بهترین وکیل در نیشابور

چنانچه در شهر نیشابور هستید و احتیاج به وکیل دارید پس از خواندن این مطالب درخواست خود را برای ما ارسال کنید.

وکیل شخصی است که شما به او اجازه میدهید که به پرونده شما رسیدگی کند به این معنا که شما برای خود جانشین یا نماینده قانونی تعیین میکنید.

مجموعه وکیل نوین با داشتن بهترین وکیل ها در شهرهای مختلف این امکان را برای شما فراهم میکند که شما سریعتر و راحتتر به وکیل مورد نظر خود دسترسی پیدا کنید.

در صورت نیاز به وکیل متخصص شما میتوانید فرم درخواست وکیل را پرکنید و درخواست خود را برای ما ارسال کنید تا در کمترین بازه زمانی همکاران ما با شما تماس برقرار کند.

بیشتر وکیل ها در حوزه ها مختلفی سررشته دارند ولی خیلی از وکیل ها در یک حوزه به خصوصی فعالیت دارند و در آن موضوع حقوقی بسیار کار آمد هستند.

به طور مثال اکثر وکیل های خانواده خوب فقط در حوزه طلاق و مهریه و نفقه و حضانت کار آمد هستند و کمتر مواردی پیش میآید که وکیل کیفری یا حقوقی شوند

همچنین بسیاری وکلا هستن که در تمامی حوزه های حقوقی ، خانواده و کیفری سر رشته دارند و پرونده های مربوط به این موارد را قبول میکنند.

در صورت تماس شما با ما و مطرح شدن مشکل شما ، ما وکیل مورد نظر را به شما معرفی میکنیم  هم چنین ما درحین روند پرونده با شما تماس برقرار کرده و در صورت نارضایتی شما از وکیل ، ما وکیل دیگری را به شما معرفی خواهیم کرد.

بهترین وکیل در نیشابور شخصی است که دارای صفات بارزی چون رازداری ، فن بیان قوی ، اطلاعات کامل از پرونده ، طرز بیان قوی برای دفاع از موکل خود ، کار آمد بودن در حوزه کاری خود  و دیگر صفات نیک …

بهترین وکیل شخصی است که تمامی پیچیدگی های یک پرونده را میداند و موکل خود را از پیچیدگی های داخل پرونده مطلع سازد هم چنین امید واهی به موکل خود ندهد که او قطعا در جلسات دادگاه پیروز میشود .

درصورت برقراری ارتباط با ما فرم مربوط را پر کنید تا وکیل مربوط را به شما ارجاع داده شود.

بهترین وکیل در نوشهر

ما در سامانه وکیل نوین این افتخار را داریم که با بهترین وکیل ها در سراسر کشور همکاری کنیم  .و شما میتوانید در هر کجای از کشور عزیزمان هستید درخواست وکیل خود را بیان کنید.

وکیل های که در کار خود زبانزد و ماهر هستن و قطعا در کار خود نیز موفق هستند .

حال اگر شما ساکن شهر نوشهر هستید و احیانا احتیاج به یک وکیل خوب دارید که به شما در مسائلی که برایتان پیش آمده است راهنمایی کنند و یا وکیل شما باشند، با ما ارتباط برقرار کنید .بهترین وکیل در نوشهر

هم چنین میتوانید با برقراری ارتباط با ما مشکل خود را مطرح کرده و با بهترین وکیل در نوشهر ما صحبت کرده  تا وکلای ما به شما در مسئله ای که دارید کمک کنند.

مشاوران ما با صبر و حوصله به تمامی صحبت های شما گوش فرا میدهند و برای رفع مشکل شما تمامی سعی خود را خواهند کرد .

وکیل های که به شما معرفی خواهیم کرد وکیل هایی هستند که در حوزه مشکل شما فعالیت می کنند .و در کار خود بهترین هستند .

اگر مشکلی در مسائل حقوقی ، خانواده ، کیفری برایتان پیش آمده است میتوانید با ما ارتباط برقرار کنید راه ارتباطی با ما از طریق پر کردن فرم زیر میباشد .

شما میتوانید فرم زیر را که درخواست وکیل و یا مشاوره است را پر کنید و همکاران ما پس از دریافت درخواست شما در کمترین مدت زمانی با شما تماس خواهند گرفت و با شنیدن مشکل شما  وکیل مورد نظر را به شما معرفی خواهند کرد .

سامانه وکیل نوین ، سامانه ای است که به شما بهترین وکیل در نوشهر را معرفی خواهد کرد و همچنین دسترسی شما به یک وکیل خوب را راحتتر میکند. زیرا شما را  جزئی از اعضای بزرگ خود میدانند.

ازدواج مجدد مرد بدون اجازه همسر اول

ازدواج مجدد مرد

در اسلام مرد می‌تواند چندین زن اختیار کند تا پیش از آمدن اسلام، محدودیتی برای چند همسری وجود نداشت و مردان تا هرچقدر می‌خواستند و می‌توانستند، امکان ازدواج مجدد داشتند اما :با آمدن اسلام، ازدواج مردان تنها به چهارمورد محدود شد؛ ضمن اینکه جمع ازدواج با دو خواهر به صورت هم زمان نیز ممنوع شد.برای اختیار ۴ زن نیز باید مرد بین آن‌ها عدالت را رعایت کند.

دلایل مجاز برای ازدواج مجدد مرد

ازدواج مجدد مرد در قانون: در سال ۵۳ و با تصویب ماده ۱۶ قانون حمایت از خانواده، قانون‌گذار اصل را بر ممنوعیت ازدواج مجدد مرد قرار داده و مقرر کرده است:

مرد نمی‌تواند با داشتن زن، همسر دوم اختیار کند مگر در موارد زیر:

  •  رضایت همسر اول.
  • عدم قدرت همسر اول به ایفای وظایف زناشویی.
  • عدم تمکین زن از شوهر.
  •  ابتلاء زن به جنون یا امراض صعب‌العلاج.
  • محکومیت زن به حبس بیش از شش ماه.
  •  ابتلاء زن به هر گونه اعتیاد مضر.
  • ترک زندگی خانوادگی از طرف زن.
  •  عقیم بودن زن.
  •  غایب مفقودالاثر شدن زن.

بنابراین، مرد در هر زمانی که بخواهد نمی‌تواند ازدواج مجدد کند بلکه تنها زمانی می‌تواند که اجازه‌ی همسر اولش را بگیرد و اگر اجازه نداد با اثبات موارد فوق، باید از دادگاه مجوز ازدواج مجدد بگیرد. در غیر این صورت، حق طلاق برای زن ایجاد می‌شود. اگر مردی با اجازه دادگاه و به دلیل نشوز زن و عمل نکردن به وظایف زناشویی همسر اول، اجازه ازدواج مجدد اخذ کرده باشد، زن اول نمی‌تواند به استناد بند ۱۲ شروط عقدنامه تقاضای طلاق کند.

چه زمانی زوجه می‌تواند برای طلاق یک‌طرفه به دادگاه مراجعه کند؟

ادامه مطلب…

نحوه‌ی اثبات دلایل ازدواج مجدد مرد:

مرد از طرق مختلفی می‌تواند موارد فوق را اثبات کند. برای مثال عقیم بودن یا بیماری زن را می‌تواند از طریق گواهی پزشک اثبات کند، ترک زندگی و عدم تمکین را از طریق شهادت شهود و …، محکومیت زن را از طریق حکم دادگاه و … .قانون حمایت خانواده ضمن شرط قرار دادن رضایت همسر نخست، به زن اول این حق را داده است که خواه زناشویی مجدد شوهرش با اذن دادگاه و رضایت او باشد و خواه بدون اذن دادگاه و رضایت او در هر حال بتواند از دادگاه تقاضای طلاق کند.

بهره بردن از تجربیات و تخصص وکلا و مشاوران حقوقی سامانه تخصصی

وکیل نوین که به تمام قوانین و مقررات تسلط دارند، همیشه برای خانواده‌ها

مفید واقع شده است.

درخواست وکیل…

ازدواج مجدد مرد درازدواج موقت:

سوالی مطرح شده است که آیا زوجه در صورت ازدواج مجدد همسرش حق فسخ نکاح را دارد یا خیر ؟

نظریه مشورتی اداره حقوقی قوه قضائیه به شماره ۳۹۰۲/۷ مورخ ۹مرداد۱۳۸۱ این‌گونه اعلام نظر نموده است:

«چنانچه زوجه به موجب شروط مندرج در قبال ازدواج حق درخواست طلاق را در صورت انتخاب همسر دوم از ناحیه زوج داشته باشد فرقی بین عقد منقطع و دائم نیست. شوهر اگر با عقد منقطع هم ازدواج مجدد نماید، شرط وکالت محقق شده است و زوجه می‌تواند از حق مزبور استفاده نماید .حتی ازدواج با اذن دادگاه نیز موجب تحقق شرط وکالت است

ماده ۱۱۱۹ قانون مدنی.

 ازدواج موقت یا همان متعه

راه‌حلی است که اسلام در کنار ازدواج دائم برای زنان و مردان قرار داده است تا هم نیازهای جنسی‌شان را برآورده کنند و هم به بخشی از نیازهای روحی و روانی، با توجه به شرایطی که دارند، پاسخ دهند؛ در واقع ازدواج موقت راه‌حل شرعی برای پیشگیری از گناه است. اما مرد و زنی که با یکدیگر به صورت موقت ازدواج می‌کنند، دارای حقوق و تکالیفی هستند.عقد نکاح همین که به طور صحیح و با رعایت شرایط قانونی واقع شد، از نظر شرعی زن و شوهر بر یکدیگر حلال و محرم شمرده شده و از نظر حقوقی نیز رابطه زوجیت بین آنها برقرار است. با ایجاد رابطه زوجیت که ممکن است در نتیجه نکاح دائم یا موقت، ایجاد شده باشد، زن و مرد دارای الزاماتی هستند که در طول عقد و حتی پس از آن باید به آن پایبند باشند. اما این حقوق چیست؟

ادامه مطلب…

فرآیند رسیدگی به درخواست ازدواج مجدد:

مردی که می‌خواهد مجدد ازدواج کند باید برای تجدید فراش، دادخواستی به طرفیت همسر اول خود تنظیم و در آن خطاب به دادگاه دلایل و علل تقاضای خود را بیان کند .دادگاه نیز با تعیین وقت رسیدگی، یک نسخه از دادخواست ازدواج مجدد را برای همسر اول ارسال می‌کند تا به آن پاسخ دهد یا برای جلسه دادگاه خود را آماده کند، پس از آن دادگاه با انجام اقدامات ضروری و تحقیق از زن اول و پس از احراز توانایی مالی مرد و اجرای عدالت بین همسران، به شوهر اجازه ازدواج مجدد می‌دهد و چنانچه مرد شرایط و اوضاع مالی مساعدی نداشته باشد و زن نیز حاضر به تمکین و ایفای وظایف زناشویی باشد با درخواست او مخالفت خواهد کرد.بر اساس ماده ۵۶ قانون حمایت از خانواده، سردفتران ازدواج حق ندارند بدون اجازه دادگاه اقدام به ثبت ازدواج مجدد مرد کنند و بر این اساس

«هر سردفتر رسمی که بدون اخذ گواهی، بدون اخذ اجازه نامه یا حکم صادرشده درمورد تجویز ازدواج مجدد یا برخلاف مقررات به ثبت ازدواج اقدام کند، به محرومیت و مجازات اسلامی از اشتغال به سر دفتری محکوم می‌شود.» البته مطابق با ماده ۴۹ قانون حمایت از خانواده، ثبت واقعه ازدواج الزامی است و چنانچه مردی بدون ثبت در دفاتر رسمی مبادرت به ازدواج دائم کند، به جزای نقدی بین ۸۰ تا ۱۸۰ میلیون ریال یا حبس بین ۹۱ روز تا شش ماه محکوم خواهد شد اما در مورد ازدواج موقت چنین حساسیتی وجود ندارد.

