وکیل طلاق در قم|مشاوره تلفنی ۰۹۱۲۹۱۷۰۴۶۸

 طلاق ایقاعی است تشریفاتی که عموما برای پایان دادن به درگیری ها و تنش های  موجود بین زوجین این راهکار انتخاب می گردد.به عبارت دیگر، چنانچه زن و شوهر  به علتی نتوانندبه هیچ وجه به سازش و تفاهم برسند پدیده طلاق راه حل رایج و قانونی عدم سازش آنهاست .در چنین شرایطی آشنایی با قوانین و مقررات مربوط به این موضوع و آگاهی از حقوق و  تکالیف خود و طرف  مقابل باعث می شود که طرف دعوا در تصمیم گیری ها و اقدامات خود بهترین راهکار را برای جدایی با لحاظ حقوق خود انتخاب کند.

انواع طلاق

طلاق در لغت به معنای رهایی و ترک کردن وآزاد کردن است. در واقع وقتی مردی همسرش را طلاق می دهد  اورا ترک نموده و رها می سازد و در اصطلاح عبارتست از پایان دادن به زناشویی به وسیله زن و شوهر و در  حقوق عبارست است ازانحلال عقد نکاح با رعایت تشریفات ویژه. طلاق حقی نیست که تنها به مرد داده شده بلکه طلاق آخرین راه چاره ای است که برای پایان دادن به زندگی ی که امکان ادامه آن وجود نداشته باشد.بر اساس قوانین و موازین کشور ما وقوع طلاق از سه راه امکان پذیر است:۱ـ طلاق به درخواست مرد( زوج)۲ـ طلاق به درخواست زن (زوجه)۳ـ طلاق به درخواست زوجین( زن و مرد باهم ) 

طلاق به درخواست زوج

بر اساس ماده۱۱۳۳ قانون مدنی مرد میتواند با رعایت شرایط مقرر در این قانون با مراجعه به دادگاه تقاضای طلاق همسرش را بنماید هر چند قبل از این اصلاح هر گاه زوج مایل بودبه دفاتر ثبت طلاق مراجعه مینمود و با آوردن دو شاهد مرد و پرداخت کلیه حق و حقوق مالی زوجه و جاری شدن صیغه طلاق همسر خود را طلاق می داد. ولی به علت اینکه بسیاری از اینگونه طلاق ها در شرایط عصبانیت زوج ایجاد می شد و پس از مدتی با پشیمانی وی موجب رجوع زوج به زوجه می شد قانونگذار تصمیم گرفت که با تصویب اینماده در قانون مدنی مرد را ملزم نماید که از طریق دادگاه اقدام به درخواست طلاق همسرش نماید، زیرا با توجه به اینکه پرونده در نوبت قرار میگیرد و تشریفات اداری و داوردی و آوردن شهود وطی این مدت چنانچه زوج در شرایط احساسی تصمیم به طلاق گرفته باشد در این مدت بسیاری از مردان از طلاق پشیمان می شوند . در این مورد هنگام جاری شدن صیغه طاق مرد حتما باید حقوق مالی زن خود را پرداخت نماید. در قانون ایران مرد هر زمان که  بخواهدبدون هیچ دلیل خاصی می تواند دادخواست طلاق به دادگاه بدهد این قاعده مبتنی بر فقه بوده که حق طلاق را به مرد داده است. ولی این محدودیت برای مرد وجود دارد که اگر بخواهد زن خود را طلاق بدهد حتما باید به دادگاه مراجعه نماید.دادگاه گواهی عدم امکان سازش صادر خواهد نمود و ثبت طلاق فقط با این گواهی ممکن است.

طلاق به درخواست زوجه

طبق قانون مدنی زن به سه طریق می تواند طلاق بگیرد:

۱ـ جلب موافقت شوهر با دادن مقداری مال به او( طلاق خلع):

هرگاه زنی به هر دلیلی از شوهرش ناراضی باشد و از او کراهت داشته باشد با توجه به اینکه اختیار طلاق با مرد است با دادن مالی به شوهرش که می تواند این مال قسمتی یا تمام مهریه اش باشد نظر و موافقت او را برای طلاق جلب کند. قانون مدنی از این نوع طلاق به عنوان طلاق خلع نام می برد و برای مرد در این نوع طلاق حق رجوع وجود ندارد. این نوع طلاق شایع ترین نوع طلاق است زیرا اکثر زن ها برای اینکه بتوانند شوهر خود را به طلاق راضی کنند ما یا قسمتی از مهریه خود را می بخشند.

