سوالات حقوقی در مورد وصول مطالبات

اگر چک از کسی گرفته باشم و تاریخ نداشته باشد ولی پشت نویسی داشته باشد قابل وصول است؟بله چک را تاریخ بزنید و به بانک مراجعه کنیدایا سفته بدون اثر انگشت و آدرس و مشخصات قابل پیگیری است؟در صورتی که امضا داشته باشد میتوان پیگیری کردبنده مبلغ دو میلیون تومان (یک میلیون از طریق کارت به کارت و یک میلیون از طریق فروشگاه با کارت خودم) به یکی از دوستانم قرض دادم و مدرکی غیر از پرینت حساب ندارم ایا قابل پیگیری است؟ بله میتوان با پرینت حساب خود نسبت به ایشان دادخواست به دادگاه تقدیم کنید البته درمورد یک میلیون از فروشگاه باتوجه به اینکه دلیلی ندارید میتوانید ایشان را در دادگاه قسم دهیدایا مطالبه وجه چک اخذ خسارات دیرکرد و هزینه های دادرسی و حق الوکاله هم ممکن است؟بله امکان پذیر استاگر مستاجر بابت اجاره بها چک داده باشد و بدلیل نداشتن موجودی وصول نشود ایا میتوان تقاضای تخلیه ملک کرد؟بله میتوان جهت تخلیه اقدام کردبنده از طرفم ۳۰ میلیون تومان پول طلب کارم که پس از شکایت از وی و دریافت وجه او متواری شده چک را در زمان خودش برگشت بزنم یا راه حل دیگری وجود دارد؟میتوانید ایشان را ممنوع الخروج کنیددو ماه با خانمی ارتباط داشتنم با قصد ازدواج و مبلغ ۳۸ میلیون تومان پول بهش قرض دادم ولی الان متوجه شدم ازدواج کرده است ایا امکان شکایت وجود دارد؟بله میتوان بابت ۳۸ میلیون تومان دادخواست مطالبه وجه بدهید البته لازم است پرینت پرداخت ها دلایل و اسناد پرداخت خود را به دادگاه ارایه کندمن لپ تاپ خودم را به یکی از اقوامم فروختم مبلغ ۱۰ میلیون تومان و در ازای ان چک دادند و الان وصول نشده و پشت چک پدرش که فرهنگی است امضا کرده ایا امکان توقیف حساب ایشان وجود دارد؟بله میتوانید جهت توقیف حساب ایشان با تامین خواسته فوری همزمان با مطالبه وجه اقدام نمایدبنده قبلا مبلغی را بابت ساخت و ساز به سرمایه گذاری قرض دادم و الان هم پس از چندسال درخواست اصل پول و سود حاصل از نگهداری پول را دارم ایا امکان پذیر است؟بلافاصله اظهارنامه جهت مطالبه پول برای ایشان ارسال کنید و دادخواست مطالبه وجه را تقدیم دادگاه کنید توجه کنید که مطالبه سود امکان پذیر نیست مگر بعد از مطالبه رسمی از بدهکاری به همین دلیل فورا اظهارنامه را ارسال بفرمایداز اگهی دیوار جنس خریداری کردم و پول را کارت به کارت کردم . الان فقط ۱ شماره همراه دارم که خاموش است ایا امکان وصول وجود دارد؟از طریق اطلاعات کارت میتوانید طرح شکایت کلاهبرداری نماییدسامانه وکیل نوین در شهرهای اهواز, بندرعباس، تهران، مشهد،کرج،اصفهان، کرمان، کرمانشاه، اراک، گرگان، شیراز، یزد، قم، قزوین، اردبیل، تبریز،آبادان، اسلامشهر، بیرجند، بجنورد، همدان، زنجان، ساری ، رشت، هرمزگان، خرم آباد، ارومیه، لرستان، بوشهر، زابل، کیش، قشم وکلای متخصص در زمینه ارث را به هموطنان عزیز معرفی می نماید.

وکیل طلاق در قم|مشاوره تلفنی ۰۹۱۲۹۱۷۰۴۶۸

 طلاق ایقاعی است تشریفاتی که عموما برای پایان دادن به درگیری ها و تنش های  موجود بین زوجین این راهکار انتخاب می گردد.به عبارت دیگر، چنانچه زن و شوهر  به علتی نتوانندبه هیچ وجه به سازش و تفاهم برسند پدیده طلاق راه حل رایج و قانونی عدم سازش آنهاست .در چنین شرایطی آشنایی با قوانین و مقررات مربوط به این موضوع و آگاهی از حقوق و  تکالیف خود و طرف  مقابل باعث می شود که طرف دعوا در تصمیم گیری ها و اقدامات خود بهترین راهکار را برای جدایی با لحاظ حقوق خود انتخاب کند.

انواع طلاق

طلاق در لغت به معنای رهایی و ترک کردن وآزاد کردن است. در واقع وقتی مردی همسرش را طلاق می دهد  اورا ترک نموده و رها می سازد و در اصطلاح عبارتست از پایان دادن به زناشویی به وسیله زن و شوهر و در  حقوق عبارست است ازانحلال عقد نکاح با رعایت تشریفات ویژه. طلاق حقی نیست که تنها به مرد داده شده بلکه طلاق آخرین راه چاره ای است که برای پایان دادن به زندگی ی که امکان ادامه آن وجود نداشته باشد.بر اساس قوانین و موازین کشور ما وقوع طلاق از سه راه امکان پذیر است:۱ـ طلاق به درخواست مرد( زوج)۲ـ طلاق به درخواست زن (زوجه)۳ـ طلاق به درخواست زوجین( زن و مرد باهم ) 

طلاق به درخواست زوج

بر اساس ماده۱۱۳۳ قانون مدنی مرد میتواند با رعایت شرایط مقرر در این قانون با مراجعه به دادگاه تقاضای طلاق همسرش را بنماید هر چند قبل از این اصلاح هر گاه زوج مایل بودبه دفاتر ثبت طلاق مراجعه مینمود و با آوردن دو شاهد مرد و پرداخت کلیه حق و حقوق مالی زوجه و جاری شدن صیغه طلاق همسر خود را طلاق می داد. ولی به علت اینکه بسیاری از اینگونه طلاق ها در شرایط عصبانیت زوج ایجاد می شد و پس از مدتی با پشیمانی وی موجب رجوع زوج به زوجه می شد قانونگذار تصمیم گرفت که با تصویب اینماده در قانون مدنی مرد را ملزم نماید که از طریق دادگاه اقدام به درخواست طلاق همسرش نماید، زیرا با توجه به اینکه پرونده در نوبت قرار میگیرد و تشریفات اداری و داوردی و آوردن شهود وطی این مدت چنانچه زوج در شرایط احساسی تصمیم به طلاق گرفته باشد در این مدت بسیاری از مردان از طلاق پشیمان می شوند . در این مورد هنگام جاری شدن صیغه طاق مرد حتما باید حقوق مالی زن خود را پرداخت نماید. در قانون ایران مرد هر زمان که  بخواهدبدون هیچ دلیل خاصی می تواند دادخواست طلاق به دادگاه بدهد این قاعده مبتنی بر فقه بوده که حق طلاق را به مرد داده است. ولی این محدودیت برای مرد وجود دارد که اگر بخواهد زن خود را طلاق بدهد حتما باید به دادگاه مراجعه نماید.دادگاه گواهی عدم امکان سازش صادر خواهد نمود و ثبت طلاق فقط با این گواهی ممکن است.

طلاق به درخواست زوجه

طبق قانون مدنی زن به سه طریق می تواند طلاق بگیرد:

۱ـ جلب موافقت شوهر با دادن مقداری مال به او( طلاق خلع):

هرگاه زنی به هر دلیلی از شوهرش ناراضی باشد و از او کراهت داشته باشد با توجه به اینکه اختیار طلاق با مرد است با دادن مالی به شوهرش که می تواند این مال قسمتی یا تمام مهریه اش باشد نظر و موافقت او را برای طلاق جلب کند. قانون مدنی از این نوع طلاق به عنوان طلاق خلع نام می برد و برای مرد در این نوع طلاق حق رجوع وجود ندارد. این نوع طلاق شایع ترین نوع طلاق است زیرا اکثر زن ها برای اینکه بتوانند شوهر خود را به طلاق راضی کنند ما یا قسمتی از مهریه خود را می بخشند.

۲ـ مراجعه به دادگاه و درخواست طلاق:

در این نوع طلاق زن باید جهات قانونی خود را که قانون مشخص کرده است در دادگاه ثابت کند که عبارتند از: عسر و حرج زن ـ ترک زندگی خانوادگی از طرف زوج حداقل به مدت شش ماه متوالی یا نه ماه متناوب در مدت یکسال بدون عذر موجه ـ اعتیاد مرد به یکی از انواع مواد مخدر و یا ابتلاء وی به مشروبات الکلی که به اساس زندگی مشترک صدمه بزندـ محکومیت قطعی مرد به حبس ۵ سال یا بیشتر ـ ضرب و شتم یا هرگونه وء رفتار دائمی زوج که قابل تحمل نباشد ـ ابتلای زوج به بیماری لاعلاج روانی یا هر نوع عارضه ی صعب العلاج دیگر که زندگی مشتک را مختل کند ـ غیبت شوهر بیشتر از چهار سال ـ توسل به شروط ضمن عقد نکاح و گرفتن وکالت برای طلاق از زوج .

۳ـ امتناع شوهر از دادن نفقه یا عجز از پرداخت:

در صورتی که زن بتواند عدم پرداخت نفقه را در دادگاه ثابت دادگاه شوهر را به طلاقاجبار خواهد نمود و اگر شوهر حکم دادگاه را اجرا نکند و زن طلاق ندهد قاضی یانماینده ی او به جای شوهر اقدام به طلاق و امضای سند خواهد کرد. اثبات عدم پرداخت نفقه یا عجز از آن ، یکی از بحث برانگیز ترین مسائل قضایی دادگاه خانواده است .

معرفی انواع طلاق

طلاق رجعی : طلاقی است که برای شوهر در مدت عده حق رجوع است این حق جزء اختیارات شوهر است و برای زن چنین حقی در نظر گرفته نشده است.حق رجوع را با هیچ قراردادی نمی توان از بین برد و شوهر نیز نمی تواند این حق را از خود ساقط نماید. رجوع مرد به زن تابع شرایط خاصی نمی باشد. در طلاق رجعی تا زمانی که عده ی زن سپری نشده باشد رابطه ازدواج قطع نمی شود و در این دورانـ نفقه زن به عهده شوهر است و شوهر می تواند به آسانی به زن رجوع کند.ـ در صورتی که در دوران عده یکی از زن و شوهر فوت کند طرف دیگر از او ارث می برد.ـ در دوران عده ، زن حق ازدواج نداشته و هیچ مردی حق ندارد با وی ازدواج کند.ـ در دوران عده، زن حق ازدواج نداشته و هیچ مردی حق ندارد با وی ازدواج کند.ـ در دوران عده ، مرد نمی تواند با خواهر زن خود ازدواج کند.ـ ازدواج مرد قبل از به پایان رسیدن عده ، احتیاج به اجازه دادگاه دارد.

طلاق بائن

این طلاق در بین مردم به طلاق خلع معروف است ، در این طلاق در زمان عده برای شوهر حق رجوع نیست ،یعنی برعکس طلاق رجعی در این طلاق مرد نمی تواند بدون جاری شدن عقدی جدید به او رجوع کند و در برخی از انواع آن اگر مرد  بخواهد به زن خود رجوع کند لازم است مجدد ازدواج کنند .طلاق زن یائسه و طلاق قبل از رابطه زناشویی جزو طلاق بائن هستند.

طلاق خلع

طلاق زنی که دیگر به شوهرش علاقه ندارد و از او بیزار است و قصد طلاق دارد و شوهرش مایل به طلاق دادن او نیست، در این حالت زوجه مهریه یا مال دیگری را به شوهرش میبخشد تا طلاقش را بگیرد.

طلاق مبارات

اگر کراهت و بیزاری از دو طرف یعنی زن و شوهر باشد به این نوع طلاق مبارات گفته می شود که در اینجا مالی که زن به  مرد می دهد نباید بیشتر از مهریه باشد.

سه طلاق

سومین طلاقی که بعد از سه ازدواج پی درپی دو نفر( فقط یک زن مشخص با یک مرد مشخص) به وجود می آید را سه طلاق می گویند که در این مورد هم برای شوهر حق رجوع نیست و زن برای مرد حرام می شود.منابعقانون مدنیکتاب شیوه های عملی طرح و دفاع از دعاوی خانواده از گروه پژوهشی چراغ دانش

جرم جعل و استفاده از سند مجعول|مجازات آن|مراحل رسیدگی

جعل یکی از جرایم بسیار مهم می باشد که در قانون مجازتهای سنگینی برای آن درنظر گرفته شده است .جعل در لغت به معنای دگرگون کردن و وضع کردن و قرار دادن و… بکار رفته است.در قانون تعریفی از جرم جعل ارائه نشده است ولی بعضی از اساتید حقوق در این مورد تعاریفی ارائه کرده اند که به ذکر بعضی از آنها اکتفا میکنیم.الف) جعل عبارتست از :ساختن نوشته هایی بر خلاف حقیقت یا اینکه امضایی مشابه امضای دیگری را در سندی زدن .هر خلاف حقیقتی را نمی توان جعل شمرد.ب) جعل یا سند سازی عبارتست از :ساختن نوشته ای بر خلاف واقع همراه با سوء نیت به طوری که به دیگری ضرر برساند چه به صورت تقلب مادی مانند تغییر و تبدیل و یا تقلید کلمات ، چه تقلب معنوی مانند تغییر در موضوع یک نوشته در زمان تنظیم .ج) جعل عبارتست از: ساختن و تغییر دادن یک نوشته به ضرر دیگری از روی حیله و نیرنگدکتر میر محمد صادقی درتعریف سند مجعول اینگونه گفته است :سند مجعول سندی است که در ظاهر امر در مورد تنظیم کننده خود یا مفاد خود به خواننده دروغ می گوید.

تعریف جرم استفاده از سند مجعول

منظور از استفاده از سند مجعول یعنی ارائه یا استناد به سند مجعول و به عبارت دیگر بکار بردن عالمانه نوشته یا سند و یا اشیاء دیگر مانند مهر،علامت و ….باعث تحقق جرم می شود و استفاده یا امتناع مادی یا معنوی مرتکب لازم نیست.ممکن است استفاده کننده از سند مجعول شخصی غیر از جاعل باشد و همچنین ممکن است استفاده کننده و جاعل یک شخص باشد در هر حال جرم جعل و استفاده از سند مجعول دو جرم مستقل و مجزا و دو عمل کیفری مختلف می باشد.یعنی هرکسی سندی را جعل کند و از آن استفاده نماید مرتکب دو جرم شده که به موجب قانون برای هر یک مجازات مستقلی در نظر گرفته شده است.

ارکان تشکیل دهنده جرم جعل و استفاده از سند مجعول

جرم جعل نیز مانند تمام جرایم دارای سه رکن اصلی می باشد:۱ـ رکن قانونی     ۲ـ رکن مادی    ۳ـ رکن معنویقانونگذار در ماده ۵۲۲قانون مجازات اسلامی جرم جعل را اینگومه تعریف نموده است:جعل و تزویر عبارتنداز:ساختن نوشته یا سند یا ساختن مهر یا امضای اشخاص رسمی یا غیر رسمی ، خراشیدن یا تراشیدن یا قلم بردن یا الحاق یا محو یا اثبات یا سیاه کردن یا تقدیم یا تاخیر تاریخ سند نسبت به تاریخ حقیقی یا الصاق نوشته ای به نوشته یدیگر یا بکار بردن مهر دیگری بدون اجازه صاحب آن و نظایر اینها به قصد تقلب در رکن مادی آن قسمت از جرم که ظهور و نمود بیرونی و خارجی پیدا کندتحت عنوان عنصر مادی جرم بشمار می رود که شامل رفتار مجرمانه و مرتکب جرم و موضوع جرم و شرایط و اوضاع و احوال لازم برای تحقق جرم است. رکن معنوی جرم جعل مانند بسیاری از جرائم عمدی نیازمند عنصر روانی است تا مرتکب آنها را بتوان مجازات کرد بنابراین سوء نیت از عناصر لازمه ی جرم جعل ب شمار می رود که بر دو نوع عام و خاص می باشد.

سوء نیت عام:

سوءنیت عام در جرم جعل همان عمد و آگاهی مرتکب در ساختن و یا تغییر دادن است یعنی عمل باید آگاهانه انجام شود و اگر در حالت مستی ،خواب و یا بی ارادگی انجام شود سوء نیت عام نخواهد بود.

سوء نیت خاص:

سوء نیت خاص نیز قصد فریب دادن افراد در پذیرفتن سند یا نوشته ی جعلی به جای اصل و از این طریق ورود ضرر به آنهاست یعنی قصد ایراد هر گونه ضرر مادی یا معنوی بدون اینکه نفع بردن شخص جاعل ضروری باشد.با این اوصاف قصد وارد کردن ضرر مادی و معنوی به دیگری برای تحقق عنصر روانی جرم جعل کافی خواهد بود .دیوان عالی کشور در یکی از آرای خود اینگونه بیان میدارد:در بزه جعل حتما شرط نیست که فرد مرتکب استفاده نماید بلکه با تحقق سایر ارکان و عناصر بزه مزبور اگر استفاده غیر هم، ولو به نحو امکان و قابلیت محرز گردد عمل جعل خواهد بود.

احکام حقوقی مربوط به جرم جعل و استفاده از سند مجعول

شروع به جرم جعل:شروع به جرم در حقوق کیفری اینگونه تعریف شده که هرگاه شخصی از مرحله تصمیم گیری عبور کرده و با فراهم نمودن وسایل جرم به مرحله ی اجرا وارد شود تا زمانی که جرم بطور کامل محقق نشده می توان شروع به جرم را جهت شخص مرتکب تصور نمود .یعنی در واقع در شروع به جرم عنصر مادی به طور ناقص اتفاق افتاده است.در ماده ۵۴۲قانون مجازات اسلامی به مجازات شروع به جعل و تزویر اشاره شده است :که در خصوص این جرم ظاهرا اعمال متقلبانه ای بر روی نوشته یا سند یا هر مدرک دیگری انجام می شود .ولی هنوز به اتمام نرسیده است را می توان به عنوان شروع به جرم جعل در نظر گرفت .مانند اینکه فردی اقدام به طراحی اسکناس تقلبی می کند ولی قبل از شروع به عملیات اجرایی توسط مامورین انتظامی شناسایی و دستگیر می شود. بر اساس ماده۵۴۲قانون مجازات اسلامی به جعل و تزویر حداقل مجازات تعیین شده همان مورد خواهد بود.

شروع به جرم استفاده از سند مجعول:

اصل بر این است که شروع به جرم هیچ جرمی ،جرم محسوب نمی شود مگر اینکه اقدامات انجام شده عنوان مجرمانه مستقل داشته باشند یا شروع به جرم آن جرم ، جرم انگاری شده باشد. با توجه به مستندات قانونی شروع به جرم استفاده از سند مجعول از سوی قانونگذارجرم محسوب نمی شود. بنابراین تحت تعقیب قرار دادن شخص به این دلیل امکان پذیر نخواهد بودمگر اینکه اقدامات انجام شده به خودی خود قابل مجازات باشد.

معاونت در جرم جعل و استفاده از سند مجعول

گاهی ممکن است شخصی بدون اینکه در عملیات اجرایی شرکت داشته باشد به روشهای مختلف دیگری را در ارتکاب به جرم یاری کرده باشد.به عبارت دیگر ، معاون غالبا در اجرای عملیات اجرایی شرکت ندارد چون در این صورت مباشر یا شریک خوهد بود.بنابراین چنانچه فردی دیگری را به طرق مختلف در انجام جرم جعل و استفاده از سند مجعول یاری کند تحت عنوان معاون جرم قابل تعقیب خواهد بود.

تشریفات رسیدگی به جرم جعل

شخص شاکی باید بداند که کدام مرجع قضایی صلاحیت رسیدگی به شکایت وی را دارد تا دعوای خود را به آن مرجع قضایی تقدیم نماید. مطابق ماده ۳۰۱ قانون آیین دادرسی کیفری مصوب ۱۳۹۲ که مقرر می دارد :دادگاه کیفری دو صلاحیت رسیدگی به تمام جرایم را دارد مگر اینکه به موجب قانون در صلاحیت مرجع دیگری باشد.همچنین بر اساس مواد۳۱۰و۳۱۱ قانون آیین دادرسی کیفری که مقرر می دارد : متهم در دادگاهی محاکمه می شود که جرم در آن حوزه واقع شده است و همچنین شرکا و معاونین جرم در دادگاهی محاکمه می شوند که صلاحیت رسیدگی به اتهام متهم اصلی را دارد. باید گفت دادگاه صالح برای رسیدگی به جرم جعل دادگاه محل وقوع جرم است.یعنی دادگاهی که رفتار مجرمانه در محل آن صورت گرفته است.

روش اعلام شکایت و هزینه های شکواییه

اعلام شکایت:برای اعلام شکایت نیازی به مکتوب کردن آن نیست هر چند در رویه ی عملی یک فرم از پیش طراحی شده به شاکی داده می شود و ایشان باید شکایت خود را بر روی آن توضیح دهد.ماده۶۹ آیین دادرسی کیفری در این مورد بیان میدارد که :دادستان مکلف است شکایت کتبی و شفاهی را همه وقت قبول کند . شکایت شفاهی در صورت مجلس قید و به امضا و اثر انگشت شاکی می رسد. هر گاه شاکی سواد نداشته باشد مراتب در صورتمجلس قید و انطباق شکایت با مندجات صورت مجلس تصدیق می شود. و حتی وجود ایام تعطیل و شب بودن نیز مانع طرح شکایت نیست.

هزینه های شکواییه

مطابق بند۱۷و۴ ماده۳ قانون وصول برخی از درآمدهای دولت و مصرف آن در موارد معین شاکی باید از بابت شکایت خود و تصدیق اوراق پیوستی شکواییه هزینه پرداخت نمایدکه به صورت الحاق تمبر ۵۰۰۰۰ریالی و ۵۰۰۰ریالی می باشد که با مراجعه به واحد تمبر دادگاه صالح این هزینه را پرداخت می کند.مقصود از جرم جعل چیست؟جرم استفاده از سند مجعول چگونه است؟ارکان تشکیل دهنده جرم جعل و استفاده از سند مجعول چیست؟احکام حقوقی مربوط به جرم جعل و استفاده از سند مجعول کدامند؟مقصود از معاونت در جرم جعل چیست؟نحوه رسیدگی به جرم جعل چگونه است؟چگونه می توان برای جرم جعل اعلام شکایت نمود؟منابعقانون مجازات اسلامیقانون آیین دادرسی مدنیکتاب شیوه های عملی طرح و دفاع از دعوای کیفری از گروه پژوهشی چراغ دانش[/vc_column_text][/vc_column][/vc_row]

 معرفی وکیل جرم ورود به عنف|حکم تجاوز در مشهد

مقدمه :

تجاوز به عنف از جرایم کیفری می باشدو در تمام نقاط جهان مجازات بسیار شدیدی دارد و جنایت محسوب میشود .در کشورهای دیگر از لحاظ میزان مجازات به جنایت، جنحه و خلاف طبقه بندی شده اند. در قانون جمهوری اسلامی ایران در ماده ۸۲ قانون مجازات اسلامی مجازات تجاوز به عنف اعدام است.

معنای تجاوز به عنف

عنف در لغت به معنای زور و اجبار و خشونت و است . تجاوز به عنف در اصطلاح به معنای برقرار کردن رابطه جنسی با استفاده از زور و اجبار است به صورتی که زن رضایت نداشته باشد.

تفاوت تجاوز جنسی با رابطه جنسی

رابطه جنسی معمولا با رضایت دو طرف انجام مشود ولی در تجاوز زور و اجبار بکار میرود و معمولا زن رضایت ندارد. اثبات کردن تجاوز به عهده شخصی است مورد تجاوز قرار گرفته است و این مسئله مشکلات بسیاری را در روند رسیدگی به پرونده ها اینجاد نموده است .باید توجه داشت که تجاوز به عنف فقط در زمانی رسمیت دارد که بین زن و مردنامحرم باشد نه بین زن و شوهر به بیان ساده تجاوز به عنف نوعی از زنا است که با نارضایتی قربانی انجام شود.نکته:توسل به خشونت جنسی در روابط میان زن و شوهر تجاوز به عنف محسوب نمی‌گردد.

ریشه های تجاوز به عنف

تجاوز جنسی نوعی انحراف جنسی است که چون فرد نمی‌تواند از روش عادی و با ایجاد رابطه ی مشروع و قانونی نیازهای خود را برطرف کند، با توسل به زور و خلاف میل طرف مقابل به دیگری دست درازی می‌کند.تجاوز جنسی حاصل یک اختلال شخصیت و ناشی از دوران کودکی و نوجوانی فرد بوده و در واقع به نوعی در دوران رشد روانی وی در او بوجود آمده است که در دوران جوانی و میانسالی خودنمایی می‌کند .جرایم جنسی معمولا رابطه نزدیکی با شرایط سنی ، فرهنگی و اقتصادی شخص مرتکب دارد :این نوع جرایم در اکثر کشورهای جهان وجود دارد .تجاوزات جنسی مخصوصا تجاوز به عنف از جمله جرایمی هستند که از گذشته های دور یعنی زمانی که بشر زندگی جمعی خود را آغاز کرد تا به امروز وجود داشته است . هم‌اکنون نیز در کشورها و جوامع مختلف با انگیزه‌های متفاوت در حال انجام است .

کودک آزاری :

تجاوز جنسی به صورتهای مختلف به شکل کودک‌آزاری از نوع آزار جنسی، زنای با محارم، سادیسم جنسی انجام می‌شود و در دو حالت خود‌آزاری و دیگرآزاری خودنمایی می‌کند. افرادی که دست به تجاوز جنسی می‌زنند ، تنها افرادی نیستند که نمی‌توانند رابطه جنسی با جنس مخالف یا حتی با جنس موافق برقرار کنند بلکه حتی در میان افرادی که دارای همسر و فرزند هستند این نوع جرایم دیده می‌شود.می‌توان گفت تجاوز جنسی محصول یک اختلال شخصیت و ناشی از دوران کودکی و نوجوانی فرد بوده و در واقع به نوعی در دوران رشد روانی او ایجاد شده است .تعرضات جنسی توسط افرادی انجام می‌شود که از لحاظ شخصیتی و روانی متعادل نیستند یا اینکه خود آن فرد از قربانیان خشونت جنسی در دوران کودکی توسط افراد فامیل یا غریبه بوده‌اند یا اینکه مورد ضرب و شتم پدر و مادر قرار گرفته‌اند و از جنس مخالف کینه به دل دارند یا به دلیل آموزه‌ها یا آموزش‌های اعتقادی و باورهایی که به صورت غلط به آنها منتقل شده با دید این که جامعه را از این مفاسد پاک کنند، دست به ارتکاب این جرایم می‌زنند.بر اساس ماده ۸۲ قانون مجازات اسلامی، حد زنای به عنف اعدام است. این ماده که دارای چند بند است، می گوید:حد زنا در موارد زیر قتل است و فرقی بین جوان و غیر جوان و محصن و غیرمحصن نیست …. بند د – زنای به عنف و اکراه که موجب قتل زانی اکراه کننده است’

حکم تجاوز به عنف

فقه اسلام و قانون مجازات اسلامی، به صراحت مجازات ارتکاب چنین جرمی را ‘مرگ’ و ‘اعدام’ در نظر گرفته است. بر اساس ماده ۸۲ قانون مجازات اسلامی، حد زنای به عنف اعدام است. این ماده که دارای چند بند است، می گوید:حد زنا در موارد زیر قتل است و فرقی بین جوان و غیر جوان و محصن و غیرمحصن نیست …. بند د – زنای به عنف و اکراه که موجب قتل زانی اکراه کننده است .به این ترتیب قانونگذار، مجازات سنگینی برای این جرم تعیین کرده است.اثبات این موضوع نیز بر عهده قربانی است.بنابراین، اگر چنانچه مرد زنا را انکار کند زن باید آن را اثبات کند و در عین حال باید ثابت کند که نزدیکی بدون رضایت وی رخ داده است.

اثبات جرم تجاوز به عنف

باید متهم در نزد قاضی ۴ بار اقرار کند و اقرارهای وی در نزد پلیس ملاک رای قاضی نیست.همچنین طبق ماده ۱۲۰ قانون مجازات اسلامی یکی از شرایط اثبات زنا، علم قاضی است که از طریق متعارف حاصل می شود،یعنی این کهقاضی می تواند با توجه به اقرارهای کسانی که مورد تجاوز قرار گرفته اند و سایر قرائن و شواهد،جرم متهم را زنایبه عنف تشخیص داده و حکم صادر کند.در صورتی که متهم در ابتدا نزد قاضی اقرار کند ولی بعد از آن انکار نماید قاضی میتواند با علم خودش حکم صادر کند .یکی از راههایی که میتوان جرم تجاوز را ثابت کرد این است که زنی که مورد تجاوز قرار گرفته ۴شاهد به دادگاه معرفیکند و خواهد بود .چنانچه شاهد وجود نداشته باشد قاضی با علم خود و وجود قرائن تصمیم گیری میکند.برابر حکم شرع و قانون اقرار هر فردی علیهخودش قابل قبول است ، اگر زنی که مورد تجاوز قرار گرفته اعتراف کند برای قاضی بسیار مهم است و جزو شواهد و قرائن موجود محسوب میشود

جرم اختلاس|روند رسیدگی|مجازات جرم اختلاس

  

معرفی جرم اختلاس

اختلاس یکی از جرایم علیه اموال محسوب می شود و از مصادیق خیانت در امانت می باشد.  تنها تفاوت جرم اختلاس با جرم سرقت در این است که فرد اختلاس گر باید کارمند دولت باشد.دلیل اینکه اختلاس جرم محسوب می شود این است که جلوی سواستفاده کارمندان از سرمایه و اموال دولتی گرفته شود و منافع دولت و ملت بیشتر تضمین شود.

تعریف اختلاس:

اختلاس در لغت به معنای ربودن ، جدا کردن و برداشتن می باشد ولی در علم حقوق اختلاس عبارتست از:تصاحب و برداشتن عمدی اموال و اسناد دولتی یا اشخاص توسط مستخدمین و کارمندان قوای سه گانه و  ارگانهای عمومی که برحسب وظیفه در اختیار فرد قرار گرفته است.

ارکان تشکیل دهنده جرم اختلاس

عنصر قانونی جرم اختلاس

بر اساس ماده پنج قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشا در اختلاس و کلاهبرداری مصوب۱۳۶۷به عنوان  تنها عنصر قانونی جرم اختلاس و مستندا چنین جرایمی موجود بوده و به قول خود باقی است .متن ماده به شرح ذیل می باشد:هر یک از کارمندان ادارات و سازمانها و شوراها و یا شهرداری ها و موسسات و شرکتهای دولتی و یا وابسته به دولت و یا نهادهای انقلابی و دیوان محاسبات و موسساتی که به کمک مستمر دولت اداره می شوند و دارندگان پایه ی قضایی و به طور کلی قوای سه گانه و همچنین نیرو های مسلح و مامورین به خدمات عمومی اعم از رسمی یا غیر رسمی وجوه یا  مطالبات یا حواله ها یا سهام یا اسناد و اوراق بهادار و یا سایر اموال متعلق به هریک از سازمانها و موسسات فوق الذکر و یا اشخاص را که برحسب وظیفه به آنها سپرده شده است به نفع خود یا دیگری برداشت و تصاحب نماید مختلس محسوب می شود و به ترتیب زیر مجازات خواهد شد. در صورتی که میزان اختلاس تا پنجاه هزارریال باشد مرتکب به شش ماه تا سه سال حبس و همچنین شش ماه تا سه سال انفصال موقت و هرگاه بیش از این مبلغ باشد به دو تا ده سال حبس و انفصال دایم از خدمات دولتی و در هر مورد علاوه بر رد وجه یا مال مورد اختلاس به جزای نقدی معادل دو برابر محکوم می شود.

عنصر مادی جرم اختلاس

عنصر مادی قسمت فیزیکی یک جرم است که در جامعه مشهود است و جامعه را تحت تاثیر قرار می دهد که مشتمل بر رفتار مجرمانه ، مرتکب جرم ،موضوع جرم و شرایط و اوضاع و احوال لازم برای تحقق جرم می باشد

عنصر روانی جرم اختلاس

اختلاس از جمله جریم عمدی است و نیازمند وجود عنصر معنوی یا روانی در زمان ارتکاب آن از سوی متهم است که به دو صورت می باشد:۱-سوء نیت عام۲-سوءنیت خاص

تشریفات رسیدگی به جرم اختلاس

شاکی باید بداند کدام مرجع قضایی صلاحیت رسیدگی به شکایت وی را دارد تا دعوی خود را به آن مرجع قضایی تقدیم نماید، برای شناسایی مرجع صالح به بررسی صلاحیت می پردازیم.

صلاحیت ذاتی مراجع قضایی در رسیدگی به جرم اختلاس :

بر اساس ماده ۳۰۱ قانون آیین دادرسی کیفری مصوب ۱۳۹۲که مقرر می دارد : دادگاه کیفری دو صلاحیت رسیدگی به تمام جرایم را دارد مگر اینکه به موجب قانون در صلاحیت مرجع دیگری باشد و با توجه به مواد ۳۰۲ و۳۰۳ و ۳۰۴ که استثنائات وارده بر صلاحیت عام دادگاه کیفری دو می باشد مگر مجازات آن از نوع درجه سه یا بالاتر باشد که در این حالت دادگاه کیفری یک صالح به رسیدگی خواهد بود.

صلاحیت محلی مراجع قضایی در رسیدگی به جرم اختلاس

با توجه به مواد۳۱۰و۳۱۱قانون آیین دادرسی کیفری که مقرر میدارد : متهم در دادگاهی محاکمه می شود که جرم در حوزه ی آنواقع شده باشد. و همچنین شرکا و معاونین جرم در دادگاهی محاکمه می شوند که صلاحیت رسیدگی به اتهام متهم اصلی رادارد. دادگاه صالح برای رسیدگی به جرم اختلاس دادگاه محل وقوع جرم است یعنی دادگاهی که در محلی که رفتار مجرمانهصورت گرفته دادگاه صالح به رسیدگی است

نحوه تقدیم شکواییه و هزینه های آن

برای اعلام شکایت نیازی به مکتوب کردن آن نیست البته در رویه عملی یک فرم از پیش طراحی شده تحویل شاکی داده می شود تا وی شکایت خود را روی آن توضیح دهدماده ۶۹ قانون مجازات اسلامی اینگونه مقرر داشته است:دادستان مکلف است شکایت را چه کتب و چه شفاهی را در هر زمانی قبول کند. شکایت شفاهی در صورت مجلس قید و به امضایا اثر انگشت شاکی می رسد ،هر گاه شاکی سواد نداشته باشد مراتب در صورت مجلس قید و انطباق شکایت با مندرجات صورت مجلس تصدیق می شود وحتی وجود ایام تعطیل یا شب بودن مانع طرح شکایت نیست مطابق بند های ۴ و ۱۷ ماده ۳ قانون وصول برخی از درآمدهای دولت و مصرف آن در موارد معین شاکی بایداز بابت شکایت خود و تصدیق اوراق پیوستی شکواییه هزینه پرداخت نماید که به صورت الحاق تمبر ۵۰۰۰۰ریالی و۵۰۰۰ ریالی می باشد که با مراجعه به واحد تمبر دادسرای صالحه این هزینه را پرداخت می کند.

مدارک لازم برای شکایت

شاکی یا دادستان باید تعقیب و رسیدگی و جلب به دادرسی متهم یا مشتکی عنه را به دلیل ارتکاب جرم از مرجع قضایی تقاضا نماید و ادله و مدارک خود را پیوست شکواییه کند

مهمترین اسناد و مدارک عباتند از:

۱ـ دلایل و مدارک دال بر تصاحب و برداشت رسید دریافت ـ حساب واریزی مبلغ و….۲ـ دلایل و مدارک دال بر مالکیت شاکی از جمله سند مالکیت از جمله سند مالکیت ـمبایعه نامه قبلی ـ صلح نامه قبلی و….۳ـ دلایل و مدارک دال بر وجود رابطه امانی و سپرده شدن اموال به متهم حسب وظیفه از قبل توافقنامه ـ امانت نامه ـ رسید و …۴ـدلایل و مدارک دال بر وجود رابطه کارمندی با سازمان از جمله قرار داد کار ـ بیمه تامین اجتماعی و فیش حقوقی و…۵-اسامی شهود و مطلعین به همراه مشخصات کامل و نشانی آنها و…۶ـ درخواستهای برای استعلامات از ارگان های لازم مانند بانک ـ اداره ثبت ـ دفترخانه و…

تقدیم دادخواست به دادگاه کیفری

شاکی با توجه به ماده ۱۴ قانون آیین دادرسی کیفری می تواند جبران تمامی ضرر و زیان مادی و معنوی و منافع ممکن الحصول ناشی از جرم را به دو طریق درخواست کند:

الف) تقدیم دادخواست به دادگاه کیفری :

هرچند رسیدگی به ضرر و زیان و خسارات از ویژگیهای ذاتی محاکم کیفری نیست ولیکن قانونگذار برای اینکه سریع تر جبران خسارت و ضرر و زیان وارده بر شاکی و همچنین آگاهی دادگاه کیفری نسبت به موضوع پرونده تجویز نموده است که زیان دیده پس از آنکه متهم تحت تعقیب قرار گرفت تا قبل از ختم دادرسی درخواست ضرر و زیان خود را به دادگاه تسلیم نماید.

ب) تقدیم دادخواست به دادگاه حقوقی :

مطابق مقررات آیین دادرسی مدنی و قانون مدنی مطالبه خسارت و ضرر و زیان از مقصر یا مرتکب جرم از طریق محاکم حقوقی همیشه به عنوان یک راهکار اصلی موجود بوده و هست ، اما در این خصوص رعایت محدوده های قانونی مندرج در ماده ۱۶ قانون آیین دادرسی کیفری مصوب ۱۳۹۲ الزامی است متن ماده بدین شرح میباشد: هرگاه دعوای ضرر و زیان ابتدا در دادگاه حقوقی اقامه شود ،دعوای مذکور قابل طرح در دادگاه کیفری نیست مگر آنکهمدعی خصوصی  پس از اقامه دعوی در دادگاه حقوقی ، متوجه شود که موضوع واج دادگاه کیفری نیز بوده است که در این صورت می تواند با استرداد دعوی به دادگاه کیفری مراجعه کند ،اما چنانچه دعوای ضرر و زیان ابتدا در دادگاه کیفری مطرح وصدور حکم کیفری به جهتی از جهت قانونی با تاخیر مواجه شود مدعی خصوصی می تواند با استرداد دعوی ، برای مطالبه ضرر و زیان به دادگاه حقوقی مراجعه کند و چنانچه مدعی خصوصی قبلا هزینه دادرسی را پرداخته باشد نیازی به پرداخت مجدد آن نیست.منابع :قانون مجازات اسلامیقانون ایین دادرسی کیفریشیوه های عملی طرح و دفاع از دعاوی کیفری گروه پژوهشی انتشارات چراغ دانش

جرم تجاوزبه عنف|اثبات تجاوز|مجازات تجاوز به عنف

 

معنای تجاوز به عنف

تجاوز به عنف از جرایم کیفری می باشدو در تمام نقاط جهان مجازات بسیار شدیدی دارد و جنایت محسوب میشودو در قانون جمهوری اسلامی ایران در ماده ۸۲ قانون مجازات اسلامی مجازات تجاوز به عنف اعدام است.عنف در لغت به معنای زور و اجبار و خشونت و است . تجاوز به عنف در اصطلاح به معنای برقرار کردن رابطه جنسی با استفاده از زور و اجبار است به صورتی که زن رضایت نداشته باشد.

تفاوت تجاوز جنسی با رابطه جنسی

رابطه جنسی معمولا با رضایت دو طرف انجام مشود ولی در تجاوز زور و اجبار بکار میرود و معمولا زن رضایت ندارد. اثبات کردن تجاوز به عهده شخصی است مورد تجاوز قرار گرفته است و این مسئله مشکلات بسیاری را در روند رسیدگی به پرونده ها اینجاد نموده است .باید توجه داشت که تجاوز به عنف فقط در زمانی رسمیت دارد که بین زن و مردنامحرم باشد نه بین زن و  شوهر به بیان ساده تجاوز به عنف نوعی از زنا است که با نارضایتی قربانی انجام شود.نکته: توسل به خشونت جنسی در روابط میان زن و شوهر تجاوز به عنف محسوب نمی‌گردد.

ریشه های تجاوز به عنف

تجاوز جنسی نوعی انحراف جنسی است که چون فرد نمی‌تواند از روش عادی و با ایجاد رابطه ی مشروع و قانونی نیازهای خود را برطرف کند، با توسل به زور و خلاف میل طرف مقابل به دیگری دست درازی می‌کند.تجاوز جنسی حاصل یک اختلال شخصیت و ناشی از دوران کودکی و نوجوانی فرد بوده و در واقع به نوعی در دوران رشد روانی وی در او بوجود آمده است که در دوران جوانی و میانسالی خودنمایی می‌کند جرایم جنسی معمولا

رابطه نزدیکی با شرایط سنی ، فرهنگی و اقتصادی شخص مرتکب ارتباط دارد :

این نوع جرایم در اکثر کشورهای جهان وجود دارد . تجاوزات جنسی مخصوصا تجاوز به عنف از جمله جرایمی هستند که از گذشته های دور یعنی زمانی که بشر زندگی جمعی خود را آغاز کرد تا به امروز وجود داشته است . هم‌اکنون نیز در کشورها و جوامع مختلف با انگیزه‌های متفاوت در حال انجام است 

کودک آزاری :

تجاوز جنسی به صورتهای مختلف به شکل کودک‌آزاری از نوع آزار جنسی، زنای با محارم، سادیسم جنسی انجام می‌شود و در دو حالت خود‌آزاری و دیگرآزاری خودنمایی می‌کند. افرادی که دست به تجاوز جنسی می‌زنند تنها افرادی نیستند که نمی‌توانند رابطه جنسی با جنس مخالف یا حتی با جنس موافق برقرار کنند بلکه حتی در  میان افرادی که دارای همسر و فرزند هستند این نوع جرایم دیده می‌شود.  می‌توان گفت تجاوز جنسی محصول یک اختلال شخصیت و ناشی از دوران کودکی و نوجوانی فرد بوده و در واقع به نوعی در دوران رشد روانی او ایجاد شده است .تعرضات جنسی توسط افرادی انجام می‌شود که از لحاظ شخصیتی و روانی متعادل نیستند یا اینکه خود آن فرد  از قربانیان خشونت جنسی در دوران کودکی توسط افراد فامیل یا غریبه بوده‌اند یا اینکه مورد ضرب و شتم پدر و مادر قرار گرفته‌اند و از جنس مخالف کینه به دل دارند یا به دلیل آموزه‌ها یا آموزش‌های اعتقادی و باورهایی که به صورت غلط به آنها منتقل شده با دید این که جامعه را از این مفاسد پاک کنند، دست به ارتکاب این جرایم می‌زنند. بر اساس ماده ۸۲ قانون مجازات اسلامی،حد زنای به عنف اعدام است. این ماده که دارای چند بند است، می گوید:حد زنا در موارد زیر قتل است و فرقی بین جوان و غیر جوان و محصن و غیرمحصن نیست …. بند د – زنای به عنف و اکراه که موجب قتل زانی اکراه کننده است’

حکم تجاوز به عنف

فقه اسلام و قانون مجازات اسلامی، به صراحت مجازات ارتکاب چنین جرمی را ‘مرگ’ و ‘اعدام’ در نظر گرفته است. بر اساس ماده ۸۲ قانون مجازات اسلامی، حد زنای به عنف اعدام است. این ماده که دارای چند بند است، می گوید:حد زنا در موارد زیر قتل است و فرقی بین جوان و غیر جوان و محصن و غیرمحصن نیست ….  بند د – زنای به عنف و اکراه که موجب قتل زانی اکراه کننده است .  به این ترتیب قانونگذار، مجازات سنگینی برای این جرم تعیین کرده است.اثبات این موضوع نیز بر عهده قربانی است.  بنابراین،اگر چنانچه مرد زنا را انکار کند زن باید آن را اثبات کند و در عین حال باید ثابت کند که نزدیکی بدون رضایت وی رخ داده است.

اثبات جرم تجاوز به عنف

باید متهم در نزد قاضی ۴ بار اقرار کند و اقرارهای وی در نزد پلیس ملاک رای قاضی نیست. همچنین طبق ماده ۱۲۰ قانون مجازات اسلامی یکی از شرایط اثبات زنا، علم قاضی است که از طریق متعارف حاصل می شود،یعنی این که قاضی می تواند با توجه به اقرارهای کسانی که مورد تجاوز قرار گرفته اند و سایر قرائن و شواهد، جرم متهم را زنای به عنف تشخیص داده و حکم صادر کند. در صورتی که متهم در ابتدا نزد قاضی اقرار کند ولی بعد از آن انکار نماید قاضی میتواند با علم خودش حکم صادر کند. یکی از راههایی که میتوان جرم تجاوز را ثابت کرد این است که زنی که مورد تجاوز قرار گرفته ۴شاهد به دادگاه معرفی کند و خواهد بود . چنانچه شاهد وجود نداشته باشد قاضی با علم خود و وجود قرائن تصمیم گیری میکند. برابر حکم شرع و قانون اقرار هر فردی علیه خودش قابل قبول است ، اگر زنی که مورد تجاوز قرار گرفته اعتراف کند برای قاضی بسیار مهم است و جزو شواهد و قرائن موجود محسوب میشود.آیا اقرار زنانی که مورد تجاوز قرار گرفته اند، نمی تواند دلیلی محکم برای صدور حکم از سوی قاضی شود ؟مقصود از تجاوز به عنف چیست و چه نوع رابطه جنسی تجاوز محسوب می‌شود ؟ ریشه های تجاوز به عنف چیست ؟ حکم تجاوز به عنف چیست ؟ چگونه میتوان جرم تجاوز را اثبات کرد ؟

وضعیت حقوقی غایب مفقود الاثر

 

تعریف غایب مفقود الاثر

یکی از موضاعات مهم که امروزه بسیار مورد بحث قرار می گیرد وضعیت حقوقی غایب مفقود الاثر می باشد. در این مقاله سعی شده تا حدود زیادی وضعیت امور مالی غایب مفقود الاثر را مورد بررسی قرار دهیم.غایب مفقود الاثر شخصی است که مدت نسبتا طولانی محل زندگی خود را ترک کرده و هیچ یک از اقوام و آشنایان وی از او خبری نداشته باشند.قانونگذار در تعریف غایب مفقود الاثر اینگونه بیان می دارد که:غایب مفقود الاثر کسی است که از غیبت او مدت به نسبت زیادی گذشته و از او به هیچ وجه خبری نباشد.نکته:در حقوق مدنی به جای واژه غایب مفقود الاثر کلمه غایب را به کار می برند.که در واقع منظور از غایب همان غایب مفقود الاثر است  و به معنای خاص آن بکار رفته نه به معنای لغوی آن.

تفاوت غایب مفقود الاثر با مجهول المکان

مجهول المکان بودن با غیب مفقود الاثر فرق دارد به عنوان مثال فردی به کسی بدهکار است و برای فرار از دادن بدهی اش از محل سکونتش خارج می شود و بدون اینکه محل اقامتش را اطلاع دهد با اقوام و آشنایانش مکاتبه یا مکالمه می کند این  شخص را مجهول المکان می گویند. زیرا محل خود را مشخص نکرده است.

امور مالی غایب مفقود الاثر

هر گاه غایب مفقود الاثر اموالی از خود بجای بگذارد و شخصی را برای اداره اموالش مشخص کرده باشد، این شخص مسئولیت اموال غایب مفقودالاثر را تازمانی که وی برگردد و یا تا زمانی که خبر مرگ او را بیاورند یا دادگاه حکم فوت فرضی وی را صادر کند به عهده دارد. چنانچه شخصی که از طرف غایب مفقود الاثر برای حفاظت از اموالش مشخص شده فوت کند یا به هر دلیل دیگر صلاحیتش از بین برود مسئولیت اموال غایب به امین سپرده می شود.ماده ۱۴۰قانون امور حسبی مقرر میدارد :در صورتی که غایب برای اداره اموال خود کسی را معین کرده باشد و آن فرد فوت کند یا به جهت دیگری صلاحیتش برای اداره  اموال از بین برود امین برای اموال معین میگردد و اموال به تصرف ورثه داده میشود تا حکم موت فرضی فرد صادر شود. هرگاه غایب برای اداره اموالش کسی را معین نکرده باشد و کسی هم قانونا اداره اموال وی را به عهده نداشته باشد دادگاه تکلیف آن را مشخص میکند.

مراحل تعیین شده در مورد امور مالی غایب

قانونگذار چهار مرحله را در رابطه با امور مالی غایب مفقود الاثر پیش بینی کرده است که عبارتند از:۱-حفظ اموال غایب قبل از تعیین امین۲-نصب امین برای اداره اموال غایب۳-دادن اموال به تصرف موقت ورثه۴-حکم موت فرضی غایب و دادن اموال به تصرف قطعی ورثههرگاه غایب مفقودالاثر در خارج از ایران اموال و دارایی داشته باشد،حفظ و نظارت اموال مزبور تا تعیین امین به عهده مامورین  کنسولی خواهد بود  و مامورین کنسولی در این رابطه همان اختیارات و وظایفی خواهند داشت که قانونگذار به دادستان واگذار کرده است.ماده ۱۱۵ امورحسبی مقرر می دارد:وظایف و اختیاراتی که به موجب قانون و نظامات مربوطه در مورد دخالت دادستانها در امور محتاج به تعیین امین مقرر است در خارج ایران به عهده مامورین کنسولی خواهد بود.همچنین در ماده ۱۰۱۲ قانون مدنی چنین آمده است :اگر غایب مفقود الاثر برای اداره اموال خود تکلیفی معین نکرده باشد و کسی هم نباشد که قانونا حق تصدی امور را داشته باشد محکمه برای اداره اموال او یک نفر امین معین میکند و تقاضای تعیین امین فقط از طرف مدعی العموم و اشخاص ذینفع در این امر قبول می شود. اگر دو سال از تاریخ آخرین خبر غایب مفقودالاثر و از وی خبری نشود احتمال زنده بودن غایب کمتر از گذشته است لذا قانونگذار با در نظر گرفتن منافع وارث و با توجه به اینکه وارث را مالک شناخته به وارث حق داده است که از دادگاه تقاضا نماید که اموال غایب را به تصرف موقت آنها بدهد.مطابق ماده ۱۰۱۹  قانونی مدنی مقرر میدارد: حکم موت فرضی غایب و دادن اموال غایب در موردی صادر می شود که از تاریخ آخرین خبری که از حیات او رسیده است مدتی گذشته باشد که عادتا چنین شخصی زنده نمی ماند.

تکالیف ورثه بعد از تصرف اموال غایب مفقود الاثر

بعد از تصرف اموال غایب توسط ورثه، ورثه موظفند اقدامات زیر را انجام دهند:۱-فروش اموال ضایع شدنی۲-فروش اموال منقول غایب۳-پرداخت بدهی و نفقه اشخاص غایب مفقود الاثر۴-نمایندگی امین از طرف دعاوی غایب۵-منع فروش و رهن اموال غیر منقولماده ۱۵۸ امور حسبی در رابطه با ویژگی حکم موت فرضی مقرر میدارد حکم باید مشتمل بر امور زیر باشد :نام و نام خانوادگی درخواست کننده  ـ مشخصات غایب ـ دلایل و مستندات حکم ـ تاریخ صدور حکم موت فرضی و یا رد درخواست  طبق قانون و مقررات مربوط به آیین دادرسی مدنی به دادستان و درخواست کننده ابلاغ میگردد و قابل تجدید نظر است.ماده ۱۵۹ قانون امور حسبی در این مورد اینگونه بیان می دارد:درخواست کننده میتواند از رد درخواست خود و دادستان از حکم موت فرضی پژوهش بخواهد و رای پژوهش قابل فرجام نیست. و در همین مورد در ماده۱۶۰قانون امور حسبی چنین آمده است : بعد از قطعیت حکم موت فرضی تامیناتی که از امین یا ورثه گرفته شده است مرتفع می شود.

انحلال نکاح

یکی دیگر از آثار حکم موت فرضی انحلال نکاح بین غایب و زن اوست و فرق بین زن دائم یا موقت او نیست و زن باید عده وفات نگهدارد. در ماده ۱۱۵۴قانون مدنی آمده است : عده وفات چه در دائم و چه موقت در هر حال چهارماه و ده روز است مگر اینکه زن باردار باشد که در این صورت عده وفات تا زمان وضع حمل است مشروط بر اینکه فاصله بین فوت شوهر و وضع حمل از چهار ماه و ده روز بیشتر باشد وگرنه مدت عده همان چهارماه و ده روز خواهد بود.در ماده۱۶۱ قانون امور حسبی آمده است :در هر موقع که موت حقیقی یا زنده بودن غایب معلوم شود اقداماتی که راجع به موت فرضی او به  عمل آمده بلا اثر خواهد شد مگر اقداماتی که برای حفظ و اداره اموال غایب شده است.غایب مفقود الاثر از نظر قانون چه کسی است؟تفاوت غایب مفقود الاثر با مجهول المکان در چیست؟وضعیت امور مالی غایب مفقود الاثر به چه صورت است؟مراحل تعیین شده در امور غایب مفقود الاثر کدامند؟بعد از تصرف اموال غایب مفقود الاثر ورثه چه تکالیفی دارند؟وضعیت همسر غایب مفقود الاثر چگونه است؟منابعقانون امور حسبیقانون مدنیکتاب وضعیت حقوقی غایب مفقود الاثر از آقای منصور اباذری فومشی
رابطه نامشروع رابطه جرم رابطه نامشروع +مجازات+مراحل رسیدگی photo 2018 12 30 12 29 03 300x300رابطه نامشروع جزو جرایم منافی عفت می باشد. در اینگونه جرایم نیازی به شکایت شاکی خصوصی نیست و مدعی العموم (دادستان) میتواند بدون شکایت شاکی خصوصی به این جرم رسیدگی کند.

