تمکین | مراحل رسیدگی | شرایط آن

تمکین

به محض اینکه پیمان ازدواج بسته می شود، زن و شوهر حقوق و تکالیفی نسبت به یکدیگر پیدا می کنند.اگرچه معمولاً نشوز فقط به نافرمانی زن از طریق عدم تمکین به شوهر اشاره دارد اما نافرمانی شوهر نیزدر نوشته‌های فقهی نشوز نامیده می‌شود هرچند اصطلاح تمکین در مورد شوهر استفاده نمی‌شود.هنگامی هم که این وظیفه‌ناشناسی دوجانبه باشد آن را شقاق می‌نامند. (صفایی و امامی، ص ۱۳۰)اصولا تمکین برای زن و از حقوق مرد به شمار می رود چرا که در قوانین ایران، ریاست مرد بر خانواده پذیرفته شده است و برای اینکه این ریاست اجرا شود، در مقابل زن باید در انجام وظایفی چون تربیت فرزندان و … از مرد پیروی نماید.

تعریف تمکین :

ماده ۱۱۰۲ قانون مدنی تمکین را از وظایف زوجه در مقابل زوج پس از انعقاد عقد ازدواج و از آثاز روابط زوجیت دانسته است. تمکین یعنی زوجه در انجام وظایف زناشویی، سکونت در منزل مشترک که شوهر اختیار کردهو حسن معاشرت در تشیید مبانی خانواده از جمله تربیت فرزندان و نحوه معاشرت ها و … از شوهر اطاعت کند که در اصطلاح حقوقی به آن تمکین می گویند و انواعی دارد: تمکین عام و خاص. پس، تمکین در لغت به معنای پیروی و فرمانبرداری است اما در اصطلاح حقوقی یعنی انجام وظایفی که طبق قانون و شرع بر عهده زن می باشد.از آنجایی که تمکین در قانون از وظایف زن آمده، عدم تمکین باعث مجازات می باشد که مجازات آن نشوز زن است و نفقه ای به او تعلق نمی گیرد.

انواع تمکین :

تمکین دو نوع است:

تمکین عام :

همان اطاعت زن از شوهر در موارد کلی مثل تربیت فرزندان، نحوه معاشرت ها، محل سکونت، ترک نکردن منزل مشترک و… در کل هر اختلاف نظری که بین زن و شوهر باشد، به حکم ریاست مرد، زن باید تمکین عام و پیروی و اطاعت از شوهر کند

تمکین خاص :  به طور خاص یعنی زن نیازهای جنسی شوهر را برطرفنماید.در هردو نوع از این تمکین ها باید توجه داشت که:

اولا) زن تا جایی که عذر یا مانع شرعی ، عرفی یا قانونی موجود نباشد باید تمکین کند. یعنی زن چه در وظایف عام خود و چه در برطرف کردن نیازهای جنسی شوهر چنانچه مانعی وجود داشته باشد، زن می تواند تمکین نکند و ناشزه هم محسوب نمی شود.

ثانیا) به طور متقابل مرد نیز وظایفی در مقابل زن دارد همان طور که در برخی منابع فقهی آمده که در صورتی کهمرد وظایف خود را انجام ندهد یا مخارج منزل را پرداخت نکند، حق امر و نهی ندارد (جواهرالکلام) و زن می تواند تمکین نکند. همچنین، مرد نیز متقابلا باید نیازهای جنسی زن را برطرف نماید. در صورتی که مرد وظایف خود رابه خوبی انجام ندهد، مصداق سوء معاشرت محسوب شده و در صورت عسر و حرج زن باعث حق طلاق زن می گردد.

نحوه اثبات عدم تمکین:

چنانچه زن از مرد تمکین نکند، مرد می تواند با مراجعه به دادگاه الزام به تمکین زوجه را درخواست کند. قبل از این کار مرد می تواند اظهارنامه ای را پر کرده و برای زن بفرستد.

این اظهارنامه بعدا می تواند اثبات کننده عدم تمکین زن باشد.

مدارک دیگری نیز می تواند در این زمینه مورد تایید قاضی قرار بگیرد از جمله شهودی که عدم تمکینزن را شهادت می دهند.

شکایت مرد از عدم تکمین زن یک دعوای خانوادگی است که در صورت اثبات منجر به نشوز زن شده و لازم نیستدیگر به زن نفقه بپردازد.