دعوای ازدواج مجدد مرد بدون مجوز:

دعوای ازدواج مجدد مرد زمانی است که مرد نه اجازه همسر اول و نه مجوز دادگاه را دارد. بنابراین، زن اول برای اینکه بتواند طلاق بگیرد، دعوایی را مطرح می کند .البته اثبات این دعوا به آسانی اتفاق نمی‌افتد چون برای ازدواج موقت، مرد زن‌دار نیازی به اجازه دادگاه ندارد زیرا قانون حمایت خانواده ناظر به ازدواج دائم است و دلیل این امر نیز توانایی مالی مرد در خصوص پرداخت نفقه زوجه است در صورتی که در ازدواج موقت نفقه‌ای بر عهده مرد نیست. چنانچه مردی زن خود را طلاق دهد و طلاق از نوع رجعی، خلع و مبارات باشد که زوج و زوجه در ایام عده حق رجوع دارند و زوجه در این ایام هنوز همسر شرعی زوج محسوب می‌شود، مرد برای ازدواج مجدد نیاز به کسب اجازه از سوی دادگاه دارد اما در صورتی که طلاق از نوع بائن است و حق رجوع وجود ندارد احتیاجی به کسب اجازه دادگاه نیست. چنانچه مردی با اجازه از دادگاه زن دیگری بگیرد ولی ازدواج دوم به دلیل مرگ یا جدایی همسر پایان یابد و مرد بخواهد دوباره ازدواج کند مجدداً باید از دادگاه اجازه بگیرد. مرد برای ازدواج مجدد باید از دادگاه مجوز دریافت کند و مواردی از بی کفایتی زن را اثبات کند. چنانچه مرد بدون اجازه زن اول و یا بدون مجوز از دادگاه ازدواج مجدد کند، حق طلاق یک طرفه برای زن ایجاد می‌شود. درواقع، اگر مرد ازدواج مجدد دائم یا منقطع نماید زن حق درخواست طلاق پیدا می‌کند.

روند رسیدگی به دعوای ازدواج مجدد مرد:

زنی که می‌خواهد ازدواج مجدد شوهرش را اثبات کند تا بتواند طلاق بگیرد، باید دادخواستی به طرفیت همسر خود تنظیم و در آن خطاب به دادگاه دلایل و مستندات تقاضای خود را بیان کند. دادگاه نیز با تعیین وقت رسیدگی، یک نسخه از دادخواست را برای همسر ارسال می‌کند تا به آن پاسخ دهد یا برای جلسه دادگاه خود را آماده کند.  پس از آن دادگاه با انجام اقدامات ضروری و تحقیق و احراز شرایط به زن مجوز طلاق می‌دهد. دادگاه دلایل و مستندات زوجه را بررسی می‌کند و دفاعیات زوج را می‌شنود.چنانچه ازدواج مجدد مرد به علت موارد ذکرشده در ماده ۱۶ قانون حمایت خانواده نباشد، مجوز طلاق برای زن صادر می‌شود.

نحوه اثبات ازدواج مجدد مرد:

از آنجایی که از یک طرف، مرد بدون اجازه همسر یا دادگاه نمی‌تواند مجددا ازدواج دائم بکند و دفترداران نیز حق ثبت چنین ازدواجی را  ندارند و از طرف دیگر، ازدواج موقت نیز نیاز به ثبت کردن ندارد، اثبات ازدواج مجدد مرد سخت می‌باشد. زن در این زمینه می‌تواند به برگه‌ای که در آن ازدواج نوشته شده است:

  1.  صیغه‌نامه هرچند دستی باشد و ثبت محضری نشده باشد
  2. شهادت شهود
  3. گزارش پلیس زمانی که شوهر با زن دوم در منزل است و پلیس آن‌ها را دستگیر می‌کند
  4.  اقرار خود مرد و … استفاده کند.

ضمانت اجرا و مجازات ازدواج مجدد مرد:

اگر زنی بتواند ازدواج مجدد شوهرش را ثابت کند -چه دائم و چه موقت- حق طلاق برایش ایجاد می‌شود و می‌تواند با گرفتن تمام حقوقش اعم از نفقه، مهریه، حق ملاقات فرزند و … یک‌طرفه و با حکم دادگاه از شوهرش جدا شود. همچنین، اگر ازدواج مرد دائم باشد، چون ثبت نشده، مجازات کیفری جزای نقدی بین ۸۰ تا ۱۸۰ میلیون ریال یا حبس بین ۹۱ روز تا شش ماه نیز دارد(ماده ۴۹ قانون حمایت خانواده).

وکیل جرائم خانوادگی | مشاوره تلفنی

 

قوانین درخصوص حمایت از استحکام خانواده آن چنان قوی و روشن باید باشد تا این هدف را تامین نماید و امری را به قاضی واگذار ننماید. به این دلیل که خانواده همواره نقطه کانونی اجتماع است. زمانی که افراد در خانواده قانون مدار باشند می‌توانیم توقع داشته باشیم در جامعه‌ نیز فردی منضبط و آراسته خواهند بود.ترک تکالیفی که افراد در خانواده دارند، ممکن است پیامدهای مختلفی از پیامدهای ساده‌ای مثل توبیخ در محیط خانواده تا نتایج سنگینی مثل مجازات داشته باشد.

جرائم خانوادگی

جرایم خانوادگی همان طور که از نامش پیداست، از جمله جرایمی است که مرتبط با خانواده است.

هر تکلیفی که قانون گذار برای اعضای خانواده به خصوص زن و شوهر قرار داده است، ترک آن ها جرم دانسته شده و برای آن مجازات قرار داده شده است. به این خاطر که حفظ کانون خانواده از اصلی ترین برنامه های قانون کشور می باشد.

انواع پرونده های جرائم خانوادگی :

از آنجایی که تکالیف زن و شوهر متعدد می باشد، پس جرائم خانوادگی نیز متعدد است.

از جمله:

۱- جرائم خانوادگی ناشی ازثبت نکاح و طلاق:

وقتی دختر و پسر ازدواج می کنند، صیغه نکاح برای آن ها خوانده می شود. این صیغه ی نکاح اگر باشرایط درست خوانده شود، موجب محرمیت دختر و پسر شده و عملا ازدواج صورت می گیرد. اما ثبت ازدواج بحثی عمومی است که مربوط به  جامعه می شود.

در دوران گذشته، حاکمان شرع یا روحانیون با خواندن صیغه عقد ازدواج را مقرر می ساختند و ازدواج واقع می شد چون دیگر شناسنامه ای وجود نداشت که اطلاعات زن و شوهر در آن درج شود، فقط همان تکه برگه ای بود که به  امضای برخی شهود رسیده بود.

اما به خاطر مشکلاتی که این روش در جامعه پدید می آورد و حقوق خیلی از افراد علی الخصوص فرزندانی که متولدمی شدند به خطر می افتاد، قانون کار به فکر شناسنامه و ثبت وقایع مهمی چون تولد، وفات، ازدواج،  طلاق،فرزند آوری و … افتاد.

بدین ترتیب پس از خواندنصیغه ی نکاح توسط روحانیون شرعی، باید ازدواج را ثبت می کردند.

اما بازهم چون  برخی ثبت ازدواج را پوشت گوش انداخته با این بهانه که ازدواج واقع شده و نیازی به ثبت نیست،  امروزه دفاتر ازدواج معمولا اتاق عقدیدارند که در آنجا دفتردار همانجا که صیغه ی عقد را خودش می خواند، اقدام به ثبت آن نیز می کند.

۲-جرائم خانوادگی ناشی ازمطالبه اجرت المثل ایام زوجیت:

اگر زن و شوهر بخواهند برای انجام امور عادی منزل از قبیل پخت و پز و شست و شو فردی را استخدام کنند این مساله نیز مشمول هزینه است.

چنین مواردی جزء وظایفی نیست که به عهده زن باشد، اماممکن است همسر او از وی تقاضا کند  انجام چنین اموری را در منزل به عهده بگیرد.

در چنین شرایطی اگر زمانی زن اجرت‌المثل خود را مطالبه کند، این موضوع  کارشناسی و دستمزد این موارد محاسبه می‌شود.

بنابراین،اگر زن در مدت ایام زناشویی کارهایی را در منزل شوهر،بدون قصد تبرع (باقصد انجام کاری به صورت رایگان) و به دستور شوهر انجام دهد،

می تواند از طریق طرح دعوی مطالبه اجرت المثل در دادگاه خانواده،دستمزد مدتی که با دو شرط فوق کار انجام داده است را مطالبه کند.

۳-جرائم خانوادگی ناشی از دعوای اجرای حق حبس:

حق حبس به این معناست که زن از انجام وظایف زناشویی خود خودداری کند تا زمانی که مرد مهریه اش را پرداخت نماید.

ریزه کاری های پرونده های مربوط به خانواده باعث شده است که حجم بسیاری از پرونده ها در مدت طولانی تری در دادگاه ها جمع شود.لذا یک وکیل متخصص خانواده می تواند مدت زمان رسیدگی و نتایج نامطلوب آن را کاهش دهد.

مطابق ماده ۱۰۸۵ قانون مدنی :

«زن می تواند تا مهریه به او تسلیم نشده از ایفاء وظایفی که در مقابل شوهر دارد امتناع کند مشروط بر اینکه مهر او حال باشد و این امتناع مسقط حق نفقه نخواهد بود.» حق حبس یکی از موضوعات مهم خانواده و از تبعات ازدواج است.

۴-جرائم خانوادگی ناشی ازتمکین:

ماده ۱۱۰۲ قانون مدنی تمکین را از وظایف زوجه در مقابل زوج پس از انعقاد عقد ازدواج و از آثار روابط زوجیت دانسته است.

تمکین یعنی زوجه در انجام وظایف زناشویی، سکونت در منزل مشترک که شوهر اختیار کرده و حسن معاشرت در تشیید مبانی خانواده از جمله تربیت فرزندان و نحوه معاشرت ها و … ازشوهر اطاعت کند که در اصطلاح حقوقی به آن تمکین می گویند و انواعی دارد:

تمکین عام و خاص.

پس،تمکین در لغت به معنای پیروی و فرمانبرداری است اما در اصطلاح حقوقی یعنی انجام وظایفی که طبق قانون و شرع بر عهده زن می باشد.

از آنجایی که تمکین در قانون از وظایف زن آمده،عدم تمکین باعث مجازات می باشد که مجازات آن نشوز زن است و نفقه ای به او تعلق نمی گیرد.

۵-جرائم خانوادگی ناشی ازحق اشتغال زوجه :

به معنی اشتغال زوجه در خارج از منزل به هر نوع شکلی اعم از پاره وقت یا نیمه وقت، قراردادی، استخدامی به طوری که دارای درآمد معینی باشد و لازم باشد تا ساعاتی را خارج از منزل سپری نماید.

در صورتی که شوهر مخالف با اشتغال زوجه باشد، باید از طریق دادگاه و اثبات شرایط آن اقدام قانونی کند.

۶- جرائم خانوادگی ناشی ازترک انفاق:

در ماده ۶۴۲ قانون مجازات اسلامی مقرر می دارد:

«هر کس با داشتن استطاعت مالی نفقه زن خود را در صورت تمکین ندهد یا از تادیه نفقه سایر اشخاص واجب النفقه امتناع نماید؛دادگاه او را از سه ماه و یک روزحبس تا پنج ماه حبس محکوم می نماید.»

 از آنجایی که در خانواده انفاق برعهده ی مرد است، ترک انفاق توسط او اتفاق خواهد بود که جرم می باشد.

۷- جرائم خانوادگی ناشی از, ازدواج زن بدون توجه به موانع:

ماده ۶۴۳ قانون مجازات اسلامی عبارت است از:

«هرگاه کسی عالماً زن شوهردار یا زنی را که در عدّه دیگری است برای مردی عقد نماید به حبس از ۶ ماه تا ۳ سال یا از سه میلیون تا هیجده میلیون ریال جزای نقدی و تا ۷۴ ضربه شلاق محکوم می شود و اگر دارای دفتر ازدواج و طلاق یا اسناد رسمی باشد، برای همیشه از تصدی دفتر ممنوع خواهد کرد.»

 همچنین در ماده ۶۴۴ قانون مجازات اسلامی آمده:

«کسانی که عالماً مرتکب یکی از اعمال زیر شوند به حبس از ۶ ماه تا ۲ سال یا از سه تا دوازده میلیون ریال جزای نقدی محکوم می شوند:

۱- هر زنی که در قید زوجیت یا عدّه دیگری است خود را به عقد دیگری درآورد در صورتی که منجر به روبه رو شدن نگردد.

۲- هر کس که زن شوهردار یا زنی را که در عدّه دیگری است برای خود تزویج نماید در صورتی که منتهی به مواقعه نگردد.»

۸- جرائم خانوادگی ناشی ازتدلیس در ازدواج:

کسی برای اینکه فرد مورد علاقه خود را به ازدواج ترغیب کند، به امور واهی از قبیل داشتن تحصیلات عالی، تمکن مالی،موقعیت اجتماعی، شغل و سمت خاص، تجرد و امثال آن وانمود می‌کند.

فرقی نمی‌کند این عمل از سوی مرد باشد یا از سوی زن، به هر حال جرم است و مجرم به دلیل فریب طرف دیگر، مجازات می‌شود.