۲ـ مراجعه به دادگاه و درخواست طلاق:

در این نوع طلاق زن باید جهات قانونی خود را که قانون مشخص کرده است در دادگاه ثابت کند که عبارتند از: عسر و حرج زن ـ ترک زندگی خانوادگی از طرف زوج حداقل به مدت شش ماه متوالی یا نه ماه متناوب در مدت یکسال بدون عذر موجه ـ اعتیاد مرد به یکی از انواع مواد مخدر و یا ابتلاء وی به مشروبات الکلی که به اساس زندگی مشترک صدمه بزندـ محکومیت قطعی مرد به حبس ۵ سال یا بیشتر ـ ضرب و شتم یا هرگونه وء رفتار دائمی زوج که قابل تحمل نباشد ـ ابتلای زوج به بیماری لاعلاج روانی یا هر نوع عارضه ی صعب العلاج دیگر که زندگی مشتک را مختل کند ـ غیبت شوهر بیشتر از چهار سال ـ توسل به شروط ضمن عقد نکاح و گرفتن وکالت برای طلاق از زوج .

۳ـ امتناع شوهر از دادن نفقه یا عجز از پرداخت:

در صورتی که زن بتواند عدم پرداخت نفقه را در دادگاه ثابت دادگاه شوهر را به طلاقاجبار خواهد نمود و اگر شوهر حکم دادگاه را اجرا نکند و زن طلاق ندهد قاضی یانماینده ی او به جای شوهر اقدام به طلاق و امضای سند خواهد کرد. اثبات عدم پرداخت نفقه یا عجز از آن ، یکی از بحث برانگیز ترین مسائل قضایی دادگاه خانواده است .

معرفی انواع طلاق

طلاق رجعی : طلاقی است که برای شوهر در مدت عده حق رجوع است این حق جزء اختیارات شوهر است و برای زن چنین حقی در نظر گرفته نشده است.حق رجوع را با هیچ قراردادی نمی توان از بین برد و شوهر نیز نمی تواند این حق را از خود ساقط نماید. رجوع مرد به زن تابع شرایط خاصی نمی باشد. در طلاق رجعی تا زمانی که عده ی زن سپری نشده باشد رابطه ازدواج قطع نمی شود و در این دورانـ نفقه زن به عهده شوهر است و شوهر می تواند به آسانی به زن رجوع کند.ـ در صورتی که در دوران عده یکی از زن و شوهر فوت کند طرف دیگر از او ارث می برد.ـ در دوران عده ، زن حق ازدواج نداشته و هیچ مردی حق ندارد با وی ازدواج کند.ـ در دوران عده، زن حق ازدواج نداشته و هیچ مردی حق ندارد با وی ازدواج کند.ـ در دوران عده ، مرد نمی تواند با خواهر زن خود ازدواج کند.ـ ازدواج مرد قبل از به پایان رسیدن عده ، احتیاج به اجازه دادگاه دارد.

طلاق بائن

این طلاق در بین مردم به طلاق خلع معروف است ، در این طلاق در زمان عده برای شوهر حق رجوع نیست ،یعنی برعکس طلاق رجعی در این طلاق مرد نمی تواند بدون جاری شدن عقدی جدید به او رجوع کند و در برخی از انواع آن اگر مرد  بخواهد به زن خود رجوع کند لازم است مجدد ازدواج کنند .طلاق زن یائسه و طلاق قبل از رابطه زناشویی جزو طلاق بائن هستند.

طلاق خلع

طلاق زنی که دیگر به شوهرش علاقه ندارد و از او بیزار است و قصد طلاق دارد و شوهرش مایل به طلاق دادن او نیست، در این حالت زوجه مهریه یا مال دیگری را به شوهرش میبخشد تا طلاقش را بگیرد.

طلاق مبارات

اگر کراهت و بیزاری از دو طرف یعنی زن و شوهر باشد به این نوع طلاق مبارات گفته می شود که در اینجا مالی که زن به  مرد می دهد نباید بیشتر از مهریه باشد.

