ازدواج مجدد مرد بدون اجازه همسر اول

ازدواج مجدد مرد

در اسلام مرد می‌تواند چندین زن اختیار کند تا پیش از آمدن اسلام، محدودیتی برای چند همسری وجود نداشت و مردان تا هرچقدر می‌خواستند و می‌توانستند، امکان ازدواج مجدد داشتند اما :با آمدن اسلام، ازدواج مردان تنها به چهارمورد محدود شد؛ ضمن اینکه جمع ازدواج با دو خواهر به صورت هم زمان نیز ممنوع شد.برای اختیار ۴ زن نیز باید مرد بین آن‌ها عدالت را رعایت کند.

دلایل مجاز برای ازدواج مجدد مرد

ازدواج مجدد مرد در قانون: در سال ۵۳ و با تصویب ماده ۱۶ قانون حمایت از خانواده، قانون‌گذار اصل را بر ممنوعیت ازدواج مجدد مرد قرار داده و مقرر کرده است:

مرد نمی‌تواند با داشتن زن، همسر دوم اختیار کند مگر در موارد زیر:

  •  رضایت همسر اول.
  • عدم قدرت همسر اول به ایفای وظایف زناشویی.
  • عدم تمکین زن از شوهر.
  •  ابتلاء زن به جنون یا امراض صعب‌العلاج.
  • محکومیت زن به حبس بیش از شش ماه.
  •  ابتلاء زن به هر گونه اعتیاد مضر.
  • ترک زندگی خانوادگی از طرف زن.
  •  عقیم بودن زن.
  •  غایب مفقودالاثر شدن زن.

بنابراین، مرد در هر زمانی که بخواهد نمی‌تواند ازدواج مجدد کند بلکه تنها زمانی می‌تواند که اجازه‌ی همسر اولش را بگیرد و اگر اجازه نداد با اثبات موارد فوق، باید از دادگاه مجوز ازدواج مجدد بگیرد. در غیر این صورت، حق طلاق برای زن ایجاد می‌شود. اگر مردی با اجازه دادگاه و به دلیل نشوز زن و عمل نکردن به وظایف زناشویی همسر اول، اجازه ازدواج مجدد اخذ کرده باشد، زن اول نمی‌تواند به استناد بند ۱۲ شروط عقدنامه تقاضای طلاق کند.

چه زمانی زوجه می‌تواند برای طلاق یک‌طرفه به دادگاه مراجعه کند؟

ادامه مطلب…

نحوه‌ی اثبات دلایل ازدواج مجدد مرد:

مرد از طرق مختلفی می‌تواند موارد فوق را اثبات کند. برای مثال عقیم بودن یا بیماری زن را می‌تواند از طریق گواهی پزشک اثبات کند، ترک زندگی و عدم تمکین را از طریق شهادت شهود و …، محکومیت زن را از طریق حکم دادگاه و … .قانون حمایت خانواده ضمن شرط قرار دادن رضایت همسر نخست، به زن اول این حق را داده است که خواه زناشویی مجدد شوهرش با اذن دادگاه و رضایت او باشد و خواه بدون اذن دادگاه و رضایت او در هر حال بتواند از دادگاه تقاضای طلاق کند.

بهره بردن از تجربیات و تخصص وکلا و مشاوران حقوقی سامانه تخصصی

وکیل نوین که به تمام قوانین و مقررات تسلط دارند، همیشه برای خانواده‌ها

مفید واقع شده است.

درخواست وکیل…

ازدواج مجدد مرد درازدواج موقت:

سوالی مطرح شده است که آیا زوجه در صورت ازدواج مجدد همسرش حق فسخ نکاح را دارد یا خیر ؟

نظریه مشورتی اداره حقوقی قوه قضائیه به شماره ۳۹۰۲/۷ مورخ ۹مرداد۱۳۸۱ این‌گونه اعلام نظر نموده است:

«چنانچه زوجه به موجب شروط مندرج در قبال ازدواج حق درخواست طلاق را در صورت انتخاب همسر دوم از ناحیه زوج داشته باشد فرقی بین عقد منقطع و دائم نیست. شوهر اگر با عقد منقطع هم ازدواج مجدد نماید، شرط وکالت محقق شده است و زوجه می‌تواند از حق مزبور استفاده نماید .حتی ازدواج با اذن دادگاه نیز موجب تحقق شرط وکالت است

ماده ۱۱۱۹ قانون مدنی.

 ازدواج موقت یا همان متعه

راه‌حلی است که اسلام در کنار ازدواج دائم برای زنان و مردان قرار داده است تا هم نیازهای جنسی‌شان را برآورده کنند و هم به بخشی از نیازهای روحی و روانی، با توجه به شرایطی که دارند، پاسخ دهند؛ در واقع ازدواج موقت راه‌حل شرعی برای پیشگیری از گناه است. اما مرد و زنی که با یکدیگر به صورت موقت ازدواج می‌کنند، دارای حقوق و تکالیفی هستند.عقد نکاح همین که به طور صحیح و با رعایت شرایط قانونی واقع شد، از نظر شرعی زن و شوهر بر یکدیگر حلال و محرم شمرده شده و از نظر حقوقی نیز رابطه زوجیت بین آنها برقرار است. با ایجاد رابطه زوجیت که ممکن است در نتیجه نکاح دائم یا موقت، ایجاد شده باشد، زن و مرد دارای الزاماتی هستند که در طول عقد و حتی پس از آن باید به آن پایبند باشند. اما این حقوق چیست؟

ادامه مطلب…

فرآیند رسیدگی به درخواست ازدواج مجدد:

مردی که می‌خواهد مجدد ازدواج کند باید برای تجدید فراش، دادخواستی به طرفیت همسر اول خود تنظیم و در آن خطاب به دادگاه دلایل و علل تقاضای خود را بیان کند .دادگاه نیز با تعیین وقت رسیدگی، یک نسخه از دادخواست ازدواج مجدد را برای همسر اول ارسال می‌کند تا به آن پاسخ دهد یا برای جلسه دادگاه خود را آماده کند، پس از آن دادگاه با انجام اقدامات ضروری و تحقیق از زن اول و پس از احراز توانایی مالی مرد و اجرای عدالت بین همسران، به شوهر اجازه ازدواج مجدد می‌دهد و چنانچه مرد شرایط و اوضاع مالی مساعدی نداشته باشد و زن نیز حاضر به تمکین و ایفای وظایف زناشویی باشد با درخواست او مخالفت خواهد کرد.بر اساس ماده ۵۶ قانون حمایت از خانواده، سردفتران ازدواج حق ندارند بدون اجازه دادگاه اقدام به ثبت ازدواج مجدد مرد کنند و بر این اساس

«هر سردفتر رسمی که بدون اخذ گواهی، بدون اخذ اجازه نامه یا حکم صادرشده درمورد تجویز ازدواج مجدد یا برخلاف مقررات به ثبت ازدواج اقدام کند، به محرومیت و مجازات اسلامی از اشتغال به سر دفتری محکوم می‌شود.» البته مطابق با ماده ۴۹ قانون حمایت از خانواده، ثبت واقعه ازدواج الزامی است و چنانچه مردی بدون ثبت در دفاتر رسمی مبادرت به ازدواج دائم کند، به جزای نقدی بین ۸۰ تا ۱۸۰ میلیون ریال یا حبس بین ۹۱ روز تا شش ماه محکوم خواهد شد اما در مورد ازدواج موقت چنین حساسیتی وجود ندارد.

