلعین به همراه مشخصات کامل و نشانی آنها

مطالبه دیه در جنایات غیر عمدی چگونه است؟

راههای اثبات دیه کدامند؟

چگونه میتوان دیه را ثابت کرد؟

دیه شکستگی بینی چگونه محاسبه میشود؟

دعوای اثبات نسب |مشروع بودن رابطه نسبی

اثبات نسب

یکی از مهم ترین مباحث مطرح در حقوق خانواده مفهوم نسب است،چرا که وجود یک رابطه نسبی ،آثار و تکالیفی را ایجاب می کند امروزه یکی از رایج ترین راههای اثبات رابطه نسبی، آزمایش ژنتیک و اماره فراش است از جمله آنها موجبات ارث است که در ماده۸۶۱ قانون مدنی به آن اشاره شده است و همچنین موضوع الزام به انفاق از سوی اقارب نسبی نسبت به اشخاصی که در وضعیت معیشتی خود دچار مضیقه هستند که در این خصوص نیز مواد ۱۱۹۵تا ۱۲۰۶ قانون مدنی به تفضیل آنرا بیان نموده است .

مفهوم اماره فراش :

اماره فراش به عنوان یک اماره قانونی معتبر مانع از خدشه به رابطه زوجیت می شود. فرزندی که از زن شوهر دار  متولد شده است، متعلق به شوهر است . به عبارت دیگر فرزندی که در نتیجه یک رابطه مشروع و قانونی به وجود می آید یقینا متعلق به شوهر است. نقش این قاعده زمانی بیشتر به چشم می خورد که شک بوجود آید که زن از هم خوابی با مردی غیر از شوهرش باردار شده و این فرزند متعلق به همسر شرعی او نمی باشد. در صورت بروز این شک می توان به این قاعده استناد کرد و طفل متولد شده را به همسرشرعی زن نسبت داد .نسب در لغت به معنای پیوندی خویشاوندی ، به ویژه پیوند پدری و نیاکان پدری است .رابطه خویشانوندی بین دو نفر که یکی ازنسل دیگری یا هر دو از نسل دیگری یا هر دو از نسل شخص ثالثی باشند و به عبارت دیگر نسب وابستگی است بین دو نفر که به سبب تولد یکی از آنها از دیگری یا تولدشان از شخص ثالثی بوجود می آید.نسب به معنای خاص را نیز رابطه پدر فرزندی یا مادرفرزندی و به عبارت دیگر، رابطه طبیعی و خونی میان دو نفر است که یکی به طور مستقیم از وجود دیگری به دنیا آمده است.

ارکان دعوای اثبات نسب

زمانی که نسب مشروع و قانونی طفل مورد اختلاف طرفین باشد دعوای اثبات نسب مطرح می گردد که ارکان آن عبارتند از:۱-وجود یک رابطه نسبی۲-مشروع بودن رابطه نسبی۳-وجود ادله اثبات برای دعوای نسب

وجود یک رابطه نسبی

در قانون ایران نسب مشروع به نسبی گفته می شود از پدرو مادری که  رابطه زوجیت بین آنها از طریق مشروع  و قانونی است فرزندی متولد شود و اثبات شود که این فرزند متعلق به زوجین می باشد.

مشروع بودن رابطه نسبی

در این مورد باید خواهان با ادله و مدارک محکمه پسند ثابت کند که رابطه ای که باعث تولد وی شده یک رابطه شرعی و قانونی بوده است. بنابراین اگر این رابطه مشروعیت نداشته باشد اثبات نسب با مشکل رو به رو خواهد شد.

بنابه ماده۱۱۶۷قانون مدنی :

طفل متولد از زنا به زانی ملحق نمی شود. و همچنین طبق ماده۱۱۶۶قانون مدنی: هرگاه به واسطه وجود  مانعی نکاح بین ابوین باطل باشد نسبت طفل به هریک از ابوین که جاهل بروجود مانع بوده مشروع و نسبت به دیگری نامشروع خواهد بود.

وجود ادله اثباتی برای دعوای نسب

ادله اثباتی در مورد دعوای اثبات نسب عبارتند از : اماره فراش، شهادت ، امارات قضایی و آزمایش ژنتیک. اولین راه اثبات نسب طفل توسل به اماره ی فراش است که قبلا توضیح داده شد.در مورد اثبات نسب علاوه بر اماره فراش می توان از شهادت شهود یا از امارات قضایی نیز استفاده نمود.

دعوای نفی نسب

یکی دیگر از دعاویی که در مورد نسب وجود دارد دعوای نفی نسب است.به این حالت که کسی که ظاهرا با دیگری قرابت نسبی دارد منکر وجود رابطه نسبی میگردد و ممکن است از طرف پدر طفل صورت گیرد که به این حالت نفی ولد هم میگویند.

تعارض نسب با اماره فراش

 دعوای نفی نسب یا نفی ولد از طرف پدر ،اثبات تعارض تولد فرزند با اماره فراش می باشد یا اینکه با ادله و اسناد و مدارک تولد فرزند با اماره فراش می باشد یا اینکه با ادله و اسناد و مدارک دیگری ثابت نماید که هرچند طبق اماره فراش فرزند ملحق به وی می باشد.ولی بر اساس سایر ادله و مدارک از جمله شهادت شهود و آزمایش و غیره اماره فراش درست نیست.

شرایط اماره فراش در زمان انحلال نکاح

بر اساس ماده۱۱۵۹قانون مدنی طفل متولد بعد از نکاح در صورتی به شوهر ملحق می شود که: ۱-مادر هنوز شوهر نکرده باشد. ۲-از تاریخ انحلال نکاح تا بدنیا آمدن طفل کمتر از شش ماه نگذشته باشد. ۳-از تاریخ نزدیکی تا زمان ولادت کمتر ازشش ماه نگذشته باشد.

اثبات خلاف اماره فراش

نفی ولد ممکن است از طریق لعان یا بوسیله دلایل دیگر از جمله شهادت و کارشناسی صورت میگیرد.

تعریف لعان

لعان نوعی سوگند است که در حقوق اسلام در موردی که شوهر نسبت به زنای زوجه با دیگری دائمه دهد یا طفل متولد از او را از خود نفی کند ، میتوان به آن متوسل شد. متداول ترین دلیل در مورد نفی نسب را میتوان همان آزمایش ژنتیک دانست . زیرا خواهان دعوای نسب می تواند به عنوان دلیل به آزمایش ژنتیک استناد نموده و این شیوه مطمئن ترین راه وصول به حقیقت است .

جرم اخلال در نظم عمومی و مجازات آن

جرم اخلال در نظم عمومی

جرم فعل یا ترک فعلی است که در نظم جامعه اختلال ایجاد نموده و جامعه را به واکنش واداشته  است و یکی از جرایم علیه امنیت و آسایش عمومی جرم اخلال در نظم عمومی است. هدف از جرم انگاری این جرم نیز حمایت از منافع عمومی جامعه و حفظ نظم جامعه می باشد.ولیکن از آنجایی که در قانون مجازات اسلامی تعریف دقیق و مشخصی از این جرم به عمل نیامده و به عنوان جرم خاص معرفی نشده است و تنها مصادیقی از این جرم در موارد مختلف بیان شده است .  باید تا جایی که امکان دارد دایره ی آن را تنگ تر دانست. زیرا اصل بر این است که هیچ عملی جرم نیست مگر اینکه قانونگذار آن را ممنوع اعلام کرده باشد. نظم عمومی همان احساس امنیتی است که افراد در جامعه می نمایند. بنابراین اگر عملی مانند سرقت یا ضرب و جرح در جامعه ایجاد نا امنی یا ترس و وحشت شود با واکنش جامعه رو به رو می شود. در ماده ۶۱۸قانون مجازات اسلامی بخش تعزیرات اخلال در نظم عمومی را اینکونه بیان نموده است : هر کس با ایجاد هیاهو و جنجال و یا حرکات غیر متعارف یا تعرض به افراد موجب اخلال در نظم و آسایش آرامش عمومی گردد یا مردم را از کسب و کار باز دارد به حبس از سه ماه تا یک سال و تا ۷۴ضربه شلاق محکوم خواهد شد. بنابراین مصادیق مجرمانه جرم مذکور بیان شده و شامل هیاهو (سرو صدا و فریاد) جنجال (همهمه)حرکات غیرمتعارف و تعرض به افراد (رفتارو گفتار منجر به آسیب روحی و جسمی و هتک حیثیت) می شود.

ارکان جرم اخلال در نظم عمومی

برای اینکه جرمی اتفاق بیوفتد سه رکن لازم است :۱-عنصر قانونی:که از آن به عنوان مستندات مجرمانه تلقی شدن رفتار از نظر قانون گذار نام برده می شود۲-عنصر مادی:ملیات خارجی حاکی از رفتار مجرمانه۳-عنصر معنوی :که رفتار مجرمان باید همراه باقصد مجرمانه یا تقصیرجزایی باشد.فقدان هرکدام از این ارکان موجب عدم تحقق جرم میگردد مگر اینکه قانونگذار وجود این رکن را ضروری نشناسد.

عنصر قانونی جرم اخلال در نظم عمومی

هرعنوان مجرمانه باید قبلا توسط قانونگذار اعلام شده باشد که برگرفته از قواعد فقهی قبح عقاب بلا بیان می باشد قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران لزوم قانونی بودن جرم را در اصل ۱۶۹ به رسمیت شناخته است.

این اصل بیان میدارد که:

هیچ فعل یا ترک فعلی به استناد قانونی که بعد از ان وضع شده جرم شناخته نمی شود. هرچند در قانون جرم اخلال در نظم عمومی به عنوان جرم خاص معرفی نشده است منتها ماده ۶۱۸ قانون مجازات اسلامی بخش تعزیرات را میتوان رکن قانونی این جرم محسوب نمود.

در این ماده چنین آمده است:

هرکس با هیاهو و جنجال یا حرکات غیر متعارف یا تعرض به افرادموجب اخلال نظم و آسایش عمومی گردد یا مردم را از کسب و کار باز دارد به حبس از سه ماه تا یک سال و تا ۷۴ضربه شلاق محکوم خواهد شد. به علاوه میتوان مواد ۶۱۷ و ۶۱۹ قانون مجازات بخش تعزیرات را نیز از مصادیق جرم اخلال در نظم عمومی به شمار آورد که بیان می دارند:

بر اساس ماده ۶۱۷ قانون مجازات اسلامی:

هرکس به وسیله چاقو و یا هر نوع اسلحه دیگر تظاهر یا قدرت نمایی  کند یاآن را وسیله مزاحمت اشخاص یا اخاذی یا تهدید قرار دهد یا با کسی گلاویز شود در صورتی که از مصادیق محارب نباشد به حبس از شش ماه تا دو سال و تا ۷۴ضربه شلاق محکوم خواهد شد

و در ماده ۶۱۹ قانون مجازات اسلامی :

هر کس در اماکن عمومی یا معابر متعرض یا مزاحم اطفال یا زنان بشود یا با الفاظ و حرکات مخالف شئون و حیثیت بهپ آنان توهین نماید به حبس از دو ماه تا شش ماه و تا ۷۴ضربه شلاق محکوم خواهد شد.

رکن مادی جرم اخلال در نظم عمومی

برای اینکه رفتاری مجرمانه باشد علاوه بر پیش بینی رفتار و اعمال مجازات آن در قانون بیاد عنصر مادی وجود داشته باشد تا جرم نمود ظاهری پیدا کند زیرا اگر غیر از این باشد و صرف قصد مجرمانه را کافی برای پیدایش جرم بدانیم .چه بسا افراد زیادی قابل مجازات باشند بنابراین صرف قصد مجرمانه جرم نبوده و باید نمود خارجی داشته باشد چرا که با نمود خارجی پیدا کردن جامعه آسیب می بیند و این حق به  جامعه داده میشود که برای جبران آسیب های وارده مرتکب را مجازات کند.

رکن معنوی اخلال در نظم عمومی

علاوه بر عنصر قانونی مبتنی بر پیش بینی رفتار مجرمانه در قانون جزا و عنصر مادی جرم شامل وقوع عمل در خارج باید عمل مذبور از اراده مرتکب ناشی شده باشد در واقع بیاد میان عمل و شخص عامل رابطه روانی یا رابطه اردای موجود باشد که آن را عنصر معنوی می نامند.

در تحقق عنصر معنوی یا روانی وجود دو عامل ضرورت دارد:

۱-اراده ارتکاب فعل یا همان سوء نیت عام۲-قصد مجرمانه یا همان سوء نیت خاصسوء نیت عام: یعنی قصد مرتکب نسبت به ارتکاب عمل به صورت عمدیسوءنیت خاص: یعنی مرتکب علاوه بر قصد نسبت به خود عمل قصد نتیجه خاصی را دارد که در نظر قانونگذار برای تحقق جرم خاص لازم است.

مجازات جرم اخلال در نظم عمومی

بر اساس ماده ۶۱۸قانون مجازات اسلامی هر گونه رفتاری که ایجاد اخلال در نظم عمومی کند و موجب شود افراد جامعه به زحمت افتاده و آسایش و آرامش آنها خدشه دار شود جرم است  و مجازات آن سه ماه حبس و ۷۴ ضربه شلاق می باشد (مجازات درجه ۶) و همچنین ماده۶۱۷ همین قانون هم اشخاصی را که بوسیله چاقویا هر نوع اسلحه را وسیله مزاحمت اشخاص قرار دهند در صورتی که عنوان محارب بر آن صدق نکند به حبس از شش ماه تا دو سال و ۷۴ ضربه شلاق محکوم نموده است.هرگا جرائمی که در بالا ذکر شده در نتیجه توطئه قبلی و دسته جمعی واقع شود هر یک از مرتکبین به حداکثر مجازات مقرر محکوم خواهد شد

مرجع صالح برای رسیدگی به جرم اخلال در نظم عمومی

مطابق ماده۳۰۱قانون آیین دادرسی کیفری مصوب ۱۳۹۲که مقرر داشته است : دادگاه کیفری دو صلاحیت رسیدگی به تمامی جرائم را دارد مگر اینکه به موجب قانون در صلاحیت مرجع دیگری باشد .با توجه به متن مواد ۳۱۰ و ۳۱۱ قانون آیین دادرسی کیفری که مقرر میدارد : متهم در دادگاهی محاکمه می شود که جرم در حوزه آن واقع شده باشد و همچنین شرکا و معاونین در دادگاهی محاکمه می شوند که صلاحیت رسیدگی به اتهام متهم اصلی را دارد. بنابراین باید گفت دادگاه صالح برای رسیدگی به جرم اخلال در نظم عمومی دادگاه محل وقوع جرم می باشد یعنی دادگاهی که در آن محل خللی در نظم عمومی صورت گرفته است صلاحیت رسیدگی را دارد.

روش تقدیم شکوائیه و هزینه های قانونی آن

روش اعلام شکایت

برای اعلام شکایت حتی مکتوب کردن آن نیازی نیست هر چند در رویه علمی یک فرم از پیش تعیین شده تحویل شاکی داده میشود و ایشان بر روی آن شکایت خود را توضیح میدهددر این خصوص ماده۶۹قانون مجازات اسلامی مقرر می دارد: دادستان مکلف است شکایت کتبی و شفاهی را همه وقت قبول کند شکایت شفاهی در صورت مجلس قید و به امضا یا اثر انگشت شاکی می رسد. هر گاه شاکی سواد نداشته باشد مراتب در صورتمجلس قید و مطابقت داشتن شکایت با مندرجات صورت مجلس تصدیق می شود. حتی وجود ایام تعطیل یاشب بودن مانع از طرح شکایت نیست.

هزینه های قانونی شکواییه

مطابق بند های ۴و۱۷ ماده۳ قانون وصول برخی از در آمدهای دولت و مصرف آن در موارد معین شاکی باید از بابت شکایت خود و تصدیق اوراق پیوستی شکواییه ،هزینه پرداخت نماید که به صورت الحاق تمبر ۵۰۰۰۰ ریالی و ۵۰۰۰ریالی می باشد که با مراجعه به واحد تمبر دادسرای صالحه این هزینه را پرداخت میکند.منابع :قانون مجازات اسلامیشیوه های عملی طرح و دفاع از دعاوی کیفری / گروه پژوهشی انتشارات چراغ دانش

اجرای احکام حقوقی و کیفری و نکات مهم آن

 

تفاوت اجرای احکام حقوقی و کیفری

اجرای احکام مربوط به احکامی است که در دادگاه صادر میشود وبردو نوع است :۱-اجرای احکام مدنی۲-اجرای احکام کیفری

۱-از نظر قانون :

اجرای احکام مدنی یک قانون تنظیم شده است و در اجرای احکام کیفری قانون مدون و تفکیک شده ای به نام قانون اجرای احکام کیفری نداریم .

۲-از لحاظ موضوع:

موضوع اجرای احکام حقوقی معمولا تعهدات –دیون و مسائل مربوط به خانواده می باشد ولی موضوع اجرای احکام کیفری مجازات ها(حدود-قصاص-تعزیرات-دیات)می باشد.

۳-از لحاظ نیاز به صدور اجرائیه:

در اجرای احکام حقوقی پس از قطعیت حکم محکوم به می بایست تقاضای صدور اجرائیه نماید و اجرای حکم پس از صدور و ابلاغ اجراییه انجام میشود ولی دراجرای احکام کیفری نیاز به صدور اجراییه نیست  و به طور خودکار حکم اجرا می شود.

۴-از نظر پیگیری موضوع :

در اجرای احکام حقوقی در تمام مراحل پیگیری موضوع توسط محکوم له می باشد ولی در اجرای احکام کیفری نیاز به پیگیری شاکی به جز موارد خاص نمی باشد.

۵-از نظر گذشت شاکی:

در خصوص اجرای احکام حقوقی به محض رضایت محکوم له اجرای حکم متوقف می شود ولی در اجرای  احکام کیفری بجز در مواردی که در قانون قابل گذشت است با رضایت شاکی اجرای حکم متوقف نمی شود و جنبه عمومی حکم به قوت خود باقی است.

۶- از نظر سابقه:

در اجرای احکام حقوقی برای محکوم له یا محکوم علیه سابقه محسوب نمی شود ولی در اجرای احکام  کیفری برای محکوم علیه سابقه ی کیفری در نظر گرفته می شود.

۷-از نظر عفو:

عفو و بخشودگی از ناحیه حکومت فقط مربوط به اجرای احکام کیفری می باشد ولی اجرای احکام حقوقی عفو و بخشودگی ندارد.

۸-از نظر هزینه های اجرایی:

در اجرای احکام حقوقی مستلزم پرداخت هزینه هایی مانند هزینه های نگهداری -کارشناسی –مزایده- انتشار آگهی و… می باشد که از محکوم علیه اخذ می شود ولی در اجرای احکام کیفری هیچ مبلغی به عنوان هزینه از محکوم علیه اخذ نمی شود.

اجرای احکام مدنی:

مربوط به احکامی است که از دادگاههای حقوقی صادر شده است که معمولا مربوط به تعهدات و دیون و مسائل مربوط به خانواده و ازدواج و نسب و طلاق می باشد و نیازی به پیگیری شاکی دارد ولی در اجرای احکام کیفری نیازی به پیگیری شاکی مگر در موارد خاص نمی باشد.

وظایف قاضی اجرای احکام

الف)صدو دستور اجرای احکام لازم الاجرا و نظارت بر شیوه اجرای آنهاب) نظارت بر زندان و زندانیان در اموری که مربوط به زندانیان باشد.ج) اعلام نظر درباره زندانیان واجد شرایط عفو و آزادی مشروط مطابق قانونح) دادن مرخصی به محکومان بر اساس قوانین و مقرراتر) تصمیم گیری در خصوص محکومان سالمند و مبتلایان به بیماری روانی و جسمی صعب العلاج و سایر افرادی که نیاز به مراقبت ویژه دارند.

احکامی که لازم الاجرا هستند عبارتند از:

۱-رای قطعی که دادگاه نخستین صادر می کند.۲-آرایی که در مدت مقرر تجدید نظر و یا واخواهی نشده باشد.۳-رایی که مرجع تجدید نظر آنرا تایید یا پس از نقض رای دادگاه نخستین صادر کرده باشد.۴-رایی که به تایید مرجع فرجام رسیده باشد و آرایی که در دیوان عالی کشور تایید شده است.

چه موانعی در اجرای یک حکم وجود دارد؟

۱-موانع دائمی۲-موانع موقتی

موانع دائمی:

موانعی که به طور دائم اجرای حکم را متوقف می کند.۱-فوت منجی علیه :در صورتی که محکوم علیه(شاکی) فوت کند اجرای حکم در هر مرحله ای که باشد بطور کلی متوقف می شود.۲-گذشت شاکی در جرائم قابل گذشت۳-نسخ قانون۴-توبه محکوم علیه در مواردی که قانون پیش بینی کرده۵-مرور زمان تعقیب و مرور زمان شکایت

موانع موقتی:

موانعی هستند که به طور موقت اجرای حکم را متوقف میکند.۱-دوران بارداری۲-پس از زایمان حداکثر شش ماه۳- دوران شیردهی تا رسیدن طفل به دو سالگی۴- اجرای مجازات شلاق در ایام حیض و استحاضه۵- بیماری محکوم علیه :هرگاه محکوم علیه به بیماری جسمی یا روانی محکوم و اجرای مجازات موجب تاخیر بهبودی یا تشدید بیماری شود و اجرای احکام با کسب نظر پزشکی قانونی تا زمان بهبودی اجرای مجازات را به تعویق می اندازد.

نحوه اجرای حکم برای محکوم بیمار

چنانچه امید به بهبودی شخص بیمار نباشد به شرط ذیل عمل می شود.در جرائمی که از نوع حد باشد به نحوی که حد در خصوص شلاق باشد به صورت رشته ای از شلاق انجام میگیرد و چنانچه حد اعدام باشد هیچ فرقی نمیکند ولی در جرائمی که تعزیری است در صورتی که امیدی به بهبود بیماری نباشد قاضی اجرای احکام پس از احراز بیماری محکوم علیه ومانع بودن آن برای اجرای مجازات پرونده را تبدیل به مجازات مناسب دیگر به دادگاه صادر کند و حکم قطعی ارسال میکند.در صورتی که امیدی به بهوبودی بیمار باشد تازمان بهبودی حکم اجرا نمی شود .

دعوای تقابل و نحوه رسیدگی آن در محاکم قضایی

در مقابل دعوای اصلی دعوای طاری قرار دارد.  در تعریف دعاوی طاری مقنن مطابق ماده۱۷ قانون آیین دادرسی مدنی مقرر می دارد: این دعوا اگر با دعوای اصلی مرتبط یا دارای یک منشاء باشد در دادگاه اقامه می شود که دعوای اصلی در آنجا اقامه شده است. مطابق مواد بعدی قانون آیین دادرسی اصحاب دعاوی طاری دارای انواع مختلف است که به ترتیب به توضیح اختصاری آنها می پردازیم :

دعوای متقابل

دعوای تقابل یا دعوای دوطرفه را باید یکی از طرقین دفاعی خواهان محسوب کرد چرا که در این روش خوانده در مقام دفاع از دعوای اصلی دعوای جداگانه ای مطرح می کند و خواسته این دعوا (تقابل) در تناقض آشکار با خواسته خواهان دعوای اصلی و مبتنی بر رد دعوای اصلی است. از مزایای دعوای متقابل میتوان به صرفه جویی در زمان و هزینه و جلوگیری از صدور دادنامه های متناقض و معارض توسط دادگاه ها و رسیدگی همزمان به این دو دعوا اشاره کرد.

شرایط طرح دعوای تقابل (دعوای دوطرفه)

رویه حقوقی ایران برای اقامه دعوا سه شرط اساسی به شرح  ذیل قائل شده است:

۱-وجود اهلیت قانونی :

یعنی اینکه شخص اهلیت استیفاء یا به عبارت دیگر اهلیت اعمال و اجرای حق داشته باشد چون اقامه دعوا از مصادیق بارز اجرای حق می باشد پس وجود اهلیت قانونی برای اقامه کننده دعوا ضروری است.

۲-احراز سمت از حیث اصالت یا نمایندگی:

اگر در دعوای دو طرفه شکایت از طریق خود مدعی خصوصی مطرح شود در این صورت خواهان اصیل است ولی در صورت اقامه دعوا از سوی اشخاصی چون وکیل یا نماینده قانونی احراز سمت آنها الزامی است که البته با وکالت نامه یا برگ نمایندگی این موضوع قابل احراز می باشد.

۳-ذی نفع بودن اقامه کننده دعوا:

یعنی خواهان باید توجه داشته باشد که برفرض محکومیت خوانده آیا حکم محکومیت برای وی سود یا نفعی به بار می آورد یا نه؟بنابراین ویژگیهای نفع عبارتند از :اولا :نفع باید حقوقی و مشروع باشدثانیا: نفع باید به وجودآمده و باقی باشدثالثا: نفع باید شخصی و مستقیم باشد

رعایت شرایط اختصاصی

از این شرایط تحت عنوان ارکان دعوای تقابل یا دعوای دوطرفه نام برده می شود که در صورت نبود یا عدم رعایت هر یک از آنها امکان طرح دعوای تقابل منتفی خواهد بود.

الف)مطرح بودن دعوا و مختومه نشدن آن

اولین و اساسی ترین رکن برای طرح دعوای تقابل موجود بودن یک دعوا که تشریفات و شرایط آن صحیح واقع شده و آماده  برای رسیدگی در محاکم قضایی است واین دعوا به دلایلی مانند استرداد یا نقض یا هر عنوان  دیگر مختومه نشده است. بنابراین اگر دعوای مطروحه به هر دلیلی مختومه یا مسترد گردد طرح دعوای تقابل (دعوای دوطرفه) از سوی خوانده سلب کننده به انتفاء موضوع خواهد بود و البته در صورتی که خوانده مدعی حقی باشد میتواند مستقلا طرح دعوا کند و اگر بعد از طرح دعوای تقابل دعوای خواهان به هر دلیلی رد یا مختومه شود دعوای تقابل خوانده تحت عنوان دعوای مستقل رسیدگی خواهد شد.

ب) طرح دعوا از طرف خوانده علیه خواهان

بر اساس ماده ۱۴۱ قانون آیین دادرسی مدنی :خوانده میتواند در مقابل ادعای خواهان اقامه دعوا نماید چنین دعوایی دعوای تقابل نامیده شده است.بنابراین دعوای متقابل باید الزاما از طرف خوانده مطرح شود و خوانده  شخصی است که دعوا علیه او اقامه شده که میتواند در مقام دفاع نسبت به اقامه دعوای متقابل اقدام نماید  بنابراین صرفا برای خوانده حق طرح دعوای  متقابل وجود دارد و خواهان یا ثالث نمیتواند این دعوا را مطرح نماید.ارتباط کامل دعوای اصلی و تقابلاز دیگر شرایط طرح دعوای متقابل داشتن دو دعوا با هم است این مفهوم در دیدگاه دیوان عالی کشور به موجب حکم شماره  ۳۷۷/۱۴۷۷۵-۲۴/۲/۱۷چنین بیان شده است :منظور از ارتباط کامل بین دو دعوا این است که صدور رای در یکی از آن دو دعوا  موجب بی نیازی از نوشتن رای در مورد دعوای دیگر باشد یا اثبات یکی از آن دو دعوا موجب اثبات یا رد دعوای دیگر گردد. همچنین ماده ۱۴۱ قانون آیین دادرسی مدنی دربیان مفهوم ارتباط کامل مقرر میدارد:بین دو دعوا وقتی ارتباط کامل موجود است که اخذ تصمیم در هر یک موثر در دیگری باشد.

اقامه دعوای تقابل در مهلت قانونی

معمولا طرح دعاوی طاری دارای مهلت قانونی است که این زمان برای دعوای تقابل به موجب ماده ۱۴۳ قانون آیین دادرسی مدنی پایان اولین جلسه دادرسی منظور شده است اگر چه خوانده میتواند حتی قبل از جلسه رسیدگی نسبت به تقدیم دادخواست تقابل اقدام نماید اما پایان مهلت تقدیم دادخواست تقابل پایان جلسه دادرسی است.همانطور در ماده ۱۴۳ قانون آیین دادرسی مدنی به صراحت مقرر میدارد : دادخواست دعوای تقابل تا پایان اولین  جلسه دادرسی تقدیم شود و اگرخواهان دعوای متقابل را در جلسه دادرسی اقامه نماید خوانده میتواند برای تهیه پاسخ و ادله خود تاخیر جلسه را درخواست نماید.شرایط و موارد رد یا ابطال دادخواست همانند مقررات دادخواست اصلی خواهد بود. جلسه اول دادرسی در قانون تعریفی ندارد اما با توجه به رویه قضایی جلسه اول دادرسی جلسه ای است که موجبات قانونیطرح و استماع اظهارات طرفین فراهم بوده و دادگاه وارد رسیدگی و بررسی  ادله و اظهارات  خواهان و دفاعیات خوانده می شود اما اگر به هر دلیلی رسیدگی و استماع اظهارات طرفین  در جلسه معین شده فراهم نباشد آن جلسه  اول دادرسی محسوب نمی شود.

دعوای ورود ثالث

هرگاه شخص ثالثی در موضوع دادرسی اصحاب دعوای اصلی برای خود مستقلا حقی قائل باشد و یا خود را در محق شدن یکی از طرفین ذینفع بداند می تواند تا وقتی که ختم دادرسی اعلام نشده وارد دعوا گردد چه اینکه رسیدگی در مرحله بدوی باشد یا در مرحله ی تجدید نظر در این صورت نامبرده باید دادخواست خود را به دادگاهی که دعوا در آنجا مطرح شده تقدیم و در آن خواسته خود را به طور صریح اعلام نماید. دادخواست ورود شخص ثالث و رونوشت مدارک  و ضمائم آن باید به تعداد اصحاب دعوای اصلی به علاوه یک نسخه باشد و شرایط دادخواست اصلی را دارا خواهد بود.

دعوای جلب ثالث

هریک از اصحاب دعوی که جلب شخص ثالثی را لازم بداند میتواند تا پایان جلسه اول دادرسی دلایل خود  را اظهار کرده و ظرف سه روز پس از جلسه با تقدیم دادخواست از دادگاه درخواست جلب او را بنماید چه دعوا در مرحله نخستین باشد یا تجدید نظر. دادخواست جلب ثالث و رونوشت مدارک و ضمائم باید به تعداد اصحاب دعوا به علاوه ی یک نسخه باشد. جریان دادرسی در مورد جلب شخص ثالث شرایط دادخواست و نیز موارد رد یا ابطال آن همانند دادخواست اصلی خواهد بود

دعوای اضافی

در مقررات آیین دادرسی مدنی مقرراتی در خصوص دعوای اضافی برخلاف دیگر دعاوی طاری (ورود و جلب ثالث و متقابل) به چشم نمیخورد.

مرجع قضایی صالح برای رسیدگی به دعوای تقابل

برابر ماده۱۷قانون آیین دادرسی مدنی که در این مورد مقرر میدارد: این دعوا اگر با دعوای اصلی مرتبط یا دارای یک منشاء باشد در دادگاهی اقامه می شود که دعوای اصلی در آنجا اقامه شده است. دعوای تقابل در دادگاهی اقامه میگردد که صلاحیت ذاتی رسیدگی به آن دعوا را داشته باشد هر چند صلاحیت محلی رسیدگی به آن دعوا را نداشته باشد هیچ وقت طرح دعوای تقابل صلاحیت ذاتی مراجع قضایی را تغییر نمی دهد در صورت طرح دعوای تقابل در مرجع قضایی فاقد صلاحیت به تکلیف قانون باید دادگاه نسبت به آن دعوا قرار عدم صلاحیت صادر و حسب مورد پرونده را به مرجع قضایی صالح برای رسیدگی یا مرجع تعیین کننده دادگاه صالح (دادگاه تجدید نظر یادیوان عالی کشور) ارسال نماید.

خواهان و خوانده دعوای متقابل

دعوای متقابل در واقع یکی از طرق دفاعی خوانده در دعوای اصلی می باشد که توسط خواهان مطرح گردیده و برخلاف طرق دیگر  دفاعی طرح آن به تقدیم دادخواست نیاز دارد.

خواسته ی دعوای تقابل

خواسته دعوای تقابل بسته به مورد و موضوع دعوای اصلی متفاوت خواهد بود به عنوان مثال در مقابل دعوی الزام  به تنظیم سندرسمی خوانده ممکن است دعوای تقابل با عنوان بطلان معامله یا مطالبه ثمن مطرح نمایید لیکن  در ستون خواسته علاوه بر خواسته اصلی یا در اول دادخواست قیل از شروع شرح دادخواست لازم است عبارت:(دعوای تقابل در پرونده کلاسه شماره ….. مطروحه در شعبه…..دادگاه عمومی ) ذکر شود.

نحوه تقدیم دعوای تقابل

بر اساس ۱۴۲قانون آیین دادرسی مدنی: دعوای متقابل به موجب دادخواست اقامه می شود… و شرایط تقدیم دادخواست و موارد  رد یا ابطال دادخواست همانند مقررات دادخواست اصلی از مواد ۴۸ الی ۶۶ قانون آیین دادرسی مدنی می باشد.

مدارک لازم برای طرح دعوا

مهمترین مدارک لازم برای تقدیم دادخواست عباتند از :۱-اسناد و دلایل دال بر اثبات خواسته دعوای تقابل اعم از سند مالکیت و سند اجاره و ….۲-اسناد و دلایل دال بر رد دعوای اصلی اعم از شهادت شهود و سند و اقرارنامه و توافق نامه و….منابع :قانون آیین دادرسی مدنیقانون مدنیشیوه های عملی طرح و دفاع از دعاوی حقوقی از گروه پژوهشی انتشارات چراغ دانش

مطالبه خسارت در تصادفات چگونه است ؟

 

دعوای مطالبه خسارت جانی چگونه است؟

مقدار قابل توجهی از دعاوی خسارت به دعاوی مطالبه خسارت ناشی از تصادف اختصاص یافته است خسارت ناشی از تصادف عبارتست از:خسارت بدنی و مالی و افت قیمت خودرو. بر اساس ماده ۱۴ قانون آیین دادرسی کیفری شاکی میتواند جبران تمام ضرر و زیان های مادی و معنوی و منافع ممکن الحصول ناشی از جرم را مطالبه نماید.ماده ۱ قانون اجباری خسارات وارد شده به شخص ثالث در اثر حوادث ناشی از وسیله نقلیه مصوب ۱۳۹۵ خسارت بدنی را اینگونه تعریف نموده است: هر نوع دیه یا ارش ناشی از هر نوع صدمه به بدن مانند شکستگی نقص عضو و از کار افتادگی اعضا اعم از کلی و جزئی  و موقت یا دائم و دیه فوت یا هزینه معالجه . مطابق احکام فقهی و قانون مجازات اسلامی در قبال خسارت بدنی می توان مطالبه دیه نمود .اساتید حقوق کیفری هم معتقدند دیه ماهیت دوگانه ای دارد که هم مجازات به حساب می آید وهم جبران خسارت. واضح و مبرهن است که جنبه غیر کیفری آن یعنی جبران خسارت غلبه دارد.یکی از مواردی که شخص آسیب دیده می تواند درخواست دیه نماید خسارت بدنی ناشی از تصادفات رانندگی می باشد.در  مورد ورود خسارت ناشی از تصادفات رانندگی نیز باید موجبات ضمان در قانون مجازات اسلامی پرداخته و همچنین با توجه به مقررات بیمه مسئولیت بیمه گر را شناخت.

ارکان دعوای مطالبه خسارت جانی

ارکان دعوای خسارت جانی عبارتند از:وقوع یک حادثه رانندگی و ورود خسارت منجر به دیه یا ارش و وجود رابطه سببیت یا علیت . جهت مطالبه خسارت بدنی ناشی از تصادف همان گونه که از نام آن پیداست ابتدا باید یک تصادف رخ داده باشد و چنانچه خسارت بدنی ناشی از امری دیگر مانند دعوا و درگیری باشد طرح دعوای مطالبه ی خسارت معنایی نخواهد داشت. منظور از تصادف پیشامد و برخورد میان دو خودرو و ایجاد خسارت می باشد طبق بند (پ) ماده ۱ قانون بیمه اجباری خسارت وارده به  شخص ثالث در اثر حوادث ناشی از وسایل نقلیه مصوب ۱۳۹۵منظور از حوادث (هرگونه سانحه ناشی از وسیله نقلیه موضوع بند ث این ماده و محمولات آن ها از قبیل تصادم و تصادف و سقوط و واژگونی و آتش سوزی و یا انفجار یا هر نوع سانحه ناشی از وسایل نقلیه بر اثر تصادف غیر مترقبه ) بدیهی است چنانچه تصادفی رخ دهد که منجر به خسارت جانی نشود و یا فقط باعث خسارت مالی شود طرح دعوای مطالبه  خسارت بدنی ناشی از تصادف موضوعیت پیدا نمیکند و در صورتی می توان دعوای مطالبه خسارت بدنی ناشی از تصادف را مطرح نمود که خسارتی منجر به دیه یا ارش شده باشد

مطابق ماده ۲۹۴قانون مجازات اسلامی :

دیه مالی است که به سبب جنایت بر نفس یا عضو به منجی علیه یا به اولیای دم او داده می شود.چنانچه در تصادف رانندگی رابطه سببیت احراز نگردد خسارت بدنی ناشی از تصادف نیز قابل درخواست و مطالبه نخواهد بود. طبق ماده ۴۹۲ قانون مجازات اسلامی جنایت در صورتی موجب قصاص یا دیه است که نتیجه حاصله مستند به رفتار مرتکب  باشد اعم از آنکه به نحو مباشرت یا به تسبیب یا به اجتماع آنها انجام شود. قابل توجهاست که طبق ماده ۵۲۹ قانون مجازات اسلامی در کلیه مواردی که تقصیر موجب ضمان مدنی یا کیفری است دادگاه موظف است استناد نتیجه حاصل به تقصیر مرتکب را احراز نماید بنابراین علاوه بر اینکه نتیجه حاصله باید مستند به رفتار مرتکب باشد.