ارکان جرم رابطه نامشروع

عنصر قانونی

بر اساس ماده۶۳۷قانون تعزیرات در مورد رکن قانونی جرم رابطه نامشروع چنین مقرر میدارد :هرگاه زن و مردی که بین آنها رابطه زوجیت نباشد مرتکب رابطه نامشروع یا عمل منافی عفت غیر از زنا مانند همبستر شدن یابوسیدن شوند به شلاق تا نودونه ضربه محکوم خواهند شد و اگر عملبا عنف و اکراه باشد فقط اکراه کننده تعزیر میشود.نظریه مشورتی شماره ۲۴۵۲/۷-۱/۶/۱۳۷۸ بیان میدارد :صرف نوشتن نامه عاشقانه از مصادیق رابطه نامشروع محسوب نمی شود.

عنصر مادی

آن قسمت از جرم که آشکار است و جنبه ظاهری دارد به عنون عنصر مادی جرم به شمار می رود  که مشتمل بر رفتار مجرمانه ی مرتکب جرم و موضوع جرم و شرایط و اوضاع و احوال لازم برای تحقق جرم است.رفتار مجرمانهدر تعریف رفتار مجرمانه اینگونه میتوان گفت: عمل یا رفتاری است که قانون حالات مختلف آن را از جمله  انجام یا عدم انجام آن و وضعیت و حالت و… حسب جرم اعلام و برای آن مجازات تعیین نموده است .

شرایط و اوضاع و احوال برای تحقق جرم

۱-وجود رابطه بین زن و مرد۲-نا مشروع بودن رابطه۳-نبود علقه زوجیت (عقد نکاح)

عنصر معنوی

عنصر معنوی جرم رابطه نا مشروع،قصد ارتکاب آن و عمد در انجام عمل منافی عفت می باشد و جهت وقوع این جرم فقط نیاز به سوء نیت عام است و سوء نیت خاص جهت جرم رابطه نامشروع نیاز نخواهد بود.هر گاه زن و مرد بالغ بدون اینکه عقد شرعی و قانونی باشند با هم رابطه داشته باشند .  این رابطه نامشروع می باشد. حتی اگر این رابطه در حد ملاقات در رستوران یا خیابان و یا قدم زدن در پارک باشد. رابطه نامشروع  جزو جرایم منافی عفت می باشد. در اینگونه جرایم نیازی به شکایت شاکی خصوصی نیست و مدعی العموم (دادستان) میتواند بدون شکایت شاکی خصوصی به این جرم رسیدگی کند.

نحوه اثبات رابطه نامشروع

برای ثابت کردن رابطه نامشروع از هر طریقی می توان استفاده کرد مثلا پیامک و عکس و فیلم و شهادت شهود ارسال پیامک و عکس و فیلم را به علت اینکه امکان منتاژ کرد در دادگاه زیاد مورد قبول قاضی نیست ولی بین این موارد شهادت شهود دلیل بسیار محکمی برای اثبات رابطه نامشروع می باشد.

مجازات رابطه نامشروع

چنانچه زن و مردی بدون انجام عقد ازدواج و وجود رابطه زوجیت عملی که منافی عفت باشد را انجام دهند به شلاق تا ۹۹ضربه خواهند شد.نکته:منظور از عمل منافی عفت ایجاد رابطه فیزیکی است که منجر به نزدیکی نشود مانند لبخند یا چشمک زدن را حتی اگر از روی شهوت باشد را شامل نمیشود.

جرایم منافی عفت

جرایم منافی عفت عبارتند از :رابطه نامشروع غیر از زنازنا با اقرار کمتر از چهار مرتبهقرار گرفتن دو مرد یا دو زن لخت در جاییحضور زنان در مکانهای عمومی بدون حجابتظاهر به انجام کارهای حرام در معابر و مکانهای عمومیایجاد مکان برای فساد و فحشا و …..

نحوه رسیدگی به جرم رابطه نامشروع

برای رسیدگی به هر عنوان مجرمانه مراحل چهارگانه ای وجود دارد که شاکی باید از آنها آگاهی داشته باشد.اولین اقدام شاکی برای اعلام جرم و شکایت تنظیم شکواییه است. بر اساس ماده۶۸قانون آیین دادرسی کیفری شاکی یا مدعی خصوصی میتواند شخصا یا توسط وکیل متخصص شکایت کند.

نحوه تنظیم شکوائیه

مواردی که در شکواییه قید میشود به قرار زیر است:

۱-نام و نام خانوادگی و نام پدر و شغل و شماره شناسنامه و…۲-موضوع شکایت و تاریخ و محل وقوع جرم۳-ضرر و زیان وارده به شاکی۴-دلایل موجود برای اثبات وقوع جرم .اسامی شهود و آدرس آنها۵-مشخصات مشتکی عنه (مظنون)در صورت امکان

بعد از تنظیم شکواییه شاکی موظف است از دو جهت تمبر باطل نماید:

الف) تمبر از بابت تصدیق اوراقی که پیوست و ضمیمه شکواییه می شود.که هزینه این اوراق۵۰۰تومان می باشدب)تمبر هزینه شکایت کیفری که هزینه ی آن ۵۰۰۰تومان است.بعد از تنظیم شکواییه و پرداخت هزینه ها اقدام بعدی شاکی تقدیم دادخواست به دادسرای صالح برای رسیدگی است.

صلاحیت دادسراها برای رسیدگی به جرم به این صورت می باشد:

۱-دادسرای محل وقوع جرم۲-دادسرای محل کشف جرم یا دستگیری متهم۳-دادسرای محل اقامت متهمشاکی بعد از ابطال تمبر و تصدیق نمودن تمام اوراق کپی شکواییه خود را در دادسرا به قسمت معاونت ارجاع تقدیم می کند و معاونت ارجاع پس از بررسی پرونده در صورت نبودن مانع ممکن است با توجه به رویه موجود اقدام به ارجاع پرونده به کلانتری مربوطه یا یکی از شعب بازپرسی یا دادیاری نماید. بعد از بازگشت پرونده از کلانتری یا آگاهی مدیر دفتر موظف است بعد از بررسی پرونده و در صورتی که همه مفاد آن تکمیل باشد پرونده  را به شعب رسیدگی کننده تحویل خواهد داد. مقام رسیدگی کننده در جلسات دادگاه بعد از شنیدن اظهارات طرفین و شهود و مطلعین پرونده را بررسی نموده و رای مناسب را صادر میکند که این رای ظرف بیست روز قابل تجدید نظرخواهی خواهد بود و بعد از مدت معین شده حکم قطعی صادر میشود.

ارکان جرم رابطه نامشروع کدامند؟

مقصود از رفتار مجرمانه چیست؟

چگونه میتوان رابطه نامشروع را اثبات نمود؟

مجازات رابطه نامشروع چگونه است؟

مراحل رسیدگی به رابطه نامشروع به چه صورت است؟

منابعقانون مجازات اسلامیقانون آیین دادرسی کیفریکتاب شیوه های عملی طرح و دفاع از دعاوی کیفری از گروه پژوهشی انتشارات چراغ دانش 

پیش خرید آپارتمان و ملک|مراحل قانونی

پیش خرید آپارتمان و ملک

 درجامعه امروز شاهد هستیم که بسیاری ازافراددر مورد پیش خرید ملک با مشکل مواجه می شوند .مطابق قانون مدنی زمانی که عقد بیع انجام میشود مالی که مورد خرید و فروش قرار میگیرد باید وجود داشته باشد که این امر در مورد خرید آپارتمانی که آماده است صدق می کند ولی در مورد پیش خرید ملکی که هنوز ساخته نشده اعمال نمیشود و همین مسئله مشکلات زیادی را در پی دارد در سال ۱۳۸۹ قانونگذار برای جلوگیری از اختلافاتی که بابت خرید و فروش آپارتمان و آپارتمان های در حال ساخت قانون پیش فروش آپارتمان ها را تنظیم نموده تا از حجم مشکلات و دعاوی مطرح شده دردادگاه ها کاسته شود .

مراحل قانونی پیش خرید آپارتمان و ملک

مطابق قانون پیش فروش آپارتمانها پس از صدور پروانه ساختمان توسط شهرداری و تنظیم نمودن شناسنامه فنی مستقل برای هر واحد که در آن مشخصات دقیق ساختمان مطرح می شود .تنظیم قراردادپیش فروش باید در یکی از دفاتر اسناد رسمی صورت میگیرد و دفاتر املاک موظفند پس از انجام صحبت های مقدماتی طرفین معامله را به دفاتر اسناد رسمی ارجاع دهند و به هیچ عنوان مجاز نیستند خودشان اقدام به تنظیم قرارداد نمایند. در صورت انجام این عمل مجرم تلقی می شوند . بر اساس متن مندرج در قانون پیش فروش آپارتمانها چنانچه فرد سرمایه گذار بدون تنظیم سند اقدام به پیش فروش نماید به حبس از نود روز یا جریمه نقدی به میزان دو تا چهار برابر وجهی که دریافت نموده محکوم می شود

اوصاف و امکانات آپارتمان

در یک قرر داد پیش فروش کلیه امکاناتی که واحد آپارتمان خواهد داشت مانند شماره طبقه و واحد و متراژ واحد و تعداد اتاق ها .مشخص نمودن پارکینگ و انباری و مشخصات فنی ساختمان و….باید در متن قرارداد قید شود.

نحوه قیمت گذاری آپارتمان

قیمت گذاری آپارتمان با توجه به قوانین و مقرارات خاص مشخص می شود . در هنگام پیش فروش قیمت آپارتمان باید مشخص باشد و تعداد اقساط و نحوه پرداخت آن باید بر اساس توافق طرفین باشد و شخص پیش خرید کنندهمتناسب با اقساط پرداخت شده مالک واحد آپارتمان خواهد بود. چنانچه عملیات ساخت و ساز براساس مفاد مندرج در قرار داد پیشرفت نداشته باشد پیش خریدار می تواند تا زمان پیشرفت ملک متناسب با قرار داد به تعویق بیاندازد.

 چگونگی تحویل آپارتمان

زمان اتمام پروژه ساخت و ساز و زمان تحویل ملک باید به طور دقیق در قررداد قید شود .هر چند که ممکن است این زمان تغییراتی داشته باشد که متضمن خسارت تاخیر و تادیه خواهد بود. چنانچه فروشنده نتواند در تاریخ معین شده واحد را تحویل خریدار بدهد یا به تعهدات خود به درستی عمل نکند با توجه به مواد مندرج در قانون باید خسارت بپردازد مگر اینکه با خریدار توافق کنند .بعد از پایان کار ساختمان در مدت زمان پیش بینی شده در قرارداد و تایید مهندس ناظر و فرد پیش خرید کننده میتواند  به دفاتر اسناد رسمی مراجعه نموده وبا ارائه مدارک مبنی بر انجام کلیه تعهدات درخواست انتقال سند رسمی ملک را بدهد. اگر فروشنده ظرف مدت ده روز برای نتقال سند به دفترخانه مراجعه نکند . دفترخانه راسا برای انتقال سند به نام خریدار اقدام خواهد نمود و اداره ثبت اسناد و املاک هم موظف است که نسبت به تفکیک ملک اقدام نماید.

نکات مهم جهت پیش خرید آپارتمان و ملک

برای اینکه ملکی را پیش خرید کنیم بهتر است چند نکته را درباره قوانین خرید اپارتمان قبل از کامل شدن در  نظر داشته باشید:۱-سعی کنیدتا حد امکان از اعتماد کردن بیجا بپرهیزید و سعی کنید خودتان شخصا و با کمک گرفتن از وکلای متخص در این امر بررسی های لازم را انجام دهید.۲-گول چرب زبانی دلال ها را نخورید و حتما در مورد ملکی که تصمیم به پیش خرید آن دارید تحقیقات لازم را انجام دهید.۳- حتما به دفاتر اسناد رسمی مراجعه نموده و با ارائه پلاک ثبتی همه سوابق ملک را بدست آوردید.و مطمئن شوید که مال  در توقیف یا ممنوع المعامله نباشد.۴- با مالک اصلی ملک یا وکیل قانونی اش معامله کنید و فقط در دفاتر املاکی که دارای مجوز قانونی هستند معامله نمایید.۵-حتما همه تعهدات خریدار و فروشنده در متن قرارداد قید شود و همچنین تمام مبالغ پرداختی و چکها با قید تاریخ و مبلغ و شماره چک در قرارداد نوشته شود.۶- قرارداد حتما با شخص فروشنده و یا نماینده قانونی وی با ارائه مدارک ابتدا در دفاتر املاک و سپس در دفترخانه تنظیم شود.

بیع سلف یا سلم

بیع سلم یا سلف در لغت به معنای پیش پرداخت و قبول کردن و اطاعت کردن آمده است و دراصطلاح حقوقی بیعی است که در آن بها یا ثمن معامله نقدا پرداخت می شود.اگر از دید خریدار به موضوع بیع نگاه شود پیش خرید و اگر از دید فروشنده به آن نظر کنیم پیش فروش نامیده می شود.به عبارت دیگر بیع سلم یا سلف پیش خرید یا پیش فروش است. در بیع سلم انتقال مالکیت مبیع در زمان تسلیم است نه درزمان عقد قرارداد.

بیع سلم به چه معناست؟

برای پیش خرید یا پیش فروش آپارتمان چه اقدامات قانونی باید انجام داد؟

چه اوصافی از آپارتمان باید در قراردادقید شود؟

قیمت گذاری آپارتمان چگونه است؟

خریدار چگونه میتواند آپارتمان خود را تحویل بگیرد؟

برای پیش خرید یک ملک به چه نکاتی باید توجه داشت؟

چگونه می توان کسی را به انجام تعهد ملزم نمود؟

 

انجام تعهد

تعهد در لغت به معنای برعهده گرفتن و عهد و پیمان آمده است. در اصطلاح فقهی ناظر به رابطه ای است که بر اساس آن شخص ملزم به انتقال یا تقسیم مال و یا انجام دادن یا ندادن کاری می شود.تعهد چه از نظر مالی چه غیر مالی دارای سه رکن اساسی است:

۱-موضوع تعهد:

موضوع تعهد ممکن است مالی باشد مانند انتقال یک ملک و یا غیر مالی باشد مانند انجام یا عدم انجام کار.

۲-طرف تعهد :

ممکن است متعهد یا متعهدله یک یا چند نفر باشند.

۳-رابطه حقوقی:

سومین رکن تعهد نوع رابطه حقوقی است که طرف متعهد را ملزم به انجام امر یا خودداری از انجام امری به نفع متعهد له می کند که ممکن است ناشی از یک عقد یا یک الزام قانونی باشد. بنابراین باید گفت تعهد یکیاز آثار عقد است.

ارکان دعوای الزام به انجام تعهد

وجود الزام قانونی

اولین موضوع در دعوای الزام به انجام تعهد وجود یک عامل ایجاد کننده تعهدات یا الزامات می باشد البته منشاء این الزامات یا تعهدات ممکن است قرار دادیا قانون باشد که به شرح زیر است:۱-منشاء ایجاد تعهدات و الزامات «عقد» باشد:در این صورت شخص به موجب قرار دادمتعهد به انجام یا خودداری از انجام یا لزام به انتقال مال یا منفعت یا حق به ثالث می شود.مبنای این نقل و انتقال و انجام تعهد قرار داد بین دو طرف عقد می باشد نه حکم قانون.۲-منشاء ایجاد تعهدات و الزامات «ضمان قهری»باشد: ضمان قهری یا الزامات خارج از قرارداد زمانی معنا پیدامی کند که شخص به مال یا جان یا حیثیت فرد دیگر لطمه وارد کند در این صورت قانون مسبب و مقصر حادثهرا ملزم به جبران خسارت می کند بدون اینکه قراردادی بین زیان دیده یا مسبب حادثه باشد بنابراین مبنای ضمانت اجرای حکم قانون است نه قرارداد.قانونگذار در ماده ۳۰۷ قانون مدنی موارد زیر را از موجبات ضمان قهری می داند که به طور مختصر به شرح آنها میپردازیم:الف) غصب و آن چه در حکم غصب است:غصب در لغت به معنای گرفتن مال یا حق از راه ظلم است در حقوق مدنی این گونه تعریف شده است که غصب استیلا بر حق غیر است به نحوه عدوان به عبارت دیگر غصب تصرف بر مال دیگری از راه نامشروع و بدون رضایت مالک است .ب) اتلاف:اتلاف جمع تلف و به معنی از بین بردن و تخریب کردن و سوزاندن است و در اصطلاح حقوقی به  معنای این استکه شخصی عمداً یا سهواٌ اقدام به تخریب و نابودی مال غیر بدون اذن مالک میکند.درخواست انجام تعهد از سوی متعهدله یا تمام شدن مدت مقرر در قانون یا قرارداد متعهد به تعهد خود عمل ننموده است.

عدم سقوط تعهد موضوع دعوا

قانون مدنی عواملی که منجر به سقوط تعهدات می شود را برشمرده است که با تحقق هر کدام از  آنها  تعهد از بین رفته و متعهدله حق مطالبه مجدد آن یا طرح دعوای مربوطه راندارد.

وفای به عهد :

وفای به عهد زمانی محقق میشود که شخص متعد چیزی را که می دهد مالک یا نماینده قانونی مالک باشد و شخصاهم  اهلیت داشته باشد و تعهد نیز در صورتی انجام شده محسوب می شود که دین به شخص دائن یا به کسی که ازطرف وی وکالت یا حق قبض دارد تادیه گردد.

اقاله:

بعد از معامله طرفین یا وارث آنها با موافقت هم می توانند به تراضی آنرا اقاله کنند. اقاله به هر لفظ یا عملی کهدلالت بر به هم زدن معامله کند واقع می شود.موضوع اقاله ممکن است تمام معامله واقع شود یا فقط مقداری از مورد آن. تلف یکی از عوضین مانع اقاله نیست در این صورت به جای آن چیزی که تلف شده است مثل آن درصورتی که مثل آن وجود داشته باشدو قیمت آن در صورتی که بتوان برای آنقیمت مشخص کرد داده می شود.اگر مالک بعد از عقد در مورد مال مورد معامله تصرفاتی انجام دهد که باعث افزایش قیمت آن شود در حین اقاله به مقدار قیمتی که به سبب عمل او زیاد شده است مستحق خواهد بود.

خسارت ناشی از تاخیر در انجام یا عدم انجام تعهد

در دعوای مطالبه خسارت ناشی از تاخیر یا عدم انجام تعهد خواهان حق دارد ضمن تقدیم دادخواست یا در اثنای دادرسی و یا به طور مستقل جبران خسارت ناشی از دادرسی یا تاخیر انجام تعهد یا عدم انجام آن را به علت تقصیرخوانده نسبت به ادای حق یا  امتناع از آن به وی وارد شده را بخواهد و همچنین اجرت المثل را به لحاظ عدم تسلیم خواسته یا تاخیر در تسلیم آن از باب اتلاف از خوانده مطالبه کند.دادگاه در موارد گفته شده میزان خسارت را پس از رسیدگی با جلب نظر کارشناس معینکرده و ضمن حکم راجع به اصل دعوا یا به موجب حکم جداگانه محکوم علیه را به تادیه خسارت ملزمخواهد نمود . درصورتی که قرارداد خاصی راجع به خسارت بین طرفین منعقد شده باشد برابر قرارداد رفتار خواهد شد.

موضوع تعهد پرداخت وجه نقد :

در دعاویی که موضوع آن دین و از نوع وجه رایج بوده و مطالبه دائن و تمکن مدیون .مدیون امتناع از پرداخت نموده در صورت تغییر  فاحش قیمت سالانه از زمان سررسید تا هنگام پرداخت و پس از مطالبه طلبکار دادگاه با رعایت تناسب تغییر شاخص سالانه که توسط بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران تعیین میگردد محاسبه و مورد حکم قرار خواهدداد مگر اینکه طرفین به نحو دیگری مصالحه نماید.

شرایط مطالبه خسارت تاخیر تادیه به شرح زیر است:

۱-موضوع تعهد وجه رایج باشد یعنی پول قانونی کشور باشد۲-طلبکار بدهی خود را مطالبه کرده باشد.۳-مدیون توانایی پرداخت دین را داشته باشد ولی از پرداخت آن خودداری کرده باشد۴-ارزش وجه نقد تغییر فاحش داشته باشدموضوع تعهد انجام یا عدم انجام عمل :اگر موضوع تعهد پرداخت وجه نقد نباشد بلکه انجام یا عدم انجام تعهد مالی یا غیر مالی مانند انتقال ملک یا تنظیم سند موضوع قرارداد یا چیز دیگری غیر از وجه نقد باشد ولی متعهد در انجام  و اجرای آن تاخیر کند یا آنرا انجام ندهد متعهدلهمیتواند هم زمان یا مستقلا خسارت ناشی از عدم انجام تعهد یا اجرت المثل ایام عدم تسلیم موضوع قرارداد را با رعایت

شرایط ماده ۵۱۵ قانون آیین دادرسی مدنی مصوب ۱۳۷۹ که مقرر می دارد :

خواهان حق دارد ضمن تقدیم دادخواست یا در اثنای دادرسی و یا به طور مستقل جبران خسارت ناشی  از دادرسی یاتاخیر انجام تعهد یا عدم انجام آن را که به علت تقصیر خوانده نسبت به ادعای حق یا امتناع از آن به وی وارد شده یاخواهد شد همچنین اجرت المثل را به لحاظ عدم تسلیم خواسته یا تاخیر تسلیم آن از باب اتلاف و تسبیب از خوانده مطالبه نماید  را درخواست کند.

اقاله به چه معناست؟

ارکان اساسی تعهدات مالی و غیر مالی کدامند؟

مواردی که موجب ضمان قهری می شود چیست؟

در چه شرایطی می توان درخواست خسارت تاخیر و تادیه نمود؟

منابع :قانون مدنی –قانون آیین دادرسی مدنی –کتاب شیوه های عملی طرح و دفاع از دعاوی حقوقی  از گروه پژوهشی انتشارات چراغ دانش

نحوه مطالبه ی دیه بینی | روند رسیدگی

مطالبه ی دیه :

امروزه به دلایل مختلف دیه از اهمیت خاصی برخوردار است و درحقوق ایران پولی است که فرد بابت صدمه ای دیده از ضارب میگیرد.دیه در نظام حقوقی ایران به مال یا پولی گفته می شود که فردی که باعث بروز جنایتی نسبت به فرد دیگری شده باید به وی پرداخت کند دیه جنبه ی کیفری دارد.مطابق ماده ۵۴۹ قانون مجازات اسلامی مقادیر دیه در ابتدای هر سال مطابق نظر مقام رهبری مشخص می شود و توسط رئیس قوه قضائیه اعلام می شود.بر اساس ماده ۲۹۵ قانون مجازات اسلامی :قتل یا جرح و یا نقص عضو که به طور خطای شبه عمدی واقع شدو آن در صورتی است که شخص جانی قصد فعلی را که نوعا سبب جنایت نمی شود داشته و قصد جنایت نسبت به منجی علیه را نداشته باشد.در این مقاله برآن شدیم تا دیه ی شکستگی بینی را تشریح خواهیم نمود.

دیه شکستگی بینی : 

اگر شکستگی بینی باعث فاسد شدن بینی شود و باعث شود که بینی به طور کامل از بین برود مستحق دریافت دیه کامل خواهد بود. ولی اگر بدون هیچ عیبی درمان شود یک دهم دیه کامل را شامل می شود. با توجه به اینکه دیه کامل در سال ۱۳۹۷ معادل ۲۳۱ میلیون تومان می باشد یک دهم آن برابر ۲۳ میلیون و صدهزار تومان می باشد.  ولی اگر ترمیم بشود اما همچنان ایراد داشته باشد ارش به آن تعلق میگیرد. اگر بینی در زمان ترمیم کج شود یا استخوان بشکند ولی بینی فاسد نشود در این حالت هم ارش تعلق میگیرد. و در صورتی که پرده میان دو سوراخ بینی از بین برود دیه آن یک سوم دیه کامل است.اگر بینی فلج شود دو سوم دیه کامل و چنانچه بینی فلج باشد و بخاطر ضربه وارد شده از بین برود یک سوم دیه کامل به آن تعلق میگیرد. اگر هر دو طرف بینی و فاصله بین آنها سوراخ شود حتی اگر همراه با پارگی نباشد دیه کامل را شامل میشود .اگر دیه باعث از بین رفتن خود بینی یا نوک آن نشود یک سوم دیه به آن تعلق می گیرد و درصورتی که بهبود پیدا کند و ترمیم شود یک پنجم دیه کامل را در بر میگیرد. اگر یک طرف بینی سوراخ شود در صورتی که ترمیم نشود یک نهم دیه کامل ولی اگر ترمیم شود و بهبودی حاصل شود یک بیستم دیه کامل را شامل می شود.نکته۱: در قتل عمد و شبه عمدی مسئول پرداخت دیه شخص قاتل می باشدنکته ۲: جنایت عمد و یا شبه عمد نابالغ و دیوانه به منزله ی خطای محض است و بر عهده ی عاقله ی آنها می باشد.

نحوه مطالبه دیه در جنایات غیر عمدی :

جرائم غیر عمدی نوعی از جرم محسوب میشود که شخص مرتکب قصد کشتن فرد دیگری را ندارد و عملی که انجام می دهد به خودی خود کشنده نیست ولی نتیجه عمل وی کشته شدن فرد می باشد. قانونگذار برای این نوع قتل ها که غیر عمدی هستند مجازات دیه را در نظر گرفته است.

ادله اثبات دیه : 

قسامهادله اثباتضمانت مالیبرای اثبات دیه باید به مراجع صالح طرح دعوی شود و مستلزم طی مراحلی از جمله:تنظیم شکواییه و مراجعه به کلانتری و دادسرا و پزشکی قانونی است و در قانون مجازات موادی برای اثبات دیه مطرح شده است.

قسامه:

قتل عمدی که موجب دیه میشود و ادله کافی برای  اثبات ندارد با قسم پنجاه مرد و در قتل غیر عمدی با قسم بیست و پنج مرد اثبات میشود. جنایت بر اعضا و منافع(ضرب و شتم) چه عمدی باشد یا غیر عمدی در صورتی که دلیل محکمی برای اثبات وجود نداشته باشد ،منجی علیه(شخصی که ارتکاب جرم به وی آسیب رسانیده است)میتواند با اقامه قسامه جنایت مورد ادعا را ثابت و دیه آن را مطالبه کند .نکته: با قسامه حق قصاص ثابت نمیشود.

موارد و تعداد قسامه :

۱_شش قسم در جنایتی که دیه آن به مقدار دیه کامل است.۲_پنج قسم در جنایتی که دیه آن سه چهارم دیه کامل است.۳_چهار قسم در جنایتی که دیه آن دو سوم دیه کامل است.۴_سه قسم در جنایتی که دیه آن یک دوم دیه کامل است.۵_دو قسم در جنایتی که دیه آن یک سوم دیه کامل است.۶_یک قسم در جنایتی که دیه آن یک ششم دیه کامل یا کمتر از آن است.نکته۱_ در صورتی که هریک از بندهای ذکر شده در بالا، در صورت نبودن نفرات لازم، مجنی علیه خواه مرد باشد خواه زن ، میتواند به همان اندازه قسم را تکرار کند.نکته۲_ در صورتی که مدعی به ترتیب ذکر شده اقامه دعوی نکند مدعی علیه میتواند با قسامه تبرئه شود. یعنی مدعی علیه میتواند قسامه را انجام دهد و تبرئه گردد.

نحوه دادرسی مطالبه دیه در جرائم غیر عمدی

جرائم غیر عمدی که اغلب در حوادث رانندگی اتفاق می افتد با شکایت شاکی شروع می شود که این روند با شکایت مستقیم شاکی در دادسرا شروع می شود و یا با مراجعه به نیروی اتنظامی در خواست برای رسیدگی ارائه می شود و بعد از این مرحله رسیدگی در دادگاه یا دادسرا پیگیری می شود بهتر است برای دست یافتن به نتیجه مطلوب و تسریع در روند رسیدگی از وکلای مجرب کمک گرفت بعد از ارجاع پرونده به دادسرا بسته به نوع پرونده ابتدا اظهارات طرفین و شهود ثبت و بررسی می شود و در صورت نیاز به کارشناس ارجاع می شود بعد از رسیدگی در مرحله اول قرار صادر می شود که در این صورت دو حالت وجود دارد یا مدارک کافی نبوده و یا شاکی رضایت داده و در غیر این صورت بعد از رسیدگی به پرونده و شنیدن اخرین دفاعیات طرفین قرار تامین صادر میشود و در این صورت برای جلوگیری از فرار متهم یکی از قرار های زیر صادر می شود:

۱-قرار وجه التزام:

این مبلغ به حساب دادگستری واریز می شود و وجه تا پایان محاکمه و تا زمان اجرای حکم قابل پس گرفتن نیست.

۲-قرار وثیقه :

که شامل وجه نقد یا ضمانت بانکی یا اموال غیر منقول و منقول است.

۳-قرار بازداشت موقت:

در این حالت دستور بازداشت موقت متهم تا زمان صدور حکم قطعی صادر می شود.

۴- قرار مجرمیت :

به وسیله دادسرا به صورت قطعی صادر می شود و بعد از آن کیفرخواست صادر می شود و در پایان فرآیند رسیدگی پرونده به اجرای احکام ارجاع می شود.

مراحل رسیدگی به دعوا

مطابق ماده۳۰۱قانون آیین دادرسی کیفری مصوب۱۳۹۲که مقرر میدارد:دادگاه کیفری دو صلاحیت رسیدگی به تمام جرایم را دارد مگر اینکه به موجب قانون در صلاحیت مرجع دیگری باشد.با توجه به متن مواد ۳۱۰ و ۳۱۱ قانون آیین دادرسی :متهم در دادگاهی محاکمه می شود که جرم در حوزه آن واقع شده باشد و همچنین شرکا و معاونین جرم در دادگاهی محاکمه می شوند که صلاحیت رسیدگی به اتهام متهم اصلی را دارد.

نحوه تقدیم شکواییه و هزینه های قانونی آن

برای اعلام شکایت نیازی به مکتوب کردن آن نیست. البته در رویه عملی یک فرم از پیش طراحی شده تحویل شاکی داده میشود و ایشان بر روی آن شکایت خود را توضیح می دهددر این مورد درماده۶۹ چنین آمده است :دادستان مکلف است شکایت کتبی و شفاهی را همه وقت قبول کند. شکایت شفاهی در صورت مجلس قید و به امضا یا اثر انگشت شاکی می رسد. هرگاه شاکی سواد نداشته باشد مراتب را در صورت مجلس قید کرده و انطباق شکایت با مندرجات صورت مجلس تصدیق می شود. و حتی وجود ایام تعطیل یا شب بودن مانعی برای طرح شکایت نخواهد بود براساس بندهای ۴و۱۷قانون وصول برخی از درآمدهای دولت و مصرف آن در موارد معین شاکی باید بابت شکایت خود و تصدیق اوراق پیوستی شکواییه هزینه پرداخت نماید که به صورت الحاق تمبر ۵۰۰۰۰ریال و۵۰۰۰هزار ریالی می باشد که با مراجعه به واحد تمبر دادسرای صالحه این هزینه را پرداخت میکند.

اسناد و مدارک لازم برای طرح شکایت

۱-دلایل و مدارک دال بر وقوع درگیری۲-مدارک اورژانس و بیمارستان و نظریه پزشکی قانونی۳-اسامی شهود و مطلعین به همراه مشخصات کامل و نشانی آنها

مطالبه دیه در جنایات غیر عمدی چگونه است؟

راههای اثبات دیه کدامند؟

چگونه میتوان دیه را ثابت کرد؟

دیه شکستگی بینی چگونه محاسبه میشود؟

آدرس دفاتر خدمات الکترونیکی قضایی در اصفهان

 

شهروندان گرامی باید برای تقدیم دادخواست (پرونده های حقوقی) و مچنین ثبت اظهارنامه و پیگیری آخرین وضعیت پرونده های خود در مراجع قضایی، به جای حضور در دادگستری شیراز  به یکی از دفاتر خدمات الکترونیک قضایی در سطح شهر مراجعه کنند.

در این دفاتر پس از بررسی مدارک موردنیاز، دادخواست یا اظهارنامه مراجعین ثبت شده و هزینه دادرسی بصورت الکترونیکی با استفاده از کارتهای بانکی دریافت می شود. علاوه بر هزینه دادرسی، حق الزحمه ثبت اوراق نیز دریافت میگردد. پس از مرحله پرداخت، مدارک به صورت الکترونیکی به دادگاه ارسال می شود. مدارک در دادگاه بار دیگر بررسی شده و به یکی از شعب ارجاع می شود و پیامک ثبت پرونده برای اشخاص پرونده فرستاده میشود و سایر مراحل رسیدگی پرونده مانند گذشته خواهد بود.

درصورت وجود نقص در مدارک، دادخواست به دفاتر بازگردانده می شود و همزمان پیامکی با عنوان “برگشت دادخواست به دفتر” به خواهان ارسال میگردد در صورت نیاز متصدیان دفاتر با آنها تماس گرفته تا اصلاح موردنظر صورت پذیرد.

برای ثبت دادخواست نیازی به برابر اصل شدن مدارک نیست و اصل مدارک نیز پس از اسکن به مراجعه کننده بازپس داده می شود.

بنابراین نیازی به تهیه کپی از مدارک نبوده و تنها مدارک بزرگتر از A4 باید توسط مراجعه کننده به اندازهA4 تبدیل شوند.

شهروندان گرامی همچنین می توانند برای ثبت اولیه دادخواست به سایت www.adliran.ir مراجعه کرده و سپس مدارک مربوطه را به یکی از دفاتر خدمات قضایی تحویل دهند  تا سایر مراحل طبق آنچه گفته شد انجام شود

تعریف سامانه ثنا : 

از آنجا که دادگستری با هدف تسریع در رسیدگی و کاهش دغدغه های روز مره مردم برای ثبت شکایات این ها سامانه ثنا را ایجاد نمود تا افراد بتوانند از طریق این سامانه دعاوی و شکایات خود را ثبت نمایند و در تمامی مراحل رسیدگی از روند پرونده خود آگاه شوند .لذا هم وطنان عزیز میتوانند با مراجعه به دفاتر خدمات الکترونیکی از ۷ شعبه شیراز در این سامانه ثبت نام و با دریافت رمز شخصی خود وارد سامانه ثنا شوند . در ذیل چند لینک کاربردی درج میگردد .

آدرس دفاتر خدمات الکترونیک قضایی در اصفهان : 

اصفهان _ دادگستری اصفهان _ دفتر دادگستری اصفهاناصفهان _ بلوار اشرفی اصفهانی ( کهندژ ) جاوان پایین کوچه حبیب بن مظاهر ( شماره ۱۵ ) طبقه فوقانی قرض الحسنه _ تلفن ۳۷۶۵۶۳۰۲ _ کد ۹۳۳۰۵۰۰۱اصفهان _ خیابان جی مقابل خیابان تالار جنب مسجد امیر المومنین طبقه دوم _ تلفن ۳۲۳۰۵۰۰۴ _ کد ۹۳۳۰۵۰۰۲اصفهان _ اتوبان شهید چمران خیابان بعثت روبروی اداره برق بین کوچه ۵ و ۷ _ تلفن ۳۵۵۷۰۰۲۵ _ کد ۹۳۳۰۵۰۰۳اصفهان _ خیابان رباط مقابل چهارراه باهنر ساختمان مهتاب طبقه سوم واحد ۳۰۱ _ تلفن ۳۳۳۷۹۲۵۷ _ کد ۹۳۳۰۵۰۰۴اصفهان _ خیابان شریعتی غربی کوچه حافظ ساختمان الزهرا طبقه اول واحد ۱۰۵ _ تلفن ۳۶۲۸۲۱۶۹ _ کد ۹۳۳۰۵۰۰۵اصفهان _ خیابان شیخ صدوق شمالی نبش خیابان کاخ ساختمان کاخ طبقه ۴ واحد ۱۲ _ تلفن ۳۶۶۳۰۷۴۷ _ کد ۹۴۳۰۵۰۰۶اصفهان _ خیابان هشت بهشت شرقی نرسیده به چهارراه حمزه مجتمع تجاری اداری سیترا پلاک ۱۰۸ طبقه سوم واحد ۳ _ تلفن ۳۲۶۴۳۱۶۱ _ کد ۹۴۳۰۵۰۰۷اصفهان _ خیابان مسجد سید ابتدای خیابان طیب ساختمان آرین واحد ۳ طبقه اول _ تلفن ۳۲۲۰۴۹۶۷ _ کد ۹۴۳۰۵۰۰۸

دعوای اثبات نسب |مشروع بودن رابطه نسبی

اثبات نسب

یکی از مهم ترین مباحث مطرح در حقوق خانواده مفهوم نسب است،چرا که وجود یک رابطه نسبی ،آثار و تکالیفی را ایجاب می کند امروزه یکی از رایج ترین راههای اثبات رابطه نسبی، آزمایش ژنتیک و اماره فراش است از جمله آنها موجبات ارث است که در ماده۸۶۱ قانون مدنی به آن اشاره شده است و همچنین موضوع الزام به انفاق از سوی اقارب نسبی نسبت به اشخاصی که در وضعیت معیشتی خود دچار مضیقه هستند که در این خصوص نیز مواد ۱۱۹۵تا ۱۲۰۶ قانون مدنی به تفضیل آنرا بیان نموده است .

مفهوم اماره فراش :

اماره فراش به عنوان یک اماره قانونی معتبر مانع از خدشه به رابطه زوجیت می شود. فرزندی که از زن شوهر دار  متولد شده است، متعلق به شوهر است . به عبارت دیگر فرزندی که در نتیجه یک رابطه مشروع و قانونی به وجود می آید یقینا متعلق به شوهر است. نقش این قاعده زمانی بیشتر به چشم می خورد که شک بوجود آید که زن از هم خوابی با مردی غیر از شوهرش باردار شده و این فرزند متعلق به همسر شرعی او نمی باشد. در صورت بروز این شک می توان به این قاعده استناد کرد و طفل متولد شده را به همسرشرعی زن نسبت داد .نسب در لغت به معنای پیوندی خویشاوندی ، به ویژه پیوند پدری و نیاکان پدری است .رابطه خویشانوندی بین دو نفر که یکی ازنسل دیگری یا هر دو از نسل دیگری یا هر دو از نسل شخص ثالثی باشند و به عبارت دیگر نسب وابستگی است بین دو نفر که به سبب تولد یکی از آنها از دیگری یا تولدشان از شخص ثالثی بوجود می آید.نسب به معنای خاص را نیز رابطه پدر فرزندی یا مادرفرزندی و به عبارت دیگر، رابطه طبیعی و خونی میان دو نفر است که یکی به طور مستقیم از وجود دیگری به دنیا آمده است.

ارکان دعوای اثبات نسب

زمانی که نسب مشروع و قانونی طفل مورد اختلاف طرفین باشد دعوای اثبات نسب مطرح می گردد که ارکان آن عبارتند از:۱-وجود یک رابطه نسبی۲-مشروع بودن رابطه نسبی۳-وجود ادله اثبات برای دعوای نسب

وجود یک رابطه نسبی

در قانون ایران نسب مشروع به نسبی گفته می شود از پدرو مادری که  رابطه زوجیت بین آنها از طریق مشروع  و قانونی است فرزندی متولد شود و اثبات شود که این فرزند متعلق به زوجین می باشد.

مشروع بودن رابطه نسبی

در این مورد باید خواهان با ادله و مدارک محکمه پسند ثابت کند که رابطه ای که باعث تولد وی شده یک رابطه شرعی و قانونی بوده است. بنابراین اگر این رابطه مشروعیت نداشته باشد اثبات نسب با مشکل رو به رو خواهد شد.

بنابه ماده۱۱۶۷قانون مدنی :

طفل متولد از زنا به زانی ملحق نمی شود. و همچنین طبق ماده۱۱۶۶قانون مدنی: هرگاه به واسطه وجود  مانعی نکاح بین ابوین باطل باشد نسبت طفل به هریک از ابوین که جاهل بروجود مانع بوده مشروع و نسبت به دیگری نامشروع خواهد بود.

وجود ادله اثباتی برای دعوای نسب

ادله اثباتی در مورد دعوای اثبات نسب عبارتند از : اماره فراش، شهادت ، امارات قضایی و آزمایش ژنتیک. اولین راه اثبات نسب طفل توسل به اماره ی فراش است که قبلا توضیح داده شد.در مورد اثبات نسب علاوه بر اماره فراش می توان از شهادت شهود یا از امارات قضایی نیز استفاده نمود.

دعوای نفی نسب

یکی دیگر از دعاویی که در مورد نسب وجود دارد دعوای نفی نسب است.به این حالت که کسی که ظاهرا با دیگری قرابت نسبی دارد منکر وجود رابطه نسبی میگردد و ممکن است از طرف پدر طفل صورت گیرد که به این حالت نفی ولد هم میگویند.

تعارض نسب با اماره فراش

 دعوای نفی نسب یا نفی ولد از طرف پدر ،اثبات تعارض تولد فرزند با اماره فراش می باشد یا اینکه با ادله و اسناد و مدارک تولد فرزند با اماره فراش می باشد یا اینکه با ادله و اسناد و مدارک دیگری ثابت نماید که هرچند طبق اماره فراش فرزند ملحق به وی می باشد.ولی بر اساس سایر ادله و مدارک از جمله شهادت شهود و آزمایش و غیره اماره فراش درست نیست.

شرایط اماره فراش در زمان انحلال نکاح

بر اساس ماده۱۱۵۹قانون مدنی طفل متولد بعد از نکاح در صورتی به شوهر ملحق می شود که: ۱-مادر هنوز شوهر نکرده باشد. ۲-از تاریخ انحلال نکاح تا بدنیا آمدن طفل کمتر از شش ماه نگذشته باشد. ۳-از تاریخ نزدیکی تا زمان ولادت کمتر ازشش ماه نگذشته باشد.

اثبات خلاف اماره فراش

نفی ولد ممکن است از طریق لعان یا بوسیله دلایل دیگر از جمله شهادت و کارشناسی صورت میگیرد.

تعریف لعان

لعان نوعی سوگند است که در حقوق اسلام در موردی که شوهر نسبت به زنای زوجه با دیگری دائمه دهد یا طفل متولد از او را از خود نفی کند ، میتوان به آن متوسل شد. متداول ترین دلیل در مورد نفی نسب را میتوان همان آزمایش ژنتیک دانست . زیرا خواهان دعوای نسب می تواند به عنوان دلیل به آزمایش ژنتیک استناد نموده و این شیوه مطمئن ترین راه وصول به حقیقت است .

جرم اخلال در نظم عمومی و مجازات آن

جرم اخلال در نظم عمومی

جرم فعل یا ترک فعلی است که در نظم جامعه اختلال ایجاد نموده و جامعه را به واکنش واداشته  است و یکی از جرایم علیه امنیت و آسایش عمومی جرم اخلال در نظم عمومی است. هدف از جرم انگاری این جرم نیز حمایت از منافع عمومی جامعه و حفظ نظم جامعه می باشد.ولیکن از آنجایی که در قانون مجازات اسلامی تعریف دقیق و مشخصی از این جرم به عمل نیامده و به عنوان جرم خاص معرفی نشده است و تنها مصادیقی از این جرم در موارد مختلف بیان شده است .  باید تا جایی که امکان دارد دایره ی آن را تنگ تر دانست. زیرا اصل بر این است که هیچ عملی جرم نیست مگر اینکه قانونگذار آن را ممنوع اعلام کرده باشد. نظم عمومی همان احساس امنیتی است که افراد در جامعه می نمایند. بنابراین اگر عملی مانند سرقت یا ضرب و جرح در جامعه ایجاد نا امنی یا ترس و وحشت شود با واکنش جامعه رو به رو می شود. در ماده ۶۱۸قانون مجازات اسلامی بخش تعزیرات اخلال در نظم عمومی را اینکونه بیان نموده است : هر کس با ایجاد هیاهو و جنجال و یا حرکات غیر متعارف یا تعرض به افراد موجب اخلال در نظم و آسایش آرامش عمومی گردد یا مردم را از کسب و کار باز دارد به حبس از سه ماه تا یک سال و تا ۷۴ضربه شلاق محکوم خواهد شد. بنابراین مصادیق مجرمانه جرم مذکور بیان شده و شامل هیاهو (سرو صدا و فریاد) جنجال (همهمه)حرکات غیرمتعارف و تعرض به افراد (رفتارو گفتار منجر به آسیب روحی و جسمی و هتک حیثیت) می شود.

ارکان جرم اخلال در نظم عمومی

برای اینکه جرمی اتفاق بیوفتد سه رکن لازم است :۱-عنصر قانونی:که از آن به عنوان مستندات مجرمانه تلقی شدن رفتار از نظر قانون گذار نام برده می شود۲-عنصر مادی:ملیات خارجی حاکی از رفتار مجرمانه۳-عنصر معنوی :که رفتار مجرمان باید همراه باقصد مجرمانه یا تقصیرجزایی باشد.فقدان هرکدام از این ارکان موجب عدم تحقق جرم میگردد مگر اینکه قانونگذار وجود این رکن را ضروری نشناسد.

عنصر قانونی جرم اخلال در نظم عمومی

هرعنوان مجرمانه باید قبلا توسط قانونگذار اعلام شده باشد که برگرفته از قواعد فقهی قبح عقاب بلا بیان می باشد قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران لزوم قانونی بودن جرم را در اصل ۱۶۹ به رسمیت شناخته است.

این اصل بیان میدارد که:

هیچ فعل یا ترک فعلی به استناد قانونی که بعد از ان وضع شده جرم شناخته نمی شود. هرچند در قانون جرم اخلال در نظم عمومی به عنوان جرم خاص معرفی نشده است منتها ماده ۶۱۸ قانون مجازات اسلامی بخش تعزیرات را میتوان رکن قانونی این جرم محسوب نمود.

در این ماده چنین آمده است:

هرکس با هیاهو و جنجال یا حرکات غیر متعارف یا تعرض به افرادموجب اخلال نظم و آسایش عمومی گردد یا مردم را از کسب و کار باز دارد به حبس از سه ماه تا یک سال و تا ۷۴ضربه شلاق محکوم خواهد شد. به علاوه میتوان مواد ۶۱۷ و ۶۱۹ قانون مجازات بخش تعزیرات را نیز از مصادیق جرم اخلال در نظم عمومی به شمار آورد که بیان می دارند:

بر اساس ماده ۶۱۷ قانون مجازات اسلامی:

هرکس به وسیله چاقو و یا هر نوع اسلحه دیگر تظاهر یا قدرت نمایی  کند یاآن را وسیله مزاحمت اشخاص یا اخاذی یا تهدید قرار دهد یا با کسی گلاویز شود در صورتی که از مصادیق محارب نباشد به حبس از شش ماه تا دو سال و تا ۷۴ضربه شلاق محکوم خواهد شد

و در ماده ۶۱۹ قانون مجازات اسلامی :

هر کس در اماکن عمومی یا معابر متعرض یا مزاحم اطفال یا زنان بشود یا با الفاظ و حرکات مخالف شئون و حیثیت بهپ آنان توهین نماید به حبس از دو ماه تا شش ماه و تا ۷۴ضربه شلاق محکوم خواهد شد.

رکن مادی جرم اخلال در نظم عمومی

برای اینکه رفتاری مجرمانه باشد علاوه بر پیش بینی رفتار و اعمال مجازات آن در قانون بیاد عنصر مادی وجود داشته باشد تا جرم نمود ظاهری پیدا کند زیرا اگر غیر از این باشد و صرف قصد مجرمانه را کافی برای پیدایش جرم بدانیم .چه بسا افراد زیادی قابل مجازات باشند بنابراین صرف قصد مجرمانه جرم نبوده و باید نمود خارجی داشته باشد چرا که با نمود خارجی پیدا کردن جامعه آسیب می بیند و این حق به  جامعه داده میشود که برای جبران آسیب های وارده مرتکب را مجازات کند.

رکن معنوی اخلال در نظم عمومی

علاوه بر عنصر قانونی مبتنی بر پیش بینی رفتار مجرمانه در قانون جزا و عنصر مادی جرم شامل وقوع عمل در خارج باید عمل مذبور از اراده مرتکب ناشی شده باشد در واقع بیاد میان عمل و شخص عامل رابطه روانی یا رابطه اردای موجود باشد که آن را عنصر معنوی می نامند.

در تحقق عنصر معنوی یا روانی وجود دو عامل ضرورت دارد:

۱-اراده ارتکاب فعل یا همان سوء نیت عام۲-قصد مجرمانه یا همان سوء نیت خاصسوء نیت عام: یعنی قصد مرتکب نسبت به ارتکاب عمل به صورت عمدیسوءنیت خاص: یعنی مرتکب علاوه بر قصد نسبت به خود عمل قصد نتیجه خاصی را دارد که در نظر قانونگذار برای تحقق جرم خاص لازم است.

مجازات جرم اخلال در نظم عمومی

بر اساس ماده ۶۱۸قانون مجازات اسلامی هر گونه رفتاری که ایجاد اخلال در نظم عمومی کند و موجب شود افراد جامعه به زحمت افتاده و آسایش و آرامش آنها خدشه دار شود جرم است  و مجازات آن سه ماه حبس و ۷۴ ضربه شلاق می باشد (مجازات درجه ۶) و همچنین ماده۶۱۷ همین قانون هم اشخاصی را که بوسیله چاقویا هر نوع اسلحه را وسیله مزاحمت اشخاص قرار دهند در صورتی که عنوان محارب بر آن صدق نکند به حبس از شش ماه تا دو سال و ۷۴ ضربه شلاق محکوم نموده است.هرگا جرائمی که در بالا ذکر شده در نتیجه توطئه قبلی و دسته جمعی واقع شود هر یک از مرتکبین به حداکثر مجازات مقرر محکوم خواهد شد

مرجع صالح برای رسیدگی به جرم اخلال در نظم عمومی

مطابق ماده۳۰۱قانون آیین دادرسی کیفری مصوب ۱۳۹۲که مقرر داشته است : دادگاه کیفری دو صلاحیت رسیدگی به تمامی جرائم را دارد مگر اینکه به موجب قانون در صلاحیت مرجع دیگری باشد .با توجه به متن مواد ۳۱۰ و ۳۱۱ قانون آیین دادرسی کیفری که مقرر میدارد : متهم در دادگاهی محاکمه می شود که جرم در حوزه آن واقع شده باشد و همچنین شرکا و معاونین در دادگاهی محاکمه می شوند که صلاحیت رسیدگی به اتهام متهم اصلی را دارد. بنابراین باید گفت دادگاه صالح برای رسیدگی به جرم اخلال در نظم عمومی دادگاه محل وقوع جرم می باشد یعنی دادگاهی که در آن محل خللی در نظم عمومی صورت گرفته است صلاحیت رسیدگی را دارد.

روش تقدیم شکوائیه و هزینه های قانونی آن

روش اعلام شکایت

برای اعلام شکایت حتی مکتوب کردن آن نیازی نیست هر چند در رویه علمی یک فرم از پیش تعیین شده تحویل شاکی داده میشود و ایشان بر روی آن شکایت خود را توضیح میدهددر این خصوص ماده۶۹قانون مجازات اسلامی مقرر می دارد: دادستان مکلف است شکایت کتبی و شفاهی را همه وقت قبول کند شکایت شفاهی در صورت مجلس قید و به امضا یا اثر انگشت شاکی می رسد. هر گاه شاکی سواد نداشته باشد مراتب در صورتمجلس قید و مطابقت داشتن شکایت با مندرجات صورت مجلس تصدیق می شود. حتی وجود ایام تعطیل یاشب بودن مانع از طرح شکایت نیست.

هزینه های قانونی شکواییه

مطابق بند های ۴و۱۷ ماده۳ قانون وصول برخی از در آمدهای دولت و مصرف آن در موارد معین شاکی باید از بابت شکایت خود و تصدیق اوراق پیوستی شکواییه ،هزینه پرداخت نماید که به صورت الحاق تمبر ۵۰۰۰۰ ریالی و ۵۰۰۰ریالی می باشد که با مراجعه به واحد تمبر دادسرای صالحه این هزینه را پرداخت میکند.منابع :قانون مجازات اسلامیشیوه های عملی طرح و دفاع از دعاوی کیفری / گروه پژوهشی انتشارات چراغ دانش

اجرای احکام حقوقی و کیفری و نکات مهم آن

 

تفاوت اجرای احکام حقوقی و کیفری

اجرای احکام مربوط به احکامی است که در دادگاه صادر میشود وبردو نوع است :۱-اجرای احکام مدنی۲-اجرای احکام کیفری

۱-از نظر قانون :

اجرای احکام مدنی یک قانون تنظیم شده است و در اجرای احکام کیفری قانون مدون و تفکیک شده ای به نام قانون اجرای احکام کیفری نداریم .

۲-از لحاظ موضوع:

موضوع اجرای احکام حقوقی معمولا تعهدات –دیون و مسائل مربوط به خانواده می باشد ولی موضوع اجرای احکام کیفری مجازات ها(حدود-قصاص-تعزیرات-دیات)می باشد.

۳-از لحاظ نیاز به صدور اجرائیه:

در اجرای احکام حقوقی پس از قطعیت حکم محکوم به می بایست تقاضای صدور اجرائیه نماید و اجرای حکم پس از صدور و ابلاغ اجراییه انجام میشود ولی دراجرای احکام کیفری نیاز به صدور اجراییه نیست  و به طور خودکار حکم اجرا می شود.

۴-از نظر پیگیری موضوع :

در اجرای احکام حقوقی در تمام مراحل پیگیری موضوع توسط محکوم له می باشد ولی در اجرای احکام کیفری نیاز به پیگیری شاکی به جز موارد خاص نمی باشد.

۵-از نظر گذشت شاکی:

در خصوص اجرای احکام حقوقی به محض رضایت محکوم له اجرای حکم متوقف می شود ولی در اجرای  احکام کیفری بجز در مواردی که در قانون قابل گذشت است با رضایت شاکی اجرای حکم متوقف نمی شود و جنبه عمومی حکم به قوت خود باقی است.

۶- از نظر سابقه:

در اجرای احکام حقوقی برای محکوم له یا محکوم علیه سابقه محسوب نمی شود ولی در اجرای احکام  کیفری برای محکوم علیه سابقه ی کیفری در نظر گرفته می شود.

۷-از نظر عفو:

عفو و بخشودگی از ناحیه حکومت فقط مربوط به اجرای احکام کیفری می باشد ولی اجرای احکام حقوقی عفو و بخشودگی ندارد.

۸-از نظر هزینه های اجرایی:

در اجرای احکام حقوقی مستلزم پرداخت هزینه هایی مانند هزینه های نگهداری -کارشناسی –مزایده- انتشار آگهی و… می باشد که از محکوم علیه اخذ می شود ولی در اجرای احکام کیفری هیچ مبلغی به عنوان هزینه از محکوم علیه اخذ نمی شود.

اجرای احکام مدنی:

مربوط به احکامی است که از دادگاههای حقوقی صادر شده است که معمولا مربوط به تعهدات و دیون و مسائل مربوط به خانواده و ازدواج و نسب و طلاق می باشد و نیازی به پیگیری شاکی دارد ولی در اجرای احکام کیفری نیازی به پیگیری شاکی مگر در موارد خاص نمی باشد.