دعوای ازدواج مجدد مرد بدون مجوز:

دعوای ازدواج مجدد مرد زمانی است که مرد نه اجازه همسر اول و نه مجوز دادگاه را دارد. بنابراین، زن اول برای اینکه بتواند طلاق بگیرد، دعوایی را مطرح می کند .البته اثبات این دعوا به آسانی اتفاق نمی‌افتد چون برای ازدواج موقت، مرد زن‌دار نیازی به اجازه دادگاه ندارد زیرا قانون حمایت خانواده ناظر به ازدواج دائم است و دلیل این امر نیز توانایی مالی مرد در خصوص پرداخت نفقه زوجه است در صورتی که در ازدواج موقت نفقه‌ای بر عهده مرد نیست. چنانچه مردی زن خود را طلاق دهد و طلاق از نوع رجعی، خلع و مبارات باشد که زوج و زوجه در ایام عده حق رجوع دارند و زوجه در این ایام هنوز همسر شرعی زوج محسوب می‌شود، مرد برای ازدواج مجدد نیاز به کسب اجازه از سوی دادگاه دارد اما در صورتی که طلاق از نوع بائن است و حق رجوع وجود ندارد احتیاجی به کسب اجازه دادگاه نیست. چنانچه مردی با اجازه از دادگاه زن دیگری بگیرد ولی ازدواج دوم به دلیل مرگ یا جدایی همسر پایان یابد و مرد بخواهد دوباره ازدواج کند مجدداً باید از دادگاه اجازه بگیرد. مرد برای ازدواج مجدد باید از دادگاه مجوز دریافت کند و مواردی از بی کفایتی زن را اثبات کند. چنانچه مرد بدون اجازه زن اول و یا بدون مجوز از دادگاه ازدواج مجدد کند، حق طلاق یک طرفه برای زن ایجاد می‌شود. درواقع، اگر مرد ازدواج مجدد دائم یا منقطع نماید زن حق درخواست طلاق پیدا می‌کند.

روند رسیدگی به دعوای ازدواج مجدد مرد:

زنی که می‌خواهد ازدواج مجدد شوهرش را اثبات کند تا بتواند طلاق بگیرد، باید دادخواستی به طرفیت همسر خود تنظیم و در آن خطاب به دادگاه دلایل و مستندات تقاضای خود را بیان کند. دادگاه نیز با تعیین وقت رسیدگی، یک نسخه از دادخواست را برای همسر ارسال می‌کند تا به آن پاسخ دهد یا برای جلسه دادگاه خود را آماده کند.  پس از آن دادگاه با انجام اقدامات ضروری و تحقیق و احراز شرایط به زن مجوز طلاق می‌دهد. دادگاه دلایل و مستندات زوجه را بررسی می‌کند و دفاعیات زوج را می‌شنود.چنانچه ازدواج مجدد مرد به علت موارد ذکرشده در ماده ۱۶ قانون حمایت خانواده نباشد، مجوز طلاق برای زن صادر می‌شود.

نحوه اثبات ازدواج مجدد مرد:

از آنجایی که از یک طرف، مرد بدون اجازه همسر یا دادگاه نمی‌تواند مجددا ازدواج دائم بکند و دفترداران نیز حق ثبت چنین ازدواجی را  ندارند و از طرف دیگر، ازدواج موقت نیز نیاز به ثبت کردن ندارد، اثبات ازدواج مجدد مرد سخت می‌باشد. زن در این زمینه می‌تواند به برگه‌ای که در آن ازدواج نوشته شده است:

  1.  صیغه‌نامه هرچند دستی باشد و ثبت محضری نشده باشد
  2. شهادت شهود
  3. گزارش پلیس زمانی که شوهر با زن دوم در منزل است و پلیس آن‌ها را دستگیر می‌کند
  4.  اقرار خود مرد و … استفاده کند.

ضمانت اجرا و مجازات ازدواج مجدد مرد:

اگر زنی بتواند ازدواج مجدد شوهرش را ثابت کند -چه دائم و چه موقت- حق طلاق برایش ایجاد می‌شود و می‌تواند با گرفتن تمام حقوقش اعم از نفقه، مهریه، حق ملاقات فرزند و … یک‌طرفه و با حکم دادگاه از شوهرش جدا شود. همچنین، اگر ازدواج مرد دائم باشد، چون ثبت نشده، مجازات کیفری جزای نقدی بین ۸۰ تا ۱۸۰ میلیون ریال یا حبس بین ۹۱ روز تا شش ماه نیز دارد(ماده ۴۹ قانون حمایت خانواده).

ثبت نکاح دائم در صورت عدم رضایت همسر

 

ثبت نکاح

ازدواج از مهمترین عقدهایی است که در زندگی خصوصی هرفردی رخ می دهد.

با ازدواج، آثار و وظایف و حقوقی برای زن و شوهر ایجاد می شد.

برخی از این وظایف برای پیشبرد و تضمین زندگی زن و شوهر است که طرفی نباید در راستای زندگی بهتر با یکدیگر همکاری و کنار همدیگر تلاش کنند. اگر عقد ازدواج به صورت صحیح واردشود، تبعات زیادی دارد.

این تبعات می تواند تبعات مالی، عاطفی، جنسی و…باشد.

برخی دیگر از وظایف زن و شوهر جنبه ی عمومی دارند یعنی آن ها باید بتوانند در جامعه اعلام زن و شوهری کنند و سایرین بتوانند از رابطه زوجیت آنان آگاه شوند.

چرا که چنانچه نتوان ازدواج آنها را ثابت کرد،حقوقی که هر زن و شوهری به محض عقد ازدواج به دست می آورند، برایشان قابل تصور نیست.

برای مثال وقتی زنی ادعا می کند که مردی که فوت کرده شوهر اوست، باید بتواند عقد نکاح دائم را اثبات کند تا از  شوهر متوفی خود ارث ببرد والا ارث نخواهد برد.

یا زن و مردی که با یکدیگر رابطه جنسی دارند، باید بتوانند رابطه زوجیت خود را اثبات نمایند، در غیر این صورت ممکن است متهم به رابطه نامشروع و زنا شوند.

اهمیت ثبت نکاح دائم :

ثبت ازدواج از اهمیت زیادی برخوردار است چون با ثبت آن زن و شوهر عملا پیوند خود را به دیگران اعلام می کنند و از این حیث در جامعه با حقوق و تکالیفی مواجه خواهند شد.

البته لازم به ذکر است که اگر عقد نکاح دائم بین زن و شوهر اتفاق بیفتد با شرایط صحیح آن اما ثبت نشود، عقد واقع شده صحیح است و چون ثبت نشده نمی توان آن را باطل نمود اما حمایتی که قاون گذار از سایر زوج ها می کند، از زوجی که واقعه ی ازدواجشان ثبت نشده، نمی کند. 

حمایت های قانونی قانون گذار در قانون مدنی که برای زن و شوهر اعلام کرده، برای زوجینی است که فرآیند قانونی ازدواج آنها طی شده است یعنی فرض قانون گذار این است که عقد ازدواج به صورت صحیح واقع و ثبت شده، پس زن و شوهر از فلان حق و فلان تکلیف برخوردارند.