بر اساس قانون ‌هر یک از زوجین قبل از عقد ازدواج طرف خود را به امور واهی از قبیل داشتن تحصیلات عالی، تمکن مالی، موقعیت اجتماعی،شغل و سمت خاص،تجرد و امثال آن فریب دهد و عقد برمبنای هر یک از آنها واقع شود مرتکب به حبس تعزیری از ۶ ماه تا دو سال محکوم می‌شود.

۹- جرائم خانوادگی ناشی از,ازدواج مجدد مرد زن دار:

در قانون مجازات اسلامی تعدد زوجات برای مرد زن دار، جرم محسوب نگردیده و فاقد مجازات است و طبق نظر شورای محترم  نگهبان مجازات چنین مردی که قبلاً در ماده ۱۷ قانون حمایت از خانواده پیش بینی شده بود،غیر شرعی اعلام شده است.

با این وجود مرد برای ازدواج مجدد باید از دادگاه مجوز دریافت کند و مواردی ازبی کفایتی زن را اثبات کند.

 چنانچه مرد بدون اجازه زن اول و یا بدون مجوز از دادگاه ازدواج مجدد کند، حق طلاق یک طرفه برای زن ایجاد می شود.

۱۰-جرائم خانوادگی از, ازدواج با دختر نابالغ:

یکی از مجازات‌هایی که در روابط خانوادگی پیش‌بینی شده، مجازات مردی است که با دختری که به حد بلوغ نرسیده بر خلاف مقررات ماده ۱۰۴۱ قانون مدنی و تبصره ذیل آن ازدواج کرده است.

چنین کسی به حبس تعزیری از ۶ ماه تا دو سال محکوم می‌شود.اعمال مجازات ماده ۶۴۶ قانون مجازات اسلامیمصوب ۱۳۷۵ بخش تعزیرات مشروط به آن است که مقررات ماده۱۰۴۱ قانون مدنی رعایت نشده باشد.

بنابراین باید ببینیم که این ماده قانونی چه ترتیبی را برای ازدواج دختر نابالغ پیش‌بینی کرده است:

«عقد نکاح دختر قبل از رسیدن به سن ۱۳ سال تمام شمسی و پسر‌ قبل از رسیدن به سن ۱۵ سال تمام شمسی منوط به اذن ولی به شرط رعایت ‌مصلحت با تشخیص دادگاه صالح است.»

با توجه به این ماده قانونی

برای ازدواج دختر زیر ۱۳ سال، علاوه براجازه ولی، باید حکم دادگاه مبنی بر وجود مصلحت  وجود داشته باشد در غیر این صورت، مردی که بدون رعایت این شرایط اقدام به ازدواج کرده است مجازات خواهد شد.

۱۱- جرائم خانوادگی ناشی از حضانت:

حضانت هم حق و هم تکلیف مادر و پدر است. نگهداری از فرزند، تربیت، تهیه نیازهای او، تحصیل و نفقه فرزند از جمله مواردی است که مشمول حضانت است.

همچنین، جلوگیری از ملاقات یکی از والدین با فرزند نیز ازجمله جرایم مرتبط با حوزه ی حضانت است.

مجازات این جرم طبق ماده ۵۴ قانون حمایت خانواده برای بار اول پرداخت جزای نقدی درجه ۸ و درصورت تکرار حداکثر مجازات مذکور می باشد.

برای بهره مندی از وکلای متخصص خانواده در سامانه وکیل نوین می توانید با شماره های زیر تماس بگیرید: ۰۵۱۳۶۱۴۴۶۴۴- ۰۹۱۲۹۱۷۰۴۶۸ 

فرآیند رسیدگی جرائم خانوادگی:

دادگاه صالح:

طبق ماده ۳۰۱ قانون آیین دادرسی کیفری مصوب ۱۳۹۲:

دادگاه کیفری دو صلاحیت رسیدگی به تمام جرایم را دارد.

و از آنجایی که جرایم خانوادگی از استثنائات گفته شده در مواد ۳۰۲ و ۳۰۳ و ۳۰۴ نیست، دادگاه صالح برای جرایم  خانوادگی نیز همان دادگاه کیفری دو است.

 همچنین، مطابق مواد ۳۱۰ و ۳۱۱ قانون آیین دادرسی کیفری ۱۳۹۲ از حیث صلاحیت محلی، دادگاه محل وقوع جرم (اعم از ترک انفاق، تدلیس، ازدواج با نابالغ و …) صلاحیت دارد.

رسیدگی در دادسرا:

این شکایت پس از ثبت شکواییه توسط شاکی، توسط معاونت ارجاع به یکی از شعب بازپرسی دادسرا ارسال می شود.

دفتردار پس از وصول شکواییه آن را ثبت و پرونده را نزد بازپرس پرونده ارسال می کند.

 بازپرس پرونده نیز پس از بررسی  محتویات شکایت طرح شده، دستور احضار دو طرف دعوای کیفری را به  دفتردار خود می دهد در ادامه احضاریه توسط مدیردفتر شعبه بازپرسی تنظیم و برای دو طرف ارسال می شود.هر دو طرف دعوای کیفری، روز رسیدگی در شعبه  بازپرسی حضور می یابند و شاکی پرونده شکایت مندرج در شکواییه خود را دوباره مطرح می کند.

در مقابل، متهم نیز ارتکاب جرم خانوادگی را از سوی خود نسبت به شاکی پرونده انکار می کند؛اما شاکی دعوا شواهد یا مدارکی را برای اثبات موضوع مجرمانه در جلسه رسیدگی دادسرا حاضر می کند.

متهم پرونده نیز در دفاع ممکن است ایراداتی را به شاهد وارد کند که در این صورت دادگاه باید به این ایرادات رسیدگی نماید.

رسیدگی در دادگاه:

ممکن است شاکی پرونده از قرار صادره به دادگاه کیفری شکایت می کند. با ارسال پرونده به مجتمع  قضایی، پرونده از سوی معاونت ارجاع به یکی از شعب دادگاه های کیفری ارسال می شود.

 قاضی دادگاه کیفری نیز پرونده را مطالعه می کند و دستور تعیین وقت جلسه رسیدگی می دهد.

زمان رسیدگی به شاکی و متهم درقالب یک اخطاریه ارسال می شود.

در روز جلسه رسیدگی،شاکی و متهم در جلسه رسیدگی دادگاه حاضر می شوند.

شاکی، دلایل خود را ارئه می کند و در قابل متهم نیز دفاعیات خود را اظهار می دارد.

قاضی ضمن شنیدن به اظهارات دو طرف و بررسی مدارک و دفاعیات دو طرف تصمیم لازم را می گیرد. 

اینکه مدارکی که شاکی ارائه می کند تا چه اندازه معتبر باشد، به رای و نظر قاضی بستگی دارد در نهایت،ممکن است قاضی قرار صادره در  دادسرا را استوار بداند یا اینکه آن را رد نماید.

مهمترین اسناد و مدارک در این زمینه می تواند شهادت شهود و یا هر سند و مدرک دیگری باشد که دلالت بر وقوع جرم دارد.

۱- منظور از جرایم خانوادگی چیست؟

۲- تشریفات رسیدگی به جرایم خانوادگی چیست؟

۳- انواع جرایم خانوادگی کدامند؟

۴- فرآیند رسیدگی به جرایم خانوادگی چگونه است؟

چگونگی اثبات و دریافت اجرت المثل

 

مسائل مربوط به خانواده همواره از دشوارترین مسائل بوده است چرا که از یک طرف ایجاد تعادل میان زن و شوهر و از طرف دیگر اثبات مشکلات زناشویی کاری دشوار می باشد.

تامین حقوق مالی زوجه چه در ایام ازدواج –اعم ازدائم و موقت- و چه در پس از طلاق در دستور کار قوانین ایران قرار گرفته است چون فرض بر این است که زوجه ازنظر مالی وابسته به زوج می باشد حتی اگر زوجه شاغل باشد- یکی از این موارد، اجرت المثل کارهایی است که زن در منزل شوهر انجام می دهد.

کارهایی  که زن در منزل انجام می دهد مانند پخت و پز، ظرف شستن، شست وشوی لباس ها و حتی شیردادن به بچه یا بچه ها و … از جمله کارهایی ست که در مقابل آن می تواند از شوهر اجرت دریافت کند.

این مورد در قانون پیش بینی شده و چنین دعوایی قابل طرح در دادگاه است.

در اسلام، اولا عمل (کار) هر شخصی محترم شناخته شده، البته عملی که مورد تایید عقل باشد محترم است و دوما برای هر عملی که از شخصی صادر می‌شود ،عقل و عرف در مقابل آن اجرت و مزدی قائل هستند.

اسلام هم این نگاه عرف را محترم شمارده و تایید می‌ کند.باید ذکر کرد که کارهای منزل متفاوت از تمکین عام است،

تمکیل عام

یعنی اینکه زن بدون اجازه شوهر نمی‌تواند از خانه خارج شود یا ادامه تحصیل بدهد یا اشتغال مخالف مصالح و حیثیت خانوادگی داشته باشد.

بنابراین، شامل خانه داری نمی شود و کارهایی که زن در منزل انجام می دهد،شرعا و قانونا جز وظایف او نمی ‌باشد.

تعریف اجرت المثل:

اجرت المثل در مقابل اجرت المسمی قرار دارد. اجرت المسمی زمانی به کار می رود که طرفین در مورد هزینه ها توافق کرده باشند و مبلغ مشخصی را تعیین کرده باشند.

اما اجرت المثل زمانی است که توافقی در این باره نباشد لذا دادگاه با توجه به شرایط مشابه مبلغ را تعیین می کند.  

در مورد کارهای منزل نیز وضع به همین منوال است، از آنجایی که زن و شوهر معمولا در ابتدای ازدواج توافقی در این مورد نمی کنند،

پس از دادخواست مطالبه وجه توسط زن، دادگاه شرایط  مشابه را بررسی می کند و به مسائلی مثل اینکه کار انجام شده چه می باشد و در پرونده های دیگر چه مقدار اجرت برای مثل این کارها تعیین کرده اند (امور خانه داری)، توجه می کند.

سپس، اجرت را تعیین می کند. همان طور که از نام اجرت المثل برمی آید، یعنی اجرتی که در شرایط مشابه تعیین می شود و وقتی که طرفین توافقی در این باره نداشته باشند.

تعریف دعوای مطالبه اجرت المثل کارهای منزل:

اگر زن و شوهر بخواهند برای انجام امور عادی منزل از قبیل پخت و پز و شست و شو فردی را استخدام کنند این مساله  نیز مشمول هزینه است.

چنین مواردی جزء وظایفی نیست که به عهده زن باشد، اما ممکن است همسر او از وی تقاضا کند  انجام چنین اموری را در منزل به عهده بگیرد.

در چنین شرایطی اگر زمانی زن اجرت‌المثل خود را مطالبه کند، این موضوع کارشناسی و دستمزد این موارد محاسبه می‌شود.

بنابراین، اگر زن در مدت ایام زناشویی کارهایی را در منزل شوهر، بدون قصد تبرع (باقصد انجام کاری به صورت رایگان) و به دستور شوهر انجام دهد

می تواند از طریق طرح دعوی مطالبه اجرت المثل در دادگاه خانواده، دستمزد مدتی که با دو شرط فوق کار انجام داده است را مطالبه کند.

شرایط:

۱- اگر ضمن عقد نکاح در مورد انجام کارهای منزل توسط زن شرطی گذاشته شود، مثل آنکه ضمن عقد نکاح برای انجام  کارهای منزل اجرتی مشخص شود، نوبتی به اجرت المثل نمی رسد.

به چنین اجرت توافق شده‌ای، اجرت المسمی گفته می شود.

۲- در صورتی که زن کارهای منزل را به قصد تَبَرُّع (رضای خدا) انجام دهد، مستحق اجرت المثل نخواهد بود.

تبرع یعنی مجانی، یعنی زن قصد اینکه در قبال کارهای منزل وجه دریافت کند، را نداشته باشد.

۳- در زمان طلاق اجرت المثل در صورتی به زن تعلق می گیرد که دادخواست طلاق از طرف زن نباشد و اگر مرد دادخواست طلاق داده باشد، علت طلاق نافرمانی و سوء رفتار زن نباشد.

۴- کار زن در منزل به دستور مرد انجام شده باشد یعنی جزء وظایف شرعی یا عرفی و قانونی زن نباشد.

 

انواع مطالبه اجرت المثل:

مطالبه اجرت المثل از جمله دادخواست هایی است که زن می تواند آن را هم قبل از طلاق و هم در هنگام طلاق درخواست  کند.

بنابراین ،در زیر هرکدام را بررسی خواهیم کرد اما از نظر فرآیند رسیدگی تفاوتی میان آن‌ها وجود ندارد.