وظایف قاضی اجرای احکام

الف)صدو دستور اجرای احکام لازم الاجرا و نظارت بر شیوه اجرای آنهاب) نظارت بر زندان و زندانیان در اموری که مربوط به زندانیان باشد.ج) اعلام نظر درباره زندانیان واجد شرایط عفو و آزادی مشروط مطابق قانونح) دادن مرخصی به محکومان بر اساس قوانین و مقرراتر) تصمیم گیری در خصوص محکومان سالمند و مبتلایان به بیماری روانی و جسمی صعب العلاج و سایر افرادی که نیاز به مراقبت ویژه دارند.

احکامی که لازم الاجرا هستند عبارتند از:

۱-رای قطعی که دادگاه نخستین صادر می کند.۲-آرایی که در مدت مقرر تجدید نظر و یا واخواهی نشده باشد.۳-رایی که مرجع تجدید نظر آنرا تایید یا پس از نقض رای دادگاه نخستین صادر کرده باشد.۴-رایی که به تایید مرجع فرجام رسیده باشد و آرایی که در دیوان عالی کشور تایید شده است.

چه موانعی در اجرای یک حکم وجود دارد؟

۱-موانع دائمی۲-موانع موقتی

موانع دائمی:

موانعی که به طور دائم اجرای حکم را متوقف می کند.۱-فوت منجی علیه :در صورتی که محکوم علیه(شاکی) فوت کند اجرای حکم در هر مرحله ای که باشد بطور کلی متوقف می شود.۲-گذشت شاکی در جرائم قابل گذشت۳-نسخ قانون۴-توبه محکوم علیه در مواردی که قانون پیش بینی کرده۵-مرور زمان تعقیب و مرور زمان شکایت

موانع موقتی:

موانعی هستند که به طور موقت اجرای حکم را متوقف میکند.۱-دوران بارداری۲-پس از زایمان حداکثر شش ماه۳- دوران شیردهی تا رسیدن طفل به دو سالگی۴- اجرای مجازات شلاق در ایام حیض و استحاضه۵- بیماری محکوم علیه :هرگاه محکوم علیه به بیماری جسمی یا روانی محکوم و اجرای مجازات موجب تاخیر بهبودی یا تشدید بیماری شود و اجرای احکام با کسب نظر پزشکی قانونی تا زمان بهبودی اجرای مجازات را به تعویق می اندازد.

نحوه اجرای حکم برای محکوم بیمار

چنانچه امید به بهبودی شخص بیمار نباشد به شرط ذیل عمل می شود.در جرائمی که از نوع حد باشد به نحوی که حد در خصوص شلاق باشد به صورت رشته ای از شلاق انجام میگیرد و چنانچه حد اعدام باشد هیچ فرقی نمیکند ولی در جرائمی که تعزیری است در صورتی که امیدی به بهبود بیماری نباشد قاضی اجرای احکام پس از احراز بیماری محکوم علیه ومانع بودن آن برای اجرای مجازات پرونده را تبدیل به مجازات مناسب دیگر به دادگاه صادر کند و حکم قطعی ارسال میکند.در صورتی که امیدی به بهوبودی بیمار باشد تازمان بهبودی حکم اجرا نمی شود .

دعوای تقابل و نحوه رسیدگی آن در محاکم قضایی

در مقابل دعوای اصلی دعوای طاری قرار دارد.  در تعریف دعاوی طاری مقنن مطابق ماده۱۷ قانون آیین دادرسی مدنی مقرر می دارد: این دعوا اگر با دعوای اصلی مرتبط یا دارای یک منشاء باشد در دادگاه اقامه می شود که دعوای اصلی در آنجا اقامه شده است. مطابق مواد بعدی قانون آیین دادرسی اصحاب دعاوی طاری دارای انواع مختلف است که به ترتیب به توضیح اختصاری آنها می پردازیم :

دعوای متقابل

دعوای تقابل یا دعوای دوطرفه را باید یکی از طرقین دفاعی خواهان محسوب کرد چرا که در این روش خوانده در مقام دفاع از دعوای اصلی دعوای جداگانه ای مطرح می کند و خواسته این دعوا (تقابل) در تناقض آشکار با خواسته خواهان دعوای اصلی و مبتنی بر رد دعوای اصلی است. از مزایای دعوای متقابل میتوان به صرفه جویی در زمان و هزینه و جلوگیری از صدور دادنامه های متناقض و معارض توسط دادگاه ها و رسیدگی همزمان به این دو دعوا اشاره کرد.

شرایط طرح دعوای تقابل (دعوای دوطرفه)

رویه حقوقی ایران برای اقامه دعوا سه شرط اساسی به شرح  ذیل قائل شده است:

۱-وجود اهلیت قانونی :

یعنی اینکه شخص اهلیت استیفاء یا به عبارت دیگر اهلیت اعمال و اجرای حق داشته باشد چون اقامه دعوا از مصادیق بارز اجرای حق می باشد پس وجود اهلیت قانونی برای اقامه کننده دعوا ضروری است.

۲-احراز سمت از حیث اصالت یا نمایندگی:

اگر در دعوای دو طرفه شکایت از طریق خود مدعی خصوصی مطرح شود در این صورت خواهان اصیل است ولی در صورت اقامه دعوا از سوی اشخاصی چون وکیل یا نماینده قانونی احراز سمت آنها الزامی است که البته با وکالت نامه یا برگ نمایندگی این موضوع قابل احراز می باشد.

۳-ذی نفع بودن اقامه کننده دعوا:

یعنی خواهان باید توجه داشته باشد که برفرض محکومیت خوانده آیا حکم محکومیت برای وی سود یا نفعی به بار می آورد یا نه؟بنابراین ویژگیهای نفع عبارتند از :اولا :نفع باید حقوقی و مشروع باشدثانیا: نفع باید به وجودآمده و باقی باشدثالثا: نفع باید شخصی و مستقیم باشد

رعایت شرایط اختصاصی

از این شرایط تحت عنوان ارکان دعوای تقابل یا دعوای دوطرفه نام برده می شود که در صورت نبود یا عدم رعایت هر یک از آنها امکان طرح دعوای تقابل منتفی خواهد بود.

الف)مطرح بودن دعوا و مختومه نشدن آن

اولین و اساسی ترین رکن برای طرح دعوای تقابل موجود بودن یک دعوا که تشریفات و شرایط آن صحیح واقع شده و آماده  برای رسیدگی در محاکم قضایی است واین دعوا به دلایلی مانند استرداد یا نقض یا هر عنوان  دیگر مختومه نشده است. بنابراین اگر دعوای مطروحه به هر دلیلی مختومه یا مسترد گردد طرح دعوای تقابل (دعوای دوطرفه) از سوی خوانده سلب کننده به انتفاء موضوع خواهد بود و البته در صورتی که خوانده مدعی حقی باشد میتواند مستقلا طرح دعوا کند و اگر بعد از طرح دعوای تقابل دعوای خواهان به هر دلیلی رد یا مختومه شود دعوای تقابل خوانده تحت عنوان دعوای مستقل رسیدگی خواهد شد.

ب) طرح دعوا از طرف خوانده علیه خواهان

بر اساس ماده ۱۴۱ قانون آیین دادرسی مدنی :خوانده میتواند در مقابل ادعای خواهان اقامه دعوا نماید چنین دعوایی دعوای تقابل نامیده شده است.بنابراین دعوای متقابل باید الزاما از طرف خوانده مطرح شود و خوانده  شخصی است که دعوا علیه او اقامه شده که میتواند در مقام دفاع نسبت به اقامه دعوای متقابل اقدام نماید  بنابراین صرفا برای خوانده حق طرح دعوای  متقابل وجود دارد و خواهان یا ثالث نمیتواند این دعوا را مطرح نماید.ارتباط کامل دعوای اصلی و تقابلاز دیگر شرایط طرح دعوای متقابل داشتن دو دعوا با هم است این مفهوم در دیدگاه دیوان عالی کشور به موجب حکم شماره  ۳۷۷/۱۴۷۷۵-۲۴/۲/۱۷چنین بیان شده است :منظور از ارتباط کامل بین دو دعوا این است که صدور رای در یکی از آن دو دعوا  موجب بی نیازی از نوشتن رای در مورد دعوای دیگر باشد یا اثبات یکی از آن دو دعوا موجب اثبات یا رد دعوای دیگر گردد. همچنین ماده ۱۴۱ قانون آیین دادرسی مدنی دربیان مفهوم ارتباط کامل مقرر میدارد:بین دو دعوا وقتی ارتباط کامل موجود است که اخذ تصمیم در هر یک موثر در دیگری باشد.

اقامه دعوای تقابل در مهلت قانونی

معمولا طرح دعاوی طاری دارای مهلت قانونی است که این زمان برای دعوای تقابل به موجب ماده ۱۴۳ قانون آیین دادرسی مدنی پایان اولین جلسه دادرسی منظور شده است اگر چه خوانده میتواند حتی قبل از جلسه رسیدگی نسبت به تقدیم دادخواست تقابل اقدام نماید اما پایان مهلت تقدیم دادخواست تقابل پایان جلسه دادرسی است.همانطور در ماده ۱۴۳ قانون آیین دادرسی مدنی به صراحت مقرر میدارد : دادخواست دعوای تقابل تا پایان اولین  جلسه دادرسی تقدیم شود و اگرخواهان دعوای متقابل را در جلسه دادرسی اقامه نماید خوانده میتواند برای تهیه پاسخ و ادله خود تاخیر جلسه را درخواست نماید.شرایط و موارد رد یا ابطال دادخواست همانند مقررات دادخواست اصلی خواهد بود. جلسه اول دادرسی در قانون تعریفی ندارد اما با توجه به رویه قضایی جلسه اول دادرسی جلسه ای است که موجبات قانونیطرح و استماع اظهارات طرفین فراهم بوده و دادگاه وارد رسیدگی و بررسی  ادله و اظهارات  خواهان و دفاعیات خوانده می شود اما اگر به هر دلیلی رسیدگی و استماع اظهارات طرفین  در جلسه معین شده فراهم نباشد آن جلسه  اول دادرسی محسوب نمی شود.

دعوای ورود ثالث

هرگاه شخص ثالثی در موضوع دادرسی اصحاب دعوای اصلی برای خود مستقلا حقی قائل باشد و یا خود را در محق شدن یکی از طرفین ذینفع بداند می تواند تا وقتی که ختم دادرسی اعلام نشده وارد دعوا گردد چه اینکه رسیدگی در مرحله بدوی باشد یا در مرحله ی تجدید نظر در این صورت نامبرده باید دادخواست خود را به دادگاهی که دعوا در آنجا مطرح شده تقدیم و در آن خواسته خود را به طور صریح اعلام نماید. دادخواست ورود شخص ثالث و رونوشت مدارک  و ضمائم آن باید به تعداد اصحاب دعوای اصلی به علاوه یک نسخه باشد و شرایط دادخواست اصلی را دارا خواهد بود.

دعوای جلب ثالث

هریک از اصحاب دعوی که جلب شخص ثالثی را لازم بداند میتواند تا پایان جلسه اول دادرسی دلایل خود  را اظهار کرده و ظرف سه روز پس از جلسه با تقدیم دادخواست از دادگاه درخواست جلب او را بنماید چه دعوا در مرحله نخستین باشد یا تجدید نظر. دادخواست جلب ثالث و رونوشت مدارک و ضمائم باید به تعداد اصحاب دعوا به علاوه ی یک نسخه باشد. جریان دادرسی در مورد جلب شخص ثالث شرایط دادخواست و نیز موارد رد یا ابطال آن همانند دادخواست اصلی خواهد بود

دعوای اضافی

در مقررات آیین دادرسی مدنی مقرراتی در خصوص دعوای اضافی برخلاف دیگر دعاوی طاری (ورود و جلب ثالث و متقابل) به چشم نمیخورد.

مرجع قضایی صالح برای رسیدگی به دعوای تقابل

برابر ماده۱۷قانون آیین دادرسی مدنی که در این مورد مقرر میدارد: این دعوا اگر با دعوای اصلی مرتبط یا دارای یک منشاء باشد در دادگاهی اقامه می شود که دعوای اصلی در آنجا اقامه شده است. دعوای تقابل در دادگاهی اقامه میگردد که صلاحیت ذاتی رسیدگی به آن دعوا را داشته باشد هر چند صلاحیت محلی رسیدگی به آن دعوا را نداشته باشد هیچ وقت طرح دعوای تقابل صلاحیت ذاتی مراجع قضایی را تغییر نمی دهد در صورت طرح دعوای تقابل در مرجع قضایی فاقد صلاحیت به تکلیف قانون باید دادگاه نسبت به آن دعوا قرار عدم صلاحیت صادر و حسب مورد پرونده را به مرجع قضایی صالح برای رسیدگی یا مرجع تعیین کننده دادگاه صالح (دادگاه تجدید نظر یادیوان عالی کشور) ارسال نماید.

خواهان و خوانده دعوای متقابل

دعوای متقابل در واقع یکی از طرق دفاعی خوانده در دعوای اصلی می باشد که توسط خواهان مطرح گردیده و برخلاف طرق دیگر  دفاعی طرح آن به تقدیم دادخواست نیاز دارد.

خواسته ی دعوای تقابل

خواسته دعوای تقابل بسته به مورد و موضوع دعوای اصلی متفاوت خواهد بود به عنوان مثال در مقابل دعوی الزام  به تنظیم سندرسمی خوانده ممکن است دعوای تقابل با عنوان بطلان معامله یا مطالبه ثمن مطرح نمایید لیکن  در ستون خواسته علاوه بر خواسته اصلی یا در اول دادخواست قیل از شروع شرح دادخواست لازم است عبارت:(دعوای تقابل در پرونده کلاسه شماره ….. مطروحه در شعبه…..دادگاه عمومی ) ذکر شود.

نحوه تقدیم دعوای تقابل

بر اساس ۱۴۲قانون آیین دادرسی مدنی: دعوای متقابل به موجب دادخواست اقامه می شود… و شرایط تقدیم دادخواست و موارد  رد یا ابطال دادخواست همانند مقررات دادخواست اصلی از مواد ۴۸ الی ۶۶ قانون آیین دادرسی مدنی می باشد.

مدارک لازم برای طرح دعوا

مهمترین مدارک لازم برای تقدیم دادخواست عباتند از :۱-اسناد و دلایل دال بر اثبات خواسته دعوای تقابل اعم از سند مالکیت و سند اجاره و ….۲-اسناد و دلایل دال بر رد دعوای اصلی اعم از شهادت شهود و سند و اقرارنامه و توافق نامه و….منابع :قانون آیین دادرسی مدنیقانون مدنیشیوه های عملی طرح و دفاع از دعاوی حقوقی از گروه پژوهشی انتشارات چراغ دانش

مطالبه خسارت در تصادفات چگونه است ؟

 

دعوای مطالبه خسارت جانی چگونه است؟

مقدار قابل توجهی از دعاوی خسارت به دعاوی مطالبه خسارت ناشی از تصادف اختصاص یافته است خسارت ناشی از تصادف عبارتست از:خسارت بدنی و مالی و افت قیمت خودرو. بر اساس ماده ۱۴ قانون آیین دادرسی کیفری شاکی میتواند جبران تمام ضرر و زیان های مادی و معنوی و منافع ممکن الحصول ناشی از جرم را مطالبه نماید.ماده ۱ قانون اجباری خسارات وارد شده به شخص ثالث در اثر حوادث ناشی از وسیله نقلیه مصوب ۱۳۹۵ خسارت بدنی را اینگونه تعریف نموده است: هر نوع دیه یا ارش ناشی از هر نوع صدمه به بدن مانند شکستگی نقص عضو و از کار افتادگی اعضا اعم از کلی و جزئی  و موقت یا دائم و دیه فوت یا هزینه معالجه . مطابق احکام فقهی و قانون مجازات اسلامی در قبال خسارت بدنی می توان مطالبه دیه نمود .اساتید حقوق کیفری هم معتقدند دیه ماهیت دوگانه ای دارد که هم مجازات به حساب می آید وهم جبران خسارت. واضح و مبرهن است که جنبه غیر کیفری آن یعنی جبران خسارت غلبه دارد.یکی از مواردی که شخص آسیب دیده می تواند درخواست دیه نماید خسارت بدنی ناشی از تصادفات رانندگی می باشد.در  مورد ورود خسارت ناشی از تصادفات رانندگی نیز باید موجبات ضمان در قانون مجازات اسلامی پرداخته و همچنین با توجه به مقررات بیمه مسئولیت بیمه گر را شناخت.

ارکان دعوای مطالبه خسارت جانی

ارکان دعوای خسارت جانی عبارتند از:وقوع یک حادثه رانندگی و ورود خسارت منجر به دیه یا ارش و وجود رابطه سببیت یا علیت . جهت مطالبه خسارت بدنی ناشی از تصادف همان گونه که از نام آن پیداست ابتدا باید یک تصادف رخ داده باشد و چنانچه خسارت بدنی ناشی از امری دیگر مانند دعوا و درگیری باشد طرح دعوای مطالبه ی خسارت معنایی نخواهد داشت. منظور از تصادف پیشامد و برخورد میان دو خودرو و ایجاد خسارت می باشد طبق بند (پ) ماده ۱ قانون بیمه اجباری خسارت وارده به  شخص ثالث در اثر حوادث ناشی از وسایل نقلیه مصوب ۱۳۹۵منظور از حوادث (هرگونه سانحه ناشی از وسیله نقلیه موضوع بند ث این ماده و محمولات آن ها از قبیل تصادم و تصادف و سقوط و واژگونی و آتش سوزی و یا انفجار یا هر نوع سانحه ناشی از وسایل نقلیه بر اثر تصادف غیر مترقبه ) بدیهی است چنانچه تصادفی رخ دهد که منجر به خسارت جانی نشود و یا فقط باعث خسارت مالی شود طرح دعوای مطالبه  خسارت بدنی ناشی از تصادف موضوعیت پیدا نمیکند و در صورتی می توان دعوای مطالبه خسارت بدنی ناشی از تصادف را مطرح نمود که خسارتی منجر به دیه یا ارش شده باشد

مطابق ماده ۲۹۴قانون مجازات اسلامی :

دیه مالی است که به سبب جنایت بر نفس یا عضو به منجی علیه یا به اولیای دم او داده می شود.چنانچه در تصادف رانندگی رابطه سببیت احراز نگردد خسارت بدنی ناشی از تصادف نیز قابل درخواست و مطالبه نخواهد بود. طبق ماده ۴۹۲ قانون مجازات اسلامی جنایت در صورتی موجب قصاص یا دیه است که نتیجه حاصله مستند به رفتار مرتکب  باشد اعم از آنکه به نحو مباشرت یا به تسبیب یا به اجتماع آنها انجام شود. قابل توجهاست که طبق ماده ۵۲۹ قانون مجازات اسلامی در کلیه مواردی که تقصیر موجب ضمان مدنی یا کیفری است دادگاه موظف است استناد نتیجه حاصل به تقصیر مرتکب را احراز نماید بنابراین علاوه بر اینکه نتیجه حاصله باید مستند به رفتار مرتکب باشد.

تسبیب در وقوع جنایت منجر به دیه را نیز ماده ۵۰۶ اینگونه تعریف نموده است:

کسی که باعث مصدومیت یا تلف شدن دیگری شود و خود مستقیما مرتکب جنایت نشود به طوری که در صورت فقدان رفتار او جنایت حاصل نمی شد مانند آنکه چاهی بکند و کسی در آن بیفتد و آسیب ببیند.

نحوه جبران خسارت بدنی ناشی از تصادف به چه صورت می باشد؟

بر اساس ماده۲ قانون بیمه اجباری خسارات وارد شده به شخص ثالث در اثر حوادث رانندگی ۱۳۹۵ کلیه دارندگان  وسایل نقلیه خود را در قبال خسارت بدنی و مالی که در اثر حوادث وسایل نقلیه مذکوربه اشخاص ثالث وارد می شود حداقل به مقدار مندرج در ماده۸این قانون نزد شرکت بیمه ای که مجوز فعالیت در این رشته را از بیمه مرکزی داشته باشد بیمه کند.

نحوه پرداخت خسارت جانی چگونه است؟

بیمه گر و صندوق حسب مورد موظفند حداکثر پانزده روز پس از دریافت مدارک مورد نیاز خسارت متعلقه را دریافت کنند.در حوادث منجربه خسارت بدنی زیان دیده یا اولیای دم ویا وارث قانونی موظفند پس ازقطعی شدن مبلغ خسارت برای تکمیل مدارک به منظور دریافت خسارت به بیمه گر مراجعه کنند و بیمه گر موظف است حداکثر ظرف مدت بیست روز از تاریخ قطعی شدن مبلغ خسارت آن مبلغ را به زیان دیده پرداخت نماید و در صورت عدم مراجعه وی در مهلت مذکور به صندوق سپرده میشود و قبض واریزی را به مرجع قضایی مربوط تحویل دهد . در این صورت تعهد بیمه گر و مسبب حادثه انجام شده تلقی میگردد و صندوق مکلف است بلافاصله پس از درخواست زیان دیده مبلغ مذکور را عینا پرداخت نماید.

مسئولیت خودرو فاقد بیمه نامه با چه کسی است؟

در صورتی که خودرو فاقد بیمه نامه موضوع این قانون یا مشمول یکی از موارد مندرج در ماده۲۱ این قانون باش خسارت های بدنی وارده  توسط صندوق با رعایت ماده ۲۵ این قانون جبران میشود .در صورت نیاز به طرح دعوادر این خصوص زیان دیده و یا قائم مقام او میتوانند علیه راننده ی مسبب حادثه و صندوق طرح دعوا کنند. طبق ماده ۸ قانون مذکور حداقل بیمه موضوع این قانون در بخش خسارت بدنی معادل حداقل ریالی دیه یک مرد مسلمان در ماههای حرام با رعایت تبصره ۹ این قانون است.

تعهدات بیمه گر در مقابل بیمه گذار چیست؟

بیمه گر مکلف است در ایفاء تعهدات مندرج در این قانون خسارت وارده به زیان دیدگان را بدون لحاظ جنسیت و دین تا سقف تعهدات بیمه نامه پرداخت کند.مراجع قضایی موظفند در انشای حکم پرداخت دیه مبلغ مازاد بر دیه را به عنوان خسارت بیمه حوادث درج کند و همچنین مکلف است بدون هیچ شرط و اخذ تضمین خسارت زیان دیده را پرداخت کند.

مفهوم خسارت مالی و مستندات قانونی آن

مطابق اصول جان و مال اشخاص قابل تعرض و دست درازی نیست و در صورتی که خسارتی به جان و مال اشخاص وارد شود زیان دیده می تواند مطالبه خسارت نماید . یکی از دعاوی ناشی از تصادفات دعوای مطالبه خسارت مالی ناشی از تصادف می باشد . منظور از خسارت مالی زیانی است که به اموال شخص وارد میشود و این خسارت قابل مطالبه خواهد بود. مطابق مقررات مدنی هرکس باعث از بین رفتن مالی شود یا در این امر مباشرت داشته باشد مسئول جبران خسارت خواهد بود.

بر اساس ماده ۳۲۸قانون مدنی:

هر کس مال غیر را تلف کند ضامن آن است و باید مثل یا قیمت آن را بدهد اعم از اینکه از روی عمد  تلف کرده باشد  یا بدون عمد و اعم از اینکه عین باشد یا منفعت و اگر آن را ناقص یا معیوب کند ضامن نقص قیمت آن مال است.همچنین ماده ۳۳۱ قانون مدنی مقرر داشته: هر کس بدون مجوز قانونی عمدا یا در نتیجه بی احتیاطی به جان یا سلامتی یا مالی یا آزادی یا حیثیت یا شهرت تجارتی یا به هرحق دیگرکه به موجب قانون برای افراد ایجاد گردیده لطمه ای وارد نماید که موجب ضرر مادی یا معنوی دیگری شود مسئول جبران خسارت ناشی از عمل خود می باشد.

نحوه جبران خسارت مالی به چه صورت است؟

در حوادث رانندگی منجر به خسارت مالی و پرداخت خسارت به صورت نقدی و با توافق زیان دیده و شرکت بیمه مربوط صورت می گیرد در صورت عدم توافق طرفین در خصوص میزان خسارت قابل پرداخت شرکت بیمه موظف است در صورت تقاضای زیان دیده وسیله نقلیه خسارت دیده را در تعمیرگاه مجاز و یا تعمیرگاهی که مورد قبول زیان دیده باشد تعمیر نموده و هزینه های تعمیر را تا سقف تعهدات مالی مندرج در بیمه نامه مذکور پرداخت کند.شرکت های بیمه موظفند خسارت مالیناشی از حوادث رانندگی موضوع این قانون را در مواردی که وسایل نقلیه مسبب و زیان دیده در زمان حادثه دارای بیمه نامه معتبر بوده و بین طرفین حادثه اختلافی وجود نداشته باشد حداکثر تا سقف تعهدات مالی مندرج در ماده ۸ این قانون بدون اخذ گزارش مقامات انتظامی پرداخت کند.

افت قیمت و مستندات قانونی

پس از وقوع یک تصادف ممکن است خسارات مختلف مالی و جانی به طرفین حادثه وارد شود. یکی از خساراتی که ممکن است حین حادثه تصادف به اشخاص وارد گردد افت قیمت خودرو می باشد .مطابق ماده۱۴ قانون آیین دادرسی کیفری ضرر و زیان های مادی و معنوی و منافع ممکن الحصول قابل مطالبه می باشند . افت قیمت خودرو نیزیکی از موارد زیان مادی می باشد.در ماده ۲ قانون رسیدگی فوری به خسارات ناشی از تصادفات رانندگی به وسیله نقلیه موتوری مصوب ۱۳۴۵ این گونه آمده است:کاردان های فنی راهنمایی و رانندگی و پلیس راه که برای رسیدگی به امورتصادفات رانندگی تعیین می شوند  مکلفند علت وقوع تصادف  و چگونگی آنرا صریحا با تشریح وضع محل تصادف در صورت مجلس قید و میزان خسارت وارده را اعم از هزینه و تعمیر و کسر قیمتی که در نتیجه تصادف ایجاد می شودمعلوم نمایند. در صورتی که تعیین میزان خسارت در محل ممکن نباشد میتوان آن را موکول به بازدید بعدی در تعمیرگاه نمود. مندرجات صورت مجلسی که به طریق فوق تنظیم می گردد معتبر است مگر اینکه خلاف آن ثابت شود.

دادگاه صالح برای رسیدگی به دعاوی تصادف رانندگی کدام است؟

خواهان باید بداند کدام مرجع قضایی صلاحیت رسیدگی به دعاوی تصادف را دارد تا دعوای خود را به آن مرجع  تقدیم نماید برای شناسایی  مرجع قضایی صالح ابتدا به بررسی موضوع صلاحیت می پردازیم .

صلاحیت دادگاه ها:

مدرک شناسایی این نوع صلاحیت ها صنف اداری یا قضایی و نوع عمومی یا اختصاصی و درجه بدوی یا تجدید نظر است. با توجه به نتیجه تصادف که منجر به خسارت بدنی اعم از فوت یا ضرب و جرح می شود یا مالی که مربوط به خودرو  یا اموال ثالث مرجع قضایی صالح برای رسیدگی به این دعاوی از نظر ذاتی ممکن است محکمه حقوقی یا کیفری باشد.پس صلاحیت رسیدگی در دعاوی مربوط به تصادفات چنانچه خسارت جانی با دادگاه های کیفری است و اگر وسیله نقلیه دچار آسیب شود دادگاههای حقوقی صلاحیت رسیدگی دارند.منابع :قانون مجازات اسلامیقانون مدنیقانون آیین دادرسی کیفریقانون بیمه اجباری خسارات وارد شده به شخص ثالث در حوادث رانندگیکتاب شیوه های عملی طرح و دفاع از دعاوی حقوقی گروه پژوهش چراغ دانش

طرح دادخواست اثبات زوجیت به چه صورت است؟

ادله ی اثبات زوجیت

معمولا قاعده و قانون بر این است که در هر دعوایی ارائه ی دلایلی برای اثبات ادعا بر عهده مدعی است. لذا در دعوای زوجیت هر کدام از طرفین که مدعی وجود رابطه زوجیت است باید برای اثبات ادعای خود دلیل بیاورد . ادله ی اثبات زوجیت به دو دسته ادله عام و خاص قابل تفکیک است: به موجب ماده ۱۲۵۷ قانون مدنی دلایل اثبات دعوا از قرار زیر است : 

۱-اقرار

در مواد ۱۲۵۹تا۱۲۸۳ قانون مدنی به بحث اقرار پرداخته است . براساس ماده۱۲۵۹اقرار عبارتست از اخبار به حقی به نفع دیگری و به ضرر خود. اقرار را به عنوان تواناترین دلیل اثبات بر شمرده اند لذا مهمترین دلیل اثبات در حقوق ما نیز محسوب میگردد در اثبات زوجیت محکمترین دلیل اقرار می باشد.

۲-شهادت شهود

شهادت در قانون مجازات اسلامی اینگونه تعریف شده :شهادت عبارتست از اخبار شخصی غیر از طرفین دعوا به وقوع یا عدم وقوع جرم توسط متهم یا هر امر دیگری نزد مقام قضایی لذا تفاوت آن با اقرار این است که اقرار به زیان خود و به نفع دیگری است .در فقه اسلام مهمترین دلیل اثبات  شهادت شهود است که به آن بینه ی شرعی هم گفته می شود. به این ترتیب در صورتی که گواه یا گواهانی وجود داشته که به رابطه زوجیت شهادت دهند زوجیت اثبات میشودشرایط گواهگواه باید واجد شرایطی باشد تا شهادتش مورد قبول واقع شود . شرایط گواه به شرح زیر است :الف) بلوغب)عقلج)ایماند)عدالته)ذینفع نبودن شاهدو)نداشتن خصومت با طرفین یا یکی از آنهاز) متکدی و ولگرد نباشدح)طهارت مولد(حلال زاده باشد)ط)با طرفین دعوا رابطه خویشاوندی نداشته باشدن)خادم یکی از طرفین دعوا نباشد.۳-اسناد کتبیرایج ترین دلیل ادعاهای اصحاب دعوا در دعاوی حقوقی  سند است . سند عبارتست از هر نوشته که در مقام دفاع یا دعوا قابل استناد باشد. نوشته را در صورتی میتوان به مفهوم سند دانست که دارای امضا و اثر انگشت و یا مهر شخصی باشد که سند به او نسبت داده شده است.در ابتدای ازدواج ممکن است زوجین در قالب سند رسمی یا عادی مبادرت به تنظیم سند کرده باشند که در صورتی که سند رسمی تنظیم کرده باشند و این سند مورد تعرض قرار نگرفته باشند و این سند مورد تعرض قرار نگرفته باشد مهمترین دلیل برای اثبات رابطه زوجیت شناخته می شود در صورتی که سند عادی تنظیم کرده باشند و مورد تردید و انکار قرار نگیرد میتواند ثابت کننده رابطه ی زوجیت باشد. عدم ثبت واقعه ازدواج اگر چه برابر قانون مجازات و قانون حمایت از خانواده دارای ضمانت اجرای کیفری می باشد اما مبطل عقد ازدواج نیست لذا ثبت ازدواج با وجود ضمانت اجرای کیفری آن عقد ازدواج صحیح و معتبر خواهد بود

۴-اماره

اماره اوضاع و احوالی است که به حکم قانون یا با نظر قاضی دلیل بر امری محسوب می شود.

۵-قسم

سوگند اخباری تشریفاتی است که خداوند متعال یا سایر مقدسات را برعهد خود گواه میگیرد. در میان سایر ادله سوگند از اعتبار کمتری برخوردار است. دلایل خاصی که باعث اثبات زوجیت می شود

دلایل خاص اثبات زوجیت به دو دسته تقسیم می شوند:

۱-شیاع و استفاضه :

از جمله ادله اثبات دعوا در فقه شیاع و استفاضه است که در خصوص اثبات امور یا دعاوی ویژه کاربرد دارد. شیاع به معنی بسیار شنیدن یک خبر از افراد متعدد است و استفاضه هم همین معنا را دارد.

۲-معاشرت و مساکنت :

از دیگر دلایل اثبات زوجیت معاشرت و مساکنت زوجین زیر سقف مشترک است منظور از معاشرت و مساکنت همزیستی زن و شوهر گونه در یک مکان واحد این لازم به توضیح است که باید در این مورد زوجین همه وظایف زن و شهر را در قبال هم انجام دهند. یعنی با هم خلوت تام داشته باشند. دادگاه صالح برای رسیدگی به دعوای اثبات زوجیت خواهان باید بداند کدام مرجع قضایی صلاحیت رسیدگی به دعوای اثبات زوجیت را دارد تا دعوای خود را به آن مرجع تقدیم کند .صلاحیت ها بر دو گونه هستند:  صلاحیت ذاتی  و صلاحیت محلی

صلاحیت ذاتی

مدرک شناسایی این وع صلاحیتها صنف اداری یا قضایی و نوع عمومی یا اختصاصی و درجه دوی یا تجدیدنظر می باشد. رسیدگی به دعوای اثبات زوجیت در صلاحیت دادگاه خانواده می باشد و قاضی پس از رسیدگی اقدام به صدور رای  می نماید.ماده ۴ قانون حمایت از خانواده بدین شرح است:رسیدگی به امور و دعاوی زیر در صلاحیت دادگاه خانواده است:۱-نامزدی و خسارت ناشی از برهم زدن آن۲-نکاح دائم و موقت و اذن در نکاح

صلاحیت محلی

در دعاوی و امور خانوادگی مربوط به زوجین زوجه میتواند در دادگاه محل اقامت خوانده یا محل سکونت خود اقامه دعوی کندمگر در مواردی که خواسته مطالبه ی مهریه ی غیر منقول نباشد. هر گاه زوجین دعاوی موضوع صلاحیت دادگاه خانواده را علیه یکدیگر در حوزه های قضایی متعددمطرح کرده باشند دادگاهی که دادخواست مقدم به آن داده شده است صلاحیت رسیدگی را دارد.

نحوه طرح دعوای اثبات زوجیت

مالی یا غیر مالی بودن دعوا دعوای اثبات زوجیت یک دعوای غیر مالی محسوب می شود و خواهان باید هزینه دعوای غیر مالی را به دادخواست خود الصاق کندتا دعوای وی در مراجع قضایی ذیصلاح پذیرفته شود. طریقه تقدیم دادخواست اثبات زوجیت یک دعوا محسوب می شود که باید با تقدیم دادخواست صورت پذیرد.

خواهان و خوانده

در دعوای اثبات زوجیت سمت خواهان حسب مورد به مرد یا زن تعلق می گیرد و به طرفیت طرف مقابل به عنوان خوانده طرح دعوا میشود.

نحوه نتظیم خواسته دعوا

خواسته این دعوا اساسا صدور حکم مبنی بر اثبات رابطه زوجیت و ثبت این واقعه به انضمام کلیه خسارات قانونی و هزینه دادرسی می باشد.

اسناد و مدارک لازم برای طرح دعوا

مدعی رابطه ی زوجیت موظف است هر گونه مدرکی در این خصوص دارد ارائه نماید از جمله گواهی عقد و استشهادیه و شهادت شهود چگونه میتوان ازدواج را ثابت نمود؟شهود چه شرایطی باید داشته باشند؟دلایل خاص اثبات زوجیت چیست؟به چه مرجعی باید برای اثبات زوجیت مراجعه نمود؟طرح دادخواست اثبات زوجیت به چه صورت است؟منابع: قانون مدنی ، قانون حمایت از خانواده، شیوه های عملی طرح و دفاع از دعاوی خانوادگی از گروه پژوهشی چراغ دانش

ازدواج مجدد مرد بدون اجازه همسر اول

 

ازدواج مجدد مرد

بهره بردن از تجربیات و تخصص وکلا و مشاوران حقوقی سامانه تخصصی وکیل نوین که به تمام قوانین و مقررات تسلط دارند همیشه برای خانواده‌ها مفید واقع شده است. در اسلام مرد می تواند چندین زن اختیار کند  تا پیش از آمدن اسلام، محدودیتی برای چند همسری وجود نداشت و مردان تا هرچقدر می‌خواستند و می‌توانستند، امکان ازدواج داشتند اما :با آمدن اسلام، ازدواج مردان تنها به چهارمورد محدود شد  ضمن اینکه جمع ازدواج با دو خواهر به صورت هم زمان نیز ممنوع شد.برای اختیار ۴ زن نیز باید مردبین آن‌ها عدالت را رعایت کند.خداوند متعال در آیه۳ سوره شریفه نساء اگرچه اجازه داده است که مردان تا چهارهمسر را با ازدواج دائم به عقد خود در بیاورند اما در ادامه می‌فرماید: «اما اگر مى‌ترسید عدالت را رعایت نکنید تنها به یک همسر اکتفا کنید.»همچنین،در آیه ۱۲۹ سوره مبارکه نساء می فرماید :«هرگز نمی‌توانید میان زنان عدالت ورزید هر چند بسیار مشتاق این کار باشید. پس بکوشید که تمامی میل و رغبت شما به سوی یکی از زنانتان معطوف نشود که دیگری را به صورت بلاتکلیف و رها شده درآورید.»بر همین اساس نیز در متون فقهی آمده است که مردان  دارای چند همسر، واجب است که هر چهار شب یک بار را نزد همسرخود بروند و بیش از چهار ماه نیز نباید نزدیکی و همخوابی با همسران خود را ترک کنند و رعایت این موارد را از شروط عدالت میان همسران دانسته‌اند. ازدواج مجددمرد در قانون: در سال ۵۳ و با تصویب ماده ۱۶ قانون حمایت از خانواده، قانون‌گذار اصل را بر ممنوعیت ازدواج مجدد مردان قرار داده و مقرر کرده است:

مرد نمی‌تواند با داشتن زن، همسر دوم اختیار کند .مگر در موارد زیر:

۱ – رضایت همسر اول.۲ – عدم قدرت همسر اول به ایفای وظایف زناشویی.۳ – عدم تمکین زن از شوهر.۴ – ابتلاء زن به جنون یا امراض صعب‌العلاج.۵ – محکومیت زن به حبس بیش از شش ماه.۶ – ابتلاء زن به هر گونه اعتیاد مضر.۷ – ترک زندگی خانوادگی از طرف زن.۸ – عقیم بودن زن.۹ – غایب مفقودالاثر شدن زن»بنابراین، مرد در هر زمانی که بخواهد نمی تواند ازدواج مجدد کند بلکه تنها زمانی می تواند که اجازه ی همسر اولش را بگیرد و اگر اجازه نداد با اثبات موارد فوق، باید از دادگاه مجوز ازدواج مجدد بگیرد. در غیر این صورت، حق طلاق برای زن ایجاد می شود.  اگر مردی با اجازه دادگاه و به دلیل نشوز زن و عمل نکردن به وظایف زناشویی همسر اول، اجازه ازدواج مجدد اخذ کرده باشد،زن اول نمی تواند به استناد بند ۱۲ شروط عقدنامه تقاضای طلاق کند.

نحوه ی اثبات:

مرد از طرق مختلفی می تواند موارد فوق را اثبات کند. برای مثال عقیم بودن یا بیماری زن را می تواند از طریق گواهی پزشک اثبات کند،ترک زندگی و عدم تمکین را از طریق شهادت شهود و …، محکومیت زن را از طریق حکم دادگاه و … .قانون حمایت خانواده ضمن شرط قرار دادن رضایت همسر نخست، به زن اول این حق را داده است که خواه زنا شویی مجدد شوهرش با اذن دادگاه و رضایت او باشد و خواه بدون اذن دادگاه،و رضایت او در هر حال بتواند از دادگاه تقاضای طلاق کند.

درازدواج موقت:

سوالی مطرح شده است که آیا زوجه در صورت ازدواج مجدد همسرش حق فسخ نکاح را دارد یا خیر ؟نظریه مشورتی اداره حقوقی قوه قضائیه به شماره ۳۹۰۲/۷ مورخ ۹مرداد۱۳۸۱ اینگونه اعلام نظر نموده است:«چنانچه زوجه به موجب شروط مندرج در قبال ازدواج حق درخواست طلاق را در صورت انتخاب همسر دوم از ناحیه زوج داشته باشد فرقی بین عقد منقطع و دائم نیست شوهر اگر با عقد منقطع هم ازدواج مجدد نماید شرط وکالت محقق شده است و زوجه می تواند از حق مزبور استفاده نماید .حتی ازدواج با اذن دادگاه نیز موجب تحقق شرط وکالت است (ماده ۱۱۱۹ قانون مدنی)

فرآیند رسیدگی:

مردی که می‌خواهد مجدد ازدواج کند باید برای تجدید فراش، دادخواستی به طرفیت همسر اول خود تنظیم و در آن خطاب به دادگاه دلایل و علل تقاضای خود را بیان کند.دادگاه نیز با تعیین وقت رسیدگی، یک نسخه از دادخواست را برای همسر اول ارسال می‌کند تا به آن پاسخ دهد یا برای جلسه دادگاه خود را آماده کند، پس از آن دادگاه با انجام اقدامات ضروری و تحقیق از زن اول و پس از احراز توانایی مالی مرد و اجرای عدالت بین همسران، به شوهر اجازه ازدواج مجدد می‌دهد و چنانچه مرد شرایط و اوضاع مالی مساعدی نداشته باشد و زن نیز حاضر به تمکین و ایفای وظایف زناشویی باشد با درخواست او مخالفت خواهد کرد.بر اساس ماده ۵۶ قانون حمایت از خانواده، سردفتران ازدواج حق ندارند بدون اجازه دادگاه اقدام به ثبت ازدواج مجدد مرد کنند و بر این اساس«هر سردفتر رسمی که بدون اخذ گواهی، بدون اخذ اجازه نامه یا حکم صادرشده درمورد تجویز ازدواج مجدد یا برخلاف مقررات به ثبت ازدواج اقدام کند، به محرومیت و مجازات اسلامی از اشتغال به سر دفتری محکوم می‌شود.» البته مطابق با ماده ۴۹ قانون حمایت از خانواده، «ثبت واقعه ازدواج الزامی است و چنانچه مردی بدون ثبت در دفاتر رسمی مبادرت به ازدواج دائم کند، به جزای نقدی بین ۸۰ تا ۱۸۰ میلیون ریال یا حبس بین ۹۱ روز تا شش ماه محکوم خواهد شد.» اما در مورد ازدواج موقت چنین حساسیتی وجود ندارد.

دعوای ازدواج مجدد مرد بدون مجوز:

دعوای ازدواج مجدد مرد زمانی است که مرد نه اجازه همسر اول را دارد و نه مجوز دادگاه را. بنابراین، زن اول برای اینکه بتواند طلاق بگیرد، دعوایی را مطرح می کند.البته اثبات این دعوا به آسانی اتفاق نمی افتد چون برای ازدواج موقت، مرد زن‌دار نیازی به اجازه دادگاه ندارد زیرا قانون حمایت خانواده ناظر به ازدواج دائم است و دلیل این امر نیز توانایی مالی مرد در خصوص پرداخت نفقه زوجه است در صورتی که در ازدواج موقت نفقه‌ای بر عهده مرد نیست. چنانچه مردی زن خود را طلاق دهد و طلاق از نوع رجعی، خلع و مبارات باشد که زوج و زوجه در ایام عده حق رجوع دارند و زوجه در این ایام هنوز همسر شرعی زوج محسوب می‌شود، مرد برای ازدواج مجدد نیاز به کسب اجازه از سوی دادگاه دارد اما در صورتی که طلاق از نوع بائن است و حق رجوع وجود ندارد احتیاجی به کسب اجازه دادگاه نیست. چنانچه مردی با اجازه از دادگاه زن دیگری بگیرد ولی ازدواج دوم به دلیل مرگ یا جدایی همسر پایان یابد و مرد بخواهد دوباره ازدواج کند مجدداً باید از دادگاه اجازه بگیرد. مرد برای ازدواج مجدد باید از دادگاه مجوز دریافت کند و مواردی از بی کفایتی زن را اثبات کند. چنانچه مرد بدون اجازه زن اول و یا بدون مجوز از دادگاه ازدواج مجدد کند، حق طلاق یک طرفه برای زن ایجاد می شود. درواقع، اگر مرد ازدواج مجدد دائم یا منقطع نماید زن حق درخواست طلاق پیدا می‌کند.

روند رسیدگی:

زنی که می‌خواهد ازدواج مجدد شوهرش را اثبات کند تا بتواند طلاق بگیرد، باید دادخواستی به طرفیت همسر خود تنظیم و در آن خطاب به دادگاه دلایل و مستندات تقاضای خود را بیان کند.دادگاه نیز با تعیین وقت رسیدگی، یک نسخه از دادخواست را برای همسر ارسال می‌کند تا به آن پاسخ دهد یا برای جلسه دادگاه خود را آماده کند. پس از آن دادگاه با انجام اقدامات ضروری و تحقیق و احراز شرایط به زن مجوز طلاق می دهد. دادگاه دلایل و مستندات زوجه را بررسی می کند و دفاعیات زوج را می شنود. چنانچه ازدواج مجدد مرد به علت موارد ذکرشده در ماده ۱۶ قانون حمایت خانواده نباشد . مجوز طلاق برای زن صادر می شود.

نحوه اثبات:

از آنجایی که از یک طرف، مرد بدون اجازه همسر یا دادگاه نمی تواند مجددا ازدواج دائم بکند و دفترداران نیز حق ثبت چنین ازدواجی را  ندارند و از طرف دیگر، ازدواج موقت نیز نیاز به ثبت کردن ندارد، اثبات ازدواج مجدد مرد سخت می باشد. زن در این زمینه می تواند به برگه ای که در آن ازدواج نوشته شده است۱.(صیغه نامه هرچند دستی باشد و ثبت محضری نشده باشد)۲.شهادت شهود۳.گزارش پلیس زمانی که شوهر با زن دوم در منزل است و پلیس آن‌ها را دستگیر می کند،۴. اقرار خود مرد و … استفاده کند.

مجازات:

اگر زنی بتواند ازدواج مجدد شوهرش را ثابت کند چه دائم و چه موقت- حق طلاق برایش ایجاد می شود و می تواند با گرفتن تمام حقوقش اعم از نفقه، مهریه، حق ملاقات فرزند و … یک طرفه و با حکم دادگاه از شوهرش جدا شود.همچنین، اگر ازدواج مرد دائم باشد، چون ثبت نشده، مجازات کیفری جزای نقدی بین ۸۰ تا ۱۸۰ میلیون ریال یا حبس بین ۹۱ روز تا شش ماه نیز دارد. (ماده ۴۹ قانون حمایت خانواده)۱- آیا مرد می تواند مجددا ازدواج کند؟۲- در چه شرایطی مرد می تواند مجددا ازدواج کند؟۳- اگر مرد بدون اجازه‌ی زن اول ازدواج کند، چگونه می توان علیه او شکایت کرد؟۴- فرآیند رسیدگی به درخواست ازدواج مجدد مرد چگونه است؟۵- اگر مرد بدون اجازه همسر اول ازدواج کند، چه می شود؟

آیا ازدواج با دختر نابالغ مجاز است؟

 قانون ایران معمولا افرادی که سنشان از ۱۸ سال بیشتر است حق انعقاد قرار داد و معامله را دارند.البته قانونگذار برای ازدواج سن بلوغ را ملاک عمل قرار داده و حتی ازدواج کودک و صغیر را با توجه به مصلحت وی و با گرفتن مجوز از دادگاه جایز دانسته که این امر مورد انتقاد فعالین حقوق بشر قرار گرفته چرا که ازدواج غیر از اینکه نیازمند بلوغ جسمی است به بلوغ عقلی و عاطفی هم نیاز دارد. قانون‌ گذار برای جلوگیری از بروز برخی مشکلات ازدواج های قبل از بلوغ و به عبارت دیگر ازدواج کودکان را ممنوع نموده و برای ازدواج افراد  نابالغ مجازات در نظر گرفته است.

جرم ازدواج با دختر نابالغ وارکان تشکیل دهنده

این جرم هم مانند تمام جرایم دیگر دارای سه رکن  می باشد که به طور مختصر به بررسی آن ها خواهیم پرداخت

عنصر قانونی

در قانون مدنی ماده ۱۰۴۱در مورد ازدواج دختر قبل از رسیدن به سن ۱۵ سال تمام و ازدواج پسر قبل از رسیدن به سن ۱۸ سال تمام ممنوع شده است چنانچه مصلحت کودک اقتضا کند که ازدواج کند با تصویب و قبول دادگاه سن ازدواج برای دختر به ۱۳ سال تمام و برای پسر ۱۵ سال تمام کاهش پیدا میکند.مطابق ماده ۶۴۶ قانون تعزیرات مصوب سال ۱۳۷۵ برای مردانی که با دخترانی که سن قانونی ندارند و بدون مجوز دادگاه ازدواج می کنند مجازات از شش ماه تا دوسال حبس تعزیری در نظر گرفته است.در ماده ۵۰ قانون حمایت از خانواده مصوب ۱۳۹۱ چنین آمده است :هر گاه مردی بر خلاف مقررات ماده ۱۰۴۱قانون مدنی ازدواج کند به حبس تعزیری درجه شش محکوم می شود.هر گاه درگیری منتهی به نقص عضو یا مرض دائم زن منجر شود زوج علاوه بر پرداخت دیه به حبس تعزیری درجه ۵ و اگر درگیری منجر به فوت زن شود زوج علاوه بر پرداخت دیه به حبس تعزیری درجه چهار محکوم میشود.همچنین بر اساس تبصره ماده فوق:هرگاه ولی قهری یا مادر یا سرپرست قانونی یا مسئول نگهداری و مراقبت و تربت زوجه در ارتکاب جرم موضوع این ماده تاثیر مستقیم داشته باشند به حبس تعزیری درجه ششم محکوم می شوند .این حکم در مورد عاقد هم صدق می کند.تبصره :چنانچه رابطه زناشویی با زوجه نابالغ باعث اسیب دیدن زوجه شود دیه ی افضا بر عهده مرد خواهد بود.در قانون جدید صدمه زدن به زن در حین رابطه ی جنسی اگر موجب پاره شدن بافت های حائل بین واژن و مقعد و یا بافت های واژن و مثانه شود افضا نامیده شده است.مردی که حین رابطه جنسی باعث شود این آسیب به زن وارد شود به پرداخت دیه محکوم خواهد شد.در صورتی که زوجه بالغ باشد زوج موظف است حتی در صورتی که خطبه طلاق جاری شده باشد مهرکامل و نفقه تا زمانی که یکی از آن ها بمیرد به عهده  زوج خواهد بود.و هر گاه افضا به علت مقاربت نباشد دیه کامل به زن تعلق خواهد گرفت و مهم نیست که زوجه بالغ باشد یا نابالغ .

عنصر مادی جرم

تنها ازدواج با دختر نابالغ حتی اگر موجب صدمه جسمانی به کودک نشود هم جرم محسوب می شود.بنابراین عنصر مادی این جرم ازدواج با نابالغ است .اگر این ازدواج باعث صدمه به دختر نابالغ شود، مشمول دیه خواهد بود.

عنصر معنوی جرم

عنصر معنوی جرم ازدواج با نابالغ همان انجام ازدواج است و نیازی نیست نتیجه خاصی حاصل شود و به همین علت است که نیازی به سوء نیت خاص ندارد و فقط سوء نیت عام کافی است.

نحوه رسیدگی به جرم ازدواج با دختر نابالغ

صلاحیت مراجع قضایی در رسیدگی به جرم ازدواج با دختر نابالغ  فردی که شکایت می کند باید اطلاع داشته باشد که کدام مرجع قضایی صلاحیت رسیدگی به شکایت وی را دارد تا شکایت خود را به آن مرجع تقدیم نماید.برای شناسایی مرجع صالح قضایی باید ابتدا به بررسی صلاحیت آن ها بپردازیم:

صلاحیت ذاتی

مطابق ماده۳۰۱قانون آیین دادرسی کیفری مصوب سال ۱۳۹۲مقرر می دارد :دادگاه کیفری دو صلاحیت رسیدگی به تمام جرایم را دارد مگر اینکه به موجب قانون در صلاحیت مرجع دیگری باشد.

صلاحیت محلی

با توجه به مواد ۳۱۰و۳۱۱قانون آیین دادرسی کیفری که بیان می دارد :متهم در دادگاهی محاکمه می شود که جرم در حوزه آن اتفاق افتاده باشد و همچنین شرکا و معاونین جرم در دادگاهی محاکمه می شوند که صلاحیت رسیدگی به اتهام متهم اصلی را دارد.

نحوه تقدیم شکواییه

الف) اعلام شکایت حتی مکتوب کردن آن نیاز نیست. هرچند در رویه عملی یک فرم از پیش طراحی شده تحویل شاکی داده می شود وی برروی آن شکایت خود را توضیح می دهد.در این خصوص ماده۶۹مقرر می دارد :دادستان موظف است شکایت کتبی و شفاهی را همه وقت قبول کند.شکایت شفاهی در صورت جلسه قید می شود و به امضا یا اثر انگشت شاکی می رسد.هرگاه شاکی سواد نداشته باشد مراتب در صورت جلسه تصدیق می شود.و حتی ایام تعطیل و یا شب بودن مانع طرح شکایت نخواهد بود.

هزینه های قانونی شکواییه

مطابق بند های ۴و۱۷ماده۳قانون وصول برخی از در آمدهای دولت و مصرف آن در موارد معین شاکی باید از بابت شکایت خود و تصدیق اوراقی که پیوست می کند هزینه پرداخت نماید که به صورت الحاق تمبر به مبلغ های ۵۰۰۰۰ریال و ۵۰۰۰ ریال می باشد که با مراجعه به واحد تمبر دادسرای صالحه این هزینه را پرداخت می کند.

شاکی و مشتکی عنه

ماده ۱۰قانون آیین دادرسی کیفری در تعریف شاکی این گونه بیان می دارد :بزه دیده شخصی است که از وقوع جرم متحمل ضرر و زیان می گردد و چنانچه تعقیب مرتکب را درخواست کند شاکی و هرگاه جبران ضرر و زیان وارده را مطالبه کند مدعی خصوصی نامیده می شود.و در مقابل کسی که عنوان مجرمانه به وی نسبت داده شده تا زمانی که قرار مجرمیت علیه وی صادر نشده متهم گویند و بعد از صدور قرار مجرمیت مجرم نامیده می شود.