همان طور که وقتی فردی متولد می شود، با دریافت شناسنامه و ثبت مشخصات شخصی او برایش حق و حقوقاتی در نظر گرفتهمی شود و چنانچه مشخصاتش ثبت نشده باشد، گویی موجودیت حقوقی در جامعه ندارد؛ زن و شوهری که ازدواج آنها ثبت نشده، اثبات حقوق و تکالیف قانونی آنها سخت تر خواهد شد ضمن اینکه مجازات نیز می شوند.

ثبت نکاح دائم :

وقتی دختر و پسر ازدواج می کنند، صیغه نکاح برای آن ها خوانده می شود.

این صیغه ی نکاح اگر با شرایط درست خوانده شود، موجب محرمیت دختر و پسر شده و عملا ازدواج صورت می گیرد.

اما ثبت ازدواج بحثی عمومی است که مربوط به جامعه می شود.

در دوران گذشته، حاکمان شرع یا روحانیون با خواندن صیغه عقد ازدواج را مقرر می ساختند و ازدواج واقع می شد چون دیگر شناسنامه ای وجود نداشت که اطلاعات زن و شوهر در آن درج شود، فقط همان تکه برگه ای بود که به امضای برخی شهود رسیده بود.

اما به خاطر مشکلاتی که این روش در جامعه پدید می آورد و حقوق خیلی از افراد علی الخصوص فرزندانی که متولد می شدند  به خطر می افتاد، قانون کار به فکر شناسنامه و ثبت وقایع مهمی چون تولد، وفات، ازدواج، طلاق،  فرزند آوری و … افتاد.

بدین ترتیب پس از خواندن صیغه ی نکاح توسط روحانیون شرعی، باید ازدواج را ثبت می کردند.

اما باز هم چون برخی ثبت ازدواج را پشت گوش انداخته با این بهانه که ازدواج واقع شده و نیازی به ثبت نیست، امروزه دفاتر ازدواج معمولا اتاق عقدی دارند که در آنجا دفتردار همانجا که صیغه ی عقد را خودش می خواند، اقدام به ثبت آن نیز می کند.

 

 دفاتر رسمی در ثبت ازدواج :

منظور از دفاتر رسمی دفاتر ازدواج و طلاقی است که برابر مقررات قانونی تشکیل شده باشد.

اما همچنان عقد شرعی معروف به عقد بالاسرحضرت (در شهرهای مذهبی چون مشهد، قم و …) نیز وجود دارد که صحیح است. بنابراین، قانون گذار برای اینکه ثبت ازدواج حتمی رخ بدهد، ضمانت اجرایی را برای آن پیش بینی کرده است.

قانون گذار ثبت ازدواج را برعهده زوجه یعنی شوهر گذاشته است.

بنابراین، چنین تکلیفی از دوش زنان برداشته شده است.

با صراحت مندرجات ماده ۶۴۵ قانون مجازات اسلامی عدم ثبت واقعه ازدواج  برای زوجه جرم نیست.

ثبت ازدواج اصولا دعوایی است برای زمانی که مرد مجددا ازدواج کرده است.

یعنی افراد اصولا ازدواج اولشان را به راحتی ثبت می کنند در حالی که برای بقیه ازدواج هایشان ولو اگر دائم باشد، عجله ای به ثبت آن ندارند.

انواع نکاح:

نکاح دو نوع است: نکاح دائم و موقت. مقرراتی که قانون گذار برای ثبت ازدواج گذاشته است فقط شامل نکاح دائم می شود یعنی مردی که به طور دائم ازدواج می کند تکلیف قانونی دارد که ازدواجش را ثبت کند،اگر مرد بعد از انجام مواقعه اقدام به ثبت واقعه ازدواج نماید، به تکلیف قانونی خود عمل نموده و وجود فاصله زمانی بین اجرای صیغه ازدواج و ثبت آن موجب تعقیب شوهر نخواهد بود.

اما از آنجایی که ذات نکاح موقت، موقتی است و اصولا برای رفع نیازهای جنسی موقتی مرد است، تکلیفی به ثبت آن وجود ندارد و همان صیغه ی که

خوانده می شود، برای ایجاد نکاح موقت کفایت می کند و حتی دست نوشته ای مبنی بر وقوع  نکاح موقت، کافی است.

طرح دعوای ثبت نکاح دائم:

معمولا دعوای ثبت نکاح دائم از سوی زن دوم صورت می گیرد چون افراد در ثبت ازدواج دائم اولشان زودتر عمل می کنند.

اصولا ازدواج دوم مرد نیز بدون اذن همسر اولش است. در حالی که قانون گذار برای ازدواج مجدد مرد شرایطی را در نظر گرفته است.

ماده ۱۶ قانون حمایت خانواده، ازدواج دوم مرد را منوط به تحقق شرایطی از جمله

رضایت همسر اول، عدم قدرت همسر اول به ایفای وظایف زناشویی، عدم تمکین یا عقیم بودن زن و… نموده است و متقاضی ازدواج دوم باید درخواست اذن به ازدواج  را از دادگاه نماید.

ازدواج مجدد مرد :

مطابق ماده ۱۷ همین قانون، دادگاه با انجام اقدامات ضروری و در صورت امکان، تحقیق از زن فعلی و احراز توانایی مالی مرد و اجرای عدالت، اجازه اختیار همسر جدید را خواهد داد.

بنابراین، سردفتر ازدواج، از ثبت ازدواج مجدد مرد متأهل بدون اذن دادگاه ممنوع می‌باشد.

پس، از یک طرف مرد نمی تواند بدون اذن دادگاه یا اجازه همسر اولش با زنی ازدواج کند و اگر ازدواج کرد، سردفتر حق ثبت آن را ندارد.

و عدم ثبت نکاح دائم نیز جرم است و مجازات دارد.از طرف دیگر، ازدواجی که واقع شده صحیح است و حقوق همسر دوم مطرح می شود که در صورت عدم ثبت ازدواج، حقوق همسر دوم پایمال می شود.

همسر دوم چگونه باید دعوای ثبت نکاح را مطرح کند؟

برخی از قضات معتقدند چنین دعوایی قابل استماع نیست چون ازدواج مجدد مرد باید با شرایط قانونی باشد و تنها در صورتی که شرایط قانونی باشد، همسر دوم می تواند چنین دعوایی را مطرح کند. اما اکثریت قضات معتقدند این دعوا از سوی زوجه دوم قابل استماع هست چون ازدواج صحیح واقع شده و عدم ثبت آن حقوق زن دوم را پایمال می کند درحالی که این مرد است که باید مجازات ببینید و حق کسی را نمی توان ضایع کرد.

برای جمع نظرات می توان به ماده ۳۲ قانون ثبت استناد نمود: مطابق ماده ۳۲ قانون ثبت احوال، ازدواج‌هایی

که در دفاتر رسمی به ثبت نرسیده باشند با وجود شرایط ذیل قابل ثبت در اسناد سجلی زوجین است:

ارائه اقرار نامه رسمی مبنی بر وجود رابطه زوجیت بین متقاضیان ثبت واقعه ازدواج؛ در موقع تنظیم اقرار نامه سن زوج از بیست سال تمام و سن زوجه از هجده سال تمام کمتر نباشد؛ گواهی ادارات ثبت احوال محل صدور شناسنامه‌های زوجین به این که در تاریخ اعلام واقعه، طرفین در قید ازدواج دیگری نباشند؛ همچنان که از حکم ماده ۳۲ قانون ثبت احوال برمی‌آید، ازدواج مردی که دارای همسر دیگری است قابل ثبت نیست و با توجه به اختلاف نظر بین قضات در زمینه ثبت ازدواج دوم معلوم می‌شود، رویه قضائی مخدوش است.