۱- مطالبه اجرت المثل قبل از طلاق:

با الحاق یک تبصره به ماده۳۳۶ قانون مدنی در سال ۱۳۸۵، توسط مجمع تشخیص مصلحت نظام مقررشد چنانچه زن، اموری  در منزل شوهر انجام داده باشد که مانند تمکین خاص و تمکین عام از وظایف شرعی وی نبوده ، و انجام این کارها بنا به خواست و دستور زوج انجام شده باشد،درصورت اثبات این موضوع در دادگاه خانواده، دادگاه اجرت المثل کارهای انجام شده توسط زن را محاسبه نموده و حکم به محکومیت شوهر به پرداخت اجرت المثل صادر می کند.

علاوه بر دریافت اجرت المثل قبل از طلاق ، با تعیین داور هنگام عقد ازدواج نیز می توان برای دریافت اجرت المثل به وی مراجعه کرد.

درصورت تعیین داور و تراضی بر  داوری شخص ثالث  هنگام عقد ازدواج ، داور می تواند درصورت بروز اختلاف به درخواست یکی از طرفین ، رای خود را صادر نماید.

همچنین ، طرفین عقد ازدواج می توانند مطالبه اجرت المثل قبل از طلاق را با رضایت، بر اساس مبلغی تعیین نموده و یا زوجه  حق مطالبه اجرت المثل قبل از طلاق و یا بعد از طلاق و حین زندگی مشترک را از خود سلب و ساقط نماید.

۲- مطالبه اجرت المثل در حین طلاق:

در هنگام طلاق توافقی، معمولا درباره اجرت المثل و کلیه حقوق مالی زوجه، توافقات انجام و اعلام می شود.

در صورتی که طلاق توافقی نباشد، دادگاه، معمولا تکلیف حقوق مالی زوجه را درصورت جلسه و رای صادره تعیین می کند اما اگر طرفین توافق کنند  که مطالبه اجرت المثل قبل از طلاق نباشد و مرد، اجرت المثل را بعد از طلاق بپردازد،

در این حالت امکان مطالبه اجرت المثل بعد  از طلاق با توجه به توافق طرفین وجود دارد.

فرآیند رسیدگی:

در ابتدا باید بررسی نمود که میزان اجرت المثلی که زن درخواست نموده چقدر می باشد.اگر زیر ۲۰ میلیون تومان باشد در  صلاحیت شورای حل اختلاف و اگر بالای ۲۰ میلیون باشد، در صلاحیت دادگاه خانواده است.

ثبت دادخواست :

زن چه قبل از طلاق و چه هنگام طلاق می تواند دادخواست مطالبه اجرت المثل را از طریق دفاتر خدمات الکرونیک قضایی ثبت  کند.

و چنانچه دفاتر خدمات قضایی وجود نداشته باشد، مستقیما به دادگاه خانواده و یا شورای حل اختلاف مراجعه کرده و دادخواست خود را ارائه کند.

رسیدگی دادگاه یا شورا:

دادگاه خانواده یا شورای حل اختلاف پس از ثبت پرونده با تعیین وقت رسیدگی به طرفین ابلاغ می نماید تا در موعد مقرر در دادگاه حاضرشده و نسبت به ادای توضیح اقدام نمایند.

اگر طرفین بر مبلغ اجرت المثل توافق داشته باشند، می توان گزارش  اصلاحی صادر نمود.

در غیر این صورت معمولا جهت تعیین مبلغ اجرت المثل ایام زناشویی پرونده به کارشناس رسمی  دادگستری ارجاع می شود.

پس ازوصول نظریه کارشناسی درصورتی که طرفین به نظریه کارشناسی معترض  نباشند رای صادر می شود.

در صورت اعتراض به نظریه کارشناسی ، برای بررسی اعتراض به هئیت سه نفره ارجاع می شود.

نحوه اثبات:

باید شرایط مطالبه اجرت المثل موجود باشد.

همچنین، اثبات اینکه زن تبرع داشته است یعنی  می خواسته کارهای منزل را مجانی  انجام دهد و در این باره انتظار مزدی نداشته است، برعهده شوهر می باشد؛ چون چنین حقی برای زن به عنوان اصل درنظر گرفته شده است، یعنی اصل این است که:

اولا) وقتی پرداختی به شخصی انجام می شود، شخص قصد تبرع نداشته یعنی پرداخت را  مجانی انجام نداده (ماده ۲۶۵ قانون مدنی)

ثانیا) در حقوق ایران که برگرفت از اسلام است، هرکس کاری انجام بدهد که عرفا  برای آن کار مزدی وجود داشته باشد،

مستحق آن مزد می باشد. بنابراین، از آنجایی که برای کارهایی که زن در منزل شوهر انجام می دهد، علاوه بر عرفا،  قانونا هم اجرت و مزد وجود داشته است و فرض براین است که زن این کارها را مجانی انجام نداده، اثبات اینکه زن قصد تبرع داشته، برعهده شوهر می باشد.

رسیدگی کارشناس:

اگر زن و شوهر بر میزان مبلغ توافق نداشته باشند، قرار کارشناسی توسط دادگاه خانواده یا شورای حل اختلاف صادر می شود. 

کارشناس باید رسیدگی کند و سپس، به دادگاه یا شورا نظر خود را بیان کند.

کارشناس در بررسی و تعیین میزان اجرت المثل موارد زیر را در نظر می گیرد.

عوامل موثر در تعیین میزان اجرت المثل توسط کارشناس:

– زنانی که در خارج از منزل اشتغال دارند کمتر از زنان خانه دار اجرت المثل می گیرند چون مسلما به میزان کمتری به امور خانه داری رسیدگی می کنند.

– میزان تحصیلات زن

– جایگاه اجتماعی و شئون زن

– شغل پدر زن

– محل زندگی او در زمان تجرد و اینکه آیا در منزل پدر، مستخدم داشته اند یا خیر؟

– میزان تحصیلات قبل و بعد از ازدواج

– تعداد فرزندان و جنسیت آنان. مسلما زنانی که فرزندان آن‌ها پسر هستند، اجرت المثل بیشتری دریافت می کنند چون اصولا پسرها در کارهای منزل کمک نمی کنند.

– تعداد سال های زندگی مشترک

وکلای خانواده در سامانه تخصصی وکیل نوین ،با داشتن تجربه و تخصص ، مناسب ترین مشاوره و عملکرد را در رابطه با پرونده شما خواهند داشت.

۱- اجرت المثل چیست؟

۲- دعوای مطالبه اجرت المثل یعنی چه؟

۳- آیا می توانم هزینه کارهایی را که در منزل شوهرم انجام داده ام، بگیرم؟

با چه شریطی؟

۴- فرآیند رسیدگی به دعوای مطالبه اجرت المثل چیست؟

۵- برای اثبات اینکه در منزل شوهرم کارهایی انجام داده ام و الان هزینه اش را می خواهم، چه مدارکی لازم است؟

ثبت نکاح دائم در صورت عدم رضایت همسر

 

ثبت نکاح

ازدواج از مهمترین عقدهایی است که در زندگی خصوصی هرفردی رخ می دهد.

با ازدواج، آثار و وظایف و حقوقی برای زن و شوهر ایجاد می شد.

برخی از این وظایف برای پیشبرد و تضمین زندگی زن و شوهر است که طرفی نباید در راستای زندگی بهتر با یکدیگر همکاری و کنار همدیگر تلاش کنند. اگر عقد ازدواج به صورت صحیح واردشود، تبعات زیادی دارد.

این تبعات می تواند تبعات مالی، عاطفی، جنسی و…باشد.

برخی دیگر از وظایف زن و شوهر جنبه ی عمومی دارند یعنی آن ها باید بتوانند در جامعه اعلام زن و شوهری کنند و سایرین بتوانند از رابطه زوجیت آنان آگاه شوند.

چرا که چنانچه نتوان ازدواج آنها را ثابت کرد،حقوقی که هر زن و شوهری به محض عقد ازدواج به دست می آورند، برایشان قابل تصور نیست.

برای مثال وقتی زنی ادعا می کند که مردی که فوت کرده شوهر اوست، باید بتواند عقد نکاح دائم را اثبات کند تا از  شوهر متوفی خود ارث ببرد والا ارث نخواهد برد.

یا زن و مردی که با یکدیگر رابطه جنسی دارند، باید بتوانند رابطه زوجیت خود را اثبات نمایند، در غیر این صورت ممکن است متهم به رابطه نامشروع و زنا شوند.

اهمیت ثبت نکاح دائم :

ثبت ازدواج از اهمیت زیادی برخوردار است چون با ثبت آن زن و شوهر عملا پیوند خود را به دیگران اعلام می کنند و از این حیث در جامعه با حقوق و تکالیفی مواجه خواهند شد.

البته لازم به ذکر است که اگر عقد نکاح دائم بین زن و شوهر اتفاق بیفتد با شرایط صحیح آن اما ثبت نشود، عقد واقع شده صحیح است و چون ثبت نشده نمی توان آن را باطل نمود اما حمایتی که قاون گذار از سایر زوج ها می کند، از زوجی که واقعه ی ازدواجشان ثبت نشده، نمی کند. 

حمایت های قانونی قانون گذار در قانون مدنی که برای زن و شوهر اعلام کرده، برای زوجینی است که فرآیند قانونی ازدواج آنها طی شده است یعنی فرض قانون گذار این است که عقد ازدواج به صورت صحیح واقع و ثبت شده، پس زن و شوهر از فلان حق و فلان تکلیف برخوردارند.

همان طور که وقتی فردی متولد می شود، با دریافت شناسنامه و ثبت مشخصات شخصی او برایش حق و حقوقاتی در نظر گرفتهمی شود و چنانچه مشخصاتش ثبت نشده باشد، گویی موجودیت حقوقی در جامعه ندارد؛ زن و شوهری که ازدواج آنها ثبت نشده، اثبات حقوق و تکالیف قانونی آنها سخت تر خواهد شد ضمن اینکه مجازات نیز می شوند.

ثبت نکاح دائم :

وقتی دختر و پسر ازدواج می کنند، صیغه نکاح برای آن ها خوانده می شود.

این صیغه ی نکاح اگر با شرایط درست خوانده شود، موجب محرمیت دختر و پسر شده و عملا ازدواج صورت می گیرد.

اما ثبت ازدواج بحثی عمومی است که مربوط به جامعه می شود.

در دوران گذشته، حاکمان شرع یا روحانیون با خواندن صیغه عقد ازدواج را مقرر می ساختند و ازدواج واقع می شد چون دیگر شناسنامه ای وجود نداشت که اطلاعات زن و شوهر در آن درج شود، فقط همان تکه برگه ای بود که به امضای برخی شهود رسیده بود.

اما به خاطر مشکلاتی که این روش در جامعه پدید می آورد و حقوق خیلی از افراد علی الخصوص فرزندانی که متولد می شدند  به خطر می افتاد، قانون کار به فکر شناسنامه و ثبت وقایع مهمی چون تولد، وفات، ازدواج، طلاق،  فرزند آوری و … افتاد.

بدین ترتیب پس از خواندن صیغه ی نکاح توسط روحانیون شرعی، باید ازدواج را ثبت می کردند.

اما باز هم چون برخی ثبت ازدواج را پشت گوش انداخته با این بهانه که ازدواج واقع شده و نیازی به ثبت نیست، امروزه دفاتر ازدواج معمولا اتاق عقدی دارند که در آنجا دفتردار همانجا که صیغه ی عقد را خودش می خواند، اقدام به ثبت آن نیز می کند.

 

 دفاتر رسمی در ثبت ازدواج :

منظور از دفاتر رسمی دفاتر ازدواج و طلاقی است که برابر مقررات قانونی تشکیل شده باشد.

اما همچنان عقد شرعی معروف به عقد بالاسرحضرت (در شهرهای مذهبی چون مشهد، قم و …) نیز وجود دارد که صحیح است. بنابراین، قانون گذار برای اینکه ثبت ازدواج حتمی رخ بدهد، ضمانت اجرایی را برای آن پیش بینی کرده است.

قانون گذار ثبت ازدواج را برعهده زوجه یعنی شوهر گذاشته است.

بنابراین، چنین تکلیفی از دوش زنان برداشته شده است.

با صراحت مندرجات ماده ۶۴۵ قانون مجازات اسلامی عدم ثبت واقعه ازدواج  برای زوجه جرم نیست.

ثبت ازدواج اصولا دعوایی است برای زمانی که مرد مجددا ازدواج کرده است.

یعنی افراد اصولا ازدواج اولشان را به راحتی ثبت می کنند در حالی که برای بقیه ازدواج هایشان ولو اگر دائم باشد، عجله ای به ثبت آن ندارند.