تسبیب در وقوع جنایت منجر به دیه را نیز ماده ۵۰۶ اینگونه تعریف نموده است:

کسی که باعث مصدومیت یا تلف شدن دیگری شود و خود مستقیما مرتکب جنایت نشود به طوری که در صورت فقدان رفتار او جنایت حاصل نمی شد مانند آنکه چاهی بکند و کسی در آن بیفتد و آسیب ببیند.

نحوه جبران خسارت بدنی ناشی از تصادف به چه صورت می باشد؟

بر اساس ماده۲ قانون بیمه اجباری خسارات وارد شده به شخص ثالث در اثر حوادث رانندگی ۱۳۹۵ کلیه دارندگان  وسایل نقلیه خود را در قبال خسارت بدنی و مالی که در اثر حوادث وسایل نقلیه مذکوربه اشخاص ثالث وارد می شود حداقل به مقدار مندرج در ماده۸این قانون نزد شرکت بیمه ای که مجوز فعالیت در این رشته را از بیمه مرکزی داشته باشد بیمه کند.

نحوه پرداخت خسارت جانی چگونه است؟

بیمه گر و صندوق حسب مورد موظفند حداکثر پانزده روز پس از دریافت مدارک مورد نیاز خسارت متعلقه را دریافت کنند.در حوادث منجربه خسارت بدنی زیان دیده یا اولیای دم ویا وارث قانونی موظفند پس ازقطعی شدن مبلغ خسارت برای تکمیل مدارک به منظور دریافت خسارت به بیمه گر مراجعه کنند و بیمه گر موظف است حداکثر ظرف مدت بیست روز از تاریخ قطعی شدن مبلغ خسارت آن مبلغ را به زیان دیده پرداخت نماید و در صورت عدم مراجعه وی در مهلت مذکور به صندوق سپرده میشود و قبض واریزی را به مرجع قضایی مربوط تحویل دهد . در این صورت تعهد بیمه گر و مسبب حادثه انجام شده تلقی میگردد و صندوق مکلف است بلافاصله پس از درخواست زیان دیده مبلغ مذکور را عینا پرداخت نماید.

مسئولیت خودرو فاقد بیمه نامه با چه کسی است؟

در صورتی که خودرو فاقد بیمه نامه موضوع این قانون یا مشمول یکی از موارد مندرج در ماده۲۱ این قانون باش خسارت های بدنی وارده  توسط صندوق با رعایت ماده ۲۵ این قانون جبران میشود .در صورت نیاز به طرح دعوادر این خصوص زیان دیده و یا قائم مقام او میتوانند علیه راننده ی مسبب حادثه و صندوق طرح دعوا کنند. طبق ماده ۸ قانون مذکور حداقل بیمه موضوع این قانون در بخش خسارت بدنی معادل حداقل ریالی دیه یک مرد مسلمان در ماههای حرام با رعایت تبصره ۹ این قانون است.

تعهدات بیمه گر در مقابل بیمه گذار چیست؟

بیمه گر مکلف است در ایفاء تعهدات مندرج در این قانون خسارت وارده به زیان دیدگان را بدون لحاظ جنسیت و دین تا سقف تعهدات بیمه نامه پرداخت کند.مراجع قضایی موظفند در انشای حکم پرداخت دیه مبلغ مازاد بر دیه را به عنوان خسارت بیمه حوادث درج کند و همچنین مکلف است بدون هیچ شرط و اخذ تضمین خسارت زیان دیده را پرداخت کند.

مفهوم خسارت مالی و مستندات قانونی آن

مطابق اصول جان و مال اشخاص قابل تعرض و دست درازی نیست و در صورتی که خسارتی به جان و مال اشخاص وارد شود زیان دیده می تواند مطالبه خسارت نماید . یکی از دعاوی ناشی از تصادفات دعوای مطالبه خسارت مالی ناشی از تصادف می باشد . منظور از خسارت مالی زیانی است که به اموال شخص وارد میشود و این خسارت قابل مطالبه خواهد بود. مطابق مقررات مدنی هرکس باعث از بین رفتن مالی شود یا در این امر مباشرت داشته باشد مسئول جبران خسارت خواهد بود.

بر اساس ماده ۳۲۸قانون مدنی:

هر کس مال غیر را تلف کند ضامن آن است و باید مثل یا قیمت آن را بدهد اعم از اینکه از روی عمد  تلف کرده باشد  یا بدون عمد و اعم از اینکه عین باشد یا منفعت و اگر آن را ناقص یا معیوب کند ضامن نقص قیمت آن مال است.همچنین ماده ۳۳۱ قانون مدنی مقرر داشته: هر کس بدون مجوز قانونی عمدا یا در نتیجه بی احتیاطی به جان یا سلامتی یا مالی یا آزادی یا حیثیت یا شهرت تجارتی یا به هرحق دیگرکه به موجب قانون برای افراد ایجاد گردیده لطمه ای وارد نماید که موجب ضرر مادی یا معنوی دیگری شود مسئول جبران خسارت ناشی از عمل خود می باشد.

نحوه جبران خسارت مالی به چه صورت است؟

در حوادث رانندگی منجر به خسارت مالی و پرداخت خسارت به صورت نقدی و با توافق زیان دیده و شرکت بیمه مربوط صورت می گیرد در صورت عدم توافق طرفین در خصوص میزان خسارت قابل پرداخت شرکت بیمه موظف است در صورت تقاضای زیان دیده وسیله نقلیه خسارت دیده را در تعمیرگاه مجاز و یا تعمیرگاهی که مورد قبول زیان دیده باشد تعمیر نموده و هزینه های تعمیر را تا سقف تعهدات مالی مندرج در بیمه نامه مذکور پرداخت کند.شرکت های بیمه موظفند خسارت مالیناشی از حوادث رانندگی موضوع این قانون را در مواردی که وسایل نقلیه مسبب و زیان دیده در زمان حادثه دارای بیمه نامه معتبر بوده و بین طرفین حادثه اختلافی وجود نداشته باشد حداکثر تا سقف تعهدات مالی مندرج در ماده ۸ این قانون بدون اخذ گزارش مقامات انتظامی پرداخت کند.

افت قیمت و مستندات قانونی

پس از وقوع یک تصادف ممکن است خسارات مختلف مالی و جانی به طرفین حادثه وارد شود. یکی از خساراتی که ممکن است حین حادثه تصادف به اشخاص وارد گردد افت قیمت خودرو می باشد .مطابق ماده۱۴ قانون آیین دادرسی کیفری ضرر و زیان های مادی و معنوی و منافع ممکن الحصول قابل مطالبه می باشند . افت قیمت خودرو نیزیکی از موارد زیان مادی می باشد.در ماده ۲ قانون رسیدگی فوری به خسارات ناشی از تصادفات رانندگی به وسیله نقلیه موتوری مصوب ۱۳۴۵ این گونه آمده است:کاردان های فنی راهنمایی و رانندگی و پلیس راه که برای رسیدگی به امورتصادفات رانندگی تعیین می شوند  مکلفند علت وقوع تصادف  و چگونگی آنرا صریحا با تشریح وضع محل تصادف در صورت مجلس قید و میزان خسارت وارده را اعم از هزینه و تعمیر و کسر قیمتی که در نتیجه تصادف ایجاد می شودمعلوم نمایند. در صورتی که تعیین میزان خسارت در محل ممکن نباشد میتوان آن را موکول به بازدید بعدی در تعمیرگاه نمود. مندرجات صورت مجلسی که به طریق فوق تنظیم می گردد معتبر است مگر اینکه خلاف آن ثابت شود.

دادگاه صالح برای رسیدگی به دعاوی تصادف رانندگی کدام است؟

خواهان باید بداند کدام مرجع قضایی صلاحیت رسیدگی به دعاوی تصادف را دارد تا دعوای خود را به آن مرجع  تقدیم نماید برای شناسایی  مرجع قضایی صالح ابتدا به بررسی موضوع صلاحیت می پردازیم .

صلاحیت دادگاه ها:

مدرک شناسایی این نوع صلاحیت ها صنف اداری یا قضایی و نوع عمومی یا اختصاصی و درجه بدوی یا تجدید نظر است. با توجه به نتیجه تصادف که منجر به خسارت بدنی اعم از فوت یا ضرب و جرح می شود یا مالی که مربوط به خودرو  یا اموال ثالث مرجع قضایی صالح برای رسیدگی به این دعاوی از نظر ذاتی ممکن است محکمه حقوقی یا کیفری باشد.پس صلاحیت رسیدگی در دعاوی مربوط به تصادفات چنانچه خسارت جانی با دادگاه های کیفری است و اگر وسیله نقلیه دچار آسیب شود دادگاههای حقوقی صلاحیت رسیدگی دارند.منابع :قانون مجازات اسلامیقانون مدنیقانون آیین دادرسی کیفریقانون بیمه اجباری خسارات وارد شده به شخص ثالث در حوادث رانندگیکتاب شیوه های عملی طرح و دفاع از دعاوی حقوقی گروه پژوهش چراغ دانش
مجازات اسیدپاشی چیست ؟ اسیدپاشی اسیدپاشی و تفاوت آن با افساد فی الارض photo 2018 02 24 14 28 32 300x300

اسیدپاشی و تفاوت آن با افساد فی الارض

 

اسید پاشی به نوعی شبیه افساد فی الارض محسوب است، زیرا باعث ایجاد ناامنی در جامعه میشود  رعب و حشت بین افراد جامعه میشود وناامنی ایجاد میکند. در دهه اخیر اسید پاشی در ایران زیاد شده است و چون این موضوع به امنیت و آسایش عمومی آسیب میرساند مورد بحث و بررسی قرار گرفته است .اسید پاشی آثار و نتایج وحشتناکی را در پی دارد یکی مرگ و دیگری از بین رفتن زیبایی فرد قربانی که هر دوبسیار غم انگیز می باشد. اسید پاشی بسیار شبیه افساد فی الارض است وچنانچه در ماده ۱۸۳ آمده است : (حتی به دست گرفتن صرف اسلحه، درصورتی که سبب هراس مردم و ناامنی در جامعه شود، جرم افساد فی الارض محسوب و شخص به کیفر اعدام محکوم می شود،) ولی در اسید پاشی تنها با همراه داشتن ظرف اسید و ترساندن نمیتوان شخص را مجرم دانشت و فقط در صورتی که اسید روی فرد قربانی پاشیده شود جرم هست.

اسید پاشی از دید اجتماع

اسید پاشی یا مفسد فی الارض در واقع به عنوان نوعی انتقام شخصی است که بسیار خشن و وحشتناک است .در این جرم  معمولا فرد اسید پاش خیلی زود پشیمان میشود . زیرا به طور آنی تصمیم گیری کرده . معمولا در این جرم اسید را روی صورت فرد قربانی میپاشند تا فرد زیباییش را از دست بدهد و نتواند در اجتماع ظاهر شود.در قانون مجازات اسلامی جرمی با عنوان اسید پاشی نداریم ولی لایحه ای وجود دارد که در این لایحه چنین آمده است:( هر کس با پاشیدن اسید یا هر نوع ترکیبات شیمیایی دیگر باعث قتل فردی شود به مجازات  اعدام و چنانچه باعث مرضی دائمی و یا فقدان یکی از حواس شخص شود به حبس جنایی درجه یک و  اگر موجب صدمه های دیگر شود به حبس از دو تاده سال محکوم خواهد شد ) مجازاتی که برای این جرم در نظر گرفته شده است مطابق شد با آسیبی است که به قربانی وارد شده است.

دلایلی که باعث اسید پاشی میشود

۱-انتقام۲-سرقت۳_مسائل ناموسی۴-نفرت و کینه توزی۵-اختلافات خانوادگیاسید پاشی (مفسد فی الارض )به عنوان یک جرم ممکن است بدتر از قتل باشد.زیرا در قتل فرد میمیرد ولی در اسید پاشی قربانی ممکن است زنده بماند ولی یا چهره اش خیلی زشت و زننده شده ویا قسمتهایی از بدنش را از دست بدهد و این باعث ناراحتی و عذاب قربانی تا آخر عمرش خواهد بود .

مجازات اسیدپاشی

در اسید پاشی مانند جرائم دیگر نیازی به قصد و نیت اسیدپاش نیست و فقط صرف اینکه اسید پاشیده  شده باشد بدون توجه به نتیجه آن قابل مجازات خواهد بود .

تخفیف و تعلیق مجازات اسید پاشی

با توجه به ماده ۲۲ قانون مجازات میتوان مجازات اسید پاشی را تا یک سال تعلیق نمود.در ماده ۱۹۸قانون مجازات اسلامی بیان میدارد :حد محاربه و افساد فی الارض یکی از ۴ مورد زیر میباشد:۱- قتل۲ -آویختن به دار۳ -ابتداقطع دست راست و سپس پای چپ۴ -نفی بلد.

تعریف نفی بلد

نفی بلد در لغت به معنای اخراج و تبعید است و در اصلاح به معنی اخراج یک فرد یا یک گروه از یک مکان و یا سرزمین است .جرم اسید پاشی بسیار هولناک است لذا قانونگذار در ماده ۳۵ قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب مقرر نموده است که در صورت وجود قرائن و شواهد کافی که دلیل محکمی بر متهم نمودن فرد نماید صدور قرار بازداشت موقت فرد متهم را الزامی دانسته است و تا زمانی که حکم صادر نشده است متهم باید در بازداشت بماند. متاسفانه در قانون کشور ما در مورد مجازات اسید پاشی  کاستی ها و خلاء های زیادی وجود دارد و مجازاتها معمولا متناسب با جرم نمیباشد و بهتر است مجازاتهای موجود تشدید شود قانون ایران در مورد اسید پاشی

در بند الف ماده۲۹۰قانون مجازات اسلامی آمده است:

درخصوص عمدی بودن این جرم، بند «الف» ماده ٢٩٠ قانون مجازات اسلامی مصوب ١٣٩٢ تصریح کرده است:(هرگاه مرتکب با انجام کاری قصد ایراد جنایت بر فرد یا افرادی معین یا افرادی غیرمعین از یک جمع را داشته باشد و در عمل نیز جنایت مقصود یا نظیر آن واقع شود، خواه کار ارتکابی نوعا موجب وقوع آن جنایت یا نظیر آن بشود، خواه نشود»لذا این جرم،جنایتی عمدی است.

در ماده۶۱۴قانون تعزیرات اینگونه آمده است :

(هرکس عمدا به دیگری جرح یا ضربی وارد آورد که موجب نقصان یا شکستن یا ازکارافتادن عضوی از اعضا یا منجر به مرض دائمی یا فقدان یا نقص یکی از حواس یا منافع یا زوال عقل مجنی‌ علیه شود، در مواردی که قصاص امکان نداشته باشد، چنانچه اقدام وی موجب اخلال در نظم و صیانت و امنیت جامعه یا بیم تجری مرتکب یا دیگران شود به دو تا پنج‌سال حبس محکوم خواهد شد و درر صورت درخواست مجنی علیه به پرداخت دیه نیز محکوم می‌شود) 

تغییرنام و نام خانوادگی در شناسنامه|وکیل ثبت احوال

 

نحوه تغییرنام و نام خانوادگی در شناسنامه

تغییرنام و نام خانوادگی در شناسنامه درحال حاضر یکی از دعاوی است که مراجع قضایی را به خود مشغول نموده تغییرات در مندرجات در شناسنامه اعم از تاریخ تولد یا نام و نام خانوادگی می باشد.  در این مقاله سعی شده مختصر به بررسی شرایط طرح این دعاوی و معرفی دادگاه صالح برای رسیدگی بپردازیم حقوق انسان با زنده متولد شدن آغاز میشود و با مرگ پایان می پذیرد و در بسیاری از موارد قانونی شرط بهره مند شدن ازحقوق به زنده متولد شدن موکول شده بنابراین وجود فرض قانونی مشخص برای تاریخ تولد آثار بسیاری دارد که نباید این فرض با هر ایراد کوچک و بدون محکمه پسندی خدشه دار شود بلکه باید در حفظ آن کوشید.در حمایت از این هدف قانون گذار در سال ۱۳۶۷قانون حفظ اعتبار اسناد سجلی و جلوگیری از تزلزل آنها تصویب نمود براساس این قانون تغییر تاریخ تولد افراد ممنوع شد مگر در موارد خاص با رعایت تشریفات مخصوص .اگر فردی خواهان درخواست تغییر سن خود را بنماید با توجه به نوع درخواست (تغییر سن به بیش از پنج سال یا تغییر سن به  کمتر از پنج سال) مرجع رسیدگی متفاوت خواهد بود.

مرجع صالح برای رسیدگی 

مرجع صالح برای رسیدگی به دعوای تغییر سن دادگاه می باشد . در صورتی که شرایط ذیل بر در دعوای مطرح شده از سوی خواهان وجود داشته باشد مرجع صالح به درخواست وی دادگاه عمومی حقوقی محل اقامت شخص خواهد بود .الف) خواسته خواهان تغییر سن باشدب) درخواست تغییر سن باید تا پنج سال باشدج) افزایش یا کاهش سن تا پنج سال تاثیری در مقام نداردد) تنها یکبار در طول عمر صاحب شناسنامه این دعوا امکان دارد

ماده ۴ قانون ثبت احوال مقرر میدارد :

رسیدگی به سایر دعاوی راجع به اسناد ثبت احوال با دادگاه پژوهش پذیر است هرگاه سند ثبت احوال در ایران تنظیم شده و ذینفع مقیم خارج از کشور باشد رسیدگی با دادگاه محل صدور سند و اگر محل تنظیم سند و اقامت خواهان هر دو در خارج از کشور باشد با دادگاه تهران می باشد مرجع صالح دیگر برای رسیدگی به دعوای تغییر سن کمیسیون ثبت احوال می باشد.هرچند ماده۹۹۵قانون مدنی تغییر مطالب مندرج در دفاتر ثبت احوال را وابسته به صدور حکم از مراجع قضایی نموده ولیکن قانون حفظ اعتبار اسناد قانون خاص حکم ماده مذکور را مقید به شرایط نموده در صورت وجود شرایط موضوع درخواست صلاحیت مرجع قضایی خارج و کمیسیون ثبت احوال صالح خواهد بود. در صورت وجود شرایط فوق صاحب شناسنامه باید ضمن به همراه داشتن اصل شناسنامه و تصویر مصدق آن و یک قطعه عکس جدید و فیش واریزی به مبلغ ۵۰۰۰۰۰ ریال به نام سازمان ثبت احوال کشور به دبیرخانه کمیسیون تشخیص سن اداره ثبت احوال محل صدور شناسنامه خود مراجعه کند و مدارک لازم را تسلیم و رسید آن را دریافت نماید .تاریخ تشکیل جلسه رسیدگی توسط دبیرخانه کمیسیون تشخیص سن اداره ثبت احوال محل صدور شناسنامه خود مراجعه کرده و مدارک لازم را تسلیم و رسید آنرا دریافت کند .تاریخ تشکیل جلسه رسیدگی توسط دبیرخانه کمیسیون تشخیص محل صدور شناسنامه به خواهان ابلاغ خواهد شد و مشارالیه موظف است در وقت معین شده با همراه داشتن شناسنامه در کمیسیون تشخیص سن حاضر شوددر صورتی که در وقت مقرر در جلسه حضور پیدا نکند اگر پرونده برای رسیدگی آماده باشد کمیسیون تصمیم لازم را اتخاذ میکند و در غیر این صورت درخواست وی رد میشود ولی خواهان میتواند درخواست مجدد برای رسیدگی بدهد.نکته:کمیسیون میتواند در صورت لزوم صاحب سند را جهت معاینه و تعیین سن به پزشکی قانونی معرفی کند و تصمیم کمیسیون تعیین سن به خواهان ابلاغ خواهد شد و این تصمیم قابل اعتراض نخواهد بود. در صورت عدم موافقت کمیسیون با تغییر تاریخ تولد صاحب سند امکان درخواست مجدد وجود ندارد.

دعوای تغییرنام و نام خانوادگی در شناسنامه

این دعوا در دو قسم تغییر نام و تغییر نام و نام خانوادگی مطابق قوانین و مقررات ثبت احوال قابل بررسی است.

تغییر نام در شناسنامه 

ماده ۲۰قانون ثبت احوال مصوب ۱۳۵۵انتخاب نام با اعلام کننده است برای نامگذاری یک نام ساده یا مرکب که عرفا یک نام محسوب می شود انتخاب خواهد شد  انتخاب نامهایی که موجب هتک حیثیت مقدسات اسلامی میگردد و نام های زننده و مستهجن یا نامتناسب با جنس ممنوع است. تشخیص نام های ممنوع با شورای عالی ثبت احوال میباشد و این شورا نمونه آن را تعیین و به سازمان اعلام می کند انتخاب نام در مورد اقلیت های دینی شناخته شده در قانون اساسی تابع زبان و فرهنگ دینی آنهاست . در اسناد سجلی اقلیت های دینی شناخته شده در قانون اساسی کشور نوع دین آنان قید میشود .ذکر سیادت در اسناد سجلی ساداتی که سیادت آنان در اسناد سجلی پدر یا جد پدری مندرج باشد و یا سیادت آنان با دلایل شرعی ثابت شود الزامی است مگر کسانی که  خود را سید نمیدانند و یا عدم سید بودن آنها شرعا احراز شود . مراتب تشرف پیروان ادیان دیگر به دین مبین اسلام  همراه با تغییرات مربوط  به نام و نام خانوادگی آنان در اسناد سجلی ثبت می شود.

تغییر نام خانوادگی در شناسنامه 

مطابق ماده ۴۰ قانون ثبت احوال مصوب ۱۳۵۵ تغییر نام خانوادگی با تصویب سازمان ثبت احوال کشور خواهد بود و مطابق تبصره آن موارد تغییر نام خانوادگی مطابق آیین نامه اجرایی قانون می باشد. در خصوص مرجع صالح برای رسیدگی به درخواست تغییر نام رای وحدت رویه شماره۵۰۴مورخ ۱۰/۲/۱۳۶۶ چنین تکلیف نموده است که :درخواست تغییر نام صاحب  شناسنامه از نظر جنسیت از مسائلی است که واجد آثارحقوقی می باشد و از شمول بند۴ ماده۳ قانون ثبت احوال خارج و رسیدگی به آن درصلاحیت محاکم عمومی دادگستری است بنابراین رای شعبه ۱۳دیوان عالی کشور که بر اساس این نظر صادر شده صحیح و منطبق بر موازین شرعی و قانونی است.

وظایف شورای حل اختلاف در مورد شناسنامه

۱-تصحیح هر نوع اشتباه در تحریر مندرجات دفتر ثبت کل وقایع و وفات بعد از امضای سند و قبل از تسلیم برگه شناسنامه یا وفات و تکمیل سند از نظر مشخصاتی که نامعلوم است۲-رفع اشتباهات ناشی از تحریر ضمن ثبت وقایع یا نقل مندرجات اسناد و اعلامیه ها و مدارک به دفاتر ثبت کل وقایع و سایردفاتر۳-ابطال اسناد و شناسنامه هایی که بیگانگان مورد استفاده قرار داده اند و طبق ماده ۴۴اعلام می شود.۴-ابطال اسناد مکرر و یا موهوم و تصحیح اشتباه در ثبت جنسیت صاحب سند و تغییر نام های ممنوع۵-حذف کلمات زاید و غیر ضروری و یا ناشی از اشتباه درشناسنامه افراد ترتیب تقاضا و گردش کار دفاتر هیئتها و نحوه رسیدگی و ابلاغ تصمیمات در آیین نامه اجرایی این قانون تعیین خواهد شد.

نحوه اعتراض به رای شورای حل اختلاف

مطابق با ماده ۴قانون ثبت احوال مصوب ۱۳۵۵ رسیدگی به شکایات ذینفع از تصمیمات شورای حل اختلاف در صلاحیت دادگاه عمومی حقوقی محل اقامت خواهان می باشد و معترض باید ظرف مهلت ده روز از تاریخ ابلاغ رای کمیسیون به دادگاه ذی صلاح مراجعه دو با تقدیم دادخواست و پرداخت هزینه ی دعاوی غیر مالی به این رای اعتراض نماید و دادگاه پس از بررسی اسناد ومدارک و تحقیقات لازم اقدام به صدور حکم خواهد نمود. این حکم ظرف مدت ۲۰روز برای افراد  داخل کشور و دو ماه برای افرادی که در خارج از کشور هستند قابل تجدید نظرخواهی در مراجع تجدید نظر خواهد بود  و رای مرجع تجدید نظر قطعی می باشدآیا در هر حالتی میتوان سن خود را در شناسنامه تغییر دهیم؟برای تغییر سن باید به کجا مراجعه کرد؟تغییر نام به چه صورت است؟آیا میتوان در هر شرایطی نام و نام خانوادگی خود را تغییر داد؟در مور تغییر نام و نام خانوادگی نقش شورای حل اختلاف چیست؟آیا میتوان به رای صادر شده از سوی شورای حل اختلاف اعتراض نمود؟منابعقانون مدنی – قانون ثبت احوال – کتاب شیوه های عملی طرح و دفاع از دعاوی حقوقی از گروه پژوهشی انتشارات چراغ دانش

طرح دادخواست اثبات زوجیت به چه صورت است؟

ادله ی اثبات زوجیت

معمولا قاعده و قانون بر این است که در هر دعوایی ارائه ی دلایلی برای اثبات ادعا بر عهده مدعی است. لذا در دعوای زوجیت هر کدام از طرفین که مدعی وجود رابطه زوجیت است باید برای اثبات ادعای خود دلیل بیاورد . ادله ی اثبات زوجیت به دو دسته ادله عام و خاص قابل تفکیک است: به موجب ماده ۱۲۵۷ قانون مدنی دلایل اثبات دعوا از قرار زیر است : 

۱-اقرار

در مواد ۱۲۵۹تا۱۲۸۳ قانون مدنی به بحث اقرار پرداخته است . براساس ماده۱۲۵۹اقرار عبارتست از اخبار به حقی به نفع دیگری و به ضرر خود. اقرار را به عنوان تواناترین دلیل اثبات بر شمرده اند لذا مهمترین دلیل اثبات در حقوق ما نیز محسوب میگردد در اثبات زوجیت محکمترین دلیل اقرار می باشد.

۲-شهادت شهود

شهادت در قانون مجازات اسلامی اینگونه تعریف شده :شهادت عبارتست از اخبار شخصی غیر از طرفین دعوا به وقوع یا عدم وقوع جرم توسط متهم یا هر امر دیگری نزد مقام قضایی لذا تفاوت آن با اقرار این است که اقرار به زیان خود و به نفع دیگری است .در فقه اسلام مهمترین دلیل اثبات  شهادت شهود است که به آن بینه ی شرعی هم گفته می شود. به این ترتیب در صورتی که گواه یا گواهانی وجود داشته که به رابطه زوجیت شهادت دهند زوجیت اثبات میشودشرایط گواهگواه باید واجد شرایطی باشد تا شهادتش مورد قبول واقع شود . شرایط گواه به شرح زیر است :الف) بلوغب)عقلج)ایماند)عدالته)ذینفع نبودن شاهدو)نداشتن خصومت با طرفین یا یکی از آنهاز) متکدی و ولگرد نباشدح)طهارت مولد(حلال زاده باشد)ط)با طرفین دعوا رابطه خویشاوندی نداشته باشدن)خادم یکی از طرفین دعوا نباشد.۳-اسناد کتبیرایج ترین دلیل ادعاهای اصحاب دعوا در دعاوی حقوقی  سند است . سند عبارتست از هر نوشته که در مقام دفاع یا دعوا قابل استناد باشد. نوشته را در صورتی میتوان به مفهوم سند دانست که دارای امضا و اثر انگشت و یا مهر شخصی باشد که سند به او نسبت داده شده است.در ابتدای ازدواج ممکن است زوجین در قالب سند رسمی یا عادی مبادرت به تنظیم سند کرده باشند که در صورتی که سند رسمی تنظیم کرده باشند و این سند مورد تعرض قرار نگرفته باشند و این سند مورد تعرض قرار نگرفته باشد مهمترین دلیل برای اثبات رابطه زوجیت شناخته می شود در صورتی که سند عادی تنظیم کرده باشند و مورد تردید و انکار قرار نگیرد میتواند ثابت کننده رابطه ی زوجیت باشد. عدم ثبت واقعه ازدواج اگر چه برابر قانون مجازات و قانون حمایت از خانواده دارای ضمانت اجرای کیفری می باشد اما مبطل عقد ازدواج نیست لذا ثبت ازدواج با وجود ضمانت اجرای کیفری آن عقد ازدواج صحیح و معتبر خواهد بود

۴-اماره

اماره اوضاع و احوالی است که به حکم قانون یا با نظر قاضی دلیل بر امری محسوب می شود.

۵-قسم

سوگند اخباری تشریفاتی است که خداوند متعال یا سایر مقدسات را برعهد خود گواه میگیرد. در میان سایر ادله سوگند از اعتبار کمتری برخوردار است. دلایل خاصی که باعث اثبات زوجیت می شود

دلایل خاص اثبات زوجیت به دو دسته تقسیم می شوند:

۱-شیاع و استفاضه :

از جمله ادله اثبات دعوا در فقه شیاع و استفاضه است که در خصوص اثبات امور یا دعاوی ویژه کاربرد دارد. شیاع به معنی بسیار شنیدن یک خبر از افراد متعدد است و استفاضه هم همین معنا را دارد.

۲-معاشرت و مساکنت :

از دیگر دلایل اثبات زوجیت معاشرت و مساکنت زوجین زیر سقف مشترک است منظور از معاشرت و مساکنت همزیستی زن و شوهر گونه در یک مکان واحد این لازم به توضیح است که باید در این مورد زوجین همه وظایف زن و شهر را در قبال هم انجام دهند. یعنی با هم خلوت تام داشته باشند. دادگاه صالح برای رسیدگی به دعوای اثبات زوجیت خواهان باید بداند کدام مرجع قضایی صلاحیت رسیدگی به دعوای اثبات زوجیت را دارد تا دعوای خود را به آن مرجع تقدیم کند .صلاحیت ها بر دو گونه هستند:  صلاحیت ذاتی  و صلاحیت محلی

صلاحیت ذاتی

مدرک شناسایی این وع صلاحیتها صنف اداری یا قضایی و نوع عمومی یا اختصاصی و درجه دوی یا تجدیدنظر می باشد. رسیدگی به دعوای اثبات زوجیت در صلاحیت دادگاه خانواده می باشد و قاضی پس از رسیدگی اقدام به صدور رای  می نماید.ماده ۴ قانون حمایت از خانواده بدین شرح است:رسیدگی به امور و دعاوی زیر در صلاحیت دادگاه خانواده است:۱-نامزدی و خسارت ناشی از برهم زدن آن۲-نکاح دائم و موقت و اذن در نکاح

صلاحیت محلی

در دعاوی و امور خانوادگی مربوط به زوجین زوجه میتواند در دادگاه محل اقامت خوانده یا محل سکونت خود اقامه دعوی کندمگر در مواردی که خواسته مطالبه ی مهریه ی غیر منقول نباشد. هر گاه زوجین دعاوی موضوع صلاحیت دادگاه خانواده را علیه یکدیگر در حوزه های قضایی متعددمطرح کرده باشند دادگاهی که دادخواست مقدم به آن داده شده است صلاحیت رسیدگی را دارد.

نحوه طرح دعوای اثبات زوجیت

مالی یا غیر مالی بودن دعوا دعوای اثبات زوجیت یک دعوای غیر مالی محسوب می شود و خواهان باید هزینه دعوای غیر مالی را به دادخواست خود الصاق کندتا دعوای وی در مراجع قضایی ذیصلاح پذیرفته شود. طریقه تقدیم دادخواست اثبات زوجیت یک دعوا محسوب می شود که باید با تقدیم دادخواست صورت پذیرد.

خواهان و خوانده

در دعوای اثبات زوجیت سمت خواهان حسب مورد به مرد یا زن تعلق می گیرد و به طرفیت طرف مقابل به عنوان خوانده طرح دعوا میشود.

نحوه نتظیم خواسته دعوا

خواسته این دعوا اساسا صدور حکم مبنی بر اثبات رابطه زوجیت و ثبت این واقعه به انضمام کلیه خسارات قانونی و هزینه دادرسی می باشد.

اسناد و مدارک لازم برای طرح دعوا

مدعی رابطه ی زوجیت موظف است هر گونه مدرکی در این خصوص دارد ارائه نماید از جمله گواهی عقد و استشهادیه و شهادت شهود چگونه میتوان ازدواج را ثابت نمود؟شهود چه شرایطی باید داشته باشند؟دلایل خاص اثبات زوجیت چیست؟به چه مرجعی باید برای اثبات زوجیت مراجعه نمود؟طرح دادخواست اثبات زوجیت به چه صورت است؟منابع: قانون مدنی ، قانون حمایت از خانواده، شیوه های عملی طرح و دفاع از دعاوی خانوادگی از گروه پژوهشی چراغ دانش

مسئولیت پرداخت بدهی های متوفی با چه کسی است|وکیل ارث

زمانی که فردی بمیرد ابتدا باید از ماترک وی بدهی هایش را پرداخت نمود. در بسیاری از موارد دیده شده با مرگ یک نفر خانواده اش بخاطر اینکه از قانون اطلاعی ندارند دچار مشکلاتی می شوند که یکی از آنها مواجه شدن با طلبکارهای متفی می باشد .

با رعایت نکات زیر می توان از بروز بعضی از این مشکلات جلوگیری کرد:

۱-طبق قانون وراث مجبور نیستند غیر از ماترک چیزی به طلبکارها بدهند و اگر ترکه برای تمام بدهی ها کافی باشد ترکه بین تمام طلبکارها به نسبت طلبی که دارند بین آنها تقسیم میشود و تنها در صورتی وراث مسئولیت دارند که تمام ما ترک را قبول کنند.۲-هر گاه فردی بمیرد بدهی هایش از ماترک او پرداخت می شود چه بدهی ها مدت دار باشد و چه زمان پرداخت آنها نرسیده باشد باید فوری پرداخت شود.۳-در صورتی که وراث متعدد باشند ممکن است یکی یا چند نفر ترکه را رد کنند.۴-رد کردن ترکه باعث می شود ورثه ای که ترکه را رد کرده اند مسئولتی نسبت به بدهی های متوفی نداشته باشند و همچنین حق هیچگونه اعتراضی نسبت به کارهایی بقیه ورثه انجام می دهند.۵-حقوق و دیون متوفی باید قبل از تقسیم آنها بین ورثه تعیین تکلیف شود.ابتدا باید هزینه های کفن و دفن و بعضی هزینه ها مانند هزینه ی اداره اموال و حفظ ماترک پرداخت شود. طلب های طلبکاران باید پرداخت شود.انجام وصیت میت تا یک سوم ماترک وی قابل اجرا است و تقسیم بقیه ماترک با اجازه ورثه خواهد بود.۶-در زمانی که تقسیم ترکه انجام می شود دیونی که حق تقدم دارند باید زودتر پرداخت شوند.

ترتیب طلبکاران بر اساس حق تقدم

طبقه اول:

حقوق خدمه ها ازسال آخر قبل از فوتحقوق کارمندان محل کار متوفی از شش ماه قبل از فوتحقوق کارگران روزمزد یا هفتگی از سه ماه قبل از فوت

طبقه دوم:

طلب افردای که متوفی قیم یا ولی آنها بود به شرط اینکه زمان ولایت و یا قیمومت همزمان یا یک سال قبل از فوت فرد باشد.

طبقه سوم:

طلب پزشک و دارو فروش

طبقه چهارم:

نفقه و مهریه زن

طبقه پنجم:

بقیه بدهکاران متوفی

آیا طلبکاران میتوانند طلب خود را از بستگان متوفی درخواست کنند؟

طلبکاران تنها در صورتی میتوانند طلب خود را از خویشاوندان وی طلب نمایند که یکی از آنها ضامن آن فرد شده باشد که در این حالت فرد ضامن هم به عنوان یکی از بدهکاران به حساب می آید.