 

فرآیند شکایت و رسیدگی:

رسیدگی در دادسرا: این شکایت پس از ثبت شکواییه توسط زوجه، توسط معاونت ارجاع به یکی از شعب بازپرسی دادسرا ارسال می شود. دفتردار پس از وصول شکواییه آن را ثبت و پرونده را نزد بازپرس پرونده ارسال می کند.

بازپرس پرونده نیز پس از بررسی محتویات شکایت طرح شده، دستور احضار دو طرف دعوای کیفری را به دفتردار خود می دهد.

در ادامه احضاریه توسط مدیر دفتر شعبه بازپرسی تنظیم و برای دو طرف ارسال می شود.

هر دو طرف دعوای کیفری، روز رسیدگی در شعبه بازپرسی حضور می یابند و زوجه پرونده شکایت مندرج در شکواییه خود را دوباره مطرح می کند.

در مقابل، مرد نیز ارتکاب جرم توهین را از سوی خود نسبت به زن پرونده انکار می کند؛ اما زن شواهد یا مدارکی را برای اثبات موضوع مجرمانه در جلسه رسیدگی دادسرا حاضر می کند.

متهم پرونده نیز در دفاع ممکن است ایراداتی را به شاهد وارد کند که در این صورت دادگاه باید به این ایرادات رسیدگی نماید.

رسیدگی در دادگاه:

ممکن است زن از قرار صادره به دادگاه کیفری شکایت می کند.

با ارسال پرونده به مجتمع قضایی، پرونده از سوی معاونت ارجاع به یکی از شعب دادگاه های کیفری ارسال می شود.

قاضی دادگاه کیفری نیز پرونده را مطالعه می کند و دستور تعیین وقت جلسه رسیدگی می دهد.

زمان رسیدگی به زن و شوهر در قالب یک اخطاریه ارسال می شود.

در روز جلسه رسیدگی ، زن و شوهر در جلسه رسیدگی دادگاه حاضر می شوند.

شاکی، دلایل خود را  ارئه می کند و در قابل متهم نیز دفاعیات خود را اظهار می دارد.

قاضی ضمن شنیدن به اظهارات دو طرف و بررسی مدارک و دفاعیات دو طرف تصمیم لازم را می گیرد.

اینکه مدارکی که ارائه می کند تا چه اندازه معتبر باشد، به رای و نظر قاضی بستگی دارد در نهایت، ممکن است قاضی قرار صادره در دادسرا را استوار بداند یا اینکه آن را رد نماید.

اثبات رابطه زوجیت :

برای اینکه بتوان دعوای ثبت نکاح را مطرح نمود، زن ابتدا باید رابطه زوجیت را اثبات نماید. اثبات اینکه زوجیت بین زن و مرد رخ داده است، در صلاحیت دادگاه خانواده است.

بنابراین، زن که اقدام به دعوای ثبت نکاح می کند، در ابتدا قرار اناطه صادر می شود تا دادگاه خانواده به بررسی رابطه زوجیت اقدام و حکم صادر کند.

سپس، فرآیند رسیدگی اغاز می شود.

قرار اناطه یعنی مرجع رسیدگی، ادامه فرایند رسیدگی را منوط به اثبات امری می کند؛مثلا در اینجا برای اینکه رسیدگی به دعوای ثبت نکاح منوط به اثبات زوجیت در دادگاه خانواده است،

پس تا در مورد رابطه زوجیت تعیین تکلیف نشود، رسیدگی دعوای ثبت نکاح ادامه نمی یابد. در این مرحله زن می تواند از مدارک مختلفی چون شهادت شهود، اقرارنامه رسمی مبنی بر وجود رابطه زوجیت و … استفاده نماید.

اگر رابطه زوجیت اثبات شود، حکم آن قابل استناد در مرجع رسیدگی به دعوای ثبت نکاح است.

در این زمان،مرد نیز احضار می شود تا دفاعیاتی را اعلام کند. دفاعیات مرد ممکن است مورد پذیرش دادگاه قرار بگیرد که در این صورت دعوای زوجه رد می شود و یا ممکن است دفاعیات مرد رد شود و مرد ملزم به ثبت نکاح گردد.

در این صورت اگر مرد بدون اجازه همسر اولش همسر دوم اختیار کرده باشد، حق طلاق برای همسر اول به وجود می آید.

مجازات:

ماده۴۹ قانون حمایت خانواده مقرر داشته: “چنانچه مردی بدون ثبت در دفاتر رسمی به ازدواج دائم، طلاق یا فسخ نکاح اقدام یا پس از رجوع تا یک ماه از ثبت آن خودداری یا در مواردی که ثبت نکاح موقت الزامی است از ثبت آن امتناع کند، ضمن الزام به ثبت واقعه به پرداخت جزای نقدی درجه پنج و یا حبس تعزیری درجه هفت محکوم می شود.

این مجازات در مورد مردی که از ثبت انفساخ نکاح و اعلام بطلان نکاح یا طلاق استنکاف کند نیز مقرر است.

با اینکه در قانون دو نوع مجازات با دو درجه مختلف یعنی جزای نقدی درجه پنج و یا حبس تعزیری درجه هفت برای آن در نظر گرفته اما مطابق با تبصره۳ ماده۱۹ قانون مجازات اسلامی جرم درجه ۵ محسوب گردیده و رسیدگی به آن درصلاحیت دادسرا است و مشمول ماده ۳۴۰ قانون آیین دادرسی کیفری , یعنی رسیدگی مستقیم دردادگاه نمی شود.

البته ابتدا باید رابطه زوجیت در دادگاه خانواده اثبات شود.

۱- برای ثبت نکاح چیکار باید بکنم ؟

۲- اگر ازدواجم را ثبت نکنم چه می شود؟

۳- آیا عدم ثبت نکاح جرم است و مجازات دارد؟

۴- آیا عدم ثبت نکاح جرم قابل گذشت است؟

۵- اگر شوهرم نخواهد ازدواج را ثبت کند، چه کار باید بکنم تا ثبت شود؟

 

تمکین | مراحل رسیدگی | شرایط آن

تمکین

به محض اینکه پیمان ازدواج بسته می شود، زن و شوهر حقوق و تکالیفی نسبت به یکدیگر پیدا می کنند.اگرچه معمولاً نشوز فقط به نافرمانی زن از طریق عدم تمکین به شوهر اشاره دارد اما نافرمانی شوهر نیزدر نوشته‌های فقهی نشوز نامیده می‌شود هرچند اصطلاح تمکین در مورد شوهر استفاده نمی‌شود.هنگامی هم که این وظیفه‌ناشناسی دوجانبه باشد آن را شقاق می‌نامند. (صفایی و امامی، ص ۱۳۰)اصولا تمکین برای زن و از حقوق مرد به شمار می رود چرا که در قوانین ایران، ریاست مرد بر خانواده پذیرفته شده است و برای اینکه این ریاست اجرا شود، در مقابل زن باید در انجام وظایفی چون تربیت فرزندان و … از مرد پیروی نماید.