اسناد و مدارک لازم

۱-دلایل و مدارک دال بروقوع عمل مجرمانه۲-اسامی شهود و مطلعین همراه با مشخصات و آدرس آن ها

قوانین کارگر و کارفرما | مسئولیت پیمانکار

 وقتی افراد در یک حوزه ای نیاز به انجام کاری دارند، طبیعی است که خودشان از پس آن برنیایند، لذا سراغ افراد متخصص می روند. پیمانکاران از جمله افراد متخصص هستندکه اشخاص انجام کارهای خود را به آنان می سپارند و در مقابل مزدی به آنان می پردازند. بنابراین، فعالیت های پیمانکاران در قوانین هر کشوری به رسمیت شناخته و حقوق و تکالیفی برای آنان درنظر گرفته شده است.

تعریف پیمانکار:

برابر ماده ۷ قانون شرایط عمومی پیمان: « پیمانکار شخص حقوقی یا حقیقی است که از سوی دیگر امضاء کننده ی پیمان است و اجرای موضوع پیمان را براساس اسناد و مدارک پیمان بر عهده گرفته است. نمایندگان و جانشین های قانونی پیمانکار در حکم پیمانکار می باشند.» همچنین ، آیین نامه ایمنی امور پیمانکاری مصوب ۱۳۸۹ توسط وزیرکار و امور اجتماعی، در تعریف پیمانکار آورده است: « پیمانکار/ مقاطعه  کار، شخص حقیقی یا حقوقی ذی صلاحی است که براساس اسناد و مدارک پیمان، مسئولیت اجرای عملیات را برعهده می گیرد.» درواقع، پیمانکار شخصی است که دیگری در قبال مزد، انجام کاری را به او می سپارد.

تعریف مسئولیت:

مسئولیت در لغت یعنی توانایی پاسخ دادن. در اصطلاح مسئولیت برای زمانی است که فرد بتواند در مقابل کارهاییکه انجام داده است،توانایی پاسخ داشته باشد. اصولا این کارها، افعال منفی و کارهایی است که نباید انجام میشده. پس، وقتی که فرد آن ها را انجام می دهد باید بتواند در مقابل آن پاسخی داشته باشد.

تعریف مسئولیت پیمانکار:

پیمانکار طی قرارداد در مقابل مزد کاری را انجام می دهد. علاوه بر اینکه در قرارداد یک سری وظایفی برعهده ی او قرار داده شده، قانون نیز تکالیفی را برای او مشخص کرده است که باید انجام بدهد. به این وظایف پیمانکار –چه قراردادی و چه قانونی- مسئولیت پیمانکار گفته می شود. عمده ترین مسئولیت پیمانکار، مسئولیت او در برابر خطاهای کاریزیر دستان او می باشد.

مبنای مسئولیت:

برای پیمانکاران به طور خاص قانونی وجود ندارد، لذا قوانین عام مسئولیت مدنی شامل آنان نیز می شود. در قانون مسئولیت مدنی، پیمانکار پس از اینکه کار را از کارفرمای اصلی تحویل گرفت، می تواند برای انجام آن کارکنان یا کارگرانی را به خدمت بگیرد. این کارکنان کارفرمای اصلی را نمی شناسند بلکه برای پیمانکار کار می کنند. بنابراین، پیمانکار در مقابل آنان کارفرما محسوب می شود. طبق ماده ۱۲ قانون مسئولیت مدنی کارفرما نسبت به اشتباهات و خطاهای کاری کارکنان یا کارگران زیردست خود مسئولیت دارد. این ماده بیان  می کند: «کارفرمایانی که مشمول قانون کار هستند، مسئول جبران خساراتی هستند که از طرف کارکنان اداری و یا کارگران آنان در حین انجام کار یا به مناسبت آن وارد شده است مگر اینکه محرز شود تمام احتیاط‌ هایی که اوضاع و احوال قضیه ایجاب می نموده، به عمل آورده یا اینکه اگر احتیاط‌ های مزبور را به عمل می آوردند،باز هم جلوگیری از زیان مقدور نمی بود.کارفرما می تواند به وارد کننده خسارت در صورتی که مطابق قانون مسئول شناخته شود مراجعه نماید.» طبق این ماده کارفرما در مقابل هر خسارتی که در اثر کار کارکنان یا کارگرانش وارد می کنند، مسئول است و باید خسارت زیان دیده را بپردازد. البته پس از پرداخت می تواند به کارمند یا کارگری که خسارت را وارد کرده مراجعه کرده و آنچه را پرداخته از وی بگیرد.

نظریه خطر:

بنابراین، برای اینکه کارفرما مسئول باشد لازم نیست تقصیر خودش ثابت شود بلکه همین که بین ورود خسارت و کارگر تحت‌نظر او ارتباط وجودداشته باشد، برای مسئولیت او کافی است. این نظریه را خطر می گویند،به این معنا که کارفرما با در دست داشتن منابع مالی و نیروی انسانی شروع به انجام فعالیتی می کند، پس عدالت ایجاب می کند که خطر فعالیت های خودش را نیز بپردازد. یکی از این خطرات خساراتی است که زیردستان او در مورد انجام کار وارد می کنند. پس، باید مسئولیت جبران خسارتی که آنان نیز وارد کرده اند، داشته باشد.

استثنا:

تنها موردی که با وجود ورود خسارت پیمانکار مسئول نیست، فرضی است که شهرداری پیمانکار استخدام کرده است. به این معنا که واگذاری امور شهری به پیمانکار از سوی شهرداری، مانع مسئولیت قانونی شهرداری در مقابل اشخاص ثالث نیست و چنانچه در وقوع حادثه شهرداری مسئول شناخته شود مکلف به جبران خسارت است هرچند که انجام امور منجر به حادثه را به پیمانکار واگذاری نموده باشد.

عدم مسئولیت کارفرما:

عدالت باعث می شود که بعدا کارفرما بتواند خسارات را از واردکننده ضرر بگیرد، اما در مقابل اشخاص ثالثی که ضرر به آنان وارد شده، او مسئول خواهد بود. در صورتی که کارفرما بتواند دو مورد زیر را اثبات کند، از مسئولیت معاف خواهد شد:۱- اگر محرز شود که تمام احتیاط‌هایی که اوضاع و احوال قضیه ایجاب می نموده، به عمل آورده۲- اگر محرز شود که اگر احتیاط‌ های مزبور را به عمل می آوردند، باز هم جلوگیری از زیان مقدور نمی بود.

مسئولیت پیمانکار در قانون:

از مواد قانونی زیر می توان پی به مسئولیت و حقوق و تکالیف پیمانکار برد:

۱- ماده ۱۳ قانون کار:

«در مواردی که کار از طریق مقاطعه (پیمانکاری) انجام شود، مقاطعه دهنده مکلف است  قرارداد خود را با مقاطعه کار (پیمانکار) به نحوی منعقد نماید که در آن مقاطعه کار متعهد گردد که تمامی مقررات این قانونرا در مورد کارکنان خود اعمال نماید.» منظور از این ماده این است که قرارداد بین کارفرمای اصلی و پیمانکار، قرارداد پیمانکاری است اما چنانچه پیمانکار کارگران یا کارکنانی را به کار بگیرد، باید قرارداد کار با آنان منعقد نماید.

۲- ماده ۸۵ قانون کار:

«برای صیانت نیروی انسانی و منابع مادی کشور رعایت دستورالعمل هایی که از طریق شورای عالی حفاظت فنی (جهت تامین حفاظت فنی) و وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی (جهت جلوگیری از بیماری های حرفه ای وتامین بهداشت کار و کارگر و محیط کار) تدوین می شود، برای کلیه کارگاه ها، کارفرمایان، کارگران و کارآموزان الزامی است.» یعنی یکی از مسئولیت های پیمانکار رعایت نکات ایمنی و  بهداشتی مذکور در قوانین می باشد.

۳- ماده ۹۱ قانون کار:

«کارفرمایان و مسئولان کلیه واحدهای موضوع ماده ۸۵ این قانون مکلف اند براساس مصوبات شورای عالی حفاظت فنی برای تامین حفاظت و سلامت  و بهداشت کارگران در محیط کار وسایل و امکانات لازم را تهیه و در اختیار آنان قرار داده و چگونگی کاربرد وسایل فوق الذکر را به آنان بیاموزند و در خصوص رعایت مقررات حفاظتی و بهداشتی نظارت نمایند.افراد مذکور نیز ملزم به استفاده و نگهداری از وسایل حفاظتی و بهداشتی فردی و اجرای دستورالعمل های مربوط به کارگاه می باشند.» پیمانکار ضمن اینکه خودش باید نکات فنی و بهداشتی را رعایت کند، باید برای محل کار و کارگران و یا کارمندان زیردست خود نیز فراهم آورند و همچنین، تهیه وسایل موردنیاز برای کار برعهده ی آنان می باشد.»

۴- ماده ۲ آیین نامه ایمنی امور پیمانکاران مصوب ۱۳۸۹:

«پیمانکاران می بایست صلاحیت انجام کار خود را از نظر ایمنی از وزارت کار و امور اجتماعی اخذ نمایند.»

۵- ماده ۳ این آیین نامه:

«کارفرمایان مکلفند با پیمانکارانی قرارداد منعقد نمایند که صلاحیت انجام کار آنان از نظر ایمنی توسط وزارت کار و امور اجتماعی تایید شده باشد.»

۶- ماده ۴ این آیین نامه:

« پیانکاران اصلی و فرعی مکلفند کلیه قوانین و مقررات، آیین نامه ها و دستورالعمل های حفاظت فنی و  بهداشتی کار را در طول عملیات پیمان رعایت نمایند. » همان اصول فنی و بهداشتی که برای کارفرما ذکر شده بود،برای پیمانکار نیز به عناون یک کارفرما وجود دارد.

۷- ماده ۶ آیین نامه:

« در هنگام عقد قرارداد هزنیه های مربوط به امور ایمنی محاسبه و در متن قرارداد لحاظ شود و پیمانکار از ابتدای قرارداد با نظارت  کارفرما موظف به اجرای آن شود.» این از وظایف پیمانکار است که هزینه ها را پیشبینی و در قرارداد ذکر کنند.

۸- ماده ۱۰ آیین نامه:

«هرگاه صاحب کار اجرای کلیه عملیات پیمان را از ابتدا تا پایان کار کلا به یک پیمانکار محول کند، پیمانکار مسئول اجرای مقررات مرتبط با حفاظت فنی و ایمنی در کارگاه خواهد بود.»

۹- ماده ۱۱ آیین نامه:

«هرگاه پیمانکار اصلی با موافقت کارفرما اجرای قسمت های مختلف عملیات پیمان را مطابق مفاد قراردادی به پیمانکار یا پیمانکاران دیگر محول نماید، هر پیمانکار در محدوده ی پیمان خود مسئول اجرای کلیه مقررات مرتبط بوده و پیمانکاراصلی مسئول نظارت و ایجاد  هماهنگی بین آن ها می باشد.»

۱۰- ماده ۱۳ آیین نامه:

«پیمانکاران ملزم به ثبت آمار و ارائه گزارش حوادث ناشی از کار به کارفرما جهت ارسال به اداره کار و امور اجتماعیمحل مطابق دستور العمل اجرایی تبصره ۱ ماده ۹۵ قانون کار هستند.»

۱۱- تبصره ۱ ماده ۹۵ قانون کار:

«کارفرما یا مسئولان واحدهای موضوع ماده ۸۵ این قانون موظفند کلیه حوادث ناشی از کار را در دفتر ویژه ای که فرم آن از طریق وزارت کار و امور اجتماعی اعلام می گردد، ثبت و مراتب را سریعا و به صورت کتبی به اطلاع اداره کار و امور اجتماعی محل برسانند.»

فرآیند رسیدگی:

معمولا طرح دعوی از جانب پیمانکار است تا به حق و حقوقات خود برسد اما چنانچه کارفرمای اصلی نیز شکایتی داشته باشد، وضع به همین منوال خواهد بود.

مرجع صالح:

اصولا طرفین در قرارداد پیمانکاری خود ماده ای را اختصاص می دهند و رسیدگی به حل و فصل خودشان را به داوری ارجاع می دهند.این اختیار به موجب بند ج ماده ۵۳ شرایط عمومی پیمان به طرفین داده شده است. بند ج این ماده مقرر کرده است: «طرفین در صورتعدم موفقیت در حل و فصل مسالمت آمیز اختلافات خویش، می توانند موضوع را به داوری شورای فنی  سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور احاله کنند و مرجع اخیرالذکر، در صورت موافقت ریاست سازمان، به موضوع رسیدگی می کند.» و چنانچه طرفین در این باره توافقی در قرارداد  نکرده باشند، این حق را دارند که به مراجع دادگستری مراجعه کنند.

طرح دعوا:

طرح دعوا باید در فرم مخصوص دادخواست انجام شود. نوشتن دادخواست ها از طریق دفاتر خدمات الکترونیک قضایی انجام می شود. پس از ثبت دادخواست در دفتر دادگاه یا شورای حل اختلاف، دستور تعیین وقت رسیدگی در صورت تکمیل بودن دادخواست توسط ریاست دادگاه صادر می شود. با رسیدن وقت رسیدگی و حضور طرفین و استماع اظهارات طرفین دادگاه  در صورت اعلام ختم رسیدگی پس از جلسه اقدام به صدور رای می نماید.معمولا دعاوی پیمانکاری به کارشناسی ارجاع می گردد، لذا خواهان باید در ستون دلایئل و منضمات دادخواست، ارجاع امر به کارشناس مربوطه را درخواست کند. پذیرش این درخواست بسته به نظر قاضی دارد ولی چون مباحث پیمانکاری بحث های تخصصی ساختمان یا امور راه و شهرداری و …

۱- معنای مسئولیت چیست؟

۲- مسئولیت پیمانکار چیست؟

۳- چرا پیمانکار مسئول است؟ (مبنای مسئولیت)

۴- پیمانکار چه کسی است؟

۵- قوانینی که از مسئولیت پیمانکار صحبت کرده اند، کدامند؟

وکیل جرائم خانوادگی | مشاوره تلفنی

 قوانین درخصوص حمایت از استحکام خانواده آن چنان قوی و روشن باید باشد تا این هدف را تامین نماید و امری را به قاضی واگذار ننماید. به این دلیل که خانواده همواره نقطه کانونی اجتماع است. زمانی که افراد در خانواده قانون مدار باشند می‌توانیم توقع داشته باشیم در جامعه‌ نیز فردی منضبط و آراسته خواهند بود.ترک تکالیفی که افراد در خانواده دارند، ممکن است پیامدهای مختلفی از پیامدهای ساده‌ای مثل توبیخ در محیط خانواده تا نتایج سنگینی مثل مجازات داشته باشد.

جرائم خانوادگی

جرایم خانوادگی همان طور که از نامش پیداست، از جمله جرایمی است که مرتبط با خانواده است.هر تکلیفی که قانون گذار برای اعضای خانواده به خصوص زن و شوهر قرار داده است، ترک آن ها جرم دانسته شده و برای آن مجازات قرار داده شده است. به این خاطر که حفظ کانون خانواده از اصلی ترین برنامه های قانون کشور می باشد.

انواع پرونده های جرائم خانوادگی :

از آنجایی که تکالیف زن و شوهر متعدد می باشد، پس جرائم خانوادگی نیز متعدد است.از جمله:

۱- جرائم خانوادگی ناشی ازثبت نکاح و طلاق:

وقتی دختر و پسر ازدواج می کنند، صیغه نکاح برای آن ها خوانده می شود. این صیغه ی نکاح اگر باشرایط درست خوانده شود، موجب محرمیت دختر و پسر شده و عملا ازدواج صورت می گیرد. اما ثبت ازدواج بحثی عمومی است که مربوط به  جامعه می شود.در دوران گذشته، حاکمان شرع یا روحانیون با خواندن صیغه عقد ازدواج را مقرر می ساختند و ازدواج واقع می شد چون دیگر شناسنامه ای وجود نداشت که اطلاعات زن و شوهر در آن درج شود، فقط همان تکه برگه ای بود که به  امضای برخی شهود رسیده بود.اما به خاطر مشکلاتی که این روش در جامعه پدید می آورد و حقوق خیلی از افراد علی الخصوص فرزندانی که متولدمی شدند به خطر می افتاد، قانون کار به فکر شناسنامه و ثبت وقایع مهمی چون تولد، وفات، ازدواج،  طلاق،فرزند آوری و … افتاد.بدین ترتیب پس از خواندنصیغه ی نکاح توسط روحانیون شرعی، باید ازدواج را ثبت می کردند. اما بازهم چون  برخی ثبت ازدواج را پوشت گوش انداخته با این بهانه که ازدواج واقع شده و نیازی به ثبت نیست،  امروزه دفاتر ازدواج معمولا اتاق عقدیدارند که در آنجا دفتردار همانجا که صیغه ی عقد را خودش می خواند، اقدام به ثبت آن نیز می کند.

۲-جرائم خانوادگی ناشی ازمطالبه اجرت المثل ایام زوجیت:

اگر زن و شوهر بخواهند برای انجام امور عادی منزل از قبیل پخت و پز و شست و شو فردی را استخدام کنند این مساله نیز مشمول هزینه است.چنین مواردی جزء وظایفی نیست که به عهده زن باشد، اماممکن است همسر او از وی تقاضا کند  انجام چنین اموری را در منزل به عهده بگیرد. در چنین شرایطی اگر زمانی زن اجرت‌المثل خود را مطالبه کند، این موضوع  کارشناسی و دستمزد این موارد محاسبه می‌شود. بنابراین،اگر زن در مدت ایام زناشویی کارهایی را در منزل شوهر،بدون قصد تبرع (باقصد انجام کاری به صورت رایگان) و به دستور شوهر انجام دهد، می تواند از طریق طرح دعوی مطالبه اجرت المثل در دادگاه خانواده،دستمزد مدتی که با دو شرط فوق کار انجام داده است را مطالبه کند.

۳-جرائم خانوادگی ناشی از دعوای اجرای حق حبس:

حق حبس به این معناست که زن از انجام وظایف زناشویی خود خودداری کند تا زمانی که مرد مهریه اش را پرداخت نماید.ریزه کاری های پرونده های مربوط به خانواده باعث شده است که حجم بسیاری از پرونده ها در مدت طولانی تری در دادگاه ها جمع شود.لذا یک وکیل متخصص خانواده می تواند مدت زمان رسیدگی و نتایج نامطلوب آن را کاهش دهد.مطابق ماده ۱۰۸۵ قانون مدنی :«زن می تواند تا مهریه به او تسلیم نشده از ایفاء وظایفی که در مقابل شوهر دارد امتناع کند مشروط بر اینکه مهر او حال باشد و این امتناع مسقط حق نفقه نخواهد بود.» حق حبس یکی از موضوعات مهم خانواده و از تبعات ازدواج است.

۴-جرائم خانوادگی ناشی ازتمکین:

ماده ۱۱۰۲ قانون مدنی تمکین را از وظایف زوجه در مقابل زوج پس از انعقاد عقد ازدواج و از آثار روابط زوجیت دانسته است.تمکین یعنی زوجه در انجام وظایف زناشویی، سکونت در منزل مشترک که شوهر اختیار کرده و حسن معاشرت در تشیید مبانی خانواده از جمله تربیت فرزندان و نحوه معاشرت ها و … ازشوهر اطاعت کند که در اصطلاح حقوقی به آن تمکین می گویند و انواعی دارد: تمکین عام و خاص.پس،تمکین در لغت به معنای پیروی و فرمانبرداری است اما در اصطلاح حقوقی یعنی انجام وظایفی که طبق قانون و شرع بر عهده زن می باشد.از آنجایی که تمکین در قانون از وظایف زن آمده،عدم تمکین باعث مجازات می باشد که مجازات آن نشوز زن است و نفقه ای به او تعلق نمی گیرد.

۵-جرائم خانوادگی ناشی ازحق اشتغال زوجه :

به معنی اشتغال زوجه در خارج از منزل به هر نوع شکلی اعم از پاره وقت یا نیمه وقت، قراردادی، استخدامی به طوری که دارای درآمد معینی باشد و لازم باشد تا ساعاتی را خارج از منزل سپری نماید. در صورتی که شوهر مخالف با اشتغال زوجه باشد، باید از طریق دادگاه و اثبات شرایط آن اقدام قانونی کند.

۶- جرائم خانوادگی ناشی ازترک انفاق:

در ماده ۶۴۲ قانون مجازات اسلامی مقرر می دارد:«هر کس با داشتن استطاعت مالی نفقه زن خود را در صورت تمکین ندهد یا از تادیه نفقه سایر اشخاص واجب النفقه امتناع نماید؛دادگاه او را از سه ماه و یک روزحبس تا پنج ماه حبس محکوم می نماید.» از آنجایی که در خانواده انفاق برعهده ی مرد است، ترک انفاق توسط او اتفاق خواهد بود که جرم می باشد.

۷- جرائم خانوادگی ناشی از, ازدواج زن بدون توجه به موانع:

ماده ۶۴۳ قانون مجازات اسلامی عبارت است از:«هرگاه کسی عالماً زن شوهردار یا زنی را که در عدّه دیگری است برای مردی عقد نماید به حبس از ۶ ماه تا ۳ سال یا از سه میلیون تا هیجده میلیون ریال جزای نقدی و تا ۷۴ ضربه شلاق محکوم می شود و اگر دارای دفتر ازدواج و طلاق یا اسناد رسمی باشد، برای همیشه از تصدی دفتر ممنوع خواهد کرد.» همچنین در ماده ۶۴۴ قانون مجازات اسلامی آمده:«کسانی که عالماً مرتکب یکی از اعمال زیر شوند به حبس از ۶ ماه تا ۲ سال یا از سه تا دوازده میلیون ریال جزای نقدی محکوم می شوند:۱- هر زنی که در قید زوجیت یا عدّه دیگری است خود را به عقد دیگری درآورد در صورتی که منجر به روبه رو شدن نگردد.۲- هر کس که زن شوهردار یا زنی را که در عدّه دیگری است برای خود تزویج نماید در صورتی که منتهی به مواقعه نگردد.»

۸- جرائم خانوادگی ناشی ازتدلیس در ازدواج:

کسی برای اینکه فرد مورد علاقه خود را به ازدواج ترغیب کند، به امور واهی از قبیل داشتن تحصیلات عالی، تمکن مالی،موقعیت اجتماعی، شغل و سمت خاص، تجرد و امثال آن وانمود می‌کند. فرقی نمی‌کند این عمل از سوی مرد باشد یا از سوی زن، به هر حال جرم است و مجرم به دلیل فریب طرف دیگر، مجازات می‌شود. بر اساس قانون ‌هر یک از زوجین قبل از عقد ازدواج طرف خود را به امور واهی از قبیل داشتن تحصیلات عالی، تمکن مالی، موقعیت اجتماعی،شغل و سمت خاص،تجرد و امثال آن فریب دهد و عقد برمبنای هر یک از آنها واقع شود مرتکب به حبس تعزیری از ۶ ماه تا دو سال محکوم می‌شود.

۹- جرائم خانوادگی ناشی از,ازدواج مجدد مرد زن دار:

در قانون مجازات اسلامی تعدد زوجات برای مرد زن دار، جرم محسوب نگردیده و فاقد مجازات است و طبق نظر شورای محترم  نگهبان مجازات چنین مردی که قبلاً در ماده ۱۷ قانون حمایت از خانواده پیش بینی شده بود،غیر شرعی اعلام شده است. با این وجود مرد برای ازدواج مجدد باید از دادگاه مجوز دریافت کند و مواردی ازبی کفایتی زن را اثبات کند. چنانچه مرد بدون اجازه زن اول و یا بدون مجوز از دادگاه ازدواج مجدد کند، حق طلاق یک طرفه برای زن ایجاد می شود.

۱۰-جرائم خانوادگی از, ازدواج با دختر نابالغ:

یکی از مجازات‌هایی که در روابط خانوادگی پیش‌بینی شده، مجازات مردی است که با دختری که به حد بلوغ نرسیده بر خلاف مقررات ماده ۱۰۴۱ قانون مدنی و تبصره ذیل آن ازدواج کرده است. چنین کسی به حبس تعزیری از ۶ ماه تا دو سال محکوم می‌شود.اعمال مجازات ماده ۶۴۶ قانون مجازات اسلامیمصوب ۱۳۷۵ بخش تعزیرات مشروط به آن است که مقررات ماده۱۰۴۱ قانون مدنی رعایت نشده باشد.بنابراین باید ببینیم که این ماده قانونی چه ترتیبی را برای ازدواج دختر نابالغ پیش‌بینی کرده است:«عقد نکاح دختر قبل از رسیدن به سن ۱۳ سال تمام شمسی و پسر‌ قبل از رسیدن به سن ۱۵ سال تمام شمسی منوط به اذن ولی به شرط رعایت ‌مصلحت با تشخیص دادگاه صالح است.»با توجه به این ماده قانونیبرای ازدواج دختر زیر ۱۳ سال، علاوه براجازه ولی، باید حکم دادگاه مبنی بر وجود مصلحت  وجود داشته باشد در غیر این صورت، مردی که بدون رعایت این شرایط اقدام به ازدواج کرده است مجازات خواهد شد.

۱۱- جرائم خانوادگی ناشی از حضانت:

حضانت هم حق و هم تکلیف مادر و پدر است. نگهداری از فرزند، تربیت، تهیه نیازهای او، تحصیل و نفقه فرزند از جمله مواردی است که مشمول حضانت است. همچنین، جلوگیری از ملاقات یکی از والدین با فرزند نیز ازجمله جرایم مرتبط با حوزه ی حضانت است. مجازات این جرم طبق ماده ۵۴ قانون حمایت خانواده برای بار اول پرداخت جزای نقدی درجه ۸ و درصورت تکرار حداکثر مجازات مذکور می باشد.برای بهره مندی از وکلای متخصص خانواده در سامانه وکیل نوین می توانید با شماره های زیر تماس بگیرید: ۰۵۱۳۶۱۴۴۶۴۴- ۰۹۱۲۹۱۷۰۴۶۸ 

فرآیند رسیدگی جرائم خانوادگی:

دادگاه صالح:

طبق ماده ۳۰۱ قانون آیین دادرسی کیفری مصوب ۱۳۹۲:دادگاه کیفری دو صلاحیت رسیدگی به تمام جرایم را دارد. و از آنجایی که جرایم خانوادگی از استثنائات گفته شده در مواد ۳۰۲ و ۳۰۳ و ۳۰۴ نیست، دادگاه صالح برای جرایم  خانوادگی نیز همان دادگاه کیفری دو است. همچنین، مطابق مواد ۳۱۰ و ۳۱۱ قانون آیین دادرسی کیفری ۱۳۹۲ از حیث صلاحیت محلی، دادگاه محل وقوع جرم (اعم از ترک انفاق، تدلیس، ازدواج با نابالغ و …) صلاحیت دارد.

رسیدگی در دادسرا:

این شکایت پس از ثبت شکواییه توسط شاکی، توسط معاونت ارجاع به یکی از شعب بازپرسی دادسرا ارسال می شود. دفتردار پس از وصول شکواییه آن را ثبت و پرونده را نزد بازپرس پرونده ارسال می کند. بازپرس پرونده نیز پس از بررسی  محتویات شکایت طرح شده، دستور احضار دو طرف دعوای کیفری را به  دفتردار خود می دهد در ادامه احضاریه توسط مدیردفتر شعبه بازپرسی تنظیم و برای دو طرف ارسال می شود.هر دو طرف دعوای کیفری، روز رسیدگی در شعبه  بازپرسی حضور می یابند و شاکی پرونده شکایت مندرج در شکواییه خود را دوباره مطرح می کند. در مقابل، متهم نیز ارتکاب جرم خانوادگی را از سوی خود نسبت به شاکی پرونده انکار می کند؛اما شاکی دعوا شواهد یا مدارکی را برای اثبات موضوع مجرمانه در جلسه رسیدگی دادسرا حاضر می کند. متهم پرونده نیز در دفاع ممکن است ایراداتی را به شاهد وارد کند که در این صورت دادگاه باید به این ایرادات رسیدگی نماید.

رسیدگی در دادگاه:

ممکن است شاکی پرونده از قرار صادره به دادگاه کیفری شکایت می کند. با ارسال پرونده به مجتمع  قضایی، پرونده از سوی معاونت ارجاع به یکی از شعب دادگاه های کیفری ارسال می شود. قاضی دادگاه کیفری نیز پرونده را مطالعه می کند و دستور تعیین وقت جلسه رسیدگی می دهد. زمان رسیدگی به شاکی و متهم درقالب یک اخطاریه ارسال می شود. در روز جلسه رسیدگی،شاکی و متهم در جلسه رسیدگی دادگاه حاضر می شوند. شاکی، دلایل خود را ارئه می کند و در قابل متهم نیز دفاعیات خود را اظهار می دارد. قاضی ضمن شنیدن به اظهارات دو طرف و بررسی مدارک و دفاعیات دو طرف تصمیم لازم را می گیرد. اینکه مدارکی که شاکی ارائه می کند تا چه اندازه معتبر باشد، به رای و نظر قاضی بستگی دارد در نهایت،ممکن است قاضی قرار صادره در  دادسرا را استوار بداند یا اینکه آن را رد نماید. مهمترین اسناد و مدارک در این زمینه می تواند شهادت شهود و یا هر سند و مدرک دیگری باشد که دلالت بر وقوع جرم دارد.

۱- منظور از جرایم خانوادگی چیست؟

۲- تشریفات رسیدگی به جرایم خانوادگی چیست؟

۳- انواع جرایم خانوادگی کدامند؟

۴- فرآیند رسیدگی به جرایم خانوادگی چگونه است؟

چگونه حکم اجراییه را متوقف کنیم ؟

  فرآیند رسیدگی مراجع باید به قدری با دقت و ظرافت باشد که حقی از کسی ضایع نشود چون معمولا مردم زمانی که مشکلی دارند که نتوانند خودشان حل کنند، به مراجع مراجعه می کنند.در این حین اگر قرار باشد، ناعدالتی بشود فقط به مشکلات فرد مراجعه کننده اضافه می شود.به همین دلیل در هر مرحله ای فرصتی برای اعتراض و دفاع به هر دو طرف به طور یکسان داده شود، حتی اگر قاضی یا مرجعی این حق طبیعی را نقض کند، باعث می شود که فردی از حقش محروم شده بتواند اعتراض کند حتی تا نقض حکم آن مرجع نیز می تواند پیش برود.

حکم اجرائیه:

برای اجرای احکام قضایی، کسی که حکم به سود او صادرشده است باید درخواست صدور اجراییه کند؛ یعنی وقتی  رأیی صادر شد،خود به‌ خود اجرا نمی‌ شود، بلکه کسی که رأی به سود او صادرشده است باید اجرای آن را تقاضا کند و به دنبال آن اجراییه صادر می‌شود.

شرایط صدورحکم اجرائیه:

برای اینکه  حکم اجراییه صادر شود باید شرایط زیر موجود باشد:۱- حکم ابلاغ شود.۲- تقاضای صدور اجراییه شود.۳- حکمی قطعیت پیدا کند.

تعریف ابطال حکم اجرائیه:

در صورت پیروزی خواهان در دادگاه و صدور رای و اجراییه در دادگاه، خوانده برای جلوگیری ازاجرای اجراییه که توسط قاضی واحد اجرای احکام مدنی انجام می شود، می تواند با دادخواست، ابطال اجراییه را بخواهد.سامانه تخصصی وکیل نوین ، به همراه وکلای تخصصی اقدام به مشاوره و  قبول دعاوی شما عزیزان در زمینه های دادخواست و ابطال اجراییه یا اعتراض به  اجراییه و یا صدور اجراییه می کند. برای انجام امور حقوقی خود می توانید با موسسه تماس بگیرید: ۰۵۱۳۶۱۴۴۶۴۴- ۰۹۱۵۱۰۲۶۸۹۷ 

موارد ابطال حکم اجرائیه:

۱- اگر دستور موقت مبنی صدور اجراییه باشد، خوانده می تواند ابطال اجراییه دستور موقت را بخواهد، به این صورت که هرگاه خواهان تا مدت ده روز از صدور اجراییه دستور موقت دعویاصلی را اقامه نکند،دادگاه به درخواست خوانده، اقدام به ابطال اجراییه می نماید.۲- در صورتی که حکم اجراییه صادر گردد و هنوز تجدیدنظرخواهی انجام نشده باشد، شخص ثالثی که اجراییه را موجب ورود ضرر به حقوق خود بداند تا زمانی که رای قطعی و یا صادر نشده استمی تواند با اثبات امر که اجراییه به ضرر حقوق مسلم اوست وارد دعوی گردد و حق خود را ثابت کند، دادخواست اعتراض ثالث اجرایی تقدیم نماید و در نتیجه موجب ابطال اجراییه گردد.۳-  در صورت حکم اجراییه تامین خواسته، هرگاه خواهان مبلغ بدهی را پرداخت ننماید و یا دعوی اصلی اقامه نکند به درخواست خوانده، موجب ابطال اجراییه خواهد بود.۴- در صورتی که رای قطعی گردد و شخص ثالثی به اجراییه صادره معترض باشد و در مرحله دادرسی منتهی به رای شرکت نکرده باشد، می تواند به عنوان معترض ثالث به اجراییه در صورت اثبات حق خود، موجب ابطال اجرائیه گردد.۵- در صورتی که تاجر ورشکسته قرارداد ارفاقی منعقد کند و یا اینکه تصفیه دیون او انجام شود، در این صورت موجب ابطال اجرائیه جهت توقیف اموال او خواهد بود.

فرآیند رسیدگی:

دادگاه صالح:

اگر حکم اجرائیه ثبتی باشد، رسیدگى به دعوى مزبور در صلاحیت دادگاه محلى است که دستور اجرا در آن حوزه صادر شده است ( نه دادگاه اقامت خوانده و نه دادگاه محل وقوع مالغیر منقول) و اگر اجرائیه از طریق دادگستری باشد،  دادگاه صالح همان دادگاهی است که اجرائیه صادر کرده است.

پرونده های مربوط به اجرای احکام و یا ابطال اجرائیه، دارای ظرافت و پیچیدگی هستند؛ به طوری که بدون مشاوره و بهره مندی از وکیل متخصص اجرائیه، فرآیند درخواست سخت و طولانی خواهد شد.

دادخواست ابطال حکم اجرائیه:

خوانده دعوی ابطال حکم اجراییه فردی است که تقاضای اجرائیه کرده نه اداره ثبت یا دفترخانه یتنظیم کننده و یا صادرکننده سند. برای ابطال اجرائیه باید دادخواست تنظیم و مطابق با مقررات آیین دادرسی مدنی اقدام شود.

اجراییه دادگستری:

چنان چه اجرائیه باعث ضرر و زیان شود، خوانده دعوی قانونا اجازه پیدا می کند که درخواست ابطال اجرائیه کند. این دادخواست باید به دادگاهی داده شود که اجرائیه را صادر کرده است.همچنین، می تواند همراه با این دادخواست تقاضای اعاده وضع به حالت سابق را نیز می دهد. در صورتی که اجرائیه از مرجع غیر ثبتی صادر شده باشد، به دلیل اینکه اجرائیه به موجب سند رسمی و عادی لازم الاجرا صادر می شود،برای ابطال اجراییه، شخص محکوم علیه یا معترض ثالث، دو راه در پیش دارد:۱- نسبت به شکل سند رسمی و عادی لازم الاجرا که مستند صدور اجرائیه می باشد، به همراه دادخواست ابطال اجرائیه،ادعای جعل (سند رسمی و یا عادی) و ادعای انکار و تردید(فقط سند عادی) نماید تا در صورت صحت، ابطال اجرائیه صادر گردد.۲- ضمن تقدیم دادخواست ابطال اجرائیه، ادعای پرداخت یا بی اعتباری سند مزبور را به موجب پرداخت و یا متوجه نبودن سند به او را نماید.

اجرائیه ثبتی:  

در صورتی که حکم  اجرائیه به موجب اجرای ثبت صادر گردد و محکوم علیه و یا شخص ثالثی به اجرائیه معترض باشد، با تقدیم دادخواست ابطال اجرائیه در دادگاه محل اجرای ثبت و اثبات حق خود و یابه موجب سند رسمی، می تواند ابطال اجرائیه را بخواهد.

۱- اجرائیه چیست؟

۲- ابطال اجرائیه چیست؟

۳- برای اینکه اجرائیه که صادر شده باطل کنم چه شرایطی باید باشد؟

۴- در چه مواردی می توان اجرائیه را باطل نمود؟

۵- فرآیند رسیدگی چگونه است؟

۶- شرایط صدور اجرائیه چیست؟

دیه مازاد نحوه درخواست خسارت مازاد بر دیه photo 2019 01 01 15 06 18 300x300

نحوه درخواست خسارت مازاد بر دیه

دیه اعم از مقدر و غیرمقدر، مالی است که در شرع مقدس برای ایراد جنایت غیرعمدی بر نفس، اعضاء و منافع و یا جنایت عمدی در مواردی که به هر جهتی قصاص ندارد  به موجب قانون مقرر می‌شود.

دیه:

در دنیای امروز با توجه به افزایش شمار وسایل نقلیه، حوادثی که متوجه جسم و جان انسان هاست،بیشتر شده است.علاوه برآن، درگیری ها و نزاع هایی که موجب آسیب رسیدن به برخی از افرادمی شود، نیز در جامعه افزایش یافته است.جدای از اینکه علت افزایش این درگیری ها، حجم پرونده هایی که در دادگاه ها نیز طرح می شود، افزایش پیدا کرده است. دربسیاری از این موارد، آسیب دیده علاوه بر دیه، خسارات مازاد بر آن را نیز می خواهد.در ماده ۱۷ قانون مجازات اسلامی که در ادامه ماده ۱۵ قانون سابق مجازات اسلامی تدوین شده، در تعریف دیه آورده است: « دیه اعم از مقدر و غیرمقدر، مالی است که در شرع مقدس برای ایراد جنایت غیرعمدی بر نفس، اعضاء و منافع و یا جنایت عمدی در مواردی که به هر جهتی قصاص ندارد  به موجب قانون مقرر می‌شود.»در ماده ۴۴۸ قانون جدید مجازات اسلامی هم تاکید شده است که « دیه مقدر، مال معینی استکه در شرع مقدس به سبب جنایت غیرعمدی بر نفس، عضو یا منفعت، یا جنایت عمدی در مواردی که به هر جهتی قصاص ندارد، مقرر شده است.» مشابه این تعریف سابق براین در ماده ۲۹۴ قانون سابق مجازات اسلامی هم آورده شده: «دیه مالی است که به سبب جنایت بر نفس یا عضو، به مجنی علیه یا به ولی یااولیای دم او داده می شود.» نکته مهم درتعریف دیه این است، که میزان دیه مقدر در  شرع مشخص شده است و امکان تغییر آن توسط قانون‌ گذار یاقاضی وجود ندارد و باید همان که درشرع مقدر شده، مبنای عمل باشد.

خسارت مازاد بر دیه :

گاهی شخصی که در حادثه یا نزاعی، مصدوم یا مضروب شده است و از شرایط تحقق دیه برخوردار است اما دیه تعلق گرفته قادر نیست خرج و مخارج معالجات و بیمارستان و خسارات وارده را تأمین کند و شخص مصدوم یا مضروب، علاوه بر تحمل رنج و مشقت باید هزینه‌های معالجه و درمان را که به مراتب از دیه اخذ شده بیشتر است، خود بپردازد. بنابراین، برای چنین شخصی بحث «خسارت مازاد بر دیه» پیش می آید.

مطالبه خسارت مازاد بردیه :

در مورد اینکه آیا اصلا می توان خسارت مازاد بر دیه را مطالبه کرد یا خیر، نظرات مختلفی وجود دارد. آراء از دیوان عالی کشور وجود دارد که خسارات مازاد بر دیه را هم غیرشرعی و غیرقابل مطالبه دانسته و هم آن را قبول کرده است.از جمله این آراء عبارتند از:

۱- آراء مخالف با مطالبه خسارت مازاد بر دیه :

۱-  رأی اصراری هیئت عمومی دیوان عالی کشور شماره ۱۱۰-۱۳۶۸٫۹٫۲۱ بیان می دارد:« درخصوص مطالبه ضرر و زیان  ناشی از جرم، باتوجه به اینکه در جرایمی که مستلزم پرداخت دیه است شرعاً جز دیه خسارت دیگری نمی توان مطالبه کرد… بنابراین حکم به پرداخت خسارت علاوه بر دیه وجه قانونی ندارد…»۲- اداره حقوقی قوه قضاییه نیز درنظر شماره ۷٫۳۳۷۶ مورخ۲۳/۶/۱۳۶۲ بیان داشته است: «درصورتی که متهم  قصاص شود یا حکم به پرداخت دیه صادر گردد، دیگر مطالبه ضرر و زیان ناشی از جرم مورد نخواهد داشت مواردی که ضرر و زیان مورد مطالبه مربوط به نفس یا عضو نباشد مطالبه آن بلا اشکال است.»۳- برخی ازقضات نیز درنظر مشورتیخود در زمینه ضرر و زیان هزینه های درمانی زائد بر دیه،  قائل بر این شده اند که: «در موردصدمات بدنی غیرعمدی غیر از دیه،چیز دیگری به مصدوم تعلق نمی گیرد و صدور حکم زاید بر دیه ولو به  میزان هزینه های درمانی متعارف خلاف موازین فقهی است.»

انتخاب یک وکیل متخصص دیه از میان مجموعه وکلای متخصص برای آشنایی  با جزئیات و دریافت مشاوره درمورد پرونده های دیه، می‌تواند بهترین تصمیم باشد.

۲- آراء موافق با مطالبه خسارت مازاد :

۱- رای اصراری هیئت عمومی دیوان عالی کشور شماره ۱۳۷۵-۶۴۵، بیان داشته است:«نظر به اینکه از احکام مربوط به دیات و فحوای مواد قانون راجع به دیات نفی جبران سایر خسارات وارده به مجنی علیه استنباط نمی شود و با عنایت به اینکه منظور از خسارت و ضرر و زیان وارده، همان خسارت و ضرر و زیان متداول عرفی است لذا مستفاد از مواد ۳ و ۲ و ۱ قانون مسئولیت مدنی و با التفات به قاعده کلی لاضرر و همچنین قاعده تسبیب و اتلاف، لزوم جبران این گونه خسارات بلااشکال است.»۲- اداره حقوقی قوه قضاییه نیز در نظریه شماره ۹۷۹۲/۷- ۲۹/۹/۱۳۷۹ برخلاف نظریه خود در شماره۲۳/۸/۶۲-۳۳۷۶/۷ خسارات مازاد بر دیه را جایز دانسته است. در این نظریه اخیر آمده است:«با توجه به قواعد لاضرر و نفیحرج و قاعده تسبیب،چنانچه محرز شود که در اثر عمل جانی، خسارتی بیش از دیه یا ارش برمجنی علیه وارد شده است از جمله مخارج معالجه ومداوا، مطالبه آن از جانی که مسبب ورود خسارت بودهاست منعشرعی ندارد و ماده ۱۲قانون اصلاح قوانین و مقررات استاندارد و تحقیقات صنعتی مصوب ۲۵/۱۱/۱۳۷۱نیز موید این نظریه است.»۳- در نظر مشورتی اکثریت قضات در پاسخ به این سوال که آیا ضرر و زیان هزینه های درمانی زائد بر دیه قابل مطالبه  است یا خیر؟آمده است:«در صورتی که دیه مورد حکم کفاف هزینه های درمان مصدوم را نکند دادگاه مکلف است درصورت تقاضای مدعی خصوصی حکم ضرر و زیان او را صادر کند ولو اینکه زائد بر دیه باشد.» در این نظریه به آیه شریفه «و اذا حکمتم بین الناس ان تحکموا بالعدل» و نیز قاعده «لاضرر و لاضرار» و «بنای عقلامبنی بر قبحظلم» استناد شده است.

۳- نتیجه:

نظر سنتی رویه قضایی این بود که از آنجایی دیه مالی است که شرع مقدار و شرایط و موارد آن را مشخص کرده است، در مواردی که نیاز به دیه است دیگر نمی توان خسارات مازاد بر دیه را مطالبه کرد. در واقع آن‌هاخسارات مازاد  را به  منزله ارش دانسته و از آنجایی که در شرع، ارش در جایی است که دیه نباشد، پس حکم می دادند که خسارات  مازاد قابل مطالبه نیست.اما با گذشت زمان و تورمی که در جامعه از لحاظ اقتصادی ایجاد شده،دیه چون مقدار مشخصی است که درقرن ها پیش ازاسلام مقدار آن راتعیین کرده، جواب گوی هزینه های درمان و معالجه گزاف امروزی نیست و ازآنجایی که در اسلام جسم انسان ها دارای ارزش است و هر ضرری که به فردی وارد شود، باید جبران شده وخسارت آن پرداخت شود،نمی توان اجازه داد که زیان دیده فقط به مبلغ اندک دیه راضی شود و نتواند بقیه خسارات خود را بگیرد.ضمن اینکه، مجرم نیز ضرر نمی کند چون در قبال آسیبی که وارد کرده،مجازات آنچنانی نمی شود که بخواهداحساس پشیمانی کند و این گونه به تعداد مجرمین اضافه می شود. همچنین،دادگاه هانیز تفاوت میان خسارات مازاد بر دیه و ارش را دریافتند. بنابراین، در آراء جدیدتر از دیوان عالی کشور می بینیم که خسارات مازاد بر دیه قابل مطالبه دانسته شده و از آنجایی که تاریخ این آراء جدیدتر می باشد،پس می توان به مجوز آن ها استناد کرد.

با داشتن یک وکیل متخصص دیه، علاوه بر اینکه زودتر به نتیجه می‌رسید، می توانید خسارات مازاد بر دیه را نیز مطالبه کنید.

ارکان و شرایط:

برای اینکه بتوان خسارات مازاد بر دیه را مطالبه کرد، باید ارکان زیر اثبات شود:۱- دیه به تنهایی کفاف هزینه ها را نمی دهد:زیان دیده باید ثابت کند که خساراتی که وارد شده و هزینه های درمان و معالجه بیشتر از مبلغ دیه است.اگر مبلغ دیه برای خسارات کافی باشد، دیگر نمی توان خسارات مازاد را مطالبه کرد چون اصلا خسارت مازادی وجود ندارد که بخواهد آن را مطالبه کند.۲- ضرر را زیان دیده وارد کرده باشد:اصولا برای اینکه بتوان از فردی خسارتی را مطالبه کرد باید اثبات کردکه ضرر را او وارد کرده است.در علم حقوق به چنین نسبتی، رابطه سببیت گفته می شود.۳- ضرر قابل مطالبه باشد:یعنی اولا ضرر قطعی و مسلم باشد. خسارات احتمالی را اصولا نمی توان درخواست کرد.و دوما مشروعیت داشته باشد. پس اگر خسارت قطعی نباشد یا قبلا پراخت شده باشد  و یا غیرمستقیم باشد،نمی توان آن را مطالبه کرد.۴- منشا دیه و خسارات مازاد بر دیه یکی باشد:یعنی زیان دیده که می خواهد خسارت مازاد بر دیه را مطالبه کند،این خسارات باید ناشی از همان آسیبی باشد که برای آن دیه دریافت کرده و الا دعوای جداگانه ای مطرح می شود.  برای مثال فرد تصادف کرده و دیه آن را می گیرد اما چون هزینه های معالجه و درمان زیادتر از دیه است، خسارات مازاد بر آن را نیز مطالبه می کند.در اینجا هم دیه و هم خسارت مازاد بر دیه ناشی از همان تصادف است.

فرآیند رسیدگی:

چنین دعوایی را هم می توان از طریق دادگاه کیفری محل وقوع حادثه و هم از طریق دادگاه حقوقی محل اقامت خوانده پیگیری نمود یعنی هم شکایت حقوقی و هم شکایت کیفری می توان کرد. دادگاه کیفری می تواند به ضررو زیان مدعی  خصوصی نیز رسیدگی نماید(ماده ۱۷ قانون آیین دادرسی کیفری) و اگر رسیدگی دادگاه کیفری طولانی شود، زیان دیده می تواند دعوای خسارت مازاد را از آن پس بگیرد و به دادگاه حقوقی ارائه کند.  چنانچه زیان دیده مستقلا شکایت حقوقی نماید، دادگاه کیفری دیگر نمی تواند به آن رسیدگی کند مگر اینکه صلاحیتش اثبات شود.(ماده ۱۶ قانون آیین دادرسی کیفری)

رویه دادگاه‌ها و قضات در صدور حکم در مورد خسارات مازاد بر دیه متفاوت است. در این زمینه می توانید از تجربه وکلای متخصص دیه سامانه تخصصی وکیل نوین بهره مند شوید.

دادگاه کیفری:

دادگاه محل وقوع حادثه صالح است.

رسیدگی در دادسرا:

این شکایت پس از ثبت شکواییه توسط شاکی، توسط معاونت ارجاع به یکی از شعب بازپرسی دادسرا ارسال می شود.دفتردار پس از وصول شکواییه آن را ثبت و پرونده را نزد بازپرس پرونده ارسال می کند.بازپرس پرونده نیز پس از بررسی محتویات شکایت طرح شده، دستور احضار دو طرف دعوای کیفری رابه دفتردارخود می دهد.در ادامه احضاریه توسط مدیر دفتر شعبه بازپرسی تنظیم و برای دو طرف ارسال می شود.هر دو طرف دعوای کیفری، روز رسیدگی در شعبه بازپرسی حضور می یابند و شاکی پرونده شکایت مندرج در شکواییه خود را دوباره مطرح می کند. در مقابل، متهم نیز ارتکاب جرم را از سوی خود نسبت به شاکی پرونده انکار می کند؛ اماشاکی دعوا شواهد یا مدارکی را برای اثبات موضوع مجرمانه در جلسه رسیدگی دادسرا حاضر می کند. متهم پرونده نیزدر دفاع ممکن است ایراداتی را به شاهد واردکند که در این صورت دادگاه باید به این ایرادات رسیدگی نماید.

رسیدگی در دادگاه:

ممکن است شاکی پرونده از قرار صادره به دادگاه کیفری شکایت می کند. با ارسال پرونده به مجتمع قضایی،پرونده از سوی معاونت ارجاع به یکی از شعب دادگاه های کیفری ارسال می شود. قاضی دادگاه کیفری نیز پرونده را مطالعه می کند و دستور تعیین وقت جلسه رسیدگی می دهد.زمان رسیدگی به شاکیو متهم درقالب یک اخطاریه ارسال می شود.در روزجلسه رسیدگی ،شاکی و متهم در جلسه رسیدگی دادگاه حاضرمی شوند.شاکی، دلایل خود را ارئه می کند و در قابل متهم نیز دفاعیات خود را اظهار می دارد.قاضی ضمن شنیدن به اظهارات دو طرف و بررسی  مدارک و دفاعیات دو طرف تصمیم لازم را می گیرد.اینکه مدارکی که شاکی ارائه می کند تاچه اندازه معتبر باشد، به رای و نظر قاضی بستگی دارد در نهایت،ممکن است قاضی قرار صادره در دادسرا را استوار بداند یا اینکه آن را رد نماید.

دادگاه حقوقی :

پس از تنظیم دادخواست مطالبه خسارات مازاد بر دیه ، در تهران و مراکز استان ها با مراجعه به یکی از دفاترخدمات الکترونیک قضایی و در سایر شهرها ، به دفاتر دادگاه های عمومی حقوقی ، نسبت به ثبت دادخواست اقدام  می نماییم.پس از ثبت دادخواست در دفتر دادگاه، دستور تعیین وقت رسیدگی در صورت تکمیل بودن دادخواست توسط ریاست دادگاه صادرمی شود. با رسیدن وقت رسیدگی و حضور طرفین و استماع اظهارات طرفین و مطالعه لایحه قانونی آن ها دادگاه درصورت اعلام ختم رسیدگی پس ازجلسه اقدام به صدور رای می نماید.در صورتی که خوانده در نشانی اعلامی شناخته نشود و یا خواهان امکان اعلام نشانی خوانده را نداشته باشد، درخواست دعوت خوانده از طریق نشر آگهی می نماید و با پرداخت هزینه نشر آگهی و ابلاغ وقت رسیدگی،  وقت رسیدگی از طریق یکی از روزنامه های کثیر الانتشار، ابلاغ می گردد.

۱- دیه چیست؟

۲- خسارات مازاد بر دیه چیست؟

۳- آیا می توانم خسارات مازاد بر دیه تصادفم را دریافت کنم؟

۴- برای اینکه بتونم خسارت مازاد بر دیه تصادفم را بگیرم، به کجا باید مراجعه کنم؟

۵- فرآیند رسیدگی به دعوای مطالبه خسارت مازاد بر دیه چگونه است؟

۶- مطالبه خسارت مازاد بر دیه چه ارکان و شرایطی دارد؟

منابع: ۱- محمدپور، اسکندر، تحلیل قضایی از قوانین جزائی- جلد اول-  چاپ اول . ۱۳۷۱۲- کتاب ۴۳۲ نکته از قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب- معاون آموزش دادگستری استان تهران.

صدور دستور موقت و شرایط آن

صدوردستورموقت 

فرآیند رسیدگی دادگاه ها طولانی است.در این مدت ممکن است برای مدارکی که خواهان جمع آوری  کرده یا برای موضوع دعوا اتفاقاتی بیفتد که از بین برود یا ناقص شود. بنابراین، باید راهکارهایی باشد که مدارک و یا موضوع دعوا حفاظت کند.یکی از این راهکارها دستور موقت است.دستور موقت یا همان دادرسی فوری دستوری است که دادگاه مبنی بر توقیف مال یا انجام عمل یا منع از امری صادر می‌کند.

ویژگی‌ها:

۱- تبعی بودن: دستور موقت تبعی است یعنی در کنار اصل دعوا یا قبل از دعوایی که بعدا اقامهخواهدشد،درخواست می شود.۲- موقتی بودن: دستور موقت با صدور رای نهایی پایان می یابد.۳- فوری بودن: در دستور موقت دادگاه باید فوریت را احراز کند و این فوریت باید هنگام رسیدگی به دعوای دستور موقت وجود داشته باشد یعنی تاخیر در رسیدگی باعث ورود ضرر به خواهان گردد.۴- پرداخت تامین برای خسارت احتمالی: مطابق ماده‌ی ۳۱۹ قانون آیین دادرسی مدنی مصوب ۱۳۷۹، دادگاه مکلف است برای جبران خسارات احتمالی که از دستور موقت حاصل می‌شود، از خواهان تأمین مناسبی بگیرد.۵- لزوم تأیید رئیس حوزه‌ی قضایی: اجرای دستور موقت مستلزم تایید رئیس حوزه‌ی قضایی است.

با بهره گرفتن از تخصص و تجربه یک وکیل متخصص از مجموعه وکلای خبره سامانه تخصصی وکیل نوین ، می توانید از راهکارهای خاص قانونی استفاده کنید.