انواع نکاح:

نکاح دو نوع است: نکاح دائم و موقت. مقرراتی که قانون گذار برای ثبت ازدواج گذاشته است فقط شامل نکاح دائم می شود یعنی مردی که به طور دائم ازدواج می کند تکلیف قانونی دارد که ازدواجش را ثبت کند،اگر مرد بعد از انجام مواقعه اقدام به ثبت واقعه ازدواج نماید، به تکلیف قانونی خود عمل نموده و وجود فاصله زمانی بین اجرای صیغه ازدواج و ثبت آن موجب تعقیب شوهر نخواهد بود.

اما از آنجایی که ذات نکاح موقت، موقتی است و اصولا برای رفع نیازهای جنسی موقتی مرد است، تکلیفی به ثبت آن وجود ندارد و همان صیغه ی که

خوانده می شود، برای ایجاد نکاح موقت کفایت می کند و حتی دست نوشته ای مبنی بر وقوع  نکاح موقت، کافی است.

طرح دعوای ثبت نکاح دائم:

معمولا دعوای ثبت نکاح دائم از سوی زن دوم صورت می گیرد چون افراد در ثبت ازدواج دائم اولشان زودتر عمل می کنند.

اصولا ازدواج دوم مرد نیز بدون اذن همسر اولش است. در حالی که قانون گذار برای ازدواج مجدد مرد شرایطی را در نظر گرفته است.

ماده ۱۶ قانون حمایت خانواده، ازدواج دوم مرد را منوط به تحقق شرایطی از جمله

رضایت همسر اول، عدم قدرت همسر اول به ایفای وظایف زناشویی، عدم تمکین یا عقیم بودن زن و… نموده است و متقاضی ازدواج دوم باید درخواست اذن به ازدواج  را از دادگاه نماید.

ازدواج مجدد مرد :

مطابق ماده ۱۷ همین قانون، دادگاه با انجام اقدامات ضروری و در صورت امکان، تحقیق از زن فعلی و احراز توانایی مالی مرد و اجرای عدالت، اجازه اختیار همسر جدید را خواهد داد.

بنابراین، سردفتر ازدواج، از ثبت ازدواج مجدد مرد متأهل بدون اذن دادگاه ممنوع می‌باشد.

پس، از یک طرف مرد نمی تواند بدون اذن دادگاه یا اجازه همسر اولش با زنی ازدواج کند و اگر ازدواج کرد، سردفتر حق ثبت آن را ندارد.

و عدم ثبت نکاح دائم نیز جرم است و مجازات دارد.از طرف دیگر، ازدواجی که واقع شده صحیح است و حقوق همسر دوم مطرح می شود که در صورت عدم ثبت ازدواج، حقوق همسر دوم پایمال می شود.

همسر دوم چگونه باید دعوای ثبت نکاح را مطرح کند؟

برخی از قضات معتقدند چنین دعوایی قابل استماع نیست چون ازدواج مجدد مرد باید با شرایط قانونی باشد و تنها در صورتی که شرایط قانونی باشد، همسر دوم می تواند چنین دعوایی را مطرح کند. اما اکثریت قضات معتقدند این دعوا از سوی زوجه دوم قابل استماع هست چون ازدواج صحیح واقع شده و عدم ثبت آن حقوق زن دوم را پایمال می کند درحالی که این مرد است که باید مجازات ببینید و حق کسی را نمی توان ضایع کرد.

برای جمع نظرات می توان به ماده ۳۲ قانون ثبت استناد نمود: مطابق ماده ۳۲ قانون ثبت احوال، ازدواج‌هایی

که در دفاتر رسمی به ثبت نرسیده باشند با وجود شرایط ذیل قابل ثبت در اسناد سجلی زوجین است:

ارائه اقرار نامه رسمی مبنی بر وجود رابطه زوجیت بین متقاضیان ثبت واقعه ازدواج؛ در موقع تنظیم اقرار نامه سن زوج از بیست سال تمام و سن زوجه از هجده سال تمام کمتر نباشد؛ گواهی ادارات ثبت احوال محل صدور شناسنامه‌های زوجین به این که در تاریخ اعلام واقعه، طرفین در قید ازدواج دیگری نباشند؛ همچنان که از حکم ماده ۳۲ قانون ثبت احوال برمی‌آید، ازدواج مردی که دارای همسر دیگری است قابل ثبت نیست و با توجه به اختلاف نظر بین قضات در زمینه ثبت ازدواج دوم معلوم می‌شود، رویه قضائی مخدوش است.

 

فرآیند شکایت و رسیدگی:

رسیدگی در دادسرا: این شکایت پس از ثبت شکواییه توسط زوجه، توسط معاونت ارجاع به یکی از شعب بازپرسی دادسرا ارسال می شود. دفتردار پس از وصول شکواییه آن را ثبت و پرونده را نزد بازپرس پرونده ارسال می کند.

بازپرس پرونده نیز پس از بررسی محتویات شکایت طرح شده، دستور احضار دو طرف دعوای کیفری را به دفتردار خود می دهد.

در ادامه احضاریه توسط مدیر دفتر شعبه بازپرسی تنظیم و برای دو طرف ارسال می شود.

هر دو طرف دعوای کیفری، روز رسیدگی در شعبه بازپرسی حضور می یابند و زوجه پرونده شکایت مندرج در شکواییه خود را دوباره مطرح می کند.

در مقابل، مرد نیز ارتکاب جرم توهین را از سوی خود نسبت به زن پرونده انکار می کند؛ اما زن شواهد یا مدارکی را برای اثبات موضوع مجرمانه در جلسه رسیدگی دادسرا حاضر می کند.

متهم پرونده نیز در دفاع ممکن است ایراداتی را به شاهد وارد کند که در این صورت دادگاه باید به این ایرادات رسیدگی نماید.

رسیدگی در دادگاه:

ممکن است زن از قرار صادره به دادگاه کیفری شکایت می کند.

با ارسال پرونده به مجتمع قضایی، پرونده از سوی معاونت ارجاع به یکی از شعب دادگاه های کیفری ارسال می شود.

قاضی دادگاه کیفری نیز پرونده را مطالعه می کند و دستور تعیین وقت جلسه رسیدگی می دهد.

زمان رسیدگی به زن و شوهر در قالب یک اخطاریه ارسال می شود.

در روز جلسه رسیدگی ، زن و شوهر در جلسه رسیدگی دادگاه حاضر می شوند.

شاکی، دلایل خود را  ارئه می کند و در قابل متهم نیز دفاعیات خود را اظهار می دارد.

قاضی ضمن شنیدن به اظهارات دو طرف و بررسی مدارک و دفاعیات دو طرف تصمیم لازم را می گیرد.

اینکه مدارکی که ارائه می کند تا چه اندازه معتبر باشد، به رای و نظر قاضی بستگی دارد در نهایت، ممکن است قاضی قرار صادره در دادسرا را استوار بداند یا اینکه آن را رد نماید.

اثبات رابطه زوجیت :

برای اینکه بتوان دعوای ثبت نکاح را مطرح نمود، زن ابتدا باید رابطه زوجیت را اثبات نماید. اثبات اینکه زوجیت بین زن و مرد رخ داده است، در صلاحیت دادگاه خانواده است.

بنابراین، زن که اقدام به دعوای ثبت نکاح می کند، در ابتدا قرار اناطه صادر می شود تا دادگاه خانواده به بررسی رابطه زوجیت اقدام و حکم صادر کند.

سپس، فرآیند رسیدگی اغاز می شود.

قرار اناطه یعنی مرجع رسیدگی، ادامه فرایند رسیدگی را منوط به اثبات امری می کند؛مثلا در اینجا برای اینکه رسیدگی به دعوای ثبت نکاح منوط به اثبات زوجیت در دادگاه خانواده است،

پس تا در مورد رابطه زوجیت تعیین تکلیف نشود، رسیدگی دعوای ثبت نکاح ادامه نمی یابد. در این مرحله زن می تواند از مدارک مختلفی چون شهادت شهود، اقرارنامه رسمی مبنی بر وجود رابطه زوجیت و … استفاده نماید.

اگر رابطه زوجیت اثبات شود، حکم آن قابل استناد در مرجع رسیدگی به دعوای ثبت نکاح است.

در این زمان،مرد نیز احضار می شود تا دفاعیاتی را اعلام کند. دفاعیات مرد ممکن است مورد پذیرش دادگاه قرار بگیرد که در این صورت دعوای زوجه رد می شود و یا ممکن است دفاعیات مرد رد شود و مرد ملزم به ثبت نکاح گردد.

در این صورت اگر مرد بدون اجازه همسر اولش همسر دوم اختیار کرده باشد، حق طلاق برای همسر اول به وجود می آید.

مجازات:

ماده۴۹ قانون حمایت خانواده مقرر داشته: “چنانچه مردی بدون ثبت در دفاتر رسمی به ازدواج دائم، طلاق یا فسخ نکاح اقدام یا پس از رجوع تا یک ماه از ثبت آن خودداری یا در مواردی که ثبت نکاح موقت الزامی است از ثبت آن امتناع کند، ضمن الزام به ثبت واقعه به پرداخت جزای نقدی درجه پنج و یا حبس تعزیری درجه هفت محکوم می شود.

این مجازات در مورد مردی که از ثبت انفساخ نکاح و اعلام بطلان نکاح یا طلاق استنکاف کند نیز مقرر است.

با اینکه در قانون دو نوع مجازات با دو درجه مختلف یعنی جزای نقدی درجه پنج و یا حبس تعزیری درجه هفت برای آن در نظر گرفته اما مطابق با تبصره۳ ماده۱۹ قانون مجازات اسلامی جرم درجه ۵ محسوب گردیده و رسیدگی به آن درصلاحیت دادسرا است و مشمول ماده ۳۴۰ قانون آیین دادرسی کیفری , یعنی رسیدگی مستقیم دردادگاه نمی شود.

البته ابتدا باید رابطه زوجیت در دادگاه خانواده اثبات شود.

۱- برای ثبت نکاح چیکار باید بکنم ؟

۲- اگر ازدواجم را ثبت نکنم چه می شود؟

۳- آیا عدم ثبت نکاح جرم است و مجازات دارد؟

۴- آیا عدم ثبت نکاح جرم قابل گذشت است؟

۵- اگر شوهرم نخواهد ازدواج را ثبت کند، چه کار باید بکنم تا ثبت شود؟

 

دستور موقت ملاقات فرزند در چه صورتی صادر می شود؟

 

ملاقات با فرزند

در کنوانسیون حقوق کودک حق کودک در ارتباط با والدین و اقارب مورد توجه قرار گرفته است که کشور ما هم در سال ۱۳۷۹به این کنوانسیون پیوسته است.

مطابق ماده ۱۱۷۴قانون مدنی :

در صورتی که به علت طلاق یا هر دلیل دیگری والدین کودک در یک منزل سکونت نداشته باشند هر کدام از والدین که فرزند تحت حضانت او نمی باشد .

حق ملاقات فرزند خود را دارد .تعیین زمان ملاقات و سایر و جزئیات مربوط به آن در صورت اختلاف بین والدین با دادگاه می باشد .

اگر بین والدین در مورد مکان و زمان ملاقات اختلافی پیش آمد دادگاه با تعیین زمان و مکان مشکل را برطرف می کند.نحوه درخواست حق ملاقات فرزند قبل از طلاق چنانچه به هر دلیلی زوجین با هم زندگی مشترک نداشته باشند و در خواست طلاق هم نداده باشند طرفی که خواهان حق ملاقات است باید درخواست ملاقات فرزند را به دادگاه ارائه دهد .

نحوه ملاقات فرزند بعد از طلاق

بعد از طلاق فقط رابطه زوجیت از بین می رود اما رابطه فرزند با والدین از بین نمی رود و این ارتباط دائمی است و هیچکس نمی تواند پدر و مادر را از ملاقات با فرزندش منع کند.

پدر یا مادر در هر حالتی می تواند فرزندش را ملاقات کند و این حق را به هیچ عنوان نمی توان از وی سلب نمود حتی اگر پدر و مادر فساد اخلاقی داشته باشند. مگر اینکه ملاقات برای فرزند خطرات جانی و یاآسیب های روانی داشته باشد و یا پدر یا مادر بیماری روانی خطرناک داشته باشند برای اینکه صدمه ای به فرزند نرسد می توان با حکم دادگاه مانع از دیدار والدین که دچار چنین مشکلی هستند شد.

هرگونه فساد اخلاقی یا اعتیاد زیان آور به مواد مخدر یا الکل و قمار و فحشا که منجر به هرگونه سواستفاده و اجبار فرزند به شغلهای ضداخلاقی و یا قاچاق و…و ضرب و جرح فرزند می تواند دلایل محکمی برای ازبین رفتن حق ملاقات فرزند باشد.