تعریف تمکین :

ماده ۱۱۰۲ قانون مدنی تمکین را از وظایف زوجه در مقابل زوج پس از انعقاد عقد ازدواج و از آثاز روابط زوجیت دانسته است. تمکین یعنی زوجه در انجام وظایف زناشویی، سکونت در منزل مشترک که شوهر اختیار کردهو حسن معاشرت در تشیید مبانی خانواده از جمله تربیت فرزندان و نحوه معاشرت ها و … از شوهر اطاعت کند که در اصطلاح حقوقی به آن تمکین می گویند و انواعی دارد: تمکین عام و خاص. پس، تمکین در لغت به معنای پیروی و فرمانبرداری است اما در اصطلاح حقوقی یعنی انجام وظایفی که طبق قانون و شرع بر عهده زن می باشد.از آنجایی که تمکین در قانون از وظایف زن آمده، عدم تمکین باعث مجازات می باشد که مجازات آن نشوز زن است و نفقه ای به او تعلق نمی گیرد.

انواع تمکین :

تمکین دو نوع است:

تمکین عام :

همان اطاعت زن از شوهر در موارد کلی مثل تربیت فرزندان، نحوه معاشرت ها، محل سکونت، ترک نکردن منزل مشترک و… در کل هر اختلاف نظری که بین زن و شوهر باشد، به حکم ریاست مرد، زن باید تمکین عام و پیروی و اطاعت از شوهر کند

تمکین خاص :  به طور خاص یعنی زن نیازهای جنسی شوهر را برطرفنماید.در هردو نوع از این تمکین ها باید توجه داشت که:

اولا) زن تا جایی که عذر یا مانع شرعی ، عرفی یا قانونی موجود نباشد باید تمکین کند. یعنی زن چه در وظایف عام خود و چه در برطرف کردن نیازهای جنسی شوهر چنانچه مانعی وجود داشته باشد، زن می تواند تمکین نکند و ناشزه هم محسوب نمی شود.

ثانیا) به طور متقابل مرد نیز وظایفی در مقابل زن دارد همان طور که در برخی منابع فقهی آمده که در صورتی کهمرد وظایف خود را انجام ندهد یا مخارج منزل را پرداخت نکند، حق امر و نهی ندارد (جواهرالکلام) و زن می تواند تمکین نکند. همچنین، مرد نیز متقابلا باید نیازهای جنسی زن را برطرف نماید. در صورتی که مرد وظایف خود رابه خوبی انجام ندهد، مصداق سوء معاشرت محسوب شده و در صورت عسر و حرج زن باعث حق طلاق زن می گردد.

نحوه اثبات عدم تمکین:

چنانچه زن از مرد تمکین نکند، مرد می تواند با مراجعه به دادگاه الزام به تمکین زوجه را درخواست کند. قبل از این کار مرد می تواند اظهارنامه ای را پر کرده و برای زن بفرستد.

این اظهارنامه بعدا می تواند اثبات کننده عدم تمکین زن باشد.

مدارک دیگری نیز می تواند در این زمینه مورد تایید قاضی قرار بگیرد از جمله شهودی که عدم تمکینزن را شهادت می دهند.

شکایت مرد از عدم تکمین زن یک دعوای خانوادگی است که در صورت اثبات منجر به نشوز زن شده و لازم نیستدیگر به زن نفقه بپردازد.

در مقابل چنانچه مرد منزل مشترک را ترک نماید یا نفقه را نپردازد و یا وظایف خود را انجام ندهد به طوری که مصداق سوء معاشرت باشد، زن می تواند با مراجعه به دادگاه الزام مرد یا حقوق مالی خود ازجمله مهریه و نفقه خود یا نفقه فرزندان را مطالبه نماید.

حتی در مواردی که توانایی مالی مرد اثبات شود، عدمپرداخت نفقه از سوی مرد جرم محسوب شده و زن می تواند شکایت کیفری نماید تا مرد زندانی شود.

نحوه رسیدگی:

رسیدگی به پرونده های خانوادگی از حساسیت و پیچیدگی خاصی برخوردار است که هم هزینه بر و هم زمان بر است.

گاها پرونده های خانوادگی  تا ۸ سال نیز طول کشیده است چون فرایند مداومی است که به یک باره منجربه طلاق نمی شود.

در مورد دعوای عدم تمکین مرد پس از اظهارنامه ایکه برای همسرش فرستاده اگر زن بهعدم تمکین خود ادامه بدهد، مرد می تواند دادخواست الزام زوجه به تمکین را در دادگاه خانواده ثبت نماید.

پس از ثبت دادخواست و ابلاغ آن به طرفین، جلسه دادرسی آغاز می شود.

برای این‌که زن نیز از این شکایت مطلع شود،باید نشانی دقیقی از محل سکونت فعلی زن به دادگاه ارائه شود تا برای زن اخطاریه جهت حضور در دادگاه ارسال شود.

در مواردی که زن منزل مشترک را ترک کرده است،

قاعدتا مرد نمی‌تواند نشانی منزل خود  یعنی همان منزلمشترک  را بدهد چون مرد می‌گوید همسرش از خانه خارج شده و دیگر بازنگشته است.

پس از تشکیل جلسه دادرسی :

پس از تشکیل جلسه دادرسی، مرد می تواند مدارک خود را که اثبات کننده عدم تمکین زن است،

به قاضی بدهد. این مدارک می تواند اظهارنامه ای باشد که مرد ابتدائا برای زن فرستاده، شهادت شهود و … . سپس، قاضی از زن می خواهد که دفاعیات خود را مطرح نماید.

چنانچه هیچ مانع شرعی و عقلی، قانونی یا عرفی برای تمکین زن وجود نداشته باشد،

قاضی ابتدائا حکم به الزام زن به تمکین می دهد و در صورت تکرار عدم تمکین، زن ناشزه شده و دیگر نفقه به او تعلق نمی گیرد.

قانون مدنی در ماده ۱۱۰۸ به صراحت بیان می‌دارد: «هرگاه زن بدون مانع مشروع از ادای وظایف زوجیت امتناع کند، مستحق نفقه نخواهد بود.»

ضمن اینکه در صورت عدم تمکین زن، مرد می‌تواند با مراجعه به دادگاه خانواده تقاضای صدور حکم بر تجویز ازدواج مجدد نماید.

تمکین زن

البته برای تمکین زن مرد باید مقدمات و لوازم آن را از جمله مسکن مناسب و لوازم ضروری سکونت مهیا نماید و زن باید ضمن سکونت در منزل شوهر خود نسبت به ادای وظایف زناشویی اقدام کند.

در صورتی که زن بتواند موانعی را برای عدم تمکین خود اثبات کند، ناشزه نخواهد شد و مرد محکوم به بی حقی می شود. و در صورتی که مرد به وظایف خویش عمل نکند، در این‌صورت زن می‌تواند با مراجعه به دادگاه الزام همسر را به انجام وظایف و تکالیف قانونی و شرعی خود درخواست کند. نشوز مرد، سوءِ معاشرت یا همان بدرفتاری تلقی می‌شود و می‌تواند از مصادیق عسر و حرج باشد و طبق قانون زن می‌تواند با طی مراحل قانونی، درخواست طلاق بدهد.