نحوه انتقال بدهی های متوفی

اگر متوفی با شخص دیگری حساب جاری مشترکی داشته باشد طبیعتا  آن شخص در بدهی ها شریک می باشد و بدهی ها به این شریک انتقال می یابد.مگر آنکه فرد متوفی در وصیت نامه اش قید کرده باشد و یا اموالی از وی باقی مانده باشد که در این حالت نیمی از بدهی ها ازماترک متوفی پرداخت خواهد شد و بقیه در صورت نبود مدرک کافی مبنی بر اینکه بدهی مختص متوفی بوده بر ذمه شریک خواهد بود.

تکلیف بدهی مالیاتی فرد متوفی چیست؟

اگر فردی ثروتی داشته باشد و بدهی مالیاتی هم داشته باشد باید ابتدا بدهی مالیاتی وی از ثروت برجای مانده وی پرداخت شود ولی اگر مال و ثروتی از وی برجای نمانده باشد بدهی مالیاتی وی از بین خواهد رفت.

در صورتی که متوفی وام مسکن داشته باشد به صورت عمل میشود؟

چنانچه شخصی به بانک بابت وام مسکن بدهکار باشد ورثه میتوانند از بیمه هایی که تخفیف یا بخشودگی بعد از فوت را شامل می شوند را استفاده کنند و در غیر این صورت باید از طریق فروش ملک بدهی را تسویه نمایند و تا زمان فروش ملک باید اقساط پرداخت شود و اگر اقساط را پرداخت نکنند ملک از طریق بانک فروخته میشود..

ازدواج مجدد مرد بدون اجازه همسر اول

 

ازدواج مجدد مرد

بهره بردن از تجربیات و تخصص وکلا و مشاوران حقوقی سامانه تخصصی وکیل نوین که به تمام قوانین و مقررات تسلط دارند همیشه برای خانواده‌ها مفید واقع شده است. در اسلام مرد می تواند چندین زن اختیار کند  تا پیش از آمدن اسلام، محدودیتی برای چند همسری وجود نداشت و مردان تا هرچقدر می‌خواستند و می‌توانستند، امکان ازدواج داشتند اما :با آمدن اسلام، ازدواج مردان تنها به چهارمورد محدود شد  ضمن اینکه جمع ازدواج با دو خواهر به صورت هم زمان نیز ممنوع شد.برای اختیار ۴ زن نیز باید مردبین آن‌ها عدالت را رعایت کند.خداوند متعال در آیه۳ سوره شریفه نساء اگرچه اجازه داده است که مردان تا چهارهمسر را با ازدواج دائم به عقد خود در بیاورند اما در ادامه می‌فرماید: «اما اگر مى‌ترسید عدالت را رعایت نکنید تنها به یک همسر اکتفا کنید.»همچنین،در آیه ۱۲۹ سوره مبارکه نساء می فرماید :«هرگز نمی‌توانید میان زنان عدالت ورزید هر چند بسیار مشتاق این کار باشید. پس بکوشید که تمامی میل و رغبت شما به سوی یکی از زنانتان معطوف نشود که دیگری را به صورت بلاتکلیف و رها شده درآورید.»بر همین اساس نیز در متون فقهی آمده است که مردان  دارای چند همسر، واجب است که هر چهار شب یک بار را نزد همسرخود بروند و بیش از چهار ماه نیز نباید نزدیکی و همخوابی با همسران خود را ترک کنند و رعایت این موارد را از شروط عدالت میان همسران دانسته‌اند. ازدواج مجددمرد در قانون: در سال ۵۳ و با تصویب ماده ۱۶ قانون حمایت از خانواده، قانون‌گذار اصل را بر ممنوعیت ازدواج مجدد مردان قرار داده و مقرر کرده است:

مرد نمی‌تواند با داشتن زن، همسر دوم اختیار کند .مگر در موارد زیر:

۱ – رضایت همسر اول.۲ – عدم قدرت همسر اول به ایفای وظایف زناشویی.۳ – عدم تمکین زن از شوهر.۴ – ابتلاء زن به جنون یا امراض صعب‌العلاج.۵ – محکومیت زن به حبس بیش از شش ماه.۶ – ابتلاء زن به هر گونه اعتیاد مضر.۷ – ترک زندگی خانوادگی از طرف زن.۸ – عقیم بودن زن.۹ – غایب مفقودالاثر شدن زن»بنابراین، مرد در هر زمانی که بخواهد نمی تواند ازدواج مجدد کند بلکه تنها زمانی می تواند که اجازه ی همسر اولش را بگیرد و اگر اجازه نداد با اثبات موارد فوق، باید از دادگاه مجوز ازدواج مجدد بگیرد. در غیر این صورت، حق طلاق برای زن ایجاد می شود.  اگر مردی با اجازه دادگاه و به دلیل نشوز زن و عمل نکردن به وظایف زناشویی همسر اول، اجازه ازدواج مجدد اخذ کرده باشد،زن اول نمی تواند به استناد بند ۱۲ شروط عقدنامه تقاضای طلاق کند.

نحوه ی اثبات:

مرد از طرق مختلفی می تواند موارد فوق را اثبات کند. برای مثال عقیم بودن یا بیماری زن را می تواند از طریق گواهی پزشک اثبات کند،ترک زندگی و عدم تمکین را از طریق شهادت شهود و …، محکومیت زن را از طریق حکم دادگاه و … .قانون حمایت خانواده ضمن شرط قرار دادن رضایت همسر نخست، به زن اول این حق را داده است که خواه زنا شویی مجدد شوهرش با اذن دادگاه و رضایت او باشد و خواه بدون اذن دادگاه،و رضایت او در هر حال بتواند از دادگاه تقاضای طلاق کند.

درازدواج موقت:

سوالی مطرح شده است که آیا زوجه در صورت ازدواج مجدد همسرش حق فسخ نکاح را دارد یا خیر ؟نظریه مشورتی اداره حقوقی قوه قضائیه به شماره ۳۹۰۲/۷ مورخ ۹مرداد۱۳۸۱ اینگونه اعلام نظر نموده است:«چنانچه زوجه به موجب شروط مندرج در قبال ازدواج حق درخواست طلاق را در صورت انتخاب همسر دوم از ناحیه زوج داشته باشد فرقی بین عقد منقطع و دائم نیست شوهر اگر با عقد منقطع هم ازدواج مجدد نماید شرط وکالت محقق شده است و زوجه می تواند از حق مزبور استفاده نماید .حتی ازدواج با اذن دادگاه نیز موجب تحقق شرط وکالت است (ماده ۱۱۱۹ قانون مدنی)

فرآیند رسیدگی:

مردی که می‌خواهد مجدد ازدواج کند باید برای تجدید فراش، دادخواستی به طرفیت همسر اول خود تنظیم و در آن خطاب به دادگاه دلایل و علل تقاضای خود را بیان کند.دادگاه نیز با تعیین وقت رسیدگی، یک نسخه از دادخواست را برای همسر اول ارسال می‌کند تا به آن پاسخ دهد یا برای جلسه دادگاه خود را آماده کند، پس از آن دادگاه با انجام اقدامات ضروری و تحقیق از زن اول و پس از احراز توانایی مالی مرد و اجرای عدالت بین همسران، به شوهر اجازه ازدواج مجدد می‌دهد و چنانچه مرد شرایط و اوضاع مالی مساعدی نداشته باشد و زن نیز حاضر به تمکین و ایفای وظایف زناشویی باشد با درخواست او مخالفت خواهد کرد.بر اساس ماده ۵۶ قانون حمایت از خانواده، سردفتران ازدواج حق ندارند بدون اجازه دادگاه اقدام به ثبت ازدواج مجدد مرد کنند و بر این اساس«هر سردفتر رسمی که بدون اخذ گواهی، بدون اخذ اجازه نامه یا حکم صادرشده درمورد تجویز ازدواج مجدد یا برخلاف مقررات به ثبت ازدواج اقدام کند، به محرومیت و مجازات اسلامی از اشتغال به سر دفتری محکوم می‌شود.» البته مطابق با ماده ۴۹ قانون حمایت از خانواده، «ثبت واقعه ازدواج الزامی است و چنانچه مردی بدون ثبت در دفاتر رسمی مبادرت به ازدواج دائم کند، به جزای نقدی بین ۸۰ تا ۱۸۰ میلیون ریال یا حبس بین ۹۱ روز تا شش ماه محکوم خواهد شد.» اما در مورد ازدواج موقت چنین حساسیتی وجود ندارد.

دعوای ازدواج مجدد مرد بدون مجوز:

دعوای ازدواج مجدد مرد زمانی است که مرد نه اجازه همسر اول را دارد و نه مجوز دادگاه را. بنابراین، زن اول برای اینکه بتواند طلاق بگیرد، دعوایی را مطرح می کند.البته اثبات این دعوا به آسانی اتفاق نمی افتد چون برای ازدواج موقت، مرد زن‌دار نیازی به اجازه دادگاه ندارد زیرا قانون حمایت خانواده ناظر به ازدواج دائم است و دلیل این امر نیز توانایی مالی مرد در خصوص پرداخت نفقه زوجه است در صورتی که در ازدواج موقت نفقه‌ای بر عهده مرد نیست. چنانچه مردی زن خود را طلاق دهد و طلاق از نوع رجعی، خلع و مبارات باشد که زوج و زوجه در ایام عده حق رجوع دارند و زوجه در این ایام هنوز همسر شرعی زوج محسوب می‌شود، مرد برای ازدواج مجدد نیاز به کسب اجازه از سوی دادگاه دارد اما در صورتی که طلاق از نوع بائن است و حق رجوع وجود ندارد احتیاجی به کسب اجازه دادگاه نیست. چنانچه مردی با اجازه از دادگاه زن دیگری بگیرد ولی ازدواج دوم به دلیل مرگ یا جدایی همسر پایان یابد و مرد بخواهد دوباره ازدواج کند مجدداً باید از دادگاه اجازه بگیرد. مرد برای ازدواج مجدد باید از دادگاه مجوز دریافت کند و مواردی از بی کفایتی زن را اثبات کند. چنانچه مرد بدون اجازه زن اول و یا بدون مجوز از دادگاه ازدواج مجدد کند، حق طلاق یک طرفه برای زن ایجاد می شود. درواقع، اگر مرد ازدواج مجدد دائم یا منقطع نماید زن حق درخواست طلاق پیدا می‌کند.

روند رسیدگی:

زنی که می‌خواهد ازدواج مجدد شوهرش را اثبات کند تا بتواند طلاق بگیرد، باید دادخواستی به طرفیت همسر خود تنظیم و در آن خطاب به دادگاه دلایل و مستندات تقاضای خود را بیان کند.دادگاه نیز با تعیین وقت رسیدگی، یک نسخه از دادخواست را برای همسر ارسال می‌کند تا به آن پاسخ دهد یا برای جلسه دادگاه خود را آماده کند. پس از آن دادگاه با انجام اقدامات ضروری و تحقیق و احراز شرایط به زن مجوز طلاق می دهد. دادگاه دلایل و مستندات زوجه را بررسی می کند و دفاعیات زوج را می شنود. چنانچه ازدواج مجدد مرد به علت موارد ذکرشده در ماده ۱۶ قانون حمایت خانواده نباشد . مجوز طلاق برای زن صادر می شود.

نحوه اثبات:

از آنجایی که از یک طرف، مرد بدون اجازه همسر یا دادگاه نمی تواند مجددا ازدواج دائم بکند و دفترداران نیز حق ثبت چنین ازدواجی را  ندارند و از طرف دیگر، ازدواج موقت نیز نیاز به ثبت کردن ندارد، اثبات ازدواج مجدد مرد سخت می باشد. زن در این زمینه می تواند به برگه ای که در آن ازدواج نوشته شده است۱.(صیغه نامه هرچند دستی باشد و ثبت محضری نشده باشد)۲.شهادت شهود۳.گزارش پلیس زمانی که شوهر با زن دوم در منزل است و پلیس آن‌ها را دستگیر می کند،۴. اقرار خود مرد و … استفاده کند.

مجازات:

اگر زنی بتواند ازدواج مجدد شوهرش را ثابت کند چه دائم و چه موقت- حق طلاق برایش ایجاد می شود و می تواند با گرفتن تمام حقوقش اعم از نفقه، مهریه، حق ملاقات فرزند و … یک طرفه و با حکم دادگاه از شوهرش جدا شود.همچنین، اگر ازدواج مرد دائم باشد، چون ثبت نشده، مجازات کیفری جزای نقدی بین ۸۰ تا ۱۸۰ میلیون ریال یا حبس بین ۹۱ روز تا شش ماه نیز دارد. (ماده ۴۹ قانون حمایت خانواده)۱- آیا مرد می تواند مجددا ازدواج کند؟۲- در چه شرایطی مرد می تواند مجددا ازدواج کند؟۳- اگر مرد بدون اجازه‌ی زن اول ازدواج کند، چگونه می توان علیه او شکایت کرد؟۴- فرآیند رسیدگی به درخواست ازدواج مجدد مرد چگونه است؟۵- اگر مرد بدون اجازه همسر اول ازدواج کند، چه می شود؟

آیا ازدواج با دختر نابالغ مجاز است؟

 قانون ایران معمولا افرادی که سنشان از ۱۸ سال بیشتر است حق انعقاد قرار داد و معامله را دارند.البته قانونگذار برای ازدواج سن بلوغ را ملاک عمل قرار داده و حتی ازدواج کودک و صغیر را با توجه به مصلحت وی و با گرفتن مجوز از دادگاه جایز دانسته که این امر مورد انتقاد فعالین حقوق بشر قرار گرفته چرا که ازدواج غیر از اینکه نیازمند بلوغ جسمی است به بلوغ عقلی و عاطفی هم نیاز دارد. قانون‌ گذار برای جلوگیری از بروز برخی مشکلات ازدواج های قبل از بلوغ و به عبارت دیگر ازدواج کودکان را ممنوع نموده و برای ازدواج افراد  نابالغ مجازات در نظر گرفته است.

جرم ازدواج با دختر نابالغ وارکان تشکیل دهنده

این جرم هم مانند تمام جرایم دیگر دارای سه رکن  می باشد که به طور مختصر به بررسی آن ها خواهیم پرداخت

عنصر قانونی

در قانون مدنی ماده ۱۰۴۱در مورد ازدواج دختر قبل از رسیدن به سن ۱۵ سال تمام و ازدواج پسر قبل از رسیدن به سن ۱۸ سال تمام ممنوع شده است چنانچه مصلحت کودک اقتضا کند که ازدواج کند با تصویب و قبول دادگاه سن ازدواج برای دختر به ۱۳ سال تمام و برای پسر ۱۵ سال تمام کاهش پیدا میکند.مطابق ماده ۶۴۶ قانون تعزیرات مصوب سال ۱۳۷۵ برای مردانی که با دخترانی که سن قانونی ندارند و بدون مجوز دادگاه ازدواج می کنند مجازات از شش ماه تا دوسال حبس تعزیری در نظر گرفته است.در ماده ۵۰ قانون حمایت از خانواده مصوب ۱۳۹۱ چنین آمده است :هر گاه مردی بر خلاف مقررات ماده ۱۰۴۱قانون مدنی ازدواج کند به حبس تعزیری درجه شش محکوم می شود.هر گاه درگیری منتهی به نقص عضو یا مرض دائم زن منجر شود زوج علاوه بر پرداخت دیه به حبس تعزیری درجه ۵ و اگر درگیری منجر به فوت زن شود زوج علاوه بر پرداخت دیه به حبس تعزیری درجه چهار محکوم میشود.همچنین بر اساس تبصره ماده فوق:هرگاه ولی قهری یا مادر یا سرپرست قانونی یا مسئول نگهداری و مراقبت و تربت زوجه در ارتکاب جرم موضوع این ماده تاثیر مستقیم داشته باشند به حبس تعزیری درجه ششم محکوم می شوند .این حکم در مورد عاقد هم صدق می کند.تبصره :چنانچه رابطه زناشویی با زوجه نابالغ باعث اسیب دیدن زوجه شود دیه ی افضا بر عهده مرد خواهد بود.در قانون جدید صدمه زدن به زن در حین رابطه ی جنسی اگر موجب پاره شدن بافت های حائل بین واژن و مقعد و یا بافت های واژن و مثانه شود افضا نامیده شده است.مردی که حین رابطه جنسی باعث شود این آسیب به زن وارد شود به پرداخت دیه محکوم خواهد شد.در صورتی که زوجه بالغ باشد زوج موظف است حتی در صورتی که خطبه طلاق جاری شده باشد مهرکامل و نفقه تا زمانی که یکی از آن ها بمیرد به عهده  زوج خواهد بود.و هر گاه افضا به علت مقاربت نباشد دیه کامل به زن تعلق خواهد گرفت و مهم نیست که زوجه بالغ باشد یا نابالغ .

عنصر مادی جرم

تنها ازدواج با دختر نابالغ حتی اگر موجب صدمه جسمانی به کودک نشود هم جرم محسوب می شود.بنابراین عنصر مادی این جرم ازدواج با نابالغ است .اگر این ازدواج باعث صدمه به دختر نابالغ شود، مشمول دیه خواهد بود.

عنصر معنوی جرم

عنصر معنوی جرم ازدواج با نابالغ همان انجام ازدواج است و نیازی نیست نتیجه خاصی حاصل شود و به همین علت است که نیازی به سوء نیت خاص ندارد و فقط سوء نیت عام کافی است.

نحوه رسیدگی به جرم ازدواج با دختر نابالغ

صلاحیت مراجع قضایی در رسیدگی به جرم ازدواج با دختر نابالغ  فردی که شکایت می کند باید اطلاع داشته باشد که کدام مرجع قضایی صلاحیت رسیدگی به شکایت وی را دارد تا شکایت خود را به آن مرجع تقدیم نماید.برای شناسایی مرجع صالح قضایی باید ابتدا به بررسی صلاحیت آن ها بپردازیم:

صلاحیت ذاتی

مطابق ماده۳۰۱قانون آیین دادرسی کیفری مصوب سال ۱۳۹۲مقرر می دارد :دادگاه کیفری دو صلاحیت رسیدگی به تمام جرایم را دارد مگر اینکه به موجب قانون در صلاحیت مرجع دیگری باشد.

صلاحیت محلی

با توجه به مواد ۳۱۰و۳۱۱قانون آیین دادرسی کیفری که بیان می دارد :متهم در دادگاهی محاکمه می شود که جرم در حوزه آن اتفاق افتاده باشد و همچنین شرکا و معاونین جرم در دادگاهی محاکمه می شوند که صلاحیت رسیدگی به اتهام متهم اصلی را دارد.

نحوه تقدیم شکواییه

الف) اعلام شکایت حتی مکتوب کردن آن نیاز نیست. هرچند در رویه عملی یک فرم از پیش طراحی شده تحویل شاکی داده می شود وی برروی آن شکایت خود را توضیح می دهد.در این خصوص ماده۶۹مقرر می دارد :دادستان موظف است شکایت کتبی و شفاهی را همه وقت قبول کند.شکایت شفاهی در صورت جلسه قید می شود و به امضا یا اثر انگشت شاکی می رسد.هرگاه شاکی سواد نداشته باشد مراتب در صورت جلسه تصدیق می شود.و حتی ایام تعطیل و یا شب بودن مانع طرح شکایت نخواهد بود.

هزینه های قانونی شکواییه

مطابق بند های ۴و۱۷ماده۳قانون وصول برخی از در آمدهای دولت و مصرف آن در موارد معین شاکی باید از بابت شکایت خود و تصدیق اوراقی که پیوست می کند هزینه پرداخت نماید که به صورت الحاق تمبر به مبلغ های ۵۰۰۰۰ریال و ۵۰۰۰ ریال می باشد که با مراجعه به واحد تمبر دادسرای صالحه این هزینه را پرداخت می کند.

شاکی و مشتکی عنه

ماده ۱۰قانون آیین دادرسی کیفری در تعریف شاکی این گونه بیان می دارد :بزه دیده شخصی است که از وقوع جرم متحمل ضرر و زیان می گردد و چنانچه تعقیب مرتکب را درخواست کند شاکی و هرگاه جبران ضرر و زیان وارده را مطالبه کند مدعی خصوصی نامیده می شود.و در مقابل کسی که عنوان مجرمانه به وی نسبت داده شده تا زمانی که قرار مجرمیت علیه وی صادر نشده متهم گویند و بعد از صدور قرار مجرمیت مجرم نامیده می شود.

اسناد و مدارک لازم

۱-دلایل و مدارک دال بروقوع عمل مجرمانه۲-اسامی شهود و مطلعین همراه با مشخصات و آدرس آن ها

قوانین کارگر و کارفرما | مسئولیت پیمانکار

 وقتی افراد در یک حوزه ای نیاز به انجام کاری دارند، طبیعی است که خودشان از پس آن برنیایند، لذا سراغ افراد متخصص می روند. پیمانکاران از جمله افراد متخصص هستندکه اشخاص انجام کارهای خود را به آنان می سپارند و در مقابل مزدی به آنان می پردازند. بنابراین، فعالیت های پیمانکاران در قوانین هر کشوری به رسمیت شناخته و حقوق و تکالیفی برای آنان درنظر گرفته شده است.

تعریف پیمانکار:

برابر ماده ۷ قانون شرایط عمومی پیمان: « پیمانکار شخص حقوقی یا حقیقی است که از سوی دیگر امضاء کننده ی پیمان است و اجرای موضوع پیمان را براساس اسناد و مدارک پیمان بر عهده گرفته است. نمایندگان و جانشین های قانونی پیمانکار در حکم پیمانکار می باشند.» همچنین ، آیین نامه ایمنی امور پیمانکاری مصوب ۱۳۸۹ توسط وزیرکار و امور اجتماعی، در تعریف پیمانکار آورده است: « پیمانکار/ مقاطعه  کار، شخص حقیقی یا حقوقی ذی صلاحی است که براساس اسناد و مدارک پیمان، مسئولیت اجرای عملیات را برعهده می گیرد.» درواقع، پیمانکار شخصی است که دیگری در قبال مزد، انجام کاری را به او می سپارد.

تعریف مسئولیت:

مسئولیت در لغت یعنی توانایی پاسخ دادن. در اصطلاح مسئولیت برای زمانی است که فرد بتواند در مقابل کارهاییکه انجام داده است،توانایی پاسخ داشته باشد. اصولا این کارها، افعال منفی و کارهایی است که نباید انجام میشده. پس، وقتی که فرد آن ها را انجام می دهد باید بتواند در مقابل آن پاسخی داشته باشد.

تعریف مسئولیت پیمانکار:

پیمانکار طی قرارداد در مقابل مزد کاری را انجام می دهد. علاوه بر اینکه در قرارداد یک سری وظایفی برعهده ی او قرار داده شده، قانون نیز تکالیفی را برای او مشخص کرده است که باید انجام بدهد. به این وظایف پیمانکار –چه قراردادی و چه قانونی- مسئولیت پیمانکار گفته می شود. عمده ترین مسئولیت پیمانکار، مسئولیت او در برابر خطاهای کاریزیر دستان او می باشد.

مبنای مسئولیت:

برای پیمانکاران به طور خاص قانونی وجود ندارد، لذا قوانین عام مسئولیت مدنی شامل آنان نیز می شود. در قانون مسئولیت مدنی، پیمانکار پس از اینکه کار را از کارفرمای اصلی تحویل گرفت، می تواند برای انجام آن کارکنان یا کارگرانی را به خدمت بگیرد. این کارکنان کارفرمای اصلی را نمی شناسند بلکه برای پیمانکار کار می کنند. بنابراین، پیمانکار در مقابل آنان کارفرما محسوب می شود. طبق ماده ۱۲ قانون مسئولیت مدنی کارفرما نسبت به اشتباهات و خطاهای کاری کارکنان یا کارگران زیردست خود مسئولیت دارد. این ماده بیان  می کند: «کارفرمایانی که مشمول قانون کار هستند، مسئول جبران خساراتی هستند که از طرف کارکنان اداری و یا کارگران آنان در حین انجام کار یا به مناسبت آن وارد شده است مگر اینکه محرز شود تمام احتیاط‌ هایی که اوضاع و احوال قضیه ایجاب می نموده، به عمل آورده یا اینکه اگر احتیاط‌ های مزبور را به عمل می آوردند،باز هم جلوگیری از زیان مقدور نمی بود.کارفرما می تواند به وارد کننده خسارت در صورتی که مطابق قانون مسئول شناخته شود مراجعه نماید.» طبق این ماده کارفرما در مقابل هر خسارتی که در اثر کار کارکنان یا کارگرانش وارد می کنند، مسئول است و باید خسارت زیان دیده را بپردازد. البته پس از پرداخت می تواند به کارمند یا کارگری که خسارت را وارد کرده مراجعه کرده و آنچه را پرداخته از وی بگیرد.

نظریه خطر:

بنابراین، برای اینکه کارفرما مسئول باشد لازم نیست تقصیر خودش ثابت شود بلکه همین که بین ورود خسارت و کارگر تحت‌نظر او ارتباط وجودداشته باشد، برای مسئولیت او کافی است. این نظریه را خطر می گویند،به این معنا که کارفرما با در دست داشتن منابع مالی و نیروی انسانی شروع به انجام فعالیتی می کند، پس عدالت ایجاب می کند که خطر فعالیت های خودش را نیز بپردازد. یکی از این خطرات خساراتی است که زیردستان او در مورد انجام کار وارد می کنند. پس، باید مسئولیت جبران خسارتی که آنان نیز وارد کرده اند، داشته باشد.

استثنا:

تنها موردی که با وجود ورود خسارت پیمانکار مسئول نیست، فرضی است که شهرداری پیمانکار استخدام کرده است. به این معنا که واگذاری امور شهری به پیمانکار از سوی شهرداری، مانع مسئولیت قانونی شهرداری در مقابل اشخاص ثالث نیست و چنانچه در وقوع حادثه شهرداری مسئول شناخته شود مکلف به جبران خسارت است هرچند که انجام امور منجر به حادثه را به پیمانکار واگذاری نموده باشد.

عدم مسئولیت کارفرما:

عدالت باعث می شود که بعدا کارفرما بتواند خسارات را از واردکننده ضرر بگیرد، اما در مقابل اشخاص ثالثی که ضرر به آنان وارد شده، او مسئول خواهد بود. در صورتی که کارفرما بتواند دو مورد زیر را اثبات کند، از مسئولیت معاف خواهد شد:۱- اگر محرز شود که تمام احتیاط‌هایی که اوضاع و احوال قضیه ایجاب می نموده، به عمل آورده۲- اگر محرز شود که اگر احتیاط‌ های مزبور را به عمل می آوردند، باز هم جلوگیری از زیان مقدور نمی بود.

مسئولیت پیمانکار در قانون:

از مواد قانونی زیر می توان پی به مسئولیت و حقوق و تکالیف پیمانکار برد:

۱- ماده ۱۳ قانون کار:

«در مواردی که کار از طریق مقاطعه (پیمانکاری) انجام شود، مقاطعه دهنده مکلف است  قرارداد خود را با مقاطعه کار (پیمانکار) به نحوی منعقد نماید که در آن مقاطعه کار متعهد گردد که تمامی مقررات این قانونرا در مورد کارکنان خود اعمال نماید.» منظور از این ماده این است که قرارداد بین کارفرمای اصلی و پیمانکار، قرارداد پیمانکاری است اما چنانچه پیمانکار کارگران یا کارکنانی را به کار بگیرد، باید قرارداد کار با آنان منعقد نماید.

۲- ماده ۸۵ قانون کار:

«برای صیانت نیروی انسانی و منابع مادی کشور رعایت دستورالعمل هایی که از طریق شورای عالی حفاظت فنی (جهت تامین حفاظت فنی) و وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی (جهت جلوگیری از بیماری های حرفه ای وتامین بهداشت کار و کارگر و محیط کار) تدوین می شود، برای کلیه کارگاه ها، کارفرمایان، کارگران و کارآموزان الزامی است.» یعنی یکی از مسئولیت های پیمانکار رعایت نکات ایمنی و  بهداشتی مذکور در قوانین می باشد.

۳- ماده ۹۱ قانون کار:

«کارفرمایان و مسئولان کلیه واحدهای موضوع ماده ۸۵ این قانون مکلف اند براساس مصوبات شورای عالی حفاظت فنی برای تامین حفاظت و سلامت  و بهداشت کارگران در محیط کار وسایل و امکانات لازم را تهیه و در اختیار آنان قرار داده و چگونگی کاربرد وسایل فوق الذکر را به آنان بیاموزند و در خصوص رعایت مقررات حفاظتی و بهداشتی نظارت نمایند.افراد مذکور نیز ملزم به استفاده و نگهداری از وسایل حفاظتی و بهداشتی فردی و اجرای دستورالعمل های مربوط به کارگاه می باشند.» پیمانکار ضمن اینکه خودش باید نکات فنی و بهداشتی را رعایت کند، باید برای محل کار و کارگران و یا کارمندان زیردست خود نیز فراهم آورند و همچنین، تهیه وسایل موردنیاز برای کار برعهده ی آنان می باشد.»

۴- ماده ۲ آیین نامه ایمنی امور پیمانکاران مصوب ۱۳۸۹:

«پیمانکاران می بایست صلاحیت انجام کار خود را از نظر ایمنی از وزارت کار و امور اجتماعی اخذ نمایند.»

۵- ماده ۳ این آیین نامه:

«کارفرمایان مکلفند با پیمانکارانی قرارداد منعقد نمایند که صلاحیت انجام کار آنان از نظر ایمنی توسط وزارت کار و امور اجتماعی تایید شده باشد.»

۶- ماده ۴ این آیین نامه:

« پیانکاران اصلی و فرعی مکلفند کلیه قوانین و مقررات، آیین نامه ها و دستورالعمل های حفاظت فنی و  بهداشتی کار را در طول عملیات پیمان رعایت نمایند. » همان اصول فنی و بهداشتی که برای کارفرما ذکر شده بود،برای پیمانکار نیز به عناون یک کارفرما وجود دارد.

۷- ماده ۶ آیین نامه:

« در هنگام عقد قرارداد هزنیه های مربوط به امور ایمنی محاسبه و در متن قرارداد لحاظ شود و پیمانکار از ابتدای قرارداد با نظارت  کارفرما موظف به اجرای آن شود.» این از وظایف پیمانکار است که هزینه ها را پیشبینی و در قرارداد ذکر کنند.

۸- ماده ۱۰ آیین نامه:

«هرگاه صاحب کار اجرای کلیه عملیات پیمان را از ابتدا تا پایان کار کلا به یک پیمانکار محول کند، پیمانکار مسئول اجرای مقررات مرتبط با حفاظت فنی و ایمنی در کارگاه خواهد بود.»

۹- ماده ۱۱ آیین نامه:

«هرگاه پیمانکار اصلی با موافقت کارفرما اجرای قسمت های مختلف عملیات پیمان را مطابق مفاد قراردادی به پیمانکار یا پیمانکاران دیگر محول نماید، هر پیمانکار در محدوده ی پیمان خود مسئول اجرای کلیه مقررات مرتبط بوده و پیمانکاراصلی مسئول نظارت و ایجاد  هماهنگی بین آن ها می باشد.»

۱۰- ماده ۱۳ آیین نامه:

«پیمانکاران ملزم به ثبت آمار و ارائه گزارش حوادث ناشی از کار به کارفرما جهت ارسال به اداره کار و امور اجتماعیمحل مطابق دستور العمل اجرایی تبصره ۱ ماده ۹۵ قانون کار هستند.»

۱۱- تبصره ۱ ماده ۹۵ قانون کار:

«کارفرما یا مسئولان واحدهای موضوع ماده ۸۵ این قانون موظفند کلیه حوادث ناشی از کار را در دفتر ویژه ای که فرم آن از طریق وزارت کار و امور اجتماعی اعلام می گردد، ثبت و مراتب را سریعا و به صورت کتبی به اطلاع اداره کار و امور اجتماعی محل برسانند.»

فرآیند رسیدگی:

معمولا طرح دعوی از جانب پیمانکار است تا به حق و حقوقات خود برسد اما چنانچه کارفرمای اصلی نیز شکایتی داشته باشد، وضع به همین منوال خواهد بود.

مرجع صالح:

اصولا طرفین در قرارداد پیمانکاری خود ماده ای را اختصاص می دهند و رسیدگی به حل و فصل خودشان را به داوری ارجاع می دهند.این اختیار به موجب بند ج ماده ۵۳ شرایط عمومی پیمان به طرفین داده شده است. بند ج این ماده مقرر کرده است: «طرفین در صورتعدم موفقیت در حل و فصل مسالمت آمیز اختلافات خویش، می توانند موضوع را به داوری شورای فنی  سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور احاله کنند و مرجع اخیرالذکر، در صورت موافقت ریاست سازمان، به موضوع رسیدگی می کند.» و چنانچه طرفین در این باره توافقی در قرارداد  نکرده باشند، این حق را دارند که به مراجع دادگستری مراجعه کنند.

طرح دعوا:

طرح دعوا باید در فرم مخصوص دادخواست انجام شود. نوشتن دادخواست ها از طریق دفاتر خدمات الکترونیک قضایی انجام می شود. پس از ثبت دادخواست در دفتر دادگاه یا شورای حل اختلاف، دستور تعیین وقت رسیدگی در صورت تکمیل بودن دادخواست توسط ریاست دادگاه صادر می شود. با رسیدن وقت رسیدگی و حضور طرفین و استماع اظهارات طرفین دادگاه  در صورت اعلام ختم رسیدگی پس از جلسه اقدام به صدور رای می نماید.معمولا دعاوی پیمانکاری به کارشناسی ارجاع می گردد، لذا خواهان باید در ستون دلایئل و منضمات دادخواست، ارجاع امر به کارشناس مربوطه را درخواست کند. پذیرش این درخواست بسته به نظر قاضی دارد ولی چون مباحث پیمانکاری بحث های تخصصی ساختمان یا امور راه و شهرداری و …

۱- معنای مسئولیت چیست؟

۲- مسئولیت پیمانکار چیست؟

۳- چرا پیمانکار مسئول است؟ (مبنای مسئولیت)

۴- پیمانکار چه کسی است؟

۵- قوانینی که از مسئولیت پیمانکار صحبت کرده اند، کدامند؟

وکیل جرائم خانوادگی | مشاوره تلفنی

 قوانین درخصوص حمایت از استحکام خانواده آن چنان قوی و روشن باید باشد تا این هدف را تامین نماید و امری را به قاضی واگذار ننماید. به این دلیل که خانواده همواره نقطه کانونی اجتماع است. زمانی که افراد در خانواده قانون مدار باشند می‌توانیم توقع داشته باشیم در جامعه‌ نیز فردی منضبط و آراسته خواهند بود.ترک تکالیفی که افراد در خانواده دارند، ممکن است پیامدهای مختلفی از پیامدهای ساده‌ای مثل توبیخ در محیط خانواده تا نتایج سنگینی مثل مجازات داشته باشد.

جرائم خانوادگی

جرایم خانوادگی همان طور که از نامش پیداست، از جمله جرایمی است که مرتبط با خانواده است.هر تکلیفی که قانون گذار برای اعضای خانواده به خصوص زن و شوهر قرار داده است، ترک آن ها جرم دانسته شده و برای آن مجازات قرار داده شده است. به این خاطر که حفظ کانون خانواده از اصلی ترین برنامه های قانون کشور می باشد.

انواع پرونده های جرائم خانوادگی :

از آنجایی که تکالیف زن و شوهر متعدد می باشد، پس جرائم خانوادگی نیز متعدد است.از جمله:

۱- جرائم خانوادگی ناشی ازثبت نکاح و طلاق:

وقتی دختر و پسر ازدواج می کنند، صیغه نکاح برای آن ها خوانده می شود. این صیغه ی نکاح اگر باشرایط درست خوانده شود، موجب محرمیت دختر و پسر شده و عملا ازدواج صورت می گیرد. اما ثبت ازدواج بحثی عمومی است که مربوط به  جامعه می شود.در دوران گذشته، حاکمان شرع یا روحانیون با خواندن صیغه عقد ازدواج را مقرر می ساختند و ازدواج واقع می شد چون دیگر شناسنامه ای وجود نداشت که اطلاعات زن و شوهر در آن درج شود، فقط همان تکه برگه ای بود که به  امضای برخی شهود رسیده بود.اما به خاطر مشکلاتی که این روش در جامعه پدید می آورد و حقوق خیلی از افراد علی الخصوص فرزندانی که متولدمی شدند به خطر می افتاد، قانون کار به فکر شناسنامه و ثبت وقایع مهمی چون تولد، وفات، ازدواج،  طلاق،فرزند آوری و … افتاد.بدین ترتیب پس از خواندنصیغه ی نکاح توسط روحانیون شرعی، باید ازدواج را ثبت می کردند. اما بازهم چون  برخی ثبت ازدواج را پوشت گوش انداخته با این بهانه که ازدواج واقع شده و نیازی به ثبت نیست،  امروزه دفاتر ازدواج معمولا اتاق عقدیدارند که در آنجا دفتردار همانجا که صیغه ی عقد را خودش می خواند، اقدام به ثبت آن نیز می کند.

