دیه

نحوه درخواست خسارت مازاد بر دیه

دیه اعم از مقدر و غیرمقدر، مالی است که در شرع مقدس برای ایراد جنایت غیرعمدی بر نفس، اعضاء و منافع و یا جنایت عمدی در مواردی که به هر جهتی قصاص ندارد  به موجب قانون مقرر می‌شود.

دیه:

در دنیای امروز با توجه به افزایش شمار وسایل نقلیه، حوادثی که متوجه جسم و جان انسان هاست،بیشتر شده است.علاوه برآن، درگیری ها و نزاع هایی که موجب آسیب رسیدن به برخی از افرادمی شود، نیز در جامعه افزایش یافته است.جدای از اینکه علت افزایش این درگیری ها، حجم پرونده هایی که در دادگاه ها نیز طرح می شود، افزایش پیدا کرده است. دربسیاری از این موارد، آسیب دیده علاوه بر دیه، خسارات مازاد بر آن را نیز می خواهد.در ماده ۱۷ قانون مجازات اسلامی که در ادامه ماده ۱۵ قانون سابق مجازات اسلامی تدوین شده، در تعریف دیه آورده است: « دیه اعم از مقدر و غیرمقدر، مالی است که در شرع مقدس برای ایراد جنایت غیرعمدی بر نفس، اعضاء و منافع و یا جنایت عمدی در مواردی که به هر جهتی قصاص ندارد  به موجب قانون مقرر می‌شود.»در ماده ۴۴۸ قانون جدید مجازات اسلامی هم تاکید شده است که « دیه مقدر، مال معینی استکه در شرع مقدس به سبب جنایت غیرعمدی بر نفس، عضو یا منفعت، یا جنایت عمدی در مواردی که به هر جهتی قصاص ندارد، مقرر شده است.» مشابه این تعریف سابق براین در ماده ۲۹۴ قانون سابق مجازات اسلامی هم آورده شده: «دیه مالی است که به سبب جنایت بر نفس یا عضو، به مجنی علیه یا به ولی یااولیای دم او داده می شود.» نکته مهم درتعریف دیه این است، که میزان دیه مقدر در  شرع مشخص شده است و امکان تغییر آن توسط قانون‌ گذار یاقاضی وجود ندارد و باید همان که درشرع مقدر شده، مبنای عمل باشد.

خسارت مازاد بر دیه :

گاهی شخصی که در حادثه یا نزاعی، مصدوم یا مضروب شده است و از شرایط تحقق دیه برخوردار است اما دیه تعلق گرفته قادر نیست خرج و مخارج معالجات و بیمارستان و خسارات وارده را تأمین کند و شخص مصدوم یا مضروب، علاوه بر تحمل رنج و مشقت باید هزینه‌های معالجه و درمان را که به مراتب از دیه اخذ شده بیشتر است، خود بپردازد. بنابراین، برای چنین شخصی بحث «خسارت مازاد بر دیه» پیش می آید.

مطالبه خسارت مازاد بردیه :

در مورد اینکه آیا اصلا می توان خسارت مازاد بر دیه را مطالبه کرد یا خیر، نظرات مختلفی وجود دارد. آراء از دیوان عالی کشور وجود دارد که خسارات مازاد بر دیه را هم غیرشرعی و غیرقابل مطالبه دانسته و هم آن را قبول کرده است.از جمله این آراء عبارتند از:

۱- آراء مخالف با مطالبه خسارت مازاد بر دیه :

۱-  رأی اصراری هیئت عمومی دیوان عالی کشور شماره ۱۱۰-۱۳۶۸٫۹٫۲۱ بیان می دارد:« درخصوص مطالبه ضرر و زیان  ناشی از جرم، باتوجه به اینکه در جرایمی که مستلزم پرداخت دیه است شرعاً جز دیه خسارت دیگری نمی توان مطالبه کرد… بنابراین حکم به پرداخت خسارت علاوه بر دیه وجه قانونی ندارد…»۲- اداره حقوقی قوه قضاییه نیز درنظر شماره ۷٫۳۳۷۶ مورخ۲۳/۶/۱۳۶۲ بیان داشته است: «درصورتی که متهم  قصاص شود یا حکم به پرداخت دیه صادر گردد، دیگر مطالبه ضرر و زیان ناشی از جرم مورد نخواهد داشت مواردی که ضرر و زیان مورد مطالبه مربوط به نفس یا عضو نباشد مطالبه آن بلا اشکال است.»۳- برخی ازقضات نیز درنظر مشورتیخود در زمینه ضرر و زیان هزینه های درمانی زائد بر دیه،  قائل بر این شده اند که: «در موردصدمات بدنی غیرعمدی غیر از دیه،چیز دیگری به مصدوم تعلق نمی گیرد و صدور حکم زاید بر دیه ولو به  میزان هزینه های درمانی متعارف خلاف موازین فقهی است.»

انتخاب یک وکیل متخصص دیه از میان مجموعه وکلای متخصص برای آشنایی  با جزئیات و دریافت مشاوره درمورد پرونده های دیه، می‌تواند بهترین تصمیم باشد.

۲- آراء موافق با مطالبه خسارت مازاد :

۱- رای اصراری هیئت عمومی دیوان عالی کشور شماره ۱۳۷۵-۶۴۵، بیان داشته است:«نظر به اینکه از احکام مربوط به دیات و فحوای مواد قانون راجع به دیات نفی جبران سایر خسارات وارده به مجنی علیه استنباط نمی شود و با عنایت به اینکه منظور از خسارت و ضرر و زیان وارده، همان خسارت و ضرر و زیان متداول عرفی است لذا مستفاد از مواد ۳ و ۲ و ۱ قانون مسئولیت مدنی و با التفات به قاعده کلی لاضرر و همچنین قاعده تسبیب و اتلاف، لزوم جبران این گونه خسارات بلااشکال است.»۲- اداره حقوقی قوه قضاییه نیز در نظریه شماره ۹۷۹۲/۷- ۲۹/۹/۱۳۷۹ برخلاف نظریه خود در شماره۲۳/۸/۶۲-۳۳۷۶/۷ خسارات مازاد بر دیه را جایز دانسته است. در این نظریه اخیر آمده است:«با توجه به قواعد لاضرر و نفیحرج و قاعده تسبیب،چنانچه محرز شود که در اثر عمل جانی، خسارتی بیش از دیه یا ارش برمجنی علیه وارد شده است از جمله مخارج معالجه ومداوا، مطالبه آن از جانی که مسبب ورود خسارت بودهاست منعشرعی ندارد و ماده ۱۲قانون اصلاح قوانین و مقررات استاندارد و تحقیقات صنعتی مصوب ۲۵/۱۱/۱۳۷۱نیز موید این نظریه است.»۳- در نظر مشورتی اکثریت قضات در پاسخ به این سوال که آیا ضرر و زیان هزینه های درمانی زائد بر دیه قابل مطالبه  است یا خیر؟آمده است:«در صورتی که دیه مورد حکم کفاف هزینه های درمان مصدوم را نکند دادگاه مکلف است درصورت تقاضای مدعی خصوصی حکم ضرر و زیان او را صادر کند ولو اینکه زائد بر دیه باشد.» در این نظریه به آیه شریفه «و اذا حکمتم بین الناس ان تحکموا بالعدل» و نیز قاعده «لاضرر و لاضرار» و «بنای عقلامبنی بر قبحظلم» استناد شده است.

۳- نتیجه:

نظر سنتی رویه قضایی این بود که از آنجایی دیه مالی است که شرع مقدار و شرایط و موارد آن را مشخص کرده است، در مواردی که نیاز به دیه است دیگر نمی توان خسارات مازاد بر دیه را مطالبه کرد. در واقع آن‌هاخسارات مازاد  را به  منزله ارش دانسته و از آنجایی که در شرع، ارش در جایی است که دیه نباشد، پس حکم می دادند که خسارات  مازاد قابل مطالبه نیست.اما با گذشت زمان و تورمی که در جامعه از لحاظ اقتصادی ایجاد شده،دیه چون مقدار مشخصی است که درقرن ها پیش ازاسلام مقدار آن راتعیین کرده، جواب گوی هزینه های درمان و معالجه گزاف امروزی نیست و ازآنجایی که در اسلام جسم انسان ها دارای ارزش است و هر ضرری که به فردی وارد شود، باید جبران شده وخسارت آن پرداخت شود،نمی توان اجازه داد که زیان دیده فقط به مبلغ اندک دیه راضی شود و نتواند بقیه خسارات خود را بگیرد.ضمن اینکه، مجرم نیز ضرر نمی کند چون در قبال آسیبی که وارد کرده،مجازات آنچنانی نمی شود که بخواهداحساس پشیمانی کند و این گونه به تعداد مجرمین اضافه می شود. همچنین،دادگاه هانیز تفاوت میان خسارات مازاد بر دیه و ارش را دریافتند. بنابراین، در آراء جدیدتر از دیوان عالی کشور می بینیم که خسارات مازاد بر دیه قابل مطالبه دانسته شده و از آنجایی که تاریخ این آراء جدیدتر می باشد،پس می توان به مجوز آن ها استناد کرد.

با داشتن یک وکیل متخصص دیه، علاوه بر اینکه زودتر به نتیجه می‌رسید، می توانید خسارات مازاد بر دیه را نیز مطالبه کنید.

ارکان و شرایط:

برای اینکه بتوان خسارات مازاد بر دیه را مطالبه کرد، باید ارکان زیر اثبات شود:۱- دیه به تنهایی کفاف هزینه ها را نمی دهد:زیان دیده باید ثابت کند که خساراتی که وارد شده و هزینه های درمان و معالجه بیشتر از مبلغ دیه است.اگر مبلغ دیه برای خسارات کافی باشد، دیگر نمی توان خسارات مازاد را مطالبه کرد چون اصلا خسارت مازادی وجود ندارد که بخواهد آن را مطالبه کند.۲- ضرر را زیان دیده وارد کرده باشد:اصولا برای اینکه بتوان از فردی خسارتی را مطالبه کرد باید اثبات کردکه ضرر را او وارد کرده است.در علم حقوق به چنین نسبتی، رابطه سببیت گفته می شود.۳- ضرر قابل مطالبه باشد:یعنی اولا ضرر قطعی و مسلم باشد. خسارات احتمالی را اصولا نمی توان درخواست کرد.و دوما مشروعیت داشته باشد. پس اگر خسارت قطعی نباشد یا قبلا پراخت شده باشد  و یا غیرمستقیم باشد،نمی توان آن را مطالبه کرد.۴- منشا دیه و خسارات مازاد بر دیه یکی باشد:یعنی زیان دیده که می خواهد خسارت مازاد بر دیه را مطالبه کند،این خسارات باید ناشی از همان آسیبی باشد که برای آن دیه دریافت کرده و الا دعوای جداگانه ای مطرح می شود.  برای مثال فرد تصادف کرده و دیه آن را می گیرد اما چون هزینه های معالجه و درمان زیادتر از دیه است، خسارات مازاد بر آن را نیز مطالبه می کند.در اینجا هم دیه و هم خسارت مازاد بر دیه ناشی از همان تصادف است.

فرآیند رسیدگی:

چنین دعوایی را هم می توان از طریق دادگاه کیفری محل وقوع حادثه و هم از طریق دادگاه حقوقی محل اقامت خوانده پیگیری نمود یعنی هم شکایت حقوقی و هم شکایت کیفری می توان کرد. دادگاه کیفری می تواند به ضررو زیان مدعی  خصوصی نیز رسیدگی نماید(ماده ۱۷ قانون آیین دادرسی کیفری) و اگر رسیدگی دادگاه کیفری طولانی شود، زیان دیده می تواند دعوای خسارت مازاد را از آن پس بگیرد و به دادگاه حقوقی ارائه کند.  چنانچه زیان دیده مستقلا شکایت حقوقی نماید، دادگاه کیفری دیگر نمی تواند به آن رسیدگی کند مگر اینکه صلاحیتش اثبات شود.(ماده ۱۶ قانون آیین دادرسی کیفری)

رویه دادگاه‌ها و قضات در صدور حکم در مورد خسارات مازاد بر دیه متفاوت است. در این زمینه می توانید از تجربه وکلای متخصص دیه سامانه تخصصی وکیل نوین بهره مند شوید.

دادگاه کیفری:

دادگاه محل وقوع حادثه صالح است.

رسیدگی در دادسرا:

این شکایت پس از ثبت شکواییه توسط شاکی، توسط معاونت ارجاع به یکی از شعب بازپرسی دادسرا ارسال می شود.دفتردار پس از وصول شکواییه آن را ثبت و پرونده را نزد بازپرس پرونده ارسال می کند.بازپرس پرونده نیز پس از بررسی محتویات شکایت طرح شده، دستور احضار دو طرف دعوای کیفری رابه دفتردارخود می دهد.در ادامه احضاریه توسط مدیر دفتر شعبه بازپرسی تنظیم و برای دو طرف ارسال می شود.هر دو طرف دعوای کیفری، روز رسیدگی در شعبه بازپرسی حضور می یابند و شاکی پرونده شکایت مندرج در شکواییه خود را دوباره مطرح می کند. در مقابل، متهم نیز ارتکاب جرم را از سوی خود نسبت به شاکی پرونده انکار می کند؛ اماشاکی دعوا شواهد یا مدارکی را برای اثبات موضوع مجرمانه در جلسه رسیدگی دادسرا حاضر می کند. متهم پرونده نیزدر دفاع ممکن است ایراداتی را به شاهد واردکند که در این صورت دادگاه باید به این ایرادات رسیدگی نماید.