شرایط:

۱- مهم ترین شرط این است که صدور دستور موقت منوط به احراز فوریت است. (بند ب و ج ماده ۱۰۸  قانون آیین دادرسی مدنی) فوریت، موضوعی است که تشخیص آن به صلاحدید دادگاهی که بهدرخواست رسیدگی می نماید واگذار شده است. این امر در ماده۳۱۵ ق. آ. د. مدنی تصریح گردیدهاست. خسارتی خطیر و غیرقابل جبران که فوریت دارد (فوری یا قریب الوقوع است) وارد خواهدشد.اگر دادگاه تشخیص دهد که احتمال ورود خسارت قبل از حکم در اصل دعوا وجود ندارد یاضعیف می باشد، دستور موقت صادر نمی نماید. وظیفه متقاضی دستور موقت ارائه دلایل و برامینی استکه سبب فوریت را اثبات می کند اما تشخیص این امرکه سبب اعلام شده توجیه کننده ترتیبات مورددرخواست است با دادگاه می باشد.۲- دستور موقت در صورتی صادر می شود که ذی نفع درخواست نموده باشد (مواد ۳۱۰، ۳۱۹ و ۳۲۳ قانون آیین دادرسی مدنی) بنابراین دادگاه نمی تواند رأساً قرار دستور موقت را صادر کند.

فرآیند رسیدگی:

دادگاه صالح: ۳ دادگاه زیر صلاحیت رسیدگی به دستور موقت را دارند. اگر دعوای دستور موقت به دادگاهی جز موارد زیر داده شود، دادگاه صلاحیت ندارد و درخواست را رد می کند.

این دادگاه ها عبارتند از:

۱- دادگاهی که دعوای اصلی در آن مطرح است.۲- دادگاهی که صلاحیت رسیدگی به دعوای اصلی را دارد.۳- دادگاهی که موضوع دستور موقت در حوزه‌ی آن واقع شده است.

رسیدگی:

طبق مواد ۳۱۱ و ۳۱۸ ق. آ. د. مدنی دستور موقت می تواند ضمن دادخواست راجع به اصل دعوا،پس از اقامه دعوا و یا پیش از تقدیم دادخواست نسبت به اصل دعوا درخواست شود.اگر درخواست دستور موقت قبل از اقامه دعوا باشد بایدبر برگ دادخواستتنظیم شود زیرا لازم است که در دفتر ثبت دادخواست های دفتر کل ثبت و توسط مقام ارجاع کننده ارجاع شود. با توجه به ماده۳۱۸ق. آ. د. مدنی در صورتی که ابتدا دعوای دستور موقت مطرح شده باشد، درخواست کننده باید حداکثر ظرف۲۰ روز از تاریخ صدوردستور به منظور اثبات دعوای خود به دادگاه صالح مراجعه و دادخواست خود را تقدیم کند. اگر ظرف ۲۰ روز اصل دعوا مطرح نشود،ضمانت اجرا رفع اثر شدن از دستور موقت است . البته به شرطی که طرف مقابل درخواست کند.درخواست دستور موقت اگر ضمن اقامه دعوا باشد در دادخواست مطرح می شود و بنابراین نیازی به برگ جداگانه نیست اما اگر پس از اقامه دعوا باشد ممکن است کتبی یا شفاهی باشد. درخواست شفاهی درصورتمجلس قید و به امضایدرخواست کننده می رسد (ماده ۳۱۳ ق. آ. د. مدنی).

۱- دستور موقت چیست؟

۲- در چه مواردی دستور موقت صادر می شود؟

۳- شرایط صدور دستور موقت چیست؟

۴- فرآیند رسیدگی به دعوای دستور موقت چیست؟

۵- ویژگی های دستور موقت چیست؟

گرفتن نفقه زوجه در عده وفات

 

گرفتن نفقه زوجه در عده وفات

پرداخت نفقه زوجه از وظایف شوهر با شروع زندگی مشترک می باشد. این نفقه هم شامل نفقه زن و هم  شامل نفقه بچه ها می شود. از حقوقی که زن در زندگی مشترک دارد، این است که مخارجش توسط شوهرش تامین شود.حتی اگر زن شاغل باشد،ضمن اینکه استقلال مالی وی پذیرفته شده و حقوق او برای خودش است و  کماکان مرد وظیفه ی پرداخت نفقه را برعهده دارد .این مسئله آنقدر اهمیت دارد که در صورتی که مردی شش ماه نفقه یه مسرش را پرداخت نکند، علاوه بر این که به  پرداخت نفقه محکوم می‌شود، وجه کیفری نیز دارد و به حبس محکوم می شود. پس، این وظیفه برای شوهر از وظایفی است که نه تنها ضمانت اجرای حقوقی دارد بلکه وجه کیفری نیز برای آن در قانون درنظرگرفته شده است.

تعریف نفقه:

ماده ۱۱۰۶ قانون مدنی به صراحت پرداخت نفقه در ازدواج دائم را برعهده شوهر قرار داده است و در ماده ۱۱۰۷ آنرا تعریف  کرده است.ماده ۱۱۰۷ بیان می‌کند:«نفقه عبارت است از همه ی نیازهای متعارف و متناسب با وضع زن ازقبیل مسکن، البسه، غذا،اثاث خانه و هزینه های درمانی و بهداشتی و خادم در صورت عادت یا احتیاج به واسطه ی نقصان یا مرض.» بنابرین، در تعیین نفقه هم نیازهای متعارف و هم وضعیت زن باید درنظر گرفته شود.چون مطابق باشان و وضعیت، عرف متفاوت خواهدبود. برای مثال نیازهای یک زن روستایی با کسی که در لندن زندگی می کند، متفاوت است و عرفهم قضاوت های مختلفی در این باره دارد.

تعریف عده وفات:

عده یعنی مدتی را که زن باید بگذراند وقتی که از شوهر جدا می شود. این جدا شدن یا به صورت طلاق است و یا وفات. در مدت عده زن نمی تواند با مرد دیگری ازدواج کند.وقتی که شوهر فوت بکند، زن باید مدتی را عده نگه دارد. این عده هم به خاطر احترام به متوفی ست و هم به خاطر اینکه چنانچه زن باردار باشد، در این زمان مشخص شود. اگر زن عده نگه ندارد و حامله باشد اما متوجه نشود، ازدواج مجدد وی باعث اختلاط نسب می شود.

وکلای متخصص خانواده سامانه تخصصی وکیل نوین ، در هر پرونده ای تجربه و آشنایی کافی با جزئیات و سریع تر طی شدن فرآیند رسیدگی دارند.

مدت عده وفات

عدّه وفات چهار ماه و ده روز است، مگر اینکه زن حامله باشد که در این صورت عدّه وفات تا موقع وضع حمل است (مشروط براینکه فاصله بین فوت شوهر و زایمان از چهار ماه و ده روز بیشتر باشد. والا مدت عدّه همان چهار ماه و ده روز خواهد بود.)

نفقه در عده وفات

ماده ۱۱۱۰قانون مدنی قدیم بیان می‌کرد: «در عدّه وفات، زن حق نفقه ندارد.»این ماده کلی بود و شامل زن حامله می شد یعنی زن حامله نیز در مدت حمل یا عدّه وفات شوهر،مستحق نفقه نبود. اما، این ماده در سال ۱۳۸۱ اصلاح شد که بیان می کند:«درایام عدّه وفات، مخارج زندگی زوجه عندالمطالبه از اموال اقاربی که پرداخت نفقه به عهده آنان است (در صورت عدم پرداخت) تأمین می‌گردد.»بنابراین، در صورتی که نفقه زن پرداخت نشود، وی می تواند نفقه خود را از خویشانی که نفقه برعهده آن‌هاست دریافت کند.یعنی زن نفقه ۴ ماه و ۱۰ روز خود را اگر پرداخت نشود می تواند مطالبه کند و در صورتی که حامله باشدتا زمانی که زایمان کند، نفقه اش قابل مطالبه است.  پس، این ماده شامل زنان حامله ای که شوهر آن‌ها فوت کرده،نیز می شود.البته برخی  معتقدند که این نفقه برای جنین است که مادر در شکم خود دارد و متعلق به خود زن نیست.

شرایط:

برای این که زن در عده نفقه دریافت نماید باید شرایطی باشد، از جمله:زن در عده ی وفات باشد. چنانچه ۴ ماه و ۱۰ روز پایان یافته باشد و یا اگر حامله است زایمان کرده باشد، مطالبه نفقه برای او مکان پذیر نیست.زن نفقه اش را مطالبه کرده باشد یعنی باید درخواست دریافت نفقه کند.بنابراین، برخلاف شوهر،پرداخت نفقه وظیفه ی خویشان نیست و تنها زمانی پرداخت می شود که زن آن را بخواهد.به همین خاطر، این نفقه عندالمطالبه  می باشدیعنی به محض این که زن درخواست کند،باید پرداخت شود .در صورت عدم پرداخت، مخارج زندگی از اموال خویشاوندانی که پرداخت نفقه به عهده آنان است، پرداخت می شود.بنابراین، اگرمخارج زندگی زوجه به هر نحوی پرداخت شود، دیگر نمی تواند آن را از اموال خویشان مطالبه کند.

فرآیند رسیدگی:

اگر زن بخواهد علیه شوهرش درخواست نفقه بدهد، هم شکایت حقوقی و هم شکایت کیفری می تواندانجام دهد چون وظیفه ی شوهر است. اما در مورد نفقه پس از وفات گفتیم که وظیفه ی خویشان نیست و باید مطالبه از طرف زن صورت بگیرد. بنابراین،شکایت کیفری علیه آن‌ها نمی توان انجام داد و فقط باید  دادخواست حقوقی داد.  بنابراین ،فرآیند دادخواست حقوقی انجام می شود به این صورت که پس از ثبت دادخواست و ابلاغ آن به طرفین، جلسه دادرسی آغازمی شود.برای این‌که آن خویشاوندی که پرداخت نفقه به عهده ی اوست، نیز از این شکایت مطلع شود، بایدنشانی دقیقی از محل سکونت فعلی وی به دادگاه ارائه شود تا برایش اخطاریه جهت حضور در دادگاه ارسال شود.با تشکیل جلسه، قاضی به اظهارات زن رسیدگی می کند و شرایطی که باید موجود باشد مثل اینکه زن در عده باشد و …را بررسی می کند و از آنجایی که نفقه در زمان  عده وفات به روز است یعنی زن نمی تواند نفقه روزهایی که گذشته است را دریافت کند و از زمانی که شکایت مطرح کند،از همان روز به بعد برایش نفقه تعیین می شود،دادخواست اعسارخویشاوندی که باید نفقه را بپردازد، مطرح نیست. این از تفاوت های نفقه ای که باید شوهر بپردازدبا نفقه زوجه پس از وفات شوهر است.زن در ایام زناشویی می تواند نفقه معوقه یعنی نفقه ای گذشته است را نیزمطالبه کند و چون مبلغ آن زیاد می شود شوهر می تواند دادخواست اعسار بدهد اما در اینجا چون نفقه به روزاست و در مورد نفقه معوقه زن حقی ندارد، دادخواست اعسارنیز مطرح نمی باشد. بنابراین، دادگاه با توجه به هزینه ها و اوضاع و احوال زن میزان نفقه را تعیین و خویشاوندان را محکوم به پرداخت آن می کند.

۱- نفقه چیست؟

۲- عده وفات یعنی چه؟

۳- من شوهرم فوت کرده و در حال عده هستم. می توانم نفقه دریافت کنم؟

۴- نفقه زن در هنگام عده وفات زوج برعهده چه کسی یا چه کسانی است؟

۵- چطور می توانم نفقه ام را پس از فوت شوهرم و در هنگام عده مطالبه کنم ؟

و چه فرآیندی باید طی شود؟

۶- عده وفات چند روز است؟

چگونگی اثبات و دریافت اجرت المثل

 مسائل مربوط به خانواده همواره از دشوارترین مسائل بوده است چرا که از یک طرف ایجاد تعادل میان زن و شوهر و از طرف دیگر اثبات مشکلات زناشویی کاری دشوار می باشد.تامین حقوق مالی زوجه چه در ایام ازدواج –اعم ازدائم و موقت- و چه در پس از طلاق در دستور کار قوانین ایران قرار گرفته است چون فرض بر این است که زوجه ازنظر مالی وابسته به زوج می باشد حتی اگر زوجه شاغل باشد- یکی از این موارد، اجرت المثل کارهایی است که زن در منزل شوهر انجام می دهد. کارهایی  که زن در منزل انجام می دهد مانند پخت و پز، ظرف شستن، شست وشوی لباس ها و حتی شیردادن به بچه یا بچه ها و … از جمله کارهایی ست که در مقابل آن می تواند از شوهر اجرت دریافت کند. این مورد در قانون پیش بینی شده و چنین دعوایی قابل طرح در دادگاه است. در اسلام، اولا عمل (کار) هر شخصی محترم شناخته شده، البته عملی که مورد تایید عقل باشد محترم است و دوما برای هر عملی که از شخصی صادر می‌شود ،عقل و عرف در مقابل آن اجرت و مزدی قائل هستند.اسلام هم این نگاه عرف را محترم شمارده و تایید می‌ کند.باید ذکر کرد که کارهای منزل متفاوت از تمکین عام است،

تمکیل عام

یعنی اینکه زن بدون اجازه شوهر نمی‌تواند از خانه خارج شود یا ادامه تحصیل بدهد یا اشتغال مخالف مصالح و حیثیت خانوادگی داشته باشد. بنابراین، شامل خانه داری نمی شود و کارهایی که زن در منزل انجام می دهد،شرعا و قانونا جز وظایف او نمی ‌باشد.

تعریف اجرت المثل:

اجرت المثل در مقابل اجرت المسمی قرار دارد. اجرت المسمی زمانی به کار می رود که طرفین در مورد هزینه ها توافق کرده باشند و مبلغ مشخصی را تعیین کرده باشند.اما اجرت المثل زمانی است که توافقی در این باره نباشد لذا دادگاه با توجه به شرایط مشابه مبلغ را تعیین می کند.  در مورد کارهای منزل نیز وضع به همین منوال است، از آنجایی که زن و شوهر معمولا در ابتدای ازدواج توافقی در این مورد نمی کنند، پس از دادخواست مطالبه وجه توسط زن، دادگاه شرایط  مشابه را بررسی می کند و به مسائلی مثل اینکه کار انجام شده چه می باشد و در پرونده های دیگر چه مقدار اجرت برای مثل این کارها تعیین کرده اند (امور خانه داری)، توجه می کند. سپس، اجرت را تعیین می کند. همان طور که از نام اجرت المثل برمی آید، یعنی اجرتی که در شرایط مشابه تعیین می شود و وقتی که طرفین توافقی در این باره نداشته باشند.

تعریف دعوای مطالبه اجرت المثل کارهای منزل:

اگر زن و شوهر بخواهند برای انجام امور عادی منزل از قبیل پخت و پز و شست و شو فردی را استخدام کنند این مساله  نیز مشمول هزینه است. چنین مواردی جزء وظایفی نیست که به عهده زن باشد، اما ممکن است همسر او از وی تقاضا کند  انجام چنین اموری را در منزل به عهده بگیرد.در چنین شرایطی اگر زمانی زن اجرت‌المثل خود را مطالبه کند، این موضوع کارشناسی و دستمزد این موارد محاسبه می‌شود. بنابراین، اگر زن در مدت ایام زناشویی کارهایی را در منزل شوهر، بدون قصد تبرع (باقصد انجام کاری به صورت رایگان) و به دستور شوهر انجام دهد می تواند از طریق طرح دعوی مطالبه اجرت المثل در دادگاه خانواده، دستمزد مدتی که با دو شرط فوق کار انجام داده است را مطالبه کند.شرایط:۱- اگر ضمن عقد نکاح در مورد انجام کارهای منزل توسط زن شرطی گذاشته شود، مثل آنکه ضمن عقد نکاح برای انجام  کارهای منزل اجرتی مشخص شود، نوبتی به اجرت المثل نمی رسد. به چنین اجرت توافق شده‌ای، اجرت المسمی گفته می شود.۲- در صورتی که زن کارهای منزل را به قصد تَبَرُّع (رضای خدا) انجام دهد، مستحق اجرت المثل نخواهد بود. تبرع یعنی مجانی، یعنی زن قصد اینکه در قبال کارهای منزل وجه دریافت کند، را نداشته باشد.۳- در زمان طلاق اجرت المثل در صورتی به زن تعلق می گیرد که دادخواست طلاق از طرف زن نباشد و اگر مرد دادخواست طلاق داده باشد، علت طلاق نافرمانی و سوء رفتار زن نباشد.۴- کار زن در منزل به دستور مرد انجام شده باشد یعنی جزء وظایف شرعی یا عرفی و قانونی زن نباشد. 

انواع مطالبه اجرت المثل:

مطالبه اجرت المثل از جمله دادخواست هایی است که زن می تواند آن را هم قبل از طلاق و هم در هنگام طلاق درخواست  کند. بنابراین ،در زیر هرکدام را بررسی خواهیم کرد اما از نظر فرآیند رسیدگی تفاوتی میان آن‌ها وجود ندارد.

۱- مطالبه اجرت المثل قبل از طلاق:

با الحاق یک تبصره به ماده۳۳۶ قانون مدنی در سال ۱۳۸۵، توسط مجمع تشخیص مصلحت نظام مقررشد چنانچه زن، اموری  در منزل شوهر انجام داده باشد که مانند تمکین خاص و تمکین عام از وظایف شرعی وی نبوده ، و انجام این کارها بنا به خواست و دستور زوج انجام شده باشد،درصورت اثبات این موضوع در دادگاه خانواده، دادگاه اجرت المثل کارهای انجام شده توسط زن را محاسبه نموده و حکم به محکومیت شوهر به پرداخت اجرت المثل صادر می کند.علاوه بر دریافت اجرت المثل قبل از طلاق ، با تعیین داور هنگام عقد ازدواج نیز می توان برای دریافت اجرت المثل به وی مراجعه کرد. درصورت تعیین داور و تراضی بر  داوری شخص ثالث  هنگام عقد ازدواج ، داور می تواند درصورت بروز اختلاف به درخواست یکی از طرفین ، رای خود را صادر نماید. همچنین ، طرفین عقد ازدواج می توانند مطالبه اجرت المثل قبل از طلاق را با رضایت، بر اساس مبلغی تعیین نموده و یا زوجه  حق مطالبه اجرت المثل قبل از طلاق و یا بعد از طلاق و حین زندگی مشترک را از خود سلب و ساقط نماید.

۲- مطالبه اجرت المثل در حین طلاق:

در هنگام طلاق توافقی، معمولا درباره اجرت المثل و کلیه حقوق مالی زوجه، توافقات انجام و اعلام می شود. در صورتی که طلاق توافقی نباشد، دادگاه، معمولا تکلیف حقوق مالی زوجه را درصورت جلسه و رای صادره تعیین می کند اما اگر طرفین توافق کنند  که مطالبه اجرت المثل قبل از طلاق نباشد و مرد، اجرت المثل را بعد از طلاق بپردازد،در این حالت امکان مطالبه اجرت المثل بعد  از طلاق با توجه به توافق طرفین وجود دارد.

فرآیند رسیدگی:

در ابتدا باید بررسی نمود که میزان اجرت المثلی که زن درخواست نموده چقدر می باشد.اگر زیر ۲۰ میلیون تومان باشد در  صلاحیت شورای حل اختلاف و اگر بالای ۲۰ میلیون باشد، در صلاحیت دادگاه خانواده است.

ثبت دادخواست :

زن چه قبل از طلاق و چه هنگام طلاق می تواند دادخواست مطالبه اجرت المثل را از طریق دفاتر خدمات الکرونیک قضایی ثبت  کند. و چنانچه دفاتر خدمات قضایی وجود نداشته باشد، مستقیما بهدادگاه خانواده و یا شورای حل اختلاف مراجعه کرده و دادخواست خود را ارائه کند.

رسیدگی دادگاه یا شورا:

دادگاه خانواده یا شورای حل اختلاف پس از ثبت پرونده با تعیین وقت رسیدگی به طرفین ابلاغ می نماید تا در موعد مقرر در دادگاه حاضرشده و نسبت به ادای توضیح اقدام نمایند. اگر طرفین بر مبلغ اجرت المثل توافق داشته باشند، می توان گزارش  اصلاحی صادر نمود.در غیر این صورت معمولا جهت تعیین مبلغ اجرت المثل ایام زناشویی پرونده به کارشناس رسمی  دادگستری ارجاع می شود. پس ازوصول نظریه کارشناسی درصورتی که طرفین به نظریه کارشناسی معترض  نباشند رای صادر می شود. در صورت اعتراض به نظریه کارشناسی ، برای بررسی اعتراض به هئیت سه نفره ارجاع می شود.

نحوه اثبات:

باید شرایط مطالبه اجرت المثل موجود باشد. همچنین، اثبات اینکه زن تبرع داشته است یعنی  می خواسته کارهای منزل را مجانا  انجام دهد و در این باره انتظار مزدی نداشته است، برعهده شوهر می باشد؛ چون چنین حقی برای زن به عنوان اصل درنظر گرفته شده است، یعنی اصل این است که:اولا) وقتی پرداختی به شخصی انجام می شود، شخص قصد تبرع نداشته یعنی پرداخت را  مجانا انجام نداده (ماده ۲۶۵ قانون مدنی)ثانیا) در حقوق ایران که برگرفت از اسلام است، هرکس کاری انجام بدهد که عرفا  برای آن کار مزدی وجود داشته باشد، مستحق آن مزد می باشد. بنابراین، از آنجایی که برای کارهایی که زن در منزل شوهر انجام می دهد، علاوه بر عرفا،  قانونا هم اجرت و مزد وجود داشته است و فرض براین است که زن این کارها را مجانی انجام نداده، اثبات اینکه زن قصد تبرع اشته، برعهده شوهر می باشد.

رسیدگی کارشناس:

اگر زن و شوهر بر میزان مبلغ توافق نداشته باشند، قرار کارشناسی توسط دادگاه خانواده یا شورای حل اختلاف صادر می شود.  کارشناس باید رسیدگی کند و سپس، به دادگاه یا شورا نظر خود را بیان کند.کارشناس در بررسی و تعیین میزان اجرت المثل موارد زیر را در نظر می گیرد.

عوامل موثر در تعیین میزان اجرت المثل توسط کارشناس:

– زنانی که در خارج از منزل اشتغال دارند کمتر از زنان خانه دار اجرت المثل می گیرند چون مسلما به میزان کمتری به امور خانه داری رسیدگی می کنند.– میزان تحصیلات زن– جایگاه اجتماعی و شئون زن– شغل پدر زن– محل زندگی او در زمان تجرد و اینکه آیا در منزل پدر، مستخدم داشته اند یا خیر؟– میزان تحصیلات قبل و بعد از ازدواج– تعداد فرزندان و جنسیت آنان. مسلما زنانی که فرزندان آن‌ها پسر هستند، اجرت المثل بیشتری دریافت می کنند چون اصولا پسرها در کارهای منزل کمک نمی کنند.– تعداد سال های زندگی مشترک

وکلای خانواده در سامانه تخصصی وکیل نوین ،با داشتن تجربه و تخصص ، مناسب ترین مشاوره و عملکرد را در رابطه با پرونده شما خواهند داشت.

۱- اجرت المثل چیست؟

۲- دعوای مطالبه اجرت المثل یعنی چه؟

۳- آیا می توانم هزینه کارهایی را که در منزل شوهرم انجام داده ام، بگیرم؟

با چه شریطی؟

۴- فرآیند رسیدگی به دعوای مطالبه اجرت المثل چیست؟

۵- برای اثبات اینکه در منزل شوهرم کارهایی انجام داده ام و الان هزینه اش را می خواهم، چه مدارکی لازم است؟

فروش مال مشاع | وکیل ملک

 مال مشاع معمولا درمورد املاک مورد استفاده قرار می گیرد. اموال بر دو نوعند:۱-مال منقول۲-مال غیر متقولمال منقول : مالی است که قابل جابجایی باشد و این جا به جایی خسارتی به مال وارد نکند.مال غیر منقول: مالی که قابل جابجایی نیست و در صورتی که جا بجا شود خسارت زیادی می بیند.

مال مشاع

مال مشاع مالی است که بین چند نفر مشترک باشد به طوری که هر شریک نسبت به تمام آن مال حق مالکیت دارند.

نحوه فروش مال مشاعی

فروختن مال مشاعی نسبت به مالی که یک مالک دارد کار بسیار دشواری است چون معمولا شرکا در فروش مال اختلافهایی با هم دارند و همچنین معمولا مال مشاعی از مالی که یک مالک دارد ارزانتر است. برای فروختن مال مشاعی اگر شریکی بخواهد فقط سهم خودش را بفروشد نیازی به رضایت بقیه شریکها نخواهد بود . افرادی که در مال مشاع شریک هستند هر زمانی که بخواهند میتوانند درخواست تقسیم مال مشاع را بدهد مگر در مواردی که تقسیم آن امکانپذیر نباشد . چنانچه یکی از شرکا برای گرفتن دستورفروش ملک مشاعی اقدام نماید دادگاه دستور فروش ملک را صادر میکند و این حکم قابل اعتراض نیست و قطعی می باشد.

افراز در مال مشاعی

در تعریف افراز میتوان اینگونه بیان نمود که افراز عبارتست از جدا کردن سهم مشاع شرکا از هم به عبارت دیگر در تقسیم مال  غیر منقول مشاع بین شرکا نسبت به سهم آنها.

چگونگی دعوی افراز

دعوی افراز به وسیله ی یک یا چند مالک مشاعی علیه یک یا چند مالک مشاعی دیگر به عمل می آید همه  مالکین مشاعی باید به صورت خواهان یا خوانده در دعوی دخالت داشته باشند و در جریان عملیات اجرایی  قرار گیرند.

مرجع صالح برای افراز ملک مشاع

افراز ملک مشاعی که جریان ثبتی آن تمام شده چه در دفتر املاک ثبت شده باشد یا نه در صورتی که مورد تقاضای یک یا چند نفر از شرکا باشد با واحد ثبتی که به محل وقوع مال نزدیک تر است می باشد.واحد ثبتی با رعایت قوانین و مقررات مربوط به املاک ملک مورد تقاضا را تقسیم میکند.تنظیم تقسیم نامه پس از تفکیک بین مالکان مشاعی برای دستیابی به سهم شرکا ضروری است.

تعریف تفکیک

تفکیک در لغت به معنای جزء جزء کردن است و در اصطلاح حقوقی عبارتست از تجزیه کردن مال غیر منقول به قسمتهای کوچکتر.

تفاوت افراز و تفکیک

افراز و تفکیک به طرق مختلف با هم تفاوت دارند که بعضی از آنها عبارتنداز:الف)ملک تنها با وجود یک مالک هم قابل تفکیک است ولی در افراز باید حتما باید بیشتر از یک مالک وجود داشته باشد.ب)تفکیک باید با رضایت مالکان مشاع باشد ولی افراز حتی در صورت اختلاف هم انجام میشد  ممکن است بین مالکین  اختلافی پیش آید و تقاضای افر از ملک را نمایند.ج)در تفکیک صورتجلسه ی تفکیک تنظیم میشود اما افراز هم در اداره ثبت و هم در دادگاه قابل پیگیری است.د) در تفکیک صورت جلسه تنظیم میشود ولی در افراز رای صادر میشود.

فروش مال غیر در اموال مشاع

انتقال هر مالی شرایط خاصی دارد که یکی از آنها رضایت طرفین در معامله است چنانچه معامله ای بدون رضایت یکی از طرفین انجام شود اصل صحت معامله را رعایت نکرده اند که این مسئله باعث باطل شدن معامله شده و مجازات کیفری در پی دارد.

دادگاه صالح برای رسیدگی به تقسیم مال مشاعی

مرجع صالح به رسیدگی افراز مال مشاعی در حال حاضر دو مرجع می باشد :۱-واحد ثبتی که در محل مال غیر منقول وجود دارد.۲-دادگاه عمومی که در محل مال غیر منقول وجود دارد.بر اساس ماده یک قانون افراز فروش مال مشاعی سال۵۷(افراز مال مشاعی که جریان ثبتی آن به پایان رسیده باشد خواه در دفتر املاک ثبت شده باشد خواه ثبت نشده باشد اگر از طرف شرکا درخواست شده باشد با واحد ثبتی خواهد بود که نزدیک به محل وقوع مال مشاعی باشد . واحد ثبتی با رعایت کلیه همه قوانین و مقررات ملک مورد تقاضا را تقسیم میکند.در صورتی که چهار شرط زیر واحد ثبتی محل وقوع ملک صلاحیت رسیدگی به دعوای افراز را ندارد:الف) مال مشاع از نوع اموال غیر منقول (ملک) باشد.ب)جریان ثبتی این ملک مشاعی غیر منقول باشد .ج)نسبت به ملک سند معارض صادر نشده باشد.د)جزو اموال محجورین یا اموال مجهول المالک نباشد.

نحوه تقسیم اموال مشاع منقول

مطابق قانون افراز و فروش مال مشاعی مصوب ۱۳۵۷ و قانون مدنی دعوای افراز و تقسیم اموال منقول مشاع فقط در صلاحیت دادگاه عمومی می باشد.

مال مشاع چیست؟

چگونه میتوان مال مشاعی را فروخت؟

افراز در مال مشاعی به چه معناست؟

دعوای افراز به چه صورت است؟

مرجع صالح برای رسیدگی به دعوای افراز کجاست؟

تفکیک مال مشاعی به چه طریق انجام میشود؟

تفاوت افراز و تفکیک در چیست؟

پایین نظرات بقیه رو درباره ما ببین و نظر خودت رو وارد کن اگه سوالی هم داری از ما بپرس ، سریع جوابت رو میدیم

دادخواست ترک انفاق کیفری است یا حقوقی؟

 

ترک انفاق

دادخواست ترک انفاق کیفری است یا حقوقی؟

ترک انفاق جرم است و براساس قانون مدنی ۶ ماه تا ۲ سال حبس مجازات این جرم است در پاسخ به این سوال که آیا دادخواست ترک انفاق کیفری است یا حقوقی ؟

جرم ترک انفاق کیفری می باشد و زن بر اساس شرایطی که در زندگی زناشویی برای او به وجود آمده است ، میتواند شکایت کیفری ترک انفاق را برای همسر خود انجام دهند .پرداخت نکردن نفقه زن و یا بیرون کردن او از خانه از جمله شرایطی است که زن می تواند بر اساس آنها شکایت کیفری کند .

مجازات ترک انفاق :

بعضی از حقوق وجود دارد که در روابط میان زن و مرد تنها به زن تعلق می گیرد. پس در روابط میان این دو یکسری امور برای مرد تکلیف و نسبت به زن حق است و خلاف آن امکان پذیر نیست یکی از این حقوق نفقه می باشد.در هر صورت اگر مرد استطاعت مالی نداشته باشد و زن از دارایی و ثروت زیادی برخوردار باشد باز هم هیچ فرقی در حق و تکلیف آن دو نمی کند و مرد باید نفقه همسر خود را پرداخت کند. به هیچ وجه و در هیچ شرایطی این تکلیف مرد از بین نمی رود . در صورت ترک نفقه مجازات کیفری دارد .

نفقه همسر :

در رابطه با هزینه های زندگی همسر در قانون وظیفه تامین کردن مخارج زندگی را بر عهده شوهر گذاشته است. به این هزینه ها نفقه گفته می شود و تمام نیازهای زن که با وضعیت زن متناسب باشد مثل هزینه های درمانی و بهداشتی ، مسکن ، پوشاک ، خوراک ، وسائل خونه و … می باشد . حتی بعضی از خویشاوندان هم حق گرفتن نفقه را دارند. اما با نفقه ای که حق همسر است بسیار متفاوت است.

نفقه خویشاوندان

برای پرداخت نفقه به خویشاوندان باید نفقه دهنده از اوضاع مالی خوبی برخوردار باشد و گیرنده نفقه نیازمند و از اوضاع مالی خوبی برخوردار نباشد و با توجه به شغلی که دارد از گذراندن زندگی خود برنیاید و خرج آن را بتواند بدهد.تنها میان بعضی از خویشاوندان پرداخت نفقه وجود دارد و آن هم شامل اقارب نسبی می شود.یعنی خویشاوندانی که از طریق ازدواج با کسی فامیل می شوند نمی توانند از او نفقه بگیرند. به جزء زن که از شوهرش می تواند نفقه بگیرد.

انفاق از نظر قرآن :

«یَسْئَلُونَک مَاذَا یُنْفِقُونَ قُلْ مَا أَنْفَقْتُمْ مِّنْ خَیْرٍ فَلِلْوَالِدَیْنِ وَ الْأَقْرَبِینَ وَالْیَتَامَى‏ وَ الْمَسَاکینِ وَابْنِ السَّبِیلِ وَ مَا تَفْعَلُوا مِنْ خَیْرٍ فَإِنَّ اللهَ بِهِ عَلِیمٌ (بقره، ۲۱۵) »

« از تو مى‏ پرسند چه چیز انفاق کنند؟ بگو: هر مالى که میخواهید انفاق کنید، براى پدر و مادر و نزدیکان و یتیمان و مستمندان و در راه ماندگان باشد.

و بدانید هر کار خیرى که انجام دهید ، همانا خداوند به آن آگاه است.»

جرم ترک انفاق :

هنگامی که فرد دارای وظیفه ای است باید مجازاتی برای سرپیچی از آن در نظر گرفته شود تا هنگامی که از انجام آن وظیفه سرپیچی کردبه آن مجازات محکوم می شود.در مورد نفقه ای که شوهر باید به زن خود پرداخت کند یا نفقه ای که مرد باید به فرزند خود بپردازد ،باید مقرراتی باشد که وی به دادن آن مجبور شود در غیر این صورت تاکید کردن وتعیین آن هیچ فایده ای ندارد و ممکن است پرداخت نکند .در ایران کسی که از دادن نفقه سرپیچی کند در واقع ترک انفاق کرده است و مجازات کیفری دارد که حبس می شود. چنین فردی مجرم است و از شش ماه تا دو سال حبس دارد.

شرایط تحقق جرم ترک انفاق :

مرد اگر وضعیت مالی مناسب هم نداشته باشد باید به همسر خود نفقه را بپردازد ولی در زمانی که شوهر به دلیل نفقه ندادن دچار جرم ترک انفاق شده باشد و مجازات شود باید با وجود استطاعت مالی و وضعیت اقتصادی مناسب از انجام وظیفه خودداری کند.اگر شوهر تمکین نکردن زن را ثابت کند علاوه بر اینکه مجازاتی شامل شوهر نمی شود ، تکلیفی که نسبت به پرداخت نفقه دارد از او ساقط می شود. البته باید شوهر ثابت کند که زن تمکین نکرده است و جزء شوهر کس دیگری نمی تواند تمکین را ثابت کند.اگر کسی نسبت به نفقه خویشاوندان خود که دارای شرایطی از قبیل نداشتن اوضاع مالی خوب و نتواند با اشتغال به شغلی از پرداخت هزینه های زندگی بربیاید و همچنین طرف مقابل شرایط مالی خوبی داشته باشد ، خودداری کند ، موجب ترک انفاق شده است و مجازات می شود .مجازات آن حبس تعزیری درجه ۶۶ ، حبس بیش از شش ماه تا دو سال محکوم خواهد شد.

مراجعه به دادگاه برای پیگیری :

زن در صورتی که همسرش هزینه های معمولی زندگی را ندهد و تامین نکند می تواند با مراجعه به دادگاه و درخواست الزام شوهر خود را نسبت به انجام وظیفه شرعی و قانونی وی کند .با این وجود دادگاه میزان نفقه را مشخص می کند و براساس آنچه دادگاه حکم داده است ، به شوهر دستور می دهد که مخارج زندگی همسر خود را تامین کند.در این صورت اگر باز شوهر نسبت به وظیفه خود اقدام نکرد زن می تواند از دادگاه تقاضای طلاق کند ، و دادگاه هم وقتی شرایط را بررسی کرد شوهر را مجبور به طلاق می کند. بعضی از زن و شوهر ها در زمان ازدواج تشخیص می دهند که این موضوع را شرط کنند : که در صورتی که شوهر از دادن نفقه خودداری کند زن به وکالت از شوهر حق دارد ، می تواند طلاق بگیرد.

لواط در قانون | آیا توبه در لواط تاثیر دارد؟

 

لواط در قانون , توبه لواط کننده :

اگر کسی که لواط کرده قبل از اینکه شاهدان ، شهادت بدهند توبه کند حد او از بین می رود ولی اگر بعد از شهادت شهود توبه کند حد آن از بین نمی رود و اگر توسط اقرار لواط او ثابت شود و بعد توبه کند قانون گذار حق دارد او را مورد بخشش قرار دهد یا حد بر وی جاری کند.اقداماتی که وکیل در خصوص دعوی لواط انجام می دهد :طرح دعوی ، اثبات جرم ، شکایت کیفری ، گواهی پزشک قانونی ، لواط ، رابطه نامشروع ، دفاع از دعوی ، مجازات لواطبه یاد داشته باشید مسایل مشابه حقوقی ، کیفری الزاما راه حل مشابهی ندارند

بدون مشورت با وکیل یا مشاور حقوقی هیچ گونه اقدامی انجام ندهید .

تعریف لواط :

وقتی دو جنس مذکر نزدیکی جنسی کنند لواط گفته می شود جزء گناهان کبیره است و حکم آن اعدام است.

از نظر فقه و شرع :

در فقه اسلام و قوانین جزایی لواط اصطلاحی است :که برای عملی که هم بستری مرد با مرد و جمع شدن دو مرد با یکدیگر برای فرونشاندن غریزه جنسی بکار می رود.لواط از گناهان کبیره است باعث از بین بردن نسل ، جامعه را فاسد کردن  و حد آن نسبت به زنا شدیدتر و عملش هم از زنا زشت تر است .

در قرآن کریم آمده است :

« وَ امْطَرْنا عَلَیْهِمْ مَطَراً فَانْظُرْ کَیْفَ کانَ عاقِبَهُ الُمجْرِمینَ »

و سپس چنان بارانی از سنگ بر آنها فرستادیم که آنها را در هم کوبید و نابود ساخت پس بنگر سرانجام کار مجرمان چه می شود .

لواط به دو طریق اثبات می شود :

هر کدام از طرفین نسبت به عمل خود اقرار کنند .در صورتی که چهار مرد به طور عینی دیده باشند و شرایط شهادت را داشته باشند ، شهادت بدهند.

مجازات لواط :

الف ) در صورتی که دو طرف عاقل ، بالغ و مختار باشند مجازات آن ها حکم هر دو طرف اعدام است .ب ) اگر فاعل عاقل و بالغ باشد و مفعول بچه باشد فاعل حکم آن اعدام است و و مفعول حکم آن تادیب ( ادب کردن ) است.ج ) اگر هر دو طرف نابالغ باشند هر دو طرف حکمشان تادیب است .د ) اگر فاعل نابالغ باشد ولی مفعول بالغ باشد فاعل تادیب یا ادب می شود و مفعول حد می خورد .نکته : میان مسلمان ، کافر و محصن و غیر محصن تفاوتی ندارد  در احکامی که گفته شد .

انواع مختلف اعدام در لواط :

دست و پای مجرم را بستن و از جای بلندی مثل کوه او را پرت کردن و غیر آن با آتش سوزاندن , سنگسار کردن, دیواری روی او خراب کردن , کشتن و با شمشیر گردن طرف را زدنقاضی از بین موارد بالا می تواند انتخاب کند و حکم بدهد.لواط در صورتی که دخول صورت نگرفته باشد :در صورتی که لواط به صورتی باشد که دخول صورت نگرفته باشد مثل تفخیذ (در لغت به معنای ران  ) که مجازات آن صد ضربه شلاق است بین محصن ، غیر محصن و کافر و مسلمان فرقی نیست .۱.لواط چیست ؟۲.مجازات لواط چیست ؟۳.اقسام مجازات لواط چیست ؟۴.چگونه جرم لواط ثابت می شود ؟۵.در چه زمانی توبه لواط کننده قبول می شود ؟۶.اگر فرد لواط کننده توبه کند چه حکمی دارد ؟۷.اگر لواط به گونه ای که دخول صورت نگرفته است ، باشد چه حکمی یا مجازاتی دارد ؟

حدیثی از امام رضا ( ع ) :

« وَاعْلَمْ انَّ حُرْمَهَ الدُّبُرِ اعْظَمُ مِنْ حُرْمَهِ الْفَرْجِ لِانَّ اللَّهَ اهْلَکَ امَّهً بِحُرْمَهِ الدُّبُرِ وَ لَمْ یُهْلِکْ احَداً بِحُرْمَهِ الْفَرْجِ »

 بدان حرمت لواط از زنا بیشتر است زیرا خداوند قوم لوط را به خاطر عمل لواط هلاک کرد ولی کسی را برای زنا هلاک نکرد.

برای مزاحمت تلفنی کجا شکایت کنیم ؟

 

جرم مزاحمت تلفنی در قانون

برای مزاحمت تلفنی کجا شکایت کنیم ؟برای مزاحمت تلفنی علاوه بر اینکه در شرکت مخابرات قابل پیگیری است توسط دادسرا و شکایت کیفری پیگیری می شود. به دادسرای محل سکونت یا محلی که مزاحمت در آنجا رخ داده است رجوع کرد.اگر از مخابرات نامه داشته باشید در فرایند شکایت سرعت بیشتری می دهد. عنوان این شکایت هم « ایجاد مزاحمت تلفنی از طریق ارسال پیامک و یا تلفن » می باشد. شاکی می تواند در مواردی که توهین به او شده باشد تقاضای اعاده ی حیثیت کند. اگر فرد مزاحم نامشخص باشد در قسمت متشاکی ( نامشخص ) می نویسد.در ادامه به سوالات متداول شما  در مورد مزاحمت تلفنی توسط کارشناس  وکیل نوین  پاسخ داده شده است.این نکته توجه داشته باشید : بهاء سرگرم شدن مزاحم در مزاحمت های تلفنی  او از هم پاشیدن زندگی دیگری باشد .

مزاحمت تلفنی

مزاحمت تلفنی یک عمل آگاهانه است که به هنگامی که کشف شود فرد دچار مسئولیت کیفری می شود ، و برابر قانون مجازات می شود.در این مورد مزاحمت از طریق تلفن یا سایر وسایل مخابراتی ، علاوه بر اینکه تلفن اشخاص حقیقی یا حقوقی را مشغول می کند باعث از بین بردن آسایش افراد و آزار و اذیت آنان هم می شود.

صورت های مختلف مزاحمت تلفنی :

۱٫ سکوت ، فوت کردن و سوت کشیدن در گوش۲٫ به مخاطب فحاشی کردن یا حرفای رکیک گفتن و در مواردی خبرهای دروغ را به مخاطب دادن حتی به مخاطب تهمت های ناروا بزند که عواقب بدی را به همراه داشته باشد.۳٫ خبرهای دروغ و تکان دهنده دادن که باعث شوک آنی فرد و برهم زدن آرامش افراد می شود.

عنصر قانونی :

براساس قانون مجازات اسلامی ماده ۶۴۱ آن مزاحمت چه با تلفن و چه با دستگاه های مخابراتی دیگر باشد جرم است و مجازات دارد. ( همچنین تبصره ۲ ماده ۱۴ قانون تاسیس شرکت مخابرات ایران مصوب ۱۳۶۶ نیز نشان دهنده همین مطلب می باشد. )

استعلام کلانتری از مخابرات

شاکی با نامه ای که دادگاه برای کلانتری که جهت تکمیل کردن تحقیقات می نویسد می تواند به دادیاری یا بازپرسی شکایت کند. کلانتری از مخابرات نسبت به شماره تلفن استعلام می گیرد و پرینت مکالمات تلفنی را تقاضا می کند که مزاحم را شناسایی کند .

بخش حقوقی مخابرات

نامه به بخش حقوقی شرکت مخابرات فرستاده می شود . در این بخش چه تلفن و خط عادی باشد چه عادی نباشد مورد ردیابی قرار می گیرد حتی علاوه بر تلفن و خط مخابرات می تواند خود گوشی تلفن را که از آن تماس گرفته شده است را ردیابی کند . که آخرین تماس چه زمانی بوده و چه سیم کارتی درآن فعال بوده است.

چگونگی رسیدگی در دادسرا

بعد از مشخص شدن از طرف دادسرا برای صاحب خط و تلفن همراه اخطاریه ارسال می شود و دادسرا به تحقیق بپردازد و ایشان را احضار می کند. اگر فرد متخلف برای بار اول حاضر نشود بار دوم اخطاریه برایش فرستاده می شود. در صورت سومین بار اگر دادسرا دلایل جرم را قوی بداند حکم جلب نسبت به وی صادر می کند. در طول بازپرسی اگر فرد مزاحم ، مزاحمت را پذیرفت پرونده همراه کیفرخواست به دادگاه برای صادر کردن رای فرستاده می شود. البته ممکن است مزاحم استعلام را قبول نداشته باشد با این وجود تا زمانی که فرد اقرار کند بازجویی ادامه پیدا می کند در صورتی که دلایل کافی باشد با گرفتن قرار مناسب پرونده مراحل بعدی خود را طی می کند.یکی از روش هایی که بتوان مزاحمت تلفنی را ثابت کرد صدای ضبط شده می باشد که جزء اماره ( دلیل ) محسوب می شود  البته گاهی دادیاران ، بازپرس ها ، قضات به دلیل اینکه تکنولوژی پیشرفت کرده است این دلیل را نپذیرفتند.  چون ممکن است صدا ساختگی باشد

طبق ماده ۶۴۱ قانون مجازات اسلامی فرد مزاحم  :

از یک تا شش ماه حبس دارد اگر شاکی هم گذشت کند تعقیب کیفری و اجرای مجازات متوقف نمی شود چون این جرم از جرایم عمومی است و جزء جرایم غیر قابل گذشت است .۱.مزاحمت تلفنی چیست ؟۲.فرد که مزاحم تلفن است چه مجازاتی دارد ؟۳.مزاحمت تلفنی به چه صورت امکان پذیر است ؟۴.برای شکایت از مزاحم تلفن باید چگونه اقدام کرد ؟ 

آیا دیه هریک از اعضای بدن باهم فرق دارد؟

 

دیه در قانون

مقدار مال معینی است که در شرع به دلیل جنایت های غیر عمدی که بر نفس ٬ عضو یا منفعت یا جنایت های عمدی که به هر دلیلی مجازات ندارد و قصاص شامل حال آنها نمی شود تعلق می گیرد .انواع جرم ها دیه دارد ولی جرم هایی هم هست که قانون برای آن دیه تعیین نکرده استدر این صورت قانون گذار با توجه به دیه کامل و جلب نظر کارشناس برای آن ارش ( ما به التفاوت ) تعیین می کند .

 درجنایت هایی که دیه در آن جایز نیست:

( جنایت عمدی ٬ جنایت شبه عمدی و خطای محض ) در صورتی که کسی که جرم علیه او واقع شده است یا ولی دم درخواست دیه کند کند دیه به آنها تعلق می گیرد . مگر به طور دیگر مصالحه و سازش کنند .محمد در اثر یک تصادف که مقصر راننده تعیین شده است حس بویایی خود را به طور کامل از دست داده است.میزان دیه که به او تعلق می گیرد چه مقدار است ؟از بین بردن بویایی چه مقدار دیه دارد ؟آیا دیه حس بویایی با دیه بینی متفاوت است ؟

دیه بویایی در قانون

+ بویایی در صورتی که به طور کامل از بین برود موجب دیه کامل می شود،+ ولی اگر قسمتی از بویایی از بین برود ارش ( ما به التفاوت ) به آن تعلق می گیرد.+ بویایی یکی از دو سوراخ بینی چنانچه بر اثر جنایت به طور از بین برود نصف دیه کامل دارد.+ به موجب بریدن بینی یا از بین بردن آن یا جنایت دیگری حس بویایی از بین برود یا ناقص شود ،دیه یا ارش ( ما به التفاوت ) جداگانه دارد. دیه قطع کردن بینی چقدر است ؟شکستن استخوان بینی دیه دارد ؟میزان دیه بینی چقدر است ؟

دیه بینی در قانون

دیه قطع کردن تمام بینی یا نرمه ای که پایین استخوان بینی قرار دارد  دیه کامل استاگر تمام نرمه بینی با همه یا مقداری از استخوان از بین برود اگر یکبار باشد دیه کامل دارد .+ اگر نرمه بینی یکبار اما تمام یا مقداری از استخوان طی دفعات مختلف از بین برود ،+ دیه نسبت به نرمه کامل و نسبت به استخوان ارش یا همان ما به التفاوت تعلق می گیرد.+ از بین بردن نوک بینی که محل ریختن خون است نصف دیه کامل است .نکته  : شکستن استخوان اگر باعث شود که بینی فاسد شود و کلا از بین رود دیه کامل دارد اگر بدون اینکه عیبی به جا بماند اصلاح شود یک دهم دیه کامل،ولی اگر اصلاح شود هنوز عیب داشته باشد ارش ( ما به التفاوت ) دارد .

در صورتی که بینی فاسد نشود :

اگر بینی در هنگام اصلاح کج باشد یا استخوان بشکند ولی بینی فاسد نشود ارش تعلق می گیرد+ در صورتی که  پره های بینی جداگانه  یا پرده میان دو سواخ از بین برود یک سوم دیه کامل است .+ بینی که فلج شود دو سوم دیه کامل و اگر بینی که فلج باشد از بین برود یک سوم دیه کامل است.

دیه بینی در صورتی که فاصله بین آنها از بین برود :

هر دو طرف بینی و پرده فاصله میان آنها اگر سوراخ شود حتی اگر با پارگی همراه باشد یا نباشد ،چنانچه باعث از بین رفتن خود بینی یا نوک آن نشود یک سوم دیه کامل تعلق می گیرداگر باعث بهبودی شود یک پنجم دیه کامل است .+ یک طرف بینی اگر سوراخ شود در صورتی که با بهبودی نباشد یک نهم دیه کاملولی اگر با بهبودی باشد یک بیستم دیه کامل است .دیه چشایی چقدر است ؟آیا حس چشایی در صورت از بین رفتن فقط دیه دارد ؟در صورت برگشت حس چشایی باز هم ارش ثابت می ماند ؟

دیه چشایی در قانون

ماده ۴۶۶ :حس چشایی در صورتی که از بین برود ارش دارد.نکته : بر اساس ماده ۴۶۷ : اگر حس چشایی با بریدن زبان از بین برود بیشتر از دیه زبان به آن تعلق نمی گیرد ، ولی اگر با جنایت دیگری حس چشایی از بین برود دیه یا ارش آن جنایت به دیه و ارش حس چشایی اضافه می شود.ماده ۴۶۸ :اگر حس چشایی کسی از بین برود و این حس دوباره برگردد ارشی که به آن تعلق گرفته است برمی گردد.ماده ۴۶۹ :اگر با نظر کارشناس عادل جنایتی که انجام شده مقدار آن مشخص شود بر اساس آن عمل می شود در صورتی که با قسم بتواند ثابت کند حکم به نفع آن خواهد شد.دیه چشم چقدر است ؟آیا دیه چشم و پلک با هم متفاوت است ؟

دیه چشم در قانون 

+ به طور کامل دو چشم اگر در آورده شود و یا از بین برود ، چشم بینا باشد دیه کامل دارد هر کدام به طور جداگانهدیه کامل دارد.+ اگر از جهت شب کوری و منحرف شدن باهم تفاوت داشته باشند حتی چشم هایی که بینایی دارند ، هر چقدر بینایی آنها متفاوت باشد در این حکم یکسانند.+  اگر در چشم لکه دایمی وجود داشته باشد که مانع قسمتی از دید شود ، اگر قابل محاسبه باشد به همان میزان از دیه کاسته می شود در غیر این صورت ما به التفاوت آن باید پرداخت شود .+ چشمی که بینایی ندارد در صورت درآوردن آن یک ششم دیه کامل است .

دیگر شرایط برای دیه چشم

+ اگر کسی فقط یک چشم بینا داشته باشد و چشم دیگرش مادرزادی یا بر اثر حواث دیگری ،غیر از  حوادث جنایی نابینا شده باشد دیه کامل به آن تعلق می گیرد.+ اما اگر چشم دیگرش به موجب مجازاتی که شامل دیه میشده است یا قصاص نابینا شده باشد ،نصف دیه کامل به آن چشمش تعلق می گیرد.+ دیه چهار پلک دو چشم دیه کامل ، هر یک از پلک های بالا یک ششم دیه کامل ،و دیه هر یک از پلک های پایین یک چهارم می باشد .+ اگر کسی چشم و پلک را هم زمان از بین ببرد یک چهارم دیه کامل است .سارا در حال عبور از خیابان دچار تصادف با اتومبیل می شود و انگشت دستش قطع می شود .دیه انگشت دست آن چقدر است ؟آیا دستی که انگشت ندارد دیه دارد ؟بند انگشت اگر دچار نقص شود چه مقدار دیه دارد ؟

دیه دست و پا در قانون 

طبق ماده ۶۳۵ :(قانون مجازات اسلامی ) هر یک از دست ها از مفصل مچ مشروط به آن که دارای انگشتان کامل باشد اگر کلا قطع شود یا از بین برود نصف دیه کامل به آن تعلق می گیردخواه مجنی علیه ( کسی که جرم بر او واقع شده ) دو دست داشته باشد و خواه به هر علتی دارای یک دست باشد.ماده ۶۳۶ :کل انگشتان دست اگر از انتهای انگشتان تا مچ قطع شود نصف دیه کامل دارد.ماده ۶۳۷ :دستی که فقط دارای کف دست می باشد و به هر علتی انگشت ندارد موجب ارش می باشد.کف دستی که از پنج انگشت کمتر دارد علاوه بر دیه که به انگشتان تعلق می گیرد ارش به کف دست هم تعلق می گیرد.