۲-جرائم خانوادگی ناشی ازمطالبه اجرت المثل ایام زوجیت:

اگر زن و شوهر بخواهند برای انجام امور عادی منزل از قبیل پخت و پز و شست و شو فردی را استخدام کنند این مساله نیز مشمول هزینه است.چنین مواردی جزء وظایفی نیست که به عهده زن باشد، اماممکن است همسر او از وی تقاضا کند  انجام چنین اموری را در منزل به عهده بگیرد. در چنین شرایطی اگر زمانی زن اجرت‌المثل خود را مطالبه کند، این موضوع  کارشناسی و دستمزد این موارد محاسبه می‌شود. بنابراین،اگر زن در مدت ایام زناشویی کارهایی را در منزل شوهر،بدون قصد تبرع (باقصد انجام کاری به صورت رایگان) و به دستور شوهر انجام دهد، می تواند از طریق طرح دعوی مطالبه اجرت المثل در دادگاه خانواده،دستمزد مدتی که با دو شرط فوق کار انجام داده است را مطالبه کند.

۳-جرائم خانوادگی ناشی از دعوای اجرای حق حبس:

حق حبس به این معناست که زن از انجام وظایف زناشویی خود خودداری کند تا زمانی که مرد مهریه اش را پرداخت نماید.ریزه کاری های پرونده های مربوط به خانواده باعث شده است که حجم بسیاری از پرونده ها در مدت طولانی تری در دادگاه ها جمع شود.لذا یک وکیل متخصص خانواده می تواند مدت زمان رسیدگی و نتایج نامطلوب آن را کاهش دهد.مطابق ماده ۱۰۸۵ قانون مدنی :«زن می تواند تا مهریه به او تسلیم نشده از ایفاء وظایفی که در مقابل شوهر دارد امتناع کند مشروط بر اینکه مهر او حال باشد و این امتناع مسقط حق نفقه نخواهد بود.» حق حبس یکی از موضوعات مهم خانواده و از تبعات ازدواج است.

۴-جرائم خانوادگی ناشی ازتمکین:

ماده ۱۱۰۲ قانون مدنی تمکین را از وظایف زوجه در مقابل زوج پس از انعقاد عقد ازدواج و از آثار روابط زوجیت دانسته است.تمکین یعنی زوجه در انجام وظایف زناشویی، سکونت در منزل مشترک که شوهر اختیار کرده و حسن معاشرت در تشیید مبانی خانواده از جمله تربیت فرزندان و نحوه معاشرت ها و … ازشوهر اطاعت کند که در اصطلاح حقوقی به آن تمکین می گویند و انواعی دارد: تمکین عام و خاص.پس،تمکین در لغت به معنای پیروی و فرمانبرداری است اما در اصطلاح حقوقی یعنی انجام وظایفی که طبق قانون و شرع بر عهده زن می باشد.از آنجایی که تمکین در قانون از وظایف زن آمده،عدم تمکین باعث مجازات می باشد که مجازات آن نشوز زن است و نفقه ای به او تعلق نمی گیرد.

۵-جرائم خانوادگی ناشی ازحق اشتغال زوجه :

به معنی اشتغال زوجه در خارج از منزل به هر نوع شکلی اعم از پاره وقت یا نیمه وقت، قراردادی، استخدامی به طوری که دارای درآمد معینی باشد و لازم باشد تا ساعاتی را خارج از منزل سپری نماید. در صورتی که شوهر مخالف با اشتغال زوجه باشد، باید از طریق دادگاه و اثبات شرایط آن اقدام قانونی کند.

۶- جرائم خانوادگی ناشی ازترک انفاق:

در ماده ۶۴۲ قانون مجازات اسلامی مقرر می دارد:«هر کس با داشتن استطاعت مالی نفقه زن خود را در صورت تمکین ندهد یا از تادیه نفقه سایر اشخاص واجب النفقه امتناع نماید؛دادگاه او را از سه ماه و یک روزحبس تا پنج ماه حبس محکوم می نماید.» از آنجایی که در خانواده انفاق برعهده ی مرد است، ترک انفاق توسط او اتفاق خواهد بود که جرم می باشد.

۷- جرائم خانوادگی ناشی از, ازدواج زن بدون توجه به موانع:

ماده ۶۴۳ قانون مجازات اسلامی عبارت است از:«هرگاه کسی عالماً زن شوهردار یا زنی را که در عدّه دیگری است برای مردی عقد نماید به حبس از ۶ ماه تا ۳ سال یا از سه میلیون تا هیجده میلیون ریال جزای نقدی و تا ۷۴ ضربه شلاق محکوم می شود و اگر دارای دفتر ازدواج و طلاق یا اسناد رسمی باشد، برای همیشه از تصدی دفتر ممنوع خواهد کرد.» همچنین در ماده ۶۴۴ قانون مجازات اسلامی آمده:«کسانی که عالماً مرتکب یکی از اعمال زیر شوند به حبس از ۶ ماه تا ۲ سال یا از سه تا دوازده میلیون ریال جزای نقدی محکوم می شوند:۱- هر زنی که در قید زوجیت یا عدّه دیگری است خود را به عقد دیگری درآورد در صورتی که منجر به روبه رو شدن نگردد.۲- هر کس که زن شوهردار یا زنی را که در عدّه دیگری است برای خود تزویج نماید در صورتی که منتهی به مواقعه نگردد.»

۸- جرائم خانوادگی ناشی ازتدلیس در ازدواج:

کسی برای اینکه فرد مورد علاقه خود را به ازدواج ترغیب کند، به امور واهی از قبیل داشتن تحصیلات عالی، تمکن مالی،موقعیت اجتماعی، شغل و سمت خاص، تجرد و امثال آن وانمود می‌کند. فرقی نمی‌کند این عمل از سوی مرد باشد یا از سوی زن، به هر حال جرم است و مجرم به دلیل فریب طرف دیگر، مجازات می‌شود. بر اساس قانون ‌هر یک از زوجین قبل از عقد ازدواج طرف خود را به امور واهی از قبیل داشتن تحصیلات عالی، تمکن مالی، موقعیت اجتماعی،شغل و سمت خاص،تجرد و امثال آن فریب دهد و عقد برمبنای هر یک از آنها واقع شود مرتکب به حبس تعزیری از ۶ ماه تا دو سال محکوم می‌شود.

۹- جرائم خانوادگی ناشی از,ازدواج مجدد مرد زن دار:

در قانون مجازات اسلامی تعدد زوجات برای مرد زن دار، جرم محسوب نگردیده و فاقد مجازات است و طبق نظر شورای محترم  نگهبان مجازات چنین مردی که قبلاً در ماده ۱۷ قانون حمایت از خانواده پیش بینی شده بود،غیر شرعی اعلام شده است. با این وجود مرد برای ازدواج مجدد باید از دادگاه مجوز دریافت کند و مواردی ازبی کفایتی زن را اثبات کند. چنانچه مرد بدون اجازه زن اول و یا بدون مجوز از دادگاه ازدواج مجدد کند، حق طلاق یک طرفه برای زن ایجاد می شود.

۱۰-جرائم خانوادگی از, ازدواج با دختر نابالغ:

یکی از مجازات‌هایی که در روابط خانوادگی پیش‌بینی شده، مجازات مردی است که با دختری که به حد بلوغ نرسیده بر خلاف مقررات ماده ۱۰۴۱ قانون مدنی و تبصره ذیل آن ازدواج کرده است. چنین کسی به حبس تعزیری از ۶ ماه تا دو سال محکوم می‌شود.اعمال مجازات ماده ۶۴۶ قانون مجازات اسلامیمصوب ۱۳۷۵ بخش تعزیرات مشروط به آن است که مقررات ماده۱۰۴۱ قانون مدنی رعایت نشده باشد.بنابراین باید ببینیم که این ماده قانونی چه ترتیبی را برای ازدواج دختر نابالغ پیش‌بینی کرده است:«عقد نکاح دختر قبل از رسیدن به سن ۱۳ سال تمام شمسی و پسر‌ قبل از رسیدن به سن ۱۵ سال تمام شمسی منوط به اذن ولی به شرط رعایت ‌مصلحت با تشخیص دادگاه صالح است.»با توجه به این ماده قانونیبرای ازدواج دختر زیر ۱۳ سال، علاوه براجازه ولی، باید حکم دادگاه مبنی بر وجود مصلحت  وجود داشته باشد در غیر این صورت، مردی که بدون رعایت این شرایط اقدام به ازدواج کرده است مجازات خواهد شد.

۱۱- جرائم خانوادگی ناشی از حضانت:

حضانت هم حق و هم تکلیف مادر و پدر است. نگهداری از فرزند، تربیت، تهیه نیازهای او، تحصیل و نفقه فرزند از جمله مواردی است که مشمول حضانت است. همچنین، جلوگیری از ملاقات یکی از والدین با فرزند نیز ازجمله جرایم مرتبط با حوزه ی حضانت است. مجازات این جرم طبق ماده ۵۴ قانون حمایت خانواده برای بار اول پرداخت جزای نقدی درجه ۸ و درصورت تکرار حداکثر مجازات مذکور می باشد.برای بهره مندی از وکلای متخصص خانواده در سامانه وکیل نوین می توانید با شماره های زیر تماس بگیرید: ۰۵۱۳۶۱۴۴۶۴۴- ۰۹۱۲۹۱۷۰۴۶۸ 

فرآیند رسیدگی جرائم خانوادگی:

دادگاه صالح:

طبق ماده ۳۰۱ قانون آیین دادرسی کیفری مصوب ۱۳۹۲:دادگاه کیفری دو صلاحیت رسیدگی به تمام جرایم را دارد. و از آنجایی که جرایم خانوادگی از استثنائات گفته شده در مواد ۳۰۲ و ۳۰۳ و ۳۰۴ نیست، دادگاه صالح برای جرایم  خانوادگی نیز همان دادگاه کیفری دو است. همچنین، مطابق مواد ۳۱۰ و ۳۱۱ قانون آیین دادرسی کیفری ۱۳۹۲ از حیث صلاحیت محلی، دادگاه محل وقوع جرم (اعم از ترک انفاق، تدلیس، ازدواج با نابالغ و …) صلاحیت دارد.

رسیدگی در دادسرا:

این شکایت پس از ثبت شکواییه توسط شاکی، توسط معاونت ارجاع به یکی از شعب بازپرسی دادسرا ارسال می شود. دفتردار پس از وصول شکواییه آن را ثبت و پرونده را نزد بازپرس پرونده ارسال می کند. بازپرس پرونده نیز پس از بررسی  محتویات شکایت طرح شده، دستور احضار دو طرف دعوای کیفری را به  دفتردار خود می دهد در ادامه احضاریه توسط مدیردفتر شعبه بازپرسی تنظیم و برای دو طرف ارسال می شود.هر دو طرف دعوای کیفری، روز رسیدگی در شعبه  بازپرسی حضور می یابند و شاکی پرونده شکایت مندرج در شکواییه خود را دوباره مطرح می کند. در مقابل، متهم نیز ارتکاب جرم خانوادگی را از سوی خود نسبت به شاکی پرونده انکار می کند؛اما شاکی دعوا شواهد یا مدارکی را برای اثبات موضوع مجرمانه در جلسه رسیدگی دادسرا حاضر می کند. متهم پرونده نیز در دفاع ممکن است ایراداتی را به شاهد وارد کند که در این صورت دادگاه باید به این ایرادات رسیدگی نماید.

رسیدگی در دادگاه:

ممکن است شاکی پرونده از قرار صادره به دادگاه کیفری شکایت می کند. با ارسال پرونده به مجتمع  قضایی، پرونده از سوی معاونت ارجاع به یکی از شعب دادگاه های کیفری ارسال می شود. قاضی دادگاه کیفری نیز پرونده را مطالعه می کند و دستور تعیین وقت جلسه رسیدگی می دهد. زمان رسیدگی به شاکی و متهم درقالب یک اخطاریه ارسال می شود. در روز جلسه رسیدگی،شاکی و متهم در جلسه رسیدگی دادگاه حاضر می شوند. شاکی، دلایل خود را ارئه می کند و در قابل متهم نیز دفاعیات خود را اظهار می دارد. قاضی ضمن شنیدن به اظهارات دو طرف و بررسی مدارک و دفاعیات دو طرف تصمیم لازم را می گیرد. اینکه مدارکی که شاکی ارائه می کند تا چه اندازه معتبر باشد، به رای و نظر قاضی بستگی دارد در نهایت،ممکن است قاضی قرار صادره در  دادسرا را استوار بداند یا اینکه آن را رد نماید. مهمترین اسناد و مدارک در این زمینه می تواند شهادت شهود و یا هر سند و مدرک دیگری باشد که دلالت بر وقوع جرم دارد.

۱- منظور از جرایم خانوادگی چیست؟

۲- تشریفات رسیدگی به جرایم خانوادگی چیست؟

۳- انواع جرایم خانوادگی کدامند؟

۴- فرآیند رسیدگی به جرایم خانوادگی چگونه است؟

معرفی وکیل برای کارکنان صدا و سیما در سراسر ایران

 سامانه وکیل نوین با دارا بودن وکلای مختلف در سراسر کشور جهت معرفی وکیل متخصص متناسب با نوع پرونده شما در شهر های ایران به کارکنان صدا و سیما با امتیازات ذیل معرفی مینماید .

مزایای استفاده از وکلای نوین برای کارکنان صدا و سیما

. ۵۰ درصد تخفیف از حق المشاوره .  ۲۰ درصد تخفیف از حق الوکاله .   اقساط در پرداخت حق الوکاله به صورت کوتاه مدت و بلند مدت .   وکلای متعدد که متناسب با نوع پرونده شما ارجاع میگردد ..   دارای تیم سی آر ام ( نظر سنجی موکلین و پیگیری امور آن ها از وکیل و ارائه گزارش ).   مشاوره تلفنی شبانه روزی تماس با تلفن های ۰۹۱۲۹۱۷۰۴۶۸  -۰۵۱۳۶۱۴۴۶۴۴ دفتر مرکزی شعبه مشهد.   درصورت نبود رضایت از وکیل میتوان با تماس به واحد پشتیبانی وکیل معین شده را بدون پرداخت هزینه ای تعویض نمود . .   واحد روانشناسی برای افراد بزه دیده ویا افراد نیاز به بعد رفتاری با طرف مقابل 

مدارک مورد نیاز جهت حضور در صورت داشتن هریک :

۱- کارت ملی۲-کارت پرسنلی آموزش و پرورش۳- تمامی مدارک موجود در راستای پرونده ۴ – دسته چک و یا سفته برای اقساط پرونده 

وکیل وکیل در آبادان|مشاوره تلفنی رایگان|معرفی وکیل در آبادان Abadan

سلام دنبال وکیل خوب و حرفه ای در آبادان هستم به نظر شما توی آبادان کدوم وکیل بیشتر مطرحه ؟

سلام بایستی بیان کرد که وکلای خبره بسیاری در شهر آبادان حضور دارند که هر کدام شاید در بعضی از پرونده ها برند باشند که متناسب با پرونده شما وکیل متخصص آن متفاوت میباشد برای این منظور سامانه وکیل نوین استارت آپ حقوقی فعال در سراسر کشور  متناسب با هر جرم و موضوع حقوقی وکلای متخصص را در هر شهر شناسایی و به هم میهنان معرفی مینماید . در شهرآبادان نیز این سامانه با داشتن وکلای خبره  شما میتوانید پس از مشاوره رایگان تلفنی با تماس به دفتر مرکزی و ارائه موضوع یکی از بهترین وکلای خبره این حیطه مطابق با نظر سنجی هایی که از موکیلن سامانه  وکیل نوین در شهر آبادان صورت گرفته است به شما سرور عزیز معرفی میگردد .

برای این منظور و مشاوره مطابق مراحل زیر اقدام نمایید.

  • شماره وکیل در آبادان وکیل وکیل در آبادان|مشاوره تلفنی رایگان|معرفی وکیل در آبادان Phone

    مرحله اول

    تماس با شماره های :۰۹۱۲۹۱۷۰۴۶۸ — ۰۲۱۲۲۲۲۱۶۶۳

    (در این مرحله با تماس شما به شماره های فوق مشاوره تلفنی انجام میپذیرد و در صورتی که شما نیاز به مراجعه حضوری با وکیل متخصص نسبت به مشکل بیان شده در آبادان داشتید مشخصات شما در سیستم ثبت و مطابق مراحل بعدی صورت میپذیرد.)

  • null وکیل وکیل در آبادان|مشاوره تلفنی رایگان|معرفی وکیل در آبادان moshavere

    مرحله دوم

    تماس از دفتر به شما ظرف کمتر از ۱۰ دقیقه

    ( متناسب با موضوع ثبت شده توسط وکلا و کارشناسان ما در مرحله قبل ظرف کمتر از ۱۰ دقیقه  از دفتر مرکزی به شما تماس حاصل میکنند و آدرس و مشخصات وکیل متخصص را در ابادان معرفی مینمایند)

  • null وکیل وکیل در آبادان|مشاوره تلفنی رایگان|معرفی وکیل در آبادان List 1

    مرحله سوم

    مراجعه شما به دفتر وکیل در آبادان

    (معمولا سعی میشود وکیل مربوطه نزدیک به محل سکونت شما بوده و  در حیطه پرونده شما تخصص کافی را داشته باشد . )

  • null وکیل وکیل در آبادان|مشاوره تلفنی رایگان|معرفی وکیل در آبادان List

    مرحله چهارم

    تماس از دفتر به شما جهت نظر سنجی

    (پس از مراجعه  شما از دفتر به شما تماس گرفته و نظر سنجی نسبت به وکیل مربوطه را انجام می دهند که در صورتی که از وکیل مربوطه ناراضی باشید به رایگان وکیل دیگری معرفی میگردد ، قابل ذکر است در صورتی که نمره امتیاز دهی به وکیل پایین باشد دیگر به آن وکیل شخصی ارجاع نمیگردد)

  • null وکیل وکیل در آبادان|مشاوره تلفنی رایگان|معرفی وکیل در آبادان vakil

    مرحله پنجم

    پیگیری پرونده شما در تمامی مراحل رسیدگی

    (چنانچه مراجعه حضوری شما به قرار داد منتهی گردید در روند پرونده واحد حمایت از موکلین از دفتر مرکزی با وکیل تماس و از وکیل محترم گزارش پرونده را اخذ و در صورت کم کاری برخورد میگردد .دقت شود بهبود این پیگیری ها منوط به همکاری مساعد موکل به دفتر مرکزی بوده که در نظر سنجی ها شرکت نماید.)

با یکی از شماره تلفن های تماس بگیرید: ۰۹۱۲۹۱۷۰۴۶۸ – ۰۲۱۲۲۲۲۱۶۶۳

مرحله دوم مشاوره وکیل وکیل در آبادان|مشاوره تلفنی رایگان|معرفی وکیل در آبادان moshave 6

چطوری درآبادان بدون مراحل بالا سریع تماس بگیرم و مشاوره بگیرم؟

راهنمای انتخاب وکیل در آبادان
null وکیل وکیل در آبادان|مشاوره تلفنی رایگان|معرفی وکیل در آبادان lawyer 2
null وکیل وکیل در آبادان|مشاوره تلفنی رایگان|معرفی وکیل در آبادان lawyer 2

تخصص

بعد از انتخاب وکیل بر اساس پرونده شما متخصص ترین وکیل در آبادان به شما معرفی خواهد شد.
null وکیل وکیل در آبادان|مشاوره تلفنی رایگان|معرفی وکیل در آبادان money
null وکیل وکیل در آبادان|مشاوره تلفنی رایگان|معرفی وکیل در آبادان money

بازگشت وجه

حق الزحمه وکیل تا زمانی که شما از مشاوره راضی نیاشید به وکیل پرداخت نخواهد شد و در صورت نارضایتی وجه به شما بازگردانده خواهد شد.
null وکیل وکیل در آبادان|مشاوره تلفنی رایگان|معرفی وکیل در آبادان cryptocurrency
null وکیل وکیل در آبادان|مشاوره تلفنی رایگان|معرفی وکیل در آبادان cryptocurrency

اطمینان

تمام وکلای وکیل نوین در آبادان اجازه فعالیت دارند از فیلتر های مختلفی رد شده اند و دارای تجارب بسیار زیادی هستند.
null وکیل وکیل در آبادان|مشاوره تلفنی رایگان|معرفی وکیل در آبادان incognito
null وکیل وکیل در آبادان|مشاوره تلفنی رایگان|معرفی وکیل در آبادان incognito

محرمانه

تمام اطلاعات مشاوره و پرونده شما نزد وکلای وکیل نوین کاملا محرمانه و امن می باشد.
null وکیل وکیل در آبادان|مشاوره تلفنی رایگان|معرفی وکیل در آبادان racing
null وکیل وکیل در آبادان|مشاوره تلفنی رایگان|معرفی وکیل در آبادان racing

سرعت

پس از اعلام نیاز به مشاوره یا درخواست وکیل از سمت شما،سریعا از دفتر مرکزی آبادان با شما تماس گرفته خواهد شد و زمان مشاوره را به شما اعلام خواهد کرد.
  • وکیل خوب در آبادان وکیل وکیل در آبادان|مشاوره تلفنی رایگان|معرفی وکیل در آبادان vA1

    به دنبال وکیل در آبادان هستبد؟

  • وکیل خوب در ابادان وکیل وکیل در آبادان|مشاوره تلفنی رایگان|معرفی وکیل در آبادان vA2

    نمیدانید کدام وکیل در آبادان تخصص کافی برای پیگیری پرونده شما را دارد؟

  • وکیل خوب در آبادان وکیل وکیل در آبادان|مشاوره تلفنی رایگان|معرفی وکیل در آبادان vA3

    اولین بار هستش که دارای پرونده حقوقی درآبادان شده اید و نیاز به راهنمایی دارید ؟

  • وکیل خوب در آبادان وکیل وکیل در آبادان|مشاوره تلفنی رایگان|معرفی وکیل در آبادان kA4

    از شما شکایت شده و نمیدانید چگونه مستند به قانون پاسخش را بدهید ؟

  • null وکیل وکیل در آبادان|مشاوره تلفنی رایگان|معرفی وکیل در آبادان if 174 man pilot 2 3099498

    میخواهید فقط مشاوره بگیرید و شخصا از پرونده تان دفاع کنید ؟

  • null وکیل وکیل در آبادان|مشاوره تلفنی رایگان|معرفی وکیل در آبادان vakil1

    وکیل نوین در آبادان تمام خدمات بالا را به شما ارائه می دهد...

مطالب مفید حقوقی , کیفری , خانواده درآبادان

معرفی وکیل در بندرعباس وکیل وکیل در آبادان|مشاوره تلفنی رایگان|معرفی وکیل در آبادان Untitled 1 2
vakil وکیل وکیل در آبادان|مشاوره تلفنی رایگان|معرفی وکیل در آبادان vakil
وکیل وکیل در آبادان|مشاوره تلفنی رایگان|معرفی وکیل در آبادان Untitled 1 1
وکیل وکیل در آبادان|مشاوره تلفنی رایگان|معرفی وکیل در آبادان
معرفی وکیل در کرج وکیل وکیل در آبادان|مشاوره تلفنی رایگان|معرفی وکیل در آبادان Untitled 1 2
معرفی وکیل در کرج وکیل وکیل در آبادان|مشاوره تلفنی رایگان|معرفی وکیل در آبادان Untitled 1

صدور دستور موقت و شرایط آن

صدوردستورموقت 

فرآیند رسیدگی دادگاه ها طولانی است.در این مدت ممکن است برای مدارکی که خواهان جمع آوری  کرده یا برای موضوع دعوا اتفاقاتی بیفتد که از بین برود یا ناقص شود. بنابراین، باید راهکارهایی باشد که مدارک و یا موضوع دعوا حفاظت کند.یکی از این راهکارها دستور موقت است.دستور موقت یا همان دادرسی فوری دستوری است که دادگاه مبنی بر توقیف مال یا انجام عمل یا منع از امری صادر می‌کند.

ویژگی‌ها:

۱- تبعی بودن: دستور موقت تبعی است یعنی در کنار اصل دعوا یا قبل از دعوایی که بعدا اقامهخواهدشد،درخواست می شود.۲- موقتی بودن: دستور موقت با صدور رای نهایی پایان می یابد.۳- فوری بودن: در دستور موقت دادگاه باید فوریت را احراز کند و این فوریت باید هنگام رسیدگی به دعوای دستور موقت وجود داشته باشد یعنی تاخیر در رسیدگی باعث ورود ضرر به خواهان گردد.۴- پرداخت تامین برای خسارت احتمالی: مطابق ماده‌ی ۳۱۹ قانون آیین دادرسی مدنی مصوب ۱۳۷۹، دادگاه مکلف است برای جبران خسارات احتمالی که از دستور موقت حاصل می‌شود، از خواهان تأمین مناسبی بگیرد.۵- لزوم تأیید رئیس حوزه‌ی قضایی: اجرای دستور موقت مستلزم تایید رئیس حوزه‌ی قضایی است.

با بهره گرفتن از تخصص و تجربه یک وکیل متخصص از مجموعه وکلای خبره سامانه تخصصی وکیل نوین ، می توانید از راهکارهای خاص قانونی استفاده کنید.

شرایط:

۱- مهم ترین شرط این است که صدور دستور موقت منوط به احراز فوریت است. (بند ب و ج ماده ۱۰۸  قانون آیین دادرسی مدنی) فوریت، موضوعی است که تشخیص آن به صلاحدید دادگاهی که بهدرخواست رسیدگی می نماید واگذار شده است. این امر در ماده۳۱۵ ق. آ. د. مدنی تصریح گردیدهاست. خسارتی خطیر و غیرقابل جبران که فوریت دارد (فوری یا قریب الوقوع است) وارد خواهدشد.اگر دادگاه تشخیص دهد که احتمال ورود خسارت قبل از حکم در اصل دعوا وجود ندارد یاضعیف می باشد، دستور موقت صادر نمی نماید. وظیفه متقاضی دستور موقت ارائه دلایل و برامینی استکه سبب فوریت را اثبات می کند اما تشخیص این امرکه سبب اعلام شده توجیه کننده ترتیبات مورددرخواست است با دادگاه می باشد.۲- دستور موقت در صورتی صادر می شود که ذی نفع درخواست نموده باشد (مواد ۳۱۰، ۳۱۹ و ۳۲۳ قانون آیین دادرسی مدنی) بنابراین دادگاه نمی تواند رأساً قرار دستور موقت را صادر کند.

فرآیند رسیدگی:

دادگاه صالح: ۳ دادگاه زیر صلاحیت رسیدگی به دستور موقت را دارند. اگر دعوای دستور موقت به دادگاهی جز موارد زیر داده شود، دادگاه صلاحیت ندارد و درخواست را رد می کند.

این دادگاه ها عبارتند از:

۱- دادگاهی که دعوای اصلی در آن مطرح است.۲- دادگاهی که صلاحیت رسیدگی به دعوای اصلی را دارد.۳- دادگاهی که موضوع دستور موقت در حوزه‌ی آن واقع شده است.

رسیدگی:

طبق مواد ۳۱۱ و ۳۱۸ ق. آ. د. مدنی دستور موقت می تواند ضمن دادخواست راجع به اصل دعوا،پس از اقامه دعوا و یا پیش از تقدیم دادخواست نسبت به اصل دعوا درخواست شود.اگر درخواست دستور موقت قبل از اقامه دعوا باشد بایدبر برگ دادخواستتنظیم شود زیرا لازم است که در دفتر ثبت دادخواست های دفتر کل ثبت و توسط مقام ارجاع کننده ارجاع شود. با توجه به ماده۳۱۸ق. آ. د. مدنی در صورتی که ابتدا دعوای دستور موقت مطرح شده باشد، درخواست کننده باید حداکثر ظرف۲۰ روز از تاریخ صدوردستور به منظور اثبات دعوای خود به دادگاه صالح مراجعه و دادخواست خود را تقدیم کند. اگر ظرف ۲۰ روز اصل دعوا مطرح نشود،ضمانت اجرا رفع اثر شدن از دستور موقت است . البته به شرطی که طرف مقابل درخواست کند.درخواست دستور موقت اگر ضمن اقامه دعوا باشد در دادخواست مطرح می شود و بنابراین نیازی به برگ جداگانه نیست اما اگر پس از اقامه دعوا باشد ممکن است کتبی یا شفاهی باشد. درخواست شفاهی درصورتمجلس قید و به امضایدرخواست کننده می رسد (ماده ۳۱۳ ق. آ. د. مدنی).

۱- دستور موقت چیست؟

۲- در چه مواردی دستور موقت صادر می شود؟

۳- شرایط صدور دستور موقت چیست؟

۴- فرآیند رسیدگی به دعوای دستور موقت چیست؟

۵- ویژگی های دستور موقت چیست؟

جرم خراب کردن و آتش زدن در قانون مجازات

 در اسلام به اندازه‌ای که خون مسلمانان دارای احترام است، اموال و دارایی آنان نیز اهمیت دارد؛به همین خاطر موارد فراوانی می بینیم که زمانی که اموال و دارایی شخصی تخریب شده و یا سوزانده شده و یا سرقت شده و … چه به صورت عمدی و چه به صورت غیرعمدی -رسیدگی توسط پیامبر (ص) و ائمه (ع) و یا خلفای وقت، انجام می شود همان طور که وقتی به جان مسلمانی سوءقصد می شود. این احترام در سایر جوامع نیز دیده می شود. بنابراین، در همه جوامع مقرراتی راجع به حفظ مالکیت اشخاص بر اموال و دارایی آن‌ها و جلوگیری از آسیب رساندن به آن‌ها توسط دیگران تصویب شده است و دست درازی و آسیب رساندن به اموال دیگر جرم تلقی و برای آن مجازات تعیین شده است،حتی آسیب غیرعمدی نیز دارای مسئولیت مدنی می باشد.

تعریف تخریب و احراق  :

تخریب در لغت به معنی خراب کردن و ویران کردن و نابود کردن است.احراق نیز به معنای آتش زدن و سوزاندن است. هردو واژه در اصطلاح حقوقی نیز به همین معنا آمده است. این جرایم از جرایم علیه اموال محسوب می شوند که به اموال و دارایی افراد آسیب وارد می کنند. یعنی زمانی که فردی عمدا مال دیگری را خراب کند یا آتش بزند، جرم تخریب و احراق واقع می شود که مجازات نیز دارد. و چنانچه این عمل غیرعمد باشد، مسئولیت مدنی متوجه تخریب کننده است یعنی وی باید خسارات وارده را جبران نماید. تخریب انواع مختلفی دارد که جرم احراق یا سوزاندن یکی از انواع آن است اما سوزاندن آثار زیان بار زیادی دارد، یعنی جرمی است که علاوه بر خسارت به اموال ممکن است باعث زیان جانی به  اشخاص نیز بشود. برخلاف سایر انواع تخریب که فقط به اموال دیگران آسیب می رسانند نه جان انسان ها. همین دلیل،قانون آن را به صورت جرمی مستقل در کنار تخریب آورده و مجازات آن را با شدت بیشتری بیان کرده استتا از آثار زیان بار آن جلوگیری شود.

مستندات قانونی:

در قانون مجازات:

جرم تخریب در قانون مجازات اسلامی (بخش تعزیرات) در این مواد ذکر شده است :۵۱۱ و ۵۱۲،  ۵۴۳ تا ۵۶۴ و ۶۷۵ تا ۶۸۸ . در هرکدام از این مواد به یکی از انواع تخریب و احراق اشاره شده است که برخی از آن‌ها منجر به شدیدتر شدن مجازات می شود.

در سایر قوانین:

علاوه بر آن جرم تخریب در سایر قوانین نیز آمده است، از جمله:الف) قانون مجازات جرایم نیروهای مسلح (فصل نهم)ب) قانون مجازات اخلال‌گران در تأسیسات آب، برق، گاز و مخابرات کشورج) قانون حفظ و حمایت از منابع طبیعی و ذخایر جنگلید) قانون راجع به مجازات اخلال‌گران در صنایع نفته) قانون کیفر بزه های راه آهنو) قانون الحاق موادی به قانون نحوه حفظ آثار و یادگارهای حضرت امام خمینیز) قانون اراضی و مستحدثات ساحلی

انواع تخریب :

الف) اتلاف و تخریب و سوزاندن اموال و اسناد متعلق به اشخاص؛مواد ۶۷۵، ۶۷۷، ۶۸۰، ۶۸۱ و ۶۸۳ تا ۶۸۶: در این مواد اموال منقول یا غیرمنقول تفاوتی ندارند و آتش زدن یا سوزاندن و یا تلف کردن اموال یا اسناد متعلق به دیگران-فعل مثبت- جرم می باشد.ب) تخریب اموال تاریخی، فرهنگی و مذهبی؛مواد ۵۵۸، ۵۶۰ و ۵۶۴: اموال تاریخی یا فرهنگی و یا مذهبی هر جامعه ای  نماد ملیت و هویت آن جامعه است ؛بنابراین تلاش بسیاری می شود تا از تخریبو از بین رفتن آن‌ها جلوگیری شود. پس، باید هرگونه سوء قصد به آن ها جرم شمرده شود تا موجودیتآن ها حفظ گردد. به همین دلیل قانون به طور مستقل جرم و مجازات آن ها را بررسی کرده است.ج) اتلاف و سوزاندن و تخریب اموال و اسناد دولتی؛مواد ۵۴۳ تا ۵۴۶ و ۶۸۲: اسناد می تواند هر نوع سند عادی یا رسمی یا اوراق تجاری مثل چک، سفته، برات و یا غیرتجاری مانند فاکتور یا رسید دولتی و … باشد.د) تخریب وسایل، تأسیسات و اموال مورد استفاده عمومی؛ مواد ۶۸۷ و ۶۸۸ :خرابکاری در تاسیسات و وسایل مورد استفاده ی عمومی از قبیل شبکه های آب و فاضلاب، برق،نفت، گاز، پست، تلگراف، تلفن،مراکز فرانس و  ماکروویو  و رادیو  و تلویزیون و متعلقات مربوط به آن ها اعم از سد و کانال و انشعاب لوله کشی و نیروگاه های برق و خطوط انتقال نیرو و  مخابرات (کابل های هوایی یا زمینی و نوری) و دستگاه های تولید و توزیع و انتقال آن ها که به هزینه یا سرمایه دولت یا با سرمایه مشترک دولت و بخش غیردولتی باعث می شود که جرم تخریب اموال عمومی اتفاق بیفتد.

ارکان و عناصر تخریب و اتش سوزی :

برای اینکه جرمی رخ بدهد باید سه عنصر وجود داشته باشد: عنصر قانونی یعنی در قانون آن عمل جرم شناخته شده باشد  و برایش مجازات درنظر گرفته شده باشد. عنصر مادی یعنی فردی به نام مجرم آن عملی را که در قانون جرم محسوب می شود،در دنیای واقعی انجام بدهد. عنصر معنوی یعنی مرتکب باید انگیزه وقصد انجام جرم را داشته باشد و از روی غفلت، نااگاهی یا غیرعمد نباشد.