رسیدگی در دادگاه:

ممکن است شاکی پرونده از قرار صادره به دادگاه کیفری شکایت می کند. با ارسال پرونده به مجتمع قضایی،پرونده از سوی معاونت ارجاع به یکی از شعب دادگاه های کیفری ارسال می شود. قاضی دادگاه کیفری نیز پرونده را مطالعه می کند و دستور تعیین وقت جلسه رسیدگی می دهد.زمان رسیدگی به شاکیو متهم درقالب یک اخطاریه ارسال می شود.در روزجلسه رسیدگی ،شاکی و متهم در جلسه رسیدگی دادگاه حاضرمی شوند.شاکی، دلایل خود را ارئه می کند و در قابل متهم نیز دفاعیات خود را اظهار می دارد.قاضی ضمن شنیدن به اظهارات دو طرف و بررسی  مدارک و دفاعیات دو طرف تصمیم لازم را می گیرد.اینکه مدارکی که شاکی ارائه می کند تاچه اندازه معتبر باشد، به رای و نظر قاضی بستگی دارد در نهایت،ممکن است قاضی قرار صادره در دادسرا را استوار بداند یا اینکه آن را رد نماید.

دادگاه حقوقی :

پس از تنظیم دادخواست مطالبه خسارات مازاد بر دیه ، در تهران و مراکز استان ها با مراجعه به یکی از دفاترخدمات الکترونیک قضایی و در سایر شهرها ، به دفاتر دادگاه های عمومی حقوقی ، نسبت به ثبت دادخواست اقدام  می نماییم.پس از ثبت دادخواست در دفتر دادگاه، دستور تعیین وقت رسیدگی در صورت تکمیل بودن دادخواست توسط ریاست دادگاه صادرمی شود. با رسیدن وقت رسیدگی و حضور طرفین و استماع اظهارات طرفین و مطالعه لایحه قانونی آن ها دادگاه درصورت اعلام ختم رسیدگی پس ازجلسه اقدام به صدور رای می نماید.در صورتی که خوانده در نشانی اعلامی شناخته نشود و یا خواهان امکان اعلام نشانی خوانده را نداشته باشد، درخواست دعوت خوانده از طریق نشر آگهی می نماید و با پرداخت هزینه نشر آگهی و ابلاغ وقت رسیدگی،  وقت رسیدگی از طریق یکی از روزنامه های کثیر الانتشار، ابلاغ می گردد.

۱- دیه چیست؟

۲- خسارات مازاد بر دیه چیست؟

۳- آیا می توانم خسارات مازاد بر دیه تصادفم را دریافت کنم؟

۴- برای اینکه بتونم خسارت مازاد بر دیه تصادفم را بگیرم، به کجا باید مراجعه کنم؟

۵- فرآیند رسیدگی به دعوای مطالبه خسارت مازاد بر دیه چگونه است؟

۶- مطالبه خسارت مازاد بر دیه چه ارکان و شرایطی دارد؟

منابع: ۱- محمدپور، اسکندر، تحلیل قضایی از قوانین جزائی- جلد اول-  چاپ اول . ۱۳۷۱۲- کتاب ۴۳۲ نکته از قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب- معاون آموزش دادگستری استان تهران.

نحوه دادرسی مطالبه ی دیه در جرائم غیر عمدی

دادرسی مطالبه ی دیه

امروزه به دلایل مختلف دیه از اهمیت خاصی برخوردار است . دیه یکی از مفاهیم پرکاربرد حقوقی است که معنای جبران خسارت است.دیه در نظام حقوقی ایران به مال یا پولی گفته می شود که فردی که باعث بروز جنایتی نسبت به فرد دیگری شده باید به وی پرداخت کند. دیه جنبه ی کیفری دارد.

دیه

مطابق ماده ۵۴۹ قانون مجازات اسلامی مقادیر دیه در ابتدای هر سال مطابق نظر مقام رهبری مشخص می شود و توسط رئیس قوه قضائیه اعلام می شود.بر اساس ماده۲۹۵قانون مجازات اسلامی :قتل یا جرح و یا نقص عضو که به طور خطای شبه عمدی واقع شد و آن در صورتی است که شخص جانی قصد فعلی را که نوعا سبب جنایت نمی شود داشته و قصد جنایت نسبت به منجی علیه را نداشته باشد.نکته :در قتل عمد و شبه عمدی مسئول پرداخت دیه شخص قاتل می باشد جنایت عمد و یا شبه عمد نابالغ و دیوانه به منزله ی خطای محض است و بر عهده ی عاقله ی آنها می باشد.

نحوه مطالبه دیه در جنایات غیر عمدی

جرائم غیر عمدی نوعی از جرم محسوب میشود که شخص مرتکب قصد کشتن فرد دیگری را ندارد و عملی که انجام می دهدبه خودی خود کشنده نیست ولی نتیجه عمل وی کشته شدن فرد می باشد.قانون گذار برای این نوع قتل ها که غیر عمدی هستند مجازات دیه را در نظر گرفته است.

ادله اثبات دیه :

۱٫ قسامه۲٫ ادله اثبات۳٫ ضمانت مالیبرای اثبات دیه باید به مراجع صالح طرح دعوی شود و مستلزم طی مراحلی از جمله :تنظیم شکواییه و مراجعه به کلانتری و دادسرا و پزشکی قانونی است و در قانون مجازات موادی برای اثبات دیه مطرح  شده است ؛

قسامه:

قتل عمدی که موجب دیه میشود و ادله کافی برای  اثبات ندارد با قسم پنجاه مرد و در قتل غیر عمدی با قسم بیست و پنج مرد اثبات میشود. جنایت بر اعضا و منافع(ضرب و شتم) چه عمدی باشد یا غیر عمدی در صورتی که دلیل محکمی برای اثبات وجود نداشته باشد ،منجی علیه(شخصی که ارتکاب جرم به وی آسیب رسانیده است)میتواند با اقامه قسامه جنایت مورد ادعا را ثابت و دیه آن را مطالبه کند .نکته: با قسامه حق قصاص ثابت نمی شود

موارد و تعداد قسامه :

۱_ شش قسم در جنایتی که دیه آن به مقدار دیه کامل است.۲_ پنج قسم در جنایتی که دیه آن سه چهارم دیه کامل است.۳_ چهار قسم در جنایتی که دیه آن دو سوم دیه کامل است.۴_ سه قسم در جنایتی که دیه آن یک دوم دیه کامل است.۵_ دو قسم در جنایتی که دیه آن یک سوم دیه کامل است.۶_ یک قسم در جنایتی که دیه آن یک ششم دیه کامل یا کمتر از آن است.در صورتی که هریک از بندهای ذکر شده در بالا، در صورت نبودن نفرات لازم،  منجی علیه خواه مرد باشدخواه زن ،میتواند به همان اندازه قسم را تکرار کند.در صورتی که مدعی به ترتیب ذکر شده اقامه دعوی نکند مدعی علیه میتواند  با قسامه تبرئه شود.یعنی مدعی علیه میتواند قسامه را انجام دهد و تبرئه گردد. 

نحوه دادرسی مطالبه دیه در جرائم غیر عمدی

جرائم غیر عمدی که اغلب در حوادث رانندگی اتفاق می افتد با شکایت شاکی شروع می شود که این روند با شکایت مستقیم شاکی در دادسرا شروع می شود و یا با مراجعه به نیروی اتنظامی در خواست برای رسیدگی ارائه می شود و بعد از این مرحله رسیدگی در دادگاه یا دادسرا پیگیری می شود .بهتر است برای دست یافتن به نتیجه مطلوب و تسریع در روند رسیدگی از وکلای مجرب کمک گرفت بعد از ارجاع پرونده به دادسرا بسته به نوع پرونده ابتدا اظهارات طرفین و شهود ثبت و بررسی می شود  و در صورت نیاز به کارشناس ارجاع می شود بعد از رسیدگی در مرحله اول قرار صادر می شود که در  این صوت دو حالت وجود دارد یا مدارک کافی نبوده و یا شاکی رضایت داده و در غیر این صورت بعد از  رسیدگی به پرونده و شنیدن اخرین دفاعیا طرفین قرار تامین صادر میشود و در این صورت برای جلوگیری از فرار متهم یکی از قرار های زیر صادر می شود:

۱-قرار وجه التزام:

این مبلغ به حساب دادگستری واریز می شود و وجه تا پایان محاکمه و تا زمان اجرای حکم قابل پس گرفتن نیست.

۲-قرار وثیقه :

که شامل وجه نقد یا ضمانت بانکی یا اموال غیر منقول و منقول است

۳-قرار بازداشت موقت

۴- قرار مجرمیت :

به وسیله دادسرا به صورت قطعی صادر می شود و بعد از آن کیفرخواست صادر می شود و در پایان فرآیند رسیدگی پرونده به اجرای احکام ارجاع میشود .دیه چیست؟ راههای اثبات دیه چیست ؟ چطور می شود دیه را ثابت کرد ؟ آیا از راه های اثبات دیه چیزی می دانید ؟ مطالبه دیه درجنایات غیر عمدی به چه صورت است؟ نحوه دادرسی مطالبه ی دیه در جرائم غیر عمدی به چه صورت است؟

محکومیت های مالی (جزای نقدی | دیه)

 

محکومیت های مالی

محکومیت های مالی به دو دسته تقسیم می شود :۱-جزای نقدی۲-دیه

جزای نقدی

چنانچه شخصی به جزای نقدی محکوم شود توسط اجرای احکام احضار میشود و اگر نیامد به ضامن او ابلاغ می شود تا وی را در دادگاه حاضر کند. اگر در دادگاه جزای نقدی را پرداخت کند آزاد می شود ولی اگر جزای نقدی را نپردازد چنانچه اجرای احکام مالی از او سراغ داشته باشد اموال وی را توقیف و از محل فروش اموال جریمه را پرداخت میکند ولی اگر اموالی از وی بدست نیامد به ترتیب زیر عمل میشود:الف) در جزای نقدی تا مبلغ ۱۵۰۰۰۰۰۰ریال از مجازاتهای جایگزین استفاده می شود و محکوم علیه به ازای هر ۳۰۰۰۰ریال یک ساعت خدمات عمومی رایگان باید انجام دهد.ب) در جزای نقدی بالای ۱۵۰۰۰۰۰۰ ریال چنانچه جزای نقدی را نپردازد به ازای هر ۴۰۰۰۰۰ ریال یک روز حبس میشود.نکته: در خصوص جزای نقدی در صورتی که محکوم علیه ظرف ۱۰ روز از تاریخ ابلاغ احضاریه قاضی اجرای احکام برای پرداخت جزای نقدی  حاضر شود قاضی میتواند او را از پرداخت ۲۰ درصد جزای نقدی معاف کند.

آیا جزای نقدی قابل تقسیط است؟

مطابق ماده ۵۳۰ قانون آیین دادرسی کیفری  محکوم علیه می تواند از دادگاه صادر کننده حکم در خواست تقسیط جزای نقدی خودش را بنماید که دادگاه به تقاضای وی رسیدگی و تصمیم مقتضی را اخذ مینماید و چنانچه دادگاه با تقسیط جزای نقدی موافقت کند محکوم علیه موظف است به موقع اقساط را بپردازد وگرنه با اعلام قاضی اجرای احکام حکم تقسیط بوسیله دادگاه لغو میشود و محکوم علیه به ازای هر ۴۰۰۰۰۰ ریال یک روز باز داشت میشود.

حداکثر مدت زمان بازداشت بابت جزای نقدی چه مدت است؟

هرگاه بازداشت بدل از جزای نقدی باشد از حداکثر مدت حبس مقرر در قانون برای آن جرم بیشتر بازداشت نمیشود و در هر حال مدت بازداشت در این مورد از سه ماه بیشتر نخواهد شد.نکته: بازداشت بابت جزای نقدی از تاریخ اتمام حبس شروع میشود.

مواردی که جزای نقدی از بین میرود:

۱-فوت محکوم علیه۲-اعلام رضایت شاکی در جرایم قابل گذشت۳-مرور زمان۴- نسخ قانون۵- عفو

دیه

مطابق ماده ۱۷ مجازات اسلامی دیه عبارتس از مقدر و غیر مقدر :دیه مالی است که در شرع مقدسبرای ایراد جنایت عمدی بر نفس و اعضا و منافع و یا جنایات عمدی در مواردی که به هر دلیلی قصاص ممکن نباشد به موجب قانون مقرر میشود.

دیه مقدر:

مالی است که در شرع مقدس به سبب جنایتی که بر اعضای بدن شخص وارد شده تعیین میشود.

دیه غیر مقدر :

دیه غیر مقدر همان ارش است که میزان آن در شرع تعیین نشده و دادگاه به لحاظ نوع و کیفیت جنایت و تاثیر آن بر سلامت مصدوم با جلب نظر کارشناس میزان آنرا تعیین میکند.نکته۱:بر طبق ماده ۵۵۰ قانون مجازات اسلامی دیه قتل زن نصف دیه مرد است.نکته۲:مطابق ماده ۵۶۰ قانون مجازات اسلامی دیه زن و مرد در اعضا منافع تا کمتر از ثلث دیه کامل مرد یکسان است و چنانچه ثلث یل بیشتر شوددیه زن به نصف کاهش می یابد.نکته۳:مطابق ماده۱۰ قانون بیمه اجباری خسارت وارده به شخص ثالث بیمه گر مکلف است خسارت وارده به زیان دیده را بدون لحاظ جنسیت و دین تا سقف تعهدات بیمه پرداخت کند.