سه طلاق

سومین طلاقی که بعد از سه ازدواج پی درپی دو نفر( فقط یک زن مشخص با یک مرد مشخص) به وجود می آید را سه طلاق می گویند که در این مورد هم برای شوهر حق رجوع نیست و زن برای مرد حرام می شود.منابعقانون مدنیکتاب شیوه های عملی طرح و دفاع از دعاوی خانواده از گروه پژوهشی چراغ دانش

جرم تجاوزبه عنف|اثبات تجاوز|مجازات تجاوز به عنف

 

معنای تجاوز به عنف

تجاوز به عنف از جرایم کیفری می باشدو در تمام نقاط جهان مجازات بسیار شدیدی دارد و جنایت محسوب میشودو در قانون جمهوری اسلامی ایران در ماده ۸۲ قانون مجازات اسلامی مجازات تجاوز به عنف اعدام است.عنف در لغت به معنای زور و اجبار و خشونت و است . تجاوز به عنف در اصطلاح به معنای برقرار کردن رابطه جنسی با استفاده از زور و اجبار است به صورتی که زن رضایت نداشته باشد.

تفاوت تجاوز جنسی با رابطه جنسی

رابطه جنسی معمولا با رضایت دو طرف انجام مشود ولی در تجاوز زور و اجبار بکار میرود و معمولا زن رضایت ندارد. اثبات کردن تجاوز به عهده شخصی است مورد تجاوز قرار گرفته است و این مسئله مشکلات بسیاری را در روند رسیدگی به پرونده ها اینجاد نموده است .باید توجه داشت که تجاوز به عنف فقط در زمانی رسمیت دارد که بین زن و مردنامحرم باشد نه بین زن و  شوهر به بیان ساده تجاوز به عنف نوعی از زنا است که با نارضایتی قربانی انجام شود.نکته: توسل به خشونت جنسی در روابط میان زن و شوهر تجاوز به عنف محسوب نمی‌گردد.

ریشه های تجاوز به عنف

تجاوز جنسی نوعی انحراف جنسی است که چون فرد نمی‌تواند از روش عادی و با ایجاد رابطه ی مشروع و قانونی نیازهای خود را برطرف کند، با توسل به زور و خلاف میل طرف مقابل به دیگری دست درازی می‌کند.تجاوز جنسی حاصل یک اختلال شخصیت و ناشی از دوران کودکی و نوجوانی فرد بوده و در واقع به نوعی در دوران رشد روانی وی در او بوجود آمده است که در دوران جوانی و میانسالی خودنمایی می‌کند جرایم جنسی معمولا

رابطه نزدیکی با شرایط سنی ، فرهنگی و اقتصادی شخص مرتکب ارتباط دارد :

این نوع جرایم در اکثر کشورهای جهان وجود دارد . تجاوزات جنسی مخصوصا تجاوز به عنف از جمله جرایمی هستند که از گذشته های دور یعنی زمانی که بشر زندگی جمعی خود را آغاز کرد تا به امروز وجود داشته است . هم‌اکنون نیز در کشورها و جوامع مختلف با انگیزه‌های متفاوت در حال انجام است 

کودک آزاری :

تجاوز جنسی به صورتهای مختلف به شکل کودک‌آزاری از نوع آزار جنسی، زنای با محارم، سادیسم جنسی انجام می‌شود و در دو حالت خود‌آزاری و دیگرآزاری خودنمایی می‌کند. افرادی که دست به تجاوز جنسی می‌زنند تنها افرادی نیستند که نمی‌توانند رابطه جنسی با جنس مخالف یا حتی با جنس موافق برقرار کنند بلکه حتی در  میان افرادی که دارای همسر و فرزند هستند این نوع جرایم دیده می‌شود.  می‌توان گفت تجاوز جنسی محصول یک اختلال شخصیت و ناشی از دوران کودکی و نوجوانی فرد بوده و در واقع به نوعی در دوران رشد روانی او ایجاد شده است .تعرضات جنسی توسط افرادی انجام می‌شود که از لحاظ شخصیتی و روانی متعادل نیستند یا اینکه خود آن فرد  از قربانیان خشونت جنسی در دوران کودکی توسط افراد فامیل یا غریبه بوده‌اند یا اینکه مورد ضرب و شتم پدر و مادر قرار گرفته‌اند و از جنس مخالف کینه به دل دارند یا به دلیل آموزه‌ها یا آموزش‌های اعتقادی و باورهایی که به صورت غلط به آنها منتقل شده با دید این که جامعه را از این مفاسد پاک کنند، دست به ارتکاب این جرایم می‌زنند. بر اساس ماده ۸۲ قانون مجازات اسلامی،حد زنای به عنف اعدام است. این ماده که دارای چند بند است، می گوید:حد زنا در موارد زیر قتل است و فرقی بین جوان و غیر جوان و محصن و غیرمحصن نیست …. بند د – زنای به عنف و اکراه که موجب قتل زانی اکراه کننده است’