در مقابل چنانچه مرد منزل مشترک را ترک نماید یا نفقه را نپردازد و یا وظایف خود را انجام ندهد به طوری که مصداق سوء معاشرت باشد، زن می تواند با مراجعه به دادگاه الزام مرد یا حقوق مالی خود ازجمله مهریه و نفقه خود یا نفقه فرزندان را مطالبه نماید.

حتی در مواردی که توانایی مالی مرد اثبات شود، عدمپرداخت نفقه از سوی مرد جرم محسوب شده و زن می تواند شکایت کیفری نماید تا مرد زندانی شود.

نحوه رسیدگی:

رسیدگی به پرونده های خانوادگی از حساسیت و پیچیدگی خاصی برخوردار است که هم هزینه بر و هم زمان بر است.

گاها پرونده های خانوادگی  تا ۸ سال نیز طول کشیده است چون فرایند مداومی است که به یک باره منجربه طلاق نمی شود.

در مورد دعوای عدم تمکین مرد پس از اظهارنامه ایکه برای همسرش فرستاده اگر زن بهعدم تمکین خود ادامه بدهد، مرد می تواند دادخواست الزام زوجه به تمکین را در دادگاه خانواده ثبت نماید.

پس از ثبت دادخواست و ابلاغ آن به طرفین، جلسه دادرسی آغاز می شود.

برای این‌که زن نیز از این شکایت مطلع شود،باید نشانی دقیقی از محل سکونت فعلی زن به دادگاه ارائه شود تا برای زن اخطاریه جهت حضور در دادگاه ارسال شود.

در مواردی که زن منزل مشترک را ترک کرده است،

قاعدتا مرد نمی‌تواند نشانی منزل خود  یعنی همان منزلمشترک  را بدهد چون مرد می‌گوید همسرش از خانه خارج شده و دیگر بازنگشته است.

پس از تشکیل جلسه دادرسی :

پس از تشکیل جلسه دادرسی، مرد می تواند مدارک خود را که اثبات کننده عدم تمکین زن است،

به قاضی بدهد. این مدارک می تواند اظهارنامه ای باشد که مرد ابتدائا برای زن فرستاده، شهادت شهود و … . سپس، قاضی از زن می خواهد که دفاعیات خود را مطرح نماید.

چنانچه هیچ مانع شرعی و عقلی، قانونی یا عرفی برای تمکین زن وجود نداشته باشد،

قاضی ابتدائا حکم به الزام زن به تمکین می دهد و در صورت تکرار عدم تمکین، زن ناشزه شده و دیگر نفقه به او تعلق نمی گیرد.

قانون مدنی در ماده ۱۱۰۸ به صراحت بیان می‌دارد: «هرگاه زن بدون مانع مشروع از ادای وظایف زوجیت امتناع کند، مستحق نفقه نخواهد بود.»

ضمن اینکه در صورت عدم تمکین زن، مرد می‌تواند با مراجعه به دادگاه خانواده تقاضای صدور حکم بر تجویز ازدواج مجدد نماید.

تمکین زن

البته برای تمکین زن مرد باید مقدمات و لوازم آن را از جمله مسکن مناسب و لوازم ضروری سکونت مهیا نماید و زن باید ضمن سکونت در منزل شوهر خود نسبت به ادای وظایف زناشویی اقدام کند.

در صورتی که زن بتواند موانعی را برای عدم تمکین خود اثبات کند، ناشزه نخواهد شد و مرد محکوم به بی حقی می شود. و در صورتی که مرد به وظایف خویش عمل نکند، در این‌صورت زن می‌تواند با مراجعه به دادگاه الزام همسر را به انجام وظایف و تکالیف قانونی و شرعی خود درخواست کند. نشوز مرد، سوءِ معاشرت یا همان بدرفتاری تلقی می‌شود و می‌تواند از مصادیق عسر و حرج باشد و طبق قانون زن می‌تواند با طی مراحل قانونی، درخواست طلاق بدهد.

موانع:

زن در صورتی که موانعی باشد، می تواند تمکین نکند- چه عام و چه خاص- و ناشزه هم محسوب نمی شود. این موانع به چند دسته تقسیم می شوند:

۱- موانع مربوط به سکونت در منزل مشترک:

۱- ماده ۱۱۱۵ قانون مدنی می گوید: “اگر بودن زن با شوهر در یک منزل متضمن خوف ضرر بدنی مالی یا شرافتی برای زن باشد زن می تواند منزل علیحده (جداگانه) اختیار کند ، در صورت ثبوت مظنه ضرر مزبور، محکمه حکم به بازگشت زن به منزل شوهر را نخواهد داد و مادام که زن در بازگشتن به منزل معذور باشد نفقه به عهده شوهرش خواهد بود.»