تغلیظ دیه:

تغلیظ دیه به معنای زیاد شدن دیه می باشد که مطابق ماده ۵۵۵ قانون مجازات اسلامی هرگاه رفتار مرتکب و منجی علیه هر دو در ماههای حرام باشد علاوه بر دیه نفس یک سوم به دیه اضافه میشود. تغلیظ دیه فقط مختص قتل نفس است .ماههای حرام عبارتند از:محرم . رجب . ذیقعده و ذیحجه

افرادی که مشمول پرداخت دیه هستند:

الف)خود محکوم علیهب)عاقله ی محکوم علیهج) شرکت بیمهد) بیت المال

مهلت پرداخت دیه

جرایم به سه نوع عمد و شبه عمد و خطای محض تقسیم میشوند . مهلت پرداخت دیه در عمد یکسال قمری و در شبه عمد دو سال قمری و در خطای محض سه سال قمری می باشد.در جنایات شبه عمدی محکوم باید هر سال نصف دیه را بپردازد و در خطای محض هرسال یک سوم دیه را باید پرداخت کند. شروع مهلت پرداخت از زمان وقوع جنایت است.اگر پرداخت کننده در بین مهلت های مقرر شده نسبت به پرداخت تمام و یا قسمتی از دیه اقدام کند شاکی موظف است آن را قبول کند.

آیا دیه هریک از اعضای بدن باهم فرق دارد؟

 

دیه در قانون

مقدار مال معینی است که در شرع به دلیل جنایت های غیر عمدی که بر نفس ٬ عضو یا منفعت یا جنایت های عمدی که به هر دلیلی مجازات ندارد و قصاص شامل حال آنها نمی شود تعلق می گیرد .انواع جرم ها دیه دارد ولی جرم هایی هم هست که قانون برای آن دیه تعیین نکرده استدر این صورت قانون گذار با توجه به دیه کامل و جلب نظر کارشناس برای آن ارش ( ما به التفاوت ) تعیین می کند .

 درجنایت هایی که دیه در آن جایز نیست:

( جنایت عمدی ٬ جنایت شبه عمدی و خطای محض ) در صورتی که کسی که جرم علیه او واقع شده است یا ولی دم درخواست دیه کند کند دیه به آنها تعلق می گیرد . مگر به طور دیگر مصالحه و سازش کنند .محمد در اثر یک تصادف که مقصر راننده تعیین شده است حس بویایی خود را به طور کامل از دست داده است.میزان دیه که به او تعلق می گیرد چه مقدار است ؟از بین بردن بویایی چه مقدار دیه دارد ؟آیا دیه حس بویایی با دیه بینی متفاوت است ؟

دیه بویایی در قانون

+ بویایی در صورتی که به طور کامل از بین برود موجب دیه کامل می شود،+ ولی اگر قسمتی از بویایی از بین برود ارش ( ما به التفاوت ) به آن تعلق می گیرد.+ بویایی یکی از دو سوراخ بینی چنانچه بر اثر جنایت به طور از بین برود نصف دیه کامل دارد.+ به موجب بریدن بینی یا از بین بردن آن یا جنایت دیگری حس بویایی از بین برود یا ناقص شود ،دیه یا ارش ( ما به التفاوت ) جداگانه دارد. دیه قطع کردن بینی چقدر است ؟شکستن استخوان بینی دیه دارد ؟میزان دیه بینی چقدر است ؟

دیه بینی در قانون

دیه قطع کردن تمام بینی یا نرمه ای که پایین استخوان بینی قرار دارد  دیه کامل استاگر تمام نرمه بینی با همه یا مقداری از استخوان از بین برود اگر یکبار باشد دیه کامل دارد .+ اگر نرمه بینی یکبار اما تمام یا مقداری از استخوان طی دفعات مختلف از بین برود ،+ دیه نسبت به نرمه کامل و نسبت به استخوان ارش یا همان ما به التفاوت تعلق می گیرد.+ از بین بردن نوک بینی که محل ریختن خون است نصف دیه کامل است .نکته  : شکستن استخوان اگر باعث شود که بینی فاسد شود و کلا از بین رود دیه کامل دارد اگر بدون اینکه عیبی به جا بماند اصلاح شود یک دهم دیه کامل،ولی اگر اصلاح شود هنوز عیب داشته باشد ارش ( ما به التفاوت ) دارد .

در صورتی که بینی فاسد نشود :

اگر بینی در هنگام اصلاح کج باشد یا استخوان بشکند ولی بینی فاسد نشود ارش تعلق می گیرد+ در صورتی که  پره های بینی جداگانه  یا پرده میان دو سواخ از بین برود یک سوم دیه کامل است .+ بینی که فلج شود دو سوم دیه کامل و اگر بینی که فلج باشد از بین برود یک سوم دیه کامل است.

دیه بینی در صورتی که فاصله بین آنها از بین برود :

هر دو طرف بینی و پرده فاصله میان آنها اگر سوراخ شود حتی اگر با پارگی همراه باشد یا نباشد ،چنانچه باعث از بین رفتن خود بینی یا نوک آن نشود یک سوم دیه کامل تعلق می گیرداگر باعث بهبودی شود یک پنجم دیه کامل است .+ یک طرف بینی اگر سوراخ شود در صورتی که با بهبودی نباشد یک نهم دیه کاملولی اگر با بهبودی باشد یک بیستم دیه کامل است .دیه چشایی چقدر است ؟آیا حس چشایی در صورت از بین رفتن فقط دیه دارد ؟در صورت برگشت حس چشایی باز هم ارش ثابت می ماند ؟

دیه چشایی در قانون

ماده ۴۶۶ :حس چشایی در صورتی که از بین برود ارش دارد.نکته : بر اساس ماده ۴۶۷ : اگر حس چشایی با بریدن زبان از بین برود بیشتر از دیه زبان به آن تعلق نمی گیرد ، ولی اگر با جنایت دیگری حس چشایی از بین برود دیه یا ارش آن جنایت به دیه و ارش حس چشایی اضافه می شود.ماده ۴۶۸ :اگر حس چشایی کسی از بین برود و این حس دوباره برگردد ارشی که به آن تعلق گرفته است برمی گردد.ماده ۴۶۹ :اگر با نظر کارشناس عادل جنایتی که انجام شده مقدار آن مشخص شود بر اساس آن عمل می شود در صورتی که با قسم بتواند ثابت کند حکم به نفع آن خواهد شد.دیه چشم چقدر است ؟آیا دیه چشم و پلک با هم متفاوت است ؟

دیه چشم در قانون 

+ به طور کامل دو چشم اگر در آورده شود و یا از بین برود ، چشم بینا باشد دیه کامل دارد هر کدام به طور جداگانهدیه کامل دارد.+ اگر از جهت شب کوری و منحرف شدن باهم تفاوت داشته باشند حتی چشم هایی که بینایی دارند ، هر چقدر بینایی آنها متفاوت باشد در این حکم یکسانند.+  اگر در چشم لکه دایمی وجود داشته باشد که مانع قسمتی از دید شود ، اگر قابل محاسبه باشد به همان میزان از دیه کاسته می شود در غیر این صورت ما به التفاوت آن باید پرداخت شود .+ چشمی که بینایی ندارد در صورت درآوردن آن یک ششم دیه کامل است .

دیگر شرایط برای دیه چشم

+ اگر کسی فقط یک چشم بینا داشته باشد و چشم دیگرش مادرزادی یا بر اثر حواث دیگری ،غیر از  حوادث جنایی نابینا شده باشد دیه کامل به آن تعلق می گیرد.+ اما اگر چشم دیگرش به موجب مجازاتی که شامل دیه میشده است یا قصاص نابینا شده باشد ،نصف دیه کامل به آن چشمش تعلق می گیرد.+ دیه چهار پلک دو چشم دیه کامل ، هر یک از پلک های بالا یک ششم دیه کامل ،و دیه هر یک از پلک های پایین یک چهارم می باشد .+ اگر کسی چشم و پلک را هم زمان از بین ببرد یک چهارم دیه کامل است .سارا در حال عبور از خیابان دچار تصادف با اتومبیل می شود و انگشت دستش قطع می شود .دیه انگشت دست آن چقدر است ؟آیا دستی که انگشت ندارد دیه دارد ؟بند انگشت اگر دچار نقص شود چه مقدار دیه دارد ؟

دیه دست و پا در قانون 

طبق ماده ۶۳۵ :(قانون مجازات اسلامی ) هر یک از دست ها از مفصل مچ مشروط به آن که دارای انگشتان کامل باشد اگر کلا قطع شود یا از بین برود نصف دیه کامل به آن تعلق می گیردخواه مجنی علیه ( کسی که جرم بر او واقع شده ) دو دست داشته باشد و خواه به هر علتی دارای یک دست باشد.ماده ۶۳۶ :کل انگشتان دست اگر از انتهای انگشتان تا مچ قطع شود نصف دیه کامل دارد.ماده ۶۳۷ :دستی که فقط دارای کف دست می باشد و به هر علتی انگشت ندارد موجب ارش می باشد.کف دستی که از پنج انگشت کمتر دارد علاوه بر دیه که به انگشتان تعلق می گیرد ارش به کف دست هم تعلق می گیرد.

دیه انگشت

+ مچ دست اگر یک انگشت داشته باشد دیه یک انگشت بعلاوه چهار پنجم ارش کف دستمچ دست اگر دارای دو انگشت باشد دیه دو انگشت بعلاوه سه پنجم ارش کف دست+ مچ دست اگر سه انگشت داشته باشد دیه سه انگشت بعلاوه دو پنجم ارش کف دستمچ دست که چهار انگشت دارد دیه چهار انگشت بعلاوه یک پنجم ارش کف دست باید پرداخت شود .ماده ۶۳۸ :دستی که دارای ساعد از آرنج می باشد اگر قطع شود چه کف داشته باشد چه نداشته باشد نصف دیه کامل دارد .و دستی که دارای بازو از شانه قطع شود چه آرنج داشته باشد چه نداشته باشد نصف دیه کامل دارد .ماده ۶۳۹ :دستی که انگشت دارد اگر بالاتر از مفصل مچ و دستی که ساعد دارد اگر بالاتر از آرنج قطع شود نصف دیه کامل بعلاوه ارش مقدار زائدی که قطع شده می باشد .ماده ۶۴۰ :دست اصلی کسی که از مچ یا آرنج یا شانه دو دست دارد اگر قطع شود نصف دیه کامل ،دست زائد اگر قطع شود ارش دارد . اینکه دست اصلی است یا زائد تشخیص آن با کارشناسی که مورد اطمینان باشد ، می باشد.ماده ۶۴۱ :هر یک از انگشتان دست به تنهایی یک دهم دیه کامل می باشد . ماده ۶۴۲ : غیر انگشت شصت هر بند از انگشتان دیگر اگر ببرد یا از بین برود یک سوم دیهآن انگشت و انگشت شصت هر بند آن نصف دیه شصت می باشد.ماده ۶۴۳ :انگشت زائد یک سوم دیه نسبت به انگشت اصلی دارد و بند های انگشت زائد نسبت به بند اصلی یک سوم دیه بند اصلی ، انگشت اصلی که دارای بند زائد است یک سوم دیه همان بند اصلی انگشت را دارد .اگر بند انگشت دارای نقص باشد به همان اندازه از دیه آن کاسته می شود .ماده ۶۴۴ :هر دست در صورتی که فلج شود دو سوم دیه دست ، هر انگشت اگر فلج شود دو سوم دیه همان انگشت ، دستی که فلج است اگر قطع شود دیه آن یک سوم دیه دست و اگر انگشت فلجی را قطع شود یک سوم دیه همان انگشت است .ماده ۶۴۵ :ناخن در صورتی که دیگر نروید یا فاسد شود و دچار عیب شود یک درصد دیه کامل و بدون عیب اگر بروید نیم درصد دیه کامل به آن تعلق می گیرد .دیه دندان چقدر است ؟آیا دیه دندان های جلو با دندان های عقب فرق می کند ؟

دیه دندان در قانون 

اگر همه ی دندان های بیست و هشتگانه از بین برود طبق ماده ۶۱۶ دیه کامل دارد .+ دندان های جلو که عبارتند از پیش و چهارتایی و نیش که هر کدام دو تا در بالا و دو تا در پایین می روید ، که همگی دوازده عدد می شود یک بیستم دیه کامل هر کدام دارد.+ دندان های عقب پایانی در چهار سمت از هر کدام از بالا و پایین یک ضاحک و سه ضرس قرار دارد ،و کلا شانزده عدد است یک چهلم دیه کامل هر کدام دارد.ماده ۶۱۷ :دندان های اضافی هر نامی داشته باشد و به هر طریقی بروید :+ اگر در کندنش مشکل به وجود بیاد ارش ( مابه التفاوت ) دارد ولی اگر هیچ مشکلی نداشت ارش ندارد.+  اگر در هنگام کندن دندان زائد دچار جراحت شود برای جراحت ارش تعیین می شود . اگر درباره اینکه دندانی که کنده شده است اصلی است یا زائد تردید شود و با ارجاع دادن به کارشناس هم مشخص نشود از دیه دندان اصلی و نسبت به دندان زائد ارش تعلق می گیرد.اگر رنگ دندان ها با هم متفاوت باشد در مقدار دیه تاثیر ندارد و اگر در اثر جنایت دندان سیاه شود و نیفتد دیه آن دو سوم دیه همان دندان است . دندانی که قبلا سیاه شده است یک سوم دیه همان است .