حکم تجاوز به عنف

فقه اسلام و قانون مجازات اسلامی، به صراحت مجازات ارتکاب چنین جرمی را ‘مرگ’ و ‘اعدام’ در نظر گرفته است. بر اساس ماده ۸۲ قانون مجازات اسلامی، حد زنای به عنف اعدام است. این ماده که دارای چند بند است، می گوید:حد زنا در موارد زیر قتل است و فرقی بین جوان و غیر جوان و محصن و غیرمحصن نیست ….  بند د – زنای به عنف و اکراه که موجب قتل زانی اکراه کننده است .  به این ترتیب قانونگذار، مجازات سنگینی برای این جرم تعیین کرده است.اثبات این موضوع نیز بر عهده قربانی است.  بنابراین،اگر چنانچه مرد زنا را انکار کند زن باید آن را اثبات کند و در عین حال باید ثابت کند که نزدیکی بدون رضایت وی رخ داده است.

اثبات جرم تجاوز به عنف

باید متهم در نزد قاضی ۴ بار اقرار کند و اقرارهای وی در نزد پلیس ملاک رای قاضی نیست. همچنین طبق ماده ۱۲۰ قانون مجازات اسلامی یکی از شرایط اثبات زنا، علم قاضی است که از طریق متعارف حاصل می شود،یعنی این که قاضی می تواند با توجه به اقرارهای کسانی که مورد تجاوز قرار گرفته اند و سایر قرائن و شواهد، جرم متهم را زنای به عنف تشخیص داده و حکم صادر کند. در صورتی که متهم در ابتدا نزد قاضی اقرار کند ولی بعد از آن انکار نماید قاضی میتواند با علم خودش حکم صادر کند. یکی از راههایی که میتوان جرم تجاوز را ثابت کرد این است که زنی که مورد تجاوز قرار گرفته ۴شاهد به دادگاه معرفی کند و خواهد بود . چنانچه شاهد وجود نداشته باشد قاضی با علم خود و وجود قرائن تصمیم گیری میکند. برابر حکم شرع و قانون اقرار هر فردی علیه خودش قابل قبول است ، اگر زنی که مورد تجاوز قرار گرفته اعتراف کند برای قاضی بسیار مهم است و جزو شواهد و قرائن موجود محسوب میشود.آیا اقرار زنانی که مورد تجاوز قرار گرفته اند، نمی تواند دلیلی محکم برای صدور حکم از سوی قاضی شود ؟مقصود از تجاوز به عنف چیست و چه نوع رابطه جنسی تجاوز محسوب می‌شود ؟ ریشه های تجاوز به عنف چیست ؟ حکم تجاوز به عنف چیست ؟ چگونه میتوان جرم تجاوز را اثبات کرد ؟

وضعیت حقوقی غایب مفقود الاثر

 

تعریف غایب مفقود الاثر

یکی از موضاعات مهم که امروزه بسیار مورد بحث قرار می گیرد وضعیت حقوقی غایب مفقود الاثر می باشد. در این مقاله سعی شده تا حدود زیادی وضعیت امور مالی غایب مفقود الاثر را مورد بررسی قرار دهیم.غایب مفقود الاثر شخصی است که مدت نسبتا طولانی محل زندگی خود را ترک کرده و هیچ یک از اقوام و آشنایان وی از او خبری نداشته باشند.قانونگذار در تعریف غایب مفقود الاثر اینگونه بیان می دارد که:غایب مفقود الاثر کسی است که از غیبت او مدت به نسبت زیادی گذشته و از او به هیچ وجه خبری نباشد.نکته:در حقوق مدنی به جای واژه غایب مفقود الاثر کلمه غایب را به کار می برند.که در واقع منظور از غایب همان غایب مفقود الاثر است  و به معنای خاص آن بکار رفته نه به معنای لغوی آن.