در زیر این عناصر را در مورد جرم تخریب و احراق بررسی می کنیم:

الف) عنصر قانونی:مواد قانون مجازات و سایر قوانین که در مورد جرم تخریب صحبت کرده اند،عنصر قانونی این جرم را تشکیل می دهند.ب) عنصر مادی:

رفتار مجرمانه:

در این جرم باید رفتار مجرمانه ای چه به صورت فعل و چه به صورت ترک فعل یا حالت صورت بگیرد.رفتار مجرمانه، عمل یا رفتاری است که قانون حالات مختلف آن را از جمله انجام یا عدم انجام آن، وضعیت یا حالت و … حسب هر جرم اعلام  و برای آن مجازات تعیین نموده است. در این جرم با توجه به موادی که ذکر شد می توان به این رفتارهای مجرمانه  اشاره کرد: خراب کردن، تلف کردن، سوزاندن، کشتن، از بین بردن جزئی یا کلی، از کار انداختن تاسیسات، خرابکاری، مسموم کردن، کشتن حیوانات،ناقص کردن، شکار کردن، قطع کردن، خشک کردن درختان، غارت، درو کردنوسیله:همچنین، در این جرم وسیله ای که با آن تخریب انجام می شود اصولا تفاوتی در مجازات ندارد مگر برخیاز  جرایم که خود قانون گذار وسیله را عملی برای شدیدتر کردن مجازات دانسته است مثلا در ماده ۶۷۸ قانون مجازات اسلامی آمده: «هرگاه  جرایم مذکور تخریب و احراق به وسیله مواد منفجره واقع شده باشد،مجازات مرتکب از دو تا ۵ سال خواهد بود.»مال دیگری:عامل دیگری که در به وجود آمدن عنصر مادی جرم تخریب و احراق اثرگذار است، این است که باید مال متعلق به دیگری باشد. چون افراد طبق قاعده مالکیت، در مورد اموال خود حق هرگونه تصرف و استفاده را دارند و حتی می توانند اموال خود را به  هر نحوی از بین ببرند یا ناقص و خراب کنند. بنابراین، اگر فردی به اموال و دارایی خودش آسیب برساند، چنین عملی جرم نیست. تخریب و سوزاندن زمانی مصداق پیدا می کند که تخریب کننده یک شخص باشد و اموال متعلق به شخص دیگری باشد. این شخص دیگر می تواند شخص حقیقی مثل یک فرد باشد یا شخص حقوقی مثل دولت یا شرکت و … باشد.ج) عنصر معنوی:علاوه بر سوءنیت عام یعنی قصد تخریب یا سوزاندن، تخریب کننده باید سوءنیت خاص را نیز یعنی قصد اینکه مال دیگری تخریب یا سوزانده شود، داشته باشد. همچنین، در برخی از انواع این جرم، انگیزه را نیز موثر در جرم دانسته اند.برای مثالتبصره ۱ ماده ۶۷۵ مقرر داشته:«اعمال فوق در این فصل(تخریب و احراق) درصورتی که به قصد مقابله با حکومت اسلامی باشد مجازات محارب را خواهد داشت.»بنابراین، اگر چنین انگیزه ای را تخریب کننده داشته باشد، باعث می شود که مجازاتش بیشتر شود.یعنی گرچه اصولا انگیزه تاثیری در مجازات ندارد اما در اینجا به طور خاص، انگیزه باعث شدیدتر شدن مجازات می شود.

فرآیند رسیدگی

تخریب و احراق از جمله جرائم کیفری است. فرآیند رسیدگی به جرایم کیفری از مراحل طولانی و هزینه بری برخوردار است. هر شکایت کیفری که مطرح می شود ابتدا باید مرحله تحقیقات مقدماتی را نزد بازپرس دردادسرا بگذراند. پس از بررسی مدارک اولیه توسط بازپرس که در این راه ممکن است از آگاهی یا کلانتری –بسته به اهمیت موضوع- کمک گرفته شود، ممکن است قرار بازداشت موقت تا صدور حکم برای متهم به تخریب یا احراق صادر شود. سپس، پرونده به دادسرا ارسال می شود. رسیدگی و برگزاری جلسه برای شنیدن اظهارات و دفاعیات طرفین و استفاده از شهادت شهود توسط دادستان انجام می شود. مرحله آخرنیز دادگاه می باشد.

جرم تخریب و احراق در صورت طرح در دادگاه، طرفین دعوا هر دو باید اقدام به اخذ وکیل نمایند. برای پرونده های کیفری، اخذ وکیل الزامی است که در  صورتی که متهم تمکن مالی نداشته باشد،دادگاه برای او وکیل تسخیری استخدام می کند.وکیل تخریب و احراق ، ضمن سریع تر کردن جریان رسیدگی به پرونده، می تواند به جای موکلخود در تمامی مراحل قضایی حضور داشته باشد و هزینه های کمتری بر موکل بار خواهد شد.

 رسیدگی در دادسرا:

این شکایت پس از ثبت شکواییه توسط شاکی، توسط معاونت ارجاع به یکی از شعب بازپرسی دادسرا ارسال می شود.دفتردار پس از وصول شکواییه آن را ثبت و پرونده را نزد بازپرس پرونده ارسال می کند.بازپرس پرونده نیز پس از بررسی محتویات شکایت طرح شده، دستور احضار دو طرف دعوای کیفری را به دفتردار خود می دهد.در ادامه احضاریه توسط مدیر دفتر شعبه بازپرسی تنظیم و برای دو طرف ارسال می شود.هر دو طرف دعوای کیفری، روز رسیدگی در شعبه بازپرسی حضور می یابند و شاکی پرونده شکایت مندرج در شکواییه خود را دوباره مطرح می کند. در مقابل، متهم نیز ارتکاب جرم تخریب یا احراق را از سوی خودنسبت به شاکی پرونده انکار می کند؛ اما شاکی دعوا شواهد یا مدارکی را برای اثبات موضوع مجرمانه در  جلسه رسیدگی دادسرا حاضر می کند.متهم پرونده نیز در دفاع ممکن است ایراداتی را به شاهد وارد کندکه در این صورت دادگاه باید به این ایرادات رسیدگی نماید.

رسیدگی در دادگاه:

ممکن است شاکی پرونده از قرار صادره به دادگاه کیفری شکایت می کند. با ارسال پرونده به مجتمع قضایی،پرونده از سوی  معاونت ارجاع به یکی از شعب دادگاه های کیفری ارسال می شود. قاضی دادگاه کیفری نیز پرونده را مطالعه می کند و دستور  تعیین وقت جلسه رسیدگی می دهد.زمان رسیدگی به شاکیو متهم در قالب یک اخطاریه ارسال می شود.در روز جلسه رسیدگی ، شاکی و متهم در جلسه رسیدگی دادگاه حاضر می شوند.شاکی، دلایل خود را ارئه می کند و در قابل متهم نیز دفاعیات خود را اظهار می دارد.قاضی ضمن شنیدن به اظهارات دو طرف و بررسی مدارک و دفاعیات دو طرف تصمیم لازم  را می گیرد.اینکه مدارکی که شاکی ارائه می کند تا چه اندازه معتبر باشد، به رای و نظر قاضی بستگی دارد در نهایت، ممکن است قاضی قرار صادره در دادسرا را استوار بداند یا اینکه آن را رد نماید.

 مجازات:

در مواد ۶۷۶ و ۶۷۷ قانون مجازات اسلامی در مورد مجازات تخریب و احراق آمده است:«هرکس سایر اشیاء منقول متعلق به دیگری را آتش بزند، به حبس از ۶ ماه تا ۳ سال محکوم خواهد شد.» و «هرکس عمدا اشیاء منقول یاغیرمنقول متعلق به دیگری را تخریب نماید یا به هرنحو کلا یا بعضا تلف نماید و یا از کار اندازد، به حبس از ۶ ماه تا ۳ سال محکوم خواهد شد.»

۱- جرم تخریب و احتراق چیست؟

۲- چه ارکان  و عناصری دارد؟

۳- مجازات خراب کردن و سوزاندن چیست؟

۴- یکی از دوستانم خانه اش به عمد سوزانده شده است.

آیا می تواند از مقصر شکایت کند؟

۵- فرآیند رسیدگی به دعوای تخریب و تحریق چیست؟

۶- انواع جرم تخریب کدامند؟

۷- مستندات قانون جرم تخریب و احراق چیست؟

چگونگی مطالبه سرقفلی | معرفی وکیل خبره

 اجاره یعنی اینکه برای مدتی، مال هرچه که باشد در اختیار مستاجر قرار می گیرد و در مقابلش مزدی را به صاحب مال می دهد.فردی که مال را در اجاره خود دارد مستاجر و صاحب مال موجر نام دارد.چون اجاره از عقودی استکه در جوامع و دوره های مختلف نیازهای مردم را حل می کند، در همه جوامع به رسمیت شناخته شده و برای آن قواعدی درنظر گرفته شده است چون تنظیم روابط بین مستاجر و موجر و ایجاد تعادل بین آن‌ها امری دشوار و نیازمند قواعد جدی است تا حقوق و تکالیف هر کدام از  آن ها به دقت مشخص شود. یکی از حقوقی که برای مستاجر درنظر گرفته شده، حق سرقفلی است.

حق سرقفلی:

سرقفلی حقی است معنوی که تاجر برای تقدم در اجاره ی محل و ادامه ی تجارت درمحل کار خود دارد. و جزء اموال غیرمنقول تبعی است.

حق سرقفلی در شرکت:

سرقفلی دارایی نامشهودی که درنتیجه اکتساب یک شرکت توسط شرکت دیگر به قیمتی بیشتر از ارزش واقعی ایجاد شده است. ارزش برند شرکت، مشتریان وفادار زیاد، روابط خوب با مشتریان، روابط خوب با کارکنان و هر نوع اختراع،حق کپی‌ رایت یا تکنولوژی اختصاصی، نشان‌دهنده سرقفلی است.سرقفلی به‌عنوان دارایی نامشهود در نظر گرفته می‌شود زیرا یک دارایی فیزیکی مثل ساختمان یا تجهیزات نیست. حساب سرقفلی در ترازنامه، در بخش دارایی‌ های شرکت ، منعکس می‌شود.

تعریف دعوای حق سرقفلی:

در قانون روابط موجر و مستاجر سال ۷۶ برای اولین بار حق سرقفلی مطرح گردید که در آن ابتدای انعقاد عقد اجاره مستاجرمبلغی را به عنوان حق سرقفلی به مالک می پردازد که باید با پایان یافتن مدت اجاره در صورتی که خواهان تخلیه ملک خوداست، مبلغی را برای جبران حق سرقفلی به مستاجر بپردازد. چنانچه مالک برنگرداند، مستاجر می تواند علیه او دعوای حقوقی سرقفلی مطرح نماید و آن را از موجر مطالبه نماید. درواقع، این دعوا زمانی پدید می‌آید که موجر یاهمان اجاره دهنده ملک زودتر از زمانی که با مستاجر خود قرارداد بسته بود به او دستور تخلیه ملک را بدهد.  در این زمان مستاجر می‌تواندبا مراجعه به دادگاه و تنظیم شکایتی مبتنی بر اینکه اجاره دهنده ملک زودتر از زمان تعیین شده درخواست تخلیه داده است، مبلغ سرقفلی را مطالبه نماید.

شرایط حق سرقفلی :

۱- حق سرقفلی نیازمند تراضی مالک و مستاجر است، اگر توافقی نباشد هنگام تخلیه مستاجر نمی تواند حق سرقفلی رامطالبه نماید. این تراضی به سه شکل است:– مستأجر ابتدائا مبلغی را با عنوان سرقفلی به مالک بپردازد – توافق کنندکه مالک ملک تجاری خود را هرساله با قیمت متعارف به همین مستاجر و نه کس دیگه ای اجاره بدهد-اجاره بها را در مدتی که مستاجر ملک را در اختیار دارد، افزایش ندهد و درخواست تخلیه ملک را نکند۲- کاربری ملک باید تجاری باشد.۳- قرارداد منعقد شده باید اجاره باشد، بنابراین، حق سرقفلی در عقود دیگری مثل فروش، صلح و … وجود ندارد.

رویه دادگاه ها در مورد مطالبه حق سرقفلی پیچیده می باشد؛ به طوری که استفاده از تجربه و تخصص وکیل می تواند در زمان کوتاه تری، سرقفلی را از مالک به نفع مستاجر اخذ کند.

۴- مبلغ پراخت شده باید عنوان سرقفلی داشته باشد. بنابراین، سایر عناوین مثل ودیعه و … باعث ایجاد حق برای مستاجر نمی شود.۵- تخلیه باید قبل از موعد باشد یعنی هنوز از مهلت قرارداد اجاره باقی مانده که مالک درخواست تخلیه ملک را می کند.۶- مستاجر در این مدت حق این را ندارد که مغازه شخص را به دیگری واگذار نماید.

ویژگی ها حق سرقفلی :

۱- حق سرقفلی در سال ۷۶ پیش بینی شد. بنابراین، قراردادهای اجاره‌ی قبل از دوم مهرماه ۱۳۷۶ مشمول این قانون نشده و مستاجر دارای حق سرقفلی نمی باشد.۲- حق سرقفلی باید با رضایت طرفین باشد،در حالی که حق کسب و پیشه و تجارت که در قانون روابط موجر و مستاجر سال ۱۳۵۶ پیشبینی شده بود، حالت اجباری داشت که باید به مستاجر پرداخت می شد.۳- در زمان تخلیه ملک تجاری مستاجری که حق سرقفلی پرداخت کرده است، می‌تواند به قیمت عادلانه و مطابق روز حق سرقفلی را از اجاره دهنده طلب کند.۴- «سرقفلی» بر خلاف حق کسب و پیشه و تجارت به صورت خودکار قرارداد اجاره را تمدید نمی‌کند. بنابراین بعد از اتمام مدت قرارداد در صورتی که مستأجر با مالک به توافق نرسد، باید ملک را تخلیه کند.۵- چه ضمن سند رسمی چه ضمن سند عادی اگر به حق سرقفلی اشاره شود، معتبر است.۶- سرقفلی اگر با سند رسمی منتقل شده باشد قابل توقیف است پس طلبکاران شخص صاحب سرقفلی می توانند با توقیف و فروش آن به مبلغ طلب خود دست یابند ولی اگر ضمن سند عادی منتقل شده باشد این ویژگی را ندارد.

فرآیند رسیدگی:

پس از تنظیم دادخواست مطالبه سرقفلی، در تهران و مراکز استان ها با مراجعه به یکی از دفاتر خدمات الکترونیک قضایی و در سایر شهرها، به دفاتر دادگاه های عمومی حقوقی، نسبت به ثبت دادخواست اقدام می نماییم.پس از ثبت دادخواست در دفتر دادگاه، دستور تعیین وقت رسیدگی در صورت تکمیل بودن دادخواست توسط ریاست دادگاه صادر می شود. با رسیدن وقت رسیدگی و حضور طرفین و استماع اظهارات طرفین و مطالعه لایحه قانونی آن ها دادگاه در صورت اعلام ختم رسیدگی پس از جلسه اقدام به صدور رای می نماید. در صورتی که خوانده در نشانی اعلامی شناخته نشود و یا خواهان امکان اعلام نشانی خوانده را نداشته باشد، درخواست دعوت خوانده از طریق نشر آگهی می نماید و با پرداخت هزینه نشر آگهی و ابلاغ وقت رسیدگی، وقت رسیدگی از طریق یکی از  روزنامه های کثیر الانتشار، ابلاغ می گردد. در این صورت زمانی که دادگاه حکم را صادر کرده و به اجاره دهنده ملک دستور پرداخت مبلغ سرقفلی را داده باشد، موجر تنها۱۰ روز فرصت دارد تا مبلغ سرقفلی را پرداخت کند. اگر به هر دلیلی این کار را انجام ندهد مستاجر این حق را دارد که اقدام به توقیف اموال موجر برای بازپس‌گیری طلب خود کند.

معیارهای تعیین مبلغ سرقفلی:

بر اساس قانون، مبلغ سرقفلی یا حق کسب از طرف دادگاه با توجه به موارد زیر تعیین می‌شود:۱- موقعیت و مرغوبیت محل کسب یا تجارت۲- شرایط و کیفیت اجاره از لحاظ مزایایی که در اجاره‌نامه برای مالک یا مستاجر لحاظ شده است.۳- طول مدت اشتغال مستاجر به کسب و کار در محل اجاره و حسن شهرت او که در معروفیت محل اثر داشته است.

۱- سرقفلی چیست؟

۲- دعوای حق سرقفلی چه معنایی دارد؟

۳- برای گرفتن حق سرقفلیم چیکار باید بکنم؟

۴- فرایند رسیدگی به دعوای حق سرقفلی چیست؟

۵- حق سرقفلی چه ویژگی هایی دارد؟

۶- داشتن حق سرقفلی چه شرایطی دارد؟

گرفتن نفقه زوجه در عده وفات

 

گرفتن نفقه زوجه در عده وفات

پرداخت نفقه زوجه از وظایف شوهر با شروع زندگی مشترک می باشد. این نفقه هم شامل نفقه زن و هم  شامل نفقه بچه ها می شود. از حقوقی که زن در زندگی مشترک دارد، این است که مخارجش توسط شوهرش تامین شود.حتی اگر زن شاغل باشد،ضمن اینکه استقلال مالی وی پذیرفته شده و حقوق او برای خودش است و  کماکان مرد وظیفه ی پرداخت نفقه را برعهده دارد .این مسئله آنقدر اهمیت دارد که در صورتی که مردی شش ماه نفقه یه مسرش را پرداخت نکند، علاوه بر این که به  پرداخت نفقه محکوم می‌شود، وجه کیفری نیز دارد و به حبس محکوم می شود. پس، این وظیفه برای شوهر از وظایفی است که نه تنها ضمانت اجرای حقوقی دارد بلکه وجه کیفری نیز برای آن در قانون درنظرگرفته شده است.

تعریف نفقه:

ماده ۱۱۰۶ قانون مدنی به صراحت پرداخت نفقه در ازدواج دائم را برعهده شوهر قرار داده است و در ماده ۱۱۰۷ آنرا تعریف  کرده است.ماده ۱۱۰۷ بیان می‌کند:«نفقه عبارت است از همه ی نیازهای متعارف و متناسب با وضع زن ازقبیل مسکن، البسه، غذا،اثاث خانه و هزینه های درمانی و بهداشتی و خادم در صورت عادت یا احتیاج به واسطه ی نقصان یا مرض.» بنابرین، در تعیین نفقه هم نیازهای متعارف و هم وضعیت زن باید درنظر گرفته شود.چون مطابق باشان و وضعیت، عرف متفاوت خواهدبود. برای مثال نیازهای یک زن روستایی با کسی که در لندن زندگی می کند، متفاوت است و عرفهم قضاوت های مختلفی در این باره دارد.

تعریف عده وفات:

عده یعنی مدتی را که زن باید بگذراند وقتی که از شوهر جدا می شود. این جدا شدن یا به صورت طلاق است و یا وفات. در مدت عده زن نمی تواند با مرد دیگری ازدواج کند.وقتی که شوهر فوت بکند، زن باید مدتی را عده نگه دارد. این عده هم به خاطر احترام به متوفی ست و هم به خاطر اینکه چنانچه زن باردار باشد، در این زمان مشخص شود. اگر زن عده نگه ندارد و حامله باشد اما متوجه نشود، ازدواج مجدد وی باعث اختلاط نسب می شود.

وکلای متخصص خانواده سامانه تخصصی وکیل نوین ، در هر پرونده ای تجربه و آشنایی کافی با جزئیات و سریع تر طی شدن فرآیند رسیدگی دارند.

مدت عده وفات

عدّه وفات چهار ماه و ده روز است، مگر اینکه زن حامله باشد که در این صورت عدّه وفات تا موقع وضع حمل است (مشروط براینکه فاصله بین فوت شوهر و زایمان از چهار ماه و ده روز بیشتر باشد. والا مدت عدّه همان چهار ماه و ده روز خواهد بود.)

نفقه در عده وفات

ماده ۱۱۱۰قانون مدنی قدیم بیان می‌کرد: «در عدّه وفات، زن حق نفقه ندارد.»این ماده کلی بود و شامل زن حامله می شد یعنی زن حامله نیز در مدت حمل یا عدّه وفات شوهر،مستحق نفقه نبود. اما، این ماده در سال ۱۳۸۱ اصلاح شد که بیان می کند:«درایام عدّه وفات، مخارج زندگی زوجه عندالمطالبه از اموال اقاربی که پرداخت نفقه به عهده آنان است (در صورت عدم پرداخت) تأمین می‌گردد.»بنابراین، در صورتی که نفقه زن پرداخت نشود، وی می تواند نفقه خود را از خویشانی که نفقه برعهده آن‌هاست دریافت کند.یعنی زن نفقه ۴ ماه و ۱۰ روز خود را اگر پرداخت نشود می تواند مطالبه کند و در صورتی که حامله باشدتا زمانی که زایمان کند، نفقه اش قابل مطالبه است.  پس، این ماده شامل زنان حامله ای که شوهر آن‌ها فوت کرده،نیز می شود.البته برخی  معتقدند که این نفقه برای جنین است که مادر در شکم خود دارد و متعلق به خود زن نیست.

شرایط:

برای این که زن در عده نفقه دریافت نماید باید شرایطی باشد، از جمله:زن در عده ی وفات باشد. چنانچه ۴ ماه و ۱۰ روز پایان یافته باشد و یا اگر حامله است زایمان کرده باشد، مطالبه نفقه برای او مکان پذیر نیست.زن نفقه اش را مطالبه کرده باشد یعنی باید درخواست دریافت نفقه کند.بنابراین، برخلاف شوهر،پرداخت نفقه وظیفه ی خویشان نیست و تنها زمانی پرداخت می شود که زن آن را بخواهد.به همین خاطر، این نفقه عندالمطالبه  می باشدیعنی به محض این که زن درخواست کند،باید پرداخت شود .در صورت عدم پرداخت، مخارج زندگی از اموال خویشاوندانی که پرداخت نفقه به عهده آنان است، پرداخت می شود.بنابراین، اگرمخارج زندگی زوجه به هر نحوی پرداخت شود، دیگر نمی تواند آن را از اموال خویشان مطالبه کند.

فرآیند رسیدگی:

اگر زن بخواهد علیه شوهرش درخواست نفقه بدهد، هم شکایت حقوقی و هم شکایت کیفری می تواندانجام دهد چون وظیفه ی شوهر است. اما در مورد نفقه پس از وفات گفتیم که وظیفه ی خویشان نیست و باید مطالبه از طرف زن صورت بگیرد. بنابراین،شکایت کیفری علیه آن‌ها نمی توان انجام داد و فقط باید  دادخواست حقوقی داد.  بنابراین ،فرآیند دادخواست حقوقی انجام می شود به این صورت که پس از ثبت دادخواست و ابلاغ آن به طرفین، جلسه دادرسی آغازمی شود.برای این‌که آن خویشاوندی که پرداخت نفقه به عهده ی اوست، نیز از این شکایت مطلع شود، بایدنشانی دقیقی از محل سکونت فعلی وی به دادگاه ارائه شود تا برایش اخطاریه جهت حضور در دادگاه ارسال شود.با تشکیل جلسه، قاضی به اظهارات زن رسیدگی می کند و شرایطی که باید موجود باشد مثل اینکه زن در عده باشد و …را بررسی می کند و از آنجایی که نفقه در زمان  عده وفات به روز است یعنی زن نمی تواند نفقه روزهایی که گذشته است را دریافت کند و از زمانی که شکایت مطرح کند،از همان روز به بعد برایش نفقه تعیین می شود،دادخواست اعسارخویشاوندی که باید نفقه را بپردازد، مطرح نیست. این از تفاوت های نفقه ای که باید شوهر بپردازدبا نفقه زوجه پس از وفات شوهر است.زن در ایام زناشویی می تواند نفقه معوقه یعنی نفقه ای گذشته است را نیزمطالبه کند و چون مبلغ آن زیاد می شود شوهر می تواند دادخواست اعسار بدهد اما در اینجا چون نفقه به روزاست و در مورد نفقه معوقه زن حقی ندارد، دادخواست اعسارنیز مطرح نمی باشد. بنابراین، دادگاه با توجه به هزینه ها و اوضاع و احوال زن میزان نفقه را تعیین و خویشاوندان را محکوم به پرداخت آن می کند.

۱- نفقه چیست؟

۲- عده وفات یعنی چه؟

۳- من شوهرم فوت کرده و در حال عده هستم. می توانم نفقه دریافت کنم؟

۴- نفقه زن در هنگام عده وفات زوج برعهده چه کسی یا چه کسانی است؟

۵- چطور می توانم نفقه ام را پس از فوت شوهرم و در هنگام عده مطالبه کنم ؟

و چه فرآیندی باید طی شود؟

۶- عده وفات چند روز است؟

چگونگی اثبات و دریافت اجرت المثل

 مسائل مربوط به خانواده همواره از دشوارترین مسائل بوده است چرا که از یک طرف ایجاد تعادل میان زن و شوهر و از طرف دیگر اثبات مشکلات زناشویی کاری دشوار می باشد.تامین حقوق مالی زوجه چه در ایام ازدواج –اعم ازدائم و موقت- و چه در پس از طلاق در دستور کار قوانین ایران قرار گرفته است چون فرض بر این است که زوجه ازنظر مالی وابسته به زوج می باشد حتی اگر زوجه شاغل باشد- یکی از این موارد، اجرت المثل کارهایی است که زن در منزل شوهر انجام می دهد. کارهایی  که زن در منزل انجام می دهد مانند پخت و پز، ظرف شستن، شست وشوی لباس ها و حتی شیردادن به بچه یا بچه ها و … از جمله کارهایی ست که در مقابل آن می تواند از شوهر اجرت دریافت کند. این مورد در قانون پیش بینی شده و چنین دعوایی قابل طرح در دادگاه است. در اسلام، اولا عمل (کار) هر شخصی محترم شناخته شده، البته عملی که مورد تایید عقل باشد محترم است و دوما برای هر عملی که از شخصی صادر می‌شود ،عقل و عرف در مقابل آن اجرت و مزدی قائل هستند.اسلام هم این نگاه عرف را محترم شمارده و تایید می‌ کند.باید ذکر کرد که کارهای منزل متفاوت از تمکین عام است،

تمکیل عام

یعنی اینکه زن بدون اجازه شوهر نمی‌تواند از خانه خارج شود یا ادامه تحصیل بدهد یا اشتغال مخالف مصالح و حیثیت خانوادگی داشته باشد. بنابراین، شامل خانه داری نمی شود و کارهایی که زن در منزل انجام می دهد،شرعا و قانونا جز وظایف او نمی ‌باشد.

تعریف اجرت المثل:

اجرت المثل در مقابل اجرت المسمی قرار دارد. اجرت المسمی زمانی به کار می رود که طرفین در مورد هزینه ها توافق کرده باشند و مبلغ مشخصی را تعیین کرده باشند.اما اجرت المثل زمانی است که توافقی در این باره نباشد لذا دادگاه با توجه به شرایط مشابه مبلغ را تعیین می کند.  در مورد کارهای منزل نیز وضع به همین منوال است، از آنجایی که زن و شوهر معمولا در ابتدای ازدواج توافقی در این مورد نمی کنند، پس از دادخواست مطالبه وجه توسط زن، دادگاه شرایط  مشابه را بررسی می کند و به مسائلی مثل اینکه کار انجام شده چه می باشد و در پرونده های دیگر چه مقدار اجرت برای مثل این کارها تعیین کرده اند (امور خانه داری)، توجه می کند. سپس، اجرت را تعیین می کند. همان طور که از نام اجرت المثل برمی آید، یعنی اجرتی که در شرایط مشابه تعیین می شود و وقتی که طرفین توافقی در این باره نداشته باشند.

تعریف دعوای مطالبه اجرت المثل کارهای منزل:

اگر زن و شوهر بخواهند برای انجام امور عادی منزل از قبیل پخت و پز و شست و شو فردی را استخدام کنند این مساله  نیز مشمول هزینه است. چنین مواردی جزء وظایفی نیست که به عهده زن باشد، اما ممکن است همسر او از وی تقاضا کند  انجام چنین اموری را در منزل به عهده بگیرد.در چنین شرایطی اگر زمانی زن اجرت‌المثل خود را مطالبه کند، این موضوع کارشناسی و دستمزد این موارد محاسبه می‌شود. بنابراین، اگر زن در مدت ایام زناشویی کارهایی را در منزل شوهر، بدون قصد تبرع (باقصد انجام کاری به صورت رایگان) و به دستور شوهر انجام دهد می تواند از طریق طرح دعوی مطالبه اجرت المثل در دادگاه خانواده، دستمزد مدتی که با دو شرط فوق کار انجام داده است را مطالبه کند.شرایط:۱- اگر ضمن عقد نکاح در مورد انجام کارهای منزل توسط زن شرطی گذاشته شود، مثل آنکه ضمن عقد نکاح برای انجام  کارهای منزل اجرتی مشخص شود، نوبتی به اجرت المثل نمی رسد. به چنین اجرت توافق شده‌ای، اجرت المسمی گفته می شود.۲- در صورتی که زن کارهای منزل را به قصد تَبَرُّع (رضای خدا) انجام دهد، مستحق اجرت المثل نخواهد بود. تبرع یعنی مجانی، یعنی زن قصد اینکه در قبال کارهای منزل وجه دریافت کند، را نداشته باشد.۳- در زمان طلاق اجرت المثل در صورتی به زن تعلق می گیرد که دادخواست طلاق از طرف زن نباشد و اگر مرد دادخواست طلاق داده باشد، علت طلاق نافرمانی و سوء رفتار زن نباشد.۴- کار زن در منزل به دستور مرد انجام شده باشد یعنی جزء وظایف شرعی یا عرفی و قانونی زن نباشد. 

انواع مطالبه اجرت المثل:

مطالبه اجرت المثل از جمله دادخواست هایی است که زن می تواند آن را هم قبل از طلاق و هم در هنگام طلاق درخواست  کند. بنابراین ،در زیر هرکدام را بررسی خواهیم کرد اما از نظر فرآیند رسیدگی تفاوتی میان آن‌ها وجود ندارد.

۱- مطالبه اجرت المثل قبل از طلاق:

با الحاق یک تبصره به ماده۳۳۶ قانون مدنی در سال ۱۳۸۵، توسط مجمع تشخیص مصلحت نظام مقررشد چنانچه زن، اموری  در منزل شوهر انجام داده باشد که مانند تمکین خاص و تمکین عام از وظایف شرعی وی نبوده ، و انجام این کارها بنا به خواست و دستور زوج انجام شده باشد،درصورت اثبات این موضوع در دادگاه خانواده، دادگاه اجرت المثل کارهای انجام شده توسط زن را محاسبه نموده و حکم به محکومیت شوهر به پرداخت اجرت المثل صادر می کند.علاوه بر دریافت اجرت المثل قبل از طلاق ، با تعیین داور هنگام عقد ازدواج نیز می توان برای دریافت اجرت المثل به وی مراجعه کرد. درصورت تعیین داور و تراضی بر  داوری شخص ثالث  هنگام عقد ازدواج ، داور می تواند درصورت بروز اختلاف به درخواست یکی از طرفین ، رای خود را صادر نماید. همچنین ، طرفین عقد ازدواج می توانند مطالبه اجرت المثل قبل از طلاق را با رضایت، بر اساس مبلغی تعیین نموده و یا زوجه  حق مطالبه اجرت المثل قبل از طلاق و یا بعد از طلاق و حین زندگی مشترک را از خود سلب و ساقط نماید.

۲- مطالبه اجرت المثل در حین طلاق:

در هنگام طلاق توافقی، معمولا درباره اجرت المثل و کلیه حقوق مالی زوجه، توافقات انجام و اعلام می شود. در صورتی که طلاق توافقی نباشد، دادگاه، معمولا تکلیف حقوق مالی زوجه را درصورت جلسه و رای صادره تعیین می کند اما اگر طرفین توافق کنند  که مطالبه اجرت المثل قبل از طلاق نباشد و مرد، اجرت المثل را بعد از طلاق بپردازد،در این حالت امکان مطالبه اجرت المثل بعد  از طلاق با توجه به توافق طرفین وجود دارد.

فرآیند رسیدگی:

در ابتدا باید بررسی نمود که میزان اجرت المثلی که زن درخواست نموده چقدر می باشد.اگر زیر ۲۰ میلیون تومان باشد در  صلاحیت شورای حل اختلاف و اگر بالای ۲۰ میلیون باشد، در صلاحیت دادگاه خانواده است.

ثبت دادخواست :

زن چه قبل از طلاق و چه هنگام طلاق می تواند دادخواست مطالبه اجرت المثل را از طریق دفاتر خدمات الکرونیک قضایی ثبت  کند. و چنانچه دفاتر خدمات قضایی وجود نداشته باشد، مستقیما بهدادگاه خانواده و یا شورای حل اختلاف مراجعه کرده و دادخواست خود را ارائه کند.

رسیدگی دادگاه یا شورا:

دادگاه خانواده یا شورای حل اختلاف پس از ثبت پرونده با تعیین وقت رسیدگی به طرفین ابلاغ می نماید تا در موعد مقرر در دادگاه حاضرشده و نسبت به ادای توضیح اقدام نمایند. اگر طرفین بر مبلغ اجرت المثل توافق داشته باشند، می توان گزارش  اصلاحی صادر نمود.در غیر این صورت معمولا جهت تعیین مبلغ اجرت المثل ایام زناشویی پرونده به کارشناس رسمی  دادگستری ارجاع می شود. پس ازوصول نظریه کارشناسی درصورتی که طرفین به نظریه کارشناسی معترض  نباشند رای صادر می شود. در صورت اعتراض به نظریه کارشناسی ، برای بررسی اعتراض به هئیت سه نفره ارجاع می شود.

نحوه اثبات:

باید شرایط مطالبه اجرت المثل موجود باشد. همچنین، اثبات اینکه زن تبرع داشته است یعنی  می خواسته کارهای منزل را مجانا  انجام دهد و در این باره انتظار مزدی نداشته است، برعهده شوهر می باشد؛ چون چنین حقی برای زن به عنوان اصل درنظر گرفته شده است، یعنی اصل این است که:اولا) وقتی پرداختی به شخصی انجام می شود، شخص قصد تبرع نداشته یعنی پرداخت را  مجانا انجام نداده (ماده ۲۶۵ قانون مدنی)ثانیا) در حقوق ایران که برگرفت از اسلام است، هرکس کاری انجام بدهد که عرفا  برای آن کار مزدی وجود داشته باشد، مستحق آن مزد می باشد. بنابراین، از آنجایی که برای کارهایی که زن در منزل شوهر انجام می دهد، علاوه بر عرفا،  قانونا هم اجرت و مزد وجود داشته است و فرض براین است که زن این کارها را مجانی انجام نداده، اثبات اینکه زن قصد تبرع اشته، برعهده شوهر می باشد.

رسیدگی کارشناس:

اگر زن و شوهر بر میزان مبلغ توافق نداشته باشند، قرار کارشناسی توسط دادگاه خانواده یا شورای حل اختلاف صادر می شود.  کارشناس باید رسیدگی کند و سپس، به دادگاه یا شورا نظر خود را بیان کند.کارشناس در بررسی و تعیین میزان اجرت المثل موارد زیر را در نظر می گیرد.

عوامل موثر در تعیین میزان اجرت المثل توسط کارشناس:

– زنانی که در خارج از منزل اشتغال دارند کمتر از زنان خانه دار اجرت المثل می گیرند چون مسلما به میزان کمتری به امور خانه داری رسیدگی می کنند.– میزان تحصیلات زن– جایگاه اجتماعی و شئون زن– شغل پدر زن– محل زندگی او در زمان تجرد و اینکه آیا در منزل پدر، مستخدم داشته اند یا خیر؟– میزان تحصیلات قبل و بعد از ازدواج– تعداد فرزندان و جنسیت آنان. مسلما زنانی که فرزندان آن‌ها پسر هستند، اجرت المثل بیشتری دریافت می کنند چون اصولا پسرها در کارهای منزل کمک نمی کنند.– تعداد سال های زندگی مشترک

وکلای خانواده در سامانه تخصصی وکیل نوین ،با داشتن تجربه و تخصص ، مناسب ترین مشاوره و عملکرد را در رابطه با پرونده شما خواهند داشت.

۱- اجرت المثل چیست؟

۲- دعوای مطالبه اجرت المثل یعنی چه؟

۳- آیا می توانم هزینه کارهایی را که در منزل شوهرم انجام داده ام، بگیرم؟

با چه شریطی؟

۴- فرآیند رسیدگی به دعوای مطالبه اجرت المثل چیست؟

۵- برای اثبات اینکه در منزل شوهرم کارهایی انجام داده ام و الان هزینه اش را می خواهم، چه مدارکی لازم است؟

فروش مال مشاع | وکیل ملک

 مال مشاع معمولا درمورد املاک مورد استفاده قرار می گیرد. اموال بر دو نوعند:۱-مال منقول۲-مال غیر متقولمال منقول : مالی است که قابل جابجایی باشد و این جا به جایی خسارتی به مال وارد نکند.مال غیر منقول: مالی که قابل جابجایی نیست و در صورتی که جا بجا شود خسارت زیادی می بیند.

مال مشاع

مال مشاع مالی است که بین چند نفر مشترک باشد به طوری که هر شریک نسبت به تمام آن مال حق مالکیت دارند.

نحوه فروش مال مشاعی

فروختن مال مشاعی نسبت به مالی که یک مالک دارد کار بسیار دشواری است چون معمولا شرکا در فروش مال اختلافهایی با هم دارند و همچنین معمولا مال مشاعی از مالی که یک مالک دارد ارزانتر است. برای فروختن مال مشاعی اگر شریکی بخواهد فقط سهم خودش را بفروشد نیازی به رضایت بقیه شریکها نخواهد بود . افرادی که در مال مشاع شریک هستند هر زمانی که بخواهند میتوانند درخواست تقسیم مال مشاع را بدهد مگر در مواردی که تقسیم آن امکانپذیر نباشد . چنانچه یکی از شرکا برای گرفتن دستورفروش ملک مشاعی اقدام نماید دادگاه دستور فروش ملک را صادر میکند و این حکم قابل اعتراض نیست و قطعی می باشد.

افراز در مال مشاعی

در تعریف افراز میتوان اینگونه بیان نمود که افراز عبارتست از جدا کردن سهم مشاع شرکا از هم به عبارت دیگر در تقسیم مال  غیر منقول مشاع بین شرکا نسبت به سهم آنها.