دیه تغییر رنگ دندان

+ اگر دندان تغییر رنگ پیدا کند بدون اینکه سیاه شود یا منفعت آن از بین برود ارش ( ما به التفاوت ) دارد ، و بعد از آن اگر کس دیگری همان دندان را بکند باید دیه کامل همان دندان را بدهد.+ ترک ایجاد کردن یا لق کردن دندان اگر در حکم از بین بردن آن باشد موجب دیه همان دندان و در غیر این صورت ارش دارد.دیه دنده چقدر است ؟دیه ترقوه چه میزان است ؟دنده ای که از قلب محافظت می کند در صورتی که بشکند چه میزان دیه دارد ؟

دیه دنده و ترقوه در قانون 

ماده ۶۵۳ :دنده هایی که محیط قلب و حفاظت می کند چنانچه بشکند یک چهلم دیه کامل دارد، و هر کدام از دنده های دیگر اگر بشکند یک صدم دیه کامل دارد . دنده که کنده شود ارش دارد.ماده ۶۵۴ :+ هر کدام از دنده ها اگر طوری که استخوان دیده شود بشکند یک چهارم دیه شکستن آن ،+ هر یک از دنده هایی که از قلب محافظت می کنند اگر ترک بخورد یک هشتادم دیه کامل ،+  در رفتگی آن هفت و نیم هزارم دیه کامل دیه دارد .+ هر کدام از دنده های دیگر اگر ترک بخورد هفت هزارم دیه کامل و دیه در رفتگی آنها پنج هزارم دیه کامل دارد.ماده ۶۵۵ :+ دو استخوان ترقوه در صورتی که قطع شود یا از بین برود دیه کامل دارد و هر کدام از آنها به تنهایی نصف دیه کامل دارد.ماده ۶۵۶ :+ استخوان های ترقوه که بشکند ولی بدون اینکه عیبی در آن باشد درمان شود چهار درصد دیه کامل ولی اگر درمان نشود و یا درمان با عیب باشد نصف دیه کامل دارد.ماده ۶۵۷ : + هر یک از استخوان های ترک خورده در صورتی که ترک بخورد سی و دو هزارم دیه کامل دارد+ اگر دچار در رفتگی شود بیست هزارم و سوراخ شدن استخوان ترقوه ده هزارم دیه کامل دارد .سلام خسته نباشید شوهرم در اثر درگیری که با همکارش داشته و  شوهر منو کتک زده و شنوایی ،گوش راست آن از بین رفته چقدر دیه شامل حالش می شود ؟ دیه شنوایی چقدر است ؟دیه شنوایی دو گوش چقدر است ؟از بین بردن شنوایی یک گوش چقدر است ؟اگر شنوایی و بویایی هر دو از بین برود چه میزان دیه دارد ؟آیا کاهش شنوایی هم دیه دارد ؟

دیه شنوایی درقانون 

ماده ۶۸۲ ( قانون مجازات اسلامی ) :اگر شنوایی دو تا گوش از بین برود دیه کامل دارد و در صورتی که یک گوش شنوایی آن از بین برود ، نصف دیه کامل هر چقدر هم شنوایی دو گوش به یک اندازه نباشد.ماده ۶۸۳ : شنوایی کسی که یکی از گوش هایش نمی شنود اگر شنوایی آن از بین برود نصف دیه کامل دیه دارد.ماده ۶۸۴ :در صورتی که شنوایی گوش کاهش یابد چنانچه قابل تشخیص باشد به همان میزان دیه دارد .ماده ۶۸۵ :اگر بر اثر جنایت یا قطع یا از بین بردن گوش شنوایی فرد از بین برود یا دچار نقص شود هر کدام از جنایت ها دیه یا ارش جداگانه دارد.ماده ۶۸۶ : نقص دائمی هر گاه در اثر جنایتی برای شنوایی فرد به وجود بیاید به طوری که کامل ناشنوا گردد ،دیه شنوایی ثابت ولی اگر موقتی دچار نقص شود ارش دارد.ماده ۶۸۷ :اگر کودکی که هنوز زمان حرف زدنش فرا نرسیده است کر شود ،و بخاطر کر شدن نتواند حرف بزند یا کودکی که زمان حرف زدنش فرا رسیده است ،ولی بر اثر کر شدن نتواند کلمات دیگر را یاد بگیرد و به زبان بیاورد ، دیه شنوایی بعلاوه دیه یا ارش زوال ( از بین بردن ) و نقص گفتار دارد.ماده ۶۸۸ : اگر بخاطر جنایتی حس شنوایی و بویایی هر دو از بین برود دیه کامل هر کدام دارد.دوستم علی در اثر تصادف دچار ضربه ای شد که به مدت یک ماه در کما بود آیا دیه به آن تعلق می گیرد ؟دیه عقل چقدر است ؟دیه فردی که به اغما برود چه میزان است ؟

دیه عقل در قانون

ماده ۶۷۵ ( قانون مجازات اسلامی ) :عقل اگر از بین برود دیه کامل و اگر دچار نقص شود ارش دارد ، چه جنایت بخاطر ضربه و جراحت باشد چه در اثر ترساندن مانند آن باشد.در صورتی که فرد دچار جنون ادواری:(جنونی که فرد در یک زمان کاملا سالم است ولی در یک زمان دچار جنون می شود جنونی که دائمی نیست ) شود ارش دارد.ماده ۶۷۶ : از بین بردن و دچار نقص شدن حافظه و اختلال روانی به صورتی که به جنون نرسد ارش دارد.ماده ۶۷۷ : جنایتی که باعث از بین بردن عقل یا کم شدن عقل شود چنانچه عمدی باشد موجب دیه یا ارش دارد ، و به قصاص محکوم نمی شود.ماده ۶۷۸ :هر کس بخاطر آسیب و صدمه ای مثل شکستن سر یا صورت عقل از بین برود یا دچار نقص شود ، هر کدام دیه یا ارش جداگانه دارد .ماده ۶۷۹ :اگر بخاطر جنایتی عقل از بین برود و بعد گرفتن دیه عقل کامل شود دیه برگشته داده می شود، و ارش به آن تعلق می گیرد.ماده ۶۸۰ :اگر بخاطر جنایتی فرد بی هوش شود و به کما رود در صورتی که فوت کند دیه نفس دارد ،و اگر به هوش بیاید ارش نسبت به زمانی که بی هوش بوده است به آن تعلق می گیردچنانچه عوارض و آسیب های دیگری به وجود بیاید دیه یا ارش عوارض باید پرداخت شود.ماده ۶۸۱ :جنایت نسبت به کسی که در کما یا بیهوشی و همانند آن باشد ،از احکام مربوط به قصاص و دیه جنایت بر شخصی که هوشیار محسوب می شود .دیه فک چقدر است ؟آیا دیه فک بالا و پایین با هم متفاوت است؟آیا دیه فک با دیه دندان یکی است یا جداگانه بررسی می شود ؟

دیه فک در قانون 

+ استخوان چپ و راست فک که محل رویش دندان های پایین است اگر قطع شود یا از بین برود دیه کامل دارد. به تنهایی هر کدام از آنها نصف دیه کامل و مقداری از آنها به همان اندازه دیه دارد.+ دیه فک از دیه دندان و بقیه اعضا جدا می باشد و اگر همراه فک دندان یا غیر آن از بین برود یا دچار آسیب شود ،هر کدام به طور مستقل دیه یا ارش ( ما به التفاوت )  دارد. جنایتی که باعث بشود که حرکت فک کند شود ارش دارد و اگر مانعی باشد که جویدن با مشکل بر بخورد ارش آن افزوده می شود.

ارش برای فک

+ کل فک بالا یا قسمی از آن اگر از بین برود ارش به آن تعلق می گیرد. استخوان فک پایین در صورتی که بشکند مثل حکم شکستگی استخوان است و استخوان فک بالا اگر بشکند شامل حکم شکستگی استخوان های سر و صورت است .+ فک پایین چنانچه فلج شود دو سوم دیه کامل است و اگر فکی که فلج باشد قطع شود، یک سوم دیه کامل دارد .دیه گردن چقدر است ؟سلام خسته نباشید شوهرم در اثر تصادف گردنش دچار شکستگی شده و با اینکه درمانم شدهولی گردنش هنوز کج مونده چه مقدار دیه دارد ؟

دیه گردن در قانون 

ماده ۶۲۶ ( قانون مجازات اسلامی ) :گردن در اثر شکستگی اگر کج شود یا خمیده شود در صورتی که درمان نشود ، و به همان صورت باقی بماند دیه کامل دارد ولی اگر درمان شود و خمیدگی و کج شدن از بین برود ارش دارد.ماده ۶۲۷ :گردن اگر چنانچه بشکند که کج یا خمیده نشود ارش دارد.ماده ۶۲۸ :جنایت بر گردن که در غذا خوردن مانع جویدن یا فرو بردن بشود یا گردن حرکت نکند ارش دارد.دیه لاله گوش چقدر است ؟بین دیه یک لاله گوش و دو لاله گوش تفاوت وود دارد ؟اگر قطع لاله گوش طوری باشد که استخوان دیده شود چه مقدار دیه دارد ؟صدمه به لاله گوشی که باعث از بین رفتن شنوایی شود چه میزان دیه دارد ؟

دیه لاله گوش در قانون 

ماده ۶۰۰ :دو لاله گوش اگر از بین برود دیه کامل دارد و هر کدام اگر به تنهایی از بین برود نصف دیه کامل دارد. نرمه هر گوش در صورت از بین رفتن یک ششم دیه کامل دارد .ماده ۶۰۱ :لاله گوش در صورت پاره شدن یک ششم دیه کامل دارد و اگر نرمه یک گوش پاره شود یک نهم دیه کامل است و اگر این دو مورد درمان شود موجب ارش می شود.ماده ۶۰۲ : لاله گوشی که فلج شود دو سوم دیه آن و لاله گوش که فلج باشد بریده شود یک سوم دیه دارد.ماده ۶۰۳ :اگر لاله گوش طوری که استخوان زیر آن مشخص شود ،قطع شود دیه لاله گوش بعلاوه دیه موضحه  (شکستگی  یا جراحتی که به استخوان برسد) باید پرداخت شود.ماده ۶۰۴ : گوش چه شنوا باشد چه ناشنوا یا معیوب باشد که لاله آن سالم و دارای حس و حیات باشد در احکام این فصل یکسان است.ماده ۶۰۵ : پرده گوشی که پاره شود ارش دارد ولی اگر در اثر آن حس شنوایی فرد از بین برود یا دچار نقص شود، دیه باید پرداخت شود.ماده ۶۰۶ : اگر آسیب رساندن به گوش باعث بشود که به حس شنوایی هم خلل وارد شود یا به استخوان و شکستگی آن سرایت کند دیه جداگانه هر کدام دارد .دیه لب چقدر است ؟پارگی لب چقدر دیه دارد ؟اگر لبی سست یا فلج شود آیا دیه دارد ؟دیه دو لب با یک لب تفاوت دارد ؟

دیه لب در قانون

ماده ۶۰۷ : دو لب اگر از بین برود دیه کامل دارد ولی اگر یک لب از بین برود نصف دیه کامل ، قسمتی از لب اگر از بین برود دیه آن به نسبت تمام لب محاسبه می شود .ماده ۶۰۸ :جنایتی که باعث شود دو لب یا یک لب یا قسمتی از آن جمع شود ارش دارد چه باعث نمایان شدن دندان بشود چه نشود.ماده ۶۰۹ :جنایتی که منجر به سست شدن یا فلج شدن هر کدام از لب ها شود به صورتی که با خنده و مانند آن از دندان ها کنار نرود و دندان دیده نشود دو سوم دیه یک لب و اگر لبی که سست و فلج باشد از بین برود یک سوم دیه آن است.ماده ۶۱۰ :هر دو لب به صورتی که دندان ها دیده شود شکافته شود یک سوم دیه کامل و در صورتی که بدون عیب درمان شود یک پنجم دیه کامل دارد .یک لب شکافته شود دیه یک ششم دیه کامل و در صورتی که درمان بدون عیب شود یک دهم دیه کامل دارد.دیه زبان به چه صورت است ؟زبان که بریده شود آیا به نسبت بریدگی یا به نسبت گویایی آن دیه دارد ؟دیه بریدن زبان شخص لال چقدر است ؟کسی که زبان آن بر اثر بریدن دچار مشکل در حرف زدن شود آیا دیه دارد ؟

دیه زبان در قانون 

ماده ۶۱۱ :تمام زبان گویا اگر به طور کامل قطع و یا از بین برود دیه کامل دارد . و اگر قسمتی از آن از بین برود به نسبت گویایی دیه محاسبه می شود.دیه براساس ادای هر حرف که زبان آن را تکلم می کند یعنی براساس حروفی که زبان آن را ادا می کند تعیین می شود. اگر در زبان فارسی که دارای سی و دو حرف است .قدرت ادای یک حرف آن از بین برود دیه آن یک سی و دوم دیه کامل است.ماده ۶۱۲ افراد لال :فردی که لال باشد اگر تمام زبان آن  قطع شود یا از بین برود یک سوم دیه کامل دارد. ولی اگر مقداری از  آن از بین برود به نسبت مساحت تمام  زبان دیه آن مشخص می شود.لال یا مادرزادی است یا بر اثر حادثه ای موقتی لال شده است ، در این صورت هم اگر موقتی هم باشد گویا محسوب می شود.ماده ۶۱۴ :زبان کودکی که هنوز زمان حرف زدنش نیست اگر تمام زبان آن قطع یا از بین برود دیه کامل دارد. ولی اگر بعدا مشخص شود که لال بوده است یک سوم دیه دارد.ماده ۶۱۵ :اگر بخشی از زبان کودکی که هنوز وقت حرف زدنش نیست قطع شود به نسبت مساحت قطع شده دیه دارد. ولی اگر بعدا مشخص شود که کودک لال بوده دو سوم آن بر می گردد. و اگر گویا باشد در صورتی که دیه حروف از بین رفته از دیه نسبت گویایی بیشتر باشد ، ارش ( ما به التفاوت ) آن باید پرداخت شود.

دیه مو در قانون 

دیه مو مرد :

تمام موی سر و ریش مرد اگر کنده شود طوری که دیگر رشد نکند دیه کامل دارد ،ولی اگر دوباره رشد کند نسبت به موی سر ما به التفاوت و نسبت به ریش یک سوم دیه کامل شامل می شود .فرق نمی کند که مو پر پشت ، کم پشت و کودک و بزرگسال ندارد.