موانع:

زن در صورتی که موانعی باشد، می تواند تمکین نکند- چه عام و چه خاص- و ناشزه هم محسوب نمی شود. این موانع به چند دسته تقسیم می شوند:

۱- موانع مربوط به سکونت در منزل مشترک:

۱- ماده ۱۱۱۵ قانون مدنی می گوید: “اگر بودن زن با شوهر در یک منزل متضمن خوف ضرر بدنی مالی یا شرافتی برای زن باشد زن می تواند منزل علیحده (جداگانه) اختیار کند ، در صورت ثبوت مظنه ضرر مزبور، محکمه حکم به بازگشت زن به منزل شوهر را نخواهد داد و مادام که زن در بازگشتن به منزل معذور باشد نفقه به عهده شوهرش خواهد بود.»

بنابراین، اگر زن در منزل مشترک خطری او را تهدید نماید، می تواند جداگانه زندگی کند بدون اینکه نفقه ی او قطع شود. البته باید از طریق دادگاه اقدام کرده و ضرر را اثبات نماید.

۲- اگر مطابق ماده ۱۱۱۴ قانون مدنی حق سکونت و تعیین منزل مشترک به زوجه داده شده باشد، شوهر درهمان منزل با همسر خود زندگی خواهد کرد زوجه نیز موظف به اطاعت از شوهر خود و ادای سایر وظایف زوجیت در همان منزل می باشد. یعنی دیگر زن وظیفه ای ندارد که به محلی که مرد تعیین می کند، برود.

۳- مرد وظیفه دارد تا منزل مطابق با شان زوجه تهیه نماید. چنانچه مرد این وظیفه را نتواند انجام بدهد، زن تکلیفی به حضور در منزل مشترک ندارد. مانند انکه شوهر زن خود را که شایسته داشتن خانه مستقلی هست به اطاقی که در کاروانسرا است یا اطاق کرایه نشینی ببرد یا منزل در ناحیه غیر متناسب با شئون زن انتخاب کند .

۲- موانع مربوط به ترک منزل :

۱- هر گاه زن برای انجام تکلیف مذهبی واجب، از شوهر اجازه بیرون رفتن بخواهد اما شوهر اجازه ندهد زن می تواند خارج شود و این امر موجب نشوز او نمی شود مانند آنکه زن متطیع شود و بخواهد به حج برود و یا به حمام برای ادای نماز های واجب برود.

۲- هرگاه پزشک خروج زن را از منزل برای مداوا لازم بداند و شوهر اجازه ندهد ، زن می تواند خارج گردد و باعث نمی شود که زن ناشزه شود مانند آنکه زن مبتلا به بیماری گردد که برای مداوا باید به بیمارستان یا خارج از کشور برود.

۳- مرد نمی تواند خارج از عرف زن را از دیدار خانواده اش محروم کند.

۳- موانع مربوط به تمکین خاص :

تمکین خاص یعنی برطرف کردن نیازهای جنسی که در صورت عدم تمکین زن، زن ناشزه محسوب می شود اما گاهی علت هایی وجود دارد که زن را از تمکین معاف می کند. از جمله این موانع اینها هستند:

۱- حق حبس:

ماده ۱۰۸۵ قانون مدنی در این مورد گفته است: «زن می‌تواند تا مهر به او تسلیم نشده از ایفاء وظایفی که در مقابل شوهر دارد امتناع کند مشروط بر اینکه مهر او حال باشد و این امتناع مسقط حق نفقه نخواهد بود.»

حق حبس یعنی زوجه از زمانی که باکره است، می تواند تمکین خاص در مقابل شوهر نداشته باشد و ابتدا درخواست حقوق مالی خود از جمله مهریه را کند. حق حبس فقط مربوط به تمکین خاص است و زن باید وظایف دیگری که در مقابل شوهر دارد مثل سکونت در منزل مشترک و .. را انجام دهد.

این فرض مربوط به زمانی که زن و مرد ازدواج کرده اند اما زوجه همچنان باکره است، پس می تواند تا زمانی که تمام مهریه به او پرداخت نشده رابطه ی جنسی با شوهر برقرار نکند. حتی اگر دادگاه پرداخت مهر را قسط بندی کند،

تا آخرین قسط پرداخت نشده، زن می تواند تمکین خاص نکند بدون اینکه نفقه را از دست بدهد. البته این حق با اولین رابطه جنسی بین زوجه و شوهر از بین می رود.

۲-روابط زناشویی :

۱- عادت ماهیانه زن که از عذرهای شرعی برای تمکین خاص محسوب می شود.

۲- اگر رابطه جنسی، آسیب جسمانی برای زن به همراه داشته باشد.

۳- اگر شوهر از زن بخواهد که زن با فرد دیگری غیر از خودش(شوهر) رابطه جنسی داشته باشد اعم از اینکه آن فرد مرد باشد یا زن. در این صورت اگر زن بتواند این درخواست مرد را اثبات کند، مجازات کیفری هم برای مرد خواهد داشت.

۴- اگر شوهر بخواهد که زن برای تحریک او صحبت های جنسی و تحریک آمیز از طریق تلفن یا پیامک یا گفتگوی مستقیم یا هر راه دیگری با نفر سومی داشته باشد.

۵- اگر شوهر رابطه ی معقدی بخواهد اما زن راضی نباشد.

۶- اگر شوهر بخواهد که نفر سومی اعم از زن یا مرد در رابطه ی جنسیشان شریک باشد.

۷- اگر مرد براساس اختلالات جنسی مثل سادیسم جنسی، ضرب و شتم هنگام رابطه یا … درخواست های جنسی از زن داشته باشد.در همه ی موارد زن می تواند تمکین نکند در عین حال که ناشزه نمی شود و نفقه اش قطع نمی گردد.

۱- تمکین چه معنایی دارد؟
۲- انواع تمکین کدامند؟
۳- مجازات عدم تمکین چیست؟
۴- در چه صورتی زن می تواند از مرد تمکین نکند؟
۵- تفاوت تمکین عام و خاص چیست؟
۶- شوهر چطور می تواند عدم تمکین زوجه را اثبات کند؟
۷- نحوه رسیدگی که دعوای عدم تمکین چیست؟

منابع:

۱- صفائی، حسین و امامی، اسدالله، مختصر حقوق خانواده، تهران: نشر میزان، چاپ هشتم، بهار ۸۴.

۲- جواهر الکلام، محمدحسن نجفی

دستور موقت ملاقات فرزند در چه صورتی صادر می شود؟

 

ملاقات با فرزند

در کنوانسیون حقوق کودک حق کودک در ارتباط با والدین و اقارب مورد توجه قرار گرفته است که کشور ما هم در سال ۱۳۷۹به این کنوانسیون پیوسته است.

مطابق ماده ۱۱۷۴قانون مدنی :

در صورتی که به علت طلاق یا هر دلیل دیگری والدین کودک در یک منزل سکونت نداشته باشند هر کدام از والدین که فرزند تحت حضانت او نمی باشد .

حق ملاقات فرزند خود را دارد .تعیین زمان ملاقات و سایر و جزئیات مربوط به آن در صورت اختلاف بین والدین با دادگاه می باشد .

اگر بین والدین در مورد مکان و زمان ملاقات اختلافی پیش آمد دادگاه با تعیین زمان و مکان مشکل را برطرف می کند.نحوه درخواست حق ملاقات فرزند قبل از طلاق چنانچه به هر دلیلی زوجین با هم زندگی مشترک نداشته باشند و در خواست طلاق هم نداده باشند طرفی که خواهان حق ملاقات است باید درخواست ملاقات فرزند را به دادگاه ارائه دهد .