بنابراین، اگر زن در منزل مشترک خطری او را تهدید نماید، می تواند جداگانه زندگی کند بدون اینکه نفقه ی او قطع شود. البته باید از طریق دادگاه اقدام کرده و ضرر را اثبات نماید.

۲- اگر مطابق ماده ۱۱۱۴ قانون مدنی حق سکونت و تعیین منزل مشترک به زوجه داده شده باشد، شوهر درهمان منزل با همسر خود زندگی خواهد کرد زوجه نیز موظف به اطاعت از شوهر خود و ادای سایر وظایف زوجیت در همان منزل می باشد. یعنی دیگر زن وظیفه ای ندارد که به محلی که مرد تعیین می کند، برود.

۳- مرد وظیفه دارد تا منزل مطابق با شان زوجه تهیه نماید. چنانچه مرد این وظیفه را نتواند انجام بدهد، زن تکلیفی به حضور در منزل مشترک ندارد. مانند انکه شوهر زن خود را که شایسته داشتن خانه مستقلی هست به اطاقی که در کاروانسرا است یا اطاق کرایه نشینی ببرد یا منزل در ناحیه غیر متناسب با شئون زن انتخاب کند .

۲- موانع مربوط به ترک منزل :

۱- هر گاه زن برای انجام تکلیف مذهبی واجب، از شوهر اجازه بیرون رفتن بخواهد اما شوهر اجازه ندهد زن می تواند خارج شود و این امر موجب نشوز او نمی شود مانند آنکه زن متطیع شود و بخواهد به حج برود و یا به حمام برای ادای نماز های واجب برود.

۲- هرگاه پزشک خروج زن را از منزل برای مداوا لازم بداند و شوهر اجازه ندهد ، زن می تواند خارج گردد و باعث نمی شود که زن ناشزه شود مانند آنکه زن مبتلا به بیماری گردد که برای مداوا باید به بیمارستان یا خارج از کشور برود.

۳- مرد نمی تواند خارج از عرف زن را از دیدار خانواده اش محروم کند.

۳- موانع مربوط به تمکین خاص :

تمکین خاص یعنی برطرف کردن نیازهای جنسی که در صورت عدم تمکین زن، زن ناشزه محسوب می شود اما گاهی علت هایی وجود دارد که زن را از تمکین معاف می کند. از جمله این موانع اینها هستند:

۱- حق حبس:

ماده ۱۰۸۵ قانون مدنی در این مورد گفته است: «زن می‌تواند تا مهر به او تسلیم نشده از ایفاء وظایفی که در مقابل شوهر دارد امتناع کند مشروط بر اینکه مهر او حال باشد و این امتناع مسقط حق نفقه نخواهد بود.»

حق حبس یعنی زوجه از زمانی که باکره است، می تواند تمکین خاص در مقابل شوهر نداشته باشد و ابتدا درخواست حقوق مالی خود از جمله مهریه را کند. حق حبس فقط مربوط به تمکین خاص است و زن باید وظایف دیگری که در مقابل شوهر دارد مثل سکونت در منزل مشترک و .. را انجام دهد.

این فرض مربوط به زمانی که زن و مرد ازدواج کرده اند اما زوجه همچنان باکره است، پس می تواند تا زمانی که تمام مهریه به او پرداخت نشده رابطه ی جنسی با شوهر برقرار نکند. حتی اگر دادگاه پرداخت مهر را قسط بندی کند،

تا آخرین قسط پرداخت نشده، زن می تواند تمکین خاص نکند بدون اینکه نفقه را از دست بدهد. البته این حق با اولین رابطه جنسی بین زوجه و شوهر از بین می رود.

۲-روابط زناشویی :

۱- عادت ماهیانه زن که از عذرهای شرعی برای تمکین خاص محسوب می شود.

۲- اگر رابطه جنسی، آسیب جسمانی برای زن به همراه داشته باشد.

۳- اگر شوهر از زن بخواهد که زن با فرد دیگری غیر از خودش(شوهر) رابطه جنسی داشته باشد اعم از اینکه آن فرد مرد باشد یا زن. در این صورت اگر زن بتواند این درخواست مرد را اثبات کند، مجازات کیفری هم برای مرد خواهد داشت.

۴- اگر شوهر بخواهد که زن برای تحریک او صحبت های جنسی و تحریک آمیز از طریق تلفن یا پیامک یا گفتگوی مستقیم یا هر راه دیگری با نفر سومی داشته باشد.