تفاوت غایب مفقود الاثر با مجهول المکان

مجهول المکان بودن با غیب مفقود الاثر فرق دارد به عنوان مثال فردی به کسی بدهکار است و برای فرار از دادن بدهی اش از محل سکونتش خارج می شود و بدون اینکه محل اقامتش را اطلاع دهد با اقوام و آشنایانش مکاتبه یا مکالمه می کند این  شخص را مجهول المکان می گویند. زیرا محل خود را مشخص نکرده است.

امور مالی غایب مفقود الاثر

هر گاه غایب مفقود الاثر اموالی از خود بجای بگذارد و شخصی را برای اداره اموالش مشخص کرده باشد، این شخص مسئولیت اموال غایب مفقودالاثر را تازمانی که وی برگردد و یا تا زمانی که خبر مرگ او را بیاورند یا دادگاه حکم فوت فرضی وی را صادر کند به عهده دارد. چنانچه شخصی که از طرف غایب مفقود الاثر برای حفاظت از اموالش مشخص شده فوت کند یا به هر دلیل دیگر صلاحیتش از بین برود مسئولیت اموال غایب به امین سپرده می شود.ماده ۱۴۰قانون امور حسبی مقرر میدارد :در صورتی که غایب برای اداره اموال خود کسی را معین کرده باشد و آن فرد فوت کند یا به جهت دیگری صلاحیتش برای اداره  اموال از بین برود امین برای اموال معین میگردد و اموال به تصرف ورثه داده میشود تا حکم موت فرضی فرد صادر شود. هرگاه غایب برای اداره اموالش کسی را معین نکرده باشد و کسی هم قانونا اداره اموال وی را به عهده نداشته باشد دادگاه تکلیف آن را مشخص میکند.

مراحل تعیین شده در مورد امور مالی غایب

قانونگذار چهار مرحله را در رابطه با امور مالی غایب مفقود الاثر پیش بینی کرده است که عبارتند از:۱-حفظ اموال غایب قبل از تعیین امین۲-نصب امین برای اداره اموال غایب۳-دادن اموال به تصرف موقت ورثه۴-حکم موت فرضی غایب و دادن اموال به تصرف قطعی ورثههرگاه غایب مفقودالاثر در خارج از ایران اموال و دارایی داشته باشد،حفظ و نظارت اموال مزبور تا تعیین امین به عهده مامورین  کنسولی خواهد بود  و مامورین کنسولی در این رابطه همان اختیارات و وظایفی خواهند داشت که قانونگذار به دادستان واگذار کرده است.ماده ۱۱۵ امورحسبی مقرر می دارد:وظایف و اختیاراتی که به موجب قانون و نظامات مربوطه در مورد دخالت دادستانها در امور محتاج به تعیین امین مقرر است در خارج ایران به عهده مامورین کنسولی خواهد بود.همچنین در ماده ۱۰۱۲ قانون مدنی چنین آمده است :اگر غایب مفقود الاثر برای اداره اموال خود تکلیفی معین نکرده باشد و کسی هم نباشد که قانونا حق تصدی امور را داشته باشد محکمه برای اداره اموال او یک نفر امین معین میکند و تقاضای تعیین امین فقط از طرف مدعی العموم و اشخاص ذینفع در این امر قبول می شود. اگر دو سال از تاریخ آخرین خبر غایب مفقودالاثر و از وی خبری نشود احتمال زنده بودن غایب کمتر از گذشته است لذا قانونگذار با در نظر گرفتن منافع وارث و با توجه به اینکه وارث را مالک شناخته به وارث حق داده است که از دادگاه تقاضا نماید که اموال غایب را به تصرف موقت آنها بدهد.مطابق ماده ۱۰۱۹  قانونی مدنی مقرر میدارد: حکم موت فرضی غایب و دادن اموال غایب در موردی صادر می شود که از تاریخ آخرین خبری که از حیات او رسیده است مدتی گذشته باشد که عادتا چنین شخصی زنده نمی ماند.