دیه مو سر زن :

تمام موی سر زن اگر طوری که دیگر رشد نکند کنده شود دیه کامل زن شامل آن می شود.ولی اگر دوباره رشد کند مهر المثل :فرقی میان موی کم پشت و پر پشت نمی کند. اگر مهر المثل بیشتر از دیه کامل زن باشد همان دیه کامل زن تعلق می گیرد.اگر کندن موی سر زن یا مرد یا ریش مرد با رضایت خود یا افرادی که سرپرست شخص محسوب می شوند ، باشد یا به جهت ضرورت های پزشکی باشد دیه یا ارش ( ما به التفاوت ) ندارد.محمد در یک تصادف دچار قطع نخاع شده است دیه آن چه مقدار است ؟فرهاد بر اثر کار بنایی از یک ساختمان ۶ طبقه می افتد دچار فلج شدن از ناحیه پا شده است دیه آن چقدر می باشد ؟ستون فقرات در صورتی که دچار آسیب شود دیه آن چگونه محاسبه می شود ؟

دیه ستون فقرات ، نخاع و نشیمنگاه در قانون 

ماده ۶۴۷ :دیه شکستن ستون فقرات به ترتیب زیر است :الف ) ستون فقرات اگر طوری بشکند که اصلا درمان نشود یا بعد از درمان به صورت خمیده درآید دیه کامل دارد .ب ) ستون فقرات شکسته که بی عیب درمان شود اما یکی از منافع آن از بین برود مانند اینکه فرد توان اینکه راه برود یا بنشیند و یا توان جنسی یا کنترل ادرار او از بین برود دیه کامل دارت ) ستون فقرات شکسته ای که درمان آن بدون عیب باشد موجب یک دهم دیه کامل است.

دیه پا برای آسیب دیدن ستون فقرات

+ ستون فقرات که شکسته شود به صورتی که باعث فلج و بی حس شدن پاها شود دیه ستون فقرات بعلاوه دو سوم دیه برای فلج دو پا نیز است.منظور از شکستن ستون فقرات شکستن یک یا چند مهره از مهره های ستون فقرات به غیر ستون مهره های گردن و استخوان دنبالچه می باشد.+ جنایتی که باعث خمیدگی پشت شود بدون اینکه ستون فقرات شکسته شود به طوری که خمیدگی درمان نشود دیه کامل دارد و اگر بدون عیب درمان شود یک دهم دیه کامل دارد.ماده ۶۴۸ :نخاع در صورتی که قطع شود دیه کامل دارد اگر جزئی قطع شود به صورت عرضی دیه دارد.ماده ۶۴۹ :اگر قطع نخاع باعث شود که عضو دیگر هم دچار عیب شود دیه یا ارش عضوی که آسیب به آن وارد شده است به دیه نخاع افزوده است .ماده ۶۵۰ :از بین بردن دو کپل به صورتی که به استخوان برسد دیه کامل دارد و هر کدام از آنها به تنهایی نصف دیه کامل و قسمتی از آن به همان اندازه دیه دارد .ماده ۶۵۱ :استخوان دنبالچه که شکسته شود ارش دارد ولی اگر فرد نتواند مدفوع خود کنترل کند دیه کامل دارد و اگر بتواند مدفوع خود را کنترل کند ولی باد را نتواند کنترل کند ارش دارد و باید پرداخت شود.ماده ۶۵۲ :اگر آسیب که به حد فاصل بیضه ها و مقعد وارد شده است ، موجب عدم کنترل ادرار و مدفوع یا هر دو این ها شود دیه کامل دارد.موارد دیه نفس چیست؟دیه نفس چقدر است ؟

دیه نفس در قانون

موارد دیه کامل همان است که در شرع تعیین شده و میزان آن در ابتدای هر سال توسط رئیس قوه قضاییه بر اساس نظر مقام رهبری تعیین و اعلام می شود .( ماده ۵۴۹ قانون مجازات اسلامی )دیه قتل زن نصف دیه مرد است یعنی اگر قاتل زنی را بکشد نصف دیه مرد را باید بدهد.کسی که از طریق زنا متولد شود در صورتی که یکی یا هر دو طرف زنا مسلمان باشند در احکام دیه مانند مسلمان است.دیه خنثی مرد ، دیه مرد و دیه خنثی زن ، دیه زن و دیه خنثی مشکل نصف دیه مرد است همراه نصف دیه زن .

دیه برای انواع خنثی

+ کسی که خنثی مرد باشد باید دیه مرد را پرداخت کند + و همچنین کسی که خنثی زن باشد باید دیه زن را بدهد + و کسی دارای خنثی مشکل است ( دو جنسه ) هم نصف دیه مرد و هم نصف دیه زن را باید بپردازد.خنثی : کسی که هم آلت مردانگی و هم آلت زنانگی دارد خنثی گفته می شود .از نظر جنسیت یا مرد است یا زن ودارای دو مورد خنثی مشکل و غیر مشکل است .خنثی که با توجه به شرع به یکی از دو جنس یعنی یا مرد باشد یا زن خنثی غیر مشکل استمحکوم به همان جس دارای علائم مذکور نباشد خنثی مشکل است.

 اشاره ای به آیات قرآن :

دیه المرأه نصف دیه الرجل

«دیه زن نصف دیه مرد است.»

قصاص نفس|مجازات قتل عمد،آیا همیشه قصاص است ؟

 

قصاص نفس :

براساس ماده ۲۰۴ قانون مجازات اسلامی ایران سه نوع قتل نفس داریم (عمد ، شبه عمد و خطای محض) است.همان طور که در ماده ۲۰۵ آمده است قتل عمد مجازات آن قصاص است و اولیای دم با اجازه ی قاضی می توانند قاتل را قصاص کنند. قاضی می تواند این امر را به رئیس قوه قضاییه یا دیگری واگذار کند. ( تفویض اختیار )

قتل عمد :

قتل عمد یعنی شخص قاتل با انجام دادن کاری که هدفش کشتن فرد یا افراد که در یک جمع مشخص نباشد را دارد . چه قصد کشتن این افراد را داشته باشد چه نداشته باشد ولی نتیجه آن به قتل منجر گردد. حتی در جایی که قاتل کاری انجام داده است هدفش و قصدش کشتن کسی نباشد ولی در نتیجه سبب مرگ فرد شود باز هم قتل عمد محسوب می شود.در مواردی که قاتل عملی را انجام می دهد که هدف و قصدش و حتی آن عمل کشنده نباشد، ولی شخص متقابل به دلیل پیری ، ناتوانی یا مریضیفوت کند و قاتل نیست به این دلایل آگاه باشد را قتل عمدگفته می شود.طبق ماده ۲۰۷ قانون مجازات:در صورتی که قاتل مسلمان را به قتل برساند قصاصمی شود و کسی که در قتل معاونت کرده باشد ، از سه سال تا پانزده سال به آن حبس تعلق می گیرد.طبق ماده ۲۰۸ قانون مجازات :اگر فرد که منجر به قتل شده است چه شاکی خصوصی داشته باشد چه نداشته باشد ولی از اعدام یا قصاص او گذشت کرده باشد ولی موجب بی نظمی در جامعه شده باشد یا دیگران را ترسانده باشند سه تا ده سال حبس تعزیری دارد.در تبصره ی ماده ۲۰۸:آمده است کسی که در قتل معاونت کند حبس از یک تا پنج سال است.طبق ماده ۲۰۹ قانون مجازات :آمده است اگر به صورت عمد مرد مسلمانی زن مسلمانی را بکشد به قصاص محکوم می شود.ولی یا سرپرست زن قبل از اینکه قاتل را قصاص کنند نصف دیه مرد را به مرد باید پرداخت کنند تا قصاص شود.طبق ماده ۲۱۰  :اگر کافر ذِمی به صورت عمد یکی را بکشد قصاص می شود . اگر چه پیرو دین باشد اگر مقتول هم زن ذِمی هم باشد ، باید ولی یا سرپرست زن نصف دیه مرد ذِمی را قبل از قصاص به قاتل بپردازند.

اکراه در قتل :

کسی که در قتل اکراه داشته باشد یا دستور به قتل دیگری داشته باشد مجوز قتل نیست ، قاتل را اگر کسی را وادار ، به قتل کسی دیگر هم کند قصاص می کنند و کسی که اکراه کرده باشد حبس ابد به آن تعلق می گیرد.تبصره یک و دو ماده۲۱۱ قانون مجازات :در صورتی فقط اکراه کننده محکوم به قصاص می شود که اکراه شونده طفل مجنون یا غیر ممیز باشد. اکراه شونده اگر طفل ممیز باشد قصاص نمی شود بلکه عاقله ( خویشاوندان ) او دیه پرداخت می کنند . و اکراه کننده به حبس ابد محکوم می شود.

شرکت در قتل :

در به قتل رساندن یک نفر اگر قاتل چند نفر باشند یعنی چند نفر باشند یعنی چند مرد یک مرد را به قتل برسانند ، ولی دم مقتول می تواند با اجازه قاضی همه ی قاتلان را قصاص کند.

دیه نسبت به قاتلان :

به این صورت که اگر قاتلان دو نفر باشند با پرداخت کردن نصف دیه ، به هر کدام اگر سه نفر باشند با پرداخت دو ثلث دیه ، و اگر چهار نفر باشند با پرداخت سه ربع دیه می تواند قصاص کند و به همین صورت اگر قاتلان زیاد باشند پیش می رود.نکته :+  همچنین ولی دم می تواند هر کدام از شرکاء را که خواست قصاص کند و نسبت به بقیه شرکاء مطالبه دیه کند. +  اگر قاتلان و مقتول همگی کفار ذمی باشند همین حکم برای آن ها هم اجرا می شود.+  اگر چند نفر جراحتی به یک نفر وارد کند چه این جراحت در یک زمان باشد چه زمان های متفاوت و منجر به قتل شود.+  اگر قتل صورت گرفته مربوط به این جراحت ها باشد همه آن ها قاتل هستند و مجازات آنها طبق قانون مشخص می شود.

وکیل تابعیت در کرج

 

اتباع ایران که تبدیل تابعیت کرده و بخواهد به تبعیت اصلی خود رجوع نمایند به محض در خواست به تابعیت ایران قبول خواهد شد مگر آنکه دولت تابعیت آنها را صلاح نداند .

وکیل تابعیت در تهران 

 آیا می دانستید که ؟ برای ورود به هر  کشور ارایه  گذرنامه و روادید (ویزا) الزامی است .واین گذرنامه در ایران توسط نیروی انتظامی و در خارج از کشور با مامورین کنسولی کشور یا مامورین سیاسی صادر می شود. و مدت این اعتبار ۵ سال بوده و فقط برای ۵ سال دیگر قابل تمدید است.

تعریف گذرنامه :

مهمترین سندی  که برای ورود به هر کشور یا خروج از هر کشوری لازم است گذرنامه می باشد که در واقع سند تشخیص هویت بین المللی شخص است. گذرنامه طبق ماده اول قانون گذرنامه سندی است که از طریق ماموران صلاحیتدار دولت مذکور در این قانون برای مسافرت اتباع ایران به خارج و یا اقامت در خارج و یا مسافرت از خارج به ایران داده می شود. گذرنامه به سه قسمت تقسیم می شود: گذرنامه سیاسی ، گذرنامه خدمت و گذرنامه عادی گذرنامه سیاسی و خدمت از طریق وزارت امور خارجه صادر می شود و به مدت یک سال اعتبار دارد.اما در مورد ماموران ثابت دولت در نمایندگی های جمهوری اسلامی ایران در خارج از کشور ، که تا خاتمه مدت ماموریت آنان گذرنامه اعتبار دارد. بیگانگان بدون تابعیت یا خارجی هایی که به جهاتی قادر به گرفتن گذرنامه نیستند نیروی انتظامی با موافقت سازمان و تایید وزارت امور خارجه می تواند طبق ماده ۳۱

قانون گذرنامه :

قانون گذرنامه برگه گذر بیگانگان صادر نماید.مدت اعتبار این برگ یک سال از تاریخ صدور می باشد و دارند گان برای هربار خروج از کشور باید اجازه بگیرد.طبق ماده ۳۴ قانون گذرنامه ، اگر هر ایرانی بدون گذرنامه یا اسناد در حکم گذرنامه از کشور خارج شود به حبس از دو ماه تا شش ماه یا پرداخت غرامت از دو هزار ریال تا بیست هزار ریال و یا به هر دو مجازات محکوم می شود. طبق ماده ۳۷ قانون گذرنامه برای افرادی که از گذرنامه دیگری استفاده نمایند یا اسناد و مدارک خلاف واقع را تسلیم نمایند.

مقرر داشته :

هر کس برای دریافت گذرنامه یا اسناد در حکم گذرنامه به نام خود یا دیگری اسناد و مدارک  خلاف واقع یا متعلق به غیر را عالما یا عمدا به مراجع مربوط تسلیم نماید به حبس از دو ماه تا شش ماه محکوم می شود و در صورتی که عمل او منجر به صدور گذرنامه شود به حبس از دو ماه تا دو سال محکوم خواهد شد. طبق ماده ۳۸ این قانون هر کس برای ورودیا خروج از کشوراز گذرنامه یا اسناد در حکم گذرنامه که متعلق به دیگری باشد استفاده نماید به حبس از دو ماه تا یک سال محکوم می شود.

طبق ماده ۴۱ این قانون :

افرادی که هر گونه اطلاع مربوط به خود و همراهان را که در صادر کردن گذرنامه موثر است بر خلاف واقع بگویند به شرط اینکه از گذرنامه استفاده کنند به حبس از دو ماه تا شش ماه محکوم می شوند. ضمنا ماده ۳۹ و۴۰ برای مستخدمین دولت برای عبور از خارج از کشور یا صدور گذرنامه بدون رعایت قوانین مربوط اقدامی نمایند مجازات نموده است.