نحوه ملاقات فرزند بعد از طلاق

بعد از طلاق فقط رابطه زوجیت از بین می رود اما رابطه فرزند با والدین از بین نمی رود و این ارتباط دائمی است و هیچکس نمی تواند پدر و مادر را از ملاقات با فرزندش منع کند.

پدر یا مادر در هر حالتی می تواند فرزندش را ملاقات کند و این حق را به هیچ عنوان نمی توان از وی سلب نمود حتی اگر پدر و مادر فساد اخلاقی داشته باشند. مگر اینکه ملاقات برای فرزند خطرات جانی و یاآسیب های روانی داشته باشد و یا پدر یا مادر بیماری روانی خطرناک داشته باشند برای اینکه صدمه ای به فرزند نرسد می توان با حکم دادگاه مانع از دیدار والدین که دچار چنین مشکلی هستند شد.

هرگونه فساد اخلاقی یا اعتیاد زیان آور به مواد مخدر یا الکل و قمار و فحشا که منجر به هرگونه سواستفاده و اجبار فرزند به شغلهای ضداخلاقی و یا قاچاق و…و ضرب و جرح فرزند می تواند دلایل محکمی برای ازبین رفتن حق ملاقات فرزند باشد.

در صورتی که پدر یا مادر که در خواست کننده ملاقات فرزند است هیچ یک از مشکلات مذکور در بند بالا را نداشته باشند در هر  حالتی حق ملاقات فرزند خود را خواهد داشت و این حق به هیچ عنوان از وی سلب نمی شود

مطابق ماده ۱۱۷۴قانون مدنی

هر یک از والدین حق دارند که در زمانهای معین فرزند خود را ملاقات نماید در صورتی که بین پدر و مادر در مورد نحوه ملاقات توافق شده باشد مطابق همان توافق عمل می شود ولی چنانچه توافقی به عمل نیاید دادگاه زمان و مکان ملاقات را تعیین میکند و دو طرف ملزم به رعایت آن هستند.

چنانچه مادر یا پدری که  طفل با اوست از ملاقات طرف مقابل جلوگیری کند میتوان در دادگاه طرح شکایت نمود و برای اجرای دستور دادگاه به نیروی انتظامی مراجعه کرد.

با توجه به ماده ۶۳۲ قانون مجازات اسلامی :

اگر کسی از دادن طفلی که به او سپرده شده است در موقع مطالبه اشخاصی که قانونا حق مطالبه دارند امتناع کند به مجازات ۳ تا۶ ماه حبس یا جزای نقدی از یک میلیون و پانصد هزار ریال تا سه میلیون ریال محکوم  خواهد شد.

مطابق ماده ۵۴قانون حمایت از خانواده :

هر گاه مسئول حضانت  از انجام تکلیف مقرر خودداری کند یا مانع ملاقات طفل با افراد ذی حق شود برای بار اول به پرداخت جزای نقدی درجه هشت و در صورت تکرار به حداکثر مجازات مذکور محکوم می شود . 

همچنین در ماده ۴۰قانون فوق امده است که هر کس از اجرای حکم دادگاه در مورد حضانت طفل استنکاف کند یا مانع اجرای حکم دادگاه شود یا از استرداد طفل خود داری کند بر حسب تقاضای ذی نفع به دستور دادگاه صادر کننده رای تا زمان اجرای حکم باز داشت می شود.

دستور موقت ملاقات فرزند

به موجب قانون حمایت از خانواده جدید نهادی به نام نهاد دستور موقت در امور خانواده پیش بینی شده است .

دستور موقت از اقداماتی است که جنبه ی کاربردی زیادی دارد و در این حالت بخاطر طولانی بودن روند رسیدگی برای اینکه حق خواهان ضایع نشود عموما دادگاه دستور موقت ملاقات فرزند را صادر میکند تا زمانی که حکم قطعی صادر شود.

سلام یک سال هست که از همسرم جدا شدم و مدت ۵ ماه هست که فرزندم را ملاقات نکرده ام چندین مرتبه به محل سکونت فرزندم مراجعه کردم ام ولی پدرش حاضر نیست فرزندم را به من نشان دهد لطفا راهنمایی کنید پکار کنم؟

پاسخ:

باسلام .شما میتوانید با مراجعه به شورای حل اختلاف طرح شکایت کنید و درخواست دستور موقت نمایید تا زمان تعیین تکلیف نهاییسلام سال ۹۰از همسرم جدا شدم و دو فرزندم پیش پدرشان هسنتد که موقعیت خوبیداشتند ولی متاسفانه پدر فرزندانم از ۶ماه قبل تا الان دچار جنون شده و فرزندانم امنیت جانی ندارندبه صورتی که هر دفعه که پیش من می آیند بدنشان کبود است . آیا من میتوانم با این اوصاف حضانت بچه ها را بگیرم؟

پاسخ:

در صورتی که پزشکی قانونی جنون پدر را تایید کند دادگاه در صورتی که شما صلاحیت داشته باشید حضانت فرزندان را به شما واگذار خواهد نمود.

نحوه طرح دعوی و رسیدگی قرار ملاقات فرزند

مهمترین رکن هر دعوی تنظیم دادخواست است اقامه دعوی در دادگاه با ارائه ی دادخواست شروع می شود .

دادخواست مهمترین برگه ی قضایی است . تا زمانی که دادخواست تنظیم شود رسیدگی وجود نخواهد داشت این دادخواست در دفاتر پیشخوان قضایی انجام می شود .

بعد از تنظیم دادخواست باید هزینه دادرسی پرداخت شود بدون پرداخت این هزینه دادرسی انجام نمی شود .

بعد از این مرحله دادخواست به دادگاه صالح به رسیدگی ارجاع می شود بعد از ارجاع دادخواست به دادگاه دادخواست به دست مدیر دفتر میرسد و مدیر دفتر مدارک را بازدید میکند و چنانچه مدارک کامل باشد وقت رسیدگی مشخص میشود و تاریخ و ساعت دقیق مراجعه به دادگاه را یا از طریق سامانه سنا و یا با صدور ابلاغیه به  طرفین اعلام می کند واگر با سامانه سنا ابلاغ شود که ابلاغیه حضوری است

ولی اگر ابلاغیه صادر شود اگر به دست خوانده نرسد ابلاغ غیر حضوری و در صورتی که به خود فرد یا اعضای خانواده وی برسد ابلاغ حضوری خواهد بود درجلسه دادگاه به دعوی خواهان رسیدگی میشود و چنانچه خوانده دفاعی داشته باشد میتواند در دادگاه عنوان کند و قاضی پرونده با توجه به صحبتهای دو طرف رای نهایی را صادر می کند .

این رای در صورتی که رای حضوری باشد تا بیست روز مهلت تجدید نظر خواهی دارد و در صورتی که رای غیابی باشد بیست روز مهلت واخواهی خواهد داشت.

نحوه ملاقات فرزند قبل از طلاق چگونه است؟

ملاقات فرزند بعد از طلاق به چه صورت است؟

در خواست دستور موقت قرار ملاقات فرزند چگونه تنظیم می شود؟

دستور موقت ملاقات فرزند در چه صورتی صادر می شود؟

مهریه اعضای بدن

 

مهریه یک دست و پا قابل اجرا نیست و مهریه باید مالیت داشته باشدو به دلیل اینکه این نوع مهریه مالیت ندارد قابل اجرا نمی باشد.