۵- اگر شوهر رابطه ی معقدی بخواهد اما زن راضی نباشد.

۶- اگر شوهر بخواهد که نفر سومی اعم از زن یا مرد در رابطه ی جنسیشان شریک باشد.

۷- اگر مرد براساس اختلالات جنسی مثل سادیسم جنسی، ضرب و شتم هنگام رابطه یا … درخواست های جنسی از زن داشته باشد.در همه ی موارد زن می تواند تمکین نکند در عین حال که ناشزه نمی شود و نفقه اش قطع نمی گردد.

۱- تمکین چه معنایی دارد؟
۲- انواع تمکین کدامند؟
۳- مجازات عدم تمکین چیست؟
۴- در چه صورتی زن می تواند از مرد تمکین نکند؟
۵- تفاوت تمکین عام و خاص چیست؟
۶- شوهر چطور می تواند عدم تمکین زوجه را اثبات کند؟
۷- نحوه رسیدگی که دعوای عدم تمکین چیست؟

منابع:

۱- صفائی، حسین و امامی، اسدالله، مختصر حقوق خانواده، تهران: نشر میزان، چاپ هشتم، بهار ۸۴.

۲- جواهر الکلام، محمدحسن نجفی

دعوای استرداد جهیزیه|چگونه جهیزیه خود راپس بگیریم|وکیل جهیزیه

 

دعوای استرداد جهیزیه :

قبل از هر چیزی احتیاج به اینکه زن ثابت کند که وسائل را برده و به منزل شوهر خود تحویل داده است .

وسائل باقی است را دارد و باید از طریق ادله اثبات دعوا حق آن ثابت شود.

اگر زن لیست سیاهه نداشته باشد می تواند از طریق فاکتور اجناس خریداری شده و شهادت شهود نسبت به خود احقاق حق کند.

در هر صورتی اگر زن بخواهد در جهیزیه خود دخل و تصرف کند و شوهر مانع این کار شود زن می تواند در خواست اظهارنامه دهد و به همسر خود اعلام کند. در صورتی که شوهر از خارج کردن جهیزیه جلوگیری کند  زن می تواند به دادگاه مراجعه کند.

 در ماده ۱۱۰۷ قانون مدنی :

تهیه وسائل زندگی از مواردی است که جزء نفقه به حساب می آید و تهیه آن بر عهده ی شوهر است.

ولی طبق یک سنت الزام آور در خانواده ها در حد توانایی خود تا جایی که بتوانند وسائل مورد نیاز و شاید بیشتر را ، برای شروع زندگی دخترشان فراهم می کنند.

فراهم کردن جهیزیه توسط دختر و بردن آن به منزل شوهر به معنای این که شوهر مالک وسائل می شود نیست و فقط در حکم امین می باشد و دختر مالک جهیزیه است و شوهر فقط می تواند از آن ها استفاده کند و نفع ببرد.

با این وجود زوجه می تواند در هر زمانی که خواست جهیزیه خود را طلب کند و هر اقدامی نسبت به اموال خود انجام دهد. ( مثل ببخشد ، بفروشد و… ) یا استرداد جهیزیه را بخواهد.

ماده ۶۳ قانون اجرای احکام مدنی :

هنگامی که دعوای استرداد جهیزیه مطرح شد می توان به این ماده اشاره کرد در این ماده آمده است که :

از اموال منقولی که در محل زندگی مشترک زوجین وجود دارد آنچه که معمولا مورد استفاده زن می شود متعلق به زن است  و آنچه مورد استفاده مرد قرار می گیرد به مرد تعلق دارد و بقیه با توجه به مقررات این قانون مشترک محسوب می شود ، مگر اینکه خلافش ثابت شود.

جریان رسیدگی به دعوای استرداد جهیزیه :

دادگاه یک جلسه ای برای رسیدگی تعیین می کند و اظهارات طرفین را می شنود در صورتی که ادعایی که زن کرده است، مورد قبول شوهر باشد شوهر باید این اموال را برگرداند.

ولی اگر شوهر این ادعا را قبول نکرد قرار استماع شهادت شهود یعنی قاضی قراری صادر می کند که شهادت دادن شاهد ها را بشنود. این شهود همان افرادی که زیر استشهادنامه را امضا کرده اند می باشند.

که باید به دادگاه مراجعه کنند. و آنچه مشاهده کرده اند را بیان کنند اگر این اظهارات قبول شود حکم استرداد جهیزیه صادر می شود .