چگونگی دعوی افراز

دعوی افراز به وسیله ی یک یا چند مالک مشاعی علیه یک یا چند مالک مشاعی دیگر به عمل می آید همه  مالکین مشاعی باید به صورت خواهان یا خوانده در دعوی دخالت داشته باشند و در جریان عملیات اجرایی  قرار گیرند.

مرجع صالح برای افراز ملک مشاع

افراز ملک مشاعی که جریان ثبتی آن تمام شده چه در دفتر املاک ثبت شده باشد یا نه در صورتی که مورد تقاضای یک یا چند نفر از شرکا باشد با واحد ثبتی که به محل وقوع مال نزدیک تر است می باشد.واحد ثبتی با رعایت قوانین و مقررات مربوط به املاک ملک مورد تقاضا را تقسیم میکند.تنظیم تقسیم نامه پس از تفکیک بین مالکان مشاعی برای دستیابی به سهم شرکا ضروری است.

تعریف تفکیک

تفکیک در لغت به معنای جزء جزء کردن است و در اصطلاح حقوقی عبارتست از تجزیه کردن مال غیر منقول به قسمتهای کوچکتر.

تفاوت افراز و تفکیک

افراز و تفکیک به طرق مختلف با هم تفاوت دارند که بعضی از آنها عبارتنداز:الف)ملک تنها با وجود یک مالک هم قابل تفکیک است ولی در افراز باید حتما باید بیشتر از یک مالک وجود داشته باشد.ب)تفکیک باید با رضایت مالکان مشاع باشد ولی افراز حتی در صورت اختلاف هم انجام میشد  ممکن است بین مالکین  اختلافی پیش آید و تقاضای افر از ملک را نمایند.ج)در تفکیک صورتجلسه ی تفکیک تنظیم میشود اما افراز هم در اداره ثبت و هم در دادگاه قابل پیگیری است.د) در تفکیک صورت جلسه تنظیم میشود ولی در افراز رای صادر میشود.

فروش مال غیر در اموال مشاع

انتقال هر مالی شرایط خاصی دارد که یکی از آنها رضایت طرفین در معامله است چنانچه معامله ای بدون رضایت یکی از طرفین انجام شود اصل صحت معامله را رعایت نکرده اند که این مسئله باعث باطل شدن معامله شده و مجازات کیفری در پی دارد.

دادگاه صالح برای رسیدگی به تقسیم مال مشاعی

مرجع صالح به رسیدگی افراز مال مشاعی در حال حاضر دو مرجع می باشد :۱-واحد ثبتی که در محل مال غیر منقول وجود دارد.۲-دادگاه عمومی که در محل مال غیر منقول وجود دارد.بر اساس ماده یک قانون افراز فروش مال مشاعی سال۵۷(افراز مال مشاعی که جریان ثبتی آن به پایان رسیده باشد خواه در دفتر املاک ثبت شده باشد خواه ثبت نشده باشد اگر از طرف شرکا درخواست شده باشد با واحد ثبتی خواهد بود که نزدیک به محل وقوع مال مشاعی باشد . واحد ثبتی با رعایت کلیه همه قوانین و مقررات ملک مورد تقاضا را تقسیم میکند.در صورتی که چهار شرط زیر واحد ثبتی محل وقوع ملک صلاحیت رسیدگی به دعوای افراز را ندارد:الف) مال مشاع از نوع اموال غیر منقول (ملک) باشد.ب)جریان ثبتی این ملک مشاعی غیر منقول باشد .ج)نسبت به ملک سند معارض صادر نشده باشد.د)جزو اموال محجورین یا اموال مجهول المالک نباشد.

نحوه تقسیم اموال مشاع منقول

مطابق قانون افراز و فروش مال مشاعی مصوب ۱۳۵۷ و قانون مدنی دعوای افراز و تقسیم اموال منقول مشاع فقط در صلاحیت دادگاه عمومی می باشد.

مال مشاع چیست؟

چگونه میتوان مال مشاعی را فروخت؟

افراز در مال مشاعی به چه معناست؟

دعوای افراز به چه صورت است؟

مرجع صالح برای رسیدگی به دعوای افراز کجاست؟

تفکیک مال مشاعی به چه طریق انجام میشود؟

تفاوت افراز و تفکیک در چیست؟

دادخواست مطالبه وجه|روند رسیدگی آن

 

انواع مطالبه وجه 

یکی از روابطی که بین اشخاص از نظر اقتصادی وجود دارد، بحث مطالبات و بدهی‌های آن‌ها به یکدیگر است. از زمان های قدیم،همواره برخی افراد بوده اند که با انگیزه های مختلف وجهی رابه دیگری قرض می دادند.  البته طلب افراد از یکدیگر به قرض محدود نمی شود و در عقود دیگر مثل خرید و فروش، ضمانت و … نیز ممکن است برخی به دیگران بدهی داشته باشند. همچنین ، در برخی از موارد در اثر ضرر و زیانی که وارد شده، وارد کننده زیان باید وجهی را بپردازد و از این بابت بدهکار محسوب می شود. بنابراین، طلبکار و بدهکار از عناوینی هستن که همواره در جامعه های مختلف و در زمان های متفاوت وجود دارند. پس ، به کار بردن مکانیزم هایی برای ایجاد تعادل بین روابط طلبکار و بدهکار و جلوگیری از برخی از سوء استفاده ها ، باعث حفظ نظم اقتصادی در جامعه می شود. به همین دلیل، از اصلی ترین بخش های قانون هر کشور،پرداختن قانونی بهمسائلیمثل نحوه بازپس گیری مطالبات،قراردادهای باطل، حقوق طلبکار و بدهکار و … می باشد.

مطالبه وجه 

مطالبه وجه زمانی به کار می رود که فردی طلبی از دیگری دارد اما بدهکار علی رغم تعیین مهلت، نتوانسته و یا به عمد وجه را پرداخت نکرده است. بنابراین، طلبکار از راه قانونی و مراجعه به مراجع قضایی یا ثبتی می خواهد وجه خود به دست آورد.این وجوه عبارتند از:وجوهی که اشتباها به حساب اشخاص واریز شده ولی برگردانده نمی شود، مطالبه وجه چک و سفته، مطالبه وجه الضمان قراردادی،مطالبه وجه بابت خسارات و ضرر وزیان وارده و … . برای تمام این موارد درصورتی که بدهکار نخواهد وجه را به طلبکار برگرداند، طلبکارمی تواند دادخواست بدهد.  شرایط و فرآیند رسیدگی به هر کدام از انواع وجوه مطالبه شده گرچه اشتراکاتی دارند اما تفاوت هایی نیزدارند.شرایط: برای اینکه دادخواست مطالبه وجه به جریان بیفتد، باید شرایط زیر موجود باشد:داشتن طلب مسلم و مستند به یکی از مدارکی که بدهی را ثابت می کند. از قبیل، رسید دریافت وجه، فیش واریزی، رسید کارت به کارت، چک یا سفته و برات، داشتن دو شاهد مبنی بر طلبکار بودن خواهان،اقرار خوانده.سر رسید شدن بدهی و رسیدن موعد پرداخت وجه و خودداری کردن خوانده از پرداخت وجه ارسال اظهارنامه قانونی جهت مطالبه طلبی که مستند به اسناد تجاری نیست و یا اثبات مطالبه از ناحیه خوانده و خودداری بدهکار. یعنی تا زمانی که طلبکار وجه را مطالبه نکرده باشد، نمی توان انتظار داشت که بدهکار خودبه خود پرداخت را انجام دهد.دادخواست مطالبه وجه کمتر از دویست میلیون ریال در صلاحیت شوراهای حلاختلاف قرار دارد و بیش ازاین مبلغ در دادگاه حقوقی قابل طرح است.

نحوه اثبات مطالبه وجه :

در دادخواست مطالبه وجه، در قسمت دلایل و منضمات، می توان هر مدرکی را که ثابت کننده طلب است قید نمود از جمله:رسید عادی،قرارداد فی مابین، استشهادیه شهود، اظهارنامه قانونی و اگر پاسخی توسط خوانده به آن داده شده، فیش واریزی و … .انواع:هریک از انواع مستندات مطالبه وجه روش رسیدگی متفاوتی دارند در صورتی که شرایط آن‌ها موجود باشد. در نهایت، روش شکایت حقوقی را که مشترک بین برخی از انواع خواهد بود، توضیح خواهیم داد.

مطالبه وجه مستند به اسناد تجاری:

منظور از اسناد تجاری، چک، سفته و برات هستند که در قانون تجارت مقررات ویژه ای برای آن‌ها درنظرگرفته شده است.نحوه وصول این اسناد در صورت شرایطی متفاوت با سایر روش ها خواهد بود.این شرایط که باعث تفاوت آن‌ها و حقوق ممتاز دارندگان آن‌ها می شودعبارتند از:چک، سفته و برات زمانی اعتبار تجاری دارند که دارای امضا (یا مهر و اثر انگشت) و تاریخ باشند.اسناد تجاری باید تاریخ داشته باشند. بدون تاریخ، اعتبار تجاری نخواهند داشت.در مهلت های مقرر شده واخواست شده و یا گواهی عدم پرداخت دریافت شده باشد.اگر امضا و تاریخ داشته باشند و در مهلت مقرر واخواست شده و یا گواهی عدم پرداخت دریافت شده باشد، مهلت های قانونی و نحوه رسیدگی آن‌ها مطابق قانون تجارت خواهد بود و حتی رسیدگی کیفری نیز خواهند داشت. برای چک نیز علاوه بر شکایت حقوقی و کیفری، از طریق دایره اجرای ثبت نیز می توان اقدام کرد. اجرای ثبت پس از ارسال اظهارنامه به بدهکار، درصورتی که بدهکار اقدامی نکند، اموال او راشناسایی کرده و از محل آن‌ها وجه چک را پرداخت می کند.– در صورتی که اسناد تجاری، امضا نداشته باشند حتی سند عادی نیز محسوب نمی شود و به عنوان مدرک نمی توان از آن‌ها استفاده کرد چون اصولا هر سندی بین طرفین حداقل باید دارای امضا باشدتا معتبر واقع شود و هیچ سندی بدون امضا قابل پذیرش نیست حتی بین طرفین هم قابل پذیرش نیست چه برسد به دادگاه و یا مراجع قضایی. اگر تاریخ نداشته باشند و در مهلت مقرر واخواست نشده و یا گواهی عدم پرداخت دریافت نشده باشد، دیگر اعتبار اسناد تجاری را نخواهند داشت و در این صورت تنها می توان از بدهکار شکایت حقوقی کرد.

مطالبه وجه مستند به سند عادی:

اگر طلب دارای سند عادی باشد یا سند لازم الاجرا نداشته باشد، برای اجبار متعهد باید به دادگاه  حقوقی مراجعه نمود.

 مطالبه وجه ناشی ازخسارت:

هر جرمی که رخ می دهد، ممکن است علاوه بر آنکه به نظم جامعه آسیب می زند، به طور خاص به برخی از افراد و یا اموال آن‌ها نیز آسیب برساند که به آن جنبه خصوصی جرم می گویند. در جنبه خصوصی جرم معمولا شاکی خصوصی وجود دارد که برای خساراتی که به جان و یا اموال او واردشده، شکایت می کند. رسیدگی به جنبه خصوصی جرم نیز در صلاحیت همان دادگاه کیفری است که به جرم رسیدگی می کند مگر آن‌ که نیاز به  اثبات  چیزی باشد که در صلاحیت دادگاه حقوقی است. در این صورت دادگاه کیفری قرار اناطه صادر کرده تا دادگاه حقوقی رای صادر کند و سپس رسیدگی خودش را ادامه می دهد دادگاه کیفری ممکن است در اثر خسارت به اعضای بدن زیان دیده حکم به دیه یا ارش و یا در اثر خسارت به اموال حکم به جبارن خسارت اموال بدهد. در اینصورت، مجرم، بدهکار زیان دیده خواهدشد چون باید وجهی را به وی بپردازد.علاوه برآن، خسارات مدنی نیز وجود دارد که مطالبه ضرر و زیان وارده آن در صلاحیت دادگاه حقوقی است.

مطالبه وجه الضمان:

پیمانکاران درهر مقطع از پروژه ایست هزینه‌های انجام شده را برای کارفرما ارسال می کنند که پس از تایید کارفرما وجه هزینه هارا دریافت نموده ولی ۱۰% از هزینه‌ها، نزد کارفرما کسر و باقی می ماند تا پس از طی مهلتی که کار انجام شده کاملاً مورد تأیید وی قرار گیرد مجدداً به پیمانکار پرداخت گردد.درواقع، کارفرما برای اطمینان از صحت اجرای کار، مبالغی را به عنوان تضمین حسن اجرای کار ( وجه الضمان) از از ۱۰ درصد صورت حساب هایی که پیمانکار برایش می فرستد، کسر نموده و در حسابی نزد خود نگهداری می نماید. پس از  اجرای کامل قرارداد، بنابر تقاضای پیمانکار و در مقابل ضمانت‌نامه ی بانکی، مبلغ تضمین حسن اجرای کار را می تواند به پیمانکار مسترد نماید.این ضمانت نامهکه توسط بانک و به درخواست پیمانکار و به نفع کارفرما  صادر می گردد به ”  ضمانت نامه استرداد کسور وجه الضمان ” معروف است .

 مطالبه وجه التزام:

گاهی طرفین در قرارداد توافق می کنند که در صورتی که تعهدات هردو طرف یا یکی از طرفین به درستی انجام نشود و تاخیر داشته باشد، مبلغی را به عنوان خسارت بپردازند. این مبلغ می تواندبه ازای هر روز تاخیر باشد یا هر طور دیگر که طرفین توافق کنند. به همین خاطر، اغلب وجه التزام از ارزش معامله بالاتر می شود.ممکن است متعهدله دادخواست مطالبه وجه التزام را بدهد. این دادخوست ممکن است همراه دادخواست اصلی که الزام متعهد به اجرای قراداد است، باشد و یا به طور جداگانه.

فرآیند رسیدگی دادخواست مطالبه وجه :

پس از تنظیم دادخواست مطالبه وجه، در تهران و مراکز استان ها با مراجعه به یکی از دفاتر خدمات الکترونیک قضایی و در سایر شهرها،به دفاتر دادگاه های عمومی حقوقی، نسبت به ثبت دادخواست اقدام می نماییم. هزینه دادرسی معادل دعاوی مالی در دعوای مطالبه وجه پرداخت می شود و دردعاوی مطالبه وجه که خواسته کمتر از دویست میلیون ریال می باشد، دادخواست به شورای حل اختلاف تقدیم می شود. پس از ثبت دادخواست در دفتر دادگاه یا شورای حل اختلاف، دستور تعیین وقت رسیدگی در صورت تکمیل بودن دادخواست توسط ریاست دادگاه صادر می شود. با رسیدن وقت رسیدگی و حضور طرفین و استماع اظهارات طرفین دادگاه در صورت اعلام ختم رسیدگی پس از جلسه اقدام به صدور رای می نماید. در صورتی که خوانده در نشانی اعلامی شناخته نشود و یاخواهان امکان اعلام نشانی خوانده را نداشته باشد، درخواست دعوت خوانده از طریق نشر آگهی می نماید و با پرداخت هزینه نشر آگهی و ابلاغ وقت رسیدگی، وقت رسیدگی از طریق یکی از روزنامه های کثیر الانتشار، ابلاغ می گردد.

تامین خواسته

همچنین، برای جلوگیری از اینکه متعهد یا بدهکار اموال خود را قبل از ختم رسیدگی به دیگران منتقل کند تا  طلبکار نتواند به طلبش برسد،می توان قبل از شروع رسیدگی دادخواست تامین خواسته داد، به این معنا که اموال بدهکار شناسایی شده و به اندازه طلب طلبکارتوقیف می شود تا چنانچه حکم به نفع طلبکار بود، بتوان از محل فروش آن‌ اموال بدهی پرداخت شود و طلبکار از حقش محروم نشود.دادخواست تامین خواسته می تواند همراه دادخواست اصلی داده شود خواهان باید حتما بعداز آن دادخواست اصلی خود را ارائه کند. چنانچه دعوای خواهان مستند به اسناد تجاری مثل چک باشد، دادگاه یا شورای حل اختلاف ازخواهان خسارت احتمالی نمی گیرد اما اگر مستند دعوا سایر دلایل باشد، خواهان برای اینکه تامین خواسته بگیردباید معادل وجهی که مطالبه می کند، به صندوق دادگستری یا شورای حل اختلاف بپردازد تا اگرحکم به نفع بدهکار صادر شد و خسارتی به او وارد شد، بتوان خسارت او را پرداخت.برای مثال خواهان ۱۵ میلیون تومان وجه از بدهکار طلب دارد. ۲۰ میلیون در صلاحیت شورای حل اختلاف خواهد بود.اگر این ۱۵ میلیون چک باشد، طلبکار می تواند درخواست تامین خواسته بدهد تا ۱۵ میلیون از اموال بدهکار تا زمان صدور حکم توقیف شود و نیازی نیست خسارت احتمالی بپردازد. اما اگر این ۱۵ میلیون سند عادی باشد، برای اینکه بتواند اموال بدهکار را توقیف کند باید ۱۵ میلیونبه صندوق دادگستری بپردازد.پس از صدور قرار تامین خواسته، دادگاه یا شورای حل اختلاف حکمی برای کلانتری محل اقامت خوانده تهیه کرده و کلانتری مامور رسیدگی به توقیف اموال خوانده می شود. در حضور مامورباید اموال خوانده مهر و موم و توقیف شود.

۱- تنظیم نمونه دادخواست مطالبه وجه چه کمکی در طرح دعوایحقوقی مطالبه وجه خواهد نمود؟

۲- مرجع صالح برای رسیدگی به دادخواست مطالبه وجه کجاست؟

۳- دادخواست مطالبه وجه در چه دادگاهی طرح می شود و آیا با حکم حقوقی مطالبه وجه امکان بازداشت بدهکار وجود دارد؟

۴- برای دسترسی به نمونه دادخواست مطالبه وجه چک چگونه اقدام نماییم؟

۵- دادخواست مطالبه وجه چه میزان هزینه دادرسی دارد؟

مزایای استفاده از وکلای نوین برای کارکنان آموزش و پرورش

  1. ۵۰ درصد تخفیف از حق المشاوره
  2. ۲۰ درصد تخفیف از حق الوکاله
  3. اقساط در پرداخت حق الوکاله به صورت کوتاه مدت و بلند مدت
  4. وکلای متعدد که متناسب با نوع پرونده شما ارجاع میگردد .
  5. دارای تیم سی آر ام (نظر سنجی موکلین و پیگیری امور آن ها از وکیل و ارائه گزارش)
  6. مشاوره تلفنی شبانه روزی تماس با تلفن های ۰۹۱۲۹۱۷۰۴۶۸  –۰۵۱۳۶۱۴۴۶۴۴ دفتر مرکزی شعبه مشهد
  7. درصورت نبود رضایت از وکیل میتوان با تماس به واحد پشتیبانی وکیل معین شده را بدون پرداخت هزینه ای تعویض نمود . 
  8. واحد روانشناسی برای افراد بزهدیده ویا افراد نیاز به بعد رفتاری با طرف مقابل 

با داشتن مدارک زیر می توانید وکیل متخصص برای خود انتخاب کنید.

۱- کارت ملی

۲-کارت پرسنلی آموزش و پرورش

 ۳- تمامی مدارک موجود در راستای پرونده

۴ – دسته چک و یا سفته برای اقساط پرونده 

وکیل نوین سایت معرفی وکیل تخصصی در کشور

timeline_pre_loader معرفی معرفی وکیل برای کارکنان آموزش و پرورش در سراسر ایران timeline pre loader

برای انعقاد وکالت ویا مشاوره تلفنی و معرفی وکیل متخصص با شماره های ذیل تماس حاصل فرمایید ویا از قسمت پایین شهر خود را انتخاب نمایید تا وکلای مربوطه در شهر خودتان معرفی گردد .

091291704687 09151026897 09139153432

05136144644 05136144645 02122221663

فروش مال غیر|مجازات|روند رسیدگی آن

فروش مال غیر

همه افراد اختیار اموال خودشان را دارند؛ یعنی کسی که چیزی راخریده یا به هر روش قانونی دیگر (مثل ارث) به او منتقل شده است، حق دارد در چارچوب قانون، هر کاری خواست با آن انجام دهد، مثل اینکه آن را بفروشد، اجاره بدهد و …؛  فروش مال غیر از جرایمی است که علاوه بر اینکه نظم و امنیت جامعه را به هم می‌زند، خسارات مادی بر زیان‌دیده (صاحب مال) وارد می‌کند؛ یعنی زمانی که شخصی مرتکب این جرم می‌شود، علاوه بر اینکه جرمی انجام داده، مال شخصی دیگر را نیز به فروش رسانده است که اینامر موجب ورود زیان به صاحب ملک و مال می‌شود.

تعریف:

فروش مال غیر یعنی انتقال حقوقی مال متعلق به دیگری، که این عمل در قالب معامله‌ موجب انتقال عین یا منفعت می‌شود و در نتیجه بر حسب اینکه مرتکب جرم، انتقال‌دهنده یا انتقال‌گیرنده باشد، می‌توان از وی به عنوان معامل یا متعامل یاد کرد و بر این اساس ممکن است عناوین مختلف حقوقی نظیر بایع، مشتری، موجر، مستاجر و … را به خود بگیرد. درواقع، «انتقال نامشروع و غیرقانونی هر نوع مال متعلق به غیر (چه عین مال موضوع انتقال باشد چه منفعت آن) توسط اشخاص، اعم از حقیقی و حقوقی به دیگری با سوءِنیت و مهیا نمودن مقدمات قبلی در قالب  عقود به منظور به دست آوردن منافع مادی به‌طور ناحق را جرم انتقال مال غیر می‌گویند.»

تعریف انتقال:

کلمه انتقال به معنای زوالِ (از بیـن رفتن) تملک ِ مالک نسبت به مال یا اموالِ مشـخص به نفع مالک جدید است؛ انتقال دو نوع است : یا ارادی است به این معنا که مالک مال یا کسی که مال را در اختیار دارد عمدا آن رابه دیگری منتقل می کند و در قبالش مالی را دریافت می کند. در اثر انتقالات ارادی است که عقودی مثل فروش، اجاره و … ایجاد می شود. و یا انتقال غیرارادی است یعنی مالک یا متصرف در انتقال مال نقشی ندارد بلکه به موجب قانون مال منتقل می شود مثل زمانی که مالی از طریق ارث به فرزندان می رسد.

تعریف مال:

از لحاظ حقوقی دو شرط مهم برای مال وجود دارد: اول) اینکه سودمند باشد و نیازی را اعم از مادی ومعنوی برآورده نماید و حاوی نفع عقلایی باشد؛دوم) اینکه قابل اختصاص پیدا کردن به شخص باشد؛ اعم از شخص حقیقی و حقوقی یا گروه یا اجتماع باشد. در اصطلاح فقهی و قانونی مال باید اهمیت تجاری داشته باشد؛ آن چیزی که بتواند مورد داد و ستد قرار گیرد و از نظـر اقتصادی ارزش تبادل را داشته باشد. بنابراین، هرچیزی که ارزش اقتصادی داشته باشد به گونه ای بتوان آن را تبدیل به وجه نقد کرد یا در مقابل آن وجه نقدی را قرار داد، مال گفته می شود.

ویژگی ها:

۱- انتقال باید ارادی باشد یعنی انتقال دهنده بداند که این مال برای دیگری است و مال دیگری را انتقال بدهد.۲- جرم انتقال مال غیر جرمی مقید است یعنی نیاز نیست نتیجه ای واقع شود بلکه صرف انجام عمل، جرم محسوب می شود.۳- فروش به صورت صوری نباشد یعنی شاکی (مالک) مال را به خود انتقال نداده باشد.۴- شاکی مدارکی دال بر خرید ارئه نمایید.۵- متهم سوءنیت داشته باشد و احراز سوءنیت لازم است مانند معامله فضولی یا وکیل در انتقال ملک و…..

جرم فروش مال غیر:

فروش مال غیر جرم است. در این جرم، انتقال‌دهنده بدون آن که مالک مال یا دارای مجوز قانونی برای انتقال مال باشد، بر خلاف واقع و به نحو متقلبانه خود را مالک یا دارای اختیار قانونی معرفی کرده و با قصد اضرار، به انتقال مال غیر اقدام می‌کند.در حقیقت، جرم انتقال مال غیر یکی از صورت های خاص کلاهبرداری است و در طبقه‌بندی جرایم بر حسب موضوع جزء جرایم علیه اموال به شمار می‌آید. اگرچه انتقال مال غیر شامل مال منقول و غیر منقول می‌شود اما مهمترین نوع آن در مواردی است که مال مورد نظر، ملک است.

ارکان:

هر جرم برای تحقق نیاز به سه رکن دارد:رکن قانونی، رکن مادی و رکن روانی.در زیر به این ارکان اشاره می کنیم:۱- رکن قانونی: در واقع همان ماده قانونی است که بر قانونی بودن مجازات جرم تأکید دارد.۲- رکن مادی: رکن مادی این جرم، بسیار قابل گسترش است. زیرا مانند کلاهبرداری، امکان اغفال فرد زیان دیده وجود ندارد. در صورتی که این انتقال و فروش توسط قولنامه ای صورت پذیرد، آن قولنامه به عنوان رکن مادی جرم است.۳- رکن روانی: جرم فروش مال غیر باید عمدی و از روی غرض باشد. قانون گذار خود عمدی بودن این جرم را تأیید کرده است زیرا در تعریف این جرم از اصطلاح “علم انتقال دهنده به مالکیت مال به غیر” نام برده است.وظیفه ی خریدار مال غیرنیز طبق همین رکن روانی تعیین می شود. یعنی اگر وی علم بر این نداشته باشد که این مال مربوط به شخص دیگری است، مقصر شناخته نمی شود در غیر این صورت وی نیز مجرم است.

فرآیند رسیدگی:

فروش مال غیر جزء جرایمی است که علاوه بر جنبه خصوصی دارای جنبه‌ی عمومی نیز می‌باشد و رسیدگی به آن نیازمند طرح شکایت کیفری است. مرجع صالح برای رسیدگی به این شکایت در حوزه دادسرایی است که جرم، یعنی عمل فروش یا انتقال مال غیر درحوزه آن واقع شده است که در اکثر موارد یعنی محل تنظیم قولنامه یا دفترخانه ای که انتقال سند انجام شده است.

رسیدگی در دادسرا:

این شکایت پس از ثبت شکواییه توسط شاکی، توسط معاونت ارجاع به یکی از شعب بازپرسی دادسرا ارسال می شود. دفتردار پس از وصول شکواییه آن را ثبت و پرونده را نزد بازپرس پرونده ارسال می کند. بازپرس پرونده نیز پس از بررسی محتویات شکایت طرح شده، دستور احضار دو طرف دعوای کیفری را به دفتردار خود می دهد.در ادامه احضاریه توسط مدیر دفتر شعبه بازپرسی تنظیم و برای دو طرف ارسال می شود.هر دو طرف دعوای کیفری، روز رسیدگی در شعبه بازپرسی حضور می یابند و شاکی پرونده شکایت مندرج در شکواییه خود را دوباره مطرح می کند. در مقابل، متهم نیز ارتکاب جرم را از سوی خود نسبت به شاکی پرونده انکار می کند؛ اما شاکی دعوا شواهد یا مدارکی را برای اثبات موضوع مجرمانه در جلسه رسیدگی دادسرا حاضر می کند. متهم پرونده نیز در دفاع ممکن است ایراداتی را به شاهد وارد کند که در این صورت دادگاه باید به این ایرادات رسیدگی نماید.اگرچه در مجازات کلاهبرداری “رد مال” نیز عنوان شده است و دادگاه کیفری باید به رد مال نیز رای دهد لذا پس از اخذ رای مبنی بر  فروش مال غیر  در صورتی که مال نزد متهم موجود باشد قاضی حکم به  رد مال می دهد  اما باید دقت کرد در صورتی که ملک مورد نظر با سند رسمی به ثالث منتقل شده باشد ، مالک آن باید پس از اثبات جرم در دادگاه کیفری از طریق طرح دادخواست در محاکم حقوقی ابطال اسناد جعلی و خلع ید را بخواهد، زیرا رسیدگی به این دادخواست ها از صلاحیت محاکم کیفری خارج است.

 رسیدگی در دادگاه:

ممکن است شاکی پرونده از قرار صادره به دادگاه کیفری شکایت می کند. با ارسال پرونده به مجتمع قضایی، پرونده از سوی معاونت ارجاع به یکی از شعب دادگاه های کیفری ارسال می شود.قاضی دادگاه کیفری نیز پرونده را مطالعه می کند و دستور تعیین وقت جلسه رسیدگی می دهد. زمان رسیدگی به شاکی و متهم در قالب یک اخطاریه ارسال می شود.در روز جلسه رسیدگی ، شاکی و متهم در جلسه رسیدگی دادگاه حاضر می شوند. شاکی، دلایل خود را ارئه می کند و در قابل متهم نیز دفاعیات خود را اظهار می دارد. قاضی ضمن شنیدن به اظهارات دو طرف و بررسی مدارک و دفاعیات دو طرف تصمیم لازم را می گیرد.اینکه مدارکی که شاکی ارائه می کند تا چه اندازه معتبر باشد، به رای و نظر قاضی بستگی دارد در نهایت، ممکن است قاضی قرار صادره در دادسرا را استوار بداند یا اینکه آن را رد نماید.

مجازات فروش مال غیر:

ماده یک قانون مجازات مصوب ۵ فروردین سال ۱۳۰۸ می‌گوید: «کسی که مال غیر را با علم به اینکه مال غیر است به نحوی از انحا عیناً یا منفعتاً بدون مجوز قانونی به دیگری منتقل کند، کلاهبردار‌ محسوب می‌شود.» به موجب رأی وحدت رویه ۵۹۴-۱/۹/۱۳۷۳ هیأت عمومی دیوان عالی کشور ، با توجه به نسخ ماده ۲۳۸ قانون مجازات عمومی، در حال حاضر مرتکب بر اساس ماده یک قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشا، اختلاس و کلاهبرداری مصوب ۱۳۶۷ مجمع تشخیص مصلحت نظام، مجازات می‌شود. در ماده ۲۳۸ قانون مجازات عمومی، فرد منتقل کننده مال غیر، در حالی که می داند این مال متعلق به کسی دیگر است و به صورت غیر قانونی این کار را انجام دهد، مشمول جرم کلاهبرداری شده و محکوم خواهد شد. در قانون جدید فروش مال غیر، علاوه بر رد مال و تأدیه خسارت، ضمانت اجرای کیفری نیز برای این جرم پیش بینی شد.همچنین به مرتکب جرم، صفت متقلب اطلاق شد.

مجازات این جرم عبارت است از:

۱- حبس از یک تا هفت سال۲-  پرداخت جزای نقدی معادل مالی که اخذ کرده۳- رد مال به صاحبشاگر مرتکب از کارکنان دولت باشد به انفصال ابد از خدمات دولتی نیز محکوم خواهد شد. قانونگذار انتقال‌گیرنده ای را که در حین معامله عالم به عدم مالکیت انتقال دهنده باشد نیز معاون جرم می‌داند.

مصادیق مشابه:

برخی از مصادیق این جرم عبارت است از:فروش مال غیر در اموال مشاع:اگر بیش از سهم فروشنده در ملک مشاع باشد و بدون اذن سایر شرکاء یا صاحب سهم انجام پذیرد، نیز جرم محسوب می شود.تفاوت فروش مال غیر با معامله فضولی:در معامله فضولی، شخصی برای شخص دیگر بدون اینکه اذن یا نمایندگی داشته باشد، معامله می کند. این معامله ممکن است به صورت تملیکی یا عهدی باشد. در انتقال مال غیر، فرد مجرم خود را به عنوان مالک مال معرفی می کند.معامله معارض:معامله ی معارض یعنی ملک یا مالی از سوی مالک بیشتر از یک بار معامله شده باشد..ماده‌ی ۱۱۷ قانون ثبت مصوب ۱۳۱۰ می‌گوید: «هر کس به موجب سند رسمی یا عادی نسبت به عین یا منفعت مالی (اعم از منقول یا غیر منقول) حقی به شخصی یا اسخاصی داده و بعد نسبت به همان عین یا منفعت به موجب سند رسمی معامله یا تعهدی معارض با حق مزبور بنماید به حبس با اعمال شاقه از ۳ تا ۱۰ سال محکوم خواهد شد.»در معامله‌ی معارض واقعیت خارجی این است که وقتی فروشنده در هنگام اجرای معامله‌ی دوم به رغم آنکه دارای سمت مالکیت نیست، آن را به دیگری منتقل می‌کند، سمت مالک بودن را بر خلاف واقع اختیار کرده است که از مصادیق تقلب و جعل عنوان به حساب می‌آید و با آنچه در کلاهبرداری لازم است تشابه دارد.کلاهبرداری:

تفاوت کلاهبرداری و فروش مال غیر:

اول آنکه) در ماده‌ی ۱ قانون تشدید، صراحتا تحقق رکن مادی جرم کلاهبرداری، تحصیل و بردن مال غیر است اما در خصوص رکن مادی جرم انتقال مال غیر، صرف انجام معامله موجب انتقال عین یا منفعت کافی است و نیازی به خارج شدن مال از ید مالک و از ید متعامل نیست.دوم آنکه) جرم کلاهبرداری از جمله جرایمی است که وسیله‌ی به کار رفته در آن از ویژگی‌های خاصی برخوردار است. این ویژگی خاص در تحقق جرم کلاهبرداری و در نتیجه تحقق و عدم تحقق شروع به جرم آن تأثیر دارد. وسیله‌ی به‌کار رفته در کلاهبرداری، همان کذب و خلاف واقع بودن است.وسیله‌ی به‌کار برده شده در کلاهبرداری به دو دسته تقسیم می‌شوند:۱- اسم، عنوان یا سمتِ جعلی اختیار نمودن؛ ۲- سایر وسایل متقلبانه‌ای (به غیر از مورد اول) که در کلاهبرداری به کار می‌رود.

مسئولیت مالک:

طبق قانون، اگر مالک ملک از وقوع معامله مطلع شود، نهایتاً تا یک ماه پس از اطلاع، باید اظهارنامه‌ای بنویسد و مالکیت خود را به اطلاع خریدار برساند. اگر این زمان بگذرد و مالک چنین کاری نکند، «معاون جرم» محسوب می‌شود، چون فرض می شود مالک با فروشنده تبانی کرده است تا از خریدار که از جریان آگاه نبوده، کلاهبرداری کنند.

غیرقابل گذشت بودن:

انتقال مال غیر حتی با گذشت شاکی بخشیده نمی‌شود؛یعنی از جرایم غیر قابل گذشت است چون باعث برهم خوردن نظم اقتصادی در جامعه می شود. البته در صورت بخشش و رضایت شاکی، ممکن است که قاضی به مجرم تخفیف بدهد.۱- فروش مال غیر چیست؟

۲- آیا فروش مال غیر جرم است؟

۳- چه مصادیقی جزء فروش مال غیر محسوب می شوند؟

۴- فروش مال غیر چه مجازاتی دارد؟

۵- چگونه می توانم از فردی که مال مرا بدون اجازه ام فروخته، شکایت کنم؟

۶- فرآیند رسیدگی به دعوای فروش مال غیر چگونه است؟

۷- معنای انتقال چیست؟

۸- مال چیست؟

۹- ارکان جرم فروش مال غیر چیست؟

۱۰- ویژگی های جرم فروش مال غیر چیست؟

۱۱- آیا فروش مال غیر جرمی قابل گذشت است یا غیرقابل گذشت؟

مطالبات بانکی|انواع آن|روند رسیدگی

 

مطالبات بانکی 

بانک‌ها واسطه‌ی اقتصاد یک جامعه هستند. بانک‌ها از طریق جذب سپرده‌های مشتریان و اعطای تسهیلات به بخش های مختلف اقتصادی فعالیت می کنند. در ادبیات بانکی به جذب سپرده‌های مشتری‌ها «تجهیز منابع» و اعطای تسهیلات توسط بانک‌ها، «تخصیص منابع» گفته می‌شود. مطالبات بانکی که در ادبیات بانکداری به عنوان مطالبات غیرجاری شناخته می شود، نتیجه بروز ریسک اعتباری است. بانک‌ها در اعطای تسهیلات ریسک می‌کنند تا بتوانند از سودی که مشتری به دست می‌آورد، استفاده کنند. مسئولین بانکی و اقتصادی یک کشور با سیاست‌ گذاری‌های مختلف همواره سعی می کنند ریسک اعتباری و مطالبات غیرجاری را به حداقل ممکن برسانند تا از ورشکستگی و پیامدهای منفی آن در امان باشند.بانک‌ها وقتی اعطای تسهیلات می‌کنند، انتظار بازگشت پول با سود آن را در موعد و سررسید مقرر دارند. گاها مشتری آن مقداری که باید، نمی تواند منفعت به دست آورد. درنتیجه، نمی‌تواند بدهی بانک را بپردازد. یا سود به دست می‌آورد اما در بازپرداخت بدهی‌اش به بانک تاخیر می‌کند. بنابراین، بدهی بانک معوقه شده و به تاخیر می افتد. در اینجا بانک‌ها به دنبال راه‌حلی می‌گردند تا بتوانند این بدهی‌های عقب مانده‌ی خود را بگیرند.

