قوانین جلب به دادرسی

 

در جرایم مطابق قانون آیین دادرسی کیفری در قوانین جلب به دادرسی پرونده ای برای تحقیقات مقدماتی توسط ضابط داگستری که زیر نظر دادستان انجام وظیفه می کنند،تشکیل میشود.پرونده پس از گزارش ماموران به نهاد دادسرا که ریاست آن را دادستان برعهده دارد و متشکل از کارمندان قضایی شامل بازپرس و دادیار هستند انجام میشود.

 

برای آشنا شدن با مسئولیت هر یک از افراد ضابط و بازپرس و دادستان توضیح مختصری در مورد هریک ارائه داده می شود.

ضابط دادگستری:

ضابط دادگستری که به دو دسته ضابط عام (که فقط شامل مامور نیرو انتظامی) و ضابط خاص (که شامل سایر قوای مسلح بر حسب انجام وظیفه و نبودن ضابط عام در محل) میشوند. زیر نظر مقام قضایی و تحت نظارت و تعلیمات دادستان انجام وظیفه می کنند. و کلیه اقدامات را در جرایم مشهود برای حفظ آثار و علائم و جمع آوری ادله وقوع جرم و جلوگیری از فرار متهم به عمل می آورند و در جرایم غیر مشهود این اقدامات را پس از کسب اجازه مقام قضایی انجام میشود.

بازپرس:

انجام کلیه تحقیقات مقدماتی جرایم بر عهده بازپرس است که پس از ارجاع دادستان در مورد پرونده بازپرس شروع به رسیدگی میکند. البته بازپرس در انجام وظیفه خود میتواند تحقیقات خود را به ضابط دادگستری محول کند مگر در مورد جرام ماده ۳۰۲ آیین دادرسی کیفری که شخص باپرس باید تحقیقات خود را شخصا انجام دهد.

دادستان:

ریاست نهاد یک دادسرا با شخص دادستان است و تعلیمات و نظارت کلی را بر ضایط دادگستری دارد و کلیه دادیاران در دادسرا مطابق با تصمیمات او انجام وظیفه میکنند به غیر از قرارهای بازپرس که در صورت اختلاف دادستان پرونده را برای رسیدگی در دادگاه صالح انجام میشود.

-جهات شروع به تعقیب به شرح ذیل است: 

۱-شکایت شاکی و مدعی خصوصی.

۲-اعلام و اخبار ضابطان دادگستری،مقامات رسمی،اشخاص موثق و مطمئن.

۳–وقوع جرم مشهود در برابر دادستان و بازپرس.

۴-اظهار و اقرار متهم.

۵-اطلاع دادستان از وقوع جرم به طرق قانونی دیگر.

دادستان پس از شروع به تعقیب آن را برای رسیدگی به بازپرس ارجاع میدهد و باز پرس مکلف به رسیدگی است.

-بازپرس چگونه میتواند طبق قانون قرار جلب به دادرسی صادر کند؟

بازپرس بعد از شروع به تحقیقات مقدماتی اگر دلیلی موجهی برای متهم وجود نداشت قرار منع تعقیب و اگر مطابق با شرایط ماده ۱۳ قانون آیین دادرسی کیفری بود (مثل جنون،توبه،فوت متهم،عفو،مرور زمان) قرار موقوفی تعقیب ولی اگر دلایل موجهی برای ارتکاب جرم وجود داشت و مورد از موارد موقوفی و یا منع تعقیب نبود بازپرس مکلف است که مطابق قوانین جلب به دادرسی،قرار جلب به دادرسی صادر کند.

-آیا بازپرس حق گرفتن تامین کیفری را میتواند به ضابطان ارجاع دهد؟

در جواب این سوال باید گفت که بازپرس تحت هیچ عنوانی نمیتواند تامین کیفری از متهم را به ضابط ارجاع دهد وآن ها هم نمی توانند خودسرانه این کار را انجام دهند.و فقط حق دارند در جرایم مشهود  بدون نیاز به اجازه مقام قضایی و در جرایم غیر مشهود با کسب اجازه از مقام قضایی متهم را به طوری که از بیست و چهار ساعت بیشتر نباشد بازداشت نمایند.

 

-قرارهای تامین کیفری شامل چه مواردی است؟

مطابق با ماده ۲۱۷ قانون آیین دادرسی کیفری شامل موارد زیر است:

۱-قرار التزام با قول شرف.

۲-التزام با تعیین وجه التزام.

۳-اخذ کفیل با تعیین وجه الکفاله.