در صورتی که پدر یا مادر که در خواست کننده ملاقات فرزند است هیچ یک از مشکلات مذکور در بند بالا را نداشته باشند در هر  حالتی حق ملاقات فرزند خود را خواهد داشت و این حق به هیچ عنوان از وی سلب نمی شود

مطابق ماده ۱۱۷۴قانون مدنی

هر یک از والدین حق دارند که در زمانهای معین فرزند خود را ملاقات نماید در صورتی که بین پدر و مادر در مورد نحوه ملاقات توافق شده باشد مطابق همان توافق عمل می شود ولی چنانچه توافقی به عمل نیاید دادگاه زمان و مکان ملاقات را تعیین میکند و دو طرف ملزم به رعایت آن هستند.

چنانچه مادر یا پدری که  طفل با اوست از ملاقات طرف مقابل جلوگیری کند میتوان در دادگاه طرح شکایت نمود و برای اجرای دستور دادگاه به نیروی انتظامی مراجعه کرد.

با توجه به ماده ۶۳۲ قانون مجازات اسلامی :

اگر کسی از دادن طفلی که به او سپرده شده است در موقع مطالبه اشخاصی که قانونا حق مطالبه دارند امتناع کند به مجازات ۳ تا۶ ماه حبس یا جزای نقدی از یک میلیون و پانصد هزار ریال تا سه میلیون ریال محکوم  خواهد شد.

مطابق ماده ۵۴قانون حمایت از خانواده :

هر گاه مسئول حضانت  از انجام تکلیف مقرر خودداری کند یا مانع ملاقات طفل با افراد ذی حق شود برای بار اول به پرداخت جزای نقدی درجه هشت و در صورت تکرار به حداکثر مجازات مذکور محکوم می شود . 

همچنین در ماده ۴۰قانون فوق امده است که هر کس از اجرای حکم دادگاه در مورد حضانت طفل استنکاف کند یا مانع اجرای حکم دادگاه شود یا از استرداد طفل خود داری کند بر حسب تقاضای ذی نفع به دستور دادگاه صادر کننده رای تا زمان اجرای حکم باز داشت می شود.

دستور موقت ملاقات فرزند

به موجب قانون حمایت از خانواده جدید نهادی به نام نهاد دستور موقت در امور خانواده پیش بینی شده است .

دستور موقت از اقداماتی است که جنبه ی کاربردی زیادی دارد و در این حالت بخاطر طولانی بودن روند رسیدگی برای اینکه حق خواهان ضایع نشود عموما دادگاه دستور موقت ملاقات فرزند را صادر میکند تا زمانی که حکم قطعی صادر شود.

سلام یک سال هست که از همسرم جدا شدم و مدت ۵ ماه هست که فرزندم را ملاقات نکرده ام چندین مرتبه به محل سکونت فرزندم مراجعه کردم ام ولی پدرش حاضر نیست فرزندم را به من نشان دهد لطفا راهنمایی کنید پکار کنم؟

پاسخ:

باسلام .شما میتوانید با مراجعه به شورای حل اختلاف طرح شکایت کنید و درخواست دستور موقت نمایید تا زمان تعیین تکلیف نهاییسلام سال ۹۰از همسرم جدا شدم و دو فرزندم پیش پدرشان هسنتد که موقعیت خوبیداشتند ولی متاسفانه پدر فرزندانم از ۶ماه قبل تا الان دچار جنون شده و فرزندانم امنیت جانی ندارندبه صورتی که هر دفعه که پیش من می آیند بدنشان کبود است . آیا من میتوانم با این اوصاف حضانت بچه ها را بگیرم؟

پاسخ:

در صورتی که پزشکی قانونی جنون پدر را تایید کند دادگاه در صورتی که شما صلاحیت داشته باشید حضانت فرزندان را به شما واگذار خواهد نمود.

نحوه طرح دعوی و رسیدگی قرار ملاقات فرزند

مهمترین رکن هر دعوی تنظیم دادخواست است اقامه دعوی در دادگاه با ارائه ی دادخواست شروع می شود .

دادخواست مهمترین برگه ی قضایی است . تا زمانی که دادخواست تنظیم شود رسیدگی وجود نخواهد داشت این دادخواست در دفاتر پیشخوان قضایی انجام می شود .

بعد از تنظیم دادخواست باید هزینه دادرسی پرداخت شود بدون پرداخت این هزینه دادرسی انجام نمی شود .

بعد از این مرحله دادخواست به دادگاه صالح به رسیدگی ارجاع می شود بعد از ارجاع دادخواست به دادگاه دادخواست به دست مدیر دفتر میرسد و مدیر دفتر مدارک را بازدید میکند و چنانچه مدارک کامل باشد وقت رسیدگی مشخص میشود و تاریخ و ساعت دقیق مراجعه به دادگاه را یا از طریق سامانه سنا و یا با صدور ابلاغیه به  طرفین اعلام می کند واگر با سامانه سنا ابلاغ شود که ابلاغیه حضوری است

ولی اگر ابلاغیه صادر شود اگر به دست خوانده نرسد ابلاغ غیر حضوری و در صورتی که به خود فرد یا اعضای خانواده وی برسد ابلاغ حضوری خواهد بود درجلسه دادگاه به دعوی خواهان رسیدگی میشود و چنانچه خوانده دفاعی داشته باشد میتواند در دادگاه عنوان کند و قاضی پرونده با توجه به صحبتهای دو طرف رای نهایی را صادر می کند .

این رای در صورتی که رای حضوری باشد تا بیست روز مهلت تجدید نظر خواهی دارد و در صورتی که رای غیابی باشد بیست روز مهلت واخواهی خواهد داشت.

نحوه ملاقات فرزند قبل از طلاق چگونه است؟

ملاقات فرزند بعد از طلاق به چه صورت است؟

در خواست دستور موقت قرار ملاقات فرزند چگونه تنظیم می شود؟

دستور موقت ملاقات فرزند در چه صورتی صادر می شود؟

مهریه اعضای بدن

 

مهریه یک دست و پا قابل اجرا نیست و مهریه باید مالیت داشته باشدو به دلیل اینکه این نوع مهریه مالیت ندارد قابل اجرا نمی باشد.

 

مهریه یک دست و پا شرایط مهریه صحیح :

۱ .مهر باید مالیت داشته باشد؛ یعنی دارای ارزش داد و ستد اقتصادی باشد (ماده ۱۰۷۸ ق.م)

۲ .مهر باید قابل تفکیک به وسیله زن باشد؛ بنابراین اموال عمومی و موقوفات را نمی توان مهریه قرار داد مگر با اجازه دارنده حق.

۳ .هرگاه مهر معین باشد باید در زمان عقد موجود باشد؛ اگر معلوم شود در زمان عقد موجود نبوده تعیین مهریه باطل خواهدبود (ماده ۱۰۷۹ ق.م)

۴ .مالی که مهر قرار داده می شود باید ملک شوهر باشد ؛ ملک غیر را می توان با اذن مالک مهر قرارداد (ماده ۱۱۰۰ ق.م)

۵ .مهر باید معلوم باشد یعنی از حیث مقدار و جنس و وصف مشخص شده و رفع جهالت شده باشد (ماده ۱۰۷۹ ق.م)

۶. مهر باید معین؛ یعنی نمی توان یکی از دو یا جند جیز ا به طور مردد مهر قرار داد(ماده ۱۹۰ ق.م)

۷ .مهر باید منفعت عقلایی مشروع داشته باشد ؛ بنابراین چیزی را که قانون ؛ فروش یا استعمال آن را منع کرده است نمی توان مهر قرار داد.مثلا مواد مخدر را نمی توان مهر قرار داد.(ماده ۲۱۵ و ۳۴۸ ق.م)

۸ .شوهر باید قدرت به تسلیم مهریه داشته باشد وگرنه مهر باطل خواهد بود؛ البته اگر شوهر قادر به تسلیم مال نباشد اما زن قادر به تسلیم باشد در این صورت می توان مال مزبور را مهر قرار داد (ماده ۳۴۸ ق.م)

مطالبه مهریه از طریق دادگاه خانواده

زوجه می توان با ارائه دادخواست حقوقی به دادگاه خانواده مهریه خود را مطالبه نماید و همزمان تقاضای توقیف اموال همسرش را نیز بنماید.

در صورتی که زوجه توانایی پرداخت هزینه دادرسی را نداشته باشد می تواند دادخواست اعسار از هزینه دادرسی را به پیوست دادخواست مهریه ارائه دهد که دادگاه اول به این دادخواست رسیدگی میکند و بعد به دادخواست اصلی می پردازد. اگر زوجه بتواند اعسار خود را ثابت کند از پرداخت هزینه دادرسی معاف خواهد شد.

دادگاه به دادخواست زوجه رسیدگی میکند درصورتی که زوجه مستحق دریافت مهریه باشد دادگاه حکم به پرداخت مهریه می دهد، در این صورت مرد موظف است از زمان تعیین شده توسط دادگاه ، مهریه همسرش را بپردازد.

در صورتی که مرد مالی داشته باشدو زن احتمال بدهد که در طول مدتی که دادگاه تشکیل می شود مرد مال را میفروشد یا جا به جا میکند ،از دادگاه میخواهد که قرار تامین خواسته صادر نماید که در این حالت مال تا زمان صدور حکم توقیف می شود . از این مال توقیف شده میتوان مهریه را برداشت ودر غیر این صورت در صورت عدم پرداخت مهریه بعد از پایان مهلت ۲۰روزه برای تجدید نظر خواهی رای دادگاه قطعی خواهد شد زوجه می تواند ماده ۳نحوه اجرای محکومیت های مالی را اعمال میکند .یعنی اگر مرد معسر نباشد و بدهی خود را پرداخت نکند به زندان می رود ، اما اگر توسط دادگاه معسر شناخته شود دادگاه رای به تقسیط مهریه می دهد. اما بنا بر قانون حمایت خانواده مصوب۱۳۹۱ناتوانی در پرداخت مهریه های بالای۱۱۰سکه مشمول زندان رفتن مرد نمیشود و زندانی شدن مرد با توافق طرفین و تقسیط مهریه حذف می شود.

نکته: فوت مرد در مهریه تاثیری ندارد و مهریه از ماترک شوهر و هرچه از وی باقی مانده برداشته می شود و اگر زن فوت کند مهریه از بین نمی رود و ه عنوان ارث به ورثه وی خواهد رسید.

با ارجاع هر پرونده پس از بررسی اولیه از میان وکلای خبره به وکیل متخصص در آن امور ارجاع میگردد.

 

جهت همکاری در امور حقوقی و آی تی اینجا کلیک کنید

شرایطی که زوجه می تواند از حق حبس استفاده کند

حق حبس زوجه

ازدواج باعث ایجاد حق و حقوقی برای طرفین می شود که یکی از آنها مهریه می باشد .

زن میتواند پس از ایجاد عقد نکاح مهری را که برای او مشخص شده را از شوهر مطالبه کند و در صورتی که مرد حاضربه پرداخت مهریه وی نشود زن میتواند تمکین نکند تا زمانی که مهریه اش را به طور کامل دریافت کند .

حق حبس از جمله عقودی است که ابتدای ازدواج برای زوجه ایجاد حق میکند ولی شرایطی دارد که در این مقاله به تفضیل به ان پرداخته می شود.

تعریف حق حبس:

حق حبس به این معناست که زن از انجام وظایف زناشویی خود خودداری کند تا زمانی که مرد مهریه اش را پرداخت نماید.

مطابق ماده ۱۰۸۵ قانون مدنی :

زن می تواند تا مهریه به او تسلیم نشده از ایفاء وظایفی که در مقابل شوهر دارد امتناع کند مشروط بر اینکه مهر او حال باشد و این امتناع مسقط حق نفقه نخواهد بود .حق حبس یکی از موضوعات مهم خانواده و از تبعات ازدواج است.

چنانچه مهریه تقسیط شده باشد آیا زن ملزم به تمکین خواهد بود؟

در صورتی که مهریه زن از طریق دادگاه تقسیط شده باشدو زوج در حال پرداخت اقساط باشد زمانی که کل مهریه پرداخت نشده باشد زوجه میتواند از حق حبس خود استفاده کند.

شرایطی که زوجه می تواند از حق حبس استفاده کند:

۱-مهریه حال باشد یعنی شرطی برای پرداخت مهریه تعیین نشده باشد.

۲-زوجه باکره باشد به این معنا که قبل از استفاده از حق حبس زوجه اقدام به وظایف زناشویی نکرده باشد.