اگر مرد از اجرای حکم دادگاه خودداری کند از طریق اجرای احکام دادگستری نسبت به استرداد جهیزیه اقدام خواهد شد.

نکات

+ دعوای استرداد جهیزیه علاوه بر شرایط عمومی یکسری شرایط خصوصی هم بایستی داشته باشد :

الف ) تسلیم مال موضوع دعوا به زوج

ب ) باقی بودن جهیزیه

ج ) مالکیت زوجه ( خواهان )

د ) تصرف گیرنده ( زوج )

+ آن چیزی که بیشتر اهمیت دارد باقی بودن عین جهیزیه می باشد.

+ در حقیقت برای اینکه خواهان یا زوجه در دعوایی که طرح کرده است قرار رد دعوا یا به بی حقی محکوم نشود . 

باید بقاء عین جهیزیه را برای زوج ( مرد ) ثابت کند.

+ معنی استرداد وا پس گرفتن یا بازستاندن است :و دادگاه بایستی در همان قالب خواسته ای که طرح شده است رسیدگی کند و حکم صادر کند.

+ اولین مسئولیتی که شخص دارد بازگرداندن آن عین یا مال می باشد ولی اگر عین یا مال تلف شده باشد .

مسئول پرداخت بدل آن چه مثل آن موجود باشد چه نباشد قیمت آن را پرداخت کند.

+ دعوای استرداد جهیزیه یک دعوای عینی است تا زمانی که عین مال وجود داشته باشدباید عین آن را برگرداند نه قیمت آن را .

+ اگر فرد به جای دعوای استرداد جهیزیه دعوای مطالبه مبلغ را طرح کند باعث تغییر نوع دعوا شده است . که در این صورت زوجه باید ابتدا ارکان اختصاصی دعوای استرداد جهیزیه را ثابت کند و بعد از آن تلف را اثبات کند ، و با رعایت شرایطی قیمت آن را طلب کند.

+ منظور از قیمت ، قیمتی که در زمان عقد توافق کرده اند نیست : بلکه قیمت زمانی تلف اموال که زوج مسئول آن است را باید پرداخت کند.

+ چون استفاده از جهیزیه باعث کاهش قیمت آن می شود زوجه نمی تواند نسبت به این کاهش و استهلاک نمی تواند چیزی مطالبه کند .مگر اینکه زوج در فرسودگی و تلف جهیزیه بعد از طلاق مقصر باشد.

استرداد جهزیه در قانون مدنی

+ طبق رویه قضایی جهیزیه جزء دارایی زن محسوب می شود و زن به مرد مجاناً اجازه استفاده از آن را داده است . زوجه تا زمانی که عین جهیزیه وجود داشته باشد می تواند تقاضای گرفتن عین آن را بکند. و در صورت تلف شدن آن قیمت آن را مطالبه کند. ( ماده ۱۱۱۸ ، ۶۱۲ الی ۶۱۵ قانون مدنی )

+ در صورتی که زوجه یا مرد را محکوم کند در مرحله تجدیدنظر یا هنگام اجرای حکم :

طبق ماده ۳۶۲ قانون آیین دادرسی مدنی و ماده ۳۹ قانون اجرای احکام مدنی قیمت آن را بگیرد.

ارکان دعوای استرداد جهیزیه

الف ) جهیزیه آوردن از سمت زوجه در هنگام شروع زندگی مشترک

ب ) باقی بودن جهیزیه :

در صورتی که جهیزیه به صورت عینی وجود نداشته باشد : طبق ماده ۲ قانون آیین دادرسی مدنی دادگاه بدون ورود در ماهیت امر قرار استماع دعوا صادر می کند.

ج ) در صورتی که زوج جهیزیه را تصرف کند :

اگر جهیزیه در تصرف زوج نباشد در صورتی که به دعوا توجه نشود برابر بند ۴ ماده ۸۴ قانون آیین دادرسی مدنی قرار رد دعوا صادر می شود.

مدارک لازم برای دعوی استرداد جهیزیه

  1. اصل سند ازدواج یا کپی از آن
  2. اصل شناسنامه زن
  3. اصل کارت ملی زن
  4. سیاهه جهیزیه معتبر

حق گرفتن جهیزیه بعد از طلاق با چه کسی است ؟

مدارک لازم برای دعوی استرداد جهیزیه چیست ؟

در قانون تهیه جهیزیه در اصل به عهده کیست؟

جریان رسیدگی به دعوای استرداد جهیزیه چگونه است ؟

دعوای استرداد جهیزیه ارکان آن چیست ؟