انواع مطالبات بانکی به قرار زیر هستند:

مطالبات جاری: به مطالباتی که از سررسید آن‌ها بیش از دو ماه نگذشته باشد مطالبات جاری گویند.مطالبات غیرجاری:  مطالباتی که از سررسید آن‌ها بیش از دو ماه گذشته است.  خود شامل مطالبات سررسید  گذشته، معوق و مشکوک الوصول می باشد.مطالبات سررسید گذشته: مطالباتی هستند که بیشتر از ۲ ماه و کمتر از ۶ ماه از سررسید آن‌ها گذشته باشد.مطالبات معوق: مطالباتی هستند که بیشتر از ۶ ماه و کمتر از ۱۸ماه از سررسید آن‌ها گذشته باشد.مطالبات مشکوک الوصول: مطالباتی هستند که بیشتر از ۱۸ماه از سررسید آن‌ها گذشته باشد. مطالبات سوخت شده: به مطالباتی گفته می شود که فارغ از تاریخ سررسید به دلایل مختلف از قبیل فوت، ورشکستگی بدهکار و یا دلایل دیگر قابل وصول نباشد و طبق ضوابط مربوط به مطالبات به عنوان مطالبات سوخت شده در نظر گرفته می شود.

ابزارهای وصول:

بانک‌ها برای اینکه بتوانند طلب‌های خود را به دست آورند، می‌توانند از راه‌هایی استفاده کنند. این راه‌ها به دو دسته‌ی داخل بانک و خارج از بانک تقسیم می‌شوند. منظور از راه‌های داخل بانک این است که بانک با دعوت از مشتری و قرار دادن راه‌های زیر پیش روی مشتری، از او درخواست پرداخت بدهی‌اش را می‌کند.این راه‌ها عبارتند از:

۱- استمهال:

استمهال یعنی مهلت دادن. یعنی بانک به مشتری بنا بر توافقشان مهلتی را مقرر می‌کند که در آن مهلت مشتری بدهی بانک را بپردازد. در اینجا توافق بانک و مشتری، حرف اول را می‌زند، به شرطی در چهارچوب قوانین باشد.

۲- تقسیط:

چنانچه مشتری توان پرداخت یک‌جای بدهی بانک را نداشته باشد، بانک در طی یک توافق بدهی مشتری را قسط بندی می‌کند تا او بتواند در بازه‌های زمانی مختلف بدهی‌اش را بپردازد و فشار کمتری را تحمل کند.

۳-تمدید:

یعنی قبول مهلت و تغییر سررسید ایفای تعهدات به تاریخ دیگر مشروط بر اینکه در دوره تمدید، سهم سود بانک و طرف معامله تغییر ننماید. لذا اخذ وجه التزام تأخیرتأدیه دین در دوره تمدید منتفی است.

۴- تجدید وجابه جایی:

جابه جایی و تجدید یعنی بخشی یا تمام تسهیلات یک مشتری را به تسهیلات جدید تبدیل کنند بدون اینکه واقعاً معامله ای جدید فی مابین انجام شده باشد.

۵- مدت تنفس:

مدت زمانی است که بنا به ضرورت وشرایطی مثل درآمدزائی، بانک برای مشتری قائل می‌شود و وصول اقساط پس از طی مدت تنفس آغاز می گردد.

۶- مماشات:

مماشات یعنی مدارا کردن با دیگری برای جلوگیری از خشونت. اصولا بانک‌ها نسبت به بدهکاران قدرتمند خود با مماشات رفتار کرده و سعی می‌کنند منافع آن‌ها را بیشتر حفظ کنند تا سرمایه‌هایشان را در بانک نگه دارند. درغیر این صورت، بانک‌ها ورشکسته خواهندشد.

وکلای متخصص و آشنا به قوانین بانکی در وکیل نوین ، می‌توانند در کمترین زمان معوقات و مطالبات بانک‌ها را وصول کرده و کمک شایانی به اقتصاد کشور خواهد کرد.

 منظور از راه‌های خارج از بانک، اقدامات حقوقی و قضایی است که بانک برای وصول مطالبات خود انجام می‌دهد. این مرحله معمولا به این خاطر است که بانک نتوانسته هیچ جوره برای به دست آوردن طلبش با مشتری توافق کنند.این راه‌ها عبارتند از:

 وصول وثیقه :

بانک‌ها از مشتریان خود در قبال وام‌هایی که می‌دهند، وثایقی می‌گیرند. این وثیقه‌ها انواعی دارد که راه وصول  هریک بنابر قوانین بانکی فرق می‌کند. در زیر به آن‌ها اشاره می‌کنیم:

۱- سفته:

اگر وثیقه‌ی دریافتی سفته باشد، واخواست سفته از طریق مقررات مربوط به اسناد تجاری صورت می‌گیرد. وقتی مهلت سفته فرا رسید و بانک نتوانست با مشتری برای دریافت طلبش به توافق برسد، باید ظرف ۱۰ روز از تاریخ سررسید سفته را واخواست نماید. واخواست، اعتراض رسمی است به سفته‌ای که در سررسید آن پرداخت نشده و علیه صادرکننده سفته به عمل می‌آید. بانک‌ها  واخواست‌نامه چاپی مخصوص دارند.واخواست سفته برای بهره مندی از مزایای قانونی آن مثل خسارت تاخیر تادیه و توقیف اموال قبل از صدور حکم و سایر مزایای تجاری ضروری است. هر چند بدون واخواست نیز امکان مطالبه وجه آن وجود دارد ولی در این حالت سفته همانند رسید عادی کارایی خواهد داشت و دعوای آن حقوقی خواهد بود. بانک ظرف یکسال از تاریخ واخواست می‌تواند از صادرکننده سفته شکایت کند.

۲- چک:

ممکن است وثیقه‌ای که بانک دریافت کرده، چک باشد. از آنجایی که چک سند درحکم لازم الاجراست، برای وصول آن  علاوه بر دادگاه حقوقی، می‌توان از طریق اداره ثبت نیز اقدام نمود. همچنین، طرح شکایت کیفری نیز امکان‌ پذیر است.

شکایت کیفری:

شکایت صرفا علیه صادر کننده امکان پذیر است. به بیان دیگر جرم صدور چک پرداخت نشدنی صرفا متوجه صادر کننده می باشد و ظهرنویس و یا ضامنین هیچ گونه مسئولیت کیفری در این خصوص ندارند. برای شکایت کیفری می بایست بانک که در اینجا شاکی است چون دارنده چک محسوب می‌شود، ابتدائا ۶ ماه از تاریخ صدور، گواهی عدم پرداخت را صادر کرده و ظرف مهلت ۶ ماه از تاریخ صدور گواهی عدم پرداخت، طرح شکایت نماید، در غیر این صورت حق شکایت کیفری از او سلب می شود.

شکایت حقوقی:

مطالبه حقوقی چک‌ها برای تمامی چک‌ها وجود دارد. برخلاف طرح دعوای کیفری، دعوای حقوقی علیه صادر کننده،ظهرنویس و ضامنین قابلیت طرح دارد.پس از تقدیم دادخواست و مدارک لازم، هر یک از افراد فوق پس از به اثبات رسیدن مسئولیت و محدود به میزان آن، مکلف به پرداخت وجه چک و در صورت تقاضای خواهان خسارت تاخیر تادیه می باشند.

دایره اجرای ثبت:

بانک پس از برگشت زدن  چک، با در دست داشتن لاشه آن  و گواهی عدم پرداخت همراه فتوکپی برابر اصل چک به دایره اجرای ثبت مراجعه و در خواست صدور اجراییه می‌نماید که معمولا ظرف ۴۸ ساعت اجراییه صادر می‌شود.در این روش نیز مانند شکایت کیفری، فقط علیه صادر کننده می توان اقدام نمود که در این صورت پس از صدور اجرائیه،صادرکننده مکلف است نسبت به تعیین تکلیف چک اقدام نماید؛ در غیر این صورت فرآیند شناسایی و توقیف اموال بدهکار آغاز می‌گردد.

۳- وثیقه ملکی:

اگر وثیقه ملکی باشد، از طریق آیین نامه اجرای مفاد اسناد رسمی در اجرای ماده ۳۴ قانون ثبت برای وصول طلب اقدام می‌شود.

اخذ وکالتنامه یا مبایعه‌نامه:

در برخی از اوقات بانک‌ها از مشتری وکالتنامه دریافت می‌کنند تا وثیقه ملکی را بتوانند بفروشند و طلب بانک وصول شود.همینطور ممکن است بانک یک مبایعه نامه سفید امضاء از مشتری می‌گیرد اما منع قانونی، ماده ۳۳ قانون ثبت است که ذکر کرده از هر طریقی که شخصی مالی را به عنوان وثیقه گرفته یا بعداً معلوم شود که به عنوان وثیقه گرفته است، معامله با حق استرداد محسوب می‌شود.  در واقع حتی اگر از مشتری وکالت‌نامه بانکی گرفته باشد، در صورت تأخیر مدیون نمی‌تواند آن را بفروشد چون از یک طرف بانک‌ها از خرید و فروش اموال غیرمنقول منع شده‌اند ( بر طبق ماده ۳۴ قانون پولی و بانکی کشور) و از طرف دیگر ماده ۳۳ قانون ثبت برای چنین معاملاتی حق استرداد قرار داده است.

۱- منظور از مطالبات بانکی چیست؟

۲- انواع مطالبات بانکی کدامند؟

۳-چه راه هایی برای وصول مطالبات بانکی وجود دارد؟

۴- فرآیند رسیدگی راه‌های مختلف برای وصول مطالبات بانکی چگونه است؟

ثبت نکاح دائم در صورت عدم رضایت همسر

 

ثبت نکاح

ازدواج از مهمترین عقدهایی است که در زندگی خصوصی هرفردی رخ می دهد. با ازدواج، آثار و وظایف و حقوقی برای زن و شوهر ایجاد می شد.برخی از این وظایف برای پیشبرد و تضمین زندگی زن و شوهر است که طرفی نباید در راستای زندگی بهتر با یکدیگر همکاری و کنار همدیگر تلاش کنند. اگر عقد ازدواج به صورت صحیح واردشود، تبعات زیادی دارد. این تبعات می تواند تبعات مالی، عاطفی، جنسی و…باشد.برخی دیگر از وظایف زن و شوهر جنبه ی عمومی دارند یعنی آن ها باید بتوانند در جامعه اعلام زن و شوهری کنند و سایرین بتوانند از رابطه زوجیت آنان آگاه شوند. چرا که چنانچه نتوان ازدواج آنها را ثابت کرد،حقوقی که هر زن و شوهری به محض عقد ازدواج به دست می آورند، برایشان قابل تصور نیست.برای مثال وقتی زنی ادعا می کند که مردی که فوت کرده شوهر اوست، باید بتواند عقد نکاح دائم را اثبات کند تا از  شوهر متوفی خود ارث ببرد والا ارث نخواهد برد. یا زن و مردی که با یکدیگر رابطه جنسی دارند، باید بتوانند رابطه زوجیت خود را اثبات نمایند، در غیر این صورت ممکن است متهم به رابطه نامشروع و زنا شوند.

اهمیت ثبت نکاح دائم :

ثبت ازدواج از اهمیت زیادی برخوردار است چون با ثبت آن زن و شوهر عملا پیوند خود را به دیگران اعلام می کنند و از این حیث در جامعه با حقوق و تکالیفی مواجه خواهند شد. البته لازم به ذکر است که اگر عقد نکاح دائم بین زن و شوهر اتفاق بیفتد با شرایط صحیح آن اما ثبت نشود، عقد واقع شده صحیح است و چون ثبت نشده نمی توان آن را باطل نمود اما حمایتی که قاون گذار از سایر زوج ها می کند، از زوجی که واقعه ی ازدواجشان ثبت نشده، نمی کند.  حمایت های قانونی قانون گذار در قانون مدنی که برای زن و شوهر اعلام کرده، برای زوجینی است که فرآیند قانونی ازدواج آنها طی شده است یعنی فرض قانون گذار این است که عقد ازدواج به صورت صحیح واقع و ثبت شده، پس زن و شوهر از فلان حق و فلان تکلیف برخوردارند. همان طور که وقتی فردی متولد می شود، با دریافت شناسنامه و ثبت مشخصات شخصی او برایش حق و حقوقاتی در نظر گرفتهمی شود و چنانچه مشخصاتش ثبت نشده باشد، گویی موجودیت حقوقی در جامعه ندارد؛ زن و شوهری که ازدواج آنها ثبت نشده، اثبات حقوق و تکالیف قانونی آنها سخت تر خواهد شد ضمن اینکه مجازات نیز می شوند.

ثبت نکاح دائم :

وقتی دختر و پسر ازدواج می کنند، صیغه نکاح برای آن ها خوانده می شود. این صیغه ی نکاح اگر با شرایط درست خوانده شود، موجب محرمیت دختر و پسر شده و عملا ازدواج صورت می گیرد. اما ثبت ازدواج بحثی عمومی است که مربوط به جامعه می شود. در دوران گذشته، حاکمان شرع یا روحانیون با خواندن صیغه عقد ازدواج را مقرر می ساختند و ازدواج واقع می شد چون دیگر شناسنامه ای وجود نداشت که اطلاعات زن و شوهر در آن درج شود، فقط همان تکه برگه ای بود که به امضای برخی شهود رسیده بود. اما به خاطر مشکلاتی که این روش در جامعه پدید می آورد و حقوق خیلی از افراد علی الخصوص فرزندانی که متولد می شدند  به خطر می افتاد، قانون کار به فکر شناسنامه و ثبت وقایع مهمی چون تولد، وفات، ازدواج، طلاق،  فرزند آوری و … افتاد.بدین ترتیب پس از خواندن صیغه ی نکاح توسط روحانیون شرعی، باید ازدواج را ثبت می کردند. اما باز هم چون برخی ثبت ازدواج را پشت گوش انداخته با این بهانه که ازدواج واقع شده و نیازی به ثبت نیست، امروزه دفاتر ازدواج معمولا اتاق عقدی دارند که در آنجا دفتردار همانجا که صیغه ی عقد را خودش می خواند، اقدام به ثبت آن نیز می کند. 

 دفاتر رسمی در ثبت ازدواج :

منظور از دفاتر رسمی دفاتر ازدواج و طلاقی است که برابر مقررات قانونی تشکیل شده باشد. اما همچنان عقد شرعی معروف به عقد بالاسرحضرت (در شهرهای مذهبی چون مشهد، قم و …) نیز وجود دارد که صحیح است. بنابراین، قانون گذار برای اینکه ثبت ازدواج حتمی رخ بدهد، ضمانت اجرایی را برای آن پیش بینی کرده است.قانون گذار ثبت ازدواج را برعهده زوجه یعنی شوهر گذاشته است. بنابراین، چنین تکلیفی از دوش زنان برداشته شده است. با صراحت مندرجات ماده ۶۴۵ قانون مجازات اسلامی عدم ثبت واقعه ازدواج  برای زوجه جرم نیست.ثبت ازدواج اصولا دعوایی است برای زمانی که مرد مجددا ازدواج کرده است.یعنی افراد اصولا ازدواج اولشان را به راحتی ثبت می کنند در حالی که برای بقیه ازدواج هایشان ولو اگر دائم باشد، عجله ای به ثبت آن ندارند.

انواع نکاح:

نکاح دو نوع است: نکاح دائم و موقت. مقرراتی که قانون گذار برای ثبت ازدواج گذاشته است فقط شامل نکاح دائم می شود یعنی مردی که به طور دائم ازدواج می کند تکلیف قانونی دارد که ازدواجش را ثبت کند،اگر مرد بعد از انجام مواقعه اقدام به ثبت واقعه ازدواج نماید، به تکلیف قانونی خود عمل نموده و وجود فاصله زمانی بین اجرای صیغه ازدواج و ثبت آن موجب تعقیب شوهر نخواهد بود. اما از آنجایی که ذات نکاح موقت، موقتی است و اصولا برای رفع نیازهای جنسی موقتی مرد است، تکلیفی به ثبت آن وجود ندارد و همان صیغه ی کهخوانده می شود، برای ایجاد نکاح موقت کفایت می کند و حتی دست نوشته ای مبنی بر وقوع  نکاح موقت، کافی است.

طرح دعوای ثبت نکاح دائم:

معمولا دعوای ثبت نکاح دائم از سوی زن دوم صورت می گیرد چون افراد در ثبت ازدواج دائم اولشان زودتر عمل می کنند.اصولا ازدواج دوم مرد نیز بدون اذن همسر اولش است. در حالی که قانون گذار برای ازدواج مجدد مرد شرایطی را در نظر گرفته است.ماده ۱۶ قانون حمایت خانواده، ازدواج دوم مرد را منوط به تحقق شرایطی از جمله رضایت همسر اول، عدم قدرت همسر اول به ایفای وظایف زناشویی، عدم تمکین یا عقیم بودن زن و… نموده است و متقاضی ازدواج دوم باید درخواست اذن به ازدواج  را از دادگاه نماید.

ازدواج مجدد مرد :

مطابق ماده ۱۷ همین قانون، دادگاه با انجام اقدامات ضروری و در صورت امکان، تحقیق از زن فعلی و احراز توانایی مالی مرد و اجرای عدالت، اجازه اختیار همسر جدید را خواهد داد. بنابراین، سردفتر ازدواج، از ثبت ازدواج مجدد مرد متأهل بدون اذن دادگاه ممنوع می‌باشد.پس، از یک طرف مرد نمی تواند بدون اذن دادگاه یا اجازه همسر اولش با زنی ازدواج کند و اگر ازدواج کرد، سردفتر حق ثبت آن را ندارد. و عدم ثبت نکاح دائم نیز جرم است و مجازات دارد.از طرف دیگر، ازدواجی که واقع شده صحیح است و حقوق همسر دوم مطرح می شود که در صورت عدم ثبت ازدواج، حقوق همسر دوم پایمال می شود.

همسر دوم چگونه باید دعوای ثبت نکاح را مطرح کند؟

برخی از قضات معتقدند چنین دعوایی قابل استماع نیست چون ازدواج مجدد مرد باید با شرایط قانونی باشد و تنها در صورتی که شرایط قانونی باشد، همسر دوم می تواند چنین دعوایی را مطرح کند. اما اکثریت قضات معتقدند این دعوا از سوی زوجه دوم قابل استماع هست چون ازدواج صحیح واقع شده و عدم ثبت آن حقوق زن دوم را پایمال می کند درحالی که این مرد است که باید مجازات ببینید و حق کسی را نمی توان ضایع کرد.برای جمع نظرات می توان به ماده ۳۲ قانون ثبت استناد نمود: مطابق ماده ۳۲ قانون ثبت احوال، ازدواج‌هایی که در دفاتر رسمی به ثبت نرسیده باشند با وجود شرایط ذیل قابل ثبت در اسناد سجلی زوجین است: ارائه اقرار نامه رسمی مبنی بر وجود رابطه زوجیت بین متقاضیان ثبت واقعه ازدواج؛ در موقع تنظیم اقرار نامه سن زوج از بیست سال تمام و سن زوجه از هجده سال تمام کمتر نباشد؛ گواهی ادارات ثبت احوال محل صدور شناسنامه‌های زوجین به این که در تاریخ اعلام واقعه، طرفین در قید ازدواج دیگری نباشند؛ همچنان که از حکم ماده ۳۲ قانون ثبت احوال برمی‌آید، ازدواج مردی که دارای همسر دیگری است قابل ثبت نیست و با توجه به اختلاف نظر بین قضات در زمینه ثبت ازدواج دوم معلوم می‌شود، رویه قضائی مخدوش است. 

فرآیند شکایت و رسیدگی:

رسیدگی در دادسرا: این شکایت پس از ثبت شکواییه توسط زوجه، توسط معاونت ارجاع به یکی از شعب بازپرسی دادسرا ارسال می شود. دفتردار پس از وصول شکواییه آن را ثبت و پرونده را نزد بازپرس پرونده ارسال می کند. بازپرس پرونده نیز پس از بررسی محتویات شکایت طرح شده، دستور احضار دو طرف دعوای کیفری را به دفتردار خود می دهد. در ادامه احضاریه توسط مدیر دفتر شعبه بازپرسی تنظیم و برای دو طرف ارسال می شود. هر دو طرف دعوای کیفری، روز رسیدگی در شعبه بازپرسی حضور می یابند و زوجه پرونده شکایت مندرج در شکواییه خود را دوباره مطرح می کند. در مقابل، مرد نیز ارتکاب جرم توهین را از سوی خود نسبت به زن پرونده انکار می کند؛ اما زن شواهد یا مدارکی را برای اثبات موضوع مجرمانه در جلسه رسیدگی دادسرا حاضر می کند. متهم پرونده نیز در دفاع ممکن است ایراداتی را به شاهد وارد کند که در این صورت دادگاه باید به این ایرادات رسیدگی نماید.

رسیدگی در دادگاه:

ممکن است زن از قرار صادره به دادگاه کیفری شکایت می کند. با ارسال پرونده به مجتمع قضایی، پرونده از سوی معاونت ارجاع به یکی از شعب دادگاه های کیفری ارسال می شود. قاضی دادگاه کیفری نیز پرونده را مطالعه می کند و دستور تعیین وقت جلسه رسیدگی می دهد. زمان رسیدگی به زن و شوهر در قالب یک اخطاریه ارسال می شود. در روز جلسه رسیدگی ، زن و شوهر در جلسه رسیدگی دادگاه حاضر می شوند. شاکی، دلایل خود را  ارئه می کند و در قابل متهم نیز دفاعیات خود را اظهار می دارد. قاضی ضمن شنیدن به اظهارات دو طرف و بررسی مدارک و دفاعیات دو طرف تصمیم لازم را می گیرد. اینکه مدارکی که ارائه می کند تا چه اندازه معتبر باشد، به رای و نظر قاضی بستگی دارد در نهایت، ممکن است قاضی قرار صادره در دادسرا را استوار بداند یا اینکه آن را رد نماید.

اثبات رابطه زوجیت :

برای اینکه بتوان دعوای ثبت نکاح را مطرح نمود، زن ابتدا باید رابطه زوجیت را اثبات نماید. اثبات اینکه زوجیت بین زن و مرد رخ داده است، در صلاحیت دادگاه خانواده است. بنابراین، زن که اقدام به دعوای ثبت نکاح می کند، در ابتدا قرار اناطه صادر می شود تا دادگاه خانواده به بررسی رابطه زوجیت اقدام و حکم صادر کند.سپس، فرآیند رسیدگی اغاز می شود. قرار اناطه یعنی مرجع رسیدگی، ادامه فرایند رسیدگی را منوط به اثبات امری می کند؛مثلا در اینجا برای اینکه رسیدگی به دعوای ثبت نکاح منوط به اثبات زوجیت در دادگاه خانواده است، پس تا در مورد رابطه زوجیت تعیین تکلیف نشود، رسیدگی دعوای ثبت نکاح ادامه نمی یابد. در این مرحله زن می تواند از مدارک مختلفی چون شهادت شهود، اقرارنامه رسمی مبنی بر وجود رابطه زوجیت و … استفاده نماید. اگر رابطه زوجیت اثبات شود، حکم آن قابل استناد در مرجع رسیدگی به دعوای ثبت نکاح است. در این زمان،مرد نیز احضار می شود تا دفاعیاتی را اعلام کند. دفاعیات مرد ممکن است مورد پذیرش دادگاه قرار بگیرد که در این صورت دعوای زوجه رد می شود و یا ممکن است دفاعیات مرد رد شود و مرد ملزم به ثبت نکاح گردد.در این صورت اگر مرد بدون اجازه همسر اولش همسر دوم اختیار کرده باشد، حق طلاق برای همسر اول به وجود می آید.

مجازات:

ماده۴۹ قانون حمایت خانواده مقرر داشته: “چنانچه مردی بدون ثبت در دفاتر رسمی به ازدواج دائم، طلاق یا فسخ نکاح اقدام یا پس از رجوع تا یک ماه از ثبت آن خودداری یا در مواردی که ثبت نکاح موقت الزامی است از ثبت آن امتناع کند، ضمن الزام به ثبت واقعه به پرداخت جزای نقدی درجه پنج و یا حبس تعزیری درجه هفت محکوم می شود.این مجازات در مورد مردی که از ثبت انفساخ نکاح و اعلام بطلان نکاح یا طلاق استنکاف کند نیز مقرر است.با اینکه در قانون دو نوع مجازات با دو درجه مختلف یعنی جزای نقدی درجه پنج و یا حبس تعزیری درجه هفت برای آن در نظر گرفته اما مطابق با تبصره۳ ماده۱۹ قانون مجازات اسلامی جرم درجه ۵ محسوب گردیده و رسیدگی به آن درصلاحیت دادسرا است و مشمول ماده ۳۴۰ قانون آیین دادرسی کیفری , یعنی رسیدگی مستقیم دردادگاه نمی شود. البته ابتدا باید رابطه زوجیت در دادگاه خانواده اثبات شود.

۱- برای ثبت نکاح چیکار باید بکنم ؟

۲- اگر ازدواجم را ثبت نکنم چه می شود؟

۳- آیا عدم ثبت نکاح جرم است و مجازات دارد؟

۴- آیا عدم ثبت نکاح جرم قابل گذشت است؟

۵- اگر شوهرم نخواهد ازدواج را ثبت کند، چه کار باید بکنم تا ثبت شود؟

 

پایین نظرات بقیه رو درباره ما ببین و نظر خودت رو وارد کن اگه سوالی هم داری از ما بپرس ، سریع جوابت رو میدیم

مجازات دعوا | روش شکایت و مراحل آن | مشاوره تلفنی

 حتی ممکن است کار به  جایی برسد که تعداد طرف های حاضر در دعوا زیاد باشند و گاهی برخی از افراد عمدا  گروه ها یدسته جمعی را تشکیل می دهند تا به دعوا و نزاع بپردازند. همچنین، یکی از مهمترین دلایل مراجعه به پزشکی قانونی و مراجع قضایی، «نزاع و درگیری» است؛پس، لازم است که قانونگذار جرم انگاری کرده تا بتوان از حقوق افراد حمایت و از این  نزاع ها در محل های مختلف جلوگیری کند. این جرم با عناوینی چون منازعه،نزاع،درگیری،دعوای خیابانی، نزاع دسته جمعی و …. شناخته می شود.

منازعه و دعوا

منازعه و دعوا یعنی درگیری جسمی که شامل درگیری لفظی نمی شود. افراد حاضر در دعوا باید جمع باشند یعنی اصولا وقتی دعوا با حضور حداقل ۳ نفر رخ بدهد و این افراد با یکدیگر از نظر جسمی و فیزیکی گلاویز بشوند،می توان گفت که دعوا و درگیری رخ داده است. بنابراین، هر اقدام دیگری که این ویژگی ها را نداشته باشد، نمی توان  نزاع و درگیری به حساب آورد.

ارکان منازعه و دعوا :

برای اینکه جرم دعوا و درگیری رخ بدهد باید برخی عناصر و ارکان موجود باشد.از جمله یاین ویژگی ها می توان به موارد زیر اشاره کرد:۱- باید درگیری جسمی و فیزیکی رخ بدهد. پس اگر درگیری لفظی باشد، جرم دعوا و منازعه نیست بلکه ممکن است مشمول سایر عناوین مجرمانه مثل توهین و فحاشی و افتراء و … شود.۲- در منازعه حداقل باید سه نفر حضور داشته باشند. برای اینکه این جرم رخ بدهد باید افرادحاضر در منازعه سه نفر یا بیشتر باشند. اگر از ۳ نفر کمتر باشند، نزاع دسته جمعی محسوب نشده ولی ممکن است مشمول سایر عناوین مجرمانه شد.۳- جرم منازعه، به مداخله در واقعه ی درگیری و منازعه محقق می شود؛ هر چند خود مرتکب مبادرت به ایراد صدمه نکرده باشد. یعنی صرف اینکه افراد در نزاع حضور داشته باشند کافی است و لازم نیست حتما نتیجه ای داشته باشد مثل اینکه شخصی آسیب ببیند یا به قتل برسد.اگر در آن به شخصی در اثر جراحات وارده آسیبی برسد که منجر به قتل یا قطع عضو شد، مجازات قتل یا قطع عضو هم اجرا می شود.۴- شرط تحقق شرکت در نزاع دسته جمعی، نامعلوم بودن نحوه و کیفیت فعل مجرمانه افرادحاضر در منازعه است؛ زیرا اگر بتوان مرتکب اصلی را شناخت با او در حدود مواد راجع به ضرب و جرح عمدی رفتار خواهد شد.۵- فردی که از صدمه ای که در اثر منازعه به وی وارد شده شکایت می کند باید رابطه علیت بین صدمه  منازعه را اثبات کند، به طوری که اگر منازعه نبود، صدمه ای هم وارد نمی شد. بنابراین در قانون ذکر شده است که نزاع شامل صدمات حادث شده در حین فرار و به واسطه تصادف کردن یا افتادن بر زمین نمی شود.

فرآیند دعاوی کیفری با حضور وکیل آسان تر و سریع تر طی می شود. وکلای کیفری به صورت تخصصی در راستای موفق شدن موکل خود عمل می کنند.

 مجازات نزاع و دعوا:

۱- مجازات درگیری ساده:

اگر نزاع و درگیری در حد منازعه دسته جمعی نباشد و تنها یک درگیری ساده باشد،دو طرف بر اساس ماده  ۶۱۴ قانون مجازات اسلامی به واسطه ضرب و جرح عمدییکدیگر و یا بر اساس ماده ۶۱۸ به خاطر اخلال در نظم و آسایش و آرامش عمومی یا بازداشتن مردم از کسب و کار قابل تعقیب و مجازات هستند.

۲- مجازات نزاع دسته جمعی:

ماده ۶۱۵ قانون مجازات اسلامی مقرر است که:«هر یک از شرکت کنندگان در نزاع حسب مورد به مجازات زیر محکوم می شوند.اول، در صورتی که نزاع منتهی به قتل شود به حبس از یک تا ۳سال. دوم، در صورتی که منتهی به نقص عضو شود، به حبس از یک تا ۳ سال. سوم، در صورتی که منتهی به ضرب و جرح شود، به حبس از سه ماه تا یک سال.»این مجازات حبسی که در نظر گرفته شده است، برای شرکت در منازعه است در حالی که اگر قتل، قصاص عضو یا ضرب و جرح ثابت شود، مجازات قصاص و دیه نیز به حبس اضافهمی شود. یعنی شرکت کنندگان در نزاع باید علاوه بر حبسی که مجازات شرکتشان در منازعه است، بکشند، در صورتی که قاتل یا کسی که ضربه ی او باعث نقص عضو یا ضربو شتم شده ، مشخص باشد همان به مجازات قصاص یا دیه نیز محکوم می شود و چنانچه آسیب وارد کننده مشخص نباشد، به نسبت بین شرکت کنندگان تقسیم می شود یا اولیای دم مقتول می توانند با پرداخت اضافه دیه، درخواست قصاص کنند.

۳- مجازات وارد کردن جراحت عمدی :

بر اساس ماده ۶۱۴ قانون مجازات اسلامی، «هرکس عمدا به دیگری جرح یا ضربی وارد آورد که موجب نقصان یا شکستن یا از کار افتادن عضوی از اعضا یا منتهی به مرض دایمی یا فقدانیا نقص یکی از حواس یا منافع یا زوال عقل مجنی علیه گردد در مواردی که قصاص امکان نداشته باشد چنانچه اقدام وی موجب اخلال در نظم و صیانت و امنیت جامعه یا بیم تجریم رتکب یا دیگران گردد به دو تا پنج سال حبس محکوم خواهد شد و در صورت درخواست مجنی علیه مرتکب به پرداخت دیه نیز محکوم  می شود.»

۴- مجازات شروع کننده دعوا:

شروع کننده دعوا تفاوتی نخواهد داشت لذا در صورتیکه ضرب و شتم رخ داده باشد، مجازات دیه و حبس خواهد داشت که معمولا حبس به جزای نقدی تبدیل می شود.غیرقابل گذشت بودن:قانون‌گذار فرض گرفته است که وقتی عده‌ای با هم درگیر و گلاویز می‌شوند، نظم عمومی جامعه را مختل می‌کنند به همین خاطر برای آنها مجازاتی از نوع حبس در نظر گرفته و برابرماده ۱۰۴ قانون مجازات اسلامی این مجازات‌ها غیرقابل گذشت است.

در صورت نیاز به وکیل برای پرونده های «دعوا و درگیری و منازعه» می توانید از مشاوره حقوقی مجموعه وکلای کیفری خبره در وکیل نوین از طریق ارسال فرم درخواست مشاوره یا تماس تلفنی و حضوری بهره مند شوید .

۰۹۱۵۱۰۲۶۸۹۷ – ۰۵۱۳۶۱۴۴۶۴۴

جنبه خصوصی جرم دعوا:

گفتیم که جرم منازعه غیرقابل گذشت است یعنی شرکت کنندگان در منازعه در هر صورت محکوم به تحمل حبس می شوند. اما در صورتی که خسارتی در هنگام منازعه به دیگران وارد کنندگان، به مجازات همان محکوم می شوند. برای مثال اگر در منازعه فردی به قتلبرسد، قصاص در انتظار قاتل است علاوه بر حبس که مجازات شرکت در منازعه است.یا اگر به اموال شخصی آسیب برسد، کسی که آسیب وارد کرده باید جبران خسارت بکند.بنابراین، هم مجازات شرکت در منازعه و هم مجازات جنبه خصوصی این جرم وجود دارد.

فرآیند شکایت و رسیدگی:

رسیدگی در دادسرا:

این شکایت پس از ثبت شکواییه توسط شاکی، توسط معاونت ارجاع به یکی از شعب بازپرسی دادسرا ارسال می شود. دفتردار پس از وصول شکواییه آن را ثبت و پرونده را نزد بازپرس پرونده ارسال می کند. بازپرس پرونده نیز پس از بررسی محتویاتشکایت طرح شده، دستور احضار دو طرف دعوای کیفری را به دفتردار خود می دهد. در ادامه احضاریه توسط مدیر دفتر شعبه بازپرسی تنظیم و برای دو طرف ارسال می شود. هر دو طرف دعوای کیفری، روز رسیدگی در شعبه بازپرسی حضور می یابند و شاکی پرونده شکایت مندرج در شکواییه خود را دوباره مطرح می کند. در مقابل، متهم نیز ارتکاب جرم توهین را از سوی خودنسبت به شاکی پرونده انکار می کند؛ اما شاکی دعوا شواهد یا مدارکی را برای اثبات موضوع مجرمانه در جلسه رسیدگی دادسرا حاضر می کند. متهم پرونده نیز در دفاع ممکن است ایراداتیرا به شاهد وارد کند که در این صورت دادگاه باید به اینایرادات رسیدگی نماید.

رسیدگی در دادگاه:

ممکن است شاکی پرونده از قرار صادره به دادگاه کیفری شکایت می کند. با ارسال پرونده به مجتمع قضایی،  پرونده از سوی معاونت ارجاع به یکی از شعب دادگاه های کیفری ارسال می شود.قاضی دادگاه کیفری نیز پرونده را مطالعه می کند و دستور تعیین وقت جلسه رسیدگی می دهد. زمان رسیدگی به شاکی و متهم در قالب یک اخطاریه ارسال می شود. در روز جلسه رسیدگی ،شاکی و متهم در جلسه رسیدگی دادگاه حاضر می شوند. شاکی، دلایل خود را ارئه می کند ودر قابل متهم نیز دفاعیات خود را اظهار می دارد. قاضی ضمن شنیدن به اظهارات دو طرف و بررسی مدارک و دفاعیات دو طرف تصمیم لازم را می گیرد. اینکه مدارکیکه شاکی ارائه می کندتا چه اندازه معتبر باشد، به رای و نظر قاضی بستگی دارد در نهایت، ممکن است قاضی قرار صادرهدر داد سرا را استوار بداند یا اینکه آن را رد نماید.