درصورتی که زوج معسر باشد آیا اعسار وی تاثیری بر حق حبس دارد؟

اعسار شوهر حق حبس را از بین نمی برد هر چند که مرد توانایی پرداخت مهریه را نداشته باشد و این معسر بودن هیچ ارتباطی با حق حبس ندارد و زوجه می تواند تا زمان پرداخت کامل مهریه از حق حبس خود استفاده کن

امتیازاتی که حق حبس برای زوجه دارد:

۱-زوجه مستحق دریافت نفقه می باشد.

۲-شوهر به هیچ عنوان نمی تواند زن را به تمکین خاص مجبور کرد.

۳-زوجه می تواند تا زمانی که مهریه اش را کامل پرداخت شود از حق حبس استفاده کند.

۴-در صورتی که مرد نفقه زن را پرداخت نکند وی می تواند شکایت کیفری نماید.

در ماده ۶۴۲قانون مجازات اسلامی اینگونه آمده است که :

هر کس با داشتن استطاعت مالی نفقه زن خود را در صورتی که تمکین کند ندهد دادگاه وی را به حبس از سه ماه و یک روز تا پنج ماه محکوم خواهد نمود.

مواردی که حق حبس زن ساقط میشود:

۱-در صورتی که موعدی برای پرداخت مهریه بین زوجین مشخص شده باشد مثلا شرط شود که مهریه زوجه بعد از سه سال به وی پرداخت شود. در این حالت زن حق حبس ندارد.

۲-چنانچه زن قبل از استفاده از حق حبس تمکین خاص در برابر شوهرش انجام دهد و زناشویی را قبول کند. حق حبس تنها در صورتی که زوجه باکره باشد قابل استفاده می باشد.

اگر زنی از حق حبس استفاده کند و شوهر مهریه و نفقه وی را پرداخت نماید (در حال پرداخت اقساط باشد) و دادگاه به زوج اجازه ازدواج بدهد آیا زن می تواند تقاضای طلاق بدهد؟

در صورتی که دادگاه به مرد اجازه ازدواج بدهد زوجه نمی تواند از حق طلاق استفاده کند و تنها در صورتی میتواند درخواست طلاق بدهد که الباقی مهریه و نفقه خود را بذل نماید و کراهت و عسر و حرج خود را به دادگاه اعلام نماید.

چگونه می شود ازدواج موقت را ثبت کرد ؟

 

ثبت ازدواج موقت :

ازدواج موقت یا نکاح منقطع ، متعه که به صیغه معروف است . در مذهب شیعه ازدواج موقت نوعی ازدواج است که در آن عقد که جاری می شود دارای زمان معین و محدود و مهریه ای معلوم می باشد. زمانی که مدت آن به پایان رسید عقد نکاح به طور خود به خود از بین می رود .

ازدواج موقت یکی از گزینه هایی است که اسلام در کنار ازدواج دائم آن را قرار داده است تا هم بتوانند نیازهای جنسی خود را برطرف کنند و هم نیازهای روحی و روانی خود را برآورده کنند.

ازدواج موقت یکی از راه هایی است که مرد و زن گناه نکنند و در قبال هم تکالیف و وظایفی دارند.

نفقه زن :

از نظر نفقه در ازدواج موقت همانند ازدواج دائم که بعد از عقد نفقه زن بر عهده شوهر است  در ازدواج موقت اینگونه نیست در صورتی در ازدواج موقت نفقه به زن تعلق می گیرد که هنگام عقد با شوهر شرط کرده باشد که میزان مشخصی شوهر نفقه بپردازد.

مجازات کیفری :

در غیر این صورت نفقه در عقد موقت به زن تعلق نمی گیرد . در نکاح دائم اگر شوهر نفقه زن را پرداخت نکند مجازات کیفری دارد ولی در نکاح موقت ندادن نفقه مجازات ندارد مگر اینکه زن شرط کرده باشد و شوهر پرداخت نکند که در این صورت این تعهد قابل پیگیری است و هیچ تعقیب کیفری وجود ندارد .

ازدواج موقت و ثبت آن :

در نکاح موقت نیازی به ثبت آن نیست همین که صیغه به طور صحیح فارسی یا عربی با رعایت اینکه مهریه و مدت تعیین شود عقد جاری شده است و ثبت آن الزامی نبوده است . در ازدواج موقت زمانی ثبت آن الزامی است که زن باردار شود تا فرزند در آینده از حق و حقوق قانونی برخوردار شود.

مهریه زن :

مهریه در ازدواج دائم باید قید شود ولی اگر به هر دلیلی در زمان عقد مهریه مشخص نشود عقد صحیح است و تا قبل از نزدیکی زن و مرد مهریه ای تعیین شود همان مهریه محسوب می شود .

ولی بازم اگر مشخص نشود مهر المثل به زن تعلق می گیرد.و اگر مرد قبل از اینکه نزدیکی صورت بگیرد طلاق بدهد مهر المتعه به زن تعلق می گیرد و بعد از نزدیکی طلاق داده شود مهر المثل تعلق می گیرد.

مهر المثل :

مهری است که با توجه به شرافت خانوادگی ، سایر صفات و وضعیت او نسبت به افرادی مثل خودش یا سایر همسران مرد و نزدیکان زن و عرف محل زندگی مشخص و تعیین می شود ولی مهرالمتعه که با توجه به تمکن مالی مرد مهریه مشخص است که از سوی دادگاه مشخص می شود.

این احکام ذکر شده مربوط به عقد دائم است ولی در عقد موقت تعیین نشدن مهریه باعث بطلان عقد می شود و بعد از عقد امکان تعیین مهریه و امثال آن وجود ندارد. در عقد موقت باید مدت عقد و میزان مهریه به طور دقیق مشخص شود وگرنه عقد باطل است.

عقد موقت :

در عقد موقت فرقی در اینکه مرد با زن نزدیکی داشته باشد یا نداشته باشد نمی کند در هر صورت باید مهریه تعیین شده را به زن پرداخت کند. در زمانی که نزدیکی صورت نگرفته است اگر مرد مدت عقد را به زن ببخشد تنها نیمی از مهریه تعیین شده را باید بپردازد .

پیروی زن از شوهر :

در ازدواج دائم از ویژگی های مرد مدیریت کردن خانواده می باشد و زن باید از مرد خود پیروی کند حتی در منزلی که شوهر تهیه می کند در آن سکونت کند و اگر مرد نسبت به شغل زن که با حیثیت خانوادگی او مخالف باشد ناراضی باشد می تواند از ادامه کار او جلوگیری کند.

حتی زن برای خروج خود از منزل باید از مرد اجازه بگیرد اما در عقد موقت اینگونه نیست و هیچ کدام از این احکام جاری نیست . زن هیچ تبعیتی می تواند نکند حتی برای خروج از منزل یا شغل خود نیازی به اجازه شوهر نیست. اگر در ازدواج موقت شرط شود که نزدیکی صورت نگیرد عقد صحیح است و زن و مرد فقط نسبت به هم محرم هستند.

پایان ازدواج موقت :

در ازدواج ، نکاح به صورت طلاق ، فسخ نکاح و فوت طرفین از بین می رود ولی در نکاح موقت طلاق و فسخ نکاح وجود ندارد و تنها در صورت بذل یا بخشش مدت نکاح از بین می رود . همان طور که در دائم اختیار طلاق با مرد است در موقت هم اختیار بذل مدت با مرد است .

چه زمانی می شود مهریه عندالاستطاعه را مطالبه کرد

 

مهریه عندالاستطاعه

چه زمانی می شود مهریه عندالاستطاعه را مطالبه کرد ؟

زمانی که مرد توان و استطاعت مالی داشته باشد مهریه عندالاستطاعه هنگامی که شوهر توان و دارایی لازم برای پرداخت را داشته باشد گفته می شود .

زن و مرد می توانند مهریه را به صورت زمان دار ( موجل ) تعیین کنند. با این وصف پرداخت مهریه در زمانی که توافق شده می باشد و زوجه قبل از آن حق مطالبه آن را ندارد.

اگر برای پرداخت مهریه زمان مشخص نشده باشد مهریه عند المطالبه است.

تفاوت مهریه عند المطالبه با مهریه عند الاستطاعه در چیست ؟

در مهریه عند المطالبه به این گونه است که به هنگامی که زن به عقد مرد در می آید قادر به گرفتن مهریه خود می باشد.

در هر زمانی که باشد باید مرد مهریه را پرداخت کند . در صورتی که مهریه عندالاستطاعه زمانی مرد می تواند مهریه را پرداخت کند ،که از نظر مالی توان پرداخت را داشته باشد بنابراین پرداخت آن به استطاعت و توان مرد بستگی دارد.

مهریه چیست ؟

طبق قانون هر چی که مالکیت داشته باشد و بتواند جز دارایی خود به حساب آورد مهریه محسوب می شود .زوجه بعد از ازدواج توسط مهریه از نظر مالی حمایت می شود.

چه از نظر شرع چه از نظر قانون هیچ حداقل و حداکثری برای مهریه وجود ندارد.

زوج حداقل نسبت به مهریه عندالمطالبه باید از همان زمان عقد قدرت پرداخت را داشته باشد.

راه های اجرایی مطالبه مهریه :

مهریه چه در سند ازدواج چه به صورت سند عادی باشد از وظایفی است که بر عهده ی شوهر است و باید پرداخت کند.در صورت عند المطالبه بودن آن زوجه هر زمان حق درخواست مهریه خود را دارد و اگر زوج از دادن مهریه خودداری کند.

از اموال زوج گرفته می شود در صورت نداشتن اموال به صورت قسطی باید بپردازد .

حتی اگر زوج در صورت قسطی کردن هم در پرداخت آن ناتوان باشد ، تا زمانی که زوج از تنگدستی در بیاید دادن مهریه معلق می ماند.

همیشه به خاطر داشته باشید مسائل مشابه حقوقی الزاما راه حل مشابهی ندارند بدون مشورت با وکیل یا مشاور حقوقی هیچ گونه اقدامی انجام ندهید

در قانون آمده است که :

مهریه اگر در هنگام وقوع عقد ۱۱۰ سکه بهار آزادی یا معادل آن باشد طبق مقررات ماده ۲ قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی وصول می شود.

اگر مهریه از ۱۱۰ سکه بیشتر باشد برای مازاد مهریه در صورتی که زوج بتواند پرداخت کند ، مازاد آن در نظر گرفته می شود و گرنه از مازاد آن چشم پوشی می کنند.

همچنین رعایت مقررات نسبت به اینکه مهریه را به نرخ روز محاسبه کنند الزامی است.

نکته

حال باید بگوییم که ماده ۲ نحوه ی اجرای محکومیت های مالی سال ۱۳۷۷ نسخ شده استو ماده ۳ قانون جدید نحوه ی اجرای محکومیت های مالی تصویب شده است.

بر طبق این ماده می توان بیان کرد که :

اگر گرفتن مهریه از راه هایی که ذکر شده امکان پذیر نباشد زوجه تقاضا می دهد تا زمانی که حکم مهریه یا قبول اینکه زوج معسر است ( توانایی پرداخت مهریه را ندارد ) ،

و ادعای اعسار دارد یا اینکه زوجه رضایت دهد حبس می شود.

حبس ناشی از مجرمیت با حبس محکومیت مالی چه تفاوتی دارد ؟

از این طریق با هم متفاوت هستند که بر خلاف حبس مجرمیت ، حبس ناشی از محکومیت مالی تا زمانی که زوجه مهریه خود را نگیرد یا نسبت به زوج رضایت ندهد ،یا اعسار ثابت نشود زوج در حبس باقی می ماند.

شاخص تعیین مهریه

امروزه به دلیل اینکه ارزش پول کاهش پیدا کرده است مهریه هایی که وجه نقد می باشند به نرخ روز محاسبه می شود.

شاخص تعیین مهریه به نرخ روز از طریق بانک جمهوری اسلامی ایران و بر مبنای تورم تعیین می شود و افرادی که می خواهند مهریه خود را بگیرند با توجه به سالی که تقاضا می کنند ، به نرخ روز مهریه دریافت می کنند.

نکته

مهریه می تواند ملکی باشد که زوج تعهد دهد که زمان آینده برای زوجه تهیه کند . البته برای تعیین چنین مهریه ای لازم است مشخصات بخصوص مساحت و اوصاف ملکی ، که زوج تعهد به خرید آن در زمان آینده را کرده ذکر شود تا در آینده با توجه به اوصافی که ذکر شده بتواند ملک را دریافت کند .

حضانت فرزند|پدر ومادر فرزندفوت شوند،حضانت اوباکیست؟

 

حضانت فرزند

اگرپدرومادر فرزند فوت شوند،حضانت اوبه عهده چه کسی است؟

در چنین شرایطی حضانت و فرزند به عهده جدّ پدری مانند پدر بزرگ ،عمو و اگر در قید حیات نباشند به عهده خانواده مادری می باشد . در صورتی که یکی از پدر و مادر فوت کنند حق حضانت با طرفی است که زنده است و دیگر فامیل هیچ حقی ندارند.