دیه انگشت

+ مچ دست اگر یک انگشت داشته باشد دیه یک انگشت بعلاوه چهار پنجم ارش کف دستمچ دست اگر دارای دو انگشت باشد دیه دو انگشت بعلاوه سه پنجم ارش کف دست+ مچ دست اگر سه انگشت داشته باشد دیه سه انگشت بعلاوه دو پنجم ارش کف دستمچ دست که چهار انگشت دارد دیه چهار انگشت بعلاوه یک پنجم ارش کف دست باید پرداخت شود .ماده ۶۳۸ :دستی که دارای ساعد از آرنج می باشد اگر قطع شود چه کف داشته باشد چه نداشته باشد نصف دیه کامل دارد .و دستی که دارای بازو از شانه قطع شود چه آرنج داشته باشد چه نداشته باشد نصف دیه کامل دارد .ماده ۶۳۹ :دستی که انگشت دارد اگر بالاتر از مفصل مچ و دستی که ساعد دارد اگر بالاتر از آرنج قطع شود نصف دیه کامل بعلاوه ارش مقدار زائدی که قطع شده می باشد .ماده ۶۴۰ :دست اصلی کسی که از مچ یا آرنج یا شانه دو دست دارد اگر قطع شود نصف دیه کامل ،دست زائد اگر قطع شود ارش دارد . اینکه دست اصلی است یا زائد تشخیص آن با کارشناسی که مورد اطمینان باشد ، می باشد.ماده ۶۴۱ :هر یک از انگشتان دست به تنهایی یک دهم دیه کامل می باشد . ماده ۶۴۲ : غیر انگشت شصت هر بند از انگشتان دیگر اگر ببرد یا از بین برود یک سوم دیهآن انگشت و انگشت شصت هر بند آن نصف دیه شصت می باشد.ماده ۶۴۳ :انگشت زائد یک سوم دیه نسبت به انگشت اصلی دارد و بند های انگشت زائد نسبت به بند اصلی یک سوم دیه بند اصلی ، انگشت اصلی که دارای بند زائد است یک سوم دیه همان بند اصلی انگشت را دارد .اگر بند انگشت دارای نقص باشد به همان اندازه از دیه آن کاسته می شود .ماده ۶۴۴ :هر دست در صورتی که فلج شود دو سوم دیه دست ، هر انگشت اگر فلج شود دو سوم دیه همان انگشت ، دستی که فلج است اگر قطع شود دیه آن یک سوم دیه دست و اگر انگشت فلجی را قطع شود یک سوم دیه همان انگشت است .ماده ۶۴۵ :ناخن در صورتی که دیگر نروید یا فاسد شود و دچار عیب شود یک درصد دیه کامل و بدون عیب اگر بروید نیم درصد دیه کامل به آن تعلق می گیرد .دیه دندان چقدر است ؟آیا دیه دندان های جلو با دندان های عقب فرق می کند ؟

دیه دندان در قانون 

اگر همه ی دندان های بیست و هشتگانه از بین برود طبق ماده ۶۱۶ دیه کامل دارد .+ دندان های جلو که عبارتند از پیش و چهارتایی و نیش که هر کدام دو تا در بالا و دو تا در پایین می روید ، که همگی دوازده عدد می شود یک بیستم دیه کامل هر کدام دارد.+ دندان های عقب پایانی در چهار سمت از هر کدام از بالا و پایین یک ضاحک و سه ضرس قرار دارد ،و کلا شانزده عدد است یک چهلم دیه کامل هر کدام دارد.ماده ۶۱۷ :دندان های اضافی هر نامی داشته باشد و به هر طریقی بروید :+ اگر در کندنش مشکل به وجود بیاد ارش ( مابه التفاوت ) دارد ولی اگر هیچ مشکلی نداشت ارش ندارد.+  اگر در هنگام کندن دندان زائد دچار جراحت شود برای جراحت ارش تعیین می شود . اگر درباره اینکه دندانی که کنده شده است اصلی است یا زائد تردید شود و با ارجاع دادن به کارشناس هم مشخص نشود از دیه دندان اصلی و نسبت به دندان زائد ارش تعلق می گیرد.اگر رنگ دندان ها با هم متفاوت باشد در مقدار دیه تاثیر ندارد و اگر در اثر جنایت دندان سیاه شود و نیفتد دیه آن دو سوم دیه همان دندان است . دندانی که قبلا سیاه شده است یک سوم دیه همان است .

دیه تغییر رنگ دندان

+ اگر دندان تغییر رنگ پیدا کند بدون اینکه سیاه شود یا منفعت آن از بین برود ارش ( ما به التفاوت ) دارد ، و بعد از آن اگر کس دیگری همان دندان را بکند باید دیه کامل همان دندان را بدهد.+ ترک ایجاد کردن یا لق کردن دندان اگر در حکم از بین بردن آن باشد موجب دیه همان دندان و در غیر این صورت ارش دارد.دیه دنده چقدر است ؟دیه ترقوه چه میزان است ؟دنده ای که از قلب محافظت می کند در صورتی که بشکند چه میزان دیه دارد ؟

دیه دنده و ترقوه در قانون 

ماده ۶۵۳ :دنده هایی که محیط قلب و حفاظت می کند چنانچه بشکند یک چهلم دیه کامل دارد، و هر کدام از دنده های دیگر اگر بشکند یک صدم دیه کامل دارد . دنده که کنده شود ارش دارد.ماده ۶۵۴ :+ هر کدام از دنده ها اگر طوری که استخوان دیده شود بشکند یک چهارم دیه شکستن آن ،+ هر یک از دنده هایی که از قلب محافظت می کنند اگر ترک بخورد یک هشتادم دیه کامل ،+  در رفتگی آن هفت و نیم هزارم دیه کامل دیه دارد .+ هر کدام از دنده های دیگر اگر ترک بخورد هفت هزارم دیه کامل و دیه در رفتگی آنها پنج هزارم دیه کامل دارد.ماده ۶۵۵ :+ دو استخوان ترقوه در صورتی که قطع شود یا از بین برود دیه کامل دارد و هر کدام از آنها به تنهایی نصف دیه کامل دارد.ماده ۶۵۶ :+ استخوان های ترقوه که بشکند ولی بدون اینکه عیبی در آن باشد درمان شود چهار درصد دیه کامل ولی اگر درمان نشود و یا درمان با عیب باشد نصف دیه کامل دارد.ماده ۶۵۷ : + هر یک از استخوان های ترک خورده در صورتی که ترک بخورد سی و دو هزارم دیه کامل دارد+ اگر دچار در رفتگی شود بیست هزارم و سوراخ شدن استخوان ترقوه ده هزارم دیه کامل دارد .سلام خسته نباشید شوهرم در اثر درگیری که با همکارش داشته و  شوهر منو کتک زده و شنوایی ،گوش راست آن از بین رفته چقدر دیه شامل حالش می شود ؟ دیه شنوایی چقدر است ؟دیه شنوایی دو گوش چقدر است ؟از بین بردن شنوایی یک گوش چقدر است ؟اگر شنوایی و بویایی هر دو از بین برود چه میزان دیه دارد ؟آیا کاهش شنوایی هم دیه دارد ؟

دیه شنوایی درقانون 

ماده ۶۸۲ ( قانون مجازات اسلامی ) :اگر شنوایی دو تا گوش از بین برود دیه کامل دارد و در صورتی که یک گوش شنوایی آن از بین برود ، نصف دیه کامل هر چقدر هم شنوایی دو گوش به یک اندازه نباشد.ماده ۶۸۳ : شنوایی کسی که یکی از گوش هایش نمی شنود اگر شنوایی آن از بین برود نصف دیه کامل دیه دارد.ماده ۶۸۴ :در صورتی که شنوایی گوش کاهش یابد چنانچه قابل تشخیص باشد به همان میزان دیه دارد .ماده ۶۸۵ :اگر بر اثر جنایت یا قطع یا از بین بردن گوش شنوایی فرد از بین برود یا دچار نقص شود هر کدام از جنایت ها دیه یا ارش جداگانه دارد.ماده ۶۸۶ : نقص دائمی هر گاه در اثر جنایتی برای شنوایی فرد به وجود بیاید به طوری که کامل ناشنوا گردد ،دیه شنوایی ثابت ولی اگر موقتی دچار نقص شود ارش دارد.ماده ۶۸۷ :اگر کودکی که هنوز زمان حرف زدنش فرا نرسیده است کر شود ،و بخاطر کر شدن نتواند حرف بزند یا کودکی که زمان حرف زدنش فرا رسیده است ،ولی بر اثر کر شدن نتواند کلمات دیگر را یاد بگیرد و به زبان بیاورد ، دیه شنوایی بعلاوه دیه یا ارش زوال ( از بین بردن ) و نقص گفتار دارد.ماده ۶۸۸ : اگر بخاطر جنایتی حس شنوایی و بویایی هر دو از بین برود دیه کامل هر کدام دارد.دوستم علی در اثر تصادف دچار ضربه ای شد که به مدت یک ماه در کما بود آیا دیه به آن تعلق می گیرد ؟دیه عقل چقدر است ؟دیه فردی که به اغما برود چه میزان است ؟

دیه عقل در قانون

ماده ۶۷۵ ( قانون مجازات اسلامی ) :عقل اگر از بین برود دیه کامل و اگر دچار نقص شود ارش دارد ، چه جنایت بخاطر ضربه و جراحت باشد چه در اثر ترساندن مانند آن باشد.در صورتی که فرد دچار جنون ادواری:(جنونی که فرد در یک زمان کاملا سالم است ولی در یک زمان دچار جنون می شود جنونی که دائمی نیست ) شود ارش دارد.ماده ۶۷۶ : از بین بردن و دچار نقص شدن حافظه و اختلال روانی به صورتی که به جنون نرسد ارش دارد.ماده ۶۷۷ : جنایتی که باعث از بین بردن عقل یا کم شدن عقل شود چنانچه عمدی باشد موجب دیه یا ارش دارد ، و به قصاص محکوم نمی شود.ماده ۶۷۸ :هر کس بخاطر آسیب و صدمه ای مثل شکستن سر یا صورت عقل از بین برود یا دچار نقص شود ، هر کدام دیه یا ارش جداگانه دارد .ماده ۶۷۹ :اگر بخاطر جنایتی عقل از بین برود و بعد گرفتن دیه عقل کامل شود دیه برگشته داده می شود، و ارش به آن تعلق می گیرد.ماده ۶۸۰ :اگر بخاطر جنایتی فرد بی هوش شود و به کما رود در صورتی که فوت کند دیه نفس دارد ،و اگر به هوش بیاید ارش نسبت به زمانی که بی هوش بوده است به آن تعلق می گیردچنانچه عوارض و آسیب های دیگری به وجود بیاید دیه یا ارش عوارض باید پرداخت شود.ماده ۶۸۱ :جنایت نسبت به کسی که در کما یا بیهوشی و همانند آن باشد ،از احکام مربوط به قصاص و دیه جنایت بر شخصی که هوشیار محسوب می شود .دیه فک چقدر است ؟آیا دیه فک بالا و پایین با هم متفاوت است؟آیا دیه فک با دیه دندان یکی است یا جداگانه بررسی می شود ؟

دیه فک در قانون 

+ استخوان چپ و راست فک که محل رویش دندان های پایین است اگر قطع شود یا از بین برود دیه کامل دارد. به تنهایی هر کدام از آنها نصف دیه کامل و مقداری از آنها به همان اندازه دیه دارد.+ دیه فک از دیه دندان و بقیه اعضا جدا می باشد و اگر همراه فک دندان یا غیر آن از بین برود یا دچار آسیب شود ،هر کدام به طور مستقل دیه یا ارش ( ما به التفاوت )  دارد. جنایتی که باعث بشود که حرکت فک کند شود ارش دارد و اگر مانعی باشد که جویدن با مشکل بر بخورد ارش آن افزوده می شود.

ارش برای فک

+ کل فک بالا یا قسمی از آن اگر از بین برود ارش به آن تعلق می گیرد. استخوان فک پایین در صورتی که بشکند مثل حکم شکستگی استخوان است و استخوان فک بالا اگر بشکند شامل حکم شکستگی استخوان های سر و صورت است .+ فک پایین چنانچه فلج شود دو سوم دیه کامل است و اگر فکی که فلج باشد قطع شود، یک سوم دیه کامل دارد .دیه گردن چقدر است ؟سلام خسته نباشید شوهرم در اثر تصادف گردنش دچار شکستگی شده و با اینکه درمانم شدهولی گردنش هنوز کج مونده چه مقدار دیه دارد ؟

دیه گردن در قانون 

ماده ۶۲۶ ( قانون مجازات اسلامی ) :گردن در اثر شکستگی اگر کج شود یا خمیده شود در صورتی که درمان نشود ، و به همان صورت باقی بماند دیه کامل دارد ولی اگر درمان شود و خمیدگی و کج شدن از بین برود ارش دارد.ماده ۶۲۷ :گردن اگر چنانچه بشکند که کج یا خمیده نشود ارش دارد.ماده ۶۲۸ :جنایت بر گردن که در غذا خوردن مانع جویدن یا فرو بردن بشود یا گردن حرکت نکند ارش دارد.دیه لاله گوش چقدر است ؟بین دیه یک لاله گوش و دو لاله گوش تفاوت وود دارد ؟اگر قطع لاله گوش طوری باشد که استخوان دیده شود چه مقدار دیه دارد ؟صدمه به لاله گوشی که باعث از بین رفتن شنوایی شود چه میزان دیه دارد ؟

دیه لاله گوش در قانون 

ماده ۶۰۰ :دو لاله گوش اگر از بین برود دیه کامل دارد و هر کدام اگر به تنهایی از بین برود نصف دیه کامل دارد. نرمه هر گوش در صورت از بین رفتن یک ششم دیه کامل دارد .ماده ۶۰۱ :لاله گوش در صورت پاره شدن یک ششم دیه کامل دارد و اگر نرمه یک گوش پاره شود یک نهم دیه کامل است و اگر این دو مورد درمان شود موجب ارش می شود.ماده ۶۰۲ : لاله گوشی که فلج شود دو سوم دیه آن و لاله گوش که فلج باشد بریده شود یک سوم دیه دارد.ماده ۶۰۳ :اگر لاله گوش طوری که استخوان زیر آن مشخص شود ،قطع شود دیه لاله گوش بعلاوه دیه موضحه  (شکستگی  یا جراحتی که به استخوان برسد) باید پرداخت شود.ماده ۶۰۴ : گوش چه شنوا باشد چه ناشنوا یا معیوب باشد که لاله آن سالم و دارای حس و حیات باشد در احکام این فصل یکسان است.ماده ۶۰۵ : پرده گوشی که پاره شود ارش دارد ولی اگر در اثر آن حس شنوایی فرد از بین برود یا دچار نقص شود، دیه باید پرداخت شود.ماده ۶۰۶ : اگر آسیب رساندن به گوش باعث بشود که به حس شنوایی هم خلل وارد شود یا به استخوان و شکستگی آن سرایت کند دیه جداگانه هر کدام دارد .دیه لب چقدر است ؟پارگی لب چقدر دیه دارد ؟اگر لبی سست یا فلج شود آیا دیه دارد ؟دیه دو لب با یک لب تفاوت دارد ؟

دیه لب در قانون

ماده ۶۰۷ : دو لب اگر از بین برود دیه کامل دارد ولی اگر یک لب از بین برود نصف دیه کامل ، قسمتی از لب اگر از بین برود دیه آن به نسبت تمام لب محاسبه می شود .ماده ۶۰۸ :جنایتی که باعث شود دو لب یا یک لب یا قسمتی از آن جمع شود ارش دارد چه باعث نمایان شدن دندان بشود چه نشود.ماده ۶۰۹ :جنایتی که منجر به سست شدن یا فلج شدن هر کدام از لب ها شود به صورتی که با خنده و مانند آن از دندان ها کنار نرود و دندان دیده نشود دو سوم دیه یک لب و اگر لبی که سست و فلج باشد از بین برود یک سوم دیه آن است.ماده ۶۱۰ :هر دو لب به صورتی که دندان ها دیده شود شکافته شود یک سوم دیه کامل و در صورتی که بدون عیب درمان شود یک پنجم دیه کامل دارد .یک لب شکافته شود دیه یک ششم دیه کامل و در صورتی که درمان بدون عیب شود یک دهم دیه کامل دارد.دیه زبان به چه صورت است ؟زبان که بریده شود آیا به نسبت بریدگی یا به نسبت گویایی آن دیه دارد ؟دیه بریدن زبان شخص لال چقدر است ؟کسی که زبان آن بر اثر بریدن دچار مشکل در حرف زدن شود آیا دیه دارد ؟

دیه زبان در قانون 

ماده ۶۱۱ :تمام زبان گویا اگر به طور کامل قطع و یا از بین برود دیه کامل دارد . و اگر قسمتی از آن از بین برود به نسبت گویایی دیه محاسبه می شود.دیه براساس ادای هر حرف که زبان آن را تکلم می کند یعنی براساس حروفی که زبان آن را ادا می کند تعیین می شود. اگر در زبان فارسی که دارای سی و دو حرف است .قدرت ادای یک حرف آن از بین برود دیه آن یک سی و دوم دیه کامل است.ماده ۶۱۲ افراد لال :فردی که لال باشد اگر تمام زبان آن  قطع شود یا از بین برود یک سوم دیه کامل دارد. ولی اگر مقداری از  آن از بین برود به نسبت مساحت تمام  زبان دیه آن مشخص می شود.لال یا مادرزادی است یا بر اثر حادثه ای موقتی لال شده است ، در این صورت هم اگر موقتی هم باشد گویا محسوب می شود.ماده ۶۱۴ :زبان کودکی که هنوز زمان حرف زدنش نیست اگر تمام زبان آن قطع یا از بین برود دیه کامل دارد. ولی اگر بعدا مشخص شود که لال بوده است یک سوم دیه دارد.ماده ۶۱۵ :اگر بخشی از زبان کودکی که هنوز وقت حرف زدنش نیست قطع شود به نسبت مساحت قطع شده دیه دارد. ولی اگر بعدا مشخص شود که کودک لال بوده دو سوم آن بر می گردد. و اگر گویا باشد در صورتی که دیه حروف از بین رفته از دیه نسبت گویایی بیشتر باشد ، ارش ( ما به التفاوت ) آن باید پرداخت شود.

دیه مو در قانون 

دیه مو مرد :

تمام موی سر و ریش مرد اگر کنده شود طوری که دیگر رشد نکند دیه کامل دارد ،ولی اگر دوباره رشد کند نسبت به موی سر ما به التفاوت و نسبت به ریش یک سوم دیه کامل شامل می شود .فرق نمی کند که مو پر پشت ، کم پشت و کودک و بزرگسال ندارد.

دیه مو سر زن :

تمام موی سر زن اگر طوری که دیگر رشد نکند کنده شود دیه کامل زن شامل آن می شود.ولی اگر دوباره رشد کند مهر المثل :فرقی میان موی کم پشت و پر پشت نمی کند. اگر مهر المثل بیشتر از دیه کامل زن باشد همان دیه کامل زن تعلق می گیرد.اگر کندن موی سر زن یا مرد یا ریش مرد با رضایت خود یا افرادی که سرپرست شخص محسوب می شوند ، باشد یا به جهت ضرورت های پزشکی باشد دیه یا ارش ( ما به التفاوت ) ندارد.محمد در یک تصادف دچار قطع نخاع شده است دیه آن چه مقدار است ؟فرهاد بر اثر کار بنایی از یک ساختمان ۶ طبقه می افتد دچار فلج شدن از ناحیه پا شده است دیه آن چقدر می باشد ؟ستون فقرات در صورتی که دچار آسیب شود دیه آن چگونه محاسبه می شود ؟

دیه ستون فقرات ، نخاع و نشیمنگاه در قانون 

ماده ۶۴۷ :دیه شکستن ستون فقرات به ترتیب زیر است :الف ) ستون فقرات اگر طوری بشکند که اصلا درمان نشود یا بعد از درمان به صورت خمیده درآید دیه کامل دارد .ب ) ستون فقرات شکسته که بی عیب درمان شود اما یکی از منافع آن از بین برود مانند اینکه فرد توان اینکه راه برود یا بنشیند و یا توان جنسی یا کنترل ادرار او از بین برود دیه کامل دارت ) ستون فقرات شکسته ای که درمان آن بدون عیب باشد موجب یک دهم دیه کامل است.

دیه پا برای آسیب دیدن ستون فقرات

+ ستون فقرات که شکسته شود به صورتی که باعث فلج و بی حس شدن پاها شود دیه ستون فقرات بعلاوه دو سوم دیه برای فلج دو پا نیز است.منظور از شکستن ستون فقرات شکستن یک یا چند مهره از مهره های ستون فقرات به غیر ستون مهره های گردن و استخوان دنبالچه می باشد.+ جنایتی که باعث خمیدگی پشت شود بدون اینکه ستون فقرات شکسته شود به طوری که خمیدگی درمان نشود دیه کامل دارد و اگر بدون عیب درمان شود یک دهم دیه کامل دارد.ماده ۶۴۸ :نخاع در صورتی که قطع شود دیه کامل دارد اگر جزئی قطع شود به صورت عرضی دیه دارد.ماده ۶۴۹ :اگر قطع نخاع باعث شود که عضو دیگر هم دچار عیب شود دیه یا ارش عضوی که آسیب به آن وارد شده است به دیه نخاع افزوده است .ماده ۶۵۰ :از بین بردن دو کپل به صورتی که به استخوان برسد دیه کامل دارد و هر کدام از آنها به تنهایی نصف دیه کامل و قسمتی از آن به همان اندازه دیه دارد .ماده ۶۵۱ :استخوان دنبالچه که شکسته شود ارش دارد ولی اگر فرد نتواند مدفوع خود کنترل کند دیه کامل دارد و اگر بتواند مدفوع خود را کنترل کند ولی باد را نتواند کنترل کند ارش دارد و باید پرداخت شود.ماده ۶۵۲ :اگر آسیب که به حد فاصل بیضه ها و مقعد وارد شده است ، موجب عدم کنترل ادرار و مدفوع یا هر دو این ها شود دیه کامل دارد.موارد دیه نفس چیست؟دیه نفس چقدر است ؟

دیه نفس در قانون

موارد دیه کامل همان است که در شرع تعیین شده و میزان آن در ابتدای هر سال توسط رئیس قوه قضاییه بر اساس نظر مقام رهبری تعیین و اعلام می شود .( ماده ۵۴۹ قانون مجازات اسلامی )دیه قتل زن نصف دیه مرد است یعنی اگر قاتل زنی را بکشد نصف دیه مرد را باید بدهد.کسی که از طریق زنا متولد شود در صورتی که یکی یا هر دو طرف زنا مسلمان باشند در احکام دیه مانند مسلمان است.دیه خنثی مرد ، دیه مرد و دیه خنثی زن ، دیه زن و دیه خنثی مشکل نصف دیه مرد است همراه نصف دیه زن .

دیه برای انواع خنثی

+ کسی که خنثی مرد باشد باید دیه مرد را پرداخت کند + و همچنین کسی که خنثی زن باشد باید دیه زن را بدهد + و کسی دارای خنثی مشکل است ( دو جنسه ) هم نصف دیه مرد و هم نصف دیه زن را باید بپردازد.خنثی : کسی که هم آلت مردانگی و هم آلت زنانگی دارد خنثی گفته می شود .از نظر جنسیت یا مرد است یا زن ودارای دو مورد خنثی مشکل و غیر مشکل است .خنثی که با توجه به شرع به یکی از دو جنس یعنی یا مرد باشد یا زن خنثی غیر مشکل استمحکوم به همان جس دارای علائم مذکور نباشد خنثی مشکل است.

 اشاره ای به آیات قرآن :

دیه المرأه نصف دیه الرجل

«دیه زن نصف دیه مرد است.»

 

جعل اسکناس مجازات آن از حبس تا اعدام متنوع است :

بسیاری از مغازه ها در پشت ویترین خود اسکناس هایی که گوشه های آن سوراخ شده یا اسکناس های دیگری ، برای اینکه مشتری ببیند و نسبت به اسکناس تقلبی آگاه شود را گزاشته اند. این اسکناس ها جعلی هستند. اسکناس ها و چک پول هایی که از مبلغ بالایی برخوردارند از نظر امنیتی به گونه ای است ،که اگر مقداری ضریب هوشی بالایی داشته باشد می تواند جعلی آن را از اصلی اش تشخیص دهد .

در قانون مجازات اسلامی:

برای جعل اسکناس مجازات های سنگینی در نظر گرفته است و آن را جزء جعل مشدد جرم انگاری کرده است. برای جعل اسکناس که یک جرم محسوب می شود سه قانون وجود دارد اولین قانون در ارتباط با این موضوع در سال ۱۳۶۸ قانون تشدید مجازات ، افراد جاعل اسکناس و وارد کنندگان مصرف کنندگان اسکناس است.در قانون : علاوه بر اینکه اسکناس رایج در کشور جعل آن جرم شناخه شده است ،هم چنین توزیع و مصرف آن هم جرم بوده و مجازات دارد.

آیا برا ی جعل اسکناس حکم اعدام وجود دارد ؟

در صورتی که مجرم یکی از افراد یک باند باشد یا با نظام جمهوری اسلامی قصد مبارزه داشته باشد به اعدام محکوم می شود.کسی که عمدا و از روی آگاهی کامل اسکناس جعلی را به کشور وارد کند به عنوان مفسد شناخته می شود و به اعدام محکوم می شود مگر اینکه از افراد یک باند نباشد یا با نظام مشکل نداشته باشد و در دادگاه مشخص شود که فریب خورده و از روی عمد نبوده است.یک سال بعد یعنی در سال ۱۳۶۹ قانون بعدی در مورد جعل اسکناس به تصویب رسید :که طبق بند الف ماده یک آن در نظام پولی یا ارزی کشور که توسط قاچاق عمده ارز یا سکه تقلبی به وجود آوردن ، یا اسکناس را جعل کردن یا آنها را به صورت عمده وارد و توزیع کند چه داخل کند چه  خارج کند جرم محسوب می شود.این اقدامات اگر با توجه به ضربه زدن به نظام جمهوری اسلامی یا مقابله کردن ،با آن یا از روی علم که این اقدام برای مقابله با نظام موثر است اگر در حدی باشد که به فساد فی الارض منجر شود ، به موجب قانون سال ۱۳۶۹ به اعدام محکوم می شود. در غیر این موارد به حبس از پنج سال تا بیست سال محکوم می شود.در هر دو مورد که ذکر شود دادگاه:همه ی اموال مرتکب را در صورتی که از راه غیر قانونی به وجود آمده باشد را ضبط می کند و حکم خواهد داد.علاوه بر این مجازات ها دادگاه می تواند مجرم را به شلاق از بیست ضربه تا هفتاد و چهار ضربه محکوم کند.

در برخورد با جرم جعل اسکناس مهمترین قانون :

بخش تعزیرات قانون مجازات اسلامی مهمترین قانون مبارزه با جعل اسکناس است در ماده ۵۲۵ قانون مجازات آمده است :که هر کس یکی از اشیایی که در زیر آمده است را جعل کند یا با آگاهی علم به جعل اقدام کند ، یا وارد کشور کند هم خسارت باید جبران کند و هم به حبس از یک تا ده سال محکوم می شود :۱ . احکام یا امضا یا مهر یا دست خط معاون اول رئیس جمهور یا وزراء یا مهر یا امضای ، اعضای شورای نگهبان یا نمایندگان مجلس شورای اسلامی یا مجلس خبرگان یا قضات یا ، یکی از روسا یا کارمندان و مسوولین دولتی از حیث مقام رسمی آنان.۲ . مهر یا تمبر یا علامت یکی از شرکت ها یا موسسات یا ادارات دولتی یا نهادهای انقلاب اسلامی.۳ . احکام دادگاه یا اسناد یا حواله های صادره از خزانه دولتی.۴ . منگنه یا علامتی که برای تعیین عیار طلا یا نقره به کار می رود. اسکناس رایج داخلی یا خارجی یا اسناد بانکی نظیر برات های قبول شده ، از طرف بانک ها یا چک های صادره از طرف بانک ها و سایر اسناد تعهد آور بانکی.نکته : هر کس عمدا و بدون داشتن مستندات و مجوز رسمی داخلی و بین المللی و به منظور القای شبهه در کیفیت تولیدات و خدمات از نام و علایم استاندارد ملی یا بین المللی استفاده نماید به حداکثر مجازات مقرر در این ماده محکوم می شود.

دو نوع مجازات برای جعل اسکناس

جنبه امنیتیسوء استفاده مالی و غیر امنیتیاعدام برای کسی که :کسی که علاوه بر جعل اسکناس ، مفسد فی الارض هم هست و به نظم اقتصاد لطمه وارد می کند،کسی که قصد سوء استفاده مالی داشته باشد و جعل کند بدون اینکه جرم آن جنبه امنیتی داشته باشد از ده سال به بالا حبس دارد.اگر جنبه امنیتی داشته باشد قاضی می تواند مجازات های مختلفی از قبیل اعدام ، به صلیب بستن ، قطع یا تبعید در نظر بگیرد.

وکیل کیفری

کارشناسان و وکلا وکیل نوین در امور کیفری جرم و جعل و استفاده از سند های جعل شده … آماده همکاری و مشاوره تلفنی و یا حضوری در  سرتاسر کشور  در هر شهری که هستید می باشند .

قوانین موجر و مستاجر | معرفی وکیل ملک

 قوانین موجر و مستاجر گر موجر مغازه ای را برای شغل مثلا طلا فروشی اجاره کرده باشد نمی تواند بدون اجازه موجر شغل خود را تغییر دهد ، و به شغل مثلا مکانیکی بپردازد چون در صورت مخالفت موجر می تواند قرارداد مستاجر را فسخ کند .

وکیل متخصص

در این مقاله که توسط کارشناسان وکیل نوین نوشته شده است . تلاش بر این بوده است تا قوانین مالک و مستاجر به صورت کامل توضیح داده شود برای هماهنگی مشاوره با کارشناسان و ملاقات با وکلا متخصص در زمینه ملک ، قرارداد ، فسخ قرارداد  ، تنظیم قرارداد ، ابطال قرارداد  در سطح کشور و هرشهری که در آن ساکن می باشید.

قوانین موجر و مستاجر

تعریف اجاره :

اجاره یک نوع قرارداد است که براساس آن یک نفر که مالک یا موجر گفته می شود . خانه ، آپارتمان یا مغازه خود را به شخص دیگری که مستاجر گفته می شود ، طبق مدت و اجاره بها یا کرایه معین که با همدیگر توافق می کنند به اجاره واگذار می کند.

شرایط اجاره :

موجر باید نسبت به خانه ، آپارتمان یا مغازه مالک باشد :اجاره دادن فقط توسط مالک یا وکیل او باید باشد مستاجر هم می تواند مکان یا محلی که از موجر اجاره کرده است، را به کس دیگر اجاره دهد . مگر اینکه مالک این اجازه و حق را از مستاجر در قرارداد سلب کرده باشد. مدت که مستاجر اجاره می کند باید در قرارداد مشخص و تعیین شود اینکه در قرارداد اجاره مدتی ذکر نشود قرارداد باطل است. به طور معمول این مدت یک سال تعیین می شود.دو طرف قرارداد یعنی موجر و مستاجر بالغ و عاقل باید باشند :بنابراین کودکانی که بالغ نشده اند و افراد دیوانه نمی توانند ملکی را اجاره بدهند ، یا ملکی را خود به طور مستقل اجاره کنند بلکه قیم یا سرپرست این افراد باید دست به این اقدام بزنند .

اجاره نامه باید کتبی باشد :

براساس قانون روابط موجر و مستاجر ۱۳۷۶ باید اجاره به صورت کتبی تنظیم شود . نیاز به امضای دو نفر شاهد که زیر قرارداد را امضا کنند را دارد بعلاوه باید در دو نسخه صورت بگیرد. تا بتوان از امتیازات قانون روابط موجر و مستاجر سال ۷۶ استفاده کرد.نکته: در صورت بی دقتی و رعایت نکردن شرایط قانونی در تنظیم قرارداد ، امکان این وجود دارد  که مالک دیگر نتواند ملک خود را تخلیه کند و یا برای تخلیه مجبور به پرداخت کردن مبلغی به مستاجر باشد. باتوجه به این شرایط و قوانین که در زمینه ملک و قرارداد و اجاره وجود دارد برای جلوگیری ،از مشکلات با بهره مند شدن از وکیل متخصص در زمینه ملک و قرارداد و مشاوره با او بهترین  انتخاب و راه حل می باشد .

تکالیف موجر

۱. مورد اجاره باید به مستاجر تحویل داده شود. بعد از اینکه قرارداد منعقد شد ، باید موجر مورد اجاره را که شامل خانه ، آپارتمان یا مغازه باشد را به مستاجر تحویل دهد.۲ . هنگامی که مستاجر ملک مورد اجاره را تخلیه می کند موجر موظف به پس دادن پول پیش می باشد.۳ . اگر ملکی که موجر به مستاجر اجاره می دهد نیاز به تعمیرات داشت : مثل خرابی آسانسور ، موتورخانه و … باید موجر تعمیرات را انجام دهد و بعد ملک را به مستاجر تحویل دهد .

 موجر چه کسی است؟

به صاحب ، مالک خانه ، آپارتمان یا مغازه که این ها را اجاره می دهد موجر گفته می شود.

مستاجر کیست؟

فردی است که این املاک را یعنی خانه ، آپارتمان یا مغازه را با پرداخت کرایه ( پول ) از موجر اجاره می کند.

تکلیف مستاجر

کرایه را پرداخت کردن :۱ – کرایه معمولا به صورت ماهانه پرداخت می شود ،بنابراین مستاجر باید کرایه را پایان هر ماه به مالک یا نماینده مالک پرداخت کند.۲ – اگر در قرارداد اجاره این موضوع که در صورت عدم پرداخت کرایه توسط مستاجر قید شود ،ملک را باید تخلیه کند ، موجر همچین حقی را دارد.نکته : در بسیاری از موارد مستاجر خانه یا آپارتمان را به صورت کامل رهن می کند. و به علت اینکه مبلغ رهن بالاست کرایه ای در کار نیست ولی اگر موجر ملک خود را بخواهد به صورت رهن و اجاره به کسی اجاره دهد مبلغ رهن در این موارد کم است و کرایه ماهانه هم وجود دارد. در زمانی  قرارداد پایان یافت مستاجر باید محل اجاره را باید تخلیه کند.نکاتی که مستاجر ملزم به رعایت آنها است۱ – اگر خانه نیاز به تعمیرات غیر اساسی مثل رنگ آمیزی ، تعویض لامپ ، پریز ، کلید و … را داشت ، انجام این کارها توسط مستاجر باید صورت بگیرد.۲ –  مستاجر نسبت به آب ، برق ، گاز ، تلفن و شارژی که در خانه استفاده می کند مسئول پرداخت آن خودش است.۳ – مستاجر باید در ملکی که اجاره می کند تمام دقت و مراقبت خود را بکند که خسارتی به ملک وارد نشود ، در صورتی که خسارت وارد کند جبران آن به خود مستاجر مربوط می شود .نکته: اگر ملک مورد اجاره نیاز به تعمیرات اساسی مثل تعمیر موتورخانه داشت و چون این تعمیرات با خود موجر می باشد مستاجر حق اینکه از ورود موجر جلوگیری کند را ندارد.

حقوق مستاجر چیست ؟

در خانه یا آپارتمان :

۱ – مستاجر ، خانه یا آپارتمانی که اجاره می کند برای خود و افراد خانواده اش است بنابراین حق استفاده از انباری و پارکینگ را دارد مگر اینکه در قرارداد برخلاف آن توافق شده باشد.۲ – در هنگام تخلیه ، پول پیشی که مستاجر هنگام اجاره به موجر داده است را باید به مستاجر پس بدهد. اگر آپارتمان یا خانه ای که مستاجر اجاره کرده است نیاز به تعمیرات کلی داشت موجر باید این تعمیرات را انجام دهد .۳ – مستاجر خانه یا مغازه که اجاره کرده است را می تواند به کس دیگری اجاره دهد ،مگر اینکه در قرارداد خلاف آن توافق شده است.

در مغازه و محل کسب :

فردی که مغازه برای شغل خاصی انتخاب کرده است بنابراین باید به همان شغل بپردازد. اگر نپرداختن به آن شغل یا تغییر شغل بدون اجازه موجر باشد ، موجر حق فسخ قرارداد را دارد مستاجر باید محل را تخلیه کند.

حقوق موجر چیست ؟

اجاره بها را در زمان های مشخص دریافت کردن در پایان قرارداد حق دارد تخلیه را درخواست کند.برای انجام تعمیرات حق اینکه به محل مورد اجاره مراجعه کند را دارد.

خسارت به مال مورد اجاره

اگر خسارتی که مستاجر به مغازه یا خانه وارد کرده باشد باید خودش آن را جبران کند و اگر مستاجر از پرداخت خسارت خودداری کرد موجر می تواند با مراجعه به دادگاه ، از طریق پول پیش مستاجر که نزد خود دارد خسارتش را جبران کند.

تضمین تخلیه

اگر مستاجر با توجه به اینکه مدت قرارداد آن به پایان رسیده باشد محل مورد اجاره را تخلیه نکند ،موجر می تواند از طریق دادگاه مستاجر را به تخلیه اجبار کند ،و مبلغ رهن یا پیش پرداخت را موجر به مستاجر باید برگرداند.معمولا در این حالت موجر در زمان انعقاد قرارداد برای پیش پرداخت چک یا سفته به عنوان رهن می گیرد ،که در صورت عدم تخلیه بتواند به اجرا بگذارد .

برهم زدن قرارداد اجاره توسط مستاجر :

در قرارداد اجاره معمولا این شرط وجود دارد که اگر مستاجر بخواهد قرارداد را فسخ یا برهم بزند،یک ماه قبل از برهم زدن اجاره به موجر اطلاع دهد که در این صورت با تسویه حساب موجر و مستاجر ،قرارداد اجاره به پایان می رسد و موجر هم با برگرداندن پول پیش مستاجر یا چک تضمینی خانه یا مغازه را تحویل بگیرد.در صورتی که اوصافی که موجر از ملک مورد اجاره را گفته است را نداشته باشد:مثلا بگوید خانه من دارای سیستم گرمایشی و سرمایشی است ولی خراب باشد یا نداشته باشد ،یا بگوید مغازه ی من صد متری است ولی هشتاد متری باشد مستاجر حق دارد اجاره را برهم بزند.در هر صورت اگر بخواهد اجاره را فسخ کند باید به دادگاه مراجعه کند.

برهم زدن قرارداد توسط موجر

۱ . اگر مستاجر محلی را که اجاره کرده است را به محلی که خلاف قوانین قانون باشد تبدیل کند موجر با درخواست از دادگاه می تواند قرارداد را برهم بزند.اگر مستاجر باعث خرابی ملک یا خسارت شود در هنگام استفاده از آن موجر توسط دادگاه می تواند ،منع مستاجر را بخواهد در صورتی که منع امکان نداشت می تواند موجر اجاره را برهم بزند.دو طرف قرارداد با هم توافق کنند که اجاره را برهم بزنند یعنی اقاله کرده اند.

برای تخلیه ملک تقاضای مهلت کردن

در صورت پایان قرارداد مستاجر ملک مورد اجاره را ترک نکرده باشد موجر با مراجعه به دادگاه می تواندمستاجر را مجبور به تخلیه کند اگر مستاجر با توجه به دلیل نتواند ملک را تخلیه کند دادگاه بررسی می کندو معمولا به مدت یک ماه به آن مهلت می دهد. در این صورت مستاجر باید اجاره ی این یک ماه اضافه را هم پرداخت کند.انجام کارهای دادگاه و نوشتن لایحه دفاعیه چه برای موجر چه برای مستاجر نیازمند داشتن یه وکیل متخصص می باشد علاوه بر سریع انجام شدن کار بلکه به نتیجه دلخواه هم می رسید.

 شعار گروه تخصصی وکیل نوین 

دقت ، سرعت ، رسیدگی  تخصصی می باشد 

چه زمانی می شود مهریه عندالاستطاعه را مطالبه کرد

 

مهریه عندالاستطاعه

چه زمانی می شود مهریه عندالاستطاعه را مطالبه کرد ؟

زمانی که مرد توان و استطاعت مالی داشته باشد مهریه عندالاستطاعه هنگامی که شوهر توان و دارایی لازم برای پرداخت را داشته باشد گفته می شود .زن و مرد می توانند مهریه را به صورت زمان دار ( موجل ) تعیین کنند. با این وصف پرداخت مهریه در زمانی که توافق شده می باشد و زوجه قبل از آن حق مطالبه آن را ندارد.اگر برای پرداخت مهریه زمان مشخص نشده باشد مهریه عند المطالبه است.تفاوت مهریه عند المطالبه با مهریه عند الاستطاعه در چیست ؟در مهریه عند المطالبه به این گونه است که به هنگامی که زن به عقد مرد در می آید قادر به گرفتن مهریه خود می باشد.در هر زمانی که باشد باید مرد مهریه را پرداخت کند . در صورتی که مهریه عندالاستطاعه زمانی مرد می تواند مهریه را پرداخت کند ،که از نظر مالی توان پرداخت را داشته باشد بنابراین پرداخت آن به استطاعت و توان مرد بستگی دارد.مهریه چیست ؟طبق قانون هر چی که مالکیت داشته باشد و بتواند جز دارایی خود به حساب آورد مهریه محسوب می شود .زوجه بعد از ازدواج توسط مهریه از نظر مالی حمایت می شود. چه از نظر شرع چه از نظر قانون هیچ حداقل و حداکثری برای مهریه وجود ندارد. زوج حداقل نسبت به مهریه عندالمطالبه باید از همان زمان عقد قدرت پرداخت را داشته باشد.

راه های اجرایی مطالبه مهریه :

مهریه چه در سند ازدواج چه به صورت سند عادی باشد از وظایفی است که بر عهده ی شوهر است و باید پرداخت کند.در صورت عند المطالبه بودن آن زوجه هر زمان حق درخواست مهریه خود را دارد و اگر زوج از دادن مهریه خودداری کند. از اموال زوج گرفته می شود در صورت نداشتن اموال به صورت قسطی باید بپردازد .حتی اگر زوج در صورت قسطی کردن هم در پرداخت آن ناتوان باشد ، تا زمانی که زوج از تنگدستی در بیاید دادن مهریه معلق می ماند.

همیشه به خاطر داشته باشید مسائل مشابه حقوقی الزاما راه حل مشابهی ندارند بدون مشورت با وکیل یا مشاور حقوقی هیچ گونه اقدامی انجام ندهید

در قانون آمده است که :

مهریه اگر در هنگام وقوع عقد ۱۱۰ سکه بهار آزادی یا معادل آن باشد طبق مقررات ماده ۲ قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی وصول می شود.اگر مهریه از ۱۱۰ سکه بیشتر باشد برای مازاد مهریه در صورتی که زوج بتواند پرداخت کند ، مازاد آن در نظر گرفته می شود و گرنه از مازاد آن چشم پوشی می کنند. همچنین رعایت مقررات نسبت به اینکه مهریه را به نرخ روز محاسبه کنند الزامی است.نکتهحال باید بگوییم که ماده ۲ نحوه ی اجرای محکومیت های مالی سال ۱۳۷۷ نسخ شده استو ماده ۳ قانون جدید نحوه ی اجرای محکومیت های مالی تصویب شده است.بر طبق این ماده می توان بیان کرد که :اگر گرفتن مهریه از راه هایی که ذکر شده امکان پذیر نباشد زوجه تقاضا می دهد تا زمانی که حکم مهریه یا قبول اینکه زوج معسر است ( توانایی پرداخت مهریه را ندارد ) ،و ادعای اعسار دارد یا اینکه زوجه رضایت دهد حبس می شود.حبس ناشی از مجرمیت با حبس محکومیت مالی چه تفاوتی دارد ؟از این طریق با هم متفاوت هستند که بر خلاف حبس مجرمیت ، حبس ناشی از محکومیت مالی تا زمانی که زوجه مهریه خود را نگیرد یا نسبت به زوج رضایت ندهد ،یا اعسار ثابت نشود زوج در حبس باقی می ماند.

شاخص تعیین مهریه

امروزه به دلیل اینکه ارزش پول کاهش پیدا کرده است مهریه هایی که وجه نقد می باشند به نرخ روز محاسبه می شود.شاخص تعیین مهریه به نرخ روز از طریق بانک جمهوری اسلامی ایران و بر مبنای تورم تعیین می شود و افرادی که می خواهند مهریه خود را بگیرند با توجه به سالی که تقاضا می کنند ، به نرخ روز مهریه دریافت می کنند.نکتهمهریه می تواند ملکی باشد که زوج تعهد دهد که زمان آینده برای زوجه تهیه کند . البته برای تعیین چنین مهریه ای لازم است مشخصات بخصوص مساحت و اوصاف ملکی ، که زوج تعهد به خرید آن در زمان آینده را کرده ذکر شود تا در آینده با توجه به اوصافی که ذکر شده بتواند ملک را دریافت کند .

حضانت فرزند|پدر ومادر فرزندفوت شوند،حضانت اوباکیست؟

 

حضانت فرزند

اگرپدرومادر فرزند فوت شوند،حضانت اوبه عهده چه کسی است؟

در چنین شرایطی حضانت و فرزند به عهده جدّ پدری مانند پدر بزرگ ،عمو و اگر در قید حیات نباشند به عهده خانواده مادری می باشد . در صورتی که یکی از پدر و مادر فوت کنند حق حضانت با طرفی است که زنده است و دیگر فامیل هیچ حقی ندارند.

شرایط حضانت چیست

در قانون مدنی مادر تا سن هفت سال برای حضانت طفل اولویت دارد چه پسر باشد چه دختر .حال اگر بعد از هفت سال بین پدر و مادر برای نگهداری طفل اختلاف به وجود بیاید دادگاه حضانت را تعیین می کند. اما در سال ۸۲ حضانت پسر تا دو سال و حضانت دختر تا هفت سال با مادر بود که اصلاح شد.

تعریف حضانت :

حضانت به معنی فرزند را حفظ کردن ، پرورش دادن و فرزند را به سینه چساندن است. حضانت به طور کلی به معنی انجام کارهایی است که بچه در انجام دادن آن کارها به افراد دیگری غیر خودش نیاز دارد.

حضانت در لغت :

در مفهوم لغوی حضانت یعنی نگهداری کردن ، نوازش کردن ، بردامن گرفتن و به امور نظافتی و بهداشتی فرزند رسیدن می باشد.طبق ماده ۱۱۶۸ قانون مدنی : حضانت هم حق و هم تکلیف نسبت به والدین می باشد.از نظر حقوقی حضانت برای پدر و مادر حق می باشد در صورتی که یکی از والدین نسبت به حضانت سرپیچی کند طرف دیگر می تواند به وسیله دادگاه آن را خواسته و فرد متخلف را مجبور به انجام آن کند. علاوه بر اینکه حضانت حق است یک نوع تکلیف هم می باشد. چون در هنگامی که مادر حضانت طفل را بدست آورد باید در نگهداری او و محافظت از طفل که لازمه ی حضانت است تمام تلاش خود را بکند.

 موارد زیر از مصادیق عدم مراقبت یا اخلاق نداشتن هر یک از پدر و مادر است :

۱٫ اعتیاد داشتن به مواد مخدر ، الکل و قمار۲٫ به فساد اخلاقی و فحشا شهرت داشتن۳٫ مبتلا بودن به بیماری های روانی طبق نظر پزشکی قانونی۴٫ از طفل سوء استفاده کردن یا طفل را وادار کردن به ورود در مشاغل ضد اخلاقی مثل فساد و فحشا ، تکدی گری ( گدایی کردن ) ، قاچاق خارج از حد متعارف ضرب و جرح را تکرار کردن۵٫ به هر علتی اگر پدر و مادر طفل در یک منزل ساکن نباشند و هر کدام که تحت حضانت او فرزند نیست ، حق ملاقات کردن طفل خود را دارد.۶٫ در صورتی که پدر و مادر با هم اختلاف داشته باشند تعیین زمان و مکان و سایر جزئیاتی که به ملاقات طفل مربوط می شود با دادگاه است.۷٫ طفل را بدون علت قانونی نمی توان از پدر و مادری که حضانت با او است را گرفت والدین در حد توانایی که دارند باید به تربیت اطفال خود رسیدگی کنند.

طبق ماده ۱۱۷۹ قانون مدنی :

پدر و مادر می توانند فرزند خود را تنبیه کنند ولی در حدی که لازمه ی ادب او باشد نه بیشتر. برای سپردن کودک به یکی از والدین به نیاز و مصلحت کودک و علاقه کودک که به چه کسی دارد باید توجه بیشتری شود درسته کودک در سطحی نیست که مصلحت خود را تشخیص دهد ولی در مدت زمانی که با یکی از والدین خود زندگی می کند با طرف دیگر ملاقات دارد.

براساس ماده ۱۱۰۷ قانون مدنی :

مادر در صورتی که حضانت طفل با اوست ، با کس دیگر ازدواج کند حق حضانت از مادر گرفته می شود و به پدر حضانت داده می شود :الف) مادران برای از دست ندادن حضانت فرزند خود ازدواج خود را به تاخیر می اندازند.ب) در هنگامی که مادر ازدواج خود را به تاخیر می اندازد تامین هزینه فرزند با خود می باشدج) البته نفقه فرزند بر عهده ی پدر است ولی چون هزینه ها بالاست. باز هم مادر برایش مشکل می باشد.د) در بعضی از کشورهای دیگر فامیل هم مانند عمه، عمو ، دایی ، خاله هم می توانند کودک را ملاقات کنند ولی در ایران حق ملاقات پدر و مادر می باشد.

جرم خیانت در امانت چه زمانی واقع می شود ؟

زمانی جرم خیانت در امانت به وقوع می پیوندد که مالک واقعی او مال را درخواست می کند و شخص امین ( کسی که مال به او سپرده شده است ) با سوء نیت و قصد برنگرداندن و به مالک ضرر رساندن از پس دادن مال خودداری کند.حال فرقی نمی کند میان اینکه مال وجود داشته باشد یا قبلا تلف یا به مصرف رسیده باشد ، جرم انجام شده است.بنابراین:این عدم برنگرداندن باید حتما با قصد و سوء نیت باشد که جرم محقق شود یعنی اگر در هنگام پس دادن شما بدون قصد و نیت از مال خودداری کنید یا توان پس دادن آن را نداشته باشید جرمی انجام نشده است .

جرم خیانت در امانت چیست ؟

جرمی است که برای اینکه به وجود بیاید مال توسط مالک قانونی آن به فرد دیگری سپرده می شود . مال هر شئ ای و فرد هر کسی به جزء مالک واقعی آن می تواند باشد.اگر فردی که مال به او سپرده شده است از برگرداندن آن هنگامی که مالک درخواست مطالبه او را دارد خودداری کند یا مال را در جای دیگر صرف کرده باشد غیر از آن چیزی که مالک برای آن تعیین کرده است ،خیانت در امانت گفته می شود.

مالک واقعی یعنی کسی که :

مال را به طور صحیح و درست نه به وسیله سرقت یا هر شیوه غیر قانونی و غیر مشروع دیگری به دست آورده باشد . بنابراین اگر سارقی مالی را به طور امانت نزد شما آورده باشد و درخواست نگهداری آن را از شما داشت و شما مال را به پلیس یا دولت تحویل دهید جرمی انجام نداده اید و مرتکب محسوب نمی شوید.

نکته :سوء نیت و انگیزه دو موضوع متفاوت و جداگانه است سوء نیت یعنی قصد ارتکاب عملی را داشته باشد در صورتی که انگیزه یک هدف پنهان است که فرد در انجام کاری دارد.عدم پس دادن باید از روی قصد و با سوء نیت همراه باشد که به مالک ضرر برساند اما اگر بدون قصد و سوء نیت باشد و ضرری به مالک نرساند به فرد حسادت ورزد ( انگیزه ) اهمیتی در وقوع جرم ندارد.

شکایت خیانت در امانت باید در چه مرجعی صورت بگیرد؟

در محلی جرم خیانت در امانت تحقق می یابد که مالک مال به امانت گذاشته را درخواست می کند و فرد امین از پس دادن آن خودداری می کند. در واقع قبل از اینکه شکایت ثبت شود باید اظهارنامه ای برای مطالبه مال به فرد امین فرستاده شود و مرجع صالح به رسیدگی جایی است که شخص مال مورد امانت نزد اوست و اظهارنامه به آنجا فرستاده می شود و ملاک عمل قرار داده و پرونده به دادسرای عمومی آن محل برگردانده می شود.

شکایت خیانت در امانت را چگونه ثبت کنیم ؟

در مرحله اول همه جرائم در محلی که جرم واقع شده است یا دادسرا ثبت می شود. دادسرا با در نظر گرفتن دلائلی که از سمت شاکی مطرح می شود مانند شهادت شهود ، رسید دریافت مال و اظهارنامه ای که پاسخ  نداده است به تحقیقات ادامه می دهد . در آخر یا جرم را انجام شده می داند و پرونده را با کیفرخواست به دادگاه کیفری می فرستد و یا جرمی انجام نشده است و قرار منع تعقیب صادر می کند و شکایت را رد می کند. هنگامی که پرونده به دادگاه کیفری فرستاده می شود قاضی تصمیم می گیرد ولی ارسال پرونده به دادگاه به منظور صادر کردن رای محکومیت نخواهد بود امکان برائت همچنان وجود دارد.

دادگاه کیفری یا دادسرا چه فرقی می کند ؟

دادسرا وظیفه جمع آوری اطلاعات و تحقیقات را برعهده دارد و دادگاه کیفری با توجه به دلائلی که دارد رسیدگی می کند و حکم صادر می کند.

جرم خیانت در امانت از نظر قانونی چه مجازاتی دارد ؟

اگر موضوع جرم خیانت در امانت هر مالی به غیر از سفید امضا و سفید مهر باشد مجازات آن نسبت به شخص مرتکب از شش ماه تا سه سال  حبس محکوم می شود.با ارجاع هر پرونده پس از بررسی اولیه از میان وکلای خبره به وکیل متخصص در آن امور ارجاع میگردد :اسامی وکلای وکیل نوین :۱ – وکیل محمد باقر بهروش ( قاضی بازنشسته )۲ – وکیل دکتر حمید رضا گوهریان ( عضو هیئت علمی دانشگاه استاد و مدیر گروه دانشکده حقوق )۳- دکتر علی موسوی بایگی ( وکیل پایه یک دادگستری  )۴-وکیل خانم کبری داوودی(وکیل پایه یک دادگستری)

سرقت مسلحانه|تفاوت سرقت مسلحانه با سرقت معمولی|وکیل سرقت

 

تفاوت سرقت مسلحانه با سرقت معمولی 

سرقت در حقوق اسلام از محتوا و ماهیت چند گانه برخوردار است امکان دارد شرایطی داشته باشد که دچار حد شود ،یا در بعضی شرایط به محاربه منجر شود و یا حتی سرقت تعزیری باشد.بنابراین در مرحله اول باید تشخیص داد که دارای چه نوع سرقتی است ، تفاوت سرقت مسلحانه با سرقت معمولی در مواد ۶۵۱ و ۶۵۲ قانون مجازات آمده است.