۴-اخذ وثیقه اعم از وجه نقد،ضمانت نامه بانکی.

۵-قرار بازداشت موقت.

نکته:قرارهای تامین بازپرس حتما باید به تناسب جرم انجام گرفته باید صادر گردد.

قوانین-جلب-به-دادرسی

مطابق با ماده ۲۳۷ آیین دادرسی کیفری قرار بازداشت موقت در موارد زیر جاری است:

۱-جرایمی که مجازات قانونی آن سلب حیات،حبس ابد،قطع عضو و دیه جنایات بالاتر از ثلث دیه کامل.

۲-جرایم تعزیری درجه چهار به بالا.

۳-جرایم علیه امنیت داخلی و خارجی با تعزیر درجه ۵ به بالا.

۴-سرقت و کلاهبرداری که فرد دارای یک فقره سابقه محکومیت موثر کیفری باشد و تابع بند(ب)نباشد.

نکته:

مطابق با قوانین جلب به دادرسی توسط بازپرس، این قرار پس از تایید توسط دادستان به دادگاه صالح فرستاده میشود.

علی الاصول باید برای احضار کردن شخص متهم احضاریه فرستاد ولی اگر شخص علی رغم احضاریه در دادگاه حاضر نشد برابر مقررات کیفری دستور جلب او صادر میشود. اما در بعضی از جرایم (بنابر اهمیت جرم)بدون آنکه احضاریه فرستاده شود حکم جلب آن صادر میگردد.

مطابق ماده ۱۸۰ آیین دادرسی کیفری:

۱-جرایمی که مجازات قانونی آن سلب حیات،قطع عضو،حبس ابد باشد.

۲-جرایم تعزیری درجه پنج به بالا در صورتی که بیم فرار یا مخفی شدن مجرم وجود داشته باشد.

جلب عادی:

گاهی ممکن است مقام قضایی دستور جلب را به یک کلانتری خاص ابلاغ کند که به این نوع جلب،جلب عادی گفته میشود.

جلب سیار:

دستور جلبی که مقام قضایی در اختیار شخص شاکی قرار میدهد تا در صورتی که متهم را در هر کجا یافت به ضابطان دادگستری اطلاع دهد تا بازداشت شود،جلب سیار نام دارد.

-جلب شخص ثالث به دادرسی به چه صورت است؟ 

در صورتی که در جریان رسیدگی به دعوا طرفین یا یکی از آنها،شخص ثالثی را به دعوا بخوانند،تا او در دعوا داخل شود.برخلاف ورود شخص ثالث که  در حین دادرسی دادخواست و موضوع طرح دعوا خود را به دادگاهی که دعوا اصلی در آن رسیدگی میشود،ارائه میدهد در جلب شخص ثالث طرفین علاقه مند به حضور او در جریان دادرسی میباشند.مثل زمانی که الف منزلی را خریداری کرده و شخص (ب) که مالک منزل است علیه الف اقامه دعوا کند و شخص الف که مدعی علیه قرار گرفته شخص فروشنده(ج)را به دادرسی جلب نماید که به (ب) پاسخ دهد.

مشاوره تلفنی و معرفی وکیل متخصص حقوقی و کیفری اینجا را کلیک کنید.

-شرایط جلب شخص ثالث:

۱-جلب کننده یکی از طرفین دعوا باشد.

۲-دعوای جلب ثالث با دعوا اصلی از یک منشا و دارای ارتباط کامل باشد.

۳-اظهار دلایل تا پایان اولین جلسه و دادخواست آن تا سه روز بعد از پایان جلسه.

۴-دعوا در جریان رسیدگی باشد.

-اگر شخص که بدون حضور در دادگاه  محکوم شده و حکم غیابی علیه وی صادر گردیده چطور میتواند درخواست جلب شخص ثالث کند؟

مطابق ماده ۱۳۷ قانون آیین دادرسی مدنی:

محکوم باید دادخواست جلب را به همراه دادخواست اعتراض(واخواهی) تواما به دادگاه صادر کننده رای ارسال کند.

تعریف واخواهی:

وقتی که شخصی مدعی علیه دعوایی قرار بگیرد و با وجود ارسال احضاریه و تشکیل جلسه در دادگاه حضور پیدا نکند دادگاه در جلسه به موضوع رسیدگی و اقدام به صدور رای می کند و چناچه این شخص محکوم شود ظرف ۲۰ روز میتواند به دادگاه صادر کننده حکم اعتراض کند که به این اعتراض اصطلاحا واخواهی گفته میشود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.