شرایط حضانت چیست

در قانون مدنی مادر تا سن هفت سال برای حضانت طفل اولویت دارد چه پسر باشد چه دختر .

حال اگر بعد از هفت سال بین پدر و مادر برای نگهداری طفل اختلاف به وجود بیاید دادگاه حضانت را تعیین می کند. اما در سال ۸۲ حضانت پسر تا دو سال و حضانت دختر تا هفت سال با مادر بود که اصلاح شد.

تعریف حضانت :

حضانت به معنی فرزند را حفظ کردن ، پرورش دادن و فرزند را به سینه چساندن است. حضانت به طور کلی به معنی انجام کارهایی است که بچه در انجام دادن آن کارها به افراد دیگری غیر خودش نیاز دارد.

حضانت در لغت :

در مفهوم لغوی حضانت یعنی نگهداری کردن ، نوازش کردن ، بردامن گرفتن و به امور نظافتی و بهداشتی فرزند رسیدن می باشد.

طبق ماده ۱۱۶۸ قانون مدنی :

حضانت هم حق و هم تکلیف نسبت به والدین می باشد.از نظر حقوقی حضانت برای پدر و مادر حق می باشد در صورتی که یکی از والدین نسبت به حضانت سرپیچی کند طرف دیگر می تواند به وسیله دادگاه آن را خواسته و فرد متخلف را مجبور به انجام آن کند. علاوه بر اینکه حضانت حق است یک نوع تکلیف هم می باشد.

چون در هنگامی که مادر حضانت طفل را بدست آورد باید در نگهداری او و محافظت از طفل که لازمه ی حضانت است تمام تلاش خود را بکند.

 موارد زیر از مصادیق عدم مراقبت یا اخلاق نداشتن هر یک از پدر و مادر است :

۱٫ اعتیاد داشتن به مواد مخدر ، الکل و قمار

۲٫ به فساد اخلاقی و فحشا شهرت داشتن

۳٫ مبتلا بودن به بیماری های روانی طبق نظر پزشکی قانونی

۴٫ از طفل سوء استفاده کردن یا طفل را وادار کردن به ورود در مشاغل ضد اخلاقی مثل فساد و فحشا ، تکدی گری ( گدایی کردن ) ، قاچاق خارج از حد متعارف ضرب و جرح را تکرار کردن

۵٫ به هر علتی اگر پدر و مادر طفل در یک منزل ساکن نباشند و هر کدام که تحت حضانت او فرزند نیست ، حق ملاقات کردن طفل خود را دارد.

۶٫ در صورتی که پدر و مادر با هم اختلاف داشته باشند تعیین زمان و مکان و سایر جزئیاتی که به ملاقات طفل مربوط می شود با دادگاه است.

۷٫ طفل را بدون علت قانونی نمی توان از پدر و مادری که حضانت با او است را گرفت والدین در حد توانایی که دارند باید به تربیت اطفال خود رسیدگی کنند.

طبق ماده ۱۱۷۹ قانون مدنی :

پدر و مادر می توانند فرزند خود را تنبیه کنند ولی در حدی که لازمه ی ادب او باشد نه بیشتر. برای سپردن کودک به یکی از والدین به نیاز و مصلحت کودک و علاقه کودک که به چه کسی دارد باید توجه بیشتری شود درسته کودک در سطحی نیست که مصلحت خود را تشخیص دهد ولی در مدت زمانی که با یکی از والدین خود زندگی می کند با طرف دیگر ملاقات دارد.

براساس ماده ۱۱۰۷ قانون مدنی :

مادر در صورتی که حضانت طفل با اوست ، با کس دیگر ازدواج کند حق حضانت از مادر گرفته می شود و به پدر حضانت داده می شود :

الف) مادران برای از دست ندادن حضانت فرزند خود ازدواج خود را به تاخیر می اندازند.

ب) در هنگامی که مادر ازدواج خود را به تاخیر می اندازد تامین هزینه فرزند با خود می باشد

ج) البته نفقه فرزند بر عهده ی پدر است ولی چون هزینه ها بالاست. باز هم مادر برایش مشکل می باشد.

د) در بعضی از کشورهای دیگر فامیل هم مانند عمه، عمو ، دایی ، خاله هم می توانند کودک را ملاقات کنند ولی در ایران حق ملاقات پدر و مادر می باشد.

عدم اشتغال به تحصیل زوجه

تحصیل زوجه

براساس نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضائیه شماره پرونده ۲۸۲-۱/۹-۹۴نظریه شماره ۹۰۵/۹۴/۷-۱۰/۴/۱۳۹۱تحصیل، از حقوق مدنی آحاد جامعه است و منع افراد از استیفای این حق، نیازمند وجود قانون است که در این خصوص مقرره­ای وجود ندارد و تحصیل زوجه از عناوین اشتغال به حرفه و صنعت موضوع ماده ۱۱۱۷ قانون مدنی خارج است.

منع تحصیل زوجه (عدم اشتغال به تحصیل)

منع تحصیل زوجه (زن) از طرف شوهر چنانچه قبل از ازدواج و یا در سند ازدواج قید شده باشد، امکان‌پذیر نیست و زوج می‌تواند دادخواست منع تحصیل زوجه را به دادگاه خانواده (دعوای حقوقی) تقدیم کند. بدیهی است، چنانچه تحصیل زوجه مغایر تکلیف وی به تمکین از زوج باشد، زوج می­تواند با اقامه دعوای الزام به تمکین،  نشوز همسر خود را را اثبات کند و منع تحصیل زوجه بگیرد.

ماده ۱۱۰۲ قانون مدنی تمکین را از وظایف زوجه در مقابل زوج پس از انعقاد عقد ازدواج و از آثاز روابط زوجیت دانسته است.تمکین یعنی زوجه در انجام وظایف زناشویی، سکونت در منزل مشترک که شوهر اختیار کرده و حسن معاشرت در حفظ مبانی خانواده از جمله تربیت فرزندان و نحوه معاشرت ها و … از شوهر اطاعت کند که در اصطلاح حقوقی به آن تمکین می گویند و انواعی دارد: تمکین عام و خاص. پس، تمکین در لغت به معنای پیروی و فرمانبرداری است اما در  اصطلاح حقوقی یعنی انجام وظایفی که طبق قانون و شرع بر عهده زن می باشد.از آنجایی که تمکین در قانون از  وظایف زن آمده، عدم تمکین باعث مجازات می باشد که مجازات آن نشوز زن است و نفقه ای به او تعلق نمی گیرد.

ادامه مطلب…

با ارجاع هر پرونده پس از بررسی اولیه از میان وکلای خبره به وکیل متخصص در آن امور ارجاع می‌گردد.

فرآیند رسیدگی به دادخواست منع تحصیل زوجه

شوهر در دادگاه خانواده محل سکونت خود یا همسرش می‌تواند دادخواست الزام به تمکین را بدهد و در آن قید کند که خواستار منع تحصیل زوجه خود می‌باشد. در این هنگام، پس از ثبت دادخواست، دادگاه شروع به رسیدگی می‌کند. مرد می‌تواند در راستای ادعای منع تحصیل زوجه مدارکی مثل شهادت شهود و هر سند دیگری را استفاده کند که ثابت کند تحصیل زوجه منافات با تمکین اوست. دادگاه دلایل شوهر را بررسی کرده و جلسه دادرسی را به زن و شوهر اعلام می‌کند و دفاعیات زن و اظهارت شهود را نیز بررسی می‌کند. چنانچه دلایل قابل قبول باشد، دادگاه حکم به الزام به تمکین و منع تحصیل زوجه می‌دهد. چنانچه زن با وجود این حکم به تحصیل خود ادامه دهد، ناشزه محسوب شده و نفقه از او ساقط می‌شود.

مزیت داشتن وکیل در دعوای منع تحصیل زوجه

یک وکیل متخصص و با تجربه با آگاهی از قوانین و مقررات خانواده و شناخت هر دادگاه و قاضی و اگاهی از رویه قضایی، می‌تواند دلایلی را برای منع تحصیل زوجه جمع‌آوری کند که مورد قبول دادگاه (محکمه ‌پسند) باشد. در این صورت، می‌تواند به راحتی حکم را به نفع مرد بگیرد. همچنین، اگر زن به تحصیل خود ادامه دهد و تمکین نکند، می‌تواند دعوای ناشزه بودن او را پیگیری کند تا دیگر نفقه ‌ای به زن تعلق نگیرد.

پرداخت نفقه زوجه از وظایف شوهر با شروع زندگی مشترک می باشد.این نفقه هم شامل نفقه زن و هم  شامل نفقه بچه ها می شود. از حقوقی که زن در زندگی مشترک دارد، این است که مخارجش توسط شوهرش تامین شود.حتی اگر زن شاغل باشد،ضمن اینکه استقلال مالی وی پذیرفته شده و حقوق او برای خودش است و  کماکان مرد وظیفه ی پرداخت نفقه را برعهده دارد .این مسئله آنقدر اهمیت دارد که در صورتی که مردی شش ماه نفقه یه همسرش را پرداخت نکند، علاوه بر این که به  پرداخت نفقه محکوم می‌شود، وجه کیفری نیز دارد و به حبس محکوم می شود. پس، این وظیفه برای شوهر از وظایفی است که نه تنها ضمانت اجرای حقوقی دارد بلکه وجه کیفری نیز برای آن در قانون درنظرگرفته شده است.

ادامه مطلب…..

با ارجاع هر پرونده پس از بررسی اولیه از میان وکلای خبره به وکیل متخصص در آن امور ارجاع میگردد :

اسامی وکلای وکیل نوین :

  1. وکیل محمد باقر بهروش ( قاضی بازنشسته )
  2.  وکیل دکتر حمید رضا گوهریان ( عضو هیئت علمی دانشگاه استاد و مدیر گروه دانشکده حقوق )

انجام عمل زناشویی در ملاء عام (خیابان)

 

عمل زناشویی در ملاء عام زن و شوهری چنانچه عمل زناشویی را در ملا عام انجام بدهند ایا این عمل انها عنوان مجرمانه دارد یا خیر اگه بلی با کدام ماده قابل مجازات خواهند بود؟

جریحه دار کردن عفت عمومی عبارت است از هر عملی که از نظر اخلاق حسنه و مذهب رایج تقبیح شود ، 

عملی که هنجارهای اجتماعی را نادیده گرفته و عموم جامعه به شدت از آن دوری گزینند و با دیدن ، خواندن و حتی شنیدن آن ناراحت شوند با توجه به تاکیدات دین مبین اسلام بر مستور و مخفی ماندن عمل زناشویی و رعایت شئونات ، عفت و حجب و حیا از طرف زن و شوهر ها ، زناشویی در ملاعام موجب جریحه دار شدن عفت عمومی می گردد.

مجازات عمل زناشویی در ملاء عام

مرتکب آن طبق ماده (۶۳۸) قانون مجازات اسلامی به حبس از ده روز تا دو ماه یا تا ۷۴ ضربه شلاق محکوم می گردد. تظاهر به عمل حرام علاوه بر موارد فوق، ممکن است آزار خیابانی زنان به گونه های دیگر صورت گیرد.بر همین اساس ماده ۶۳۸ ق.م.ا. در این راستا ارزیابی می شود.

این ماده مقرر می دارد:

 «هرکس علناً در انظار و اماکن عمومی و معابر تظاهر به عمل حرامی نماید، علاوه بر کیفر عمل به حبس از ۱۰ روز تا ۲ ماه یا تا ۷۴ ضربه شلاق محکوم می گردد.

در صورتی که مرتکب عملی شود که نفس آن عمل دارای کیفر نمی باشد، ولی عفت عمومی را جریحه دار نماید.فقط به حبس از۱۰ روز تا ۲ ماه یا تا ۷۴ ضربه شلاق محکوم خواهد شد».

چنانکه ملاحظه می شود، قانونگذار عنصر «ارتکاب علنی عمل حرام»

را مورد توجه قرار داده و صرف نظر از اینکه آن عمل دارای کیفر اختصاصی باشد یا نباشد، برای ارتکاب علنی فعل حرام مجازات تعیین کرده است.

بر این اساس قضات محترم دادگاه ها می توانند با تمسک به ذیل ماده فوق برای بسیاری از آزارهای خیابانی زنان مجازات تعیین کنند. یکی از اشکالات این ماده، عدم ارائه تعریف دقیق از عمل حرام می باشد،

لذا لازم است قانونگذار برای جلوگیری از اعمال سلیقه قضات محترم و تناسب بینجرم و مجازات، موارد آن را به طور شفاف معلوم نماید، تا شرایط عمل به این قانون فراهم شود.