روادید ( ویزا):

روادید یا ویزا به صورت مهری است بر روی اوراق گذرنامه که نوع اجازه و علت ورود و مدت اقامت را نشان می دهد. علاوه بر اینکه برای ورود و خروج از هر کشوری گذرنامه لازم است برای ورود به بعضی ازکشور ها اجازه مخصوصی به به نام روادید یا ویزا مورد نیاز است.

انواع ویزا:

ویزای ترانزیت (عبور)ویزای توریستی ( سه ماه اعتبار دارد)ویزای ورود (سه ماه اعتبار دارد)ویزای کثیر المسافره یا ترددی ( مخصوص اتباع امریکا و کانادا می باشد و یک سال اعتبار دارد ولی تبعه بیگانه بیش از سه ماه حق اقامت در ایران را ندارد مگر پروانه اقامت داشته باشد)ویزای با حق کار ( مربوط به مشاغل است)ویزای رفت و برگشت

ویزا توسط نماینگان کنسولی در خارجه داده می شود.

برای ورود به ایران گرفتن ویزا از مامورین ایرانی در خارج الزامی است جز کشورهایی که با ایران قرداد لغو ویزا امضا کرده اند.این کشورها می توانند بدون ویزا وارد ایران شوند و مدت سه ماه اقامت کنند. ویزا علاوه بر اینکه حق عبور می دهد به بیگانگان حق ۹۰ روز توقف در ایران را به عنوان جهانگرد یا توریست می دهد.مگر اینکه قانون ترتیب خاصی پیش بینی کند.

مواردی که مامورین ایرانی از ورود بیگانه می تواند جلوگیری کند عبارتند از:

در صورتی که صحت اسناد تایید شده را تردید نمایند. اشخاصی که مطابق قانون ایران تبعه ایران محسوب شده با اوراق تابعیت غیر ایرانی بخواهند مسافرت کنند. اگر حضور خارجی در ایران بر ضد امنیت مملکت و یا نظم عمومی و یا به جهاتی دیگری منافی مصالح مملکتی باشد. اگر خارجی در ایران سابقه محکومیت به جنحه ( جرم) مهم و یا جنایت داشته و یادر مملکت خارجه محکوم به جنحه ( جرم ) و یا جنایت شده باشد. اگر خارجی قبلا از ایران اخراج شده باشد. اگر حضور خارجی در ایران به ملاحظه مصلحت عمومی و یا عملیات منافی عفت ( مغایر پاکدامنی ) صلاح نباشد . اگر خارجی نتواند اثبات نماید که وسایل تحصیل معاش خود را در ایران به وسیله سرمایه یا مشاغل مفید خود دارا می باشد. طبق ماده ۳ این قانون هر گاه یکی از موانع فوق در موقع ویزا  مامورین ایران در خارجه کشف نکنند یا بعدا موجود شود مامورین مربوط می توانند از دادن اجازه توقف دایم یا موقت خودداری نمایند یا اجازه صادره را لغو نمایند. در هر یک از موارد فوق پس از لغو اجازه صادره نظمیه محل ( نیروی انتظامی) شخص خارجی را از ایران اخراج خواهد کرد.

مبحث دوم عبور اتباع بیگانه :

در بعضی از کشورها حتی برای عبور از ان کشور و توقف به مدت کوتاه لازم است اجازه خاصی به عنوان ویزای ترانزیت ( عبور ) از مقامات آن کشور کسب شود. مامورین مرزی مجاز از طرف شهربانی کشور می توانند در مرزهایی که مجاز شناخته شده برای دارندگان گذرنامه های معتبر خارجی که قصد عبور از ایران را دارند، بر اساس نظرات قبلی وزارت امور خارجه و رعایت ماده ۲ قانون ورود و اقامت اتباع خارجه مصوب سال ۱۳۱۰ برای مدت حداکثر ۱۵ روز با دریافت حتی ویزا طبق تعرفه مربوطه ویزا عبور صادر نمایند.طبق ماده ۲ ایین نامه اجرایی قانون ورود و اقامت اتباع بیگانه مصوب خرداد سال ۱۳۵۲ صدور ویزای عبور برای افراد زیر با اجازه وزارت امور خارجه امکان پذیر خواهد بود:

افراد بدون تابعیت و یا دارندگان برگ های لسه پاسه خارجی

(برگ عبوری است که از طرف مقامات هر کشور برای افرادی صادر می شود که به مقتضای شغل خود مجبور به عبور از کشور های مختلف می باشند و این برگ به آنها اجازه می دهد که بدون رعایت تشریفات بازرسی و عوارض گمرکی از مرز یک کشور عبور می نمایند. اتباع دولی که از طرف وزارت امور خارجه تعیین می شوند.

مبحث سوم اقامت اتباع بیگانه :

اقامت موقتاقامت دایمضمانت اجرای مربوط به ورود و اقامت اتباع بیگانهاستثنایات نسبت به مقررات ورود و خروج اتباع بیگانهاقامت دایم در صورتی است که خارجی در خاک ایران اقامتگاه قانونی اختیار نموده باشد. در غیر این صورت اقامت خارجی در ایران موقت محسوب می شود.

اقامت موقت:

هرخارجی که بخواهد در ایران اقامت نماید ، مکلف است ظرف ۸ روز پس از ورود به ایران خود را برای تحصیل پروانه اقامت به نیروی انتظامی محل معرفی نماید و برگهای در خواست صدور پروانه اقامت تنظیم ، تکمیل و امضا نموده به انضمام سایر مدارک لازم به نیروی  انتظامی محلی که می خواهد در آنجا اقامت کند ، تسلیم نماید. نیروی انتظامی محل پس از رسیدگی مدارک ارایه شده پروانه اقامت موقت با اخذ حقوق قانونی صادر و یا پروانه اقامت را صادر نمی کند. دارندگان پروانه اقامت موقت باید محل کار یا اقامت خود را به نیروی انتظامی محل قبلی و ظرف ۸ روز ازورود به محل اقامت و یا کارجدید به نیروی انتظامی محل جدید کتبا اطلاع دهند.

اقامت دایم :

در صورتی که بیگانه قصد اقامت دایم در ایران را داشته باشد باید با ارایه مدارک ذیل خود را معرفی کند :تکمیل سه برگ فرم مخصوصشش قطعه عکس (۳ ×۲)نامه شرکت و موسسه ای که بیگانه قصد کار در آنجا را دارد مبنی بر معرفی بیگانارایه پاسپورت به مقامات مذکوردر صورتی که بیگانه دارای همسر خارجی باشد ، مدارک ذیل از سوی همسر وی لازم است :تکمیل دو برگ فرم مخصوصپنج قطعه عکس (۳×۲)نامه شرکت یا موسسه ای که همسر وی در آنجا به کار اشتغال دارد مبنی بر معرفی وی و همچنین سپردن تعهد که بیگانه مذکور در ایران به کار اشتغال نخواهد ورزید. در صورتی که بیگانه دارای اطفال کمتر از ۱۶ سال باشد و این اطفال همراه مادر خود به ایران آمده باشند مشخصات آنها در فرمهای مخصوص مادر قید گردیده و برای هر کدام ۲ قطعه عکس ضروری است .اگر فرزند آنها بیش از ۱۶ سال داشته باشد برای هر کدام فرم جداگانه تهیه می شود که نامبرده در ایران کار نکند. هنگام معرفی بیگانه باید خود وی حضور داشته باشد افسر مربوطه بعد از اینکه مدارک و اوراق را بررسی کرد تاریخ معرفی را در پاسپورت منعکس کند مهر و امضا نماید. تمام تشریفات فوق باید ظرف مدت ۸ روز از تاریخ ورود تبعه بیگانه انجام شود. در غیر این صورت باید جریمه مقرر در ماده ۸ قانون ورود و اقامت اتباع بیگانه را بپردازد.اجازه اقامت دایم از طرف نیروی انتظامی مرکز استان یا شهرستانی که خارجی می خواهد در آن ناحیه اقامتگاه دایمی و قانونی اختیار کند در صورت احراز هر یک از شرایط زیر پس از موافقت نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران صادر خواهد شد:الف- متقاضی دارای ۵ سال سابقه اقامت قانونی متوالی یا متناوب در ایران بود و به هنگام تقاضا به سن ۱۸ سال تمام رسیده باشد.ب- متقاضی دارای دو سال سابقه اقامت قانونی متوالی یا متناوب در ایران بوده و مقام عالی علمی یا شغل یا تخصص او در امور تولیدی و عمرانی به تایید مقامات صلاحیتدار مملکتی رسیده باشد.ج-  متقاضی دارای دو سال سابقه اقامت قانونی یا متناوب در ایران بوده و خدمات شایسته و ارزنده او به امور عام المنفعه در ایران به تایید مقامات صلاحیتدار مملکتی رسیده باشد.د- متقاضی دارای زن و فرزند ایرانی باشد.ه- متقاضی دارای دو سال سابقه اقامت قانونی یا متناوب در ایران بوده و در امور تولیدی و عمرانی ایران که مورد تایید مقامات صلاحیتدار ایران باشد سرمایه گذاری کرده باشد.و- متقاضی دارای دو سال سابقه اقامت قانونی یا متناوب در ایران بوده و درامد شخصی یا حقوق یا مستمری بازنشستگی او به تایید یکی از بانک های مجاز ایران رسیده باشد.

طبق ماده ۱۴ آیین نامه ۱۳۵۲ و تبصره ۱ آن :

مسیولین اماکن عمومی موظفند ظرف ۲۴ ساعت پس از ورود خارجی هویت و تاریخ ورود او را ، در فرمهای مخصوص اعلامیه ورود درج و به نزدیکترین کلانتری یا پاسگاه ژاندارمری ( حوزه انتظامی ) تسلیم نمایند . از لحاظ این آیین نامه اماکن عمومی اطلاق می شود به هتلها ، مسافرتخانه ها، پانسونها  و به طور کلی همه اماکنی که به نحوی از انحاء مسافر می پذیرند.

ضمانت اجرای مقررات مربوط به ورود و اقامت اتباع بیگانه :

به موجب ماده ۱۵ اصلاحی قانون ورود و اقامت اتباع خارجه مصوب ۱۳۶۷ اشخاص ذیل به حبس عزیری از یک تا سه سال و یا به جزای نقدی از پانصد هزار ریال تا سه میلیون ریال محکوم می شوند مگر اینکه جرم آنها مشمول قوانینی گردد که مجازات سخت تری برای آن معین شده باشد:هر کس تذکره ( گذرنامه ) یا جواز اقامت یا جواز عبور جعل کند و یا با علم به جعل به مجهول بودن آنها را استعمال کند .به موجب نظریه مشورتی وزارت دادگستری هرگاه تبعه خارجی با گذرنامه مجعول وارد کشور شود ، در صورتی که جرم جعل در خارج از کشور ایران انجام گرفته باشد ، در ایران به عنوان مرتکب جعل قابل تعقیب نیست و فقط به عنوان استعمال گذرنامه مجعول طبق بند ۱ ماده ۱۵ قانون ورود و خروج اتباع خارجه مصوب ۱۳۱۰ قابل تعقیب و مجازات است. هر کس عامدا در نزد مامورین ذی مدخل (دخیل ، شایسته ) برای تحصیل گذرنامه و یا جواز اقامتیا جواز عبور ، شهادت کذب  داده و یا اظهار خلاف واقع نماید و یا موضوعاتی را که در تشخیصتابعیت موثر است کتمان نماید و یا گذرنامه و یا جواز اقامت و یا جواز عبور یا ورقه هویتیکه به وسایل مزبورتحصیل شده عامدا استعمال کند.هر کس عامدا بدون داشتن اسناد و جواز لازم از مرز ایران عبور کند و هم چنین هر کسکه از راههای غیر مجاز و یا سرحدات ممنوعه ( مرزهای ممنوع ) عبور نماید .

استثنائات نسبت به مقررات ورود و خروج اتباع بیگانه :

بعضی اشخاص به دلیل موقعیت سیاسی و مخصوصی که دارند از رعایت به ورود و خروج اتباع خارجه مستثنی هستند.طبق ماده ۱۸ قانون ورود و خروج اتباع بیگانه این افراد عبارتند از :کسانی که دارای مصونیت سیاسی هستند. مامرین کنسولی دولت های خارجه و افراد عائله آنهایی که باهم در یک خانه زندگی می کنندو اعضای رسمی آنها. اعضای هیات های اعزامیه دولت های خارجی که با موافقت دولت ایران وارد ایران می شوند و کسان دیگری که دارای ویزای سیاسی مامور ایران باشند.

مبحث سوم خروج اتباع بیگانه:

در مورد خروج بیگانه به موجب مقررات هر کشور لازم است اجازه ای تحصیل شود که شرایط خاصی ندارد بلکه فقط از نظر اطلاع مقامات کشور است و معمولا به صورت پر کردن برگه هایی ( فرم ) که مخصوص خروج کشور تنظیم می شود، می باشد.طبق ماده ۱۰ قانون : اجازه خروج از ایران به بیگانگان از طرف مامورین شهربانی محل اقامت دایمی یا موقتی آنها خواهد بود. بیگانگانی که به ایران وارد می شوند و مدت توقف آنها از ۹۰ روز تجاوز نکند احتیاجی به ویزا خروج ندارندو فقط باید فرم مخصوص خروج را پر کنند و به مامور گمرکی مرز خروجی تسلیم نماید.