طبق قانون سرقت مسلحانه چیست ؟ چه مجازاتی دارد؟

در صورتی که سرقت شرایط زیر را داشته باشد : فرد سارق و مرتکب از پنج تا بیست سال حبس و شلاق ۷۴ ضربه محکوم می شود : سرقت در شب رخ داده باشد. تعداد سارقان دو نفر یا از دو نفر بیشتر باشد. یک یا چند نفر از آنها سلاح چه ظاهرباشد چه مخفی را حمل کند.  منظور از سلاح که در بند این ماده آمده است :الف : اسلحه های گرم شامل تفنگ و نارنجکب : اسلحه های سرد شامل قمه ، شمشیر ، کارد ، چاقو و پنجه بوکسج : اسلحه های سرد جنگی که شامل کارد های سنگری متداول ، در نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران یا مواردی شبیه به آن و سر نیزه های قابل نصب بر روی تفنگ می باشد .د : اسلحه های شکاری که تفنگ های ساچمه زنی ، تفنگ های مخصوص بیهوش کردن جانداران و تفنگ های ویژه شکار حیوانات آبزی شامل آن می شود. بالا رفتن از دیواریا حصار را شکسته یا از کلید ساختگی استفاده کرده یا خود را به جای مامور دولت جا زده باشد یا لباس آن را پوشیده باشد یا در مکانی که محل سکنی یا مهیا برای سکنی یا توابع آن است سرقت کرده باشد. در هنگام که سرقت انجام می داده فردی را آزار یا تهدید کرده باشد. طبق ماده ۶۵۲ قانون مجازات :اگر سرقت با آزار همراه باشد یا فرد سارق مسلح باشد از سه تا ده سال حبس دارد و تا ۷۴ ضربه شلاق محکوم می شود. و اگر جرحی هم واقع شده باشد هم مجازات جرح و هم به حداکثر مجازات مذکور در این ماده محکوم می شود.سرقت مسلحانه با سلاح گرم یا سرد چه تفاوت و فرقی با هم دارد ؟در قانون میان استفاده ی سلاحی که در سرقت می شود ، از باب گرم یا سرد بودن آن نیست و هر دو سلاح به یک مجازات محکوم می شوند.مراجع قضایی با اینگونه جرائم و سرقت های مسلحانه چگونه برخورد می کنند ؟همان طور که در ماده های فوق ذکر شد و میزان مجازات آنها در قانون مشخص است قانونگزار اینگونه جرائم را جرائم خشن می گوید و بسیار سخت می گیرد و محاکم قاطعانه با این جرائم برخورد می کنند.محاربه و مجازات آن چیست ؟طبق ماده ۲۷۹ قانون مجازات اسلامی : کسی که به قصد مال ، جان و ناموس مردم یا ایجاد ترس و وحشت ، به صورتی که موجب ناامنی شود محاربه گفته می شود.اگر فرد به طوری که انگار انگیزه شخصی دارد به سمت یک یا چند شخص خاص سلاح بکشد و عمل و کار او جنبه عمومی نداشته باشد محارب محسوب نمی شود.طبق ماده ۲۸۲ قانون مجازات اسلامی مجازات یا حد محاربه :اعدامصلب ( به دار آویختن ، به دار کشیدن )قطع دست راست و پای چپنفی بلد ( اخراج ، تبعید کردن )براساس ماده ۲۸۳ قانون مجازات انتخاب هر کدام از این مجازات ها را به عهده قاضی گذاشته است

وکیل انتقال جنین|چگونه مجوز انتقال جنین از دادگاه بگیریم

 

انتقال جنین , مراحل گرفتن مجوز انتقال جنین :

زوجین در صورت وجود شرایط زیر می توانند از دادگاه به طور مشترک صدور مجوز دریافت جنین را درخواست کنند . دادگاه خانواده با توجه به شرایط نوشته شده در ادامه مقاله بدون شرایط دادرسی و خارج از نوبت مجوز دریافت جنین برای زوجین متقاضی صادر خواهد کرد و رد درخواست زوجین قابل اعتراض و تجدیدنظر خواهی است .

قانون نحوه اهداء جنین به زوجین نابارور :

۱٫ زوجین طبق گواهی معتبر پزشکی در دادگاه ثابت کنند که قادر به بچه دار شدن نیستند و زوجه استعداد دریافت جنین و پرورش آن در رحم خود را دارد.۲٫ زوجین دارای صلاحیت اخلاقی باشند .۳٫ هیچ یک از زوجین مبتلا به بیماری های صعب العلاج نباشد.۴٫ هیچ یک از زوجین معتاد به مواد مخدر نباشند.۵٫ زوجین تبعه جمهوری اسلامی باشند .۶٫ زوجین قادر به نگهداری و پرداخت نفقه و تربیت طفل متولد از جنین دریافتی باشند.

انتقال جنین :

هرگاه جنین از اسپرم و تخمک زن و شوهری که خواهان بچه هستند ولی از طریق طبیعی صاحب فرزند نمی شوند ،تشکیل شده باشد اشکالی در انتقال آن به رحم صاحب تخمک وجود ندارد.این عمل از نظر شرعی و قانونی مشروع است.قرارداد مزبور نوعی تجاوز به حریم زندگی مشترک زوجین و کانون خانواده است . به حقوق معنوی زن و شوهر و صاحب رحم لطمه وارد می کند. برابر قانون ( ماده ۹۶۰ و ماده ۹۷۵ قانون مدنی ) باطل است .ولی بین فقها اختلاف نظر است گروهی معتقدند که صحیح است و گروهی معقدند که باطل است.

رابطه حقوقی طفل با اشخاص صاحب نفع از لحاظ نسب :

در اصل طفل به صاحب اسپرم و تخمک تعلق دارد . در مورد نسبت دادن طفل به زنی که جنین آزمایشگاهی را در رحم خورد پرورش داده است شاید بتوان نوعی قرابت رضاعی ( ناشی از شیرخوارگی ) بین آنان قائل شد . اما اینگونه قرابت فقط برای منع نکاح یا محرمیت موثر است .

انتقال جنین از دیدگاه قرآن برخی از فقها با توجه به آیه شریفه :

« ان امهاتهم الا اللائی ولدنهم »

طفل به زنی که او را در رحم خود پرورش داده و به دنیا آورده نسبت داده می شود و رابطه نسب مشروع بین آنان برقرار می شود در واقع طفل دارای دو مادر است.در صورتی که صاحب رحم شوهر داشته اگر جنین با اسپرم او به وجود آمده باشد به شوهر نسبت داده می شود ولی اگر با اسپرم او تشکیل نگردد دارای اشکال است. اگر طفل دختر باشد شوهر زن نمی تواند با آن ازدواج کند و از محارم سببی او به حساب می آید .

قصاص نفس|مجازات قتل عمد،آیا همیشه قصاص است ؟

 

قصاص نفس :

براساس ماده ۲۰۴ قانون مجازات اسلامی ایران سه نوع قتل نفس داریم (عمد ، شبه عمد و خطای محض) است.همان طور که در ماده ۲۰۵ آمده است قتل عمد مجازات آن قصاص است و اولیای دم با اجازه ی قاضی می توانند قاتل را قصاص کنند. قاضی می تواند این امر را به رئیس قوه قضاییه یا دیگری واگذار کند. ( تفویض اختیار )

قتل عمد :

قتل عمد یعنی شخص قاتل با انجام دادن کاری که هدفش کشتن فرد یا افراد که در یک جمع مشخص نباشد را دارد . چه قصد کشتن این افراد را داشته باشد چه نداشته باشد ولی نتیجه آن به قتل منجر گردد. حتی در جایی که قاتل کاری انجام داده است هدفش و قصدش کشتن کسی نباشد ولی در نتیجه سبب مرگ فرد شود باز هم قتل عمد محسوب می شود.در مواردی که قاتل عملی را انجام می دهد که هدف و قصدش و حتی آن عمل کشنده نباشد، ولی شخص متقابل به دلیل پیری ، ناتوانی یا مریضیفوت کند و قاتل نیست به این دلایل آگاه باشد را قتل عمدگفته می شود.طبق ماده ۲۰۷ قانون مجازات:در صورتی که قاتل مسلمان را به قتل برساند قصاصمی شود و کسی که در قتل معاونت کرده باشد ، از سه سال تا پانزده سال به آن حبس تعلق می گیرد.طبق ماده ۲۰۸ قانون مجازات :اگر فرد که منجر به قتل شده است چه شاکی خصوصی داشته باشد چه نداشته باشد ولی از اعدام یا قصاص او گذشت کرده باشد ولی موجب بی نظمی در جامعه شده باشد یا دیگران را ترسانده باشند سه تا ده سال حبس تعزیری دارد.در تبصره ی ماده ۲۰۸:آمده است کسی که در قتل معاونت کند حبس از یک تا پنج سال است.طبق ماده ۲۰۹ قانون مجازات :آمده است اگر به صورت عمد مرد مسلمانی زن مسلمانی را بکشد به قصاص محکوم می شود.ولی یا سرپرست زن قبل از اینکه قاتل را قصاص کنند نصف دیه مرد را به مرد باید پرداخت کنند تا قصاص شود.طبق ماده ۲۱۰  :اگر کافر ذِمی به صورت عمد یکی را بکشد قصاص می شود . اگر چه پیرو دین باشد اگر مقتول هم زن ذِمی هم باشد ، باید ولی یا سرپرست زن نصف دیه مرد ذِمی را قبل از قصاص به قاتل بپردازند.

اکراه در قتل :

کسی که در قتل اکراه داشته باشد یا دستور به قتل دیگری داشته باشد مجوز قتل نیست ، قاتل را اگر کسی را وادار ، به قتل کسی دیگر هم کند قصاص می کنند و کسی که اکراه کرده باشد حبس ابد به آن تعلق می گیرد.تبصره یک و دو ماده۲۱۱ قانون مجازات :در صورتی فقط اکراه کننده محکوم به قصاص می شود که اکراه شونده طفل مجنون یا غیر ممیز باشد. اکراه شونده اگر طفل ممیز باشد قصاص نمی شود بلکه عاقله ( خویشاوندان ) او دیه پرداخت می کنند . و اکراه کننده به حبس ابد محکوم می شود.

شرکت در قتل :

در به قتل رساندن یک نفر اگر قاتل چند نفر باشند یعنی چند نفر باشند یعنی چند مرد یک مرد را به قتل برسانند ، ولی دم مقتول می تواند با اجازه قاضی همه ی قاتلان را قصاص کند.

دیه نسبت به قاتلان :

به این صورت که اگر قاتلان دو نفر باشند با پرداخت کردن نصف دیه ، به هر کدام اگر سه نفر باشند با پرداخت دو ثلث دیه ، و اگر چهار نفر باشند با پرداخت سه ربع دیه می تواند قصاص کند و به همین صورت اگر قاتلان زیاد باشند پیش می رود.نکته :+  همچنین ولی دم می تواند هر کدام از شرکاء را که خواست قصاص کند و نسبت به بقیه شرکاء مطالبه دیه کند. +  اگر قاتلان و مقتول همگی کفار ذمی باشند همین حکم برای آن ها هم اجرا می شود.+  اگر چند نفر جراحتی به یک نفر وارد کند چه این جراحت در یک زمان باشد چه زمان های متفاوت و منجر به قتل شود.+  اگر قتل صورت گرفته مربوط به این جراحت ها باشد همه آن ها قاتل هستند و مجازات آنها طبق قانون مشخص می شود.

دعوای استرداد جهیزیه|چگونه جهیزیه خود راپس بگیریم|وکیل جهیزیه

 

دعوای استرداد جهیزیه :

قبل از هر چیزی احتیاج به اینکه زن ثابت کند که وسائل را برده و به منزل شوهر خود تحویل داده است .وسائل باقی است را دارد و باید از طریق ادله اثبات دعوا حق آن ثابت شود.اگر زن لیست سیاهه نداشته باشد می تواند از طریق فاکتور اجناس خریداری شده و شهادت شهود نسبت به خود احقاق حق کند. در هر صورتی اگر زن بخواهد در جهیزیه خود دخل و تصرف کند و شوهر مانع این کار شود زن می تواند در خواست اظهارنامه دهد و به همسر خود اعلام کند. در صورتی که شوهر از خارج کردن جهیزیه جلوگیری کند می تواند به دادگاه زن مراجعه کند.

 در ماده ۱۱۰۷ قانون مدنی :

تهیه وسائل زندگی از مواردی است که جزء نفقه به حساب می آید و تهیه آن بر عهده ی شوهر است. ولی طبق یک سنت الزام آور در خانواده ها در حد توانایی خود تا جایی که بتوانند وسائل مورد نیاز و شاید بیشتر را ، برای شروع زندگی دخترشان فراهم می کنند.فراهم کردن جهیزیه توسط دختر و بردن آن به منزل شوهر به معنای این که شوهر مالک وسائل می شود نیست و فقط در حکم امین می باشد و دختر مالک جهیزیه است و شوهر فقط می تواند از آن ها استفاده کند و نفع ببرد. با این وجود زوجه می تواند در هر زمانی که خواست جهیزیه خود را طلب کند و هر اقدامی نسبت به اموال خود انجام دهد. ( مثل ببخشد ، بفروشد و… ) یا استرداد جهیزیه را بخواهد.

ماده ۶۳ قانون اجرای احکام مدنی :

هنگامی که دعوای استرداد جهیزیه مطرح شد می توان به این ماده اشاره کرد در این ماده آمده است که : از اموال منقولی که در محل زندگی مشترک زوجین وجود دارد آنچه که معمولا مورد استفاده زن می شود متعلق به زن است  و آنچه مورد استفاده مرد قرار می گیرد به مرد تعلق دارد و بقیه با توجه به مقررات این قانون مشترک محسوب می شود ، مگر اینکه خلافش ثابت شود.

جریان رسیدگی به دعوای استرداد جهیزیه :

دادگاه یک جلسه ای برای رسیدگی تعیین می کند و اظهارات طرفین را می شنود در صورتی که ادعایی که زن کرده است، مورد قبول شوهر باشد شوهر باید این اموال را برگرداند. ولی اگر شوهر این ادعا را قبول نکرد قرار استماع شهادت شهود یعنی قاضی قراری صادر می کند که شهادت دادن شاهد ها را بشنود. این شهود همان افرادی که زیر استشهادنامه را امضا کرده اند می باشند. که باید به دادگاه مراجعه کنند. و آنچه مشاهده کرده اند را بیان کنند اگر این اظهارات قبول شود حکم استرداد جهیزیه صادر می شود .اگر مرد از اجرای حکم دادگاه خودداری کند از طریق اجرای احکام دادگستری نسبت به استرداد جهیزیه اقدام خواهد شد.نکات+ دعوای استرداد جهیزیه علاوه بر شرایط عمومی یکسری شرایط خصوصی هم بایستی داشته باشد :الف ) تسلیم مال موضوع دعوا به زوجب ) باقی بودن جهیزیهج ) مالکیت زوجه ( خواهان )د ) تصرف گیرنده ( زوج )+ آن چیزی که بیشتر اهمیت دارد باقی بودن عین جهیزیه می باشد.+ در حقیقت برای اینکه خواهان یا زوجه در دعوایی که طرح کرده است قرار رد دعوا یا به بی حقی محکوم نشود . باید بقاء عین جهیزیه را برای زوج ( مرد ) ثابت کند.+ معنی استرداد وا پس گرفتن یا بازستاندن است :و دادگاه بایستی در همان قالب خواسته ای که طرح شده است رسیدگی کند و حکم صادر کند.+ اولین مسئولیتی که شخص دارد بازگرداندن آن عین یا مال می باشد ولی اگر عین یا مال تلف شده باشد . مسئول پرداخت بدل آن چه مثل آن موجود باشد چه نباشد قیمت آن را پرداخت کند.+ دعوای استرداد جهیزیه یک دعوای عینی است تا زمانی که عین مال وجود داشته باشدباید عین آن را برگرداند نه قیمت آن را .+ اگر فرد به جای دعوای استرداد جهیزیه دعوای مطالبه مبلغ را طرح کند باعث تغییر نوع دعوا شده است . که در این صورت زوجه باید ابتدا ارکان اختصاصی دعوای استرداد جهیزیه را ثابت کند و بعد از آن تلف را اثبات کند ، و با رعایت شرایطی قیمت آن را طلب کند.+ منظور از قیمت ، قیمتی که در زمان عقد توافق کرده اند نیست : بلکه قیمت زمانی تلف اموال که زوج مسئول آن است را باید پرداخت کند.+ چون استفاده از جهیزیه باعث کاهش قیمت آن می شود زوجه نمی تواند نسبت به این کاهش و استهلاک نمی تواند چیزی مطالبه کند .مگر اینکه زوج در فرسودگی و تلف جهیزیه بعد از طلاق مقصر باشد.

استرداد جهزیه در قانون مدنی

+ طبق رویه قضایی جهیزیه جزء دارایی زن محسوب می شود و زن به مرد مجاناً اجازه استفاده از آن را داده است . زوجه تا زمانی که عین جهیزیه وجود داشته باشد می تواند تقاضای گرفتن عین آن را بکند. و در صورت تلف شدن آن قیمت آن را مطالبه کند. ( ماده ۱۱۱۸ ، ۶۱۲ الی ۶۱۵ قانون مدنی )+ در صورتی که زوجه یا مرد را محکوم کند در مرحله تجدیدنظر یا هنگام اجرای حکم :طبق ماده ۳۶۲ قانون آیین دادرسی مدنی و ماده ۳۹ قانون اجرای احکام مدنی قیمت آن را بگیرد.

ارکان دعوای استرداد جهیزیه

الف ) جهیزیه آوردن از سمت زوجه در هنگام شروع زندگی مشترکب ) باقی بودن جهیزیه : در صورتی که جهیزیه به صورت عینی وجود نداشته باشد : طبق ماده ۲ قانون آیین دادرسی مدنی دادگاه بدون ورود در ماهیت امر قرار استماع دعوا صادر می کند.ج ) در صورتی که زوج جهیزیه را تصرف کند : اگر جهیزیه در تصرف زوج نباشد در صورتی که به دعوا توجه نشود برابر بند ۴ ماده ۸۴ قانون آیین دادرسی مدنی قرار رد دعوا صادر می شود.

مدارک لازم برای دعوی استرداد جهیزیه

  1. اصل سند ازدواج یا کپی از آن
  2. اصل شناسنامه زن
  3. اصل کارت ملی زن
  4. سیاهه جهیزیه معتبر
حق گرفتن جهیزیه بعد از طلاق با چه کسی است ؟مدارک لازم برای دعوی استرداد جهیزیه چیست ؟در قانون تهیه جهیزیه در اصل به عهده کیست؟جریان رسیدگی به دعوای استرداد جهیزیه چگونه است ؟دعوای استرداد جهیزیه ارکان آن چیست ؟

در چه مواردی شکایت عمومی باطل می شود|وکیل در شیراز

 

۱ . فوت متهم یا محکوم علیه :

یکی از اصول اساسی حقوق کیفری اصل شخصی بودن مجازات هاست. با این وجود تنها خود متهم مجازات می شود و اگر فوت کند دعوای عمومی که هدف آن اعمال مجازات یا اقدامات تامینی و تربیتی نسبت به مرتکب است ، از بین می رود. فوت متهم یا محکوم علیه جزء موارد منع تعقیب است. اما در مورد اشخاص حقوقی برای اینکه بدانیم انحلال آنها تاثیر دارد باید آنها را از هم جدا کنیم . به این صورت که انحلال ( از بین بردن ) قانونی راباید از موارد سقوط دعوای عمومی بدانیم ولی انحلال ارادی شخص حقوقی که امکان دارد به خاطر فرار از مجازات و محکومیت کیفری باشد ، را جزء موارد سقوط دعوای عمومی نمی توان شناخت.

طبق ماده ۶۹۲ قانون مجازات اسلامی :

در صورتی که شخص حقوقی به صورت غیر ارادی قرار موقوفی تعقیب ( متهم  برای مدت زمانی تعقیب نمی کنند ) یا موقوفی اجرا که صادر می شود را از بین ببرد. مقررات مربوط به قرار موقوفی از مقررات آیین دادرسی کیفری تبعیت می کند. در مورد دیه و خسارت ناشی از جرم طبق مقررات مربوطه اقدام می شود.

طبق ماده ۱۳ قانون آیین دادرسی کیفری :

درباره ی دیه مطابق قانون مجازات اسلامی عمل می گردد. اگر دعوای عمومی از بین برود موجب نمی شودکه دعوای خصوصی نیز از بین برود. درباره ی جرم هایی که دیه توسط مرتکب باید پرداخت شود بعد از اینکه قرار موقوفی تعقیب بعد از فوت متهم توسط بازپرس صادر شد دادستان برای صدور حکم، در مورد دیه به دادگاه دستور می دهد.

۲ . گذشت شاکی در جرائم قابل گذشت :

همه جرائم معمولا جنبه عمومی دارند و بخاطر لطمه ای که به نظم عمومی جامعه وارد می کنند جرم شناخته می شوند. پس هیچ جرمی نیست که جنبه عمومی نداشته باشد اما بعضی از جرم ها هست ، که علاوه بر جنبه عمومی آن به اموال و حیثیت اشخاص هم لطمه می زند و جنبه خصوصی پیدا می کند. ( سرقت ، تخریب ، افترا ، اشاعه اکاذیب ( منتشر کردن دروغ ) و … ) اما هیچ جرمی فقط نمی تواند جنبه خصوصی داشته باشد بلکه می تواند هم جنبه خصوصی و هم عمومی داشته باشد و به همین خاطر برخی جرائم هست که جنبه عمومی آن نسبت به خصوصی بیشتر است و بالعکس. بنابراین قانونگذار در مواردی که شاکی خصوصی از شکایت خود صرفه نظر می کند ، و قانونگذار هم جنبه عمومی آن را سعی می کند نادیده بگیرد. در جرائم اصل بر غیر قابل گذشت بودن جرائم است. در ماده ۳۰۱ قانون مجازات اسلامی آمده است چنانچه در قانون قابل گذشت بودن جرمی آورده نشده باشد غیر قابل گذشت حساب می شود. وکیل نوین در شهر شیراز  با وکلا و کارشناسان مجرب از طریق حضوری و تماس تلفنی آماده حل مشکلات شما می باشند.شما می توانید سوالات حقوقی خود را از طریق تماس تلفنی و یا به صورت آنلاین در سایت و شبکه های اجتماعی  مطرح کنید .

روش های تشخیص قابل گذشت بودن جرائم :

۱ . قانونگذار در ماده یا موادی از قانون جرایمی را ذکر کرده باشد که شاکی خصوصی در صورتی که گذشت کند ، تعقیب آنها متوقف می شود.۲ .شیوه تعیین ضابطه به این معنی است که در قانون در برخی از موارد برای آن مجازاتی تعیین نشده است ، و همچنین مشخص نیست که قابل گذشت یا غیر قابل گذشت است. بنابراین باید دادگاه تصمیم بگیرد که چه نوع جرمی است. در این روش قضات ممکن است تصمیم های متنوعی بگیرند.

طبق ماده ۱۰۴ قانون مجازات اسلامی :

علاوه بر جرائم تعزیری که در دیات و قذف و جرائمی که طبق قوانین خاص قابل گذشت می باشند. جرائم درج شده در قسمت اخیر ماده ۵۹۶ و … تعزیرات قابل گذشت محسوب می شوند. اگر جرمی در قانون قابل گذشت بودن آن مشخص نباشد غیر قابل گذشت بحساب می آید . مگر اینکه حق الناس باشد و شرعا قابل گذشت باشد. قابل گذشت بودن جرائم به دو صورت کتبی و شفاهی صورت می گیرد اگر کتبی باشد باید شخصا توسط فرد یا وکیل او تسلیم شود یا در دفترخانه اسناد رسمی تنظیم و امضای او توسط سر دفتر گواهی شود و اگر شفاهی باشد در حضور مرجع رسیدگی به پرونده بیان شود و بعد از اینکه صورت جلسه تنظیم شد از سوی شاکی امضا شود. گذشت بعد از وقوع جرم باید انجام شود و قبل از جرم اگر فرد منصرف از شکایت شد رضایت تلقی می گردد. کسی که گذشت می کند باید عاقل ، بالغ و رشید باشد در صورتی که شکایت آن جنبه مالی دارد را داشته باشد

تفاوت زنای محصنه با غیر محصنه در چیست؟|وکیل رابطه نامشروع

رابطه جنسی غیر مجاز که زن و مرد نسبت به هم نامحرم باشند و یکی از دو طرف متاهل باشد زنای محصن یا محصنه گفته می شود.در اسلام زنای محصن یا محصنه  مثلا زن شوهر دائمی یا موقت دارد به صورتی که هر وقت بخواهد بتواند با آن نزدیکی کند و مانعی برای نزدیکی وجود نداشته باشد ولی با این وجود تن به زنا می دهد.

زنا :

به رابطه جنسی بین زن و مرد که ازدواجی بین آنها صورت نگرفته باشد . مرد که زنا کرده است زانی و به زن زناکار زانیه گفته می شود .

زنای  محصن ( مرد متاهل ) و محصنه ( زن متاهل )

رابطه جنسی غیر مجاز که زن و مرد نسبت به هم نامحرم باشند و یکی از دو طرف متاهل باشد زنای محصن یا محصنه گفته می شود. در اسلام زنای محصن یا محصنه  مثلا زن شوهر دائمی یا موقت دارد به صورتی که هر وقت بخواهد بتواند با آن نزدیکی کند و مانعی برای نزدیکی وجود نداشته باشد ولی با این وجود تن به زنا می دهد.

حد شرعی :

در مرحله اول زناکار یک صد ضربه شلاق می خورد ، زناکار سنگسار می شود.و اگر سه مرتبه صورت گرفته باشد و مجازات شده باشد در مرحله چهارم اعدام می شود.

زنای غیر محصنه

رابطه نامشروع که طرفین نسبت به این رابطه رضایت دارند در صورتی که بین آنها ازدواجی صورت نگرفته و نسبت بهم نامحرم هستند .شرط رضایت طرفین و مجرد بودن آنها لازم است. مجازات آن شلاق است.

زنا با محارم

در اصلاح افرادی که ازدواج بین آنها حرام است محرم نامیده می شوند. در اسلام فرد نمی تواند با پدر و مادر , پدر بزرگ و مادربزگ , خواهر و برادر و فرزندان و نوادگان عمه, عمو , خاله , دایی ازدوج کند. در اسلام با توجه به اینکه تعدد زوجات زیاد شده است فرد نمی تواند با دو خواهر به طور هم زمان ازدواج کند ولی اگر همسر مرد فوت کند یا طلاق گرفته باشد  مرد می تواند خواهر خانم خود را به همسری انتخاب کند و مانعی ندارد.حتی ازدواج با برادرزاده و خواهرزاده به اجازه همسر نیاز دارد. این وضعیت نسبت به خویشاوندان رضاعی ( که از طریق شیر دادن بهم محرم شدند. )  هم صدق می کند. مجازات زنا با محارم نسبی ( پدر و مادر ) نسبت به هر دو طرف اعدام است بعلاوه حد صد ضربه هم در نظر گرفته شده است .

زنای به عنف

زنای به عنف به این معنی است که مثلا زن راضی به رابطه نباشد و مرد با زور و تهدید زن را مجبور کند. مجازات زنای به عنف برای مرد اعدام است .

راه های اثبات زنا :

اقرار : طرفین باید عاقل و بالغ باشند و هنگامی که اقرار می کنند با اختیار و آزادی کامل اعتراف کنند. این اعتراف چهار مرتبه و هر مرتبه در جلسه جدا باید صورت بگیرد.شهادت : چهار مرد عادل یا سه مرد ، دو زن عادل یا دو مرد و چهار زن عادل به صورتی که زنا را مشاهده کرده باشند باید شهادت دهند.اگر حکم زنا از بین برود و ثابت نشود به صورتی که یکی از شاهدین از شهادت خود برگردد یا در دیدن زنا شک داشته باشد سه نفر شاهد دیگر به جرم تهمت زنا مجازات می شود و هشتاد ضربه شلاق مجازات آنهاست و شهادت آنها در هیچ دادگاهی پذیرفته نخواهد شد .مدارک : از طریق شواهد و مدارک ( مثلا از طریق آزمایشات تشخیصی بر روی منی و ترشحات فرد ، خون ، بچه که به دنیا امده ) برای قاضی مشخص شود که زنا صورت گرفته است  .زنا چیست ؟چند نوع زنا داریم ؟مجازات زنا چیست ؟زنای به عنف چیست و مجازات آن چقدر است ؟آیا زنا با محارم جرم است ؟چگونه زنا را ثابت کنیم؟آیا زنا ثابت می شود ؟ 

انواع ملک از نظر نوع سند | وکیل سند و ملک

 

انواع ملک از نظر نوع سند

سند قطعی ( دارای سند مالکیت ) :

در این نوع مالکیت-اعم از مسکونی، تجاری و غیره-سند ملک ( همان دفترچه مالکیت یا سند سیم سربی یا سند تک برگی ) از طرف «اداره ثبت اسناد و املاک » یا ثبت نقل و انتقال دفتر اسناد رسمی ( با لحاظ ماده ۲۲ قانون ثبت اسناد و املاک ) به نام صاحب آن ثبت شده و مالکیت دارنده سند مزبور، کاملاً محرز و قطعی است و هیچ نوع وابستگی یا شرطی در مالکیت برای دارنده سند وجود ندارد.این حالت بهترین، مطمئن ترین و بی دردسرترین نوع مالکیت است و نزد کلیه افراد و اشخاص اعم از حقیقی و حقوقی از قبیل سازمان ها و نهادهای دولتی و خصوصی، پذیرفته شده و در هر نوع دادگاهی از طرف وکیل نیز صاحب سندمالک ملک شناخته می­شود و انکار و تردید در مورد آن پذیرفته نمی باشد.

سند قول نامه ای

اگر به آگهی های فروش املاک در روزنامه ها رجوع کنید، به چنین عباراتی بر می­خورید: «فروش زمین در . . . . .  با سند منگوله دار » یا « فروش زمین در . . . . .  با مبایعه نامه » یا « قول نامه ای » منظور از « سند منگوله دار » یا « سند قطعی » یا « سند رسمی » همان است که در مبحث قبل گفته شد.در مورد حالت دیگر ( قول نامه ای ) در این قسمت اجمالاً توضیحاتی داده می­شود اما پیش از آغاز این بحث، یعنی املاکی که بین عموم مردم و حتی آژانس های مسکن به اسم « قول نامه ای » شناخته می شوند، لازم است در مورد  « سند » مختصر توضیحاتی ارائه شود.ماده ی ۱۲۸۴ قانون مدنی ایران، سند را چنین تعریف میکند:«سند عبارت است از هر نوشته که در مقام دعوی یا دفاع قابل استناد باشد »  این تعریف بسیار کلی است و مباحث مالی، مراسلاتی، مدارک تحصیلی، ازدواج و طلاق و تقریباً هر زمینه ای از جمله املاک را در بر می گیرد.همان قانون در تفسیر و بیان جزئیات بیش تر، در مواد ۱۲۸۶ و ۱۲۸۹ سند را  به  دو نوع « رسمی»  و « عادی » تقسیم بندی می نماید.مطابق ماده ی ۱۲۸۷ قانون مدنی « اسنادی که در اداره ی ثبت اسناد و املاک و یا دفاتر اسناد رسمی یا در نزد  سایر  مأمورین رسمی  در حدود  صلاحیت ها  آن ها  بر طبق  مقررات قانونی تنظیم شده باشند رسمی است» و برابر ماده ی ۱۲۸۹ « غیر از اسناد مذکوره در ماده ی ۱۲۸۷ ، سایر اسناد عادی است » « سند منگوله دار»  و « بنچاق» همگی سند رسمی هستندولی در بین این موارد فقط با رعایت تشریفات مقرر قانونی،املاک دارای دفترچه مالکیت (سند منگوله دار) را می توان به نام مالک، ثبت رسمی کرد.صدور دفترچه مالکیت ( سند منگوله دار ) یا ثبت آن به نام افراد ، با رعایت تشریفات مقرر قانونی در ادارات ثبت اسناد و املاک یا دفترخانه های اسناد رسمی انجام می شود .( با این توضیح که در حال حاضر سند منگوله دار به سند تک برگی تبدیل شده است ) اما برای برخی املاک ، پس از صدور بنچاق، مالک، اقدامی برای اخذ دفترچه مالکیت به نام خود نکرده است و تبعاً در دفاتر ثبت اسناد نیز بنام وی نشده است.معامله ی این گونه املاک به صورت « قول نامه » یا به تعبیری همان « مبایعه نامه» و عمدتاً در آژانس های مسکن و معاملات املاک، صورت می گیردو بین مردم به نام املاک « قول نامه ای» معروف هستند. (صرف نظر از مفاهیم حقوقی ) این« قول نامه » یا « مبایعه نامه»  سند عادی محسوب می شود. از دیگر موارد می توان به زمین هایی اشاره کرد که هنوز برای آن ها پلاک ثبتی ، تخصیص داده نشده و یا سندی صادر نشده و به طرق مختلف و در فرایند زمان از جمله وراثت و . . . به ایادی بعدی تخصیص یافته و یا فقط عده ای با درج استشهاد و امضاء یا اثر انگشت، اعلام کرده اند که زمین متعلق به فردی با فلان مشخصات می باشد و مالک برای گرفتن سند اقدامی نکرده است. خرید و فروش این نوع املاک هم با قول نامه  یا مبایعه نامه صورت می گیرد.

برای درک جزئیات این دو، تفاوت اسناد رسمی و عادی در زیر بیان می شود :

الف- مطابق مواد ۹۲ و ۹۳ قانون ثبت اسناد و املاک ، برای سند رسمی می توان بدون احتیاج به حکمی از محاکم دادگستری، از همان دفترخانه ی تنظیم کننده ی سند، تقاضای صدور اجراییه نمود، در حالی که برای اجرای اسناد عادی، رسیدگی و صدور قطعی حکم دادگاه لازم است.ب- تفاوت دیگر دو نوع سند، در اعتبار آن ها نسبت به اشخاص ثالث است. ماده ی ۱۲۹۰ قانون مدنی در این باره چنین می گوید : ” اسناد رسمی درباره ی طرفین و وارث و قائم مقام آنان، معتبر است . . . ”پ- و دیگری اعتبار بیشتری است که قانون گذار برای اسناد رسمی قائل شده است. از این نظر که ادعای انکار و تردید بر علیه سند رسمی، پذیرفته نمی شود. در حالی که پیرامون سند عادی این ادعا وجود دارد.

سند رهنی

از قدیم فرهنگی در جوامع وجود داشت که وقتی کسی پولی قرض می کرد ، وام دهنده چیزی مثلاً جواهر یا ظرف یا شبیه آن ها را از او می گرفت تا اگر بدهکار پول را نپرداخت، وام دهنده بتواند ، آن مال را به جای پول خود ضبط کند. به این مال « رهن » گفته می شود.در ماده ی ۷۷۱ قانون مدنی کشور،رهن این گونه تعریف شده است :« رهن، عقدی است که به موجب آن مدیون،  مالی را برای  وثیقه  به داین می دهد. رهن دهنده  را راهن و طرف مقابل را مرتهن می گویند. به مال مورد رهن نیز در قوانین « مال الرهانه » یا « عین مرهونه » گفته می شود. به مبحث ملک باز می گردیم.مالکیت رهنی یعنی این که شما ملکی را در ازای دریافت وام، نزد بانک یا مؤسسه ای که از آن وام می گیرید گرو ( رهن ) بگذارید و این موضوع در سند ملک شما قید شود.این حالت مالکیت عموماً زمانی پیش می آید که :به خود ملک وام تخصیص داده شود. با گرو گذاشتن آن، وامی گرفته شده باشد. در این صورت سند به نام مالک بوده اما در رهن بانک یا مؤسسه ی وام دهنده است و در صورتی که مالک، وام خود را نپزدازد،بانک یا مؤسسه ی وام دهنده می تواند از طریق مراجع قانونی و قضایی، ملک را تصاحب کند. زمانی یک سند، رهنی است که در دفترخانه اسناد رسمی و با حضور نماینده ی بانک، این موضوع در سند قید شود.گاهی نیز سند در مقابل دریافت ضمانت نامه ی بانکی گرو گذاشته می شود.مثلاً فردی یا شرکتی که پیمانکار است، باید در مقابل یک پیمان ( قراردادهای خصوصی، دولتی ) ضمانت نامه ی بانکی به کارفرمای خود ارائه دهد.الف-حالت مشتمل بر رهن :زمانی که شما بخشی از مبلغ ملک را هنگام خرید، پرداخت می کنید اما مقداری پول کم می آورید.این کسری پول را از بانک وام می گیرید که در سند ملک به عنوان بدهی منظور می شود و در واقع میزان مبلغ وام ، کم تر از مبلغ ارزش ملک است.ب-حالت مشتمل برصلح حقوق :این حالت برای زمانی است که ارزش وام دریافتی از بانک یا مؤسسه ی مالی، بیش از ارزش ملک گرو گذاشته شده باشد.در این صورت وام گیرنده فقط حق انتفاع  ( کسب درآمد )  از ملک موردنظر را داشته و حق هیچ نوع معامله ای را ندارد و برای انجام هر نوع معامله ای باید از وام دهنده استعلام و کسب اجازه کند. در هر حال، هنگام خرید ملک از عدم رهنی بودن سند، اطمینان حاصل کنید. مگر اینکه از نظر  خودتان مانعی نداشته باشد.مطلب آخر این که سند رهنی را نمی توان به عنوان وثیقه ملکی در مراجع قانونی استفاده نمود و یا اینکه از قبل آن تسهیلات بانکی اخذ نمود.

ﺍﻓﺰﺍﯾﺶ ﻣﻬﺮﯾﻪ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻭﻗﻮﻉ ﻋﻘﺪ

 افزایش مهریه بعد از وقوع عقد قانونی نیست وچنانچه زوجین بعد از عقد تصمیم به افزایش مهریه بگیرند مهریه ای جدید تعیین می شود به عنوان مهریه اصلی تلقی نمیشود و جنبه قانونی ندارد.
ﺍﻓﺰﺍﯾﺶ ﻣﻬﺮﯾﻪ برای بار دوم ﻣﻮﺭﺩ ﺍﺳﺘﻨﺎﺩ ﻧﯿﺴﺖ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﻣﻌﻨﺎ ﮐﻪ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻭﻗﻮﻉ ﻋﻘﺪ ﻭ ﺛﺒﺖ ﻣﻬﺮﯾﻪ، ﻃﺮﻓﯿﻦ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﺑﻪ ﺍﻓﺰﺍﯾﺶ ﻣﻬﺮﯾﻪ ﻣﯽ‌ﮔﯿﺮﻧﺪ ﻭ ﺣﺘﯽ ﺍﻗﺮﺍﺭﻧﺎﻣﻪ‌ﺍﯼ ﺗﻨﻈﯿﻢ ﻭ ﺗﻮﺿﯿﺤﺎﺗﯽ ﺍﺿﺎﻓﻪ ﻣﯽ‌ﺷﻮﺩ. ﺍﯾﻦ ﺷﺮﺍﯾﻂ ﺟﺪﯾﺪ ﻧﻤﯽ‌ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻣﻬﺮﯾﻪ ﺍﺻﻠﯽ ﺗﻠﻘﯽ ﺷﻮﺩ ﺩﺭ ﻭﺍﻗﻊ ﺍﻓﺰﺍﯾﺶ مهریه ﺑﻌﺪﯼ ﯾﮏ ﺗﻌﻬﺪ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻭ ﺍﻣﺘﯿﺎﺯﺍﺕ ﻣﻬﺮﯾﻪ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺭﺩ. برخی از وکلا نیز اعتقاد دارند ضمانت‌های اجرایی و حقوق مهریه غیرقابل افزایش است و پس از عقد نکاح، زوجین می‌توانند توافق کنند که مثلاً تا ۱۰ برابر میزان مهریه به زوجه پرداخت شود. اما نکته اینجاست که
اولاً:این توافق موجب “حق حبس” و عدم تمکین زوجه نیست و صرفاً یک بدهی مانند هر بدهی دیگر خواهد بود.ثانیاً:به‌محض پرداخت “مهریه” که به‌هنگام عقد نکاح بدان اشاره شده، زوج دراین‌باره تکلیف و تعهد خویش را اجرا کرده است.با ارجاع هر پرونده پس از بررسی اولیه از میان وکلای خبره به وکیل متخصص در آن امور ارجاع میگردد :اسامی وکلای وکیل نوین :۱ – وکیل محمد باقر بهروش ( قاضی بازنشسته )۲ – وکیل دکتر حمید رضا گوهریان ( عضو هیئت علمی دانشگاه استاد و مدیر گروه دانشکده حقوق )۳-دکتر علی موسوی ( وکیل پایه یک دادگستری )۴-وکیل خانم کبری داوودی(وکیل پایه یک دادگستری)

وکیل نوین سایت معرفی وکیل تخصصی در کشور

وکیل نوین با گروه متخصص وکلا در کشور با تخصصی کردن پرونده ها گام مهمی در جهت موفقیت در دادگاه ها برداشته است ، با تماس و مراجعه هر شهروند ایرانی  به شماره های اعلام شده بلافاصله تشکیل پرونده گردیده و وکیل متخصص در آن حیطه متناسب با نوع پرونده شما معرفی میگردد .در حین روند پرونده به پیگیری های مختلف توسط وکلا و کارشناسان دیگر نظر سنجی هایی صورت میپذیرد که در صورت عدم رضایت شما وکیل معین شده بر روی پرونده تعویض میگردد ، این امر باعث میشود علاوه بر بالا بردن تسریع در روند پرونده وکیل معین شده دارای تجارب بالا و پاسخگویی مناسب به موکل را دارا باشد .

وکیل نوین سامانه معرفی وکیل تخصصی در کشور 

وکیل وصول مطالبات | مشاوره حقوقی

شخصی حدود ۲ میلیون تومان از بنده خرید کرده است و حدود ۳۰۰ هزار تومان از پولش باقی مانده و بدهکار است. ایشان اهل شهر دیگری هستند و تنها نشانی که از خود به من داده‌اند یک شماره تلفن همراه است. الان بعد از گذشت چند ماه با شماره مورد نظر که تماس می‌گیریم می‌گویند واگذار شده است. از شما راهنمایی می‌خواهم که چطور می‌توانم این موضوع را پیگیری کنم؟اگر آدرس وی را می‌دانید در هر شهرستانی که ساکن است باید به آن جا مراجعه و از طریق شورای حل اختلاف با تقدیم دادخواست مطالبه کنید اما اگر هیچ آدرسی از وی ندارید از طریق شورای حل اختلاف محل سکونت خودتان با مجهول المکان اعلام نمودن وی اقدام کنید لکن در هر صورت برای اجرای حکم می بایست اموال او را معرفی کنید.با ارجاع هر پرونده پس از بررسی اولیه از میان وکلای خبره به وکیل متخصص در آن امور ارجاع میگردد :اسامی وکلای وکیل نوین :۱ – وکیل محمد باقر بهروش ( قاضی بازنشسته )۲ – وکیل دکتر حمید رضا گوهریان ( عضو هیئت علمی دانشگاه استاد و مدیر گروه دانشکده حقوق )۳- وکیل دکتر علی موسوی (وکیل پایه یک دادگستری )۴-وکیل خانم کبری داوودی (وکیل پایه یک دادگستری)  

وکیل نوین سایت معرفی وکیل تخصصی در کشور

وکیل نوین با گروه متخصص وکلا در کشور با تخصصی کردن پرونده ها گام مهمی در جهت موفقیت در دادگاه ها برداشته است ، با تماس و مراجعه هر شهروند ایرانی  به شماره های اعلام شده بلافاصله تشکیل پرونده گردیده و وکیل متخصص در آن حیطه متناسب با نوع پرونده شما معرفی میگردد .در حین روند پرونده به پیگیری های مختلف توسط وکلا و کارشناسان دیگر نظر سنجی هایی صورت میپذیرد که در صورت عدم رضایت شما وکیل معین شده بر روی پرونده تعویض میگردد ، این امر باعث میشود علاوه بر بالا بردن تسریع در روند پرونده وکیل معین شده دارای تجارب بالا و پاسخگویی مناسب به موکل را دارا باشد .

وکیل نوین سامانه معرفی وکیل تخصصی در کشور 

شرایط حق انتفاع|چگونه می شود حق انتفاع  را انتقال داد|وکیل متخصص

 یکی از شرایط حق انتفاع این است که اگر حق انتفاع به طور مطلق و بدون قید مدت به کسی داده شود، آن را حبس مطلق می‌گویندو این حق تا فوت مالک خواهد بود مگر این­که مالک قبل از فوت خود رجوع نماید،الف) حق انتفاع با عقد و قرارداد ایجاد می‌شود.ب) موضوع حق انتفاع باید مالی باشد که استفاده از آن موجب از بین رفتن خود مال و عین آن نباشد.ج) دارنده حق انتفاع (منتفع) باید در حین و زمان عقد موجود باشد.د) در حق انتفاع، قبض و تسلط منتفع بر مال مورد انتفاع شرط صحت عقد می‌باشد.

حق انتفاع 

حق انتفاع عبارت از حقی است که به موجب آن شخص می‌تواند از مالی که عین آن ملک دیگری است یا مالک خاصی ندارد، استفاده کند. در حق انتفاع، مال در مالکیت شخصی دیگر است و منافع نیز ملک شخص دیگری است و فقط شخص دارای حق انتفاع،حق استفاده و بهره‌برداری از آن را دارد، نه حق مالکیت بر آن.حق انتفاع یکی از شاخه‌ها و مراتب مالکیت است که طی قراردادی به شخص واگذار می‌شود پس جزء اموال وی محسوب می شود .

مال موضوع حق انتفاع دارای دو صاحب حق می باشد:

۱)منتفع، که حق استفاده و بهره‌برداری از عین به او واگذار شده است.مالک، که صاحب عین است و در اثر قرارداد،۲) هم بزرگی از حقوق خود را به منتفع واگذار کرده است.

اقسام حق انتفاع

حق انتفاع به معنی خاص به سه قسم است:

الف) عُمری:

که به موجب قراردادی حق استفادۀ از ملک به مدت عمر خود مالک یا عمر منتفع یا شخص دیگری به منتفع واگذار شده باشد. چون مدت واگذاری و قرارداد به مدت عمر مالک یا طرف قرارداد یا شخص دیگری بیرون از قرارداد می‌باشد، به این قرارداد، عمری گفته می‌شود.

ب) رُقبی:

اگر مدت حق انتفاع معین باشد، به این حق انتفاع رقبی گفته می‌شود.

ج) سُکنی:

اگر حق انتفاع در مورد سکونت در مسکنی باشد، حق سکنی نامیده می‌شود. این حق ممکن است به مدت عمر مالک یا منتفع یا شخص ثالث و یا به مدت معین باشد.

حبس مطلق:

اگر حق انتفاع به طور مطلق و بدون قید مدت به کسی داده شود، آن را حبس مطلق می‌گویند و این حق تا فوت مالک خواهد بومگر این­که مالک قبل از فوت خود رجوع نماید، بنابراین در این نوع از حق انتفاع برخلاف اقسام دیگر، مالک حق رجوع دارد و همواره  می‌تواند قرارداد حق انتفاع را بر هم زند و در اصطلاح گفته می‌شود که حبس مطلق عقد جائز است و طرفین هروقت که مایل باشند می‌توانند آن را بر هم بزنند.

حبس مؤبّد:

قرارداد حق انتفاع به طور نامحدود و همیشگی می‌باشد و اگر به امور عام المنفعه و خیریه اختصاص داده شده باشد، تابع احکام وقف خواهد بود.

وکیل معاضدتی | از هشدار میراندا چه می دانید ؟

 وکیل معاضدتی با توجه به اینکه همه افراد توان مالی برای گرفتن وکیل را ندارند بهترین راهکار برای رسیدن به دادرسی عادلانه است،در صورتی که فرد تمکن مالی نداشته باشد می تواند از کانون وکلا درخواست وکیل معاضدتی کند.

وکیل معاضدتی

“You have the right to remain silent. Anything you say can and will be used against you in a court of law. You have the right to an attorney. If you ?cannot afford an attorney, one will be provided for you. Do you understand the rights I have just read to you

ترجمه:

شما حق دارید سکوت کنید.هر چه بگویید در دادگاه علیه شما استفاده خواهد شد.شما حق دارید که وکیل داشته باشید،اگر توانایی اختیار وکیل ندارید یک وکیل به صورت رایگان برای شما منصوب خواهد شد.آیا حقوقی را که برای شما قرائت شد متوجه شدید؟

اما ماجرا چیست؟

در سال۱۹۶۳ارنستو میراندا به جرم قتل و تجاوز دستگیر شد و دادستان فقط با تکیه بر اقرار او پس از دستگیری، میراندا را محکوم کرد.ولی سه سال بعد دیوان عالی این حکم را باطل اعلام کرد. به این دلیل که پیش از گرفتن اقرار به متهم توضیح داده نشده بود که:الف: می توانی با استفاده از حق سکوت به پرسشهای پلیس پاسخ ندهی.ب: می توانی درخواست وکیل کنی و در صورت عدم بضاعت مخارج آن را از دولت بگیری.از آن پس پلیس آمریکا موظف شد که پس از دستگیری هر فردِ مظنون،هشدار میراندا را با صدای بلند برای او بیان کند .در غیر اینصورت اقرار متهم در دادگاه معتبر شناخته نخواهد شد و حتی میتواند منجر به آزادی متهم شود .

هشدار میراندا

حقی قانونی است که مطابق آن شخص بازداشت شده میتواند تا زمان حضور وکیلش به هیچ پرسشی از جانب پلیس پاسخ ندهد. همچنین وی حق دارد در تمام مراحل دادرسی وکیلی برای خود داشته باشد.

وکیل ارزان در تهران – ۰۹۱۲۹۱۷۰۴۶۸

  

وکیل ارزان در تهران – ۰۹۱۲۹۱۷۰۴۶۸

علی علی حسینی  : سلام ممنون میشم در تهران وکیل خوب و ارزان معرفی کنید ؟

سلام بایستی دید پرونده شما در چه رابطه ای است که بر مبنای آن بتوان پاسخ داد باتوجه به پرونده موکل وکیل متخصص و خبره در آن زمینه معرفی می گردد.پژمان رضایی : شماره و آدرس این وکیل ها رو از کجا میتونم بدست بیارم و باهاشون هماهنگ کنمبه دلیل محرمانگی شماره های وکلا بهتر است با شماره ۰۹۱۲۹۱۷۰۴۶۸ تماس بگیرید و پروندتون رو شرح بدید تا هرکدام از این وکیل ها که مناسب برای پرونده شما بود بهتون معرفی و هماهنگی های لازم رو انجام بدن

معامله فضولی|از قوانین معامله فضولی چه می دانید|وکیل قراردادها

 

از قوانین معامله فضولی چه می دانید ؟

ماده ۲۵۵ قانون مدنی :

هرگاه کسی نسبت به مالی معامله به عنوان فضولی نماید و بعد معلوم شود که آن مال ، ملک معامله کننده بوده است یا ملک کسی بوده است که معامله کننده می‌توانسته است ازقبل او ولایتاً یا وکالتاً معامله نماید در این صورت نفوذ و صحّت معامله موکول به اجازه معامل است و الاّ معامله باطل خواهد بود

ماده ۲۵۷ قانون مدنی :

اگر عین مالی که موضوع معامله فضولی بوده است قبل از این که مالک ، معامله فضولی را اجازه یا رد کند مورد معامله دیگر نیز واقع شود مالک می‌تواند هر یک از معاملات را که بخواهد اجازه کند ، در این صورت هر یک را که اجازه کرد معاملات بعد از آن نافذ و سابق بر آن ، باطل خواهد بود.

ماده ۳۵۸ قانون آیین دادرسی مدنی :

چنانچه دادگاه تجدید نظر ادعای تجدید نظر خواه را موجه تشخیص دهد . رأی دادگاه بدوی را نقض و رأی مقتضی صادر می‌نماید. در غیر این صورت با رد درخواست و تأیید رأی ، پرونده را به دادگاه بدوی اعاده خواهد داد.با ارجاع هر پرونده پس از بررسی اولیه از میان وکلای خبره به وکیل متخصص در آن امور ارجاع میگردد :اسامی وکلای وکیل نوین :۱ – وکیل محمد باقر بهروش ( قاضی بازنشسته و وکیل پایه یک دادگستری )۲ – وکیل دکتر حمید رضا گوهریان ( عضو هیئت علمی دانشگاه استاد و مدیر گروه دانشکده حقوق )۳- دکتر علی موسوی بایگی ( وکیل پایه یک دادگستری )۴-وکیل خانم کبری داوودی(وکیل پایه یک دادگستری)

وکیل نوین سایت معرفی وکیل تخصصی در کشور

وکیل نوین با تخصصی کردن پرونده ها گام مهمی در جهت موفقیت در دادگاه ها برداشته است ، با تماس و مراجعه هر شهروند ایرانی  به شماره های اعلام شده بلافاصله تشکیل پرونده گردیده و وکیل متخصص در آن حیطه متناسب با نوع پرونده شما معرفی میگردد .در حین روند پرونده به پیگیری های مختلف توسط وکلا و کارشناسان دیگر نظر سنجی هایی صورت میپذیرد که در صورت عدم رضایت شما وکیل معین شده بر روی پرونده تعویض میگردد ، این امر باعث میشود علاوه بر بالا بردن تسریع در روند پرونده وکیل معین شده دارای تجارب بالا و پاسخگویی مناسب به موکل را دارا باشد .

وکیل برای جرایم رانندگی و تخلفات آن در مشهد

 

کاربردی ! نحوه صدور قرار تأمین در جرایم و تخلفات_رانندگی طبق تبصره ۳ ماده ۲۱۷ ق.ا.د.ک در جرایم غیرعمدی در صورتی که به تشخیص مقام_قضایی تضمین حقوق بزه_‏دیده به طریق دیگر امکان‏پذیر باشد ، صدور قرار کفالت و وثیقه جایز نیست. طبق ماده ۲۱۹ نیز مبلغ وجه_التزام ، وجه_‏الکفاله و وثیقه نباید در هر حال از خسارت وارده به بزه ‏دیده کمتر باشد . درکه دیه یا خسارت زیاندیده از طریق بیمه قابل جبران است ، بازپرس با لحاظ مبلغ قابل از سوی بیمه قرار تأمین متناسب صادر می‌کند .ماده ۲۱۸ قانون موصوف هم بیان نموده :برای اتهامات متعدد متهم ، قرار تأمین واحد صادر می‌شود ، مگر آنکه رسیدگی به جرایم ارتکابی در صلاحیت ذاتی دادگاه‌های مختلف باشد که در این صورت برای اتهامات موضوع صلاحیت هر دادگاه ، قرار تأمین متناسب و مستقل صادر می‌شود.