تکالیف ورثه بعد از تصرف اموال غایب مفقود الاثر

بعد از تصرف اموال غایب توسط ورثه، ورثه موظفند اقدامات زیر را انجام دهند:۱-فروش اموال ضایع شدنی۲-فروش اموال منقول غایب۳-پرداخت بدهی و نفقه اشخاص غایب مفقود الاثر۴-نمایندگی امین از طرف دعاوی غایب۵-منع فروش و رهن اموال غیر منقولماده ۱۵۸ امور حسبی در رابطه با ویژگی حکم موت فرضی مقرر میدارد حکم باید مشتمل بر امور زیر باشد :نام و نام خانوادگی درخواست کننده  ـ مشخصات غایب ـ دلایل و مستندات حکم ـ تاریخ صدور حکم موت فرضی و یا رد درخواست  طبق قانون و مقررات مربوط به آیین دادرسی مدنی به دادستان و درخواست کننده ابلاغ میگردد و قابل تجدید نظر است.ماده ۱۵۹ قانون امور حسبی در این مورد اینگونه بیان می دارد:درخواست کننده میتواند از رد درخواست خود و دادستان از حکم موت فرضی پژوهش بخواهد و رای پژوهش قابل فرجام نیست. و در همین مورد در ماده۱۶۰قانون امور حسبی چنین آمده است : بعد از قطعیت حکم موت فرضی تامیناتی که از امین یا ورثه گرفته شده است مرتفع می شود.

انحلال نکاح

یکی دیگر از آثار حکم موت فرضی انحلال نکاح بین غایب و زن اوست و فرق بین زن دائم یا موقت او نیست و زن باید عده وفات نگهدارد. در ماده ۱۱۵۴قانون مدنی آمده است : عده وفات چه در دائم و چه موقت در هر حال چهارماه و ده روز است مگر اینکه زن باردار باشد که در این صورت عده وفات تا زمان وضع حمل است مشروط بر اینکه فاصله بین فوت شوهر و وضع حمل از چهار ماه و ده روز بیشتر باشد وگرنه مدت عده همان چهارماه و ده روز خواهد بود.در ماده۱۶۱ قانون امور حسبی آمده است :در هر موقع که موت حقیقی یا زنده بودن غایب معلوم شود اقداماتی که راجع به موت فرضی او به  عمل آمده بلا اثر خواهد شد مگر اقداماتی که برای حفظ و اداره اموال غایب شده است.غایب مفقود الاثر از نظر قانون چه کسی است؟تفاوت غایب مفقود الاثر با مجهول المکان در چیست؟وضعیت امور مالی غایب مفقود الاثر به چه صورت است؟مراحل تعیین شده در امور غایب مفقود الاثر کدامند؟بعد از تصرف اموال غایب مفقود الاثر ورثه چه تکالیفی دارند؟وضعیت همسر غایب مفقود الاثر چگونه است؟منابعقانون امور حسبیقانون مدنیکتاب وضعیت حقوقی غایب مفقود الاثر از آقای منصور اباذری فومشی

صدور دستور موقت و شرایط آن

صدوردستورموقت 

فرآیند رسیدگی دادگاه ها طولانی است.در این مدت ممکن است برای مدارکی که خواهان جمع آوری  کرده یا برای موضوع دعوا اتفاقاتی بیفتد که از بین برود یا ناقص شود. بنابراین، باید راهکارهایی باشد که مدارک و یا موضوع دعوا حفاظت کند.یکی از این راهکارها دستور موقت است.دستور موقت یا همان دادرسی فوری دستوری است که دادگاه مبنی بر توقیف مال یا انجام عمل یا منع از امری صادر می‌کند.

ویژگی‌ها:

۱- تبعی بودن: دستور موقت تبعی است یعنی در کنار اصل دعوا یا قبل از دعوایی که بعدا اقامهخواهدشد،درخواست می شود.۲- موقتی بودن: دستور موقت با صدور رای نهایی پایان می یابد.۳- فوری بودن: در دستور موقت دادگاه باید فوریت را احراز کند و این فوریت باید هنگام رسیدگی به دعوای دستور موقت وجود داشته باشد یعنی تاخیر در رسیدگی باعث ورود ضرر به خواهان گردد.۴- پرداخت تامین برای خسارت احتمالی: مطابق ماده‌ی ۳۱۹ قانون آیین دادرسی مدنی مصوب ۱۳۷۹، دادگاه مکلف است برای جبران خسارات احتمالی که از دستور موقت حاصل می‌شود، از خواهان تأمین مناسبی بگیرد.۵- لزوم تأیید رئیس حوزه‌ی قضایی: اجرای دستور موقت مستلزم تایید رئیس حوزه‌ی قضایی است.