۱- منظور از دعوا و درگیری چیست؟

۲- چه مواردی دعوا محسوب می شود؟

۳- برای شکایت از دعوا و زد و خورد چه کار باید بکنم و کجا باید بروم؟

۴- مجازات دعوا چیست؟

۵- ارکان جرم دعوا و منازعه چیست؟

۶- آیا جرم دعوا و منازعه قابل گذشت است؟

تمکین | مراحل رسیدگی | شرایط آن

تمکین

به محض اینکه پیمان ازدواج بسته می شود، زن و شوهر حقوق و تکالیفی نسبت به یکدیگر پیدا می کنند.اگرچه معمولاً نشوز فقط به نافرمانی زن از طریق عدم تمکین به شوهر اشاره دارد اما نافرمانی شوهر نیزدر نوشته‌های فقهی نشوز نامیده می‌شود هرچند اصطلاح تمکین در مورد شوهر استفاده نمی‌شود.هنگامی هم که این وظیفه‌ناشناسی دوجانبه باشد آن را شقاق می‌نامند. (صفایی و امامی، ص ۱۳۰)اصولا تمکین برای زن و از حقوق مرد به شمار می رود چرا که در قوانین ایران، ریاست مرد بر خانواده پذیرفته شده است و برای اینکه این ریاست اجرا شود، در مقابل زن باید در انجام وظایفی چون تربیت فرزندان و … از مرد پیروی نماید.

تعریف تمکین :

ماده ۱۱۰۲ قانون مدنی تمکین را از وظایف زوجه در مقابل زوج پس از انعقاد عقد ازدواج و از آثاز روابط زوجیت دانسته است. تمکین یعنی زوجه در انجام وظایف زناشویی، سکونت در منزل مشترک که شوهر اختیار کردهو حسن معاشرت در تشیید مبانی خانواده از جمله تربیت فرزندان و نحوه معاشرت ها و … از شوهر اطاعت کند که در اصطلاح حقوقی به آن تمکین می گویند و انواعی دارد: تمکین عام و خاص. پس، تمکین در لغت به معنای پیروی و فرمانبرداری است اما در اصطلاح حقوقی یعنی انجام وظایفی که طبق قانون و شرع بر عهده زن می باشد.از آنجایی که تمکین در قانون از وظایف زن آمده، عدم تمکین باعث مجازات می باشد که مجازات آن نشوز زن است و نفقه ای به او تعلق نمی گیرد.

انواع تمکین :

تمکین دو نوع است:تمکین عام :همان اطاعت زن از شوهر در موارد کلی مثل تربیت فرزندان، نحوه معاشرت ها، محل سکونت، ترک نکردن منزل مشترک و… در کل هر اختلاف نظری که بین زن و شوهر باشد، به حکم ریاست مرد، زن باید تمکین عام و پیروی و اطاعت از شوهر کندتمکین خاص :  به طور خاص یعنی زن نیازهای جنسی شوهر را برطرفنماید.در هردو نوع از این تمکین ها باید توجه داشت که:اولا) زن تا جایی که عذر یا مانع شرعی ، عرفی یا قانونی موجود نباشد باید تمکین کند. یعنی زن چه در وظایف عام خود و چه در برطرف کردن نیازهای جنسی شوهر چنانچه مانعی وجود داشته باشد، زن می تواند تمکین نکند و ناشزه هم محسوب نمی شود.ثانیا) به طور متقابل مرد نیز وظایفی در مقابل زن دارد همان طور که در برخی منابع فقهی آمده که در صورتی کهمرد وظایف خود را انجام ندهد یا مخارج منزل را پرداخت نکند، حق امر و نهی ندارد (جواهرالکلام) و زن می تواند تمکین نکند. همچنین، مرد نیز متقابلا باید نیازهای جنسی زن را برطرف نماید. در صورتی که مرد وظایف خود رابه خوبی انجام ندهد، مصداق سوء معاشرت محسوب شده و در صورت عسر و حرج زن باعث حق طلاق زن می گردد.

نحوه اثبات عدم تمکین:

چنانچه زن از مرد تمکین نکند، مرد می تواند با مراجعه به دادگاه الزام به تمکین زوجه را درخواست کند. قبل از این کار مرد می تواند اظهارنامه ای را پر کرده و برای زن بفرستد. این اظهارنامه بعدا می تواند اثبات کننده عدم تمکین زن باشد. مدارک دیگری نیز می تواند در این زمینه مورد تایید قاضی قرار بگیرد از جمله شهودی که عدم تمکینزن را شهادت می دهند. شکایت مرد از عدم تکمین زن یک دعوای خانوادگی است که در صورت اثبات منجر به نشوز زن شده و لازم نیستدیگر به زن نفقه بپردازد. در مقابل چنانچه مرد منزل مشترک را ترک نماید یا نفقه را نپردازد و یا وظایف خود را انجام ندهد به طوری که مصداق سوء معاشرت باشد، زن می تواند با مراجعه به دادگاه الزام مرد یا حقوق مالی خود ازجمله مهریه و نفقه خود یا نفقه فرزندان را مطالبه نماید.حتی در مواردی که توانایی مالی مرد اثبات شود، عدمپرداخت نفقه از سوی مرد جرم محسوب شده و زن می تواند شکایت کیفری نماید تا مرد زندانی شود.

نحوه رسیدگی:

رسیدگی به پرونده های خانوادگی از حساسیت و پیچیدگی خاصی برخوردار است که هم هزینه بر و هم زمان بر است. گاها پرونده های خانوادگی  تا ۸ سال نیز طول کشیده است چون فرایند مداومی است که به یک باره منجربه طلاق نمی شود. در مورد دعوای عدم تمکین مرد پس از اظهارنامه ایکه برای همسرش فرستاده اگر زن بهعدم تمکین خود ادامه بدهد، مرد می تواند دادخواست الزام زوجه به تمکین را در دادگاه خانواده ثبت نماید. پس از ثبت دادخواست و ابلاغ آن به طرفین، جلسه دادرسی آغاز می شود. برای این‌که زن نیز از این شکایت مطلع شود،باید نشانی دقیقی از محل سکونت فعلی زن به دادگاه ارائه شود تا برای زن اخطاریه جهت حضور در دادگاه ارسال شود. در مواردی که زن منزل مشترک را ترک کرده است، قاعدتا مرد نمی‌تواند نشانی منزل خود  یعنی همان منزلمشترک  را بدهد چون مرد می‌گوید همسرش از خانه خارج شده و دیگر بازنگشته است.

پس از تشکیل جلسه دادرسی :

پس از تشکیل جلسه دادرسی، مرد می تواند مدارک خود را که اثبات کننده عدم تمکین زن است، به قاضی بدهد. این مدارک می تواند اظهارنامه ای باشد که مرد ابتدائا برای زن فرستاده، شهادت شهود و … . سپس، قاضی از زن می خواهد که دفاعیات خود را مطرح نماید. چنانچه هیچ مانع شرعی و عقلی، قانونی یا عرفی برای تمکین زن وجود نداشته باشد، قاضی ابتدائا حکم به الزام زن به تمکین می دهد و در صورت تکرار عدم تمکین، زن ناشزه شده و دیگر نفقه به او تعلق نمی گیرد. قانون مدنی در ماده ۱۱۰۸ به صراحت بیان می‌دارد: «هرگاه زن بدون مانع مشروع از ادای وظایف زوجیت امتناع کند، مستحق نفقه نخواهد بود.»ضمن اینکه در صورت عدم تمکین زن، مرد می‌تواند با مراجعه به دادگاه خانواده تقاضای صدور حکم بر تجویز ازدواج مجدد نماید.

تمکین زن

البته برای تمکین زن مرد باید مقدمات و لوازم آن را از جمله مسکن مناسب و لوازم ضروری سکونت مهیا نماید و زن باید ضمن سکونت در منزل شوهر خود نسبت به ادای وظایف زناشویی اقدام کند.در صورتی که زن بتواند موانعی را برای عدم تمکین خود اثبات کند، ناشزه نخواهد شد و مرد محکوم به بی حقی می شود. و در صورتی که مرد به وظایف خویش عمل نکند، در این‌صورت زن می‌تواند با مراجعه به دادگاه الزام همسر را به انجام وظایف و تکالیف قانونی و شرعی خود درخواست کند. نشوز مرد، سوءِ معاشرت یا همان بدرفتاری تلقی می‌شود و می‌تواند از مصادیق عسر و حرج باشد و طبق قانون زن می‌تواند با طی مراحل قانونی، درخواست طلاق بدهد.

موانع:

زن در صورتی که موانعی باشد، می تواند تمکین نکند- چه عام و چه خاص- و ناشزه هم محسوب نمی شود. این موانع به چند دسته تقسیم می شوند:

۱- موانع مربوط به سکونت در منزل مشترک:

۱- ماده ۱۱۱۵ قانون مدنی می گوید: “اگر بودن زن با شوهر در یک منزل متضمن خوف ضرر بدنی مالی یا شرافتی برای زن باشد زن می تواند منزل علیحده (جداگانه) اختیار کند ، در صورت ثبوت مظنه ضرر مزبور، محکمه حکم به بازگشت زن به منزل شوهر را نخواهد داد و مادام که زن در بازگشتن به منزل معذور باشد نفقه به عهده شوهرش خواهد بود.» بنابراین، اگر زن در منزل مشترک خطری او را تهدید نماید، می تواند جداگانه زندگی کند بدون اینکه نفقه ی او قطع شود. البته باید از طریق دادگاه اقدام کرده و ضرر را اثبات نماید.۲- اگر مطابق ماده ۱۱۱۴ قانون مدنی حق سکونت و تعیین منزل مشترک به زوجه داده شده باشد، شوهر درهمان منزل با همسر خود زندگی خواهد کرد زوجه نیز موظف به اطاعت از شوهر خود و ادای سایر وظایف زوجیت در همان منزل می باشد. یعنی دیگر زن وظیفه ای ندارد که به محلی که مرد تعیین می کند، برود.۳- مرد وظیفه دارد تا منزل مطابق با شان زوجه تهیه نماید. چنانچه مرد این وظیفه را نتواند انجام بدهد، زن تکلیفی به حضور در منزل مشترک ندارد. مانند انکه شوهر زن خود را که شایسته داشتن خانه مستقلی هست به اطاقی که در کاروانسرا است یا اطاق کرایه نشینی ببرد یا منزل در ناحیه غیر متناسب با شئون زن انتخاب کند .

۲- موانع مربوط به ترک منزل :

۱- هر گاه زن برای انجام تکلیف مذهبی واجب، از شوهر اجازه بیرون رفتن بخواهد اما شوهر اجازه ندهد زن می تواند خارج شود و این امر موجب نشوز او نمی شود مانند آنکه زن متطیع شود و بخواهد به حج برود و یا به حمام برای ادای نماز های واجب برود.۲- هرگاه پزشک خروج زن را از منزل برای مداوا لازم بداند و شوهر اجازه ندهد ، زن می تواند خارج گردد و باعث نمی شود که زن ناشزه شود مانند آنکه زن مبتلا به بیماری گردد که برای مداوا باید به بیمارستان یا خارج از کشور برود.۳- مرد نمی تواند خارج از عرف زن را از دیدار خانواده اش محروم کند.

۳- موانع مربوط به تمکین خاص :

تمکین خاص یعنی برطرف کردن نیازهای جنسی که در صورت عدم تمکین زن، زن ناشزه محسوب می شود اما گاهی علت هایی وجود دارد که زن را از تمکین معاف می کند. از جمله این موانع اینها هستند:

۱- حق حبس:

ماده ۱۰۸۵ قانون مدنی در این مورد گفته است: «زن می‌تواند تا مهر به او تسلیم نشده از ایفاء وظایفی که در مقابل شوهر دارد امتناع کند مشروط بر اینکه مهر او حال باشد و این امتناع مسقط حق نفقه نخواهد بود.» حق حبس یعنی زوجه از زمانی که باکره است، می تواند تمکین خاص در مقابل شوهر نداشته باشد و ابتدا درخواست حقوق مالی خود از جمله مهریه را کند. حق حبس فقط مربوط به تمکین خاص است و زن باید وظایف دیگری که در مقابل شوهر دارد مثل سکونت در منزل مشترک و .. را انجام دهد. این فرض مربوط به زمانی که زن و مرد ازدواج کرده اند اما زوجه همچنان باکره است، پس می تواند تا زمانی که تمام مهریه به او پرداخت نشده رابطه ی جنسی با شوهر برقرار نکند. حتی اگر دادگاه پرداخت مهر را قسط بندی کند، تا آخرین قسط پرداخت نشده، زن می تواند تمکین خاص نکند بدون اینکه نفقه را از دست بدهد. البته این حق با اولین رابطه جنسی بین زوجه و شوهر از بین می رود.

۲-روابط زناشویی :

۱- عادت ماهیانه زن که از عذرهای شرعی برای تمکین خاص محسوب می شود.۲- اگر رابطه جنسی، آسیب جسمانی برای زن به همراه داشته باشد.۳- اگر شوهر از زن بخواهد که زن با فرد دیگری غیر از خودش(شوهر) رابطه جنسی داشته باشد اعم از اینکه آن فرد مرد باشد یا زن. در این صورت اگر زن بتواند این درخواست مرد را اثبات کند، مجازات کیفری هم برای مرد خواهد داشت.۴- اگر شوهر بخواهد که زن برای تحریک او صحبت های جنسی و تحریک آمیز از طریق تلفن یا پیامک یا گفتگوی مستقیم یا هر راه دیگری با نفر سومی داشته باشد.۵- اگر شوهر رابطه ی معقدی بخواهد اما زن راضی نباشد.۶- اگر شوهر بخواهد که نفر سومی اعم از زن یا مرد در رابطه ی جنسیشان شریک باشد.۷- اگر مرد براساس اختلالات جنسی مثل سادیسم جنسی، ضرب و شتم هنگام رابطه یا … درخواست های جنسی از زن داشته باشد.در همه ی موارد زن می تواند تمکین نکند در عین حال که ناشزه نمی شود و نفقه اش قطع نمی گردد.۱- تمکین چه معنایی دارد؟ ۲- انواع تمکین کدامند؟ ۳- مجازات عدم تمکین چیست؟ ۴- در چه صورتی زن می تواند از مرد تمکین نکند؟ ۵- تفاوت تمکین عام و خاص چیست؟ ۶- شوهر چطور می تواند عدم تمکین زوجه را اثبات کند؟ ۷- نحوه رسیدگی که دعوای عدم تمکین چیست؟منابع:۱- صفائی، حسین و امامی، اسدالله، مختصر حقوق خانواده، تهران: نشر میزان، چاپ هشتم، بهار ۸۴.۲- جواهر الکلام، محمدحسن نجفی

جرایم سیاسی | انواع و مجازات آن

 

جرایم سیاسی

طرح “جرم سیاسی” اواخر سال ۹۲ از سوی جمعی از وکلای مجلس نهم تهیه شد و در نهایت در ۲۰ اردیبهشت ‌ماه ۹۵ در صحن مجلس تصویب شد و شورای نگهبان نیز در ۲۹ اردیبهشت‌ ماه این طرح را تایید کرد. این قانون «جرم سیاسی» و جدایی آن از «جرایم امنیتی و خرابکارانه» را تعریف کرده است. دلیل تصویب این قانون این بود که جرایم علیه امنیت ملی پیش‌تر در قانون مجازات اسلامی طرح شده بودند اما با وجود این هرگز تعریفی از جرایم سیاسی یا جرایم امنیتی وجود نداشت و این، باعث شده بود که ابهامات زیادی ایجاد گردد. بنابراین، مشکلاتی در تفسیر و اجرای این قوانین ایجاد شده بود.

قانون جرم سیاسی(مصوب ۱۳۹۵/۰۲/۲۰):

ماده۱  :جرم سیاسی جرمی است که هر یک از جرائم مصرح در ماده(۲) این قانون با انگیزه اصلاح امور کشور علیه مدیریت و نهادهای سیاسی یا سیاست‌ های داخلی یا خارجی کشور ارتکاب یابد، بدون آنکه مرتکب قصد ضربه‌ زدن به اصل نظام را داشته باشد.ماده۲ : مصادیق جرایم زیر در صورتی که « با انگیزه اصلاح امور کشور علیه مدیریت و نهادهای سیاسی یا سیاست‌ های داخلی یا خارجی کشور ارتکاب یابد ، بدون آنکه مرتکب قصد ضربه ‌زدن به اصل نظام را داشته باشد » باشد ،

جرم سیاسی محسوب می‌شوند :

الف ـ توهین یا افتراء به رؤسای سه قوه، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، معاونان رئیس‌جمهور، وزرا، نمایندگان مجلس شورای اسلامی، نمایندگان مجلس خبرگان و اعضای شورای نگهبان به واسطه مسؤولیت آنانب ـ توهین به رئیس یا نماینده سیاسی کشور خارجی که در قلمرو جمهوری اسلامی ایران وارد شده است با رعایت مفاد ماده (۵۱۷) قانون مجازات اسلامی بخش تعزیراتپ ـ جرائم مندرج در بندهای(د) و (هـ) ماده(۱۶) قانون فعالیت احزاب، جمعیت‌ها، انجمن‌های سیاسی و صنفی و انجمن‌های اسلامی یا اقلیت‌های دینی شناخته‌شده مصوب ۱۳۶۰/۶/۷ت ـ جرائم مقرر در قوانین انتخابات خبرگان رهبری، ریاست جمهوری، مجلس شورای اسلامی و شوراهای اسلامی شهر و روستا به استثنای مجریان و ناظران انتخاباتث ـ نشر اکاذیبنحوه رسیدگی به جرائم سیاسی و مقررات مربوط به هیأت منصفه مطابق قانون آیین‌دادرسی کیفری مصوب ۱۳۹۲/۱۲/۴ است. دادسرا یا دادگاهی که پرونده در آن مطرح است، ابتدا باید تشخیص بدهد که آیا جرم سیاسی است یا خیر. متهم می‌تواند در هر مرحله از رسیدگی در دادسرا و تا پایان جلسه اول دادرسی در دادگاه نسبت به غیرسیاسی بودن اتهام خود اعتراض کند. مرجع رسیدگی‌ کننده طی قراری در این مورد اظهارنظر می‌ نماید. شیوه صدور و اعتراض به این قرار تابع مقررات قانون آیین‌ دادرسی کیفری است.

متهمان و محکومان به جرم سیاسی از امتیازات زیر برخوردارند:

الف ـ مجزا بودن محل نگهداری درمدت بازداشت و حبس از مجرمان عادیب ـ ممنوعیت از پوشاندن لباس زندان در طول دوران بازداشت و حبسپ ـ ممنوعیت اجرای مقررات ناظر به تکرار جرمت ـ غیرقابل استرداد بودن مجرمان سیاسیث ـ ممنوعیت بازداشت و حبس به صورت انفرادی به جز در مواردی که مقام قضائی بیم تبانی بدهد یا آن را برای تکمیل تحقیقات ضروری بداند لکن در هر حال مدت آن نباید بیش از پانزده روز باشد.ج ـ حق ملاقات و مکاتبه با بستگان طبقه اول در طول مدت حبسچ ـ حق دسترسی به کتب، نشریات، رادیو و تلویزیون در طول مدت حبس.

تعریف جرایم سیاسی :

طبق ماده ۱ این طرح، قانونگذار در واقع برای تعریف جرم سیاسی، به تعریف مصادیق آن پرداخته است و سیاسی دانستن این مصادیق را نیز منوط به «انگیزه اصلاح امور کشور بدون قصد ضربه زدن به اصل نظام» کرده است. پس، هر رفتار که با انگیزه اصلاح امور کشور بدون قصد ضربه زدن به اصل نظام هم باشد، سیاسی نیست و تنها مصادیقی که در ماده ۲ این طرح ذکرشده، از مصادیق جرم سیاسی می باشد.

مصادیق جرم سیاسی:

در ماده۲ این قانون مصادیقی ذکر شده که در صورتی که با «انگیزه اصلاح امور کشور بدون قصد ضربه زدن به اصل نظام» باشد، جرم سیاسی محسوب می‌شوند:الف) توهین یا افترا به مقامات سیاسیب) توهین به رئیس یا نماینده سیاسی کشور خارجی که در قلمرو جمهوری اسلامی ایران وارد شده است با رعایت مفاد ماده (۵۱۷) قانون مجازات اسلامی بخش تعزیرات برخلاف در این بند قانون گذار توهین را از افترا جدا کرده و تنها توهین به مقامات سیاسی خارجی را جرم سیاسی دانسته آن هم به شرطی که آن کشور هم توهین به مقامات ایرانی را جرم تلقی کرده باشد، و اگر کشوری در این خصوص رفتار متقابل نداشته باشد، ایران هم الزامی برای جرم انگاری توهین به رییس یا نماینده کشور خارجی ندارد.پ) جرائم مندرج در بندهای(د) و (هـ) ماده(۱۶) قانون فعالیت احزاب، جمعیت‌ها، انجمن‌های سیاسی و صنفی و انجمن‌های اسلامی یا اقلیت‌های دینی شناخته‌شده مصوب  ۱۳۶۰/۶/۷٫»در واقع اگر احزاب و گروه‌ها در نشریات، اجتماعات و فعالیت‌های دیگرخود مرتکب این دو مورد شوند، به شرطی که اقدامشان به قصد اصلاح کشور و عدم ضربه زدن به اصل نظام باشد، مشمول این قانون می شوند.ت) جرائم مقرر در قوانین انتخابات به استثنای مجریان و ناظران انتخابات.»در واقع آن اقداماتی که کاندیداها یا هواداران آنها در راستای تبلیغات انتخاباتی، انجام می‌دهند، سیاسی محسوب می شود.ث) نشر اکاذیب.»

نشر اکاذیب :

در اینجا نشر اکاذیب مربوط به مواردی مانند توزیع شب‌نامه یا نشر اکاذیب در تریبون‌ها و منابر است که از شمول قوانین مطبوعاتی خارج می باشد؛ در غیراین صورت، نشر اکاذیب اگر از طریق مطبوعات و رسانه‌های رسمی باشد، مشمول قانون مطبوعات و یک جرم مطبوعاتی خواهد بود.

فرآیند رسیدگی:

در مقررات آیین دادرسی کیفری فرآیند رسیدگی به جرایم کیفری از مراحل طولانی و هزینه بری برخوردار است.در ماده ۴ قانون جرم سیاسی، آمده است که «نحوه رسیدگی به جرایم سیاسی و مقررات مربوط به هیات منصفه، مطابق با قانون آیین دادرسی کیفری خواهد بود.»هر شکایت کیفری که مطرح می شود ابتدا باید مرحله تحقیقات مقدماتی را نزد بازپرس بگذراند. پس از بررسی مدارک اولیه توسط بازپرس که در این راه ممکن است از آگاهی یا کلانتری – بسته به اهمیت موضوع- کمک گرفته شود، ممکن است قرار بازداشت موقت تا صدور حکم برای متهم  صادر شود. سپس، پرونده به دادسرا ارسال می شود. رسیدگی و برگزاری جلسه برای شنیدن اظهارات و دفاعیات طرفین و استفاده از شهادت شهود توسط دادستان انجام می شود.مرحله آخر نیز دادگاه می باشد

در ماده ۵ قانون جرم سیاسی مقرر کرده است :

«تشخیص سیاسی‌بودن اتهام با دادسرا یا دادگاهی است که پرونده در آن مطرح است. متهم می‌تواند در هر مرحله از رسیدگی در دادسرا و تا پایان جلسه اول دادرسی در دادگاه نسبت به سیاسی‌بودن اتهام ایراد کند. مرجع رسیدگی‌ کننده طی قراری در این مورد اظهار نظر می‌نماید. شیوه صدور و اعتراض به این قرار تابع مقررات آیین دادرسی کیفری است.» در واقع بر اساس این مصوبه مجلس، مرجع تشخیص نوع جرم، دادسرا یا دادگاه صالح برای رسیدگی است اما اگر متهم به موضوع اعتراض داشته باشد، می‌تواند اعتراض خود را بیان کند. در این خصوص دادسرا یا دادگاه باید طی قراری، سیاسی بودن یا نبودن جرم را اعلام کند، در خصوص اعتراض به این قرار، قانون به مقررات آیین دادرسی کیفری ارجاع داده است. جرم سیاسی در صورت طرح در دادگاه، طرفین دعوا هر دو باید اقدام به اخذ وکیل نمایند. برای پرونده های کیفری، اخذ وکیل  الزامی است که در صورتی که متهم تمکن مالی نداشته باشد، دادگاه برای او وکیل تسخیری استخدام می کند. وکیل جرایم سیاسی ، ضمن سریع تر کردن جریان رسیدگی به پرونده، می تواند به جای موکل خود در تمامی مراحل قضایی حضور داشته باشد و هزینه های کمتری بر موکل بار خواهد شد.

تفاوت جرم سیاسی با جرم امنیتی:

ماده ۳ طرح سیاسی مقررداشته است که مباشرت، مشارکت، معاونت و شروع به جرائم زیر جرم سیاسی محسوب نمی‌شود:«جرائم مستوجب حدود،‌ قصاص و دیات، سوءقصد به مقامات داخلی و خارجی، آدم‌ربایی و گروگان‌گیری، بمب‌گذاری و تهدید به آن، هواپیما‌ربایی و راهزنی دریایی، سرقت و غارت اموال، ایجاد حریق و تخریب عمدی،حمل و نگهداری غیرقانونی، قاچاق و خرید و فروش سلاح، موادمخدر و روانگردان، رشا و ارتشاء، اختلاس، تصرف غیرقانونی در وجوه دولتی، پولشویی، اختفای اموال ناشی از جرم مزبور، جاسوسی و افشای اسرار، تحریک مردم به تجزیه‌طلبی، جنگ و کشتار و درگیری، اختلال در داده‌ها یا سامانه‌های رایانه‌ای و مخابراتی به‌کار گرفته‌شده برای ارائه خدمات ضروری عمومی یا حاکمیتی، کلیه جرائم علیه عفت و اخلاق عمومی اعم از جرائم ارتکابی به‌وسیله سامانه‌های رایانه‌ای یا مخابراتی یا حاملهای داده یا غیر آن.» بنابراین، این جرایم بیشتر جرایم ضد نظام و ضد امنیت ملی تلقی می‌شود و مرتکب با هر انگیزه‌ای که مرتکب این جرایم شود، اقدام وی جرم سیاسی نبوده و مطابق با مقررات سایر جرایم به جرم افراد رسیدگی می‌شود.پس، هر اقدامی که با انگیزه و قصد ضربه زدن به اصل نظام باشد، جرم امنیتی است و سیاسی نیست.

امتیازات مجرم سیاسی:

در قانون اساسی یک سری امتیازات برای مجرمین سیاسی درنظر گرفته شده است و در ماده ۶ طرح جرم سیاسی امتیازات دیگری برای متهمان و محکومان به جرایم سیاسی ذکر شده است.بر اساس اصل یکصد و شصت و هشتم قانون اساسی، رسیدگی به جرایم سیاسی و مطبوعاتی علنی است و با حضور هیات منصفه در محاکم دادگستری صورت می‌گیرد. همچنین، در ماده ۳۰۵ قانون آیین دادرسی کیفری (۱۳۹۲) تاکید شده است که «به جرایم سیاسی و مطبوعاتی به طور علنی در دادگاه کیفری یک مرکز استان محل وقوع جرم با حضور هیأت منصفه رسیدگی می‌شود.» علاوه برامتیازات فوق، اگر هیات منصفه، این افراد را مجرم تشخیص دهد و این افراد به حبس محکوم شوند، براساس ماده ۶ این طرح موارد زیر درباره متهمان و محکومان جرائم سیاسی در هنگام مدت حبس و بازداشتشان اعمال می‌شود:«١- محل بازداشت مجرمین سیاسی با مجرمین عادی باید فرق داشته باشد.٢- مجرمین سیاسی لازم نیست در مدت بازداشت و حبس لباس زندان را بپوشند.٣- در مورد مجرمین سیاسی مقررات ناظر به تکرار جرم اجرا نمی شود.۴- مجرمان سیاسی غیرقابل استرداد هستند.۵- مجرمان سیاسی به انفرادی فرستاده نخواهند شد مگر اینکه دو شرط وجود داشته باشد: ۱- مقام قضائی بیم تبانی بدهد و ۲- آن را برای تکمیل تحقیقات ضروری بداند، لکن در‌هر‌حال مدت آن نباید بیش از ۱۵ روز باشد۶- مجرمان سیاسی در مدت حبس حق ملاقات و مکاتبه با بستگان درجه اول خود را دارند.۷ – مجرمان سیاسی در مدت حبس حق دسترسی به کتب، نشریات، رادیو و تلویزیون دارند.

تفاوت مجرمین سیاسی با سایر مجرمین

قانون گذار با درنظر گرفتن این امتیازات می خواسته که تفاوت مجرمین سیاسی با سایر مجرمین را مشخص نماید.از آنجایی که مجرمین سیاسی خطر زیادی برای جامعه ندارند و صرفا به دنبال اصلاح امور سیاسی هستند، نحوه برخورد آنها با سایر مجرمین فرق می کند. در واقع، قانون گذار می خواسته نشان بدهد که جرایمی که مربوط به نظم و انضباط جامعه و حقوق آحاد ملت است از جرایم سیاسی با اهمیت است و حکومت اسلامی با رافت بیشتری نسبت به مجرمان سیاسی عمل می کند درحالی که نسبت که به حق الناس و حقوق ملت و جرایمی مثل سرقت و قتل و … با سختگیری بیشتری عمل می کند.

۱- تعریف جرم سیاسی چیست؟

۲- در زمینه جرم سیاسی کدام قانون موجود است؟

۳- آیا جرم سیاسی همان جرم امنیتی است؟

۴- مصادیق جرم سیاسی کدامند؟

۵- مجرمین سیاسی چه امتیازاتی دارند؟

۶- نحوه شکایت و رسیدگی به جرم سیاسی چگونه است؟

رشوه|مراحل رسیدگی و نحوه شکایت|مجازات رشوه

 

رشوه

رشوه به عنوان یکی از معضلات مهم  در اجتماع می باشد و همیشه مورد بحث و بررسی قرار میگیرد در دنیای کنونی به علت پیچیدگی زندگی امروز و ماشینی شدن آن جرم رشوه و ارتشا هم  مانند جرایم دیگر رشد داشته و جامعه را با مشکلات فراوانی روبه رو نموده است.رشوه به معنای کاری است که برای ضایع نمودن حق دیگران بکار می رود.با گسترش جرائمی مانند کلاهبرداری و اختلاس و رشا و ارتشا در سالهای اول بعد از جنگ تحمیلی قانون گذار بر آن شد که برخی از مجازات ها را تشدید نماید ولی شورای نگهبان آن را تایید نکرد و این قانون  در سال ۱۳۶۷با عنوان قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشا و اختلاس و کلاهبرداری به تصویب مجمع تشخیص مصلحت نظام رسید.ماده ۳ قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشا و اختلاس و کلاهبرداری راجع به جرم ارتشا می باشد همچنین مواد ۵۸۸و ۵۹۴ هم به این جرم اختصاص پیدا کرده است.رشا یا همان رشوه دادن به معنای دادن وجه یا مال و یا سند تسلیم وجه یا مال به ماموران دولتی یا سایر افرادی که در قانون آمده یا انجام معامله با قیمتی غیر واقعی و ارتشا یا رشوه گرفتن به معنی گرفتن وجه یا مال و یا سند تسلیم وجه یا مال از سوی ماموران دولتی یا کارکنان شاغل در نهادهای عمومی و سایر افرادی که در قانون آمده است.

قابل گذشت بودن جرم رشا و ارتشا

در ماده ۱۰۴ قانون مجازات اسلامی مصوب سال ۱۳۹۲ از قابل گذشت بودن جرم ارتشا حرفی به میان نیامده است .پیرو ماده۱۰۳همین قانون جرم رشا و ارتشا (رشوه دادن و رشوه گرفتن) از جرایم غیر قابل گذشت هستند که باگذشت شاکی یا مدعی خصوصی روند پرونده متوقف نمی شود و تنها باعث تخفیف در مجازات می شود طبق ماده ۲۵ قانون اصلاح پاره ای از قوانین دادگستری هر زمان که شاکی یا مدعی خصوصی در جرائمی که غیر قابل گذشت هستند بعد از قطعیت حکم از شکایت خود صرف نظر کند محکوم علیه میتواند به استرداد شکایت محکوم له استناد کند و از دادگاه صادر کننده رای تقاضای تخفیف مجازاتش را بنماید. در این صورت دادگاه به درخواست محکوم علیه در وقت فوق العاده و با حضور دادستان به درخواست وی رسیدگی خواهد نمود. و تا حدی که قانون مجاز بداندمجازات وی را کم میکند.

مجازات رشوه دهنده و رشوه گیر

مطابق ماده ۵۸۸ قانون مجازات اسلامی :

هر کدام از داوران و یا ممیزان و کارشناسان اعم از اینکه توسط دادگاه تعیین شده باشند و یا توسط طرفین چنانچه در مقابل گرفتن وجه نقد و یا مال به نفع یکی از طرفین اظهار نظر کنند به حبس از ۶ ماه تادوسال یا مجازات نقدی از ۲ تا ۱۲میلیون ریال محکوم خواهند شد و هر چه که گرفته است به عنوان مجازات به نفع دولت ضبط خواهد شد.اگر قیمت مال کسب شده از ۲۰۰هزار ریال تا یک میلیون ریال باشد مجازات برای مرتکب جرم ۲تا ۵ سال حبس و همچنین جزای نقدی معادل قیمت مال یا وجه بدست آمده و انفصال دائم از خدمات دولتی و تا۷۴ ضربه شلاق خواهد بود و اگر مرتکب در مرتبه مدیر کل یا پایین تر باشد به انفصال موقت از ۶ماه تا ۳سال محکوم می شود.در صورتی که قیمت مال یا وجه مأخوذ بیش از یک میلیون ریال باشد مجازات مرتکب پنج تا ده سال حبس به علاوه جزای نقدی معادل قیمت مال یا وجه بدست آمده و انفصال دائم از خدمات دولتی و تا ۷۴ ضربه شلاق خواهد بود و چنانچه مرتکب در مرتبه پایین تر از مدیر کل یا همطراز آن باشد بجای انفصال دائم به انفصال موقت از شش ماه تا سه سال محکوم خواهد شد.در صورتی که قاضی برای ارتشا مجازات بیشتری از مجازاتی که در قانون آمده است در نظر بگیرد این حکم مورد تایید قانونگذار بوده و قابل اجرا می باشد. بر اساس ماده ۵۹۲ قانون مجازات اسلامی فرد رشوه دهنده علاوه بر ضبط مال که در اثر ارتشا بدست آمده به حبس از ۶ ماه تا ۳ سال و یا ۷۴ ضربه شلاق محکوم می شود.

تبصره:

اگر ثابت شود که رشوه دهنده برای حفظ حقوق خود مجبور به پرداخت رشوه شده تعقیب کیفری ندارد و وجه یا مالی که پرداخت کرده به وی پس داده می شود.مطابق ماده ۳قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشا و اختلاس و کلاهبرداری برای شخص مرتشی (رشوه گیرنده) مجازت های حبس –جزای نقدی- شلاق و انفصال از خدمت برای کارمندان دولتی تعیین شده است که میزان مجازات به مقدار مال ورتبه شخص مرتکب بستگی دارد.با این اوصاف چنانچه قیمت مال یا وجه بدست آمده بیش از ۲۰هزار ریال نباشد به انفصال موقت از ۶ ماه تا ۳ سال و در صوی که شخص مرتکب در مقام مدیر کل یا بالاتر باشد به انفصال دائم از مشاغل دولتی محکوم خواهد شد و چنانچه مبلغ بدست آمده تا ۲۰۰هزار ریال باشد مجازاتش تا ۳ سال حبس و جزای نقدی معادل قیمت مال یا وجه بدست آمده و انفصال موقت از۶ ماه تا ۳سال محکوم خواهد شد.

نحوه شکایت کیفری رشوه

لازم به توضیح است که همه شکایت های کیفری را میتوان روی هر کاغذی نوشت و به مراجع قضایی تحویل داد و برعکس شکایت حقوقی که نیاز به تکمیل دادخواست در دفاتر خدمات قضایی می باشد در مورد پرونده های کیفری نیازی به تشریفات خاص نیست.پس بنا به توضیحاتی که ذکر شد برای طرح شکایت در مورد رشا و ارتشا هم میتوان شکوایه خود را در برگه نوشت و به دادسرا تحویل داد.نکته:اولین مرجع رسیدگی پرونده های کیفری دادسرا می باشد و دادسرا با شکایت شاکی ملزم به رسیدگی میباشد و حق ندارد از رسیدگی به هیچ پرونده ای امتناع کند.

برای تنظیم شکوائیه در رشا و ارتشا دو نکته مهم وجود دارد :

الف) شخصی شکایت کرده باشد(شاکی وجود داشته باشد) اینگونه جرائم با شکایت شاکی قابل پیگیری هستند و بلافاصله با تقدیم برگه شکوائیه به دادسرا تعقیب و تحقیقات آغاز می شود ولی با رضایت شاکی تعقیب کیفری از بین نمی رود زیرا این جرایم جنبه ی عمومی دارند.  شخصی که شکایت میکند اهلیت داشته باشد . به این معنا که شخص سن قانونی داشته باشد درصورتی که فرد دارای سن قانونی نباشد ولی یا قیم وی می تواند طرح شکایت کند.</