 

مهریه یک دست و پا شرایط مهریه صحیح :

۱ .مهر باید مالیت داشته باشد؛ یعنی دارای ارزش داد و ستد اقتصادی باشد (ماده ۱۰۷۸ ق.م)

۲ .مهر باید قابل تفکیک به وسیله زن باشد؛ بنابراین اموال عمومی و موقوفات را نمی توان مهریه قرار داد مگر با اجازه دارنده حق.

۳ .هرگاه مهر معین باشد باید در زمان عقد موجود باشد؛ اگر معلوم شود در زمان عقد موجود نبوده تعیین مهریه باطل خواهدبود (ماده ۱۰۷۹ ق.م)

۴ .مالی که مهر قرار داده می شود باید ملک شوهر باشد ؛ ملک غیر را می توان با اذن مالک مهر قرارداد (ماده ۱۱۰۰ ق.م)

۵ .مهر باید معلوم باشد یعنی از حیث مقدار و جنس و وصف مشخص شده و رفع جهالت شده باشد (ماده ۱۰۷۹ ق.م)

۶. مهر باید معین؛ یعنی نمی توان یکی از دو یا جند جیز ا به طور مردد مهر قرار داد(ماده ۱۹۰ ق.م)

۷ .مهر باید منفعت عقلایی مشروع داشته باشد ؛ بنابراین چیزی را که قانون ؛ فروش یا استعمال آن را منع کرده است نمی توان مهر قرار داد.مثلا مواد مخدر را نمی توان مهر قرار داد.(ماده ۲۱۵ و ۳۴۸ ق.م)

۸ .شوهر باید قدرت به تسلیم مهریه داشته باشد وگرنه مهر باطل خواهد بود؛ البته اگر شوهر قادر به تسلیم مال نباشد اما زن قادر به تسلیم باشد در این صورت می توان مال مزبور را مهر قرار داد (ماده ۳۴۸ ق.م)

مطالبه مهریه از طریق دادگاه خانواده

زوجه می توان با ارائه دادخواست حقوقی به دادگاه خانواده مهریه خود را مطالبه نماید و همزمان تقاضای توقیف اموال همسرش را نیز بنماید.

در صورتی که زوجه توانایی پرداخت هزینه دادرسی را نداشته باشد می تواند دادخواست اعسار از هزینه دادرسی را به پیوست دادخواست مهریه ارائه دهد که دادگاه اول به این دادخواست رسیدگی میکند و بعد به دادخواست اصلی می پردازد. اگر زوجه بتواند اعسار خود را ثابت کند از پرداخت هزینه دادرسی معاف خواهد شد.

دادگاه به دادخواست زوجه رسیدگی میکند درصورتی که زوجه مستحق دریافت مهریه باشد دادگاه حکم به پرداخت مهریه می دهد، در این صورت مرد موظف است از زمان تعیین شده توسط دادگاه ، مهریه همسرش را بپردازد.

در صورتی که مرد مالی داشته باشدو زن احتمال بدهد که در طول مدتی که دادگاه تشکیل می شود مرد مال را میفروشد یا جا به جا میکند ،از دادگاه میخواهد که قرار تامین خواسته صادر نماید که در این حالت مال تا زمان صدور حکم توقیف می شود . از این مال توقیف شده میتوان مهریه را برداشت ودر غیر این صورت در صورت عدم پرداخت مهریه بعد از پایان مهلت ۲۰روزه برای تجدید نظر خواهی رای دادگاه قطعی خواهد شد زوجه می تواند ماده ۳نحوه اجرای محکومیت های مالی را اعمال میکند .یعنی اگر مرد معسر نباشد و بدهی خود را پرداخت نکند به زندان می رود ، اما اگر توسط دادگاه معسر شناخته شود دادگاه رای به تقسیط مهریه می دهد. اما بنا بر قانون حمایت خانواده مصوب۱۳۹۱ناتوانی در پرداخت مهریه های بالای۱۱۰سکه مشمول زندان رفتن مرد نمیشود و زندانی شدن مرد با توافق طرفین و تقسیط مهریه حذف می شود.

نکته: فوت مرد در مهریه تاثیری ندارد و مهریه از ماترک شوهر و هرچه از وی باقی مانده برداشته می شود و اگر زن فوت کند مهریه از بین نمی رود و ه عنوان ارث به ورثه وی خواهد رسید.

با ارجاع هر پرونده پس از بررسی اولیه از میان وکلای خبره به وکیل متخصص در آن امور ارجاع میگردد.

 

جهت همکاری در امور حقوقی و آی تی اینجا کلیک کنید

مشاوره اینترنتی طلاق | مشاوره حقوقی آنلاین و تلفنی | وکیل خانواده

 

۱- عدم پرداخت نفقه زن و انجام سایرحقوق واجب زن به مدت شش ماه.

۲- بدرفتاری غیر قابل تحمل مرد با زن و فرزندان.

۳- بیماری خطرناک غیر درمان مرد در حدی که سلامت زن را به خطر اندازد.

۴- دیوانه بودن مرد در زمانی که امکان فسخ نباشد.

۵- اشتغال مرد به کاری که به حیثیت و آبروی زن و مصالح خانوادگی او لطمه می‌‌زند.

۶- محکومیت به حبس در حال اجرا از ۵ سال به بالا ( مرد در زندان باشد ).

۷- اعتیادی که به اساس زندگی خانوادگی ضرر بزند مانند اعتیادی که منجر به بیکاری مرد شود.

۸- ترک بدون علت خانواده یا غیبت یکسره به مدت ۶ ماه بدون دلیل موجه.

۹- محکومیت قطعی زوج در اثر ارتکاب به جرمی، که اجرای مجازاتش آبرو و موقعیت زن رابه خطر بیاندازد.

۱۰- بچه‌‌دار نشدن مرد پس از ۵ سال زندگی مشترک.

۱۱- مفقودالاثر شدن زوج به مدت طولانی( به مدت ۶ ماه از زمان مراجعه زوجه به دادگاه).

۱۲- ازدواج مجدد مرد بدون اجازه همسرش.

با ارجاع هر پرونده پس از بررسی اولیه از میان وکلای خبره به وکیل متخصص در آن امور ارجاع میگردد .

عسر و حرج زن یعنی چه ؟

مطابق ماده ۱۱۳۰ قانون مدنی به زن این حق داده که در صورتی که ادامه زندگی برای زن با مشقت همراه باشد مشمول عسر و حرج قرار گرفته و از دادگاه درخواست طلاق نماید در تبصره این ماده آمده است :

_ در صورتی که زوج به مدت حداقل شش ماه متوالی زندگی را ترک کند یا نه ماه متناوب در مدت یک سال بدون عذر موجه

_ اعتیاد مرد به یکی از انواع مواد مخدر یا ابتلاء وی به مشروبات الکلی که به اساس زندگی خانوادگی خلل وارد آورد

_ محکومیت قطعی زوج به حبس ۵ سال یا بیشتر

_ ضرب و شتم یا هرگونه سوء رفتار مستمر زوج که عرفا با توجه به وضعیت زوجه قابل تحمل نباشد.

_ ابتدای زوج به بیماری های صعب العلاج روانی یا ساری یا هر عارضه صعب العلاج دیگری که زندگی مشترک را مختل کند.