با بهره گرفتن از تخصص و تجربه یک وکیل متخصص از مجموعه وکلای خبره سامانه تخصصی وکیل نوین ، می توانید از راهکارهای خاص قانونی استفاده کنید.

شرایط:

۱- مهم ترین شرط این است که صدور دستور موقت منوط به احراز فوریت است. (بند ب و ج ماده ۱۰۸  قانون آیین دادرسی مدنی) فوریت، موضوعی است که تشخیص آن به صلاحدید دادگاهی که بهدرخواست رسیدگی می نماید واگذار شده است. این امر در ماده۳۱۵ ق. آ. د. مدنی تصریح گردیدهاست. خسارتی خطیر و غیرقابل جبران که فوریت دارد (فوری یا قریب الوقوع است) وارد خواهدشد.اگر دادگاه تشخیص دهد که احتمال ورود خسارت قبل از حکم در اصل دعوا وجود ندارد یاضعیف می باشد، دستور موقت صادر نمی نماید. وظیفه متقاضی دستور موقت ارائه دلایل و برامینی استکه سبب فوریت را اثبات می کند اما تشخیص این امرکه سبب اعلام شده توجیه کننده ترتیبات مورددرخواست است با دادگاه می باشد.۲- دستور موقت در صورتی صادر می شود که ذی نفع درخواست نموده باشد (مواد ۳۱۰، ۳۱۹ و ۳۲۳ قانون آیین دادرسی مدنی) بنابراین دادگاه نمی تواند رأساً قرار دستور موقت را صادر کند.

فرآیند رسیدگی:

دادگاه صالح: ۳ دادگاه زیر صلاحیت رسیدگی به دستور موقت را دارند. اگر دعوای دستور موقت به دادگاهی جز موارد زیر داده شود، دادگاه صلاحیت ندارد و درخواست را رد می کند.

این دادگاه ها عبارتند از:

۱- دادگاهی که دعوای اصلی در آن مطرح است.۲- دادگاهی که صلاحیت رسیدگی به دعوای اصلی را دارد.۳- دادگاهی که موضوع دستور موقت در حوزه‌ی آن واقع شده است.

رسیدگی:

طبق مواد ۳۱۱ و ۳۱۸ ق. آ. د. مدنی دستور موقت می تواند ضمن دادخواست راجع به اصل دعوا،پس از اقامه دعوا و یا پیش از تقدیم دادخواست نسبت به اصل دعوا درخواست شود.اگر درخواست دستور موقت قبل از اقامه دعوا باشد بایدبر برگ دادخواستتنظیم شود زیرا لازم است که در دفتر ثبت دادخواست های دفتر کل ثبت و توسط مقام ارجاع کننده ارجاع شود. با توجه به ماده۳۱۸ق. آ. د. مدنی در صورتی که ابتدا دعوای دستور موقت مطرح شده باشد، درخواست کننده باید حداکثر ظرف۲۰ روز از تاریخ صدوردستور به منظور اثبات دعوای خود به دادگاه صالح مراجعه و دادخواست خود را تقدیم کند. اگر ظرف ۲۰ روز اصل دعوا مطرح نشود،ضمانت اجرا رفع اثر شدن از دستور موقت است . البته به شرطی که طرف مقابل درخواست کند.درخواست دستور موقت اگر ضمن اقامه دعوا باشد در دادخواست مطرح می شود و بنابراین نیازی به برگ جداگانه نیست اما اگر پس از اقامه دعوا باشد ممکن است کتبی یا شفاهی باشد. درخواست شفاهی درصورتمجلس قید و به امضایدرخواست کننده می رسد (ماده ۳۱۳ ق. آ. د. مدنی).

۱- دستور موقت چیست؟

۲- در چه مواردی دستور موقت صادر می شود؟

۳- شرایط صدور دستور موقت چیست؟

۴- فرآیند رسیدگی به دعوای دستور موقت چیست؟

۵- ویژگی های دستور موقت چیست؟