ماده ۴۹ قانون جدید بیمه_اجباری نیز در مقرره ای قابل تقدیر بیان داشته :

مراجع_قضائی مکلفند در دعاوی مربوط به حوادث_رانندگی ، در صورت وجود بیمه‌نامه معتبر و مکفی و احراز اصالت آن ، صرفاً متناسب با جنبه_عمومی_جرم برای راننده مسبب حادثه قرار تأمین صادر کنند .نتیجه ؛ در پرونده های تصادف رانندگی اولا دو قرار تأمین صادر نمی شود ؛ قبل از تصویب و حاکمیت قانون جدید آیین_دادرسی_کیفری غالبا یک قرار وثیقه جهت جنبه خصوصی ( دیه) صادر و تأییدیه بیمه_نامه بعنوان وثیقه پذیرفته می شد ؛ یک قرار کفالت یا وجه التزام نیز جهت تأمین جنبه عمومی صادر می شددر شرایط فعلی ، دیگر نیازی به صدور قرار وثیقه نیست . چرا که مقنن ، تأییدیه بیمه نامه را بعنوان وثیقه پذیرفته و از طرفی صدور دو قرار تأمین برای یک اتهام را منع نموده است ؛ چرا که اتهام راننده نیز تسبیب_غیرعمدی در ایراد مصدومیت به شاکی است هر چند دارای دو جنبه خصوصی و عمومی باشد

به عنوان مثال

در صورتی که حادثه رانندگی مشمول ماده ۷۱۷ قانون_تعزیرات باشد غالبا صدور قرار_التزام_به_حضور با تعیین وجه التزام جهت تأمین جنبه عمومی کفایت می کند . در رویه_ قضایی نیز از این قالب استفاده می شود .

وکیل نوین سایت معرفی وکیل تخصصی در کشور

وکیل نوین با گروه وکلای خود در کشور با تخصصی کردن پرونده ها گام مهمی در جهت موفقیت در دادگاه ها برداشته است ، با تماس و مراجعه هر شهروند ایرانی  به شماره های اعلام شده بلافاصله تشکیل پرونده گردیده و وکیل متخصص در آن حیطه متناسب با نوع پرونده شما معرفی میگردد .در حین روند پرونده به پیگیری های مختلف توسط وکلا و کارشناسان دیگر نظر سنجی هایی صورت میپذیرد که در صورت عدم رضایت شما وکیل معین شده بر روی پرونده تعویض میگردد ، این امر باعث میشود علاوه بر بالا بردن تسریع در روند پرونده وکیل معین شده دارای تجارب بالا و پاسخگویی مناسب به موکل را دارا باشد .

وکیل حقوقی| آیا وجه نقد را می توان به امانت سپرد یا خیر؟

 

 امروز در دانشگاه بحثی بین نگارنده و تعدادی از دانشجویان ترم های بالای رشته حقوق پیش آمد

آیا وجه نقد را می توان به امانت سپرد یا خیر؟ وکیل حقوقی

مسئله ای که محل اختلاف بود پاسخ مثبت و منفی به سئوال مذکور بود که بنده معتقد بودم هیچگاه سپردن پول به شخصی و تعهد به استرداد آن نمی توان عنوان امانت داشته باشد و به جز یک نفر بقیه با این نظر مخالف بودند. آنچه که جای تأسف داشت این بود که هنوز دانشجویان ترم های آخر این رشته از پایه و اساس ضعیف بودند و حتی با الفبای آن نیز بیگانه!

ماده ۶۰۷ قانون مدنی در تعریف امانت یا ودیعه مقرر می دارد

« ودیعه عقدی است که بموجب آن یک نفر مال خود را به دیگری می سپارد برای آنکه آن را مجانا نگاهدارد. ودیعه گذار مودع و ودیعه گیر را مستودع یا امین می گویند. »در اینکه مورد معامله در عقد ودیعه حتما باید مال باشد هیچ تردیدی نیست و در اینکه پول نیز مال است نیز شکی نباید کرد. این مطلب اساس استدلال کسانی بود که معتقد بودند پول می تواند به عنوان امانت به کسی سپرده شود. به اعتقاد اساتید حقوق مورد ودیعه هم می تواند عین معین باشد هم کلی در معین و هم عین کلی. همین مسئله بود که موجب اشتباه دانشجویان شده بود که معتقد بودند پول عین کلی است و چون عین کلی می تواند به ودیعه سپرده شود پس اطلاق آن به وجه نقد هم صحیح است. آنچه در این باور مورد توجه قرار نگرفته بود این است که پول اصلا عین نیست که بخواهد وصف کلیت داشته باشد. معمولا عین آن است که وجود خارجی ، واقعی و ملموس داشته باشد هر چند معین نباشد اما آید پول این اوصاف را داراست؟اشکال طرفین بحث این بود که گمان می کردند چون پول در قالب اسکناس و سکه این اوصاف را دارد پس عین است هر چند پول جنبه عینی دارد ولی ما اصلا در روابط خود به این جنبه عینی توجه نداریم لکن آنها توجه نمی کردند که این کاغذ یا فلز حکایت از وجود اعتباری این اشیاء دارد که قانونگذار به آنها بخشیده است نه صرفا این شیء در عالم واقعی معتبر و با ارزش باشد چرا که با  اراده قانونگذار براحتی ارزش آن ساقط میشود پس مشخص است که پول عین نیست و آنچه عین نیست هیچگاه به معین تبدیل  نمی شود  پس وجه پول اگر به شخصی به عنوان امانت سپرده شود شخص اصلا ملزم نیست که همان عین یعنی اسکناس ها را به سپرده گذار مسترد کند چون در منظور طرفین عینی در کار نبوده  که نسبت به آن عین حقی ایجاد شود در حالی که در عقد ودیعه باید همان عین را مودع تسلیم کرد .(موضوع ماده ۶۱۹ قانون مذکور). زمانی که شخص پول را به طرف می سپارد این پول داخل در سرمایه طرف قرار می گیرد (عقد قرض ۶۴۸ قانون مدنی) و در واقع ذمه وی در مقابل آن شخص مشغول می شود و متعهد شده است آن پول را در موعد معین به وی برگرداند اگر اسکناسی غیر از آنچه به وی سپرده بود را به صاحبش بازگرداند مسلما نمی توان او الزام کرد که همان عین پول را برگرداند چنین الزام عقلائی نیست. در عقد امانت مطابق ماده ۶۰۷ قانون مدنی مورد ودیعه توسط مستودع نگهداری می شود در حالی که فرض نگهداری وجه نقدبا کیفیتی که ماده فوق مورد نظر دارد (منظور استرداد همان عین است) به علت عینیت نداشتن آن سالبه به انتفاء موضوع است. دلیل دیگر بر رد این ادعا این است که اگر به شخصی پولی به عنوان امانت سپرده شود و آن پول در اثر قوه قاهره از بین برود آیا منطقی است ذمه مستودع را بری دانسته و استناد به ید امانی وی کنیم؟ و اگر این پول بر اثر قوه قاهره از بین برود آیا در این عقد خللی وارد می شود؟ همانطور که گفته شد به محض اینکه پول به قبض شخص برای نگهداری در آید فی الواقع در ذمه او قرار می گیرد که باید فلان مبلغ را به آن شخص بپردازد.همچنین طبق ماده ۶۱۹ قانون مدنی مقرر می دارد:« امین باید عین مالی را که دریافت کرده است رد نماید. »و مداقه در مواد ۶۱۲ الی ۶۲۴ قانون مدنی منظور قانونگذار را در اینکه مال حتما باید عین باشد بطور واضح بیان می کند و تاکید دارد که باید همان مال مسترد گردد نه مال دیگر و همانطور که اشاره شد فرض استرداد همان وجوه با همان شماره سریال اصلا منطقی نیست و می توان از این ماده نتیجه گرفت که پول نمی تواند مورد امانت واقع شود. عده ای می گفتند اگر طرف این پول را خرج کند خیانت در امانت است که این نظر نه با قانون وفق دارد نه اصول حقوقی آن را می پذیرد چرا که طرف ملزم است معادل آن وجه بپردازد و هیچ تفاوتی نمی کند که آن وجوه دارای همان شماره سریال باشد یا خیر بلکه ارزش اعتباری آن مد نظر است که همان قدرت خرید است با هر شکلی که عرفا معتبر باشد چه اسکناس ده هزار ریالی کهنه و چه نو از لحاظ قدرت خرید تفاوتی ندارد در واقع شخصی که اینجا خائن نامیده شده است مدیون است. از طرفی در بحث اشاره کردند به این که در این عقد طرفین می توانند شرط کنند که باید همان پول با همان مشخصات مسترد گردد.در فرض اینکه این وجوه هیچ امتیازی از نظر ارزش با وجوه دیگر ندارد انجام به این شرط به نظر می رسدمخالف بند۲ ماده ۲۳۲ قانون مدنی است چه که ماده فوق مقرر می دارد شرط باید  دارای منفعت عقلائی باشد شرط این که باید همان اسکناسها باید مسترد گردد چون ارزش آن با سایر  اسکناسهای مشابه تفاوتی نمی کند حتی اگر از نظر کمیت و قیمت مندرج در آن کمتر یا بیشتر باشد. پس شرط مزبور نمی تواند نفع عقلائی داشته باشد پس شرط باطل است ولی مفسد عقد نیست و الزام به انجام آن به نظر نمی رسد لزومی داشته باشد.

نتیجه:

نظر نگارنده این است که وجوهی که به امانت سپرده می شود هر چند در قالب امانت است اما شرایط آن را ندارد بیشتر به عقد قرض موضوع ماده ۶۴۸ قانون مدنی شباهت دارد تا عقد ودیعه. پس نمی توان در صورتی که مطابق شروط آن عقد  عمل نشد موضوع جنبه کیفری مطابق ماده ۶۷۴ قانون مجازات اسلامی بخش تعزیرات داشته باشد.گاهی طرفین به هنگام ایجاد ماهیت عقدی به غلط آن را با نام ماهیت دیگری معرفی می کنند. در این صورت روشن است که برای ساختن ماهین عقد تشکیل یافته، باید اراده و قصد مشترک ایشان مورد بررسی قرار گیرد و نامگذاری طرفین را نمی توان ضابطه تشخیص ماهیت عقد مزبور دانست. مثلا در عرف عموم شایع است که زمانی که همسایه می خواهد برای برگزاری مجلس جشنی، از اثاثیه و لوازم همسایه خود در مدت برگزاری جشن استفاده کند به هنگام مراجعه به همسایه میگوید این اثاث را تا فردا به من قرض بده در صورتی که مقصود و ماهیت طرفین عقد، قرض نیست و آنچه طرفین در این گونه موارد اراده می کنند در حقیقت عاریه موضوع ماده ۶۳۵ قانون مدنی است و تشخیص آن هم با دادگاه است. این ناشی از فهم نادرست عموم از اصطلاحات حقوقی است همانطور که عبارت نادرست « فروش سرقفلی » در جامعه به وفور دیده می شود.

وکیل کرج|پرداخت کسورات قانونی حق بیمه و مالیات سهم کارگر چگونه است؟

این مجموعه توسط وکلا و فارغ التحصیلان حقوق در کرج وکالت در امور کار

و تامین اجتماعی اقدام می نماید.

در مواردی که با شکایت کارفرما کارگر بازداشت شده و برابر تصمیم مراجع صالحه با قید ضمانت آزاد میگردد و کارفرما وی را موقتا بکار اعاده نماید، آیا بازهم تکلیفی به پرداخت حقوق مقرر در تبصره ماده ۱۸ خواهد داشت؟نطر به اینکه هدف قانونگذار رسیدگی به مشکل معیشتی خانواده کارگر بوده است و بر اساس رویه هایموجود چنانچه کارگر بر اساس شکایت کارفرما توقیف وسپس با قید ضمانت آزاد گردد، کارفرما میتواند تا تعیین تکلیف نهایی کارگر را به کار اعاده نماید. بدیهی است در غیر اینصورت کارفرما مکلف به پرداختمبلغ مزبور خواهد بود.در موادی که بر اساس رای صادره از مراجع حل اختلاف، کارگر بکار قبلی اعاده میگردد، و کارفرما مکلف میگردد حق السعی ایام تعلیق یعنی از تاریخ اخراج تا تاریخ اعاده بکار مجدد را پرداخت نماید، پرداخت کسورات قانونی ( حق بیمه و مالیات سهم کارگر ) به عهده کیست و به چه نحو؟ برابر مقررات مالیاتی و قانون تامین اجتماعی اینگونه کسورات توسط کارفرما از حق السعی کارگر  کسر میگردد و در مواردی که حکم مراجع حل اختلاف توسط دایره اجرای احکام دادگستری اجرا میگردد، کسورات قانونی مزبور مربوط به ایام تعلیق به عنوان بدهی کارگر به کارفرما بوده و کارفرما میتواند باستناد بند «الف» ماده ۴۵ قانون و بارعایت ترتیب مقرر در ماده ۴۴ قانون مرقوم، طلب خود را وصول نماید.

وکیل نوین سایت معرفی وکیل تخصصی در کشور

وکیل نوین با تخصصی کردن پرونده ها گام مهمی در جهت موفقیت در دادگاه ها برداشته است ، با تماس و مراجعه هر شهروند ایرانی  به شماره های اعلام شده بلافاصله تشکیل پرونده گردیده و وکیل متخصص در آن حیطه متناسب با نوع پرونده شما معرفی میگردد .در حین روند پرونده به پیگیری های مختلف توسط وکلا و کارشناسان دیگر نظر سنجی هایی صورت میپذیرد که در صورت عدم رضایت شما وکیل معین شده بر روی پرونده تعویض میگردد ، این امر باعث میشود علاوه بر بالا بردن تسریع در روند پرونده وکیل معین شده دارای تجارب بالا و پاسخگویی مناسب به موکل را دارا باشد .

وکیل نوین سامانه معرفی وکیل تخصصی در کشور 

 مهریه با حکم جلب شوهر؟ وکیل مهریه در کرج

 

آدرس : کرج-میدان مهران- به سمت گلستان- ساختمان مهران- طبقه ۵- واحد ۱۷

وکالت توسط اقای وحیدجوادی رهورد صورت می‌گیرد.

  

مهریه با حکم جلب شوهر؟

یک حقوقدان گفت:‌ مهر، توافق مالی فی‌مابین زن و مرد به هنگام عقد نکاح بوده و نوع الزام قانونیو شرعی است که بر شوهر تحمیل می‌شود و زوجین می‌توانند به هنگام عقد یا پس از آن، مقدارمهر را به تراضی تعیین کنند. مهریه یا حکم جلب شوهر؟؟ مهریه مهریه با حکم جلب شوهر؟ وکیل مهریه در کرج 2925085 849به گزارشخبرنگار حقوقی قضایی باشگاه خبرنگاران،مهریه در نظام حقوقی خانواده در اسلام،یکی از حقوق مالی زن در جریان ازدواجاست. این نوشتار با تعریف لغوی مهریه،به مفهوم هدیه داماد به هنگام عقد به عروس، بیان می‌کند که سنت مهریه، یک سنت دیرپا و کهن از نظام‌های مختلف حقوقی خانواده در بین تمدن‌های پیشین بوده است. در ادامه مطرح می‌شود که در عصر کنونی مهریه علیرغم سفارش به سبک گرفتن، میزان آن در حال افزایشاست که پیامدهایی از جمله کاهش نرخ ازدواج، تغییر در نوع همسرگزینی، ایجاد خصومت و دشمنی،احتمال سوداگری، طلاق و موارد دیگر به همراه دارد. در پایان پیشنهاداتی جهت کنترل روند افزایش مهریه در ایران ارائه شده است.مهر، توافق مالی فی‌مابین زن و مرد  به هنگام عقد نکاح بوده و نوع الزام قانونی و شرعی است که بر شوهر تحمیل می‌شود و زوجین می‌توانند به هنگام عقد یا پس از آن، مقدار مهر را به تراضی تعیین نمایند. مطابق قانون مدنی هر چیزی را که مالیت داشته و قابل تملک نیز باشد می‌توان مهر قرار داد.

مهر، عندالمطالبه :

مهر، عندالمطالبه بوده و به مجرد عقد، زن مالک مهر می‌شود و می‌تواند هر نوع تصرفی که بخواهد در آن بنماید. این مالکیت نسبت به نصف مهر، مستقر و نسبت به بخش باقیمانده، متزلزل و منوط به انجام رابطه زناشویی زوجین می‌باشد.

انواع مهریه

مهریه به اتواع مختلفی چون، مهرالمسمی، مهرالمثل، مهرالمتعه، مهرالسنه تقسیم می‌گردد. مهرالمسمی: اصطلاح مهرالمسمی از فقه اسلامی گرفته شده، به این معنا که هرگاه مهر در عقد ازدواج تعیین شده باشد، آن را مهرالمسمی می‌گویند.

مهرالمثل:

مهرالمثل مهری است که به موجب قرارداد تعیین نشده، بلکه بر حسب عرف و عادت و با توجه به وضع زن از لحاظ سن، زیبایی، تحصیلات، موقعیت خانوادگی و اجتماعی او و غیره و با در نظر گرفتن مقتضیات زمان و مکان تعیین می‌گردد.

مهرالمتعه:

در اصطلاح حقوقی، مالی است که شوهر در صورت وقوع طلاق قبل از نزدیکی و تعیین مهر، به تناسب وضع اقتصادی خود، به زن می‌دهد.

مهرالسنه:

به مهریه حضرت زهرا (س) اطلاق می‌شود، این مهریه قیمت زره حضرت علی (ع) بوده که در آن زمان ۵۰۰ درهم بوده است. طبق قانون مدنی ضروری است که مال مورد مهر، مالیت داشته و قابل تملیک و نقل و انتقال باشد. مهر باید بین طرفین تا حدی که رفع جهالت آن‌ها بشود معلوم و معین بوده و قدرت بر تسلیم مرد نیز بدان شرط است. در صورتی که مهرالمسمی مجهول باشد یا مالیت نداشته باشد، زن مستحق مهرالمثل خواهد بود و در صورتی که مهرالمسمی تعیین شده ملک غیر باشد، زن مستحق مثل یا قیمت آن خواهد بود مگر اینکه صاحب مال اجازه نماید.

سوال :

اما همین مهریه امروزه به یکی از مشکلات ازدواج‏ تبدیل شده است. مهریه‏ های سنگین و سرسام‏آور، با این توجیه که مهریه را چه کسی داده و چه کسی گرفته؟! که در اینجا جای طرح این سوال است که اگر مهریه را کسی نداده و کسی هم نگرفته، پس چرا هر روز آمارهای جدیدی از زندانیان مهریه اعلام می‌شود که شمارشان گاهی از هزاران نفر هم می‌گذرد؟!

پاسخ :

پرداخت مهریه بر عهده داماد است و جزو بدهی‏‌های او محسوب می‌شود، و حتی بعضی از فق‌ها گفته‌‏اند اگر مرد قصد پرداخت آن را نداشته باشد، اصل عقد باطل خواهد بود. مهریه‏‌ای که باید موجب مهر و محبت باشد اگر مبلغش زیاد بالا باشد سبب بغض و کینه می‌‏شود. وقتی مهریه سنگینی برای دختر قرار داده شد، خود به خود در کوران زندگی و سختی‏‌ها و عصبانیت‏‌ها به این فکر می‌‏افتد که اگر کار به طلاق هم کشید این مهریه زیاد پشتوانه‌‏ای برایش خواهد بود؛ لذا به راحتی ناسازگاری می‌‏کند و از طلاق و جدایی واهمه‏ای نخواهد داشت. شوهر هم که می‌‏بیند با طلاق و پرداخت مهریه بالا، هستی و نیستی‏‌اش به باد می‌‏رود، هرگز حاضر به طلاق نمی‌‏شود و هر روز و هر ساعت کینه زن را در دل می‌‏پروراند و آن‏قدر او را می‌‏آزارد تا زن مهریه خود را حلال کند و جانش را آزاد. اساس زندگی زناشویی علاقه و عشق است نه معامله و کسب و کار. بنابراین مجالسی که برای مهربران تشکیل می‌‏شود و طرفین عقد، گویی در خرید و فروش کالایی نایاب به جدال می‌‏پردازند، ابدا اسلامی نیست؛ چرا که باید به فرمایش رسول خدا(ص) توجه کرد که فرمود: «بهترین زنان امت من زنانی هستند که در عین اینکه زیبارویند، مهرشان کم است».

و امام رضا(ع) می‌‏فرماید:

«هنگام ازدواج کوشش کنید بیش از مهر السنه، مهریه قرار ندهید که معادلپانصد درهم است و باید قبل از عروسی، همه یا قسمتی از آن را به همسر خود بپردازید».

آیا تاکنون وجود مهریه سنگین زوجی، مانع فروپاشی زندگیشان شده است؟ بی‌شک خیر، چراکه اگر مانع بود آمار طلاق شناسنامه‌ای و عاطفی زوجین تا این حد بالا نمی‌رفت. شاید عوام براین باور باشند که بالا بودن مهریه باعث عدم طلاق از سوی مرد است اما چنین نیست زیرا با افزایش میزان مهریه زنان احساس می‌کنند که دارای پشتوانه محکمی هستند و برای حفظ زندگی زناشوئی از هنر زنانگی خود استفاده نکرده و آن را فراموش می‌کنند. لذا مردان در ضمیر ناخوداگاه خویش احساس بردگی می‌کنند و برای رهایی از این بند به فکر چاره می‌افتند و چون چاره‌ای پیدا نکنند بصورت ناخواسته عصبی وپرخاشگر شده و فشار وارده از سوی زن را با چندین برابر تقویت به سوی‌‌ همان طرف مقابل برگشت می‌دهند این کنش و واکنش‌ها بطور مداوم تکرار شده و در آخر منجر به عدم سازش می‌گردد که اگر هر دو مقاومت کنند به خانواده ناهنجار تبدیل می‌شود، در بسیاری ازموارد زن‌ها چون ازنظر عاطفی حساسند مقاومت خویش را از دست داده و با بخشیدن‌‌ همان اهرم فشار (مهریه) خود را خلاص می‌کنند. یا در مواردی مردان به اصطلاح پی همه چیزرا بر تن خود مالیده و اقدام به جدایی می‌نمایند و تاوان اشتباه خود را با زندان و پرداخت اقساط بلند مدت می‌پردازند. و این می‌شود که داماد‌ها دستبند زده در راهرو‌های دادگاه‌های خانواده، خجل و سرگردان و یا در گوشه زندانند وعروسان برای وصول مبلغ یا مبالغ مهریه خود در دادگاه‌ها در تکاپو هستند.

مهریه :

بپذیریم و قبول کنیم که زر و سکه قلب‌ها را به هم پیوند نمی‌زند و صلح و صفای خانواده با سنگینی مهریه حاصل نمی‌شود. بلکه عشق و محبت است که نگهدار آن است. از این آرمان اخلاقی و انسانی تا پدیده‌های متعارف جامعه، از جمله معضل زندانیان مهریه، بحران مهریه و از هم گسیختگی خانواده‌ها فرسنگ‌ها فاصله است و هر روز با سنگین‌تر شدن میزان مهریه‌ها این فاصله‌ها را بیشتر می‌کنیم و نتیجه این اقدام ما آن می‌شود که هرساله درصد طلاق در جامعه ما افزایش می‌یابد.برخی موارد تعیین مهریه سنگین صرفاً به دلیل چشم و هم چشمی و رقابت با دختران دیگر فامیل یا فشار خود خانواده دختر صورت می‌گیرد که مهریه بالا را موجب بالارفتنشان و ارزش دختر می‌دانند که تصور نادرستی ست. اگر تنها کمی تآمل کنیم، درک خواهیم کرد که هیچکدام از این‌ها وجه عقلانی و منطقی ندارند.

مشکلات مهریه :

امروزه مهریه ابزاری شده است برای گرفتن حقوقی دیگر. مهریه‌های سنگین بنا به دلایل و دغدغه‌هایی تعیین می‌شوند که تا زمانی که این دلایل و دغدغه‌ها از بین نرود این معضل هم از بین نخواهد رفت. شاید این مساله کمی عجیب به نظر برسد که بخواهیم به واسطه یک حق، حقی دیگر را مطالبه کنیم اما متاسفانه این بخشی از واقعیت دعاوی دادگاه‌های خانواده ماست. مهریه‌های سنگین بازتاب بخشی از نگرانی‌های زنان و دختران جامعه ما برای تضمین آینده است. اما بی‌شک این تضمین بهترین، درست‌ترین و منطقی‌ترین راه برای تضمن آینده نبوده و نخواهد بود، اما متآسفانه برمبنای تصوری اشتباه از منظر آن‌ها این مسیر تنها مسیر است. تعیین مهریه برای بیشتر زنان و دختران حکم مساله‌ای اعتباری دارد که به واسطه مهریه صاحب پشتوانه‌ای می‌شوند که در مواقع بروز بحران از آن‌ها حمایت می‌کند. چنانچه عروس خانمی مهریه را سنگین قرار می‌دهد تا از استحکام زندگی خود اطمینان حاصل کند باید بداند که شروط ضمن عقد بسیار محکمه پسند‌تر و راهی منطقی‌تر است‌.بنابر ماده ۱۱۱۹ قانون مدنی طرفین عقد ازدواج می‌توانند هر شرطی که مخالف با مقتضای عقد مزبور نباشد در ضمن عقد ازدواج بنمایند، مثل اینکه شرط شود هرگاه شوهر زن دیگر بگیرد یا در مدت معینی غایب شود یا ترک انفاق نماید یا بر علیه حیات زن سوءقصد نماید یا سوء رفتاری نماید که زندگی آن‌ها با یکدیگر غیرقابل تحمل شود زن وکیل و وکیل در توکیل باشد که پس از اثبات تحقق شرط در محکمه و صدور حکم نهایی خود را مطلقه سازد.البته برخی زنان با مهریه‌های اندکی مانند ۵ سکه، ۱۴سکه، ۱ سکه و… به عقد همسر خود در می‌آیند. شاید این تصور پیش بیاید که همسران چنین زنانی می‌توانند با کوچک‌ترین اختلاف با پرداخت مهریه‌ای که حکم پول خرد مردان را دارد، همسر خود را طلاق دهند. اما قانون در چنین مواردی نحله را پیش بینی کرده است، نحله پولی است که دادگاه در زمانی که مرد قصد تقاضای طلاق همسرش را داشته باشد، تعیین می‌کند و مرد برای طلاق دادن همسر خود باید آن را به همسر خود بپردازد.

تبدیل مهریه :

تعیین این پول هم به عوامل مختلفی بستگی دارد که از جمله آن‌ها می‌توان به شأن خانوادگی زن، میزان تحصیلات او، مدت زمان زندگی مشترک، شغل همسر و… اشاره کرد. فلسفه چنین مساله‌ای هم این است که زن به دلیل صداقت در پذیرش مهریه‌ای اندک، هنگام طلاق ضرر نکند و بتواند پشتوانه‌ای برای آینده خود داشته باشد. البته قانون برای زنانی که پس از سال‌های طولانی زندگی از سوی همسران خود طلاق داده می‌شوند، پیش‌بینی بحث اجرت‌المثل را هم کرده است. اجرت‌المثل پولی است که به ازای سال‌های زندگی مشترک زن و بابت کارهایی که او در خانه همسر کرده اعم از کارهای خانه، بزرگ کردن بچه‌ها، شیر دادن بچه‌ها و… به وی پرداخت می‌کند. پس بهتر است با شناخت درستی از قوانین، منطقی‌ترین راه را برای تضمین زندگی زناشویی خود انتخاب کنیم.

وکیل نوین سایت معرفی وکیل تخصصی در کشور

وکیل نوین با بزرگترین گروه وکلا در کشور با تخصصی کردن پرونده ها گام مهمی در جهت موفقیت در دادگاه ها برداشته است ، با تماس و مراجعه هر شهروند ایرانی  به شماره های اعلام شده بلافاصله تشکیل پرونده گردیده و وکیل متخصص در آن حیطه متناسب با نوع پرونده شما معرفی میگردد .در حین روند پرونده به پیگیری های مختلف توسط وکلا و کارشناسان دیگر نظر سنجی هایی صورت میپذیرد که در صورت عدم رضایت شما وکیل معین شده بر روی پرونده تعویض میگردد ، این امر باعث میشود علاوه بر بالا بردن تسریع در روند پرونده وکیل معین شده دارای تجارب بالا و پاسخگویی مناسب به موکل را دارا باشد .

وکیل نوین سامانه معرفی وکیل تخصصی در کشور 

مشاوره تلفنی و حضوری با وکیل در تهران

تهران مشاوره مشاوره تلفنی و حضوری با وکیل در تهران            300x167 

وکیل در تهران 

« مشاوره تلفنی و حضوری با وکیل در تهران »

طلاق و طلاق توافقی، فسخ و ابطال نکاح، تنفیذ احکام طلاق که توسط مراجع قضائی بیگانه صادر شده‌اند، فرزند خواندگی، مطالبه نفقه، دعوی تمکین، مهریه، استرداد جهیزیه، حضانت فرزندان، بذل مدت و انحلال نکاح در عقد منقطع و غیره خیانت در امانت، کلاهبرداری، جعل و استفاده از سند مجعول، قتل شبه عمد (ناشی از سوانح رانندگی) وکیل ، ترک انفاق، انتقال مال غیر و دعاوی در ارتباط با سایر عناوین مجرمانه ثبت و انتقال علائم تجاری، حق اختراع، نام دامنه و دیگر امور در ارتباط با مالکیت صنعتی و معنوی، دعاوی اوراق بهادار (سفته، برات و …)، دعاوی ورشکستگی اخذ گواهی حصر وراثت (من جمله اخذ تمامی مفاصا حسابهای مربوطه)،تنظیم وصیت نامه عادی و رسمی، مهر و موم و تحریر ترکه متوفی، تنظیم تقسیم نامه عادی و رسمی بین وراث، دفاع از صحت و اصالت وصیت نامه عادی، تقسیم و فروش اموال منقول و غیر منقول متوفی موضوع اختلاف بین وراث، نصب و عزل قیم و .. تخلیه و تحویل اعیان مستاجره مسکونی، اداری و تجاری و سایر اماکن استیجاری (آموزشگاهها، خوابگاهها، اراضی زراعی و غیره)  و مطالبه اجور معوقه و تعدیل اجاره، رفع تصرف عدوانی، خلع ید و قلع و قمع بناء همراه با مطالبه اجرت المثل ایام تصرف و اجاره معوقه، طرح و تعقیب دعوی مربوط به الزام فروشنده به تنظیم سند رسمی بنام خریدار، تفکیک، تقسیم، افراز و فروش املاک مشاعی، تنظیم مبایعه نامه‌های عادی و رسمی و فسخ هرگونه مبایعه نامه، انجام کلیه معاملات به وکالت از طرف فروشنده یا خریدار یا موجر و مستاجر در خصوص مستقلات و اراضی با هر گونه کاربری مسکونی، اداری، تجاری، زراعی و صنعتی، اقدام به منظور ابطال آراء کمیسیون موضوع ماده ۶۲ قانون زمین شهری (اراضی موات) وکیل در تهران ، طرح دعاوی در زمینه سایر عقود معینه و یا غیر معینه در قانون مدنی

خسارت کسرقیمت خودرو آیا قابل مطالبه هست؟

 

آیا بیمه تکلیف به جبران خسارت افت قیمت دارد؟

خسارت ناشی از افت قیمت در تعهد شرکت های بیمه نیست و صرفا شرکت های بیمه خسارت ناشی از تعهدات خود رو پرداخت می کنند.بنابراین اخذ خسارت از بیمه نافی طرح دعوی از سوی زیان دیده برای خسارت وارده ناشی از افت قیمت در محاکم صالحه نبوده و عموما در اینگونه موارد سلب حق شکایت و واگذاری پرداخت به بیمه در خصوص سقف تعهدات بیمه ای بوده و مانع طرح دعوی برای اخذ خسارت ناشی از افت قیمت که در تعهد بیمه نمی باشد ، نیست.اما آنچه قابل توجه است اینکه کارشناس تعیینی باید با لحاظ اینکه وسیله مزبور قبلا تصادف داشته و افت قیمت پیدا کرده یا خیر و بر اساس افت مدل اقدام به تعیین خسارت نماید .لذا زیان دیده میتواند جهت مطالبه خسارت افت قیمت ناشی از تصادف با طرح دادخواست در محل سکونت راننده مقصر نسبت به مطالبه خسارت اقدام نماید. 

“چرا وکیل نوین رو انتخاب کنیم ؟

وکیل نوین بزرگترین گروه وکلا در کشور بوده که در ۳۰ استان فعال میباشدهموطنان عزیز میتوانند با تماس به شماره های اعلام شده متناسب با پرونده خود در شهرشان وکیل متخصص در آن حیطه را پیدا نمایند .اگه از وکیلم راضی نبودم چکار میتونم انجام بدم ؟ مثلا وکیل جواب تلفنم رو نداد .مزیت وکیل نوین بر این است که در صورت عدم رضایت موکلین از روند پیگیری خود و پاسخگو نبودن وکیل میتوانند با تماس به دفتر مرکزی تقاضای تغییر وکیل برای پرونده خود نمایند همچنین در روند رسیدگی از ناحیه وکیل مسئولین سی آر ام وکیل نوین مستمر با موکل محترم تماس گرفته و نظر سنجی صورت میگیرد ، البته این امر تنها منوط به یک شرط میباشد که موکلین از ابتدای امر گروه وکلای وکیل نوین را از روند قراردادی خود مطلع و پاسخگو صحیح به مسئولین سی آر ام باشند

مشاوره حضوری حقوقی سراسر کشور 

وکیل نوین سایت معرفی وکیل تخصصی در کشور 

وکیل نوین با گروه متخصص وکلا در کشور با تخصصی کردن پرونده ها گام مهمی در جهت موفقیت در دادگاه ها برداشته است ، با تماس و مراجعه هر شهروند ایرانی  به شماره های اعلام شده بلافاصله تشکیل پرونده گردیده و وکیل متخصص در آن حیطه متناسب با نوع پرونده شما معرفی میگردد .در حین روند پرونده به پیگیری های مختلف توسط وکلا و کارشناسان دیگر نظر سنجی هایی صورت میپذیرد که در صورت عدم رضایت شما وکیل معین شده بر روی پرونده تعویض میگردد ، این امر باعث میشود علاوه بر بالا بردن تسریع در روند پرونده وکیل معین شده دارای تجارب بالا و پاسخگویی مناسب به موکل را دارا باشد .

وکیل نوین سامانه معرفی وکیل تخصصی در کش

 

 شماره تلفن وکیل در مشهد ( مشاوره تلفنی )

مشهد شماره شماره تلفن وکیل در مشهد  ( مشاوره تلفنی )          300x167

مشاوره تلفنی 

آدرس : مشهد – بلوار فرامرز عباسی – چهارراه جانباز برج کیانسنتر ۲ طبقه ۶ واحد ۶۱۰ ( پارکینگ واقع در فرامرز ۳۹ ) قبل از مراجعه برای اخذ نوبت تماس حاصل فرمایید .  

وکالت توسط وکیل محمد باقر بهروش صورت میپذیرد .
۱. طلاق و طلاق توافقی، فسخ و ابطال نکاح، تنفیذ احکام طلاق که توسط مراجع قضائی بیگانه صادر شده‌اند، فرزند خواندگی، مطالبه نفقه، دعوی تمکین، مهریه، استرداد جهیزیه، حضانت فرزندان، بذل مدت و انحلال نکاح در عقد منقطع و غیره۲. خیانت در امانت، کلاهبرداری، جعل و استفاده از سند مجعول، قتل شبه عمد (ناشی از سوانح رانندگی) وکیل ، ترک انفاق، انتقال مال غیر و دعاوی در ارتباط با سایر عناوین مجرمانه۳. ثبت و انتقال علائم تجاری، حق اختراع، نام دامنه و دیگر امور در ارتباط با مالکیت صنعتی و معنوی،دعاوی اوراق بهادار (سفته، برات و …)، دعاوی ورشکستگی۴. اخذ گواهی حصر وراثت (من جمله اخذ تمامی مفاصا حسابهای مربوطه)،تنظیم وصیت نامه عادی و رسمی،مهر و موم و تحریر ترکه متوفی، تنظیم تقسیم نامه عادی و رسمی بین وراث، دفاع از صحت و اصالت وصیت نامه عادی، تقسیم و فروش اموال منقول و غیر منقول متوفی موضوع اختلاف بین وراث، نصب و عزل قیم و ..۵. تخلیه و تحویل اعیان مستاجره مسکونی، اداری و تجاری و سایر اماکن استیجاری (آموزشگاهها، خوابگاهها، اراضی زراعی و غیره) و مطالبه اجور معوقه و تعدیل اجاره، رفع تصرف عدوانی، خلع ید و قلع و قمع بناء همراه با مطالبه اجرت المثل ایام تصرف و اجور معوقه، طرح و تعقیب دعوی مربوط به الزام فروشنده به تنظیم سند رسمی بنام خریدار، تفکیک، تقسیم، افراز و فروش املاک مشاعی، تنظیم مبایعه نامه‌های عادی و رسمی و فسخ هرگونه مبایعه نامه، انجام کلیه معاملات به وکالت از طرف فروشنده یا خریدار یا موجر و مستاجر در خصوص مستغلات و اراضی با هر گونه کاربری مسکونی، اداری، تجاری، زراعی و صنعتی، اقدام به منظور ابطال آراء کمیسیون موضوع ماده ۶۲ قانون زمین شهری (اراضی موات) وکیل در مشهد ،طرح دعاوی در زمینه سایر عقود معینه و یا غیر معینه در قانون مدنی

وکیل نوین سایت معرفی وکیل تخصصی در کشور

وکیل نوین با گروه متخصص وکلا در کشور با تخصصی کردن پرونده ها گام مهمی در جهت موفقیت در دادگاه ها برداشته است ، با تماس و مراجعه هر شهروند ایرانی  به شماره های اعلام شده بلافاصله تشکیل پرونده گردیده و وکیل متخصص در آن حیطه متناسب با نوع پرونده شما معرفی میگردد .در حین روند پرونده به پیگیری های مختلف توسط وکلا و کارشناسان دیگر نظر سنجی هایی صورت میپذیرد که در صورت عدم رضایت شما وکیل معین شده بر روی پرونده تعویض میگردد ، این امر باعث میشود علاوه بر بالا بردن تسریع در روند پرونده وکیل معین شده دارای تجارب بالا و پاسخگویی مناسب به موکل را دارا باشد

وکیل پرونده های حقوقی وکیل نوین در مشهد

در دنیای پیچیده‌ای که ما در آن زندگی می‌کنیم، شاید برای کمتر کسی اتفاق افتاده باشد که در مواجهه با مسائل و مشکلات حتی ساده روزمره مجبور نشده باشد، به افراد متخصص و خبره در آن زمینه مراجعه کند. برای هر یک از ما کاملاً روشن است که اگر از یک حوزه تخصصی سررشته نداریم، گریزی نیست جز توسل به افراد کاردان برای مثال،‌ اگر اتومبیل یا وسایل منزل شما نیاز به تعمیر داشته باشد، به دلیل پیچیدگی طراحی آنها، در بیشتر موارد نمی‌توانید شخصاً اقدام به تعمیر یا راه‌اندازی مجدد آن کنید و مجبور هستید که به شخصی که از نظر فنی و تخصص مهارت دارد، کمک بگیرید. مجموعه حقوقی وکلای نوین با بهره گیری از تخصص با ارجاع هر پرونده ، پس از بررسی به وکیل متخصص در آن زمینه ارجاع میشود چرا که این امر دارای ۲ حسن بوده است یکی اینکه وکیلی که اکثر پرونده هایش کیفری است تجربه اودراین امور بیشتر گردیده لذا دردادگاه های حاکم بهتر میتواند از حق موکلش دفاع نماید و دوم اینکه با پیگیری یک پرونده حقوقی پرونده دیگرموکل خود را پیگیری مینماید تا اینکه یک وکیل هم در امور خانواده باشد و هم حقوقی وهم کیفری  

نکات کلیدی انتخاب وکیل 

این روزها که تعداد وکلای دادگستری افزایش یافته است، سوالی که پیش می‌آید این است که در انتخاب وکیل چه معیارهایی را رعایت کنیم؟ یک کارشناس حقوقی به این پرسش چنین پاسخ می‌دهد: در انتخاب یک وکیل احساس مسئولیت فرد امری اساسی خواهد بود؛زیرا رابطه وکیل و موکل مبتنی بر اعتماد طرفین است. وکیل از راه‌های قانونی و پیچ‌وخم‌هایی‌ که در قوانین می‌شناسد، می‌تواند موکل را فریب دهد یا کار او را به تعویق بیندازد؛ بنابراین باید وکیلی را انتخاب کرد که اخلاق‌مدار باشد.

این وکیل دادگستری توصیه می‌کند:

برای شناخت بهتر از وکیل مناسب می‌توان از مشورت یا مشاوره با چند وکیل و مقایسه راهنمایی‌های آنان استفاده کرد؛ در این صورت می‌توانیم وکیلی را که آگاهی بیشتر و تجربه بیشتری در پرونده‌های درست و موفق داشته را انتخاب کنیم. اما این نکته را نیز باید در نظر داشت که تجربه و آگاهی در امر وکالت به هیچ عنوان به سن و سال بر نمی‌گردد؛ چه بسا ممکن است وکلای جوانی در این حرفه فعالیت کنند که آگاهی آنها از برخی وکلای باسابقه بسیار بیشتر باشد. همچنین دستمزد نیز می‌تواند معیار دیگری برای انتخاب باشد؛ زیرا برخی از وکلا در حال حاضر از تعرفه‌ای که برای آنها مشخص شده تبعیت نمی‌کنند؛ بنابراین منصف بودن وکیل نیز می‌تواند یکی دیگر از معیار های انتخاب درست باشد. معمولاً‌ در انتخاب وکیل،‌ کسانی که خود اطلاعاتی از ویژگی‌های مثبت وکیلی خاص دارند یا به دلیل تجربه موفق شخصی دیگر وکیلی را می‌شناسند، بهتر است به همان فرد ‌مراجعه کنند.

در مجموع، مهم‌ترین عامل در انتخاب یک وکیل :

فارغ از مسائل فنی و حقوقی، خصوصیات اخلاقی و حسن شهرت و اعتمادی است که اشخاص مختلف به وکیل دارند و به این عامل مهم همواره باید توجه داشت. از سوی دیگر، لازم است وکیل در حوزه مرتبط با دعوایی که در دادگاه دارید،‌ مهارت کافی هم داشته باشد. مثلاً اگر دعوی شما کیفری است از دوستان و آشنایان خود بخواهید که یک وکیل که بیشتر پرونده‌های کیفری را بر عهده می‌گیرد، به شما معرفی کنند.

نکته:

قابل توجه این است که مراقب باشید فریب افراد سودجو را نخورید. متاسفانه مانند هر حرفه‌ دیگری حتی  در لباس وکالت کسانی پیدا می‌شوند برای به‌دست آوردن پرونده وعده‌های دروغین می‌دهند یا خود را منتسب به فلان شخص و یا فلان ارگان و نهاد معرفی می‌کنند تا رضایت و اعتماد شما را جلب کنند. لازم است بدانید چنین افرادی فقط به دنبال منافع شخصی خود هستند و نمی‌توانند وعده‌های دروغی را که به شما داده‌اند، عملی کنند. احدزاده تاکید می‌کند: گاه چنین افرادی از تشکیلات سازمان‌یافته هم بهره‌مند هستند و ظاهر غلط‌ اندازی دارند که شما را در موقعیت خاص فریب می‌دهند. پس بهتر است تنها به وکلایی اعتماد کنید که در کنار دانش حقوقی کافی، تجربه لازم داشته باشند. همین دو ابزار برای وکیل موفق کافی است تا در پرونده‌ شما نتیجه بگیرد و اگر دیدید وکیلی با این دو امتیاز نتوانسته نتیجه مطلوب بگیرد، این ناکامی را به پای عوامل دیگر مانند دلائل و مدارک پرونده و قوت و ضعف ادله خود بگذارید، نه وکیل!

وکیل در مشهد | طرح دعوا و دفاع از آن با وکلای پایه یک

 

آیا می‌دانید؟

پیشگیری بهتر از درمان است. قبل از انجام هر کاری که می‌ تواند برای شما مشکلات حقوقی ایجاد کند بهتر است با یک وکیل دادگستری و یا کارشناس حقوقی مشورت کنید؟ 

آیا می‌دانید؟

مسائل حقوقی امور تخصصی هستند بهتر است برای طرح دعوا و دفاع از آن از وکلای دادگستری استفاده کنید

وکالت خود را به ما بسپارید 

این مجموعه با تخصصی کردن پرونده ها و ارجاع آن به وکیل متخصص هر موضوع به نحو احسن به اتمام میرساند 

 

آدرس : مشهد – بلوار فرامرز عباسی – فرامرز ۳۹ برج کیانسنتر ۲ طبقه ۶ واحد ۶۱۰ قبل از مراجعه حتما تماس حاصل فرمایید .

 با ارجاع هر پرونده پس از بررسی اولیه از میان وکلای خبره به وکیلمتخصص درآن امور ارجاع میگردد :۱: وکیل محمد باقر بهروش   ( قاضی بازنشسته  و وکیل پایه یک دادگستری  )۲ :وکیل دکتر علی موسوی    ( وکیل پایه یک دادگستری )۳ : وکیل حمید رضا گوهریان ( دکتری حقوق عمومی ، استاد دانشگاه )۴ : وکیل خانم کبری داودی ( وکیل پایه یک دادگستری )“چرا وکیل نوین رو انتخاب کنیم ؟وکیل نوین بزرگترین گروه وکلا در کشور بوده که در ۳۰ استان فعال میباشدهموطنان عزیز میتوانند با تماس به شماره های اعلام شده متناسب با پرونده خود در شهرشان وکیل متخصص در آن حیطه را پیدا نمایند .اگه از وکیلم راضی نبودم چکار میتونم انجام بدم ؟ مثلا وکیل جواب تلفنم رو نداد .مزیت وکیل نوین بر این است که در صورت عدم رضایت موکلین از روند پیگیری خود و پاسخگو نبودن وکیل میتوانند با تماس به دفتر مرکزی تقاضای تغییر وکیل برای پرونده خود نمایند همچنین در روند رسیدگی از ناحیه وکیل مسئولین سی آر ام راه امید مستمر با موکل محترم تماس گرفته و نظر سنجی صورت میگیرد ، البته این امر تنها منوط به یک شرط میباشد که موکلین از ابتدای امر گروه وکلای وکیل نوین را از روند قراردادی خود مطلع و پاسخگو صحیح به مسئولین سی آر ام باشند

مشاوره حضوری حقوقی سراسر کشور 

وکیل نوین با تخصصی کردن پرونده ها گام مهمی در جهت موفقیت در دادگاه ها برداشته است ، با تماس و مراجعه هر شهروند ایرانی  به شماره های اعلام شده بلافاصله تشکیل پرونده گردیده و وکیل متخصص در آن حیطه متناسب با نوع پرونده شما معرفی میگردد .در حین روند پرونده به پیگیری های مختلف توسط وکلا و کارشناسان دیگر نظر سنجی هایی صورت میپذیرد که در صورت عدم رضایت شما وکیل معین شده بر روی پرونده تعویض میگردد ، این امر باعث میشود علاوه بر بالا بردن تسریع در روند پرونده وکیل معین شده دارای تجارب بالا و پاسخگویی مناسب به موکل را دارا باشد

« وکیل تغییر کاربری اراضی زراعی در مشهد  »

آدرس : مشهد – بلوار فرامرز عباسی – چهارراه جانباز برج کیانسنتر ۲ طبقه ۶ واحد ۶۱۰ ( پارکینگ واقع در فرامرز ۳۹ ) قبل از مراجعه برای اخذ نوبت تماس حاصل فرمایید .  

« وکالت توسط وکلا محمد باقر بهروش صورت میپذیرد »

  

مقدمه :

تخلیه و تحویل اعیان مستاجره مسکونی، اداری و تجاری و سایر اماکن استیجاری (آموزشگاهها، خوابگاهها، اراضی زراعی و غیره) و مطالبه اجور معوقه و تعدیل اجاره، رفع تصرف عدوانی، خلع ید و قلع و قمع بناء همراه با مطالبه اجرت المثل ایام تصرف و اجور معوقه، طرح و تعقیب دعوی مربوط به الزام فروشنده به تنظیم سند رسمی بنام خریدار، تفکیک، تقسیم، افراز و فروش املاک مشاعی، تنظیم مبایعه نامه‌های عادی و رسمی و فسخ هرگونه مبایعه نامه، انجام کلیه معاملات به وکالت از طرف فروشنده یا خریدار یا موجر و مستاجر در خصوص مستغلات و اراضی با هر گونه کاربری مسکونی، اداری، تجاری، زراعی و صنعتی، اقدام به منظور ابطال آراء کمیسیون موضوع ماده ۶۲ قانون زمین شهری (اراضی موات) وکیل در مشهد ، طرح دعاوی درزمینه سایر عقود معینه و یا غیر معینه در قانون مدنی
 
 زمینی را خریده‌ام و میخواهم دیوار این زمین را بکشم ولی حد و حدود آن دقیقاً مشخص نیست. صاحبان زمینهای مجاور نیز حاضر نمی شوند بیایند و حد و مرز زمینهایشان را مشخص کنند. لطفاً راهنمایی فرمایید به چه صورت میتوان آنها را ملزم به این کارکنم؟با تقدیم دادخواست به چند صورت امکان پذیرست:۱- اگر حد و حدود زمین خریداری شده مشخص است و شما میخواهید دیوار بکشید برای حدود تعیین شده و مزاحمت ایجاد مینمایند با تقدیم دادخواست رفع مزاحمت میتوانید اقدام کنید( و یا شکایت کیفری کنید)۲- اگر حد و حدود دقیقاً مشخص نیست و سند رسمی دارید از طریق سازمان ثبت برای تعیین حدود و افراز میتوانید اقدام نمایید.۳- اگر سند رسمی ندارید و یا صغیری در مالکین مجاور است از طریق دادگاه برای تعیین حدود و تقسیم دقیق ملک اقدام فرمایید. چطور میتوان برای خانه‌هایی که به صورت قولنامه‌ای هستند سند تهیه کرد؟از دو طریق میتوان این کار را انجام داد:اگر قولنامه قبل از سال ۷۰ میباشد از طریق ماده ۱۴۷ قانون ثبت.اگر بعد از آن و یا حتی قبل از آن باشد از طریق اقامه دعوی تنفیذ قولنامه و الزام به تنظیم سند به طرفیت مالک رسمی و واسطه‌ها.مدت زمان اعتبار کارشناسی مال غیرمنقول برای مزایده چه مدت می باشد؟گذشت مدت زمان به تنهایی موجب انجام کارشناسی مجدد نمی‌گردد لکن اگر مدت زمانی  که از کارشناسی اولیه گذشته است و تفاوت قیمت (در جانب افزایش یا تقلیل) به اندازه‌ای می‌باشد که عرفاً قابل اغماض نمی‌باشد کارشناسی مجدد به درخواست ذینفع به عمل می‌آید و اگر افراد ذینفع در این خصوص تقاضا ننمودند دادگاه یا اجرای احکام الزامی برای کارشناسی مجدد ندارند. 

وکیل نوین سایت معرفی وکیل تخصصی در کشور

 وکیل نوین با تخصصی کردن پرونده ها گام مهمی در جهت موفقیت در دادگاه ها برداشته است ، با تماس و مراجعه هر شهروند ایرانی  به شماره های اعلام شده بلافاصله تشکیل پرونده گردیده و وکیل متخصص در آن حیطه متناسب با نوع پرونده شما معرفی میگردد .در حین روند پرونده به پیگیری های مختلف توسط وکلا و کارشناسان دیگر نظر سنجی هایی صورت میپذیرد که در صورت عدم رضایت شما وکیل معین شده بر روی پرونده تعویض میگردد ، این امر باعث میشود علاوه بر بالا بردن تسریع در روند پرونده وکیل معین شده دارای تجارب بالا و پاسخگویی مناسب به موکل را دارا باشد .

وکیل نوین سامانه معرفی وکیل تخصصی در کشور 

مشکلات زناشویی | وکیل مشهد

 با سلام و خسته نباشید خدمت شما … شوهر من ۱۵ سال است که بیکار است و نمی رود سر کاری معتاد است و برای تامین مصرف خودش وسایل خانه را میفروشد اکنون دیگر برای کار به جایی رسیده که قصد دارد خانه ی مان را به زیر قیمت بفروشد و من و سه فرزند دخترم را اواره کند .. برای حفظ خانه و جلوگیری از فروش ان باید چه کار کنم؟؟؟ و اینکه ایا میتوانم اورا به زندان بیاندازم؟؟ متشکرم۱ : بابت اعتیاد همسرتان قانونا شما حق دارید دعوای طلاق به جهت اعتیاد  شوهر مطرح نمایید۲ : در خصوص وسایل خانه شما می توانید دعوای تامین خواسته جهزیه مطرح و حکمی از دادگاه مبنی بر مالکیت وسایل داشته باشید که کسی نتواند آن را از منزلتان خارج نماید ۳: جهت جلوگیری از فروش خانه شما میتوانید بابت مهریه یا طلبی دعوای تامین ( توقیف ) منزل را مطرح نمایید

آدرس :مشهد – بلوار فرامرز عباسی – چهاراه جانباز برج کیانسنتر ۲ طبقه ۶ واحد ۶۱۰ ( پارکینگ واقع در فرامرز ۳۹ )  قبل از مراجعه تماس حاصل فرمایید .

 سلام من حدود ۲ سال است که نامزد کردم نامزدم خارج از ایران است ولی چون ایشان در خارج از ایران زندگی می کند من به همه رفتارهایش مشکوکم او هم از این رفتار من خسته من باید چه کار کنم که این بدبینی بی مورد را از خودم دور کنم بنظرم تصورات ومسائل پیش آمده بین شما کاملا طبیعی است توصیه می کنم برای پیدا کردن راه حل منطقی برای برخورد و حل وفصل موضوع از روانشناس مجرب کمک بگیرید موفق باشید 

با ارجاع هر پرونده پس از بررسی اولیه از میان وکلای خبره به وکیل متخصص در آن امور ارجاع می گردد :

اسامی وکلای سامانه وکیل نوین :

وکیل محمد باقر بهروش ( قاضی بازنشسته )وکیل دکتر حمیدرضا گوهریان ( عضو هیئت علمی دانشگاه استاد و مدیر گروه دانشکده حقوق )دکتر علی موسوی (وکیل پایه یک دادگستری )وکیل خانم کبری داودی ( وکیل پایه یک دادگستری )وکیل نوین با گروه متخصص وکلا در کشور با تخصصی کردن پرونده ها گام مهمی در جهت موفقیت در دادگاه ها برداشته است ، با تماس و مراجعه هر شهروند ایرانی  به شماره های اعلام شده بلافاصله تشکیل پرونده گردیده و وکیل متخصص در آن حیطه متناسب با نوع پرونده شما معرفی میگردد .در حین روند پرونده به پیگیری های مختلف توسط وکلا و کارشناسان دیگر نظر سنجی هایی صورت میپذیرد که در صورت عدم رضایت شما وکیل معین شده بر روی پرونده تعویض میگردد ، این امر باعث میشود علاوه بر بالا بردن تسریع در روند پرونده وکیل معین شده دارای تجارب بالا و پاسخگویی مناسب به موکل را دارا باشد