مدارک لازم جهت اجازه خروج:

تکمیل یک برگ فرم خروج ، نامه شرکت ، ارائه مفاصای مالیاتی ، گذرنامه ، پروانه کار و پروانه اقامت. تبعه بیگانه پس از گرفتن اجازه باید ظرف ۱۵ روز کشور راترک کند.

وکیل نوین سایت معرفی وکیل تخصصی در کشور

وکیل نوین با بزرگترین گروه وکلا در کشور با تخصصی کردن پرونده ها گام مهمی در جهت موفقیت در دادگاه ها برداشته است ، با تماس و مراجعه هر شهروند ایرانی  به شماره های اعلام شده بلافاصله تشکیل پرونده گردیده و وکیل متخصص در آن حیطه متناسب با نوع پرونده شما معرفی میگردد .در حین روند پرونده به پیگیری های مختلف توسط وکلا و کارشناسان دیگر نظر سنجی هایی صورت میپذیرد که در صورت عدم رضایت شما وکیل معین شده بر روی پرونده تعویض میگردد ، این امر باعث میشود علاوه بر بالا بردن تسریع در روند پرونده وکیل معین شده دارای تجارب بالا و پاسخگویی مناسب به موکل را دارا باشد . 

تابعیت و نحوه گرفتن گذرنامه|وکیل تابعیت

 

اتباع ایران که تبدیل تابعیت کرده و بخواهد به تبعیت اصلی خود رجوع نمایند به محضدر خواست به تابعیت ایران قبول خواهد شد. مگر آنکه دولت تابعیت آنها را صلاح نداند . برای ورود به هر  کشور ارایه  گذرنامه و روادید (ویزا) الزامی است . گذرنامه در ایران توسط نیروی انتظامی و در خارج از کشور با مامورین کنسولی کشور یا مامورین سیاسی صادر می شود. مدت اعتبار گذرنامه ۵ سال بوده و فقط برای ۵ سال دیگر قابل تمدید است.

تعریف گذرنامه :

مهمترین سندی  که برای ورود به هر کشور یا خروج از هر کشوری لازم است گذرنامه می باشد که در واقع سند تشخیص هویت بین المللی شخص است. گذرنامه طبق ماده اول قانون گذرنامه سندی است که از طریق ماموران صلاحیتدار دولت مذکور در این قانون برای مسافرت اتباع ایران به خارج و یا اقامت در خارج و یا مسافرت از خارج به ایران داده می شود.

گذرنامه به سه قسمت تقسیم می شود:

گذرنامه سیاسی ، گذرنامه خدمت و گذرنامه عادی گذرنامه سیاسی و خدمت از طریق وزارت امور خارجه صادر می شود و به مدت یک سال اعتبار دارد. اما در مورد ماموران ثابت دولت در نمایندگی های جمهوری اسلامی ایران در خارج از کشور ، که تا خاتمه مدت ماموریت آنان گذرنامه اعتبار دارد. بیگانگان بدون تابعیت یا خارجی هایی که به جهاتی قادر به گرفتن گذرنامه نیستند نیروی انتظامی با موافقت سازمان و تایید وزارت امور خارجه می تواند طبق ماده ۳۱ قانون گذرنامه برگ گذر بیگانگان صادر نماید. مدت اعتبار این برگ یک سال از تاریخ صدور می باشد و دارند گان برای هر بار خروج از کشور باید اجازه بگیرد. طبق ماده ۳۴ قانون گذرنامه ، اگر هر ایرانی بدون گذرنامه یا اسناد در حکم گذرنامه از کشور خارج شود به حبس از دو ماه تا شش ماه یا پرداخت غرامت از دو هزار ریال تا بیست هزار ریال و یا به هر دو مجازات محکوم می شود. طبق ماده ۳۷ قانون گذرنامه برای افرادی که از گذرنامه دیگری استفاده نمایند یا اسناد و مدارک خلاف واقع را تسلیم نمایند مقرر داشته :هر کس برای دریافت گذرنامه یا اسناد در حکم گذرنامه به نام خود یا دیگری اسناد و مدارک خلاف واقع یا متعلق به غیر را عالما یا عمدا به مراجع مربوط تسلیم نماید به حبس از دو ماه تا شش ماه محکوم می شود و در صورتی که عمل او منجر به صدور گذرنامه شود به حبس از دو ماه تا دو سال محکوم خواهد شد. طبق ماده ۳۸ این قانون هر کس برای ورود یا خروج از کشوراز گذرنامه یا اسناد در حکم گذرنامه که متعلق به دیگری باشد استفاده نماید به حبس از دو ماه تا یک سال محکوم می شود.

طبق ماده ۴۱ این قانون :

افرادی که هر گونه اطلاع مربوط به خود و همراهان را که در صادر کردن گذرنامه موثر است بر خلاف واقع بگویند به شرط اینکه از گذرنامه استفاده کنند به حبس از دو ماه تا شش ماه محکوم می شوند. ضمنا ماده ۳۹ و۴۰ برای مستخدمین دولت برای عبور از خارج از کشور یا صدور گذرنامه بدون رعایت قوانین مربوط اقدامی نمایند مجازات نموده است.

روادید ( ویزا):

روادید یا ویزا به صورت مهری است بر روی اوراق گذرنامه که نوع اجازه و علت ورودو مدت اقامت را نشان می دهد. علاوه بر اینکه برای ورود و خروج از هر کشوری گذرنامه لازم است برای ورود به بعضی از کشور ها اجازه مخصوصی به به نام روادید یا ویزا مورد نیاز است.

انواع ویزا:

ویزای ترانزیت (عبور)ویزای توریستی ( سه ماه اعتبار دارد)ویزای ورود (سه ماه اعتبار دارد)ویزای کثیر المسافره یا ترددی ( مخصوص اتباع امریکا و کانادا می باشد و یک سالاعتبار دارد ولی تبعه بیگانه بیش از سه ماه حق اقامت در ایران را ندارد مگر پروانهاقامت داشته باشد)ویزای با حق کار ( مربوط به مشاغل است)ویزای رفت و برگشتویزا توسط نماینگان کنسولی در خارجه داده می شود.برای ورود به ایران گرفتن ویزا از مامورین ایرانی در خارج الزامی است جز کشورهاییکه با ایران قرداد لغو ویزا امضا کرده اند.این کشورها می توانند بدون ویزا وارد ایران شوندو مدت سه ماه اقامت کنند.ویزا علاوه بر اینکه حق عبور می دهد به بیگانگان حق ۹۰ روز توقف در ایران را به عنوانجهانگرد یا توریست می دهد.مگر اینکه قانون ترتیب خاصی پیش بینی کند.

مواردی که مامورین ایرانی از ورود بیگانه می تواند جلوگیری کند عبارتند از:

در صورتی که صحت اسناد تایید شده را تردید نمایند. اشخاصی که مطابق قانون ایران تبعه ایران محسوب شده با اوراق تابعیت غیر ایرانی بخواهند مسافرت کنند. اگر حضور خارجی در ایران بر ضد امنیت مملکت و یا نظم عمومی و یا به جهاتی دیگری منافی مصالح مملکتی باشد. اگر خارجی در ایران سابقه محکومیت به جنحه ( جرم) مهم ویا جنایت داشته و یا در مملکت خارجه محکوم به جنحه ( جرم ) و یا جنایت شده باشد. اگر خارجی قبلا از ایران اخراج شده باشد. اگر حضور خارجی در ایران به ملاحظه مصلحت عمومی ویا عملیات منافی عفت ( مغایر پاکدامنی ) صلاح نباشد . اگر خارجی نتواند اثبات نماید که وسایل تحصیل معاش خود را در ایران به وسیله سرمایه یا مشاغل مفید خود دارا می باشد. طبق ماده ۳ این قانون هر گاه یکی از موانع فوق در موقع ویزا  مامورین ایران در خارجه کشف نکنند یا بعدا موجود شود مامورین مربوط می توانند از دادن اجازه توقف دایم یا موقت خودداری نمایند یا اجازه صادره را لغو نمایند. در هر یک از موارد فوق پس از لغو اجازه صادره نظمیه محل ( نیروی انتظامی) شخص خارجی را از ایران اخراج خواهد کرد.

مبحث دوم عبور اتباع بیگانه :

در بعضی از کشورها حتی برای عبور از ان کشور و توقف به مدت کوتاه لازم است اجازه خاصی به عنوان ویزای ترانزیت ( عبور ) از مقامات ان کشور کسب شود. مامورین مرزی مجاز از طرف شهربانی کشور می توانند در مرزهایی که مجاز شناخته شده برای دارندگان گذرنامه های معتبر خارجی که قصد عبور از ایران را دارند، بر اساس نظرات قبلی وزارت امور خارجه و رعایت ماده ۲ قانون ورود و اقامت اتباع خارجه مصوب سال ۱۳۱۰ برای مدت حداکثر ۱۵ روز با دریافت حتی ویزا طبق تعرفه مربوطه ویزا عبور صادر نمایند.

مبحث سوم اقامت اتباع بیگانه :

اقامت موقتاقامت دایمضمانت اجرای مربوط به ورود و اقامت اتباع بیگانهاستثنایات نسبت به مقررات ورود و خروج اتباع بیگانهاقامت دایم در صورتی است که خارجی در خاک ایران اقامتگاه قانونی اختیار نموده باشد.در غیر این صورت اقامت خارجی در ایران موقت محسوب می شود.

اقامت موقت:

هرخارجی که بخواهد در ایران اقامت نماید ، مکلف است ظرف ۸ روز پس از ورود به ایران خود را برای تحصیل پروانه اقامت به نیروی انتظامی محل معرفی نماید و برگهای در خواست صدور پروانه اقامت تنظیم ، تکمیل و امضا نموده به انضمام سایر مدارک لازم به نیروی انتظامی محلی که می خواهد در آنجا اقامت کند ، تسلیم نماید. نیروی انتظامی محل پس از رسیدگی مدارک ارایه شده پروانه اقامت موقت با اخذ حقوق قانونی صادر و یا پروانه اقامت را صادر نمی کند. دارندگان پروانه اقامت موقت باید محل کار یا اقامت خود را به نیروی انتظامی محل قبلی و ظرف ۸ روز ازورود به محل اقامت و یا کار جدید به نیروی انتظامی محل جدیدکتبا اطلاع دهند.

اقامت دایم :

در صورتی که بیگانه قصد اقامت دایم در ایران را داشته باشدباید با ارایه مدارک ذیل خود را معرفی کند :تکمیل سه برگ فرم مخصوصشش قطعه عکس (۳ ×۲)نامه شرکت و موسسه ای که بیگانه قصد کار در آنجا را دارد مبنی بر معرفی بیگانارایه پاسپورت به مقامات مذکوردر صورتی که بیگانه دارای همسر خارجی باشد ، مدارک ذیل از سوی همسر وی لازم استتکمیل دو برگ فرم مخصوصپنج قطعه عکس (۳×۲)

اقامت دایم :

نامه شرکت یا موسسه ای که همسر وی در آنجا به کار اشتغال دارد مبنی بر معرفی وی و همچنین سپردن تعهد که بیگانه مذکور در ایران به کار اشتغال نخواهد ورزید. در صورتی که بیگانه دارای اطفال کمتر از ۱۶ سال باشد و این اطفال همراه مادر خود به ایران آمده باشند مشخصات آنها در فرمهای مخصوص مادر قید گردیده و برای هر کدام ۲ قطعه عکس ضروری است . اگر فرزند آنها بیش از ۱۶ سال داشته باشد برای هر کدام فرم جداگانه تهیه می شود که نامبرده در ایران کار نکند. هنگام معرفی بیگانه باید خود وی حضور داشته باشد افسر مربوطه بعد از اینکه مدارک و اوراق را بررسی کرد تاریخ معرفی را در پاسپورت منعکس کند مهر و امضا نماید.تمام تشریفات فوق باید ظرف مدت ۸ روز از تاریخ ورود تبعه بیگانه انجام شود. در غیر این صورت باید جریمه مقرر در ماده ۸ قانون ورود و اقامت اتباع بیگانه را بپردازد.

اجازه اقامت دایم:

اجازه اقامت دایم از طرف نیروی انتظامی مرکز استان یا شهرستانی که خارجی می خواهد در آن ناحیه اقامتگاه دایمی و قانونی اختیار کند

در صورت احراز هر یک از شرایط زیر پس از موافقت نیروی انتظامی  جمهوری اسلامی ایران صادر خواهد شد:

الف- متقاضی دارای ۵ سال سابقه اقامت قانونی متوالی یا متناوب در ایران بودو به هنگام تقاضا به سن ۱۸ سال تمام رسیده باشد.ب- متقاضی دارای دو سال سابقه اقامت قانونی متوالی یا متناوب در ایران بوده و مقام عالی علمی یا شغل یا تخصص او در امورتولیدی و عمرانی به تایید مقامات صلاحیتدار مملکتی رسیده باشد.ج-  متقاضی دارای دو سال سابقه اقامت قانونی یا متناوب در ایران بوده و خدمات شایسته و ارزنده او به امور عام المنفعه در ایران به تایید مقامات صلاحیتدار مملکتی رسیده باشد.د- متقاضی دارای زن و فرزند ایرانی باشد.

طبق ماده ۱۴ آیین نامه ۱۳۵۲ و تبصره ۱ آن :

مسیولین اماکن عمومی موظفند ظرف ۲۴ ساعت پس از ورود خارجی هویت و تاریخ ورود او را ، در فرمهای مخصوص اعلامیه ورود درج و به نزدیکترین کلانتری یا پاسگاه ژاندارمری ( حوزه انتظامی ) تسلیم نمایند . از لحاظ این آیین نامه اماکن عمومی اطلاق می شود به هتلها ، مسافرتخانه ها، پانسونها و به طور کلی همه اماکنی که به نحوی از انحاء مسافر می پذیرند.

ضمانت اجرای مقررات مربوط به ورود و اقامت اتباع بیگانه :

به موجب ماده ۱۵ اصلاحی قانون ورود و اقامت اتباع خارجه مصوب ۱۳۶۷ اشخاص ذیل به حبس عزیری از یک تا سه سال و یا به جزای نقدی از پانصد هزار ریال  تا سه میلیون ریال محکوم می شوند مگر اینکه جرم آنها مشمول قوانینی گردد که

مجازات سخت تری برای آن معین شده باشد:

هر کس تذکره ( گذرنامه ) یا جواز اقامت یا جواز عبور جعل کند و یا با علم به جعل به مجهول بودن آنها را استعمال کند .به موجب نظریه مشورتی وزارت دادگستری هرگاه تبعه خارجی با گذرنامه مجعول وارد کشور شود ، در صورتی که جرم جعل در خارج از کشور ایران انجام گرفته باشد ، در ایران به عنوان مرتکب جعل قابل تعقیب نیست و فقط به عنوان استعمال گذرنامه مجعول طبق بند ۱ ماده ۱۵ قانون ورود و خروج اتباع خارجه مصوب ۱۳۱۰ قابل تعقیب و مجازات است.

استثنائات نسبت به مقررات ورود و خروج اتباع بیگانه :

بعضی اشخاص به دلیل موقعیت سیاسی و مخصوصی که دارند از رعایت به ورود و خروج اتباع خارجه مستثنی هستند.

طبق ماده ۱۸ قانون ورود و خروج اتباع بیگانه این افراد عبارتند از :

کسانی که دارای مصونیت سیاسی هستند. مامورین کنسولی دولت های خارجه و افراد عائله آنهایی که باهم در یک خانه زندگی می کنند و اعضای رسمی آنها.اعضای هیات های اعزامیه دولت های خارجی که با موافقت دولت ایران وارد ایران می شوند و کسان دیگری که دارای ویزای سیاسی مامور ایران باشند.

مبحث سوم خروج اتباع بیگانه:

در مورد خروج بیگانه به موجب مقررات هر کشور لازم است اجازه ای تحصیل شود که شرایط خاصی ندارد بلکه فقط از نظر اطلاع مقامات کشور است و معمولا به صورت پر کردن برگه هایی ( فرم ) که مخصوص خروج کشور تنظیم می شود، می باشد.طبق ماده ۱۰ قانون :اجازه خروج از ایران به بیگانگان از طرف مامورین شهربانی محل اقامت دایمی یا موقتی آنها خواهد بود. بیگانگانی که به ایران وارد می شوند و مدت توقف آنها از ۹۰ روز تجاوز نکند احتیاجیبه ویزا خروج ندارندو فقط باید فرم مخصوص خروج را پر کنند و به مامور گمرکی مرز خروجی تسلیم نماید.

مدارک لازم جهت اجازه خروج:

تکمیل یک برگ فرم خروج ، نامه شرکت ، ارائه مفاصای مالیاتی ، گذرنامه ، پروانه کار و پروانه اقامت.تبعه بیگانه پس از گرفتن اجازه باید ظرف ۱۵ روز کشور راترک کند.

اسامی وکلای وکیل نوین :

۱ – وکیل محمد باقر بهروش ( قاضی بازنشسته )

۲ –  دکتر حمید رضا گوهریان ( عضو هیئت علمی دانشگاه استاد و مدیر گروه دانشکده حقوق )

۳- دکتر علی موسوی (وکیل پایه یک دادگستری)

۴-  وکیل کبری داودی ( کارشناس ارشد)

وکیل توهین در تهران ۰۹۱۲۹۱۷۰۴۶۸

مجازات توهین یا فحاشی چیست ؟

هرکس به بانوان و اطفال در معابر عمومی توهین یا فحاشی کندطبق قانون مجازات اسلامی  از دو تا شش ماه حبس و شلاق تا هفتاد و

چهار ضربه محکوم خواهد شد .

وکیل توهین
وکیل توهین

فحاشی از مصادیق توهین است ، به معنی الفاظ رکیک و زشت به شخص یا اشخاصفحاشی نسبت دادن می باشد.

مجازات فحاشی

براساس ماده ۶۰۸ قانون مجازات اسلامی مجازات فحاشی و استفاده از الفاظ رکیک و زشت اگر مستوجب حد قذف نباشد تا ۷۴ ضربه شلاق و پنجاه هزار تا یک میلیون ریال  جزای نقدی محکوم می شود.

فحاشی ناموسی

فحاشی اگر به صورتی باشد که شخص به کسی یا کسانی به طور مشخص که برای قاضی قابل احراز باشد ، توهین کند اگر منظور متهم به طوری که به لفظ توجه داشته باشد نه به معنی کلمه ها تنها به مجازات فحاشی که در ماده ۶۰۸ آمده است ، محکوم می شود.

فحاشی به صورت پیامکی

براساس ماده ۶۴۱ قانون مجازات اسلامی اگر ایجاد مزاحمت از طریق لوازم مخابراتی باشد از یک ماه تا شش ماه مرتکب محکوم می شود.چنانچه مزاحمت توسط پیامک تلفنی انجام شود به مجازات مزاحمت تلفنی محکوم می شود .

قذف

در شرع آمده است که اگر کسی زنا یا لواط را به کسی نسبت دهد و نتواند ثابت کند به ۸۰ ضربه شلاق محکوم می شود که از حدود شرعی به حساب می آید.طبق قانون سال ۱۳۹۲ نوشتن قذف و آن را به صورت الکترونیکی در آوردن ، انتشار آن در ایمیل ، شبکه های اجتماعی و اینترنت جرم تلقی می شود.

افترا

شخص به کسی امری را به وسیله نوشتن یا درج کردن در روزنامه ها ، مجلات و در مجامع سخنرانی کردن نسبت دهد که نتواند ثابت کند افترا گفته می شود. افترا جزء فحاشی هایی است که اگر قذف تلقی نشود یک ماه تا یک سال حبس دارد یا محکوم به یک تا هفتاد و چهار ضربه شلاق می شود.تهمتگناه یا عمل مجرمانه ای را بدون اینکه بتوان ثابت کرد به کسی نسبت داد تهمت گفته می شود . تهمت با افترا هم معنی و کاربرد یکسان دارد.

توهین به مقامات رسمی و حقوقی

به وکلای دادگستری ، روسای قوای سه گانه معاونان رئیس جمهور و وزرا ، شهرداری ، اعضای شورای نگهبان ، قضات ، نمایندگان مجلس ، اعضای دیوان محاسبات یا کارمندان دولت در هنگام انجام وظیفه اگر توهین شود به حبس از سه تا شش ماه  یا جزای نقدی پنجاه هزار ریال تا یک میلیون ریال محکوم خواهد شد.

توهین و فحاشی به بانوان و اطفال

اگر به بانوان و اطفال در معابر عمومی توهین یا فحاشی شود طبق قانون مجازات اسلامی از دو تا شش ماه حبس و شلاق تا هفتاد و چهار ضربه محکوم خواهد شد.

هجو ( بدگویی ، سرزنش )

شخص از طریق نوشته یا سرودن اشعار یا خواندن روضه کسی را به وسیله زبان مورد حمله قرار دهد به سرزنش ، بدگویی یا همان هجو اقدام نموده است. هجو یک نوع توهین است هر شخصی با نظم یا نثر ، به صورت شفاهی یا کتبی کسی را سرزنش ( هجو ) کند از یک تا شش ماه محکوم می شود. ( ماده ۷۰۰ قانون مجازات )

وکیل نوین سایت معرفی وکیل تخصصی در کشور

وکیل نوین با بزرگترین گروه وکلا در کشور با تخصصی کردن پرونده ها گام مهمی در جهت موفقیت در دادگاه ها برداشته است ، با تماس و مراجعه هر شهروند ایرانی  به شماره های اعلام شده بلافاصله تشکیل پرونده گردیده و وکیل متخصص در آن حیطه متناسب با نوع پرونده شما معرفی میگردد .در حین روند پرونده به پیگیری های مختلف توسط وکلا و کارشناسان دیگر نظر سنجی هایی صورت میپذیرد که در صورت عدم رضایت شما وکیل معین شده بر روی پرونده تعویض میگردد ، این امر باعث میشود علاوه بر بالا بردن تسریع در روند پرونده وکیل معین شده دارای تجارب بالا و پاسخگویی مناسب به موکل را دارا باشد .

وکیل توهین در مشهد ۰۹۱۵۱۰۲۶۸۹۷

مجازات توهین یا فحاشی چیست ؟

هرکس به بانوان و اطفال در معابر عمومی توهین یا فحاشی کندطبق قانون مجازات اسلامی از دو تا شش ماه حبس و شلاق تا هفتاد و چهار ضربه محکوم خواهد شد .

وکیل توهین
وکیل توهین
 

فحاشی

فحاشی از مصادیق توهین است ، به معنی الفاظ رکیک و زشت به شخص یا اشخاص نسبت دادن می باشد.

مجازات فحاشی

براساس ماده ۶۰۸ قانون مجازات اسلامی مجازات فحاشی و استفاده از الفاظ رکیک و زشت اگر مستوجب حد قذف نباشد تا ۷۴ ضربه شلاق و پنجاه هزار تا یک میلیون ریال جزای نقدی محکوم می شود.

فحاشی ناموسی

فحاشی اگر به صورتی باشد که شخص به کسی یا کسانی به طور مشخص که برای قاضی قابل احراز باشد ، توهین کند اگر منظور متهم به طوری که به لفظ توجه داشته باشد نه به معنی کلمه ها تنها به مجازات فحاشی که در ماده ۶۰۸ آمده است ، محکوم می شود.

فحاشی به صورت پیامکی

براساس ماده ۶۴۱ قانون مجازات اسلامی اگر ایجاد مزاحمت از طریق لوازم مخابراتی باشد از یک ماه تا شش ماه مرتکب محکوم می شود.چنانچه مزاحمت توسط پیامک تلفنی انجام شود به مجازات مزاحمت تلفنی محکوم می شود .

قذف

در شرع آمده است که اگر کسی زنا یا لواط را به کسی نسبت دهد و نتواند ثابت کند به ۸۰ ضربه شلاق محکوم می شود که از حدود شرعی به حساب می آید. طبق قانون سال ۱۳۹۲ نوشتن قذف و آن را به صورت الکترونیکی در آوردن ، انتشار آن در ایمیل ، شبکه های اجتماعی و اینترنت جرم تلقی می شود.

افترا

شخص به کسی امری را به وسیله نوشتن یا درج کردن در روزنامه ها ، مجلات و در مجامع سخنرانی کردن نسبت دهد که نتواند ثابت کند افترا گفته می شود.افترا جزء فحاشی هایی است که اگر قذف تلقی نشود یک ماه تا یک سال حبس دارد یا محکوم به یک تا هفتاد و چهار ضربه شلاق می شود.

تهمت

گناه یا عمل مجرمانه ای را بدون اینکه بتوان ثابت کرد به کسی نسبت داد تهمت گفته می شود . تهمت با افترا هم معنی و کاربرد یکسان دارد.

توهین به مقامات رسمی و حقوقی

به وکلای دادگستری ، روسای قوای سه گانه معاونان رئیس جمهور و وزرا ، شهرداری ، اعضای شورای نگهبان ، قضات ، نمایندگان مجلس ، اعضای دیوان محاسبات یا کارمندان دولت در هنگام انجام وظیفه اگر توهین شود به حبس از سه تا شش ماه  یا جزای نقدی پنجاه هزار ریال تا یک میلیون ریال محکوم خواهد شد.

توهین و فحاشی به بانوان و اطفال

اگر به بانوان و اطفال در معابر عمومی توهین یا فحاشی شود طبق قانون مجازات اسلامی از دو تا شش ماه حبس و شلاق تا هفتاد و چهار ضربه محکوم خواهد شد.

هجو ( بدگویی ، سرزنش )

شخص از طریق نوشته یا سرودن اشعار یا خواندن روضه کسی را به وسیله زبان مورد حمله قرار دهد به سرزنش ، بدگویی یا همان هجو اقدام نموده است. هجو یک نوع توهین است هر شخصی با نظم یا نثر ، به صورت شفاهی یا کتبی کسی را سرزنش ( هجو ) کند از یک تا شش ماه محکوم می شود. ( ماده ۷۰۰ قانون مجازات )مجازات فحاشی چیست ؟آیا فحاشی ناموسی مجات دارد؟ چه مقدار؟فحاشی پیامکی چقدر مجازات دارد؟قذف چیست و مجازات آن چقدر است ؟افترا و مجازات آن چقدر است ؟تهمت چیست ؟مجازات توهین به مقامات رسمی و حقوقی چه مجازاتی دارد ؟فحاشی نسبت به بانوان یا اطفال چه عواقبی دارد ؟هجو چیست؟مجازات هجو چقدر است ؟ 

وکیل نوین سایت معرفی وکیل تخصصی در کشور

وکیل نوین با گروه وکلای خود در کشور با تخصصی کردن پرونده ها گام مهمی در جهت موفقیت در دادگاه ها برداشته است ، با تماس و مراجعه هر شهروند ایرانی  به شماره های اعلام شده بلافاصله تشکیل پرونده گردیده و وکیل متخصص در آن حیطه متناسب با نوع پرونده شما معرفی میگردد .در حین روند پرونده به پیگیری های مختلف توسط وکلا و کارشناسان دیگر نظر سنجی هایی صورت میپذیرد که در صورت عدم رضایت شما وکیل معین شده بر روی پرونده تعویض میگردد ، این امر باعث میشود علاوه بر بالا بردن تسریع در روند پرونده وکیل معین شده دارای تجارب بالا و پاسخگویی مناسب به موکل را